از لابی‌گری سیاسی تا دلالی نفتی؛ خلیلزاد در کابل با ملا برادر دیدار کرد

در ادامه تلاش طالبان برای ارائه تصویری اقتصادی و جذب سرمایه‌گذاران خارجی، ملا عبدالغنی برادر، معاون اقتصادی نخست‌وزیر طالبان، در کابل با زلمی خلیل‌زاد، نماینده پیشین آمریکا در امور افغانستان، دیدار کرد؛ نشستی که محور آن بررسی وضعیت منطقه، ادعای پیشرفت‌های حکومتی و گفت‌وگو درباره ورود شرکت‌های خارجی به پروژه‌های نفت و گاز افغانستان بود.

به گزارش ایراف، دفتر معاونت اقتصادی نخست‌وزیر طالبان اعلام کرده است که ملا عبدالغنی برادر، معاون اقتصادی نخست‌وزیر، روز دوشنبه در کابل با زلمی خلیل‌زاد، دیپلمات افغان‌تبار و نماینده ویژه پیشین آمریکا برای افغانستان، دیدار کرده است.

این دیدار در فضایی برگزار شده که طالبان طی ماه‌های اخیر تلاش دارند با برجسته‌سازی پروژه‌های اقتصادی، تصویر تازه‌ای از حکومت خود ارائه دهند.

بر اساس اطلاعیه این دفتر، دو طرف در این نشست درباره تحولات منطقه، وضعیت حکومت‌داری طالبان، پروژه‌های زیربنایی و ظرفیت‌های اقتصادی افغانستان گفت‌وگو کرده‌اند.

خلیل‌زاد در این دیدار گفته است که «در بخش‌های مختلف افغانستان پیشرفت‌هایی صورت گرفته» و اکنون «زمینه برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی فراهم شده است».

او افزوده است که شرکت‌هایی از عربستان سعودی، قطر، جمهوری آذربایجان و نروژ علاقه‌مند سرمایه‌گذاری در افغانستان هستند؛ به‌ویژه در حوزه‌های اکتشاف و استخراج نفت و گاز که طالبان آن را یکی از محورهای اصلی همکاری‌های اقتصادی معرفی می‌کنند.

ملا عبدالغنی برادر نیز با استقبال از این علاقه‌مندی تأکید کرده است که حکومت طالبان برای سرمایه‌گذاران خارجی «تسهیلات لازم» را فراهم می‌کند و آماده همکاری در پروژه‌های بزرگ اقتصادی است.

دفتر معاونت اقتصادی نخست‌وزیر طالبان اعلام کرده که این گروه در تلاش است مسیرهای قانونی و اداری سرمایه‌گذاری را برای شرکت‌های خارجی تسهیل کند.

این دیدار در حالی انجام شده که زلمی خلیل‌زاد طی ماه‌های اخیر چندین بار به کابل سفر کرده و با مقام‌های طالبان دیدار داشته است.

او پس از سقوط دولت پیشین افغانستان، بارها از طالبان به‌عنوان «واقعیت سیاسی کشور» یاد کرده و نقش او در توافق دوحه همچنان محل بحث و انتقاد در محافل سیاسی افغانستان است.

حضور در مراسم قرارداد نفتی؛ نقطه اوج بحث‌ها

این در حالی‌است که خلیل‌زاد روز دوشنبه در مراسم امضای قرارداد نفت و گاز حوزه کشک–تیرپل هرات میان وزارت معادن طالبان و شرکت نفتی دلتا عربستان سعودی نیز حضور داشت؛ مراسمی که ملا عبدالغنی برادر آن را هدایت می‌کرد.

او در این مراسم، این توافق را «مثبت و امیدوارکننده» توصیف کرد و گفت افغانستان «آماده جذب سرمایه‌گذاری‌های بزرگ بین‌المللی» است.

خلیل‌زاد همچنین افغانستان را «پل زمینی میان آسیای مرکزی و جنوبی» خواند.

روایت‌های قدیمی از تلاش برای انحصار منابع شمال

در پی این تحرکات، برخی روزنامه‌نگاران افغان نیز به گذشته نقش خلیل‌زاد در پرونده‌های اقتصادی افغانستان اشاره کرده‌اند.

سید اصغر اشراق، روزنامه‌نگار، می‌گوید خلیل‌زاد در دوران حامد کرزی و اشرف غنی تلاش زیادی داشت تا قراردادهای انحصاری نفت و گاز شمال کشور را برای شرکت‌هایی که با برخی کشورهای منطقه و فرامنطقه‌ای در آن‌ها سهم داشتند، به‌دست آورد؛ اما موفق نشد.

به گفته او، یکی از نمونه‌های این تلاش‌ها، اصرار بر قرارداد انحصاری نفت و گاز شمال برای یک شرکت مشترک مورد حمایت خلیل‌زاد بود؛ قراردادی که با مخالفت و استدلال میهنی سید مصطفی کاظمی، وزیر تجارت وقت، روبه‌رو شد.

اشراق می‌گوید همین مخالفت باعث شد نام کاظمی بعدها از کابینه حامد کرزی حذف شود.

امروز؛ همان مسیر، اما بدون مانع

اشراق معتقد است که اکنون، زیر چتر حکومت طالبان که خلیل‌زاد «لابی‌گر مسلم واگذاری افغانستان به آنان» بوده، او بدون شفافیت و هیچ نوع مانعی در کنار مقام‌های طالبان، قراردادهای مشابه را «ذیل نام عربستان و دیگر کشورها» امضا می‌گیرد.

او می‌گوید: «بر سر ملک بی‌صاحب و بی‌در و پیکر افغانستان چه تجارت‌هایی که انجام نمی‌شود؛ تجارت‌هایی که کوچک‌ترین نفعی برای مردم این سرزمین جز فقر، بی‌ثباتی و ناامنی نداشته و ندارد

سایه توافق دوحه بر تحرکات امروز

با وجود این اظهارات، نقش خلیل‌زاد در تحولات سیاسی افغانستان همچنان محل انتقاد جدی است.

توافق دوحه که او در سال ۲۰۲۰ با طالبان امضا کرد، خروج شتاب‌زده نیروهای آمریکایی را رقم زد و زمینه سقوط دولت پیشین و بازگشت طالبان به قدرت را فراهم آورد.

منتقدان می‌گویند او اکنون در قامت «لابی‌گر غیررسمی طالبان» ظاهر شده و تلاش دارد این گروه را در عرصه جهانی تثبیت کند.

هشدارها درباره پیامدهای مذهبی و سیاسی

هم‌زمان با این تحرکات، مولوی حبیب‌الله حسام، رئیس کمیته علمای جبهه مقاومت ملی افغانستان، نسبت به «پردهٔ پنهان» این حضورها هشدار داده است.

او با لحنی انتقادی گفته است که «مدرسهٔ خاتم‌النبیین و رسانه‌های مرتبط با تشیع، در چارچوب بازی بزرگ و برای جلب رضایت امارات، سعودی و دیگر بازیگران مصادره شده‌اند؛ این روند تا نابودسازی مذهب و مراکز مذهبی ادامه پیدا می‌کند

به باور حسام، سیاست طالبان فراتر از یک قرارداد اقتصادی است و پیامدهای سیاسی، اجتماعی و مذهبی عمیقی دارد. او حضور خلیل‌زاد در کنار طالبان و شرکت سعودی را بخشی از «معماری جدید قدرت» می‌داند که می‌تواند به محدودسازی نهادهای شیعی و تغییر توازن مذهبی در افغانستان منجر شود.

با این همه، یک منبع در وزارت خارجه آمریکا در واکنش به سفر اخیر زلمی خلیل‌زا، به کابل اعلام کرده است که او «کارمند دولت ایالات متحده نیست و از این کشور نمایندگی نمی‌کند».

 

القاعده؛ صبر استراتژیک یا افول جذابیت؟

افغانستان انترنیشنل : ۲۵ سال پس از حملات ۱۱ سپتامبر، القاعده دیگر آن سازمان متمرکز و قدرتمند دوران اسامه بن‌لادن نیست، اما همچنان به حیات خود ادامه می‌دهد.

کارشناسان معتقدند این گروه با بازتعریف ساختار و شیوه فعالیت، خود را با شرایط جدید وفق داده و حضورش را در بخش‌هایی از افریقا، خاورمیانه و آسیا حفظ کرده است.

الکس میشرا، تحلیلگر امریکایی حوزه افغانستان و القاعده، به مدیا لاین، گفت که القاعده اکنون «در مقایسه با زمان تأسیس خود، حضور سرزمینی گسترده‌تری در سه قاره دارد

او تأکید کرد که کاهش فعالیت‌های آشکار و حضور رسانه‌ای این گروه را نباید به معنای نابودی یا شکست آن دانست.

در مقابل، آصف درانی، نماینده ویژه پیشین پاکستان در امور افغانستان و سفیر سابق این کشور در ایران و امارات، دیدگاه متفاوتی دارد. به باور او، درباره القاعده «چیز زیادی برای گفتن باقی نمانده» و این گروه «دندان و جذابیت خود را از دست داده است.» درانی داعش را تهدید برجسته‌تری در میان گروه‌های جهادی می‌داند.

با این حال، کمال عالم، پژوهشگر پیشین شورای آتلانتیک، نگاه محتاطانه‌تری دارد. او به مدیا لاین گفت که حضور القاعده در افغانستان پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، به بالاترین سطح خود رسیده است. کشته‌شدن ایمن الظواهری، رهبر وقت القاعده در کابل، گواهی بر ادامه حضور این گروه در افغانستان است.

