


سرمایهداری روسیه به سبک آمریکای لاتین، مبتنی بر مواد خام غیرمولد
مصاحبه گنادی زیوگانف با روزنامه ودوموستی
برگردان: م. چابکی
گنادی زیوگانف صدرکمیته مرکزی حزب کمونیست فدراسیون روسیه اظهار داشت روسیه یک سرمایهداری به سبک آمریکای لاتین ساخته است: الیگارشی، مبتنی بر مواد خام -غیرمولد….او، در مصاحبهای طولانی با روزنامه ودوموستی، وضعیت سیاسی روسیه و جهان را ارزیابی نمود.
زیوگانوف توضیح داد «اگر یک برنامه پنج ساله دیگر» از دست برود، چه اتفاقی در روسیه خواهد افتاد، چرا جوانان باید به حزب کمونیست فدراسیون روسیه رأی دهند و چرا میتوان از تجربه لنین و استالین در انجام یک عملیات ویژه استفاده کرد؟.
مردمانی هستند هنوزکمونیسم را یک ایدئولوژی منسوخ میدانند، واقعیتی که اغلب توسط مخالفان حزب کمونیست مورد سوءاستفاده قرار میگیرد. چگونه میتوانیم توضیح دهیم که کمونیسم موضوعیت دارد و آنها به حزب کمونیست رأی دهند، بلکه باید تحولات این دکترین را به طور کلی دنبال کنند؟
اگربه ریشه نگاه کنیم، کمونیسم به معنای اولویت منافع عمومی بر خودخواهی خصوصی است. این ایده عمیقاً با من همذات پنداری میکند.
وقتی کتاب های مقدس،مانند قرآن و تورات را مطالعه کردم، از اینکه اصول اخلاقی مطرح می شود در آنجا و در خطبه بالای کوه چقدر با ارزشهای بیان شد ودر قانون اخلاقی سازندگان کمونیسم طنیناندازاست شگفتزده شدم. این ارزشها شامل عدالت، کمک متقابل و احترام به کارگربود. این ارزشها تنها نبود، بلکه برای جامعه نیز مفید بودند.
بشریت مدتهاست که دستورالعملهایی را تدوین کرده است که به بقای آن کمک میکند. وقتی منافع عمومی بر منافع خصوصی مقدم است جامعه انعطافپذیرتر میشود. وقتی مصرف، سود و منفعت شخصی اولویت پیدا میکند، دولت شروع به فروپاشی میکند.
روسیه بهای این انتخاب را به خوبی میداند. مردم ما به چندین شاهکار قهرمانانه دست یافتهاند. اما یکی از درخشانترین آنها موفقیت ما درایجاد یک دولت متمرکز، متحد کردن اقوام و فرهنگهای متعدد درعین حفظ زبانها، سنتها و ادیان آنها بود. این به تنهایی شایسته یک بنای یادبود است؛ این یک دستاورد تاریخی بی نظیراست.
اما به محض اینکه دولت شروع به ساختن سرمایهداری مصرفیِ غارتگرانه کرد، دیگر نتوانست از پسِ آن برآید. هدف مقامات این بود که جیبهایشان را پر کنند، شکمهایشان را سیرکنند و به بقیه بگویند که به جهنم بروند.
آیا سرمایهداری روسیه درمسیر فنا است ؟
اول، باید بفهمیم چه نوع سرمایهداریای ساختهایم. من معتقدم این یک نوع کاملاً آمریکای لاتینی از سرمایهداری است: الیگارشی، مبتنی بر منابع غیرمولد. تلفن همراه چه کسانی را داریم؟ آیفون؟وغیره….چگونه است؟
من سه نوع دارم! میدانم هر کدام به حرفهایم گوش میدهند. در یک جیب آمریکاییها، در جیب دیگر چینیها و در جیب سوم یک چریک ویتنامی است. اما اجازه دهید به سوال قبلی برگردم.
وقتی تاریخ اوایل قرن بیستم را مطالعه میکردم، از اینکه « ولادیمیرلنین» چقدر دقیق روند وقایع را پیشبینی کرده بود، شگفت زده شدم. مدتها قبل از جنگ جهانی اول، او به این نتیجه رسید که سرمایهداری روسیه مطیع است. در نهایت، کشور خود را در درگیری ها یافت که آماده نبود و امپراتوری فروپاشید.
پس از این«ولادیمیرلنین» یک جایگزین پیشنهاد داد – نه حکومت الیگارشی و سرمایه، بلکه جامعهای مبتنی بر اصول عدالت، صلح و احترام به کارگران بسیار مهم بود او نه تنها این ایده را تدوین کرد، بلکه توانست آن را به عمل درآورد. من هم کاملاً طرفدارسوسیالیسم و ایده کمونیستی هستم.
