چگونه بازار‌هائی که پیش‌بینی می‌کنند، همه چیز را در دست می-گیرند

شرط‌بندی روی جنگ، مانند شرط‌بندی روی مسابقه فوتبال

لوموند ديپلوماتیک : در ماه آوریل گذشته یکی از کاربران پلی‌مارکت، پس از شرط بندی بر سر این‌که در شهر روآسی، گرمای هوا از ۲۱ درجه خواهد گذشت، یک حسگر هواشناسی را با استفاده از یک سشوار مختل کرد. شرط بندی بر روی آب و هوا، جنگ بعدی امپریالیستی، نامزدی انتخاباتی گابریل آتال، هرچیز و همه چیز ممکن است : می توان حتی در باره آینده دنیا، روی سایت‌های بازار‌های پیش‌بینی کننده تامل کرد. اما از چه نقطه‌نظری ؟

 

نویسنده David Futrelle برگردان تقي تام   

کازینو‌های آنلاین که خود را به شکل وسیله نقلیه‌ی سرمایه گذاری درآورده‌اند، جائی‌است که می‌توان سرهرچیزی شرط بست : کی این یا آن مسابقه ورزشی را خواهد برد؟ چه کسی ساقدوش ازدواج تایلرسویفت خواهد بود؟ در دوسال اخیرشاهد فوران بازار‌های پیش‌بینی کننده هستیم. بنا بر آمار موسسه‌ی تی آر ام لبس (TRM Labs)، که متخصص تحلیل «دارائی‌های رمز-نگاری شده» است، حجم ماهیانه معاملات در این بازار از ۲/۱ میلیارد دلار (۰۵/۱ میلیارد یورو) در آغاز سال ۲۰۲۵ به بیش از ۲۰ میلیارد در ژانویه سال ۲۰۲۶ رسیده است. مجموع ارزش بورسی دو سکوی اصلی این بازار یعنی پلی‌مارکت و کلشی(Kalshi) از ۳۰ میلیارد دلار گذشته، بنیان‌گذاران جوان آن را به باشگاه میلیاردر‌ها وارد کرده است (۱).

افراد بسیاری هستند که وجود چنین موجودات عجیب دوگانه‌ای – نیمه-بازار معاملات آتی در دراز مدت یمه-ماشین قمار [موسوم به راهزن تک دست‌] – را به واسطه افتضاحات رسانه‌ای اخیرکشف کرده‌اند. درآغاز ژانویه، یکی از حساب‌های پلی‌مارکت، که آشکار است که یک‌هفته پیش از عملیات امریکا ساخته شده بود، با شرط بندی ۳۳۰۰۰ دلاری روی مقصد نیکلاس مادورو رئیس جمهور ونزوئلا، ۴۰۰ هزار دلارسود برد. دو حساب دیگر نیز در مجموع۲۳۰ هزار دلار(۲) سودبرده‌اند، در حالی‌که این عملیات حتی به آگاهی کنگره نرسیده بود. مشکل است تصور نکنیم که قضیه به کارمندان عالی‌رتبه دولت امریکا مربوط می‌گردد.

سپس موضوع ایران پیش‌آمد. در ماه دسامبر ۲۰۲۵، پلی‌مارکت شروع به شرط‌بندی روی حمله‌ی آمریکا به ایران کرد، کل مبلغ شرط‌بندی به ۵۲۹ میلیون دلار بالغ شد (۳)؛ در کلشی، ۵۴ میلیون دلار روی از بین بردن آیت‌الله علی خامنه‌ای شرط‌بندی شد که در ۲۸ فوریه در یک حمله اسرائیل و امریکا کشته شد (۴).

روزنامه نیویورک تایمز افشاء کرد که ۲۴ ساعت پیش از «وارد کردن ضربات»، سیصد شرط‌بندی حداقل ۱۰۰۰ دلاری در این بازار‌ها صورت گرفت، و ۱۶ حساب حتی بیش از ۱۰۰ هزار دلار هرکدام شرط بستند (۵).

