پهپادهای طالبان در آسمان پاکستان؛ نمایش مبارزه با داعش

اندپندنت فارسی : وزارت دفاع رژیم طالبان روز جمعه ۲۹ خرداد (۱۹ ژوئن) مدعی شد که به مراکز شاخه خراسان گروه دولت اسلامی (داعش) در ایالت‌های بلوچستان و خیبرپختونخوا پاکستان حملات هوایی کرده است. 

در اطلاعیه این وزارتخانه آمده است که این حملات در منطقه گلستان در شهرستان قلعه عبدالله و منطقه شکرآب جنگل‌گردی در شهرستان چاغی ایالت بلوچستان، و همچنین در منطقه قمبرخیل در شهرستان خیبر ایالت خیبرپختونخوا انجام شده است. طالبان مدعی‌اند در نتیجه این حملات مراکز داعش از بین رفته است. 

در این اطلاعیه همچنین ادعا شده است که در حمله به خیبرپختونخوا یکی از رهبران کلیدی داعش کشته شده و اهداف ازپیش تعیین‌شده نیز نابود شده‌اند. 

در این اطلاعیه آمده است: «افغانستان پس از این، هیچ‌ تهدیدی را علیه امنیت و ثبات خود تحمل نخواهد کرد و با استفاده از تمامی امکانات و ظرفیت‌هایش، هرگونه تهدید را در نطفه خنثی و نابود خواهد ساخت.» 

از سوی دیگر، وبسایت المرصاد وابسته به استخبارات (اطلاعات) طالبان مدعی شده است که افراد مسلح ناشناس به مخفیگاه‌های داعش در منطقه قمبرخیل در شهرستان خیبر حملات مرگباری انجام داده‌اند. 

این رسانه همچنین به پاکستان هشدار داد: «اگر ارتش پاکستان برای اخلال در امنیت و ثبات افغانستان از ابزارهای نیابتی استفاده کند افغانستان در این زمینه امکانات بیشتری از پاکستان دارد و اگر مجبور شود از آنها استفاده کند خود پاکستان بهتر از هر کسی می‌داند که چه خواهد شد.» 

المرصاد نوشت، رژیم طالبان از مناطق استقرار داعش در کرمه، اورکزی، خیبر، مهمند، باجور در ایالت خیبرپختونخوا و همچنین چترال پاکستان اطلاع دارد. 

با این حال، المرصاد توضیح نداد که منظور از «ابزارهای نیابتی» در برابر پاکستان چیست. اما به احتمال زیاد مقصود تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی) از هم‌پیمانان طالبان است که آتش جنگ را در پاکستان تشدید کرده است. 

در مقابل، بخش راستی‌آزمایی وزارت امور خارجه پاکستان اعلام کرد که یک پهپاد ابتدایی رژیم طالبان پس از ورود به حریم هوایی پاکستان در نزدیکی منطقه شینکو در خیبر شناسایی شده و سامانه دفاع هوایی این کشور آن را خنثی کرده است. 

در اطلاعیه این نهاد آمده است که رژیم طالبان با تبلیغات و بیانیه‌های رسمی مدعی حمله پهپادی به برخی از اردوگاه‌های داعش خراسان در مناطق مرزی ایالت‌های خیبرپختونخوا و بلوچستان هم‌ مرز با افغانستان شده است. 

در این اطلاعیه ذکر شده است: «ادعاها مانند همیشه کذب است. اردوگاه‌های تروریستی از جمله اردوگاه داعش و سازمان تروریستی دیگر، در سرزمین‌های تحت کنترل رژیم طالبان افغان واقع است، و در آنجا اداره و حمایت می‌شوند.» 

وزارت دفاع رژیم طالبان برای نخستین‌ بار در اسفند سال گذشته مدعی شد که حملات پهپادی به قرارگاه‌های نظامی پاکستان در میران‌شاه و سپین‌وام انجام داده است. این وزارتخانه پس از آن نیز مدعی شد که دامنه این حملات حتی تا نزدیکی شهر فیض‌آباد در اسلام‌آباد، پایتخت پاکستان، گسترش یافته است. 

طالبان گفته بودند که این حملات پهپادی در تلافی حملات هوایی پاکستان در افغانستان انجام شده است. 

روابط رژیم طالبان و پاکستان بیش از شش ماه است که با تنش‌های فزاینده همراه است. در این مدت، دو طرف چندین بار در نوار مرزی با یکدیگر درگیر شده‌اند و حملات هوایی پاکستان به افغانستان تلفات غیرنظامی نیز بر جای گذاشته است. 

پاکستان مدعی است که این حملات را علیه قرارگاه‌ها و مخفیگاه‌های «تروریستان»، از جمله تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی)، در داخل خاک افغانستان انجام می‌دهد؛ گروه‌هایی که به گفته اسلام‌آباد از حمایت رژیم طالبان برخوردارند. 

پاکستان نقش کلیدی در بسیج دوباره طالبان و همچنین تشدید حملات این گروه در دوران نظام جمهوریت داشت و از طالبان حمایت‌های مالی، نظامی و لجستیکی می‌کرد. با این حال، در اسلام‌آباد این گونه تصور می‌شد که با بازگشت طالبان به قدرت تهدیدهای برخاسته از خاک افغانستان علیه منافع پاکستان برطرف شود و طالبان در سطح منطقه در راستای منافع پاکستان عمل کند. اما محاسبه پاکستان اشتباه از آب درآمد. طالبان حاضر نشدند روابط ایدئولوژیکشان با تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی) را قربانی روابط با اسلام‌آباد کنند. 

در طول پنج سال حاکمیت مجدد طالبان در افغانستان، فعالیت تحریک طالبان پاکستان، ارتش آزادی‌بخش بلوچستان و دیگر گروه‌های ستیزه‌جو در پاکستان افزایش یافته و این موضوع به یکی از چالش‌های اصلی دولت پاکستان بدل شده است. 

از سوی دیگر، رژیم طالبان با استفاده از کارت مبارزه با داعش و حتی طرح ادعای حمله به داعش در خاک پاکستان می‌کوشد از کشورهای منطقه، به‌ویژه کشورهای آسیای میانه و روسیه، امتیاز سیاسی و امنیتی بگیرد. 

این در حالی است که رژیم طالبان ششم خرداد سال جاری توافقنامه همکاری نظامی ـ فنی با روسیه امضا کرد. هنگام امضای این توافقنامه، ملا یعقوب، وزیر دفاع طالبان، و سرگئی شویگو، دبیر شورای امنیت روسیه، حضور داشتند. طالبان تلاش می‌کنند خود را نیرویی معرفی کنند که در حال مبارزه با داعش و دفع تهدیدهای این گروه از مرزهای آسیای میانه‌اند. 

به‌رغم همه اینها، هنوز مشخص نیست که رژیم طالبان چگونه به پهپادهای انتحاری مجهز شده است و از کدام کشور یا کشورها در زمینه دستیابی به این فناوری درخواست همکاری و حمایت کرده است. 

در عین حال، طالبان در برابر پاکستان، که تنها قدرت هسته‌ای جهان اسلام به شمار می‌رود و از توانایی‌های گسترده هوایی برخوردار است، موضعی تهاجمی گرفته‌اند و مدعی انجام حملات پهپادی در داخل خاک این کشور هستند. 

این ادعاها در شرایطی مطرح می‌شود که تنش میان کابل و اسلام‌آباد همچنان ادامه دارد و دو طرف یکدیگر را به حمایت از گروه‌های مسلح و بی‌ثبات‌ کردن منطقه متهم می‌کنند. 