– سوال، دستاورد اصلی لنین و استالین چه بود؟
لنین موفق شد کشوری را که عملاً از هم پاشیده بود، دوباره متحد کند. او این کار را نه با زور اسلحه، بلکه با ایجاد یک نظام سیاسی جدید و یک قرارداد اجتماعی جدید انجام داد. استالین،هم بزرگترین دستاورد او صنعتی شدن بود. در طول 20 سال، اتحاد جماهیرشوروی جهش عظیمی در توسعه صنعتی ایجاد کرد و پتانسیل خود را 70 برابر افزایش داد.
– بنابراین شما صنعتی شدن را مسئله اصلی میدانید، نه سرکوب را؟
سرکوبهایی وجود داشت و آنها محکوم شدند.«آیا همه چیز برای شما به سرکوب خلاصه میشود؟
حاکمان اینگونه درقضاوت نیستند – آنها به عنوان یک کل ارزیابی میشوند. لنین یک کشور قدرتمند و قوی ایجاد کرد. بدون او، نتیجه جنگ جهانی دوم می توانست کاملاً متفاوت باشد. شما الان اینجا با من نشسته اید در مورد موضوع دیگربحث میکنیم.
امروز به رأیدهندگان جوان چگونه می توان توضیح داد چرا باید به حزب کمونیست فدراسیون روسیه رأی دهند؟ آیا تصویر روشن تر و قابل فهمی وجود دارد؟
«پاسخ بسیار ساده است. جوانها اغلب پیش من میآیند ازآنها پرسش می شود: «آیا میخواهید رأی بدهید؟» آنها میگویند نه. میگویند: «درس خواندن غیرممکن است. باید هزینه همه چیزرا پرداخت. اگر شبها کارکنیم، سر کلاس باید خوابید. وام مسکن برده داری است. حتی اگر آپارتمان یک اتاقه را هم خریده باشند، جایی برای تخت کودک وجود ندارد. همه چیزگرفته شده است!
سوال، شما چه پیشنهادی دارید؟
ما دقیقاً برنامه های زیر را پیشنهاد میکنیم:بازگرداندن ضمانتهای اجتماعی، حمایت از خانوادههای جوان، آموزش قابل دسترس برای همگان، احترام به طبقه کارگر. اینجاست که گفتگو درباره آینده کشور آغاز میشود. هر چیزی که ما در اتحاد جماهیر شوروی خلق کردیم، باشکوه است. بنابراین، در اصل، توضیح مزایای سوسیالیسم دشوار نیست. اینکه چرا مردم باید به ما رأی دهند، برای تغییر یک مسیر ناعادلانه و اساساً بن بست اجتماعی-اقتصادی. من اغلب نمیفهمم چرا دولت غیرفعال است.
سوال ،ایدههایی را که به طور سنتی توسط حزب کمونیست ترویج میشود،از طرف دولت تا حدودی درحال بررسی است، به عنوان مثال، اکنون نتایج خصوصیسازی برخی داراییها در حال اجرا است. این احتمالاً باید شما را دلگرم کند. این تحول تا چه حد با دیدگاههای شما همسوی دارد؟
بله اموال را از بعضی میگیرند و به بعضی دیگر مثل خودشان میدهند. جنگی در جریان است. جنگ، قبل از هر چیز، نبرد پتانسیلهاست. اگر پتانسیل شما از پتانسیل دشمنتان کمتر باشد، هرگز در یک جنگ طولانی پیروز نخواهید شد. ما در حال حاضر با مشکلات بزرگی روبرو هستیم. بنابراین، بررسی معاملات خصوصیسازی باید تضمین کند که درآمدهای حاصل از بخشهای کلیدی برای تقویت پتانسیل کشور، خزانه داری آن و منافع جامعه استفاده شود. اما اگر انتقال اموال از یک طایفه الیگارشی به طایفه دیگرمنتقل شود، چنین عملیاتی هیچ سودی برای کشور یا شهروندان آن ندارد. این انتقال رقیق ترعملاً خصوصیسازی بیشتر شبیه به همان، مشکل این است که در دهه ۱۹۹۰، ما خصوصی سازی تمامعیار نداشتیم.این غارت مجرمانه تحت رهبری چوبایس بود. آنها اموال مادربزرگ، پدر یا مادرتان را میگرفتند و با دستخط خودشان روی آن مینوشتند: «بفروشید!» آنها کارخانههایی را که هزاران نفر را استخدام کرده بود، به قیمت سه ماشین خارجی به حراج می گذشتند.