یک کاربر با ۶۰ هزار دلار شرط بندی، نیم میلیون دلار برنده شد. یکی دیگر، با نام مستعار «ماگامیمان» بیش از ۵۵۳ هزار دلار برد (۶). بنا به گفته تلویزیون سی اِن اِن، یکی از حساب‌های پلی‌مارکت با یک سری شرط‌بندی روی حمله‌های اسرائیل و آمریکا به ایران، در سال‌های اخیر بیش ازیک میلیون دلار به جیب زده است (۷). این‌همه خوش‌شانسی بدون نیرنگ شک برانگیز است. «کلشی» با ناراحتی ادعا می‌کند که سر مرگ، شرط‌بندی نمی‌کند. از سوی دیگر پلاتفرم مزبورخشم شرط‌بندانی را برانگیخت که مرگ خامنه‌ای را درست دیده بودند ولی کل شرط‌بندی لغو شد و پولی را که سرمایه‌گذاری کرده‌بودند به آنان پس داد.

پلی‌مارکت به سهم خود از بازارهایش در رابطه با جنگ، همچون چشمه اطلاعات «ارزشمند» دفاع می‌کند. در یک بیانیه مطبوعاتی سوررئالیست [فرا واقع‌گرائی]، شرکت مزبور از «خِرَد توده‌ها» بخود می‌بالد و مدعی است که «پس از بحث و گفتگو با اشخاصی که مستقیما تحت تاثیر حملات قرارگرفته و ده‌ها پرسش برای‌شان مطرح گشته بود، وی متوجه شده بود که بازار‌های پیش‌بینی کننده می‌توانستند پاسخ‌هائی فراهم‌آورند که نه دربرنامه‌های خبری تلویزیونی و نه در شبکه اِکس (تویتر پیشین یافت نمی‌شدند» (۸). به فرض محال که این تائیدیه درست باشد، نشان آن است که بازار‌های پیش‌بینی کننده، فراسوی پول‌های گنده، اموری ایدئولوژیک نیز هستند. طارق منصور بنیان‌گذار و رئیس شرکت در یکی از بیانیه‌های آتشینش، که جامعه‌ی فناوری به آن عادت دارد، اظهار داشت «شرکت کلشی» در مقابل بحث، ذهنی‌گری و مجادله‌، بازار، دقت و حقیقت را قرار می-دهد» (۹). گوئی شرط بندی‌های طرفداران دارائی‌های رمز‌نگاری‌شده، چیزی جز امور ذهنی است! «ما رابطه تازه‌ای را با اطلاعات کشف کرده‌ایم. از این به‌بعد وقتی نظری را درباره آینده بیان می‌کنیم، مشکل است که به کلاشی فکر نکنیم.» موضوع را بخوبی می‌توان چنین خلاصه کرد : جاه‌طلبی‌های آقای منصور و حواریون اصلی بازار‌های پیش‌بینی کننده به فراسوی جنگ و تایلرسویفت نظر دارد. به‌نظر آقای منصور، «همه چیز را باید به امور مالی و هرنوع اختلافی را به سهام قابل مبادله تبدیل کرد» (۱۰).