 

هشدار پهپادی طالبان به اسلام‌آباد؛ برهم‌زنندگان امنیت «هدف مشروع» هستند

معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ طالبان با اشاره به حمله پهپادی اخیر این گروه در خاک پاکستان اعلام کرد که برهم‌زنندگان امنیت افغانستان در هر نقطه‌ای که باشند، هدف مشروع محسوب می‌شوند؛ موضعی که نشان‌دهنده ورود تقابل اطلاعاتی و مرزی کابل و اسلام‌آباد به یک فاز بی‌سابقه نظامی است.

به گزارش ایراف، مهاجر فراهی، معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ طالبان، روز جمعه ۲۹ خرداد در سخنانی تند اعلام کرد که نیروهای دفاعی و امنیتی طالبان هر تلاشی را که مانع پیشرفت کشور، بازسازی اقتصادی و آرامش اجتماعی شود، در نطفه خنثی خواهند کرد. او تأکید کرد که عناصر برهم‌زننده امنیت افغانستان در هر مکانی که باشند، از نگاه طالبان هدف مشروع به شمار می‌آیند. هم‌زمان با این اظهارات، رسانه‌های وابسته به طالبان، سازمان اطلاعات پاکستان را به سازمان‌دهی دوباره مخالفان در بلوچستان متهم کرده‌اند.

پذیرش مسئولیت عملیات پهپادی در ایالت‌های مرزی پاکستان

این موضع‌گیری شدیداللحن در حالی مطرح می‌شود که وزارت دفاع طالبان صبح روز گذشته مسئولیت حمله پهپادی در خاک پاکستان را برعهده گرفت؛ حمله‌ای که به‌گفته این گروه، دو مرکز مهم وابسته به گروه تروریستی داعش را در ایالت‌های بلوچستان و خیبرپختونخوا هدف قرار داده است. وزارت دفاع طالبان در بیانیه‌ای اعلام کرد که جنگنده‌ها و پهپادهای این گروه دو مرکز داعش را در مناطق گلستان در بلوچستان و قمبرخیل در خیبرپختونخوا پاکستان هدف قرار داده‌اند.

به‌گفته این وزارتخانه، این مراکز برای طراحی، سازمان‌دهی و هدایت حملات علیه افغانستان مورد استفاده قرار می‌گرفتند و اهداف از پیش تعیین‌شده به‌طور دقیق منهدم شده‌اند. وزارت دفاع طالبان در پایان بیانیه خود هشدار داده است که هرگونه تهدید علیه امنیت افغانستان در آینده نیز با اقدام نظامی پاسخ داده خواهد شد. مقامات رسمی دولت پاکستان تاکنون در این‌باره واکنشی نشان نداده‌اند.

پیشینه گسل‌های امنیتی و اتهامات متقابل کابل و اسلام‌آباد

شکل‌گیری این سطح از درگیری هوایی و نقض حریم مرزی، ریشه در ماه‌ها تنش مداوم میان طالبان و ارتش پاکستان بر سر مسئله تروریسم و مدیریت خط دیورند دارد. در حالی که اسلام‌آباد همواره کابل را به پناه دادن به عناصر تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی) متهم می‌کند، دستگاه اطلاعاتی طالبان نیز متقابلاً پاکستان را به حمایت پنهان از شاخه خراسان داعش برای تضعیف حاکمیت کابل متهم ساخته است.

در همین راستا، رسانه نزدیک به طالبان، المرصاد، در گزارشی جداگانه با متهم کردن سازمان اطلاعات پاکستان به انسجام و سازمان‌دهی دوباره نیروهای شبه‌نظامی فراری سابق، نوشت که مرکز مهم داعش در قمبرخیل باره به‌طور کامل نابود شده و شمار زیادی از عناصر این گروه کشته شده‌اند. این رسانه تأکید کرده که این پایگاه از مراکز اصلی جذب نیرو، آموزش عناصر تازه‌وارد و طراحی عملیات داعش در مناطق مرزی افغانستان و پاکستان بوده است. منابع مورد استناد المرصاد افزوده‌اند که تمامی افراد حاضر در این مخفیگاه کشته یا زخمی شده‌اند و این مرکز عملاً از بین رفته است.

تغییر موازنه نظامی و پیامدهای پسا‌بحران در مرزهای شرقی

اقدام طالبان در اجرای عملیات پهپادی فرامرزی، نشان‌دهنده تغییر مدل بازدارندگی این گروه در قبال حملات هوایی پیشین ارتش پاکستان به استان‌های خوست و کنر است. طالبان با اتکا به این ابزار ارتقایافته، پیامی صریح به پایتخت‌های منطقه ارسال کرد که از این پس دکترین تعقیب داغ و سرکوب را در عمق خاک همسایه شرقی دنبال خواهد کرد.

این تنش بی‌سابقه در شرایطی رخ می‌دهد که انسداد مرزی و مشکلات ناشی از اخراج اجباری مهاجران افغانستانی از پاکستان، شریان‌های اقتصادی و رفاهی میان دو کشور را به شدت تحت فشار قرار داده است. اصرار کابل بر تداوم این حملات بدون هماهنگی با اسلام‌آباد، می‌تواند موازنه شکننده دیپلماتیک را به سمت یک رویارویی فراگیر مرزی سوق دهد.

 

 

سایه توافق امریکا و ایران بر کابل؛ فرصت اقتصادی یا پایان حاشیه امن طالبان؟

 

افغانستان انترنیشنل : با امضای توافق میان رؤسای جمهور امریکا و ایران، نگاه‌ها در افغانستان نیز به پیامدهای احتمالی این تحول دوخته شده است.

برخی ناظران این توافق را فرصتی برای کاهش تنش‌های منطقه‌ای و رونق همکاری‌های اقتصادی می‌دانند، اما گروهی دیگر معتقدند که پایان رویارویی تهران و واشنگتن می‌تواند حاشیه امن سیاسی طالبان را محدود کرده و بار دیگر افغانستان را به کانون توجه بازیگران بین‌المللی بازگرداند.

افغانستان همواره تحت تأثیر تحولات ژئوپولیتیکی منطقه قرار داشته و روابط پرتنش میان ایران و امریکا نیز از این قاعده مستثنا نبوده است.

از زمان حضور نظامی ایالات متحده در افغانستان تا امروز، رقابت و اختلاف میان تهران و واشنگتن یکی از عوامل تأثیرگذار بر معادلات این کشور بوده است. تنها استثنای مهم در این روند به سال ۲۰۰۱ بازمی‌گردد؛ زمانی که ایران در روند سرنگونی حکومت طالبان با امریکا همکاری کرد. با این حال، روابط دو کشور پس از آن بار دیگر وارد دوره‌ای از تنش و رقابت شد.

در سال‌های اخیر، بازگشت طالبان به قدرت، جنگ اوکراین، درگیری‌های غزه، تحولات سوریه و تنش‌های فزاینده میان ایران، امریکا و اسرائیل باعث شد افغانستان تا حد زیادی از اولویت دستور کار سیاست خارجی قدرت‌های جهانی خارج شود. اکنون و در شرایطی که تهران و واشنگتن به توافق رسیده‌اند، این پرسش مطرح است که چنین تحولی چه پیامدهایی برای افغانستان خواهد داشت و آیا این کشور بار دیگر به یکی از موضوعات مهم سیاست منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل خواهد شد؟

بازگشت افغانستان به دستور کار جهانی

در چند سال گذشته، تمرکز قدرت‌های بزرگ بر جنگ اوکراین، بحران خاورمیانه و دیگر چالش‌های امنیتی باعث شد افغانستان در مقایسه با سال‌های نخست بازگشت طالبان، توجه کمتری را به خود جلب کند. این وضعیت به طالبان فرصت داد تا با فشار بین‌المللی کمتری موقعیت خود را تثبیت کنند؛ هرچند موضوع افغانستان همچنان در حوزه‌های امنیتی، حقوق بشری و بشردوستانه مورد توجه باقی مانده است.