القاعده چگونه تغییر شکل داد؟

القاعده پس از ۱۱ سپتامبر به‌ویژه پس از کشته‌شدن بن‌لادن در سال ۲۰۱۱، بخش عمده‌ای از کادر رهبری مرکزی خود را از دست داد. با این حال، به جای فروپاشی کامل، به شبکه‌ای غیرمتمرکز از شاخه‌ها و گروه‌های وابسته تبدیل شد. این سازمان با نفوذ در درگیری‌های منطقه‌ای، کشورهای بحران‌زده و گروه‌های مسلح همسو، نفوذ خود را حفظ کرده است.

اریک لهمکول، تحلیلگر ژئوپولیتیک در آتلانتا، گفت که تسلط دوباره طالبان «محیطی مساعد برای فعالیت القاعده» فراهم کرده است. او هشدار داد که کاهش عملیات‌های برون‌مرزی این گروه نشانه ضعف نیست، بلکه بخشی از «راهبردی حساب‌شده برای صبر عملیاتی» است.

سازمان ملل: حضور القاعده در افغانستان ادامه دارد

جدیدترین ارزیابی‌های سازمان ملل نیز ادامه حضور القاعده در افغانستان را تأیید می‌کند. تیم نظارت بر تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل در گزارش ۱۰ اگست خود اعلام کرد که موقعیت و توانمندی القاعده در افغانستان تغییر بنیادی نکرده است.

این گزارش می‌افزاید که تهدیدات تروریستی برخاسته از افغانستان همچنان پابرجاست و توانایی گروه‌های افراطی برای فعالیت در این کشور، خطری مستمر برای همسایگان و منطقه آسیای مرکزی محسوب می‌شود. بر اساس این سند، القاعده در شورش «تحریک طالبان پاکستان» علیه دولت این کشور، حمایت‌های ایدئولوژیک، آموزشی و لجستیکی ارائه داده است. همچنین «السحاب»، بازوی رسانه‌ای القاعده، در ۲۸ اپریل بیانیه‌ای در حمایت از طالبان و برای نخستین‌بار در پشتیبانی از عملیات تی‌تی‌پی منتشر کرد.

القاعده در شبه‌قاره هند

ارزیابی سازمان ملل نشان می‌دهد که شاخه القاعده در شبه‌قاره هند از یک شبکه پراکنده به یک سازمان تروریستی منطقه‌ای تبدیل شده است. این گروه شبکه‌های مالی و لجستیکی خود را از طریق سلول‌های کوچک و غیرمتمرکز هدایت می‌کند.

طبق این گزارش، برخی رهبران القاعده همچنان در کابل حضور دارند و برای آن‌ها شناسنامه افغانستان (تذکره) صادر شده است؛ موضوعی که از همکاری نزدیک میان طالبان و این شاخه از القاعده حکایت دارد.

افغانستان پس از خروج امریکا

خروج نیروهای امریکایی در سال ۲۰۲۱ و بازگشت طالبان، نگرانی‌ها را درباره تبدیل مجدد افغانستان به بستر بازسازی، جذب نیرو و حمایت از شبکه‌های تروریستی احیا کرد. کشته شدن ایمن الظواهری در قلب کابل در سال ۲۰۲۲، آشکارترین نشانه از این حضور بود.

با این حال، طالبان همواره میزبانی از گروه‌های تروریستی را انکار کرده است. ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان، مسئولیت افغانستان در حملات ۱۱ سپتامبر را رد کرد و گفت طراحان آن حادثه، آموزش و پشتیبانی خود را در خارج از افغانستان دریافت کرده بودند. او تاکید کرد که در آن زمان هیچ زیرساختی برای انجام چنان حملاتی در داخل کشور وجود نداشت. مجاهد هشدارها درباره تبدیل افغانستان به پناهگاه تروریست‌ها را «تبلیغات خارجی» خواند و مدعی شد اداره طالبان اجازه فعالیت به هیچ گروه مسلح خارجی را نمی‌دهد.

داعش؛ تهدید بزرگ‌تر؟

عاصف دورانی معتقد است که داعش در حال حاضر خطری به‌مراتب جدی‌تر از القاعده است. داعش در اوج قدرت خود قلمرو وسیعی از عراق و سوریه را در دست داشت و هزاران جنگجوی خارجی را جذب کرد. به گفته دورانی، تروریسمِ سنتی اهمیت گذشته را ندارد و عبارت «جنگ با تروریسم» دیگر در ادبیات سیاست بین‌الملل خریدار ندارد. او به نمونه احمد شرع، رئیس‌جمهور کنونی سوریه اشاره کرد که زمانی با گروه‌های جهادی پیوند داشت، اما امروز در نقش سیاسی جدیدش از سوی دونالد ترامپ و برخی رهبران اروپایی به رسمیت شناخته شده است.

در مقابل، کمال عالم هشدار می‌دهد که تمرکز صرف بر رقابت القاعده و داعش، خطر اصلی را پنهان می‌کند: «مسئله محوری، نام القاعده یا داعش نیست، بلکه شبکه رو به گسترش گروه‌هایی است که پیوندهای منطقه‌ای و بین‌المللی دارند

میراث حل‌نشده ۱۱ سپتامبر

حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ با نزدیک به سه هزار کشته، منجر به حمله به افغانستان و جنگی دو دهه‌ای شد. اگرچه بن‌لادن در سال ۲۰۱۱ کشته شد و ساختار مرکزی این گروه تروریستی از هم پاشید، اما پرونده حقوقی این حادثه همچنان باز است.

نمونه بارز آن، پرونده خالد شیخ محمد، طراح اصلی ادعاشده حملات است. او در سال ۲۰۰۳ در پاکستان دستگیر و در ۲۰۰۶ به گوانتانامو منتقل شد و اکنون بدون برگزاری دادگاه، بیش از دو دهه را در بازداشت گذرانده است. دادگاه او و سه متهم دیگر برای ۵ جون ۲۰۲۸ برنامه‌ریزی شده است.

اندی ورموت، فعال حقوق بشر در بروکسل، این پرونده را ناکامی بزرگی برای سیستم قضایی امریکا می‌داند. به گفته او، استفاده از شکنجه (مانند غرق مصنوعی) و ابطال اعترافاتِ تحت فشار، پرونده را دچار چالش جدی کرده و محاکمه را سال‌ها به تأخیر انداخته است. او معتقد است امریکا باید به جای ایجاد یک ساختار دادرسی استثنایی و بلاتکلیف، متهمان را در دادگاه‌های عمومی و طبق قوانین عادی محاکمه می‌کرد.

القاعده؛ ضعیف‌تر اما سازگارتر

۲۵ سال پس از ۱۱ سپتامبر، القاعده سازمان متمرکز سال ۲۰۰۱ نیست؛ کادر مرکزی آن تضعیف شده، داعش بخشی از نفوذ آن را ربوده و توانایی‌اش برای انجام عملیات بزرگ فراملی در هاله‌ای از ابهام است. با این حال، گزارش سازمان ملل و نظر تحلیل‌گران نشان می‌دهد که این گروه با اتکا به غیرتمرکزگرایی، تقویت شاخه‌های منطقه‌ای و بهره‌برداری از خلاء قدرت در مناطق بی‌ثبات، توانسته است بقای خود را تضمین کند.

در این میان، افغانستان همچنان یکی از کانون‌های اصلی فعالیت القاعده باقی مانده است؛ واقعیتی که با ادعاهای طالبان تعارض جدی دارد.

 

 

طالبان قرارداد ۲۵ ساله نفت و گاز کشک‌‌ــ‌تیرپل را با یک شرکت سعودی امضا کردند

اندپندنت فارسی :   وزارت معادن و نفت رژیم طالبان دوشنبه ۱۶ شهریور (هفتم سپتامبر) قرارداد اکتشاف و استخراج نفت و گاز حوزه کشک‌‌ــ‌تیرپل در غرب افغانستان را با شرکت سعودی «دلتا» امضا کرد. بر اساس اعلام طالبان، این شرکت در مرحله نخست ۲۰۰ میلیون دلار در این حوزه سرمایه‌گذاری خواهد کرد. 

هدایت‌الله بدری، وزیر معادن و پترولیم طالبان، گفت که دوره اکتشاف این حوزه هشت سال و مدت کلی قرارداد ۲۵ سال تعیین شده است.

با توجه به این دوره هشت‌ ساله، امضای قرارداد به معنای آغاز فوری استخراج نفت و گاز نیست و شرکت سعودی ابتدا وجود، میزان و صرفه اقتصادی منابع هیدروکربنی این حوزه را مشخص کند. 

در مراسم امضای این قرارداد در کابل علاوه بر هدایت‌الله بدری، ملا عبدالغنی برادر، معاون اقتصادی نخست‌‌وزیر طالبان، ، ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی رژیم طالبان، شماری دیگر از مقام‌های ارشد این گروه و همچنین زلمی خلیل‌زاد، نماینده پیشین ایالات متحده در امور افغانستان، حضور داشتند. 

در اطلاعیه وزارت معادن و پترولیم طالبان آمده که شاهر التقی، مدیرعامل شرکت دلتا، این قرارداد را با حکومت طالبان امضا کرده است. شاهر التقی امضای این قرارداد را گامی مهم در راستای گسترش همکاری‌های اقتصادی و سرمایه‌گذاری میان افغانستان و عربستان سعودی توصیف کرد. 