سوال دیگر این است چگونه میتوان توسعه کشور را تضمین کرد وکاهش جمعیت را متوقف ساخت، از نسل جوان حمایت کرد و شرایطی را برای پیشرفتهای تکنولوژیکی فراهم آورد؟.
ما یک اصل ساده را پیشنهاد میکنیم: منابع طبیعی، خاکهای زیرزمینی و پایگاه مواد خام استراتژیک باید متعلق به تمام مردم جامعه باشد. تغییر در رویکرد توزیع ثروت ملی ضروری است. اولویت دوم حمایت از کشاورزی است. زمین باید حاصلخیز باشد. و سوم مسکن و خدمات شهری است. وخامت زیرساختها به سطوح خطرناکی رسیده است. ما روی یک بمب اجتماعی نشستهایم. این بمب ناگزیر منفجر خواهد شد. یخبندانها یک چالش بسیار جدی خواهند بود.
سوال چرا مسکن و خدمات عمومی همچنان یکی از دردناکترین مسائل برای شهروندان است؟
بله، من اخیراً یک قبض آب و برق به مبلغ تقریباً 30،000 روبل دریافت کردم. حتی برای من تحملش سخت وغیرطبیعی است! مستمری بگیران، معلمان و پیشکسوتان دائماً با من تماس میگیرند. آنها داستان مشا بهی را تعریف میکنند: پس از پرداخت قبوض، نیمی از حقوق بازنشستگی ۲۰ هزار روبلی آنها باقی میماند که ۵۰۰۰ روبل آن برای دارو و همین مقدار برای غذا هزینه میشود. آنها اشک میریزند و میگویند: «چرا در پیری طناب دار را دورگردن ما میاندازید؟»
ما مدتهاست که پیشنهاد دادهایم این اصل که هزینههای آب و برق یک خانواده نباید از 10 درصد کل درآمد آنها تجاوز کند، تثبیت شود. این امرهمزمان از شهروندان محافظت میکند و بودجه پایدار برای این بخش را تضمین میکند.علاوه بر این، لازم است نظم را در بین شرکتهای مدیریتی برقرار کنیم. هر ثانیه یک دزد و کلاهبردار پیدا میشود! مردم مجبور شدهاند به کارگران بیصلاحیت، بیسواد و نادرست وابسته باشند. هیچ راهی برای یافتن علت وجود ندارد، به همین دلیل است که اجاره بها دوباره افزایش یافته است. چرا آنها برای ورودی، برای ماشین، برای باغچهای که هرگز کود داده نشده، بیشتر و بیشتر هزینهزمی گیرند؟
سوال ،افت جمعیتی تا چه حد شما را نگران می کند؟ بسیاری از اتفاقات قابل پیشگیری بودند.
این موضوع یکی از مشکلات اصلی کشور است. ما باید فوراً اقدام کنیم. اگر یک برنامه «پنج ساله دیگر را از دست بدهیم»، به سادگی از هم خواهیم پاشد. برای روسیه، با قلمرو وسیعش، این نه تنها یک مسئله اجتماعی، بلکه یک شکست راهبردی هست.
سوال،آیا عملیات ویژه دراوکراین برافت جمعیت تأثیر میگذارد؟ زمان آتش بس و شکل احتمالی آن ؟
من مطمئنم که بسیاری از رویدادهای امروز قابل اجتناب بودند. اگر از برنامه ریاست جمهور پیروی میکردید، اولین نکته ما احیای هسته اسلاوی بود: روسها، بلاروسیها و اوکراینیها. من این را در سال ۱۹۹۴، زمانی که الکساندر لوکاشنکو برای تصمیم به نامزدی گرفت، به او گفتم: «ما از شما حمایت خواهیم کرد، اما شرایط سختی داریم. اراده خود را برای متحد کردن ما نشان دهید. او پس ازپیروزی قاطعانه همین کار را کرد.
دراوکراین، قدرت نرم ایجاد کردیم؛ حزب کمونیست در هر ۲۵ منطقه حضور داشت. اگر آنها به ما گوش میدادند، نازیسم در لویو متمرکز میشد و هیچ یک از این اتفاقات به وقوع نمیافتاد. همه اینها میتوانست متوقف شود.امروز، وضعیت بسیار پیچیده تر است. اگر مسئله نازی زدایی و غیرنظامیسازی را حل نکنیم، همه این غده چرکین شده به ناگزیر فوران خواهد زد.ما در حال حاضر قدرت و متحدان کافی داریم، عمدتاً در کشورهای بریکس و سازمان همکاری شانگهای. به عنوان مثال، حتی یک کشور آفریقایی از تحریمها علیه ما حمایت نکرد، اگرچه برخی از آنها به ایالات متحده وابسته هستند. آنها از سرمایه الیگارشی غربی سیرشدهاند.