پدرخوانده فکری این بازار‌ها، روبن هانسون، در دانشگا ژرژ-میسون (در ویرجینیا) اقتصاد تدریس می‌کند. رویای او این است که ببیند بازار‌های پیش‌بینی کننده، جای دموکراسی و دستگاه دولتی را بگیرد. در سال ۱۹۸۸ که در شرکت لاکهید، به عنوان پژوهشگر کار می-کرد، ایده‌اش این بود که بازار‌هائی ایجاد کند که با تکیه به عقل سلیم جمعی به همه پرسش‌هائی که مطرح می‌گردد، پاسخ دهد (۱۱). نقطه‌ی عزیمت او یکی از تز‌های اقتصاددان آزادیخواه، فردریک هایک است : در بازار‌های آزاد، قیمت‌ها، اطلاعات پراکنده را بهتر از برنامه‌ریزی‌های متمرکز در یک مجموعه، گردآوری می‌کنند. هانسن ابتدا کوشید این مدل را، از راه ساختن اولین بازار پیش‌بینی کننده در درون یک استارت‌آپ بنام زانادو(Xanadu )، در سال ۱۹۹۰ تجربه کند (۱۲). او نظریه خود را در چهارچوب یک تز دکترا، که در سال ۱۹۹۷ در انستیتوتکنولوژی کالیفرنیا دفاع کرد، تدقیق نمود. او باور داشت که تاریخ به او حق خواهد داد. به یک معنا، حرف او درست ازآب در آمد.

آیا فردا همه دلال‌بورس (trader) خواهند شد؟

کلشی در سال ۲۰۱۸ به‌وسیله دو فارغ‌آلتحصیل انستیتو تکنولوژی ماساچوست ( MIT )، کارمندان سابق موسسه‌ اداره‌کننده‌ی سهام در شرکت سیتادل، پایه‌گذاری شد. در زبان عربی، کلشی به معنی همه یا کل است- فقط همین! تقریبا دوسال بعد اقای شین کوپلان، یک جوان ۲۱ ساله ترک تحصیل کرد. حمام خانه‌اش را تبدیل به دفتر کار کرد و اساسا با الهام از کار‌های نظری هانسون، پلی‌مارکت را تاسیس نمود. درماه نوامبر ۲۰۲۰ کلشی موقعیت قانونی بازار تنظیم‌شده را پیدا کرد. پلتفرم کلشی در سال بعد به عموم عرضه شد. پلی‌مارکت تقریبا در همان زمان براه افتاد، ولی بدون اجازه قانونی. این کودک وحشتناک بازار‌های پیش‌بینی‌کننده، بوسیله دستگاه تنظیم‌کننده امریکائی جریمه شد و مجبور گشت در ژانویه سال ۲۰۲۲ مبلغ ۱.۴ میلیون دلار جریمه بپردازد (۱۳).

در این‌هنگام، یورش به سمت طلا آغاز شد. رابین‌هود، برنامه کاربردی (Application) تفریحی که در دوران همه‌گیری کووید خیلی مورد توجه بورس‌بازان قرارگرفت، در سال ۲۰۲۵ وارد بازار‌های پیش‌بینی‌کننده شد. غول‌های شرط‌بندی ورزشی فن‌دوئل، درافت-کینگز و فنتیکس همین کار را کردند. بدین ترتیب اینان توانستند ممنوعیت شرط بندی ورزشی در برخی ایالت های امریکا، از جمله مهمترین بازارها مانند کالیفرنیا و تکزاس را دور بزنند و سرانجام این بازار‌ها را به‌روی شرط‌بندی ورزشی بگشایند.

غول‌پیکر‌های بازار‌های پیش‌بینی‌کننده از این که فعالیت آنان با قمار مقایسه شود، متنفرند. آقای منصور در حالی‌که از کوره در می‌رود می‌گوید، در این‌صورت «باید گفت که مجموعه بازار‌های مالی، قماربازی هستند» (۱۴). چرا که نه؟ در هر‌حال وقتی قرار باشد با دوز و کلک پول بدست آورد، بازار‌های مالی همان‌قدر کارا هستند که قمارخانه‌ها. یک گزارش اخیر بانک سیتیزن نشان می‌دهد که دلال‌های بورس (تریدر‌ها traders) این بازار ها نسبت به کاربران سایت‌های شرط‌بندی، در طول اولین ماه‌های فعالیت‌شان پول بیشتری از دست می‌دهند : ۲۵ درصد آنان، حدود ۲۳ سنت در هر دلار سرمایه‌گذاری شده ضرر می‌کنند (بررسی نقل شده از بلومبرگ در تاریخ ۴ فوریه ۲۰۲۶).

