


قفقاز جنوبی، عقبنشینی روسیه
روسیه که بیش از دو قرن است در قفقاز جنوبی حضور دارد، تا حد زیادی در شکل گیری این منطقه و پیدایش دولتهای کنونی آن سهیم بوده است. اما تحولات داخلی روسیه، جنگ اوکراین و پویایی های جدید منطقهای، بهویژه قدرت گیری ترکیه، در تضعیف و کاهش نفوذ این کشورنقش دارند.
بایرام بلسی > 6 سپتامبر 2026
حضور روسیه در قفقاز جنوبی به پیمانهای گلستان در سال ۱۸۱۳ و ترکمانچای در سال ۱۸۲۸ (۱) بازمیگردد، پیمانهایی که الحاق تدریجی گرجستان، ارمنستان شرقی و بخشی از جمهوری آذربایجان امروزی را به امپراتوری روسیه واگذار کردند. روسیه نزدیک به دو قرن و سپس در تمام دوران شوروی، خود را بهعنوان قدرت مسلط این منطقه که در نقطه تلاقی اروپا، آناتولی، خاورمیانه و آسیای مرکزی قرار دارد، تثبیت کرد. با وجود ماهیت استعماری این سلطه، حضور روسیه تأثیری پایدار بر ساختارهای سیاسی و هویتهای ملی این منطقه بر جای گذاشته است.
از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱، این موقعیت برتر بهتدریج و همراه با بحرانهای روسیه و تغییر آرایش ژئوپلیتیکی منطقه، تضعیف شده است. با این حال، جنگ دوم قره باغ کوهستانی در سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۳ و حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ بودند که این افول را شتاب بخشیدند. روسیه بدون اینکه از قفقاز جنوبی غایب باشد، اکنون ناچار است با حضور قدرتهای مهم دیگری نیزکنار بیاید : ترکیه، قدرتهای غربی، چین و در سالهای اخیر، هند (۲).
نفوذ مسکو از لحاظ تاریخی بر چهار اهرم اصلی استوار بوده است. نخستین اهرم، نظامی است. روسیه پایگاه نظامی ۱۰۲ گیومری(Gyumri) در ارمنستان را در اختیار دارد؛ پایگاهی که در سال ۱۹۹۵ افتتاح شد و اجاره نامه آن تا سال ۲۰۴۴ اعتبار دارد. روسیه همچنین از سال ۱۹۹۲، از طریق نیروهای مرزبانی FSB «افاسبی»، سرویس امنیتی و اطلاعاتی روسیه، کنترل مرزهای ارمنستان با ترکیه و ایران را بر عهده داشته است. به این موارد باید استقرار نیروهای حافظ صلح روسی در قره باغ کوهستانی پس از آتشبس نوامبر ۲۰۲۰ و عضویت ارمنستان درسازمان پیمان امنیت جمعی (OTSC)(۳) ، مهمترین چارچوب نظامی در فضای پساشوروی، را نیز افزود.
دومین اهرم، اقتصادی است. روسیه بهطور رسمی مهمترین شریک تجاری ارمنستان محسوب میشود و بیش از ۴۰ درصد از تجارت خارجی این کشور را به خود اختصاص داده. این رقم از سال ۲۰۲۲ به بعد، به دلیل نقش ایروان در واردات موازی کالا به روسیه تحت تحریم، افزایش یافته است. ارمنستان همچنین عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا است. گرجستان نیز با وجود گسست سیاسی ناشی از جنگ سال ۲۰۰۸، همچنان روابط تجاری و گردشگری قابل توجهی با همسایه شمالی خود دارد، در حالی که جمهوری آذربایجان همکاری مهمی در حوزه انرژی را با مسکو حفظ کرده است.
سومین اهرم نفوذ روسیه، انسانی است. چند صد هزار شهروند ارمنی، آذربایجانی و گرجستانی در روسیه کار میکنند. حواله های مالی که آن ها برای خانوادههای خود میفرستند، منبع مهمی برای اقتصادهای ملی شان محسوب میشود و یکی از ابزارهای نفوذ روسیه به شمار می آید، که اغلب دست کم گرفته می شود. خلاصه این که، روسیه برای مدت طولانی خود را بهعنوان داور اصلی منازعات منطقهای تحمیل کرده . روسیه برای نزدیک به سی سال در مسئله قرهباغ کوهستانی، ابتدا از طریق گروه مینسک(۴) سازمان امنیت و همکاری اروپا (OSCE) و سپس با میانجیگری برای دستیابی به آتشبس سال ۲۰۲۰، نقشی محوری ایفا کرده است.