متین امین، دیپلومات پیشین افغان، معتقد است توافق میان امریکا و ایران می‌تواند این روند را تغییر دهد. به باور او، با کاهش تنش‌های منطقه‌ای، قدرت‌های جهانی بار دیگر فرصت و انگیزه بیشتری برای تمرکز بر پرونده افغانستان خواهند یافت. او می‌گوید در چنین شرایطی طالبان ممکن است با فشارهای بیشتری از سوی کشورهای غربی و برخی بازیگران منطقه‌ای روبه‌رو شوند؛ کشورهایی که از عملکرد این گروه در زمینه حقوق بشر، مبارزه با تروریسم، ایجاد نظام سیاسی فراگیر و روابط نزدیک با روسیه رضایت ندارند.

نشانه‌های افزایش فشار غرب بر طالبان نیز در ماه‌های اخیر قابل مشاهده بوده است. از جمله، شورای امنیت سازمان ملل متحد به پیشنهاد امریکا، بریتانیا و فرانسه در برخی اسناد رسمی از عنوان «مقامات ذی‌ربط» به جای «مقامات دی‌فکتو» برای طالبان استفاده کرده است؛ اقدامی که از نگاه برخی تحلیلگران بیانگر احتیاط بیشتر جامعه جهانی در قبال مشروعیت‌بخشی به این گروه است.

در همین راستا، محمود صیقل، نماینده سابق افغانستان در سازمان ملل متحد به افغانستان اینترنشنال اظهار داشت که تغییر لحن کشورها درباره طالبان، مستقیماً به مناسبات منطقه‌ای اخیر این گروه، به‌ویژه توافق نظامی اخیر آن‌ها با روسیه مرتبط است.

نورالرحمن اخلاقی، وزیر پیشین مهاجرین و عودت‌کنندگان افغانستان، نیز معتقد است طالبان در سال‌های گذشته از بحران‌های جهانی برای دور ماندن از کانون توجه بین‌المللی بهره برده‌اند. به گفته او، از جنگ اوکراین گرفته تا بحران غزه و تنش‌های ایران، هر بحرانی که افکار عمومی جهان را به خود مشغول کرده، فرصتی برای طالبان بوده است تا بدون فشار جدی‌تر بین‌المللی به سیاست‌های خود ادامه دهند. از نگاه او، پایان جنگ‌ها و کاهش تنش‌های منطقه‌ای می‌تواند بار دیگر توجه جامعه جهانی را متوجه وضعیت افغانستان کند.

ایران؛ از ضرورت همکاری با طالبان تا بازگشت به بازارهای جهانی

در پنج سال اخیر، روابط تهران و طالبان به شکل محسوسی گسترش یافته است. ایران در کنار تعاملات سیاسی و امنیتی، یکی از شرکای مهم اقتصادی افغانستان تحت حاکمیت طالبان نیز بوده است. اما برخی تحلیلگران معتقدند که توافق با امریکا می‌تواند این معادله را دگرگون کند.

مصطفی مدثر، پژوهشگر روابط بین‌الملل، در گفت‌وگو با افغانستان اینترنشنال می‌گوید ایران طی سال‌های گذشته به دلیل تحریم‌ها و انزوای بین‌المللی ناچار بود برای کاهش فشارها و گسترش نفوذ منطقه‌ای خود به همکاری با بازیگرانی چون طالبان روی آورد. به گفته او، افغانستان یکی از معدود عرصه‌هایی بود که تهران در آن آزادی عمل بیشتری داشت و روابط اقتصادی و سیاسی خود را بدون محدودیت‌های گسترده بین‌المللی دنبال می‌کرد.

مدثر معتقد است در صورت اجرایی شدن توافق و بازگشت تدریجی ایران به اقتصاد جهانی، اولویت‌های تهران نیز تغییر خواهد کرد. به باور او، ایران دیگر مانند گذشته برای دور زدن تحریم‌ها یا حفظ اهرم‌های منطقه‌ای خود به طالبان نیاز نخواهد داشت و تمرکز بیشتری بر بازارهای بین‌المللی و مناسبات اقتصادی گسترده‌تر خواهد گذاشت.

او همچنین یادآور می‌شود که هرچند طالبان در جریان جنگ دوازده‌روزه و همچنین تنش‌های ماه‌های اخیر اقدامی آشکار علیه منافع ایران انجام ندادند، اما کاهش فشارهای خارجی بر تهران می‌تواند انگیزه و ضرورت همکاری نزدیک و ویژه با طالبان را کاهش دهد. به بیان دیگر، مسئله اصلی نه اختلاف با طالبان، بلکه کاهش نیاز استراتژیک ایران به این رابطه خواهد بود.

فرصت اقتصادی یا تهدید سیاسی؟

در مقابل این دیدگاه‌ها، برخی چهره‌های نزدیک به طالبان بر پیامدهای مثبت توافق تاکید می‌کنند. فضل‌الرحمن اوریا، فعال سیاسی نزدیک به طالبان، معتقد است کاهش تنش میان ایران و امریکا می‌تواند خطر گسترش جنگ‌های منطقه‌ای را کاهش دهد و فضای باثبات‌تری برای تجارت و ترانزیت افغانستان فراهم سازد.

به گفته او، با آرام‌تر شدن فضای منطقه، زمینه برای اجرای پروژه‌های اقتصادی، سرمایه‌گذاری و همکاری‌های منطقه‌ای مساعدتر خواهد شد. از نگاه وی، توافق تهران و واشنگتن می‌تواند توجه قدرت‌های بزرگ را از رقابت‌های نظامی به همکاری‌های اقتصادی سوق دهد؛ روندی که افغانستان نیز از آن سود خواهد برد.

پاکستان و معادلات تازه منطقه‌ای

توافق بین امریکا و ایران نتیجه میانجیگری پاکستان بوده است. اسلام‌آباد در ماه‌های اخیر علاوه بر مدیریت تنش‌های خود با طالبان، تلاش کرده است نقش فعال‌تری در تحولات منطقه ایفا کند و جایگاه خود را در معادلات ژئوپولیتیکی تقویت سازد. بر این اساس، کاهش تنش میان تهران و واشنگتن می‌تواند فضای مانور دیپلوماتیک بیشتری برای پاکستان فراهم کند.

هاتف مختار، آگاه مسائل سیاسی نیز در پیامی در شبکه اجتماعی اکس نوشت که نام‌گذاری توافق میان امریکا و ایران به عنوان «تفاهم‌نامه اسلام‌آباد» نشان‌دهنده تلاش پاکستان برای تثبیت جایگاه خود به‌عنوان یک بازیگر مؤثر دیپلوماتیک و میانجی در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی است.

در چنین شرایطی، اسلام‌آباد احتمالاً تمرکز بیشتری بر پرونده افغانستان و به‌ویژه فعالیت‌های تحریک طالبان پاکستانی خواهد داشت. مقام‌های پاکستانی بارها هشدار داده‌اند که تهدیدهای امنیتی برخاسته از خاک افغانستان تنها محدود به پاکستان نیست و می‌تواند پیامدهای منطقه‌ای و حتی فرامنطقه‌ای داشته باشد.