وزارت معادن و پترولیم طالبان اعلام کرد که مساحت حوزه نفت و گاز کشک‌‌ــ‌تیرپل که در بخش‌هایی از استان‌های هرات و بادغیس در غرب افغانستان قرار دارد، حدود ۲۲ هزار کیلومترمربع است. 

زلمی خلیل‌زاد، نماینده پیشین ایالات متحده در امور افغانستان، در یک کنفرانس خبری در کابل گفت که شرکت بین‌المللی دلتا در بخش اکتشاف و استخراج نفت تجربه دارد و حضور این شرکت در افغانستان می‌تواند زمینه جلب سرمایه‌گذاری‌های بیشتر را فراهم کند. 

او افزود: «افغانستان از لحاظ منابع زیرزمینی کشوری غنی است و استفاده درست از این ثروت ملی می‌تواند زمینه پیشرفت و رفاه مردم را فراهم کند.» 

زلمی خلیل‌زاد در حالی در مراسم امضای این قرارداد حضور یافت که هیچ سمت رسمی در دولت کنونی ایالات متحده ندارد. با این حال، در ماه‌های اخیر چندین بار به افغانستان رفته و با مقام‌های ارشد طالبان، از جمله امیرخان متقی، وزیر خارجه این رژیم، دیدار کرده است. 

بخش تیرپل این حوزه در شهرستان کهسان استان هرات و در فاصله حدود ۹۵ کیلومتری مرز ایران قرار دارد. نخستین نشانه‌های وجود نفت در تیرپل در پی مشاهده نشت طبیعی نفت در دهه ۱۹۳۰ شناسایی شد. البته مشاهده این نشانه‌ها به معنای کشف یک میدان نفتی آماده استخراج نبود و حفاری‌های مدرن اکتشافی سال‌ها بعد آغاز شد. 

در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، بررسی‌های زمین‌شناسی، مطالعات لرزه‌نگاری و حفاری‌های اکتشافی در این حوزه انجام شد. در جریان این بررسی‌ها، پنج حلقه چاه اکتشافی عمیق حفر شد، اما این مطالعات به شناسایی یک میدان نفتی دارای ذخایر اثبات‌‌شده و آماده استخراج تجاری منجر نشد. 

بررسی‌های زمین‌شناسی، حوزه تیرپل را منطقه‌ای دارای ظرفیت اکتشاف نفت و گاز معرفی کرده‌اند. با این حال، میزان ذخایر قابل‌استخراج و صرفه اقتصادی بهره‌برداری از آن هنوز مشخص نیست.  

حکومت طالبان پیش از امضای قرارداد کشک‌‌ــ‌تیرپل، یکی از بزرگ‌ترین قراردادهای نفتی خود را با یک شرکت چینی امضا کرده بود. قرارداد ۲۵ ساله اکتشاف و استخراج نفت حوزه آمو‌دریا در سال ۲۰۲۳ با شرکت چینی «افچین» امضا شد. بر اساس آن قرارداد، شرکت چینی تعهد کرد در سال نخست ۱۵۰ میلیون دلار و طی سه سال ۵۴۰ میلیون دلار در حوزه آمو‌دریا سرمایه‌گذاری کند. 

وزارت معادن و نفت طالبان در ژوئن ۲۰۲۵ این قرارداد را فسخ و اعلام کرد که شرکت افچین به دلیل تخطی‌های مکرر، عملی‌ نکردن تعهدات مالی و فنی و پیش‌ نبردن حفاری‌های توافق‌‌شده، مفاد قرارداد را نقض کرده است.

لغو قرارداد آمو‌دریا به نوعی نشان داد که امضای قراردادهای بلندمدت و اعلام رقم‌های سرمایه‌گذاری بزرگ لزوما به اجرای کامل پروژه و افزایش استخراج نفت منجر نمی‌شود. 

در طول پنج سال حاکمیت مجدد طالبان بر افغانستان، این رژیم تلاش کرده است استخراج معادن و منابع زیرزمینی را افزایش دهد تا از این طریق بخشی از هزینه‌های حکومت‌ خود را تامین کند. در دوران حکومت پیشین افغانستان نیز جنگ، حملات طالبان، ناامنی، فساد اداری، ضعف مدیریت و نبود سرمایه‌گذاری کافی مانع گسترش استخراج معادن و منابع نفت و گاز شده بود.

 

جزئیات پروژه سعودی- آمریکایی برای نفت و گاز هرات؛ خلیلزاد از سرمایه‌گذاری ۶۰ میلیارد دلاری می‌گوید

با امضای قرارداد ۲۰۰ میلیون دلاری میان شرکت دلتا انرژی عربستان و وزارت معادن و نفت حکومت طالبان، مسیر یک طرح بزرگ انرژی در غرب افغانستان آغاز شده است؛ طرحی که زلمی خلیل‌زاد، دیپلمات پیشین آمریکا و یکی از چهره‌های فعال در لابی‌گری پرونده طالبان، با حمایت از آن می‌گوید این پروژه می‌تواند زمینه‌ساز سرمایه‌گذاری ۶۰ میلیارد دلاری در بخش نفت و گاز افغانستان باشد و نقش این کشور را در معادلات انرژی منطقه‌ای دگرگون کند.

به گزارش ایراف، شرکت دلتا انرژی اعلام کرده این قرارداد بخشی از برنامه گسترده سرمایه‌گذاری در افغانستان است.

مرحله نخست با ۲۰۰ میلیون دلار آغاز می‌شود و مدت قرارداد ۲۵ سال تعیین شده است.

این شرکت در بیانیه خود تأکید کرده که یک بسته سرمایه‌گذاری بالقوه نزدیک به ۶۰ میلیارد دلار را برای توسعه بخش انرژی افغانستان در نظر دارد؛ بسته‌ای که اجرای آن مشروط به نتایج اکتشاف، مطالعات فنی و اقتصادی، تأمین مالی و دریافت مجوزهای لازم خواهد بود.

محورهای طرح پیشنهادی دلتا انرژی

برنامه دلتا انرژی شامل اکتشاف و توسعه منابع نفت و گاز، استفاده از گاز طبیعی در داخل افغانستان و ایجاد زیرساخت‌های انتقال گاز است.

این شرکت همچنین بررسی یک خط لوله پیشنهادی ۷۰۰ کیلومتری از هرات تا نزدیکی اسپین‌بولدک قندهار را در دستور کار دارد؛ طرحی که هزینه احتمالی آن حدود ۱۰ میلیارد دلار برآورد شده است.

گستره حوزه نفت و گاز کشک–تیرپل

حوزه نفت و گاز کشک–تیرپل حدود ۲۲ هزار کیلومتر مربع مساحت دارد و شامل هفت بلاک نفتی تیرپل در ولایت‌های هرات و بادغیس است. این منطقه یکی از حوزه‌های بالقوه مهم انرژی در غرب افغانستان محسوب می‌شود و در صورت اثبات ذخایر تجاری، می‌تواند جایگاه افغانستان را در بازار انرژی منطقه تغییر دهد.

تأکید دلتا انرژی بر «برد مشترک»

شاهر التقی، رئیس اجرایی دلتا انرژی، با قدردانی از طرف‌های همکار در این پروژه، سیاست این شرکت را «برد مشترک» توصیف کرده و گفته است مشارکت واقعی زمانی شکل می‌گیرد که منافع طرفین به‌طور هم‌زمان تأمین شود.

نگاه طالبان به قرارداد

هدایت‌الله بدری، سرپرست وزارت معادن و نفت طالبان، امضای این قرارداد را گامی مهم برای خودبسندگی افغانستان، به‌ویژه در بخش گاز، دانسته و گفته است توسعه حوزه‌های نفت و گاز می‌تواند وابستگی این کشور به واردات انرژی را کاهش دهد.

ارزیابی زلمی خلیل‌زاد

زلمی خلیل‌زاد، فرستاده ویژه پیشین آمریکا برای صلح افغانستان، این قرارداد را نشانه‌ای از آمادگی افغانستان برای جذب سرمایه‌گذاری‌های بزرگ در بخش منابع طبیعی دانسته و تأکید کرده است که افغانستان علاوه بر نقش سنتی خود به‌عنوان پل ارتباطی منطقه، می‌تواند به یک منبع مهم انرژی برای بازارهای جهانی، به‌ویژه جنوب آسیا، تبدیل شود.

چشم‌انداز بلندمدت

این قرارداد ۲۰۰ میلیون دلاری، آغاز یک برنامه مشروط و بلندمدت در بخش انرژی افغانستان است؛ برنامه‌ای که به گفته خلیلزاد، می‌تواند یکی از بزرگ‌ترین بسته‌های سرمایه‌گذاری خارجی در تاریخ این کشور باشد.

حضور خلیلزاد در نقش لابی اقتصادی طالبان

هم‌زمان با این قرارداد ملا عبدالغنی برادر، معاون اقتصادی نخست‌وزیر طالبان، با زلمی خلیل‌زاد در کابل دیدار کرده و تأکید دو طرف بر جذب سرمایه‌گذاری خارجی بوده است.

این تحرکات روایت‌های تازه‌ و جنجالی را از گذشته سیاسی خلیلزاد در افغانستان دوباره مطرح شده است.

روایت‌هایی که نشان می‌دهد تلاش او برای نقش‌آفرینی در قراردادهای نفت و گاز افغانستان سابقه‌ای طولانی دارد و اکنون زیر سایه حکومت طالبان، بدون شفافیت و مانع، ادامه یافته است.