سوال، چرا آفریقا از ما حمایت میکند؟ آیا آنها به امید اینکه چیزی از ما بگیرند، یا دلایل دیگری وجود دارد؟ «ما در دوران شوروی نیز بر آفریقا تأثیر گذاشتیم»
تجربه شوروی در این زمینه درخشان بود. در طول سالهای موجودیت اتحاد جماهیر شوروی، ما تقریباً ۶۰۰۰۰۰ متخصص را برای کشورهای آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین آموزش دادیم. تقریباً هر جا که میرفتم، با افرادی روبرو میشدم که در اتحاد جماهیر شوروی تحصیل کرده بودند و نگرش گرمی نسبت به کشور ما داشتند. برای مثال، من با رئیس جمهور ویتنام درس خواندم و با هم از پایان نامهام دفاع کردیم. به ولادیمیر پوتین گفتم: «برو آنجا، شگفت زده خواهی شد!» او هیجانزده شد. ما یک بسته کامل ازتوافقنامههای مهم را آنجا امضا کردیم. امروز، ویتنام یکی از پویا ترین کشورهای در حال توسعه در آسیا است. جمعیت آن از ۱۰۰ میلیون نفر فراتر رفته است. رابطه ما طی دههها ساخته شده است.
بنابراین، معلوم میشود که دولت ریاست جمهوری، از جمله سرگئی کیرینکو، همه کارها را درست انجام میدهد؟
ما در این راستا تلاش میکنیم. حزب ما نه تنها هیچ کس را که اتحاد جماهیر شوروی با او رابطه برقرار کرده بود، رها نکرد، بلکه ما این روابط را حفظ،و گسترش داده ایم .نمونه کشورهای آفریقایی را در نظر بگیریم، ما با همه آنها روابط خود را برقرار کردیم. دستیار ارشد من مستقیماً با« نلسون ماندلا» کار میکرد. وقتی ماندلا از زندان آزاد شد و به مسکو آمد، برای یلتسین شرایطی تعیین کرد: گذاشتن گل در آرامگاه، ادای احترام به قهرمانان ما و ملاقات با من. آنها مرا پیدا کردند و من با او در کرملین نشستم. او از ما تشکر کرد.
ما اخیراً یک مجمع بینالمللی ضد فاشیسم برگزار کردیم. ۱۸۵ هیئت از دهها کشور در آن شرکت کردند.همه آنها طوماری برای یک نظم جهانی عادلانه، علیه فاشیسم، تروریسم و هر نوع نئونازیسم امضا کردند. نمایندگانی از طیف وسیعی از کشورها، از جمله کشورهای ناتو، در آن شرکت کردند. ما با آنها از نزدیک همکاری میکنیم. وقتی به من گفتند: «آنها نخواهند آمد»، من پاسخ دادم: «همه حامیان ما خواهند آمد – از جمله نمایندگان کشورهای غربی.» آنها گفتند: آنها یا مال شما را میخرند، یا میترسند ولی همه حاضر شدیم.
در مورد آمریکای لاتین، من آنجا زیاد کار کردم.در سائوپائولو، نمایندگان نیروهای چپگرا را از سراسر قاره جمع کردم و به ایجاد احزاب سوسیالیستی کمک کردم. زمانی که رفقایم تازه از فعالیتهای زیرزمینی بیرون آمده بودند، به مکزیک رفتم. یادم هست که جلسات عمومی شبها برگزار میشد و من ساعت یک بامداد گزارش میدادم.
میتوانم بسیاردرمورد کوبا صحبت کنم.من با فیدل کاسترو دوست بودم، ما با هم خیلی نزدیک بودیم. کوبا مظهر شجاعت و وجدان است. آنها قفسههای خالی را به ما نشان میدادند. کوسه آمریکایی ها همه طرف آنها را درمحاصره قرارداده بودند! گروهی تصمیم داشته اند همه را خفه کنند آنها می خواستند شرایط خود را به کوبا دیکته کند! من همیشه میگفتم: اگرمردم کوبا را رها کنید دوستانتان را از دست خواهید داد.