هم‌زمان، پاکستان تلاش دارد اجماع تازه و هماهنگی را در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی درباره افغانستان شکل دهد. از این رو، پایان بحران میان ایران و امریکا ممکن است ظرفیت دیپلوماتیک بیشتری را در اختیار اسلام‌آباد قرار دهد تا دغدغه‌های امنیتی خود درباره وضعیت افغانستان را با جدیت بیشتری دنبال کند.

پایان حاشیه امن طالبان؟

در نهایت، تأثیر توافق امریکا و ایران بر افغانستان را می‌توان در دو سطح متفاوت ارزیابی کرد. در سطح اقتصادی، کاهش تنش‌های منطقه‌ای می‌تواند به ثبات بیشتر، افزایش تجارت و فراهم شدن فرصت‌های تازه برای همکاری‌های منطقه‌ای منجر شود. اما در سطح سیاسی، این توافق ممکن است شرایطی را ایجاد کند که افغانستان بار دیگر به اولویت قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی تبدیل شود.

اگر چنین سناریویی تحقق یابد، طالبان با محیطی مواجه خواهند شد که در آن فشارهای سیاسی، حقوق بشری و امنیتی بیش از گذشته افزایش می‌یابد و بازیگرانی مانند ایران، پاکستان و کشورهای غربی نیز با فراغت بیشتری به پرونده افغانستان خواهند پرداخت. در چنین وضعیتی، توافق تهران و واشنگتن می‌تواند نه تنها یک تحول در روابط دو کشور، بلکه نقطه عطفی در آینده سیاسی کابل باشد.

 

 

تغییر موازنه امنیتی در مرزهای شرقی؛ حمله پهپادی طالبان به مواضع داعش در عمق خاک پاکستان

وزارت دفاع طالبان افغانستان با عبور از خطوط قرمز پدافندی اسلام‌آباد، دو مرکز کلیدی و اتاق فرماندهی عملیات تروریستی داعش خراسان را در ایالت‌های بلوچستان و خیبرپختونخوا هدف حملات پهپادی قرار داد.

به گزارش ایراف، وزارت دفاع حکومت طالبان افغانستان با صدور بیانیه‌ای رسمی اعلام کرد که نیروهای هوایی این گروه در جریان یک عملیات برون‌مرزیِ شبانه، دو مقر اصلی سازماندهی و هدایت حملات تروریستی وابسته به داعش خراسان را در مناطق «گلستان» واقع در ایالت بلوچستان و «قمبرخیل» در ایالت خیبرپختونخوا پاکستان هدف قرار داده و به‌طور کامل منهدم کرده‌اند. بر اساس بیانیه رسمی کابل، این عملیات در پاسخ به تحرکات تروریستی هدایت‌شده از داخل خاک پاکستان علیه امنیت افغانستان صورت گرفته و اهداف از پیش تعیین‌شده با دقت بالا نابود شده‌اند.

انهدام پناهگاه‌های راهبردی داعش در مناطق مرزی قمبرخیل و گلستان

هم‌زمان با بیانیه وزارت دفاع، رسانه «المرصاد» (ارگان رسانه‌ای نزدیک به دستگاه امنیتی طالبان) در گزارشی تفصیلی تایید کرد که پایگاه مخفی داعش در منطقه «قمبرخیلِ باره» به عنوان شریان اصلی جذب نیرو، آموزش عناصر انتحاری و طراحی عملیات‌های فرامرزی در جبهه مرزی دو کشور عمل می‌کرده است. منابع اطلاعاتی المرصاد گزارش دادند که این حمله پهپادی منجر به نابودی کامل ساختار لجستیکی این مقر و کشته و زخمی شدن تمامی عناصر حاضر در آن شده است. این رسانه امنیتی یادآور شد که پیش از این نیز مراکز دیگر این شبکه تروریستی در مناطق «جبار میله» و «شنکوی باره» هدف پاتک‌های مشابه قرار گرفته بودند که در یکی از موارد به هلاکت ۱۱ عضو ارشد این گروه انجامید.

پیشینه تنش‌های مرزی؛ بازآرایی دکترین نظامی کابل در قبال راولپندی

این حمله بی‌سابقه پهپادی در حالی رخ می‌دهد که طی چهار سال گذشته، مناسبات کابل و اسلام‌آباد تحت شعاع اتهامات متقابل امنیتی قرار داشته است. ارتش پاکستان در موارد متعدد، از جمله در حملات هوایی خوست و کنر، با ادعای تعقیب عناصر «تحریک طالبان پاکستان» (TTP)، حاکمیت ملی افغانستان را نقض کرده بود. با این حال، عملیات فرامرزی اخیر طالبان نشان‌دهنده یک چرخش راهبردی در دکترین نظامی کابل است؛ طالبان با تغییر وضعیت از حالت پدافندی به آفندی، عملاً دکترین «عمق استراتژیک» پاکستان را به چالش کشیده و نشان داده‌اند که تعریف جدیدی از موازنه وحشت در مرزهای دیورند ترسیم کرده‌اند.

پیام‌های استراتژیک به جامعه جهانی و سکوت سنگین در راولپندی

اقدام وزارت دفاع طالبان در انتشار رسمی فکت‌های این حمله، یک پاتک دیپلماتیک سنگین به ساختار سیاسی-نظامی پاکستان محسوب می‌شود. کابل با این اقدام به ناظران بین‌المللی سیگنال می‌دهد که بر خلاف ادعاهای اسلام‌آباد، کانون اصلی هدایت تروریسم منطقه‌ای به داخل مرزهای پاکستان منتقل شده است. تا لحظه تنظیم این گزارش، مقامات رسمی و سخنگوی ارتش پاکستان (ISPR) هیچ‌گونه واکنش رد یا تاییدی نسبت به این نقض حاکمیت هوایی نشان نداده‌اند؛ سکوتی معنادار که از نظر کارشناسان نظامی، نشان‌دهنده شوک لجستیکی و ابهام در نحوه پاسخ‌گویی پدافندی به پرنده‌های هدایت‌پذیر طالبان است. وزارت دفاع طالبان در پایان بیانیه خود صراحتاً هشدار داده است که هرگونه منشأ تهدید علیه امنیت خاک افغانستان در آینده، بدون تعارف با اقدام نظامی مستقیم در مبدأ پاسخ داده خواهد شد.

 

فرش سرخ طالبان برای معاون نخست‌وزیر قزاقستان

اندپندنت فارسی : مقام‌های ارشد طالبان از سریک ژومانگارین، معاون نخست‌وزیر و وزیر اقتصاد قزاقستان، در کابل به‌گرمی استقبال کردند. او در سفر به افغانستان با ملا حسن آخند، نخست‌وزیر طالبان، ملا عبدالغنی برادر آخند، معاون اقتصادی نخست‌وزیر، سراج‌الدین حقانی، وزیر داخله (کشور) و رهبر شبکه حقانی، و شماری دیگر از مقام‌های ارشد این گروه دیدار کرده است. 

براساس اعلام طالبان، سریک ژومانگارین در جریان این سفر هشت واگن کمک‌های بشردوستانه شامل چادر، دارو و مواد اولیه نیز به افغانستان اهدا کرده است. 

معاون نخست‌وزیر قزاقستان در این سفر به ساختمان وزارت داخله طالبان رفت و با سراج‌الدین حقانی دیدار کرد. در اطلاعیه این وزارتخانه آمده است که دو طرف درباره وضعیت امنیتی، مبارزه مشترک با مواد مخدر، مسیرهای تجاری و فناوری گفتگو کرده‌اند. 