 

افشای طرح استخبارات طالبان برای جنگ روانی و تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی

اندپندنت فارسی :  بر اساس یک سند اداره استخبارات/اطلاعات طالبان که یک نسخه آن در اختیار ایندیپندنت فارسی قرار گرفته است، این نهاد طرح گسترده‌ای را با بودجه ۷۰ میلیون افغانی تنظیم کرده تا گروهی از فعالان رسانه‌ای همکار با این نهاد، محتوای تبلیغاتی، شایعه، توطئه و نفرت را در رسانه‌های اجتماعی دامن بزنند.

براساس رهنمود اداره استخبارات طالبان، هدف اصلی این برنامه، بهره‌گیری از تمامی ظرفیت‌های رسانه‌ای و سایبری در داخل و خارج از افغانستان برای اجرای تدابیر فعال استخباراتی، تبلیغات و ضدتبلیغات عنوان شده است.

در این سند محرمانه، ۱۰ هدف راهبردی برای کارزار رسانه‌ای و روانی طالبان تعریف شده است.

ایجاد بی‌باوری و بی‌اعتمادی عمومی به گروه‌های مخالف حکومت طالبان با برجسته کردن روایت‌هایی از درگیری‌ها و حوادث گذشته، ایجاد شکاف و تفرقه میان اعضا و حامیان جبهه‌های مخالف، به‌ویژه جبهه آزادی و جبهه مقاومت ملی افغانستان، جلوگیری از پیوستن مردم و جوانان افغانستان به صفوف گروه‌های مخالف مسلح، القای تصویر «شکست‌ناپذیری امارت اسلامی افغانستان» در سطح رسانه‌ها و افکار عمومی، ایجاد شبکه‌های پوششی مطبوعاتی در خارج و انتشار گزارش‌ها به زبان‌های بین‌المللی درباره دستاوردهای طالبان، برانگیختن موج نفرت عمومی علیه حکومت و ارتش پاکستان و تقویت دیدگاه دفاع از تمامیت ارضی، جذب و به‌کارگیری کارشناسان سیاسی، ژنرال‌های سابق و فعالان برجسته شبکه‌های اجتماعی در خارج از کشور که به طالبان تمایل دارند، ممانعت از هرگونه همبستگی و اتحاد میان گروه‌های مخالف طالبان، انتشار گزارش‌های هدفمند درباره ارتباط گروه‌های مخالف با دستگاه‌های اطلاعاتی پاکستان و مداخله اسلام‌آباد در امور افغانستان و پشتیبانی رسانه‌ای از گروه‌های مخالف رژیم نظامی پاکستان و انعکاس گزارش‌های مربوط به نقض حقوق پشتون‌ها و بلوچ‌ها توسط ارتش پاکستان از جمله اهداف کلیدی این طرح پرهزینه است.

ساختار بودجه ۷۰ میلیونی  برای تبلیغات

این اسناد افشا می‌کنند که مدیریت برنامه‌ریزی در «ریاست ۰۱۵» اداره استخبارات طالبان، بودجه‌ای معادل ۷۰ میلیون و ۷۰۰ هزار افغانی برای انجام این پروژه‌ها تصویب کرده است. این طرح به امضای محمد خلیل همراز، رئیس ریاست ۰۱۵ استخبارات، رسیده و مهر تأیید معاونت عملیاتی ریاست عمومی استخبارات نیز در آن درج است.

براساس این طرح، ۳۰ میلیون افغانی برای تخریب چهره رهبران مخالفان، تصویر کردن زندگی تجملاتی آنان در خارج کشور در برابر «کشته شدن فرزندان مردم فقیر»، و ادعای نفوذ عناصر طالبان در صفوف مخالفان اختصاص یافته است. مدیریت دوم استخبارات و شبکه‌های همکار آن اجرای این بخش را بر عهده دارند. ادعای نفوذ طالبان در میان جبهه‌های مخالف این گروه، در یک ماه گذشته و به‌ویژه پس از کشته شدن حسیب پنجشیری، فرمانده ارشد جبهه مقاومت ملی، در درگیری با طالبان در سالنگ، در رسانه‌های اجتماعی مطرح شده است. رسانه‌های نزدیک به طالبان که براساس این سند ماهیانه پول دریافت می‌کنند این ادعا را به نقل از کارشناسان سیاسی مقیم نیز مطرح کرده‌اند.

در این میان ۲۰ میلیون افغانی از مبلغ اختصاص‌یافته برای این طرح، در زمینه تثبیت حاکمیت طالبان در مناطق شمالی، مرکزی و غربی افغانستان و «خنثی‌سازی شایعات و تبلیغات مخالفان» اختصاص یافته است. مدیریت چهارم اداره استخبارات مجری این محور عملیاتی است.

همچنین ۲۰ میلیون افغانی دیگر به پوشش رسانه‌ای علیه پاکستان، انعکاس مشکلات اقتصادی آن کشور، برجسته کردن فعالیت‌های تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی) و آزادی‌خواهان بلوچ، و همچنین ترویج طرح «افغانستان بزرگ» که شامل بخشی از جغرافیای کنونی پاکستان است اختصاص یافته است.

این سند همچنین نشان می‌دهد که طالبان ۵۰۰ هزار افغانی برای تهیه و انتشار مقالات و گزارش‌های انتقادی علیه کشورهای ایران و تاجیکستان به دلیل پناه دادن به گروه‌های مخالف طالبان اختصاص یافته است.

در بخش دیگری از این طرح، ۲۰۰ هزار افغانی برای ساخت ۳۰۰ حساب جدید در شبکه‌های اجتماعی و افزایش فعالیت‌های روزانه یک هزار و ۵۰۰ حساب موجود در فضای مجازی تخصیص یافته است. مدیریت‌های دوم، سوم و چهارم اداره استخبارات طالبان به صورت مشترک بر این پروژه نظارت دارند.

ارتش حساب‌های جعلی با نام‌های زنانه و پنجشیری

بخش دیگری از این اسناد محرمانه، به افشای فهرستی از مسئولان و حساب‌های سایبری تحت مدیریت آنان با عنوان «جدول ۱۵۰۰ تن از مبارزین مطبوعاتی امارت اسلامی افغانستان» اختصاص دارد. این فهرست نشان می‌دهد چگونه چهره‌های ارشد تبلیغاتی طالبان شبکه‌ای از حساب‌های مستعار و جعلی را در شبکه اجتماعی اکس هدایت می‌کنند.

بر اساس این سند، سه تن از چهره‌های کلیدی طالبان از جمله محمد جواد ثارگر، نصیر هاشمی و سعید خوستی، مدیریت ده‌ها حساب جعلی را در رسانه‌های اجتماعی برعهده دارند که بیشتر آنها با نام‌های زنان و با پسوند پنجشیری فعالیت می‌کنند تا تصویر پذیرفته شدن طالبان را در میان زنان و مردم پنجشیر القا کنند.

اسناد اداره استخبارات طالبان افشا می‌کنند که این گروه علاوه بر شبکه‌های اجتماعی، از کانال‌ها و رسانه‌های مختلف نیز برای پیشبرد اهداف خود بهره می‌برد. در جدول عملیاتی، نام کانال‌ها و رسانه‌هایی چون کانال یاد، کانال مثلث، حجاز فارسی، صدای هندوکش، المرصاد، کانال آفاق، کانال نقاب، گرین میدیا، رادیو حریت، تلویزیون طلوع، تلویزیون یک، تلویزیون شمشاد و تلویزیون آریانا به عنوان بسترهای پوششی یا همکار درج شده است.

علاوه بر این، تمرکز ویژه طالبان بر حوزه منطقه‌ای نشان می‌دهد که استخبارات این گروه می‌کوشد با هزینه‌های میلیونی، معادلات سیاسی با همسایگان خود از جمله پاکستان، ایران و تاجیکستان را تحت تأثیر قرار دهد.

 

 

مسعود از نگاه طالبان

افغانستان انترنیشنل : در ۱۵ آگست ۲۰۲۱، زمانی که نیروهای طالبان وارد کابل شدند، احمدشاه مسعود و «مقاومت» بار دیگر در کانون بحث‌های سیاسی و نظامی افغانستان قرار گرفت؛ اما این بار رهبری مقاومت در برابر طالبان را احمد مسعود، فرزند احمدشاه مسعود، بر عهده گرفت.

با بازگشت دوباره طالبان به قدرت، پنجشیر تنها ولایتی بود که در کنترول طالبان قرار نداشت و مخالفان طالبان در این دره به مقاومت پرداختند.

آن زمان، امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، به چاریکار و جبل‌السراج رفت و با نمایندگان احمد مسعود دیدار و گفت‌وگو کرد. هر دو طرف تلاش داشتند یک راه‌حل سیاسی میان نظام طالبان و نیروهای مخالف مستقر در پنجشیر فراهم کنند، اما گفت‌وگوهای طرف‌ها درباره قدرت، مشارکت سیاسی و ساختار نظام آینده به سرانجام نرسیدند. پس از ناکامی مذاکرات، طالبان عملیات نظامی را در پنجشیر آغاز کردند.

عبدالقیوم ذاکر، از فرماندهان ارشد نظامی طالبان، مسئولیت فرماندهی این عملیات را بر عهده داشت و منابع جبهه مقاومت گفتند که نیروهای ویژه ارتش پاکستان مواضع آنان را در پنجشیر هدف حملات هوایی قرار داده‌اند.

پس از سقوط پنجشیر، تصاویر و ویدیوهایی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که در آن‌ها نشانه‌هایی از آسیب‌دیدن آرامگاه احمدشاه مسعود و صحنه‌های رقص اتن برخی افراد وابسته به طالبان دیده می‌شد.