اوضاع در کوبا واقعاً دشوار است؟
من معتقدم درخشانترین ابتکارپوتین، ایجاد بریکس و سازمان همکاری شانگهای است. این سازمانها به کشورها فرصت میدهند که سیاستهای مستقلتری را دنبال کنند. اگر آنها اکنون اراده و عزم واحدی از خود نشان ندهند، تیم دیوانه در آمریکا هر کاری که بخواهد انجام خواهد داد.
چه کسی بدتر است: ترامپ یا بایدن؟
این روش درستی برای بیان موضوع نیست.من همه چیز را به نامهای شخص تقلیل نمیدهم. من آمریکا را به اندازه کافی خوب میشناسم؛ من آنجا بودهام و در دانشگاهها سخنرانی کردهام. ایالات متحده کشوری قدرتمند، اما بسیار غارتگر است. ما فقط میتوانیم قبل از کنفرانس مطبوعاتی بعدی با ترامپ به توافق برسیم.من همچنین به مردمم گفتم: شما ایالات متحده را دست کم میگیرید. بودجه نظامی فعلی آنها ۹۰۰ میلیارد دلار است و آنها برای سال آینده ۱.۵ تریلیون دلار درخواست کردهاند. علاوه بر این، کشورهای ناتو متعهد شدهاند که هزینههای نظامی را تا سال ۲۰۳۵ به ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی افزایش دهند. در مجموع، این یک مزیت نظامی-استراتژیک است که برای خفه کردن شماها طراحی شده است.
اروپای مدرن چیست؟ تقریباً ۶۰۰ میلیون نفر جمعیت دارد. آنها انبارهای خالی، ذخایر نفت و گاز خالی و هیچ منبع طبیعی ندارند. از هر پنج نفر، یک نفر خارجی است که با موجی از مهاجرت کنترل نشده به آنجا رسیده است. آنها نیاز به غذا، مصرف و تضمین ثبات دارند. نخبگانی که در آنجا باقی ماندهاند قادر به انجام این کار نیستند. و آنها فقط یک گزینه دارند: شروع جنگ با ما، ایجاد ناآرامی و تصرف منابع ما.
سوال،شما اشاره کردیدهر جنگ، نبرد احتمالات است. آیا به پایان دادن جنگ علاقمندهستیم تا از تشدید تنش جلوگیری کنیم؟
میدانستم این سوال را میپرسی.من در دومای دولتی صحبت کردم و گفتم: اگر به منطق تاریخیمان برنگردیم، موفقیت را تضمین نخواهیم کرد. پیروزی را در جبهه تثبیت نخواهیم کرد.اول باید به این سوال پاسخ دهید:چرا لنین پیروز شد و چرا استالین پیروز شد؟ اگر به این سوال پاسخ دهید، خواهید فهمید: پتانسیل همه مخالفان لنین به مراتب بیشتر بود. او فهمید که اگر برای ساختن آن کشتی داشته باشید، میتوان سوسیالیسم را ساخت. وقتی به او گفتند که صلح برست شرمآوراست، پاسخ داد: بله، شرمآور بود. اما در غیر این صورت، ما برای ساختن سوسیالیسم جایی نخواهیم داشت! ما آن را امضا خواهیم کرد و نظم را برقرار و دولت شوروی را احیا.
لنین یک ارتش چهار میلیون نفری تشکیل داد، منابع را متمرکز کرد و همه را گرد هم آورد. کارگران در آلمان و مجارستان از قدرت شوروی حمایت کردند. اتفاقاً، وقتی لنین اعلام کرد: «بیایید صلحی بدون الحاق و غرامت امضا کنیم»، دانشجویانی از نروژ پیشنهاد دادند که به او جایزه نوبل بدهند. زیرا او اولین کسی در جهان بود که در بحبوحه یک جنگ وحشتناک و خونین، صلح را پیشنهاد داد و شرایط روشنی برای آن تدوین کرد. آنها از این پیشنهاد شگفت زده شدند. پس برای تجربه تاریخ را مطالعه کنید و دست به کار شوید! چه کسانی شما را متوقف میکنند؟ اگر پتانسیل بریکس و سازمان همکاری شانگهای را در نظر بگیریم، پتانسیل ما بسیار قویتر و قدرتمند ترو سرعت آن بیشترخواهد بود. ما هر آنچه را که برای پیروزی لازم است، داریم.ما وظف به پیگیری سیاست های توسعه فضای کشورهستیم.