در این اطلاعیه همچنین ذکر شده است که سراج‌الدین حقانی و معاون نخست‌وزیر قزاقستان روابط سیاسی، اقتصادی و همکاری‌های منطقه‌ای را نیز بررسی کرده‌اند. 

سراج‌الدین حقانی از چهره‌های برجسته طالبان مشرقی به شمار می‌رود. در ساختار سیاسی طالبان، میان جریان طالبان مشرقی و طالبان جنوبی به محوریت ملا هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان، برای گسترش نفوذ سیاسی، اقتصادی، نظامی و دیپلماتیک رقابت وجود دارد. به همین دلیل بسیاری از مقام‌های خارجی افزون بر دیدار با مقام‌های طالبان در ارگ، با سراج‌الدین حقانی نیز دیدار می‌کنند. 

نورالدین عزیزی، وزیر صنعت و تجارت رژیم طالبان، اعلام کرد که دو طرف سقف سه میلیارد دلار را برای تجارت میان افغانستان و قزاقستان تعیین کرده‌اند و قصد دارند حجم مبادلات تجاری میان دو کشور را افزایش دهند. 

در همین حال، ارگ طالبان اعلام کرده است که معاون نخست‌وزیر قزاقستان در قصر «گلخانه» با ملا حسن آخند، امیرخان متقی، وزیر امور خارجه، نورالدین عزیزی و ملا عبدالواسع، رئیس عمومی دفتر نخست‌‌وزیر، دیدار کرده است. 

در اطلاعیه ارگ آمده است که سریک ژومانگارین هدف از این سفر را توسعه و تقویت روابط اقتصادی و سیاسی با رژیم طالبان عنوان کرده است. 

در این اطلاعیه آمده است: «آقای سریک ژومانگارین گفت که رئیس‌جمهوری قزاقستان به افغانستان توجه خاص دارد و روابط میان دو کشور را از نزدیک دنبال می‌کند، زیرا افغانستان یکی از شرکای مهم ما در منطقه به شمار می‌رود. او افزود که قزاقستان به همکاری‌های بشردوستانه با افغانستان به‌ویژه به حمایت از مهاجرانی که به افغانستان بازگشته‌اند و افغان‌هایی که از حوادث طبیعی متضرر شده‌اند، توجه ویژه دارد.» 

ارگ طالبان همچنین مدعی شد که معاون نخست‌وزیر قزاقستان از ملا حسن آخند دعوت کرده تا طی یک سفر رسمی از قزاقستان بازدید کند. 

براساس این اطلاعیه، نخست‌وزیر طالبان نیز به کل اداره‌های دولتی این رژیم دستور داده است که در جهت گسترش همکاری‌ها و تقویت مناسبات میان افغانستان و قزاقستان اقدام کنند. 

در این اطلاعیه ذکر شده است: «نخست‌وزیر امارت اسلامی مناسبات میان دو کشور را مهم خواند و گفت اکنون در بخش‌های مختلف پیشرفت‌های خوبی ایجاد شده است که این همه نتیجه همکاری تمام کشورهای دوست است.» 

سریک ژومانگارین سپس در قصر «چهارچنار» ارگ با ملا عبدالغنی برادر آخند دیدار کرد. 

در اطلاعیه ارگ طالبان آمده که ملا برادر ابراز امیدواری کرده است که حجم تجارت میان افغانستان و قزاقستان به سه میلیارد دلار برسد. 

در این اطلاعیه ذکر شده است: «ملا عبدالغنی برادر آخند گفت که کار مشترک میان دو کشور در بخش‌های زراعت، معادن، نقل و انتقالات، راه‌آهن، صنایع، افزایش صادرات محصولات زراعتی، تقویت روابط بانکی، تفاهم‌نامه‌های مربوط به زراعت و دامپروری، همکاری‌های فنی در عرصه بازارهای مالی، استفاده از اسعار (ارز‌های) محلی، گسترش همکاری در حوزه تجارت و لجیستیک جریان دارد.» 

قزاقستان در میان پنج کشور آسیای میانه بزرگ‌ترین اقتصاد منطقه را در اختیار دارد. این کشور همچنین از نزدیک‌ترین متحدان روسیه در آسیای میانه محسوب می‌شود. روسیه تنها کشوری است که تاکنون رژیم طالبان را به رسمیت شناخته است. البته قزاقستان در دوران نظام جمهوری افغانستان نیز روابط نزدیکی با حکومت وقت افغانستان داشت. 

با این حال، قزاقستان همچنان درمورد قاچاق و نقل و انتقال مواد مخدر از افغانستان و همچنین تهدیدهای امنیتی و تروریستی نگران است. مقام‌های قزاقستان از طالبان می‌خواهند که برای رفع این نگرانی‌ها اقدامات عملی انجام دهند. به همین دلیل موضوع مبارزه با مواد مخدر نیز در دیدار معاون نخست‌‌وزیر قزاقستان با سراج‌الدین حقانی مطرح شده است. 

به نظر می‌رسد روسیه قزاقستان را به گسترش همکاری با رژیم طالبان تشویق کرده است و در همین چارچوب مقام‌های ارشد قزاقستان به کابل سفر کرده و با رهبران طالبان دیدار کرده‌اند. 

از سوی دیگر، قزاقستان افغانستان را مسیری برای دسترسی به بازارهای آسیای جنوبی، از جمله پاکستان و هند، می‌داند و امیدوار است از این مسیر برای توسعه صادرات خود استفاده کند. با این حال، در شرایط کنونی تنش‌ها میان رژیم طالبان و پاکستان افزایش یافته و بیش از شش ماه است که بخش‌هایی از مسیرهای تجاری افغانستان و پاکستان مسدود شده است. 

با این همه، گذشت زمان به این پرسش پاسخ خواهد داد که روابط گرم قزاقستان با رژیم طالبان تا چه اندازه می‌تواند به رشد اقتصادی قزاقستان منجر شود و آیا این روابط قادرند سطح تهدیدهای امنیتی، از جمله فعالیت شاخه خراسان دولت اسلامی (داعش) و همچنین قاچاق مواد مخدر از افغانستان به قزاقستان و دیگر کشورهای آسیای میانه را کاهش دهد یا نه. 

در عین حال، مقام‌های ارشد قزاقستان، ازجمله معاون نخست‌‌وزیر این کشور، درحالی به کابل سفر می‌کنند که در هیئت همراه آنان شماری از زنان نیز حضور دارند، اما درباره وضعیت زنان و دختران افغانستان، ممنوعیت آموزش و کار آنان و محدودیت‌های گسترده‌ای که بر زندگی آنان اعمال شده است، سخنی نگفته‌اند. 

از سوی دیگر، انحصار گسترده قدرت در ساختار حکومتی طالبان همچنان برقرار است. در این ساختار، تنها افرادی می‌توانند به مقام‌های بلندپایه دولتی دست یابند که سابقه عضویت در گروه طالبان را داشته باشند و کسانی که عضو این گروه نبوده‌اند عملا امکان دسترسی به مناصب ارشد حکومتی را ندارند. 

 

 

رقابت برای طلای افغانستان؛ طالبان به دنبال جذب سرمایه‌گذاران ازبک

اندپندنت فارسی : وزارت معادن و نفت رژیم طالبان اعلام کرد که برای استخراج معادن طلا و مس در افغانستان، با دو شرکت در ازبکستان وارد مذاکره شده است. 