دو رویداد جایگاه روسیه در قفقاز جنوبی را بهشدت زیر سؤال بردهاند. نخست، فصل مربوط به قرهباغ کوهستانی است. پس از شکست ارمنستان در پاییز ۲۰۲۰، به نظر میرسید مسکو با میانجیگری برای آتشبس و استقرار نزدیک به دو هزار نیروی حافظ صلح، نقش خود را تثبیت کرده باشد. با این حال این موفقیت ظاهری کوتاه مدت بود. در سپتامبر ۲۰۲۳، زمانی که ارتش جمهوری آذربایجان حمله برق آسای خود را علیه این منطقه محصور آغاز کرد که در نتیجه آن مقامات جداییطلب تسلیم شدند و تقریباً تمام جمعیت ارمنی منطقه نیز آنجا را ترک کردند؛ نیروهای روسی منفعل ماندند. در ایروان، این بیعملی بهعنوان خیانت به تعهدات امنیتی تلقی شد؛ تعهداتی که ارمنستان تصور میکرد در چارچوب سازمان پیمان امنیت جمعی از مسکو دریافت کرده است. از آن زمان، نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان، بارها از روسیه انتقاد کرده، مشارکت کشورش در سازمان پیمان امنیت جمعی را به حالت تعلیق درآورده و روند نزدیکی به ایالات متحده و اتحادیه اروپا را تسریع کرده است.
گسست دوم حتی عمیقتر است. روسیه با گرفتار شدن در جنگ اوکراین از فوریه ۲۰۲۲، ظرفیت و توان خود برای اقدام و تاثیر گذاری در همسایگیاش را به میزان قابل توجهی کاهش داده است. تصویر روسیه در سراسر فضای پسا شوروی تنزل یافته، در حالی که منابع نظامی، مالی و دیپلماتیک آن در جبهه اوکراین (۵) متمرکز شده است. تحریمهای غرب نیز ابزارهای نفوذ اقتصادی آن را تضعیف کردهاند، هرچند که همزمان ارمنستان را به بستری اصلی برای واردات موازی کالا به روسیه تبدیل کردهاند.
روابط با جمهوری آذربایجان نیز پر تنش شده است. سقوط هواپیمای خطوط هوایی آذربایجان در ۲۵ دسامبر ۲۰۲۴ که توسط پدافند هوایی روسیه در نزدیکی گروزنی (چچن) سرنگون شد، بحران دیپلماتیک شدیدی میان باکو و مسکو ایجاد کرد. عذرخواهی دیرهنگام ولادیمیر پوتین در پاییز ۲۰۲۵ تنها توانست تنشها را به طور جزئی کاهش دهد.
این کاهش نفوذ روسیه به تغییراتی ملموس منجر شده است. بین ژانویه ۲۰۲۵ و اوایل سال ۲۰۲۶، نیروهای مرزبانی روسیه از مواضعی که همچنان در مرزهای ارمنستان با ترکیه و ارمنستان با ایران در اختیار داشتند خارج شدند. برای نخستین بار پس از استقلال ارمنستان، این مرزها تحت کنترل مقامات ارمنی قرار گرفتهاند. امروزه تنها پایگاه شماره ۱۰۲ گیومری باقی مانده است. اگرچه برچیده شدن آن در کوتاه مدت بهطور رسمی مطرح نشده، ادامه حضور آن اکنون به موضوع بحث عمومی در ارمنستان تبدیل شده است و بخشی از طبقه سیاسی غربگرا آشکارا خواستار خروج آن هستند.