طالبان اعلام کردند که این رفتار سیاست رسمی آنان نبوده است. ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان، این اقدامات را رفتار شخصی برخی افراد خواند و گفت تلاش خواهد شد تا از وقوع چنین رویدادهایی جلوگیری شود.

اما انتشار این تصاویر واکنش‌های گسترده‌ای را برانگیخت؛ زیرا برگزاری مراسم شادی و اتن در کنار آرامگاه یک مخالف کشته‌شده، با هر انگیزه‌ای که انجام شده باشد، از سطح یک مخالفت عادی سیاسی فراتر رفته و رنگ و بوی توهین به خود گرفته بود.

شکست گفت‌وگوها و سیاست‌های انحصارگرایانه طالبان، مخالفان این گروه را که جبهه مقاومت در رأس آنان قرار دارد، به ادامه مبارزه مسلحانه علیه طالبان تشویق کرد و اکنون، پنج سال پس از آن رویدادها، دیده می‌شود که درگیری‌ها گسترش یافته و ابعاد تازه‌ای پیدا کرده است.

نبود روایت واحد در باره مسعود در میان طالبان

اعضای طالبان درباره احمدشاه مسعود دیدگاه واحدی ندارند. رهبران طالبان پیشینه‌های متفاوت سیاسی و جهادی دارند و تجربه‌های جنگی آنان نیز یکسان نیست. برداشت آنان از مسعود نیز بر اساس مناطق، فرماندهان و روابط گذشته متفاوت است.

شماری از رهبران طالبان بر محور قندهار و هلمند به‌صورت مستقیم با مسعود و نیروهایش جنگیده‌اند. عبدالغنی برادر، عبیدالله آخند، فاضل مظلوم، نورالله نوری و عبدالقیوم ذاکر از چهره‌های مهم طالبان جنوب هستند که با مسعود جنگیده‌اند.

مسعود برای این افراد، یک دشمن واقعی در میدان نبرد بود. به همین دلیل، نام او با خاطرات شخصی، تجربه‌های نظامی و حافظه یک جنگ طولانی گره خورده است. شاید تأثیر همین حافظه را بتوان در رفتار نظامی طالبان در پنجشیر پس از تحولات سال ۲۰۲۱ نیز مشاهده کرد. اما در محور مهم دیگر طالبان، یعنی شبکه حقانی، تصویر مسعود تا اندازه‌ای متفاوت است.

در دوران جهاد علیه شوروی، از روابط و احترام متقابل میان جلال‌الدین حقانی، پدر سراج‌الدین حقانی و احمدشاه مسعود یاد شده است. هر دو در جبهه گسترده جهاد علیه نیروهای شوروی حضور داشتند، هرچند بعدها آنها مسیرهای سیاسی و نظامی‌ متفاوتی را دنبال کردند.

حقانی روابط نزدیکی با مسعود داشت و عضو شورای فرماندهان او نیز بود. این پیشینه تاریخی شاید باعث شده باشد که خلیل‌الرحمن حقانی در سال ۲۰۲۱ از مسعود به عنوان «مجاهد و فرمانده قهرمان» یاد کرد.

نفوذ فرماندهان تاجیک‌تبار در ساختار نظامی طالبان نیز گسترده است. یکی از بلندپایه‌ترین چهره‌های تاجیک‌تبار طالبان، فصیح‌الدین فطرت، رئیس ستاد ارتش است.

فصیح‌الدین در یکی از مصاحبه‌هایش درباره شخصیت مسعود موضعی محتاطانه اتخاذ کرده بود. او گفته بود: «احمدشاه مسعود نیز از جمله فرماندهان جهادی بود که در برابر روس‌ها جهاد و مبارزه فراوان انجام داد. بعداً که در برابر امارت اسلامی قرار گرفت، اختلافات به وجود آمد... ما متأسف هستیم که او در برابر برادران افغان خود ایستاد. وی از آن فرماندهانی بود که در دوران جهاد، زحمات زیادی علیه روس‌ها کشید

این سخنان فصیح‌الدین نشان می‌دهد که در درون طالبان، هر دو تعریف «مخالف» و «فرمانده جهادی» درباره مسعود به‌طور همزمان وجود دارد. در پس این موضع‌گیری، حساسیت‌های قومی و منطقه‌ای نیز مطرح است به‌ویژه اینکه بدخشان از مراکز سنتی نفوذ برهان‌الدین ربانی، رهبر فکری و تشکیلاتی مسعود، به شمار می‌رفت.

دشمنی‌های قدیمی هنوز پابرجاست

در یک روز برفی ماه دلو سال ۱۳۷۳ خورشیدی، احمدشاه مسعود، وزیر دفاع حکومت برهان‌الدین ربانی، همراه با چند تن از یارانش به سمت میدان‌ شهر، در حدود ۳۵ کیلومتری جنوب‌غرب کابل، رفت. او به دیدار با افراد مسلحی به میدان شهر رفت که با موترهای دارای پرچم سفید از قندهار آمده بودند. این جریان نوظهور، «تحریک اسلامی طالبان» به رهبری محمد عمر بود که ادعای برپایی نظام شرعی را داشت.

مسعود حدود چهار ساعت با نمایندگان طالبان، به ویژه ملا محمد ربانی و ملا بورجان، روی یک فرش نشستند و گفت‌وگو کردند. انتظار مسعود و برهان‌الدین ربانی این بود که طالبان نوظهور، با توجه به روابط و همکاری‌های گذشته، از طریق تعامل سیاسی جدید با آنان همکاری کرده و در برابر حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار در کنارشان قرار گیرند.

اما پاسخ نمایندگان طالبان برخلاف انتظار بود. طالبان شرط گذاشتند که ربانی و مسعود باید بدون قید و شرط قدرت را واگذار کنند، سلاح‌های خود را به طالبان تسلیم کنند و نظام شرعی مورد نظر طالبان را بپذیرند.

این نشست چهار ساعته بدون نتیجه پایان یافت. جلسه‌ای که شاید می‌توانست راهی برای مصالحه باز کند، در سال‌های بعد به رویارویی طولانی و خونین میان دو طرف تبدیل شد.

طالبان در آغاز، با شعار صلح و پایان دادن به بی‌ثباتی، حضور خود را زیر پرچم سفید گسترش دادند، اما با توسعه قلمرو و تصرف کابل در سال ۱۹۹۶، مسیر جنگ نیز تغییر کرد.

مسعود نیروهای خود را به مناطق شمالی، به ویژه پروان، پنجشیر و تخار، منتقل کرد و «جبهه متحد ملی افغانستان» را در برابر طالبان تأسیس کرد. طالبان و پاکستان این جبهه را «ائتلاف شمال» می‌نامیدند.

در همان سال‌ها، یکی از مهم‌ترین پشتوانه‌های سیاسی و لجستیکی مسعود منطقه کولاب در تاجیکستان بود. طالبان در رسانه‌های رسمی خود و رادیو شریعت، از نیروهای مسعود با عنوان «فراریان کولاب» یاد می‌کردند.

این اصطلاح حدود ۲۵ سال بعد نیز در سخنان یکی از مقام‌های بلندپایه طالبان دوباره مطرح شد. امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، اخیرا در مراسم پنجمین سالگرد به قدرت رسیدن طالبان، با اشاره به سخنان عبدالرب رسول سیاف، از نزدیک‌ترین همکاران مسعود، گفت: «رهبر مؤسس نظام ما، مرحوم ملا محمد عمر مجاهد، چهار بار در راه جهاد و در راه خدا زخمی شده بود. در زمانی که تمام افغانستان توسط شما به پاسگاه‌ها تقسیم شده بود، با وجود آن نیز این فداکاران سر تسلیم فرود نیاوردند، برخاستند و شما را از سراسر افغانستان جمع کردند و تا کولاب رساندند.» این سخنان نشان داد که اصطلاح «کولاب» هنوز هم در ادبیات سیاسی طالبان جایگاه خود را حفظ کرده است.

برخورد با گذشته و آینده

رویکرد طالبان نسبت به مخالفان سیاسی، شخصیت‌های تاریخی و نمادهای ملی، چه در دوره نخست حاکمیت آنان و چه در دوره کنونی، همواره موضوع بحث بوده است.

گزارش‌هایی نیز درباره مواضع طالبان در قبال پرچم ملی و برخی نمادهای ملی، تخریب مجسمه عبدالعلی مزاری و نیز برداشتن تصاویر امان‌الله خان و خان عبدالغفار خان از برخی دفاتر دولتی منتشر شده است. در سال ۲۰۲۲ گزارش شد که تصویر امان‌الله خان از یک مرکز درمانی در پکتیا برداشته شده و در سال ۲۰۲۴ نیز ادعاهایی درباره اقدام مشابه در مورد یک نقاشی دیواری در تورخم منتشر شد.

رفتار طالبان در بسیاری موارد از تنگ‌نظری مذهبی آنان سرچشمه می‌گیرد و نسبت دادن آن به ابعاد قومی و سمتی، قضاوتی منصفانه و منطقی نیست. در همین چارچوب، اقدامات مخالفان طالبان نیز به هیچ قوم یا منطقه خاصی تعلق ندارد. با این حال، دست‌کم این واقعیت روشن است که جنگ نیز اصول و قواعد خاص خود را دارد.

هنوز برای بسیاری این پرسش مطرح است که اگر طالبان پس از گذشت دهه‌ها هنوز تحمل نام و احترام یک مخالف کشته‌شده خود را ندارند، چگونه خواهند توانست با ارزش‌های متنوع و جمعیت چهل میلیونی افغانستان، کشوری با تنوع گسترده قومی، فرهنگی و سیاسی، کنار آمده و زیر یک چتر زندگی مسالمت‌آمیز ایجاد کنند؟

طالبان تا کنون اقداماتی انجام نداده‌اند که بتواند پاسخی روشن به این پرسش ارائه کند.