با این‌حال یک تفاوت اساسی بین شرط‌بندی‌های ورزشی و بازار‌های پیش‌بینی وجود دارد : همان‌گونه که از اسم‌شان پیداست، اولی‌ها فقط یک عرصه، یعنی ورزش، را استعمار کرده-اند. و اگر دومی‌ها اساسا به ورزش توجه دارند، ولی مایلند فعالیت‌شان را به تمامی پهنه‌ی اطلاعات ، و نه تنها به شکل تبلیغات تهاجمی، گسترش دهند. سی ان ان، ان بی سی، داوجونز، یاهوفینانس، قراردادی با این پلتفورم‌ها امضا کردند که به موجب آن، شرط-بندی‌های بازار‌های پیش‌بینی‌کننده را بلافاصله در بولتن‌های خبری خود منعکس کنند. در جریان مراسم گلدن گلوب، تماشا‌چیان توانستند به‌طور مستقیم تحول شرط‌بندی‌ها در پلی-مارکت را دنبال کنند. بهرجهت، سفته‌بازی‌های دیوانه‌وار با هیچیک از تعریف‌های شناخته-شده‌ی مفهوم اطلاعات، خوانائی ندارد.

همان‌گونه که رئیس هیات مدیره شرکت کلشی با صداقت قابل تحسینی می‌گوید، این وسیله‌ ایست برای تبدیل هر نوع اختلاف عقیده به سهام قابل خرید و فروش. این سفته-بازی روی هرآن چیزی است که اتفاق خواهد افتاد؛ در ورزش، و نیز در سیاست، اقتصاد، زندگی ستارگان، در علوم و فرهنگ و خلاصه در همه عرصه‌هائی که طرح یک پرسش، شایسته دریافت یک پاسخ روشن است. در این جهان، هربار که گوشی تلفن خود را بررسی می‌کنید، یا مقاله‌ای در روزنامه‌ای می‌خوانید، می‌توانید شرط‌بندی کنید. شرط‌بندی مانند هوائی خواهد بود که شما تنفس می‌کنید، هوائی که در جوهره‌ی چیز‌ها ادغام شده است.

ناتاشا دوو شول، انسان‌شناس در دانشگاه نیویورک، اثرات چنین محیطی بر رفتار آدمی را مورد پژوهش قرار داده است. اپلیکیشن های شرط‌بندی ورزشی، کاربر‌ها را به طور دائم در حالت هشدار، در حال رصد شرط‌بندی آینده قرار می‌دهد؛ بازار‌های پیش‌بینی‌کننده، این حالت هشدار را به مجموعه واقعیت موجود تعمیم می‌دهد. بنابراین شما همیشه و در باره هر چیزی ، در کمین دارائی‌های قابل معامله هستید. او ادامه می‌دهد که «این یک حالت هوشیاری تضعیف شده ایجاد می‌کند، که حتی وقتی تلفن خود را زمین می‌گذارید، به طور غیر‌ارادی می‌خواهید باز از اخبار اطلاع حاصل کنید. »

شما اخبار تلویزیون را نگاه نمی‌کنید، بازاریابی می‌کنید. شما یک سخنرانی را گوش نمی-کنید، قیمت آن را تخمین می‌زنید. شول می‌افزاید، هنگامی که همه چیز می‌تواند به اوراق بهادار قابل مبادله تبدیل گردد، رابطه با جهان تغییر می‌کند. «شما دیگر شهروند یا انتخاب کننده‌ای نیستید که به بک سخنرانی گوش می‌دهد، یا یک هوادار ورزشی که مسابقه‌ای را تماشا می‌کند، شما یک دلال بورس (تریدر) می‌شوید