در اطلاعیه این وزارتخانه آمده که عبدالرحمان قانت، معاون وزارت معادن و نفت طالبان، با نمایندگان این دو شرکت در کابل دیدار و به آنان در مورد چگونگی عقد قراردادهای استخراج معادن اطلاعات  ارائه کرده، است. گفته می‌شود این دو شرکت هم به سرمایه‌‌گذاری در بخش استخراج معادن، از جمله معادن طلا، ابراز تمایل کرده‌اند. 

عبدالرحمان قانت در این دیدار گفت: «افغانستان از لحاظ منابع معدنی، کشوری غنی به شمار می‌رود و خط‌مشی حکومت طالبان هم بر توسعه ورشد اقتصادی افغانستان متمرکز است. از این رو، از تمامی  سرمایه‌‌گذاران داخلی و بین‌المللی در بخش معادن استقبال و تسهیلات‌های لازم را برای جذب  سرمایه‌‌گذاری فراهم می‌کند.» 

معاون وزارت معادن طالبان همچنین تاکید کرد که نشست‌های مشترکی با سرمایه‌‌گذاران ازبک برگزار خواهد شد تا در مورد شرایط عقد قراردادها، استخراج و فراوری محصولات معدنی تبادل اطلاعات  صورت گیرد. 

این تلاش‌ها در حالی است که سرمایه‌‌گذاران چینی هم با همکاری طالبان و بازرگانان نزدیک به این گروه، در معادن طلای استان‌های تخار و بدخشان سرمایه‌‌گذاری کرده‌اند و استخراج طلا از این دو استان در شمال‌شرق افغانستان در جریان است. 

در ماه گذشته، به منظور گسترش تسلط طالبان پشتون‌تبار، به‌ویژه طالبان حوزه قندهار تحت رهبری ملا هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان، بر معادن طلا، یک واحد هزار نفری از نیروهای طالبان از کابل به بدخشان اعزام شد. این نیروها که تحت فرمان طالبان حوزه قندهار فعالیت می‌کنند، کنترل معادن طلای بدخشان را در دست گرفته و نفوذ طالبان تاجیک‌تبار بدخشان را در روند استخراج این معادن کاهش داده‌اند. 

پس از استقرار این نیروهای پشتون‌تبار در بدخشان، وزارت معادن و نفت طالبان تلاش‌هایش را برای جذب سرمایه‌گذار از ازبکستان افزایش داد تا آنان را به سرمایه‌‌گذاری در معادن طلا ترغیب کند. 

طالبان پشتون‌تبار تجمع‌های ساکنان بومی بدخشان و تخار را که به استخراج بی‌رویه طلا، تغییر مسیر طبیعی رودخانه‌ها، پیامدهای زیست‌‌محیطی منفی و سهیم نبودن مردم محلی در استخراج طلا و اجرای  پروژه‌های توسعه‌ای اعتراض داشتند، با شلیک گلوله سرکوب کردند. 

طلا در شمال‌شرق افغانستان اغلب از طریق روش زرشویی استخراج می‌شود و از جمله منابع معدنی به شمار می‌رود که در مدت کوتاهی به درآمد می‌رسد. به همین دلیل، سرمایه‌‌گذاران چینی به این بخش علاقه‌مندی ویژه‌ای نشان داده‌اند. 

برخی از مردم افغانستان چین را به سوءاستفاده از وضعیت کنونی افغانستان تحت سلطه طالبان و همچنین «چپاول» معادن و منابع زیرزمینی این کشور متهم می‌کنند. اکنون وزارت معادن و نفت رژیم طالبان در تلاش است تا ازبکستان را نیز، همانند چین، به سرمایه‌گذاری در معادن طلا تشویق کند.

رژیم طالبان با استفاده از هر ابزار ممکن در پی افزایش عواید خود است و اکنون استخراج طلا به یکی از مهم‌ترین ابزارهای این گروه برای جلب توجه سرمایه‌‌گذاران خارجی تبدیل شده است. با این حال،ساکنان بدخشان وتخار به گسترش سلطه طالبان برمعادن طلا با استفاده ازفناوری و سرمایه‌‌گذاری  چین ابراز نگرانی می‌کنند و معتقدند که استخراج گسترده طلا پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و زیست‌ محیطی منفی به همراه خواهد داشت، اما طالبان تاکنون به این نگرانی‌ها توجهی نکرده‌اند. 

ازبکستان از جمله کشورهای همسایه افغانستان است که طی حدود پنج سال گذشته روابط نزدیکی با رژیم طالبان برقرار کرده است. مقام‌های ارشد ازبکستان و طالبان در این مدت دیدارهای متعددی  برگزار کرده‌اند و همکاری‌های اقتصادی میان دو طرف گسترش یافته است. 

با این حال، هنوز مشخص نیست که ازبکستان نیز همانند چین برای سرمایه‌گذاری در معادن طلای بدخشان و تخار اقدام خواهد کرد یا خیر. 

 

طالبان به جنگ گوشی‌های هوشمند رفتند

اندپندنت فارسی : ملا هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان که خود از هیچ نوع گوشی استفاده نمی‌کند، دستور داده است که تمامی کارکنان رژیم طالبان استفاده از گوشی‌های هوشمند را کنار بگذارند. این دستور اینک در سراسر افغانستان در حال اجرا است. 

طالبان عکس‌ها و ویدیوهایی منتشر کرده‌اند که نشان می‌دهد اعضا و کارکنان این گروه در حال شکستن گوشی‌های هوشمند کارمندان دولت‌اند. آنان این اقدام را نشانه اطاعت از دستور رهبر خود می‌دانند. با این حال، شکستن گوشی‌ها با انتقادهایی نیز همراه شده است و منتقدان این اقدام را هدر دادن سرمایه و امکانات توصیف کرده‌اند. 

در نامه‌ای که پلیس طالبان در استان غور منتشر کرده، آمده که بر اساس دستور معاون نظامی دادگاه عالی طالبان، استفاده از گوشی‌های هوشمند برای تمامی نیروهای نظامی و غیرنظامی کلا ممنوع است. در این نامه تاکید شده که استفاده از گوشی‌های هوشمند نه‌تنها در محل کار، بلکه در خانه نیز برای کارکنان رژیم طالبان ممنوع است و با متخلفان برخورد خواهد شد. 

در پی اجرای این دستور، شماری از فعالان نزدیک به طالبان نوشتند که نهادهای نظامی، از جمله پلیس طالبان و سایر بخش‌های امنیتی، باید برای ارتباط میان نیروها و مقام‌های این گروه از بیسیم استفاده کنند تا به استفاده از گوشی‌های هوشمند و برنامه‌هایی مانند واتساپ نیازی نباشد. 

این افراد تصریح کردند که حتی استانداران طالبان نیز باید برای ارتباط با کابل از بیسیم استفاده کنند؛ اقدامی که به باور آنان، مصونیت و امنیت بیشتری را در سیستم ارتباطی طالبان فراهم خواهد کرد و نشان می‌دهد بخشی از حامیان طالبان نیز به دنبال جایگزین کردن ابزارهای ارتباطی سنتی به جای فناوری‌های ارتباطی رایج‌اند. 

ممنوعیت استفاده از گوشی‌های هوشمند در ادارات دولتی رژیم طالبان در میان مردم افغانستان هم نگرانی‌هایی را ایجاد کرده است، زیرا بسیاری از آن‌ها احتمال می‌دهند که طالبان در مرحله بعد، استفاده از گوشی‌های هوشمند را برای مردم عادی نیز ممنوع کنند. 

این نگرانی‌ها در حالی مطرح می‌شود که ملا هبت‌الله آخندزاده سال گذشته برای مدتی تمامی خدمات اینترنتی را در سراسر افغانستان قطع کرد؛ هرچند اختلالات پیش‌آمده باعث شد از این تصمیم عقب‌‌نشینی کند. 