عقبنشینی مسکو موجب ایجاد یک خلأ راهبردی نشده؛ بلکه زمینه را برای قدرتگیری بازیگران جدیدی فراهم کرده که اکنون در بازآرایی قفقاز جنوبی (۶) مشارکت دارند. ترکیه از این وضعیت بیشترین بهره را برده است. ترکیه بهعنوان متحد قطعی و مسلم جمهوری آذربایجان، با پشتیبانی نظامی، فناوری و سیاسی، نقش تعیینکنندهای در پیروزی باکو در جنگ دوم قرهباغ کوهستانی ایفا کرد. اکنون نفوذ ترکیه بسیار فراتر از حوزه امنیتی (۷) شمرده می شود.
در عرصه سیاسی، سازمان کشورهای ترک (۸) با مشارکت فعال جمهوری آذربایجان به روند نهادینهشدن خود ادامه میدهد. توافق نامه صلح امضاشده میان ایروان و باکو در واشنگتن در ۸ اوت ۲۰۲۵ نیز این روند را بیش از پیش تقویت کرده است. این توافقنامه گشایش یک دالان حملونقل از طریق منطقه سیونیک ارمنستان را پیشبینی میکند تا جمهوری آذربایجان را به منطقه برونبوم نخجوان و سپس به ترکیه متصل سازد. این پروژه که به «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بینالمللی» (TRIPP) تغییر نام یافته و واگذاری ۹۹ ساله آن به منافع آمریکایی واگذارشده است، دالان قدیمی زنگزور که مدتها مورد پشتیبانی آنکارا و باکو بود، را احیا میکند. اگر این پروژه عملی شود، پیوستگی سرزمینی مستقیمی میان ترکیه و آسیای مرکزی ترک زبان، به زیان منافع روسیه و ایران ایجاد خواهد کرد.
قدرتهای غربی نیز حضور خود را افزایش دادهاند. اتحادیه اروپا یک هیئت نظارت غیرنظامی در ارمنستان مستقر نموده ، در حالی که واشنگتن در ژانویه ۲۰۲۵ یک توافق مشارکت استراتژیک با ایروان امضا کرده است . چند هفته بعد، دولت ارمنستان رسماً روند قانونگذاری برای نزدیکتر شدن به اتحادیه اروپا را آغاز کرد. در نهایت، بسیار گویا و معنادار بود که جامعه سیاسی اروپا در ۴ مه ۲۰۲۶ یک نشست بزرگ در ایروان برگزار کرد.
همکاری نظامی نیز افزایش یافته. فرانسه به یکی از مهمترین تأمینکنندگان تسلیحات ارمنستان تبدیل شده و تجهیزاتی مانند توپهای سزار (Caesar)، رادارهای Ground Master و خودروهای زرهی Bastion در اختیار این کشور قرار داده است. در حالی که، رزمایشهای مشترک میان نیروهای ارمنی و آمریکایی نیز افزایش یافتهاند.
چین محتاطانه و چراغ خاموش پیش میرود. پکن در حال توسعه «دالان میانی» است، مسیری که آسیای مرکزی را از طریق دریای خزر و قفقاز و با دور زدن روسیه به اروپا متصل میکند. هرچه مسیرهایی که از خاک روسیه عبور میکنند جذابیت خود را از دست میدهند، اهمیت این محور لجستیکی بیشتر میشود. چین همچنین علاقه روزافزونی به ارمنستان نشان داده، تا جایی که از عضویت احتمالی ایروان در سازمان همکاری شانگهای علناً حمایت کرده، بدون آنکه بخواهد به طور مستقیم وارد رقابت با مسکوشود.
سرانجام، هند بیش از پیش همچون بازیگری آشکار خود را تحمیل کرده است. ارمنستان که مدتها به صنایع نظامی روسیه وابسته بود، پس از سال ۲۰۲۲ به دهلی نو روی آورد، زیرا مشکلات تولید در روسیه موجب تاخیر در اجرای چندین قرارداد شده بود. هند اکنون نخستین تامینکننده تسلیحات ارمنستان است، سفارشهایی برای راکتاندازهای پیناک(Pinaka)ا، توپهای ATAGS، سامانه های پدافند هوایی آکاش (Akash) و رادارها به ارزشی بیش از ۶۰۰ میلیون دلار (۵۱۸ میلیون یورو) تنها در سال مالی ۲۰۲۴-۲۰۲۵ (۹) داشته اند .