بدین‌ترتیب به هانسون و رؤیای اومی‌رسیم که می‌خواست از بازار‌های پیش‌بینی کننده، پایه‌ی شیوه‌ی نوینی از حکومت‌کردن را بسازد. این ایده که به آن عنوان زیبای «فوتارشی»( futarchy) ( از ترکیب دو کلمه حکومت و آینده) به آن داده است را، از هنگامی که در سال ۲۰۰۰ مقاله ای در این باب نوشت، تدقیق کرده است (۱۵). «آیا باید به‌نام ارزش‌ها رأی داد و بنام اعتقاد، شرط‌بندی کرد؟» بنا بر توصیف باریک‌بینانه او از دموکراسی، رأی‌دهندگان با این هدف رأی می‌دهند که نتایجی را که از برنامه‌های اجتماعی و اقتصادی انتظار دارند، از پیش تعیین کنند. اگر بازار‌های پیش‌بینی‌کننده سیاست‌هائی را تعیین کنند که بیشترین احتمال را دارد که چنان نتایجی حاصل شود، قانون‌گذار مجبور خواهد شد آن‌ سیاست‌ها را پیاده کند. به بیان دیگر، این بازار‌ها نه تنها نتایج را پیش‌بینی میکنند، بلکه به بوروکرات‌ها‌ی کشور دستور می‌دهند که آن نتایج را حاصل کنند. همان‌گونه که هانسن به ما توضیح می‌دهد «خارق‌العاده خواهد بود اگر این بازار‌ها می‌توانستند مستقیماً به [سیاستمداران] در باره تصمیماتی که می‌گیرند، مشورت دهند. غالباً سازمان‌ها تصمیمات بزرگی می‌گیرند. افراد نیز! این‌جا پای ارزش‌های زیادی در میان است».

به‌نظر می‌رسد که این سیستم، قدرت سیاسی واقعی را به هرکسی واگذار می‌کند که به اندازه کافی پول دارد که بازار‌ها را به سمت منافع خود جهت دهد. در مقابل این اعتراض هانسن عمل مقابله به مثل را قرار می‌دهد : درست است، بزرگ‌ثروتمندان قادرند بازارها را از راه شرط‌بندی بزرگ، بر اساس معیار‌های سیاسی مورد نظرشان، دستکاری کنند. اما دیگر معامله گران که به اشتباه خود در مورد قیمت وقوف خواهند یافت، با هم متحد خواهند شد تا علیه طرف مقابل شرط بندی کنند. باقدرت جادوئی رقابت بازار، بدین ترتیب تحریف‌ها درست خواهند شد. این اجتناب ناپذیر است!

در سال ۲۰۱۳ هانسن در یک نسخه تجدیدنظر شده‌ی مقاله‌اش بیل‌گیت را مثال می‌آورد : علیرغم ثروت عظیمش، این آدم تَکرو نتوانست یک بازار پیش‌بینی‌کننده را در مقابل خِرَد توده‌ها، جهت دهد (۱۶). در این دوره‌ی ماقبل تاریخ، میراث بیل‌گیتس فقط ۷۰ میلیارد دلار بود. امروز، «وزن» الون ماسک بیش از ۱۰۰۰ میلیارد دلار است، یعنی نزدیک یک-چهارم کل ثروت نیمی از نادارترین مردم آمریکا. تناسب قدرت‌ها تغییر یافته، ولی نظر هانسن همانست که بود.