ملا هبت‌الله آخندزاده نه‌تنها از گوشی‌ هوشمند، بلکه از گوشی‌ ساده نیز استفاده نمی‌کند. گفته می‌شود او به دلیل نگرانی از ردیابی تماس‌هایش از هرگونه تلفن همراه پرهیز می‌کند و هر مقام طالبان که بخواهد موضوعی را با او در میان بگذارد، باید به قندهار سفر کند و در دیدار حضوری مسائلش را مطرح کند. 

محدودیت استفاده از گوشی‌های هوشمند در حالی اعمال می‌شود که طالبان در سال‌های اخیر جریان اطلاعات و دسترسی مردم به رسانه‌ها را نیز به‌شدت محدود کرده‌اند. به باور شماری از ناظران، ممنوعیت استفاده از گوشی‌های هوشمند در ادارات دولتی و نهادهای نظامی طالبان تنها به دلیل امنیت سایبری یا جلوگیری از استفاده از شبکه‌های اجتماعی نیست بلکه هدف اصلی آن جلوگیری از درز اطلاعات از درون ساختارهای حکومتی و امنیتی این گروه است.  

در سال‌های گذشته بارها اسناد، نامه‌ها، فایل‌های صوتی، تصاویر و اطلاعات مربوط به طالبان از طریق شبکه‌های اجتماعی منتشر شد. منتقدان می‌گویند طالبان با محدود کردن استفاده از گوشی‌های هوشمند تلاش دارند بر جریان اطلاعات کنترل بیشتری اعمال و از انتشار اطلاعات داخلی، تصمیم‌های محرمانه و تحرکات نهادهای نظامی و امنیتی خود جلوگیری کنند. 

رژیم طالبان رسانه‌های داخلی افغانستان، از جمله تلویزیون‌ها را نیز تحت کنترل و سانسور قرار داده و پخش موسیقی، فیلم و مجموعه‌های تلویزیونی را ممنوع کرده است. با این حال، کاربران از طریق اینترنت و گوشی‌های هوشمند همچنان می‌توانند به محتوایی که طالبان تلاش کرده‌اند آن را محدود کنند، دسترسی پیدا کنند.

ممنوعیت استفاده از گوشی‌های هوشمند، سانسور گسترده رسانه‌های داخلی و فشار فزاینده برای اجرای برداشت طالبان از «شریعت اسلامی»، افغانستان را به کشوری تبدیل کرده است که نه بر اساس مقتضیات قرن بیست‌ویکم، بلکه با الگوی به چند قرن پیش اداره می‌شود. 

این ممنوعیت تازه‌‌ترین حلقه از زنجیره محدودیت‌هایی است که طالبان طی سال‌های گذشته بر زندگی مردم افغانستان اعمال کرده‌اند؛ محدودیت‌هایی که از تحصیل و کار زنان تا رسانه‌ها، هنر، سرگرمی و اکنون فناوری‌های ارتباطی را در بر گرفته است. 

 

 

روز امر به معروف؛ قانون طالبان چیست و چرا واکنش‌برانگیز شده است؟

پس از گذشت ۲۲ ماه از توشیح قانون امر به معروف توسط رهبر طالبان، همزمان با روز امر به معروف، بحث‌های گسترده‌ای در زمینه اجرای این قانون در افغانستان مطرح شده است. قانونی که طالبان آنرا برای تنظیم رفتار اجتماعی مطابق «شریعت اسلامی» می‌دانند اما منتقدان می‌گویند اجرای این قانون، گامی در راستای محدود کردن هرچه بیشتر جامعه افغانستان است.

به گزارش ایراف، کمتر از دوسال قبل، رهبر طالبان قانون موسوم به «امر به معروف و نهی از منکر» را رسماً توشیح کرد؛ قانونی ۳۵ ماده‌ای که به‌عنوان چارچوب تازه تنظیم رفتار اجتماعی در افغانستان معرفی شد و اختیارات گسترده‌ای به وزارت امر به معروف و «محتسبان» این گروه داد. این قانون، به‌گفته منابع حقوقی، عملاً بسیاری از محدودیت‌های پیشین بر زنان و جامعه را از حالت عرفی به «قانون الزام‌آور» تبدیل کرد.

آغاز اجرای قانون و استقرار محتسبان

در هفته‌های پس از توشیح، طالبان اجرای تدریجی قانون را آغاز کرد و واحدهای موسوم به «محتسبان» در ولایت‌ها فعال شدند؛ نیروهایی که مأمور نظارت بر پوشش، رفتار اجتماعی، موسیقی، حضور زنان در اماکن عمومی و حتی نوع تعاملات روزمره شهروندان هستند.

بر اساس گزارش‌های بین‌المللی، این نهاد در عمل اختیار بازداشت، تذکر، جریمه و بازجویی را در موارد گسترده در اختیار دارد و ساختار آن به‌سرعت در کابل، هرات و چند ولایت دیگر تثبیت شد.

طالبان در ابتدا مدعی شد که اجرای قانون «تدریجی و نرم» خواهد بود، اما هم‌زمان گزارش‌ها از افزایش بازداشت‌ها و برخوردهای میدانی منتشر شد.

واکنش‌ها: سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری

سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری این قانون را یکی از سخت‌گیرانه‌ترین چارچوب‌های اجتماعی پس از بازگشت طالبان به قدرت توصیف کردند.

مقام‌های سازمان ملل این وضعیت را «چشم‌انداز نگران‌کننده برای آینده افغانستان» توصیف کرده‌اند.

یوناما‌ قانون امر به معروف را تبعیض آشکار علیه زنان دانسته و معتقد است که این قانون، زنان و دختران افغانستان را از حقوق اساسی‌شان محروم می‌کند. این نهاد از طالبان خواسته است تا با لغو این قوانین، که با تعهدات حقوق بشری مغایر است، به حقوق بشر احترام بگذارد.

از سوی‌ دیگر وزارت خارجه آمریکا نیز با محکوم کردن این قانون، اجرای آن را تلاشی برای سرکوب جامعه افغانستان تلقی کرده و می‌گوید اینگونه اقدامات، ادامه همکاری با طالبان را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد.

در همین‌ حال، جوزف بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز به شدت با این قانون مخالفت کرده و گفته است که این قانون، مشروعیت بین‌المللی طالبان را به چالش می‌کشد.

واکنش‌های گسترده داخلی

هم‌زمان، اعتراض‌های پراکنده در داخل افغانستان و واکنش‌های گسترده در شبکه‌های اجتماعی شکل گرفت؛ از جمله کمپین‌های اعتراضی زنان که محدودیت‌ها را «حذف تدریجی حضور اجتماعی زنان» توصیف کردند.

از جمله شهرزاد اکبر، رییس پیشین کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در واکنش به این موضوع گفت: شی‌انگاری زنان و سلب کرامت انسانی آنان، وضع محدودیت بر پوشش، تفریح و روش عبادت شهروندان و… مردم از گرسنه‌گی، بی‌برقی و نبود دوا می‌میرند و این‌ها در پی اندازه‌گیری حجاب و ریش هستند.

از سوی دیگر، کاوه جبران، شاعر و خبرنگار نیز با وحشت‌نامه خواندن این‌ قانون، نوشت: این وحشت‌نامه اهانت آشکار به کرامت انسانی و وجدان بشری‌ است.

اقدامات میدانی طالبان؛ از تذکر تا بازداشت

در یک سال و نیم گذشته، گزارش‌های متعدد از افزایش برخوردهای محتسبان منتشر شده است.