 

بازگشت یعنی پایان تحصیل»؛ دانشجویان دختر افغان در معرض اخراج از دانشگاه‌های پاکستان

اندپندنت فارسی : تصمیم شورای پزشکی و دندانپزشکی پاکستان برای اخراج دانشجویان افغان از رشته‌های پزشکی، دندانپزشکی، پرستاری و مامایی، موجی از نگرانی و اعتراض را در میان دانشجویان و شماری از سیاستمداران و دیپلمات‌های پاکستانی برانگیخته است. به‌خصوص که برخی از این دانشجویان با بورسیه‌های دولتی و قانونی وارد دانشگاه‌های پاکستان شده‌اند و اکنون در آستانه فارغ‌التحصیلی قرار دارند. 

دانشجویان افغان رشته‌های پزشکی عمومی و دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی جناح سند کراچی، در نامه‌ای خواستار مداخله فوری برای جلوگیری از اخراج  از دانشگاه‌های پاکستان شدند. 

آنان در این نامه نوشتند: «این تصمیم دانشجویان سال اول تا سال آخر را با خطر اخراج روبرو می‌کند؛ با وجود اینکه ما از طریق بورسیه‌های دولتی پذیرفته شدیم و به ما اطمینان داده شد که اجازه خواهیم داشت تحصیلاتمان را به پایان برسانیم. اجرای مقررات جدید درباره دانشجویانی که پیش‌تر ثبت‌نام کرده‌اند، ناعادلانه است و اصل انصاف و تداوم آموزش را تضعیف می‌کند.» 

این دانشجویان افزودند که اجرای مقررات جدید، دانشجویانی را که بر اساس مقررات قبلی، قانونی و با «حسن نیت» در دانشگاه‌های پاکستان پذیرفته شدند، تحت تاثیر قرار می‌دهد.

در این نامه بر وضعیت ویژه دانشجویان دختر نیز تاکید شده و آمده است: «بسیاری از ما به‌ دلیل محدودیت‌های وضع‌‌شده بر تحصیل زنان، نمی‌توانیم تحصیلات عالی خود را در افغانستان ادامه دهیم. محروم‌ کردن ما از فرصت تکمیل تحصیلات در پاکستان عملا به آینده حرفه‌ای ما پایان خواهد داد.» 

دانشجویان افغان همچنین خواستار رعایت تعهدات آموزشی و اصول بشردوستانه در چارچوب برنامه‌های بورسیه شدند و نوشتند: «تعهدات آموزشی بشردوستانه در چارچوب برنامه‌های بورسیه باید رعایت شوند. اخراج دریافت‌‌کنندگان بورسیه اعتماد به همکاری‌های علمی بین‌المللی را تضعیف می‌کند.» 

در بخش دیگری از این نامه آمده است: «دانشجویان سال آخر در آستانه فارغ‌التحصیلی قرار دارند. جلوگیری از تکمیل تحصیلات آنان سال‌ها تلاش را هدر می‌دهد و افغانستان را از پزشکانی که به‌‌شدت به آن‌ها نیاز دارند، محروم می‌کند.» 

این دانشجویان از نهاد مخاطب نامه خواستند که با مقام‌های پاکستانی برای توقف اخراج دانشجویان افغان مذاکره و زمینه تکمیل تحصیلات دانشجویانی را که قبلا در دانشگاه‌های این کشور ثبت‌نام‌ شده‌اند، فراهم کند. آنان همچنین خواستار در نظرگرفتن تسهیلات ویژه برای دانشجویان دختر و رعایت تعهدات مربوط به بورسیه‌های بین‌المللی شده‌اند. 

شورای پزشکی و دندانپزشکی پاکستان دستور داده است که دانشجویان افغان مشغول تحصیل در رشته‌های پزشکی، دندانپزشکی، پرستاری و مامایی از دانشگاه‌ها و کالج‌های این کشور اخراج شوند. دانشجویان مشمول این تصمیم، از جمله شماری از دختران، در سال‌های مختلف تحصیلی قرار دارند و برخی از آنان در آستانه فارغ‌التحصیلی‌اند. 

شمار دقیق دانشجویان افغان رشته‌های پزشکی و دندانپزشکی در پاکستان مشخص نیست، اما پس از ادامه‌دار شدن ممنوعیت تحصیل دختران در افغانستان، شماری از آنان برای ادامه تحصیل به پاکستان رفتند و اکنون تصمیم شورای پزشکی و دندانپزشکی پاکستان آینده تحصیلی آنان را با خطر روبه‌رو کرده است. 

رژیم طالبان در افغانستان تحصیل دختران بالاتر از کلاس ششم را ممنوع کرده و در دانشگاه‌ها را نیز به روی زنان بسته است. از این‌ رو بازگشت دانشجویان دختر به افغانستان می‌تواند به معنای پایان تحصیلات عالی آنان باشد. 

سفارت طالبان در اسلام‌آباد نیز خواستار بازنگری در تصمیم شورای پزشکی و دندانپزشکی پاکستان برای اخراج دانشجویان افغان شد. در اطلاعیه این سفارتخانه آمده است: «حوزه‌های مهم و حیاتی همچون علم، آموزش و روابط انسانی باید از اختلافات سیاسی مصون نگه داشته شوند و فرصت‌های آموزشی و علمی نباید تحت تاثیر تحولات و اختلافات سیاسی قرار گیرند.» 

تصمیم اخراج دانشجویان افغان رشته‌های پزشکی و دندانپزشکی از دانشگاه‌های پاکستان با انتقاد شماری از سیاستمداران و دیپلمات‌های این کشور نیز مواجه شده است. آصف درانی، نماینده ویژه پیشین پاکستان در امور افغانستان، اخراج دانشجویان پزشکی افغان را «تکان‌دهنده» توصیف کرد. 

او در حساب کاربری خود در ایکس نوشت: «اخراج این دانشجویان، به‌ویژه زنان جوانی که فقط برای تحصیل با موانع فوق‌العاده دشواری مبارزه کرده‌اند، صرفا یک موضوع اداری نیست؛ بلکه مسئله انسانیت، همدلی و مسئولیت اخلاقی خود پاکستان است.» 

درانی هشدار داد که بازگرداندن دانشجویان دختر به افغانستان، جایی که زنان و دختران با محدودیت‌های شدید آموزشی روبرو هستند، می‌تواند سال‌ها تلاش آنان را نابود کند و امیدشان برای پزشک‌ شدن را بر باد دهد. 

او نوشت: «اگر این دانشجویان با بورسیه‌ دولت پاکستان در این کشور تحصیل می‌کنند، دلایل حمایت از آنان قوی‌تر می‌شود. پاکستان همواره از پیوندهایش با مردم افغانستان سخن گفته. اکنون زمان آن است که نشان دهد این سخنان معنا دارند.» 

منصور احمد خان، سفیر پیشین پاکستان در کابل، نیز از شورای پزشکی و دندانپزشکی این کشور خواست محدودیت وضع‌شده بر دانشجویان افغان را لغو کند.  او تاکید کرد که تصمیم درباره دانشجویان افغان دانشکده‌های پزشکی پاکستان باید با در نظر گرفتن ملاحظات انسانی و روابط تاریخی و تمدنی میان مردم دو کشور، بازنگری و به دانشجویان افغان اجازه داده شود تحصیلاتشان را در پاکستان تکمیل کنند و سپس به کشورشان بازگردند. 

تصمیم اخراج دانشجویان افغان در حالی اتخاذ شد که روابط رژیم طالبان و پاکستان، پس از افزایش ناامنی و حملات تروریستی در این کشور، به‌ویژه در ایالت‌های خیبر پختونخوا و بلوچستان در امتداد مرز افغانستان، به‌‌شدت پرتنش شده است. 

پاکستان رژیم طالبان را متهم می‌کند که علیه عوامل ناامنی در این کشور، از جمله تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی) و گروه‌های هم‌پیمان آن، اقدام موثری انجام نداده است. رژیم طالبان این اتهام را رد می‌کند و می‌گوید مسئول تامین امنیت در داخل خاک پاکستان نیست. 

حملات هوایی پاکستان به خاک افغانستان در ماه‌های گذشته نیز روابط طالبان و اسلام‌آباد را بیش‌ازپیش تیره کرد. در حال حاضر، گذرگاه‌های مرزی میان افغانستان و پاکستان برای تبادلات تجارت مسدود است؛ وضعیتی که میلیون‌ها دلار به تجار دو کشور زیان وارد کرده است. در مقطع کنونی هیچ نشانه روشنی از کاهش تنش‌ها و عادی‌ شدن روابط دو طرف دیده نمی‌شود.  

 

 

پنج سال حذف زنان از پرده سینما و صحنه تئاتر در افغانستان تحت سلطه طالبان

اندپندنت فارسی :  ممنوعیت نقش‌آفرینی زنان در سینما، تئاتر و مجموعه‌های تلویزیونی به دستور رژیم طالبان بر تولیدات سینمایی و تلویزیونی افغانستان به‌‌شدت اثر گذاشته و آن را به کمترین میزان رسانده است و دیگر از ساخت و پخش مجموعه‌های تلویزیونی با حضور زنان خبری نیست.