سوال،شما در مورد کسب و کارهای کوچک و مسائل مربوط به مالیات آنها اشاره کرده اید آیااین موضوع پس از انتخابات بیشتر مورد بحث قرار خواهد گرفت؟
من معتقدم بسیاری از تصمیمات در این زمینه اشتباه بود.هیچ خونی در اقتصاد جریان ندارد، هیچ پولی درجریان نیست چرا نمیتوانیم وام بگیریم؟ چرا کسبوکارهای کوچک و متوسط را خفه کردهاید؟ آیا ماشنکا را به شما نشان دادهاند؟ نانوایی فوقالعاده ماشنکا قبلاً ۵۰۰۰۰۰ تا ۶۰۰۰۰۰ روبل در ماه درآمد داشت. و اکنون ۱۵۰۰۰۰ روبل درآمد دارد. آنها باید یک عملیات بسیار مهم و ضروری را تعطیل کنند. و دهها هزار ماشنکا مانند این در سراسر کشور وجود دارد. («ماشنکا» نام رمان نابوکف است.م) اخیراً، من از نزدیک مباحث مطرح شده در پلتفرمهای اقتصادی بزرگ را زیر نظر داشتهام. نگرانم که برخی در بلوک مالی و اقتصادی، نرخ بهره کلیدی بالا را به عنوان یک راه حل جهانی برای مشکلات در نظر بگیرند. این یک تصور غلط خطرناک است.
مالیات، سن بازنشستگی و سپردههای بانکی چیزهایی هستند که واقعاً مردم را نگران میکنند.
موضع ما در مورد این مسائل مدتهاست که روشن بوده است. ما معتقدیم افزایش سن بازنشستگی یک اشتباه است و به دنبال تجدید نظر در آن خواهیم بود.در مورد مالیات. خانوادههای جوان امروزی آنهااغلب کسی را ندارند که به او تکیه کنند. قبلاً پدربزرگ و مادربزرگهایی در نزدیکی بودند که میتوانستند به بچهها کمک کنند. اکنون، این سیستم حمایتی تا حد زیادی از بین رفته است. اگر دولت واقعاً علاقهمند به افزایش نرخ زاد و ولد بود، باید شرایطی را برای خانوادهها ایجاد می کرد. باید به هر خانواده جوان فرصت داده شود تا خانهای خوب بسازد.ما سرزمین وسیعی داریم. باید سیاست توسعه فضایی را برای کشور دنبال کنیم. نمیتوانیم بیوقفه مردم را به سمت مجتمعهای بزرگ جذب کنیم و همزمان با مشکلات جمعیتی غافلگیر شویم. علاوه بر این، دولت باید سطحی از درآمد را تضمین کند که به مردم اجازه دهد با اطمینان به آینده نگاه کنند.
سوال ،آیا چشماندازی برای یک بحران اقتصادی درآینده نزدیک وجود دارد ؟
این اتفاق افتاده و همه آن را حس کردهاند. من میفهمم که چرا از ابراز آن میترسند. آنها نمیخواهند بپذیرند که بدون اصلاح مسیر نمیتوانند از بحران جلوگیری کنند. ما امروز سطح بیسابقهای از اضطراب را در جامعه داریم. این یک نشانه بسیاربد است. وقتی هر شب پهپادهایی که برای کشتن شما میآیند، بالای سرتان سرنگون میشوند، هر فرد عادی با خود فکر میکند: «چه اتفاقی دارد میافتد؟
سوال ،آیا آنها در «اسنگیری» شما پرواز میکنند؟
این موضوع مربوط به اسنگیری (خانه تعطیلات دولت ریاست جمهوری که حزب کمونیست فدراسیون روسیه در آن مراسم برگزارمیکند) نیست. این موضوع مربوط به امنیت شهروندان است. و مهمتر از همه، کودکان. من آنجا بچه دارم – من 25000 کودک از مناطق جدید را پذیرفتهام. بچههای خوبی هستند، اما ذهن آنها توسط کتابهای درسی سوروس (سرمایهگذار و میلیاردر جورج سوروس – ویراستار) منحرف شده است. من کسانی را که آنها را معرفی کردهاند، تکه تکه میکنم. اینها کتاب درسی نیستند، میفهمی؟ غیرانسانی کردن روسیه ایده اصلی است که آنها بر اساس آن ساخته شدهاند. بریتانیاییها از قرن پانزدهم خرس روسی را اینگونه ترسیم کردهاند.
سوال ،نمیتونم جلوی خودم رو بگیرم و در مورد کنگره پرسش نکنم آیا «چرخش به چپ اجتنابناپذیر است؟»
دفعه قبل، انتخابات برای اواسط ژوئن برنامهریزی شده بود. احتمالاً این بار هم همین اتفاق خواهد افتاد. یک بازه زمانی ۱۰ روزه [قبل از امضای فرمان ریاست جمهوری در مورد انتخابات دومای دولتی] وجود خواهد داشت. ما ظرف یک هفته کنگره را تشکیل خواهیم داد.