او می‌گوید «شخصا از این که مردم از شرط‌بندی ورزشی لذت ببرند، ناراحت نمی‌شوم، این کار من نیست، ولی به‌نظر می‌رسد که به‌خوبی تفریح می‌کنند گذشته از این آیا نباید افراد را از این‌ منع کرد که با هستی‌شان با بی‌احتیاطی بازی کنند ؟ «ما جوانان را آزاد می‌گذاریم که با هرکس مایلند بیرون روند. آنان را آزاد می‌گذاریم که هنرپیشه یا نوازنده-شوند. این‌ها شرط‌بندی‌های پر مخاطره هستند. بنابراین پرسش این است که می‌خواهیم پذیرش چه ریسک‌های تفریحی دیگری را به اشخاص اجازه دهیم؟» بهتر نیست که مردم را بگذاریم که در انتخاب مناسبات شخصی و حرفه‌ای شان آزاد باشند... ولی با این‌وجود آنان را از این‌که در اثر باخت در یک شرط‌بندی بر سر ساقدوش‌های تایلر سویفت خانه -شان از دست بدهند، باز داریم؟

«فوتارشی» و اشتغال‌های فکری یک اقتصاددان خل وچل می‌توانست خنده‌آور باشد، اگر بازار‌های پیش‌بینی، بخش اقتصادی در حال رشد سریعی را تشکیل نمی‌داد که تا همین الان ارزش بورسی آن‌ها به ده‌ها میلیارد دلارسر می‌زند . به این دلیل است که خیلی‌ها ایده‌های اورا جدی می‌گیرند.

کارل مارکس و انگلس در«مانیفست حزب کمونیست» تأکید می‌کنند که رشد طبقه سرمایه‌دار«نگذاشته نوع دیگری از پیوند بین انسان‌ها برقرار باشد مگر منافع محض، “پرداخت نقدی” خشن». از آن‌موقع، این طبقه کوچکترین جنبه وجودی ما را در آب‌های یخ زده حسابگری‌های خودخواهانه «غرق» کرده است. وفاداران بازار‌های پیش‌بینی کننده، سرخوشانه خود را به این آب می‌افکنند. تنها چیزی که تا کنون به مالیه تبدیل نشده بود- یعنی اندیشه‌ی انسانی، عمل طرفداری از یک عقیده یا تجربه‌ی یک اختلاف نظر- از این به‌بعد یک دارائی است که می توان آن را با قیمتی متغیر معامله کرد. هر باوری را می‌توان در قراردادی حل کرد. هرچیز جامدی به کلشی تبدیل می‌گردد.

در واقعیت، آینده کاملاً ترسیم نشده است. هرچه بیشتر شرط‌بندی‌های ورزشی به صورت آنلاین توسعه می‌یابند، مدافعان کمتری پیدا می‌کنند. در تابستان سال ۲۰۲۵، ۴۳ درصد آمریکائی‌ها، در برابر ۳۴ درصد در سال ۲۰۲۲، آن را از لحاظ اجتماعی زیان‌آور می‌دانند (۱۷). به‌ویژه این نظر در بین مردان زیر ۳۰ ساله،۴۷ درصد، در برابر ۲۲ درصد در سال ۲۰۲۲، بوده است. بخشی از جمعیت که بوسیله این شرکت‌ها به خشن ترین شکل، هدف قرار گرفته بودند، اکنون پشت کردن به استثمارگران‌شان را آغاز کرده اند (۱۸).

رویای ایدئولوگ‌ها

علاوه بر آن، از آن‌جا که بیشتر مردم این بازار‌ها را از راه رسانه‌ای کردن گمانه‌زنی های-شان در باره جنگ و مرگ کشف می‌کنند، اوضاع سریع‌تر از این‌هم می‌تواند به رویگردانی بیشتر مردم از آن بیانجامد. در صورتی‌که این گرایش تأیید گردد، امکان خواهد داشت که جلوی رشد آن پیش از آن که با شرط‌بندی ورزشی برابر شود، گرفته وحتی متوقف گردد، و آن‌گونه که هانسن و سایر ایدئولوگ‌ها رؤیایش را داشتند، هرگز از لحاظ سیاسی و فرهنگی فراگیر نشود. اولین نظر‌سنجی‌ها دلگرم کننده است : یک نظرسنجی موسسه‌ی ایپسوس که امسال به حساب موسسه آمریکائی جوانان و پسران صورت گرفته، نشان می-دهد که برای ۶۱ درصد آمریکائی‌ها، بازار‌های پیش‌بینی کننده بیشتر شبیه قماربازی هستند تا سرمایه‌گذاری (۱۹). علیرغم پروپاگاندای حرفه‌ای‌های این بخش، فقط ۸ درصد افرادی که مورد پرسش قرار گرفته اند، آن را همچون ابزار سرمایه‌گذاری تلقی می‌کنند. و کسانی که از لحاظ اجتماعی آن را سودمند در نظر می‌گیرند فقط ۴ درصد هستند.