این محدودیت تا جایی است که رسانه‌های داخلی افغانستان حتی در حساب‌هایشان در شبکه‌های اجتماعی نیز اجازه ندارند محتوای سینمایی یا بخش‌هایی از  مجموعه‌های تلویزیونی با نقش‌آفرینی  زنان را منتشر کنند. 

رژیم طالبان مخالف حضور اجتماعی و عمومی زنان، به‌ ویژه در سینما و تلویزیون است. تنها شمار معدودی از خبرنگاران زن به‌ شکل نمادین در برخی رسانه‌های خصوصی کابل کار می‌کنند که البته آنان نیز مجبورند هنگام اجرا در تلویزیون ماسک بزنند و حضورشان در رسانه‌ها بسیار کم‌رنگ است. 

فاطمه حسینی، یکی از هنرپیشه‌های سینما و تئاتر افغانستان و ساکن استان هرات در غرب این کشور است. او بیش از یک دهه از عمرش را صرف فعالیت در سینما و تئاتر کرد و در ده‌ها فیلم و مجموعه تلویزیونی نقش‌آفرینی کرد و در صدها تئاتر نیز حضور داشت، اما اکنون به دلیل ممنوعیت حضور زنان در سینما و تئاتر، بیکار و خانه‌نشین شده است. 

او می‌گوید: «همه زحمت‌های من در بخش سینما و تئاتر هیچ شد و من بیکار شدم و نمی‌توانم کار پیدا کنم. من همیشه در تلویزیون بودم و هر جمعه‌ شب در یک برنامه طنز حضور داشتم. خیلی خوشحال بودم که در سینما کار می‌کردم، اما حالا دیگر نمی‌توانم این کار را انجام بدهم.» 

فاطمه حسینی تنها زنی نیست که بازگشت طالبان به قدرت بر کار و زندگی‌اش تاثیر گذاشته و او را خانه‌‌نشین کرده است. ده‌ها هنرپیشه زن دیگر هم در پنج سال حاکمیت مجدد طالبان به گوشه‌نشینی و انزوا روی آورده‌اند. بسیاری از آنان به دلیل فضای حاکم بر افغانستان نمی‌خواهند درباره پیشینه هنری و وضعیت کنونی زندگی خود صحبت کنند. 

افغانستان جامعه‌ای سنتی و به‌‌شدت محافظه‌کار است و حتی در دوران نظام جمهوریت نیز زنان به‌ آهستگی و با احتیاط وارد سینما و تئاتر می‌شدند. حضور آنان با فشارهای اجتماعی و مخالفت‌های ناشی از فضای سنتی افغانستان همراه بود. بسیاری از خانواده‌ها نمی‌خواستند دخترانشان در فیلم‌ها، نمایش‌ های تئاتر یا مجموعه‌های تلویزیونی ظاهر شوند. با این حال شماری از زنان جرئت کردند و روی پرده سینما و صحنه تئاتر حاضر شدند. در سال‌های پایانی نظام جمهوریت، حضور زنان در سینما و تئاتر افزایش یافته بود. 

اما با بازگشت طالبان به قدرت، پخش فیلم‌ها و مجموعه‌های تلویزیونی با حضور زنان ممنوع شد و زنان از فعالیت در سینما و تئاتر بازداشته شدند؛ ممنوعیتی که پس از پنج سال، همچنان ادامه دارد. 

ممنوعیت تحصیل دختران بالاتر از کلاس ششم و بسته‌ شدن دانشگاه‌ها به روی زنان، دانشجویان دختر رشته تئاتر دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه کابل را نیز از ادامه تحصیل محروم کرد. به این ترتیب، طالبان نه‌ تنها بازیگران زن را از فعالیت در سینما و تئاتر بازداشتند، بلکه مسیر آموزش و ورود نسل تازه‌ به این عرصه را نیز مسدود کردند. ادامه این وضعیت می‌تواند حضور زنان در سینما و تئاتر افغانستان را تا سال‌های طولانی با خلاء جدی مواجه کند. 

البته با وجود سرکوب فعالیت‌های هنری و حذف زنان از صحنه، طالبان به استفاده از تئاتر برای بازسازی عملیات جنگی و تبلیغ روایت خود ادامه داده‌اند. در ویدیویی که پیش‌تر از سالن همایش‌های دانشگاه کابل منتشر شد، نیروهای طالبان در نمایشی یکی از حملات خود به نظامیان حکومت پیشین افغانستان را روی صحنه بازسازی کردند. صحنه‌های این اجرا که طالبان از آن به‌‌عنوان «تئاتر» یاد کردند، با واکنش‌های گسترده کاربران شبکه‌های اجتماعی مواجه شد. 

این رویداد تناقض آشکار در سیاست فرهنگی طالبان را نشان می‌دهد: نمایش‌های اجتماعی، برنامه‌های طنز، حضور زنان و فعالیت‌های هنری مستقل سرکوب می‌شوند، اما از صحنه تئاتر برای بازسازی خشونت‌های جنگی و تبلیغ روایت طالبان استفاده می‌شود. 

حاکمیت مجدد پنج‌ ساله طالبان باعث کاهش قابل‌توجه تولید آثار فرهنگی و هنری در افغانستان شد. سرکوب، اختناق، سانسور و خطر بازداشت نیز بسیاری از فعالان سینما، تئاتر و دیگر عرصه‌های هنری را به ترک افغانستان وادار کرد؛ روندی که همچنان ادامه دارد. 

وضعیت کنونی پیش از بازگشت طالبان به قدرت نیز قابل پیش‌بینی بود. هنرپیشه‌های زن سینما و تئاتر بارها درباره پیامدهای بازگشت طالبان هشدار داده و از حذف خود از پرده سینما، صحنه تئاتر و تلویزیون ابراز نگرانی کرده بودند. اکنون آن نگرانی‌ها به واقعیت زندگی زنان هنرمند افغانستان تبدیل شده است. 

 

صنعتی‌سازی افغانستان؛ راهبرد اقتصادی نوظهور طالبان

حکومت طالبان باکاهش مالیات و توسعه صنایع می‌کوشد اقتصاد افغانستان را از وابستگی به واردات و کمک خارجی دور کند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، افغانستان در سال‌های اخیر با یک تناقض اقتصادی جدی روبه‌رو بوده است؛ از یک سو حکومت طالبان از افزایش تولید داخلی، توسعه صنایع و حرکت به سمت خودکفایی سخن می‌گوید و از سوی دیگر، اقتصاد این کشور همچنان با کمبود سرمایه، ضعف زیرساخت، بحران انرژی و محدودیت‌های مالی دست‌وپنجه نرم می‌کند.

در چنین شرایطی، صنعتی‌سازی به یکی از محورهای اصلی سیاست اقتصادی طالبان تبدیل شده است؛ سیاستی که هدف آن کاهش وابستگی افغانستان به واردات و کمک‌های خارجی و ایجاد اقتصادی متکی بر تولید داخلی و سرمایه‌گذاری خصوصی عنوان می‌شود.

«بنیاد پژوهشی آبزرور» در تحلیلی درباره رویکرد اقتصادی طالبان، صنعتی‌سازی را بخشی از تلاش کابل برای عبور از اقتصادی می‌داند که سال‌ها به کمک‌های خارجی، واردات و منابع مالی بین‌المللی وابسته بوده است.

طالبان پس از بازگشت به قدرت در سال 2021 اقتصادی را تحویل گرفت که پایه صنعتی محدودی داشت و بخش قابل توجهی از هزینه‌های عمومی آن از منابع خارجی تأمین می‌شد. بر اساس این تحلیل، حدود 75 درصد هزینه‌های عمومی دولت پیشین از کمک‌های خارجی تأمین می‌شد و پس از تغییر حکومت و کاهش بخش قابل توجهی از این کمک‌ها، اقتصاد افغانستان بیش از 20.7 درصد کوچک شد.

اقتصاد این کشور در سال 2022 نیز 6.2 درصد دیگر کاهش یافت. همزمان، تحریم‌ها، مسدود شدن نزدیک به 7 میلیارد دلار از دارایی‌های بانک مرکزی افغانستان و محدودیت دسترسی به نظام مالی بین‌المللی، فشار بیشتری بر اقتصاد وارد کرد.

در چنین شرایطی، کابل به دنبال مدلی رفت که در آن تولید داخلی، سرمایه‌گذاری خصوصی و درآمدهای داخلی نقش پررنگ‌تری داشته باشند و صنعتی‌سازی به یکی از ابزارهای اصلی این تغییر تبدیل شد.

مالیات؛ مشوقی برای سرمایه‌گذاری

یکی از نخستین ابزارهای طالبان برای تقویت بخش تولید، استفاده از مشوق‌های مالیاتی بوده است.

بر اساس تحلیل بنیاد پژوهشی آبزرور، حکومت طالبان مالیات بر درآمد ناخالص کسب‌وکارها را از 4 درصد به 2 درصد کاهش داده و مالیات تکلیفی قراردادی 7 درصدی را برای بخش‌های کشاورزی، صنعت و تجارت تعیین کرده است. همچنین مالیات علی‌الرأس لغو شده است.

کابل در جولای 2026 نیز مجموعه دیگری از معافیت‌ها و تخفیف‌های مالیاتی را برای بخش‌های منتخب اعمال کرد. بر اساس مقررات اصلاح‌شده، نرخ مالیات بر درآمد شرکت‌ها برای اشخاص حقوقی، به استثنای شرکت‌های معدنی، از 20 درصد به 10 درصد کاهش یافته و صنایع تازه‌تأسیس نیز از معافیت مالیاتی پنج‌ساله برخوردار شده‌اند.