سوال،آیا میتوانیم از همین حالا نشانههایی از شروع کمپین انتخاباتی را ببینیم؟
به نظر میرسد که همه طرفها با تأخیر مواجه شدهاند.نرمافزار ما آماده است. این سومین نسخه آن است که کاملاً اصلاح شده است. ما جلسات متعددی با شهروندان، سازمانهای عمومی و متحدان در نیروهای میهنپرست مردم برگزار کردهایم. همه فعالیتها تحت پرچم برنامه جدید و حل مسالمتآمیز مشکلات در حال انجام است.
سوال،روحیه مردم در حال تغییر است. آیا شما آنها را می دانید؟
این فقط امروزه حال تغییر نیست، بلکه از قبل تغییر کرده است. چرخش به چپ اجتنابناپذیر است.
سوال، چه تعداد از همکاران و رقبای شما در حال حاضر روند صعودی و چه تعداد روند نزولی دارد؟
روسیه متحد همچنان رقیب ماست. این دو ستون – مردم جدید و حزب لیبرال دموکرات توسط آن ترکیب شدند.
سوال،آیا شما «روسیهی عادل» را رقیب خود میدانید؟
مسئله این نیست. روسیهی عادل باید مدتها پیش با ما همکاری نزدیک تری میکرد. میتوانستند انبوهی از مشکلات را حل کند. اما آنها اغلب از دستورات حامیان ارشد خود پیروی میکردند.
سوال،اگر درست متوجه شده باشم، رأیدهندگان حزب روسیه متحد به احزاب دیگر روی آورند؟.
خواهیم دید افراد متفکر و تحصیلکرده به کسانی که اساساً هیچ تفاوتی با حزب حاکم ندارند، روی نمیآورند.در عوض، آنها آگاهانه میآیند و از ما، برنامه پیروزی و تیم ما حمایت میکنند. ما این فرصت را داریم. از روی حال و هوای مردم ببینم آیا از نظر ذهنی برای این کار آماده هستند. من هر روز با آنها ملاقات میکنم. حتی کسانی که قبلاً با من بحث میکردند، گفتند: «میدانی، حق با تو بود.» البته، دولت روی آموزش از راه دور، یک هفته کاری سه روزه، حساب میکند. اما غیرممکن است که یک دسته کامل از افراد، 24 ساعته و 7 روز هفته از هر رئیس دولت محلی محافظت کنند. نارضایتی عمومی در درجه اول رهبران محلی را هدف قرار خواهد داد. من فکر میکنم آنها در این انتخابات محتاطتر و دوراندیش تر خواهند بود.
آخرین سوال،به کار حزب مربوط میشود. حزب کمونیست چین یک اصل غیررسمی برای تجدید رهبری جمعی خود هر 10 سال یکبار داشت. آیا این موضوع برای حزب شما در کشور ما نیز صدق میکند؟
داری به من اشاره میکنی؟میدونی، من معلمهای خیلی خوبی داشتم. مادرم تو مدرسه ابتدایی بهم درس میداد. نمرههای عالی میگرفتم. همسایهام بالاترین نمره پنج را گرفت و من چهار. یه بار از این بابت بهش شکایت کردم. خیلی جدی بهم نگاه کرد و گفت: «یادت باشه پسرم، کار من اینه که بهت یاد بدم سخت کار کنی، آدمها و همه موجودات زنده رو دوست داشته باشی. از کلاس پنجم به بعد، تو یه دانشآموز عالی خواهی بود. همینطور هم شد، من یه مدال گرفتم.
پدرم به من میگفت: «یادت باشد، هیچ چیز صادق ترو روشنتر از رژیم شوروی نیست» پرسیدم: «چرا؟» او توضیح داد: «پدربزرگت معلم یک مدرسهی کلیسا بود. او هشت فرزند داشت. اگر رژیم شوروی نبود، فقط برادر بزرگترم، الکساندر، میتوانست امکان تحصیل داشته باشد. من هم شاید هرگز نمیتوانستم به تحصیل ادامه دهم. اما به لطف رژیم شوروی، تقریباً همهی فرزندانش تحصیلات عالی را به صورت رایگان دریافت کردند.