حتی هانسن آمدن طوفان را به‌چشم می‌بیند. «میگوید خطر واکنش شدید وجود دارد. در این‌صورت، تحقق دید‌گاه من به زمان بیشتری نیاز دارد. ولی امیدوارم که این واکنش به سرعت اتفاق نیافتد

بیائید شرط‌بندی کنیم

زیرنویس‌ها:

۱- Carlos Garcia, « Kalshi locks in $22 billions valuation, gaining slight edge over its rival Polymarket », 20 mars 2026, https://fortune.com

۲- Lookonchain, 4 janvier 2026, https://x.com ; cf. aussi Anirban Sen, « Mystery trader garners $400,000-plus windfall on Maduro’s capture », Reuters, 6 janvier 2026.

۳- « Les États-Unis frappent l’Iran par… ? », https://polymarket.com

۴- « Ali Khamenei out as Supreme Leader ? », https://kalshi.com

۵- Amy Fan, « How anonymous bettors cashed in on the Iran strike, just hours before it happened », The Upshot, 3 mars 2026,.

۶- « Magamyman », https://polymarket.com">Magamyman », Polymarket.

۷- Marshall Cohen, « Exclusive : Trader made nearly $1 million on Polymarket with remarkably accurate Iran bets », 24 mars 2026, CNN.

۸- Cité par Aisha Down, « “Abhorrent” : the inside story of the Polymarket gamblers betting millions on war », The Guardian, Londres, 11 avril 2026.

۹- « Kalshi reaches $11 billion valuation as app takes over America », 2 décembre 2025, Kalshi News.

۱۰- « Kalshi founders Tarek Mansour & Luana Lopes Lara on turning events into assets », 14 novembre 2025, Citadel Securities.

۱۱-

Robin Hanson, « Ideas futures », George Mason University, https://mason.gmu.edu

۱۲-

Robin Hanson, « A 1990 corporate prediction market », 23 novembre 2006, www.overcomingbias.com

۱۳-

« CFTC orders event-based binary options markets operator to pay $1.4 million penalty », Commodity Futures Trading Commission (CFTC), 3 janvier 2022, www.cftc.gov

۱۴-

Nathan Bomey, « Sports event contracts are not gambling, Kalshi CEO says », 17 avril 2025, www.axios.com

۱۵-

Robin Hanson, « Shall we vote on values, but bet on beliefs ? », juillet 2000, https://mason.gmu.edu

۱۶-

Robin Hanson, « Shall we vote on values, but bet on beliefs ? », The Journal of Political Philosophy, vol. 21, n° 2, Hoboken (New Jersey), juin 2013.

۱۷-

John Gramlich, « Americans increasingly see legal sports betting as a bad thing for society and sports », 2 octobre 2025, www.pewresearch.org

۱۸-

Isaac Rose-Berman, « The rise of sports betting is a growing public health crisis », 11 novembre 2025, www.statnews.com

۱۹-

Jonathan D. Cohen, « Most Americans see prediction markets as more like gambling than investing, new AIBM/Ipsos poll finds », 17 mars 2026, https://aibm.org

David Futrelle

روزنامه‌نگار. نسخه‌ای از این متن در روزنامه‌ی The Nation (نیویورک) منتشر شده است.

 

 

 

 



بالا

بعدی * صفحة دری * بازگشت