بازداشت زنان به دلیل «عدم رعایت حجاب مورد نظر طالبان»، تعطیلی برخی مراکز آموزشی و فرهنگی زنان، محدودیت در حضور زنان بدون همراه مرد و مداخله در فعالیت‌های روزمره از جمله کار و رفت‌وآمد تنها بخشی از اقدامات اجرایی محتسبان طالبان است که در برخی موارد با برخوردهای شدید همراه بوده است.

در برخی موارد، بازداشت‌ها به بازجویی‌های چندروزه و الزام به امضای تعهدنامه برای رعایت مقررات منجر شده است. همچنین ویدیوهایی از برخورد نیروهای امر به معروف با جوانان به دلایلی از جمله موی بلند یا نداشتن ریش، نیز واکنش‌هایی در پی داشته است.

بحران هرات؛ اعتراضات مردم، واکنش طالبان

در روزهای اخیر، ولایت هرات به یکی از کانون‌های تنش تبدیل شد. بر اساس گزارش‌های سازمان ملل و رسانه‌های بین‌المللی، دست‌کم ۳۰ زن به اتهام رعایت نکردن حجاب از سوی نیروهای امر به معروف بازداشت شدند.

این اقدام به سرعت به تجمعات اعتراضی در برخی مناطق، به‌ویژه ناحیه جبرئیل هرات، منجر شد. معترضان شعارهایی در حمایت از حق آموزش و کار زنان سر دادند.

گزارش‌ها حاکی است که نیروهای طالبان این تجمعات را با خشونت پراکنده کردند؛ در برخی موارد تیراندازی رخ داد و دست‌کم دو تن کشته و ده‌ها زخمی گزارش شده است.

در کنار آن، گزارش‌هایی از محدودیت دسترسی زخمی‌ها به خدمات درمانی نیز منتشر شد؛ موضوعی که نگرانی‌ها درباره استفاده از بیمارستان‌ها به‌عنوان ابزار فشار را افزایش داده است.

قانون امر به معروف طالبان، در فاصله کمتر از دو سال، از یک سند حقوقی به یک ابزار اجرایی فعال در سطح جامعه تبدیل شده است. فعال شدن محتسبان، افزایش بازداشت‌ها و تشدید محدودیت‌ها، به‌ویژه در هرات، نشان می‌دهد که این قانون در حال گذار از «چارچوب اخلاقی» به «نظام کنترل اجتماعی گسترده» است.

در مقابل، واکنش‌های داخلی و خارجی نشان می‌دهد که شکاف میان سیاست‌های طالبان و مطالبات اجتماعی، به‌خصوص در حوزه زنان، نه تنها کاهش نیافته بلکه در حال تعمیق است.

این در حالی است که با وجود اعتراضات گسترده داخلی و خارجی، طالبان نسبت به اجرای قانون امر به معروف، عقب‌نشینی نکرده و بر ادامه این روند تأکید دارند.

همزمان با روز گرامی داشت امر به معروف به عنوان یکی از مفاهیم اسلامی که بیشتر به عنوان یک وظیفه اخلاقی نسبت به جامعه است تا ابزار حکومتی همراه با اجبار، باید پرسید که آیا وزارت امر به معروف طالبان توانسته در مدت نزدیک به دو سال در راستای دعوت به نیکی گامی بردارد؟ یا اینکه با اقدامات خصمانه و برخوردهای فیزیکی، امر به منکر کرده است؟

 

 

درخواست رسمی شیعیان افغانستان از طالبان برای برگزاری امن مراسم عاشورا

اندپندنت فارسی : شورای علمای شیعه افغانستان در آستانه دهه محرم از رژیم طالبان درخواست کرد در تامین امنیت مراسم‌ عزاداری عاشورا همکاری کند و به حقوق مذهبی پیروان مذهب تشیع توجه داشته باشد. 

این شورا از اهل تشیع در افغانستان نیز متقابلا خواست تا به منظور برقراری امنیت این مراسم‌ با طالبان همکاری کنند تا این مراسم در فضایی «آرام و امن» و بدون محدودیت برگزار شود. 

در اطلاعیه این شورا آمده است: «از مسئولان امنیتی کشور انتظار می‌رود زمینه برگزاری باشکوه و امن مراسم محرم و عاشورا را فراهم کنند و حقوق دینی و مذهبی همه شهروندان را مدنظر قرار دهند.» 

شورای علمای شیعه از مردم افغانستان دعوت کرد مانند سال‌های گذشته بدون محدودیت در مراسم‌ عاشورا شرکت کنند

تقاضای شورای علمای شیعه افغانستان از طالبان برای رعایت حقوق مذهبی شیعیان در حالی مطرح می‌شود رژیم طالبان به اهل تشیع افغانستان اجازه راهپیمایی و برگزاری گردهمایی‌ خارج از مساجد و تکیه‌‌ها را نمی‌دهند و حتی پرچم‌های عزاداری را نیز از فراز مکان‌های عمومی پایین می‌کشند. 

در چهار سال گذشته، مراسم‌ عاشورا هرگز در خیابان‌های افغانستان برگزار نشده است و طالبان برای پخش نوحه‌های مرتبط با عاشورا نیز محدودیت‌هایی وضع کرده‌اند. 

این در حالی است که در طول ۲۰ سال حاکمیت نظام جمهوریت، محدودیت و ممنوعیتی برای برگزاری مراسم‌ عاشورا در افغانستان وجود نداشت و عزاداران شیعه در ماه محرم این مراسم‌ را به صورت گسترده برگزار می‌کردند و نیروهای امنیتی نیز مسئول تامین امنیت عزاداران بودند.

در آن دوران، در خیابان‌های مناطق با جمعیت اغلب شیعه دسته‌های سینه‌زنی و زنجیرزنی هم به راه می‌افتاد. هرچند در سال‌های آخر، به دلیل افزایش خطر حملات داعش خراسان، با هماهنگی جامعه اهل تشیع مکان‌های مشخصی برای برگزاری این مراسم‌ تعیین می‌شد تا امنیت جانی عزاداران به خطر نیفتد، اما حکومت مانع برگزاری مراسم عاشورا نمی‌شد و برای محدودیت وضع نمی‌کرد.

در دوران نظام جمهوریت، برای تامین امنیت عاشورا، سلاح در اختیار نمایندگان جامعه اهل تشیع قرار داده می‌شد تا امنیت مساجد و مراسم‌ مذهبی افزایش یابد، اما طالبان سلاح‌هایی را که برای تامین امنیت مساجد و اماکن مذهبی شیعیان داده شده بود، پس گرفتند. 

جامعه اهل تشیع افغانستان در دوران حاکمیت طالبان با فشارهای زیادی مواجه‌اند، با این حال بسیاری از آن‌ها نمی‌خواهند با علنی‌سازی این فشارها، زمینه برای افزایش محدودیت‌ها بر فعالیت‌های مذهبی‌شان مساعدتر شود. 

رژیم طالبان و قوانینی که هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان، ابلاغ می‌کند، بر اساس فقه حنفی است و در سیاست‌های این رژیم و همچنین فرمان‌ها و دستورهای آن، برخورد با جامعه اهل تشیع نیز بر مبنای فقه حنفی صورت می‌گیرد. 

طالبان فقه جعفری را که در دوران نظام جمهوریت در چندین دانشگاه افغانستان، از جمله دانشگاه بامیان، تدریس می‌شد، هم لغو کردند. 

 

 



بالا

بعدی * صفحة دری * بازگشت