این سیاست‌ها بخشی از تلاش طالبان برای ایجاد انگیزه در سرمایه‌گذاران و حمایت از تولیدکنندگان داخلی است؛ رویکردی که در کنار افزایش تولید، هدف دیگری نیز دنبال می‌کند: جایگزین کردن بخشی از کالاهای وارداتی با محصولات داخلی.

شهرک‌های صنعتی؛ تلاش برای ایجاد زیرساخت تولید

در کنار مشوق‌های مالیاتی، توسعه شهرک‌های صنعتی نیز در دستور کار کابل قرار گرفته است.

افغانستان اکنون در 14 ولایت 34 شهرک صنعتی دارد؛ اما وضعیت این شهرک‌ها یکسان نیست. بر اساس گزارش بنیاد پژوهشی آبزرور، تنها 11 شهرک به‌طور کامل فعال هستند، 11 شهرک در حال ساخت و 12 شهرک دیگر در مرحله برنامه‌ریزی و ارزیابی قرار دارند.

حکومت طالبان همچنین قانون مناطق صنعتی را با هدف تنظیم فعالیت این شهرک‌ها و ایجاد فضای مناسب‌تر برای سرمایه‌گذاری خصوصی تصویب کرده و از برنامه ایجاد 26 شهرک صنعتی جدید خبر داده است.

با این حال، توسعه شهرک‌ها بدون تأمین انرژی پایدار با مانع جدی مواجه خواهد بود. کمبود برق یکی از مشکلات اصلی صنایع افغانستان است و همین مسئله باعث شده پروژه‌های مرتبط با تأمین انرژی شهرک‌های صنعتی نیز در اولویت قرار گیرند.

در همین چارچوب، کمیسیون اقتصادی افغانستان احداث یک پست برق 220/20 کیلوولت برای شهرک صنعتی باریک‌آب را با هزینه 360 میلیون افغانی تصویب کرده است.

این وضعیت نشان می‌دهد که برای کابل، توسعه صنعت تنها به ساخت کارخانه محدود نمی‌شود و تأمین انرژی و زیرساخت نیز به بخش جدایی‌ناپذیر این سیاست تبدیل شده است.

بخش خصوصی و نگاه به بازارهای منطقه

محور دیگر سیاست صنعتی طالبان، فعال‌تر کردن بخش خصوصی است. کابل در سال‌های اخیر تلاش کرده است ارتباط خود را با انجمن‌های تجاری و نهادهایی مانند اتاق صنایع و معادن افغانستان افزایش دهد.

برگزاری نمایشگاه‌های داخلی و بین‌المللی نیز به یکی از ابزارهای معرفی تولیدات افغانستان و ایجاد ارتباط میان تولیدکنندگان داخلی و بازارهای منطقه‌ای تبدیل شده است. نمایشگاه‌هایی مانند «هفته ملی و بین‌المللی صنعت» و نمایشگاه «ابوحنیفه» در همین چارچوب برگزار شده‌اند.

همزمان، نشست‌های تجاری میان شرکت‌های افغانستان و هیئت‌های خارجی نیز افزایش یافته است. هدف از این نشست‌ها، جذب سرمایه‌گذاری، ایجاد مشارکت با شرکت‌های منطقه‌ای و فراهم کردن مسیر دسترسی تولیدکنندگان افغانستان به بازارهای خارجی عنوان می‌شود.

به این ترتیب، صنعتی‌سازی برای طالبان تنها یک سیاست اقتصادی داخلی نیست؛ بلکه به بخشی از دیپلماسی اقتصادی این حکومت نیز تبدیل شده است.

چرخش به سوی همسایگان و قدرت‌های منطقه‌ای

در شرایطی که افغانستان با محدودیت‌های مالی و نبود به رسمیت شناسی گسترده بین‌المللی مواجه است، کابل تلاش کرده است روابط اقتصادی خود را با کشورهای منطقه گسترش دهد.

سفرهای مقام‌های اقتصادی و وزارتی طالبان به کشورهایی مانند هند، ایران و ازبکستان و حضور در مجامع اقتصادی منطقه‌ای، در کنار سفر هیئت‌های بخش خصوصی افغانستان به هند و چین، بخشی از این تلاش‌ها بوده است.

هدف این تحرکات، تنها افزایش تجارت نیست؛ طالبان می‌کوشد افغانستان را به مقصدی برای سرمایه‌گذاری و بخشی از زنجیره‌های تولید و تجارت منطقه‌ای تبدیل کند.

کابل در داخل نیز بر افزایش ظرفیت تولید تأکید دارد. حکومت طالبان مدعی است افغانستان در 133 قلم کالا در 45 بخش تولیدی به خودکفایی رسیده و وزارت صنعت و تجارت شمار کارخانه‌های فعال را حدود 6500 واحد اعلام کرده است.

اقتصاد افغانستان نیز پس از انقباض شدید در سال‌های نخست بازگشت طالبان به قدرت، بار دیگر وارد مسیر رشد شده است. بر اساس گزارش بانک جهانی، اقتصاد این کشور در سال 2025 حدود 4.8 درصد رشد کرده است.

اما رشد اقتصادی الزاماً به معنای شکل‌گیری یک اقتصاد صنعتی نیست.

گلوگاه انرژی و زیرساخت

یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها درباره آینده صنعتی افغانستان، توان این کشور برای تأمین زیرساخت‌های مورد نیاز تولید است.

افغانستان با کمبود مزمن برق و خاموشی‌های مکرر مواجه است و نزدیک به 80 درصد برق مورد نیاز خود را از کشورهای همسایه آسیای مرکزی وارد می‌کند. چنین وابستگی‌ای برای اقتصادی که می‌خواهد بر توسعه کارخانه‌ها و افزایش تولید تکیه کند، یک آسیب‌پذیری جدی محسوب می‌شود.

مشکل تنها به برق محدود نیست. شبکه حمل‌ونقل نیز هنوز ظرفیت لازم برای پشتیبانی از یک اقتصاد صنعتی گسترده را ندارد. بیش از 2 هزار کیلومتر از بزرگراه‌های اصلی افغانستان ساخته نشده و تنها حدود 40 درصد شبکه راهبردی جاده‌ای آسفالت شده است. همچنین حدود 85 درصد شبکه جاده‌ای در وضعیت نامناسب قرار دارد.

در چنین شرایطی، حتی اگر سرمایه‌گذاری برای احداث کارخانه افزایش یابد، انتقال مواد اولیه، محصولات و کالاهای صادراتی همچنان می‌تواند هزینه و زمان تولید را افزایش دهد.

فاصله میان کارخانه و اقتصاد صنعتی

مسئله دیگری که راهبرد صنعتی طالبان با آن مواجه است، فاصله میان افزایش تعداد واحدهای تولیدی و ایجاد یک اقتصاد صنعتی پایدار است.

وجود 34 شهرک صنعتی در 14 ولایت، در شرایطی که تنها 11 شهرک به‌طور کامل فعال هستند، نشان می‌دهد ظرفیت صنعتی موجود هنوز با اهداف اعلام‌شده فاصله دارد.

محدودیت‌های بانکی، دشواری دسترسی به منابع مالی، ضعف فناوری و کمبود نیروی انسانی ماهر نیز از دیگر موانعی هستند که می‌توانند سرمایه‌گذاری‌های بزرگ صنعتی را محدود کنند.

از سوی دیگر، سرمایه‌گذاری صنعتی معمولاً به ثبات، دسترسی به منابع مالی و چشم‌انداز بلندمدت نیاز دارد؛ عواملی که در شرایط انزوای مالی و نبود شناسایی بین‌المللی، تأمین آنها برای افغانستان دشوار است.

آزمون مدل اقتصادی طالبان

راهبرد صنعتی طالبان در واقع تلاشی برای تغییر مدل اقتصادی افغانستان است؛ اقتصادی که سال‌ها با کمک خارجی و واردات اداره می‌شد و اکنون قرار است بیشتر بر تولید داخلی، سرمایه‌گذاری خصوصی و تجارت منطقه‌ای تکیه کند.

کاهش مالیات، ایجاد شهرک‌های صنعتی، حمایت از بخش خصوصی و تلاش برای جذب سرمایه‌گذاری از کشورهای منطقه، ابزارهایی هستند که کابل برای تحقق این هدف به کار گرفته است.

با این حال، موفقیت این سیاست صرفاً با افزایش شمار کارخانه‌ها یا ارائه مشوق‌های مالیاتی سنجیده نمی‌شود. صنعت برای رشد به مجموعه‌ای از عوامل به‌هم‌پیوسته نیاز دارد؛ برق پایدار، جاده و زیرساخت مناسب، سرمایه، فناوری، نیروی انسانی ماهر و دسترسی به بازار.

در نهایت، چالش اصلی طالبان این است که این اجزا را همزمان در کنار یکدیگر قرار دهد. در غیر این صورت، افزایش واحدهای تولیدی ممکن است به رشد مقطعی صنعت منجر شود، اما الزاماً افغانستان را به یک اقتصاد صنعتی پایدار و کم‌وابسته به خارج تبدیل نخواهد کرد.

از این منظر، صنعتی‌سازی را می‌توان یکی از مهم‌ترین آزمون‌های اقتصادی طالبان دانست؛ آزمونی که نتیجه آن مشخص خواهد کرد آیا کابل می‌تواند اقتصاد افغانستان را از وابستگی به کمک و واردات به سمت تولید، سرمایه‌گذاری و پیوند با اقتصاد منطقه‌ای سوق دهد یا خیر.

 

 

 



بالا

بعدی * صفحة دری * بازگشت