این همکاری پاسخی است هم نسبت به منافع اقتصادی و هم به رقابت منطقهای میان هند و پاکستان، که متحد نزدیک ترکیه و آذربایجان است. به این ترتیب، تنها در عرض چند سال، سهم روسیه در واردات تسلیحات به ارمنستان از بیش از ۹۰ درصد به حدود ۱۰ درصد کاهش یافته است.
با این همه، نتیجهگیری درباره محو شدن روسیه از قفقاز جنوبی مبالغهآمیز خواهد بود. مسکو از مزیتهای ساختاری برخوردار است وهمچنان پیوندهای سیاسی، اقتصادی و رسانهای خود را ، بهویژه در ارمنستان و گرجستان، و همچنین تا حد کمتری در آذربایجان حفظ کرده است.
وضعیت گرجستان گواه این تداوم است. تفلیس با وجود رویکرد اروپایی اعلامشدهاش، رابطه عمل گرایانه ای را با مسکو حفظ کرده است، در حالی که آبخازیا و اوستیای جنوبی از زمان جنگ ۲۰۰۸ عملاً تحت کنترل روسیه باقی ماندهاند. تقابل آشکار جای خود را به نوعی حفظ وضعیت موجود، داده است که همچنان استفاده از ابزارهای فشار علیه همسایهاش را برای روسیه تضمین میکند.
در عوض، آنچه اکنون به گذشته تعلق دارد، انحصار روسیه بر امنیت و معماری ژئوپلیتیکی قفقاز جنوبی است. برای نزدیک به دو قرن، هیچ تحول مهمی در این منطقه نمیتوانست رخ دهد بدون آن که مسکو حدود و چارچوب آن را تعیین کند یا دستکم منافع روسیه در نظر گرفته شود . آن دوران به پایان رسیده است.
ترکیه، قدرتهای غربی، چین و هند اکنون هر یک بر اساس اولویتهای خود، از جمله -گسترش قدرت منطقهای، ادغام یوروآتلانتیک، اتصال اقتصادی یا تنوعبخشی راهبردی- در بازآرایی این منطقه مشارکت دارند که کرملین مدت ها آن را حوزه انحصاری نفوذ خود تلقی می کرد.
فراتر از یک عقبنشینی ساده قدرت روسیه، قفقاز جنوبی، گذار به سوی یک نظم منطقهای چندقطبی را به تصویر میکشد. مسکو در آن همچنان یک بازیگر اصلی باقی مانده، اما دیگر داور انحصاری آن نیست. این تحول بازتاب تغییر گستردهتری در موازنههای بینالمللی است: از سال ۲۰۲۲ به بعد، روسیه دیگر از منابع سیاسی، نظامی و دیپلماتیکی که پیشتر به آن اجازه میداد بهتنهایی قواعد بازی را در «خارج نزدیک» خود تحمیل کند، برخوردار نیست. بدین ترتیب ، قفقاز جنوبی به عنوان یکی ازلابراتوارهای روشنگر در زمینه باز آرایی قدرت در اوراسیا نمایان می شود .
۱- این پیمان میان امپراتوری تزاری روسیه و امپراتوری ایران منعقد شد و از دست رفتن بخشهای مهمی از سرزمینهای ایران در قفقاز را رسمیت بخشید.
۲- Michaël Levystone, « Dans le Caucase et l’Asie centrale, la Russie en perte d’influence », Ifri, 23 septembre 2022.
۳-ائتلافی نظامی تحت سلطه روسیه که شش جمهوری سابق شوروی را در بر میگیرد: ارمنستان، بلاروس، قزاقستان، قرقیزستان، روسیه و تاجیکستان.
۴-گروه مینسک مجموعهای متشکل از کشورهای اروپایی و ایالات متحده بود که در سال ۱۹۹۲ توسط «کنفرانس امنیت و همکاری در اروپا» (CSCE)، که بعدها به «سازمان امنیت و همکاری در اروپا» (OSCE) تبدیل شد، ایجاد شد تا در مناقشه میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان بر سر منطقه قرهباغ میانجیگری کند. ریاست مشترک این گروه بر عهده روسیه، ایالات متحده و فرانسه