من یک استاد راهنما داشتم – گئورگی میخائیلوویچ میخالف، رئیس دانشگاه ایالتی اوریول. او به من درس میداد. او مرد بسیار با استعدادی بود. وقتی وارد سیاست شدم، گفت: «گنادی، تو دانشجوی بسیار توانمندی هستی. اما به یاد داشته باش: اگر جوهره مسئله روسیه و نوسازی لنینیستی-استالینیستی را درک نکنی، سیاست هیچ معنایی ندارد.» در آن زمان، من عمق و جوهره این آموزش را به طور کامل درک نمیکردم. اما اکنون آن را خیلی خوب میفهمم.یکی از دستورات معلمان من این است: «به یاد داشته باشید، اگر میخواهید به نتیجه برسید، معاونان شما باید در حوزههای خود قویتر و شایستهتر از شما باشند. مدیریت چنین افرادی دشوار است، اما فقط چنین افرادی نتایج شایستهای به بار میآورند.
حالا نوبت ایوان ملنیکوف است. او تنها عضو دومای دولتی بود که در شورای اروپا خدمت کرد (او از سال ۱۹۹۷ تا ۱۹۹۹ ریاست کمیته علوم و فناوری مجمع پارلمانی شورای اروپا – ودوموستی – را بر عهده داشت). او از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۲ رئیس کمیته علوم و آموزش دومای دولتی بود. او در دانشگاه ایالتی مسکو ریاضیات عالی تدریس میکرد. مدرسه او ۲۰۰ دکترای علوم تربیت کرده است. آکادمیسین ولادیمیر کاشین مدتها ریاست موسسه سراسری گزینش و فناوری باغبانی و گلخانه را بر عهده داشت. او تمام برنامههای کلیدی برای توسعه مجتمع کشاورزی و صنعتی را تدوین کرد و با نهایت قاطعیت از آنها دفاع میکند. نیکولای کولومیتسِف به مدت ۲۰ سال مدیر بزرگترین مرکز تولید در روستسلماش بود. او کار کل ساختار عمودی جناح را هماهنگ میکند. همچنین یوری آفونین، دیمیتری نوویکوف، لئونید کلاشینکف، کازبک تایسایف، ماریا دروبوت… نیز حضور دارند.رهبری ما شامل افراد بسیار باتجربهای است که آموزشهای گستردهای دیدهاند و به کار خود متعهد هستند. کسانی هستند که میتوانند به هر منطقهای، در هر کجای کشور، بیایند و برای بهبود زندگی در آنجا سخت تلاش کنند. به عنوان مثال، نیکولای خاریتونوف خودمان. اما ما همچنین نسل جدید فوقالعادهای داریم.
یک تیم تحت یک شرط به موفقیت دست مییابد: اگر شامل افراد خردمندی باشد که قادر به مدیریت هرگونه چالشی در محل کار و میدان نبرد باشند، و نسلی جدید که به والاترین ارزشها و آرمانها متعهد باشند. اگر همه آنها با یک ایده، اراده و احترام مشترک، مهم تر ازهمه، برای یکدیگر و برای کارشان متحد باشند، نتایج تضمین شده خواهد بود.
به رئیس جمهور گفتم: در کشور باید سه تا پنج نفر باشند که به حرفشان گوش داده شود. از یک طرف، رهبران مذهبی؛ از طرف دیگر، سیاستمداران چپگرا. مردم به حرف ما گوش میدهند.ما باید وحدت خود را تقویت کنیم. اما بدون عدالت، بدون احترام به زحمتکشان، هیچ قدرت متمرکز قوی در روسیه نمیتواند وجود داشته باشد. وقتی مردم از من میپرسند چه چیزی یک امپراتوری هزار ساله را سرپا نگه میدارد، پاسخ میدهم: این امپراتوری بر چهار ستون استوار است.
اولین ستون، یک دولت متمرکز قوی است. حکومت کردن با سرخالی و دست ضعیف غیرممکن است. دومین ستون، معنویت والا است که با ارتدکس، پیشرفت شوروی و فرهنگ منحصر به فرد ما آغاز میشود. سومین ستون، جمع گرایی و عدالت است که باید پایه و اساس همه تصمیمات سیاسی و اجتماعی-اقتصادی باشد. و چهارمین ستون، علم و آموزش است که پتانسیل فکری و اخلاقی جامعه به آن بستگی دارد. آینده کشور و سرنوشت مردم آن به آن بستگی دارد. و مردم ما سختکوش، صبور، باوقار و شجاع هستند.
گنادی زیوگانف صدرکمیته مرکزی
برگرفته ازکانال «خط سرخ» خبری حزب کمونیست فدراسیون روسیه
م .چابکی:27 خرداد 1405 برابربا 17ژوئن 2026
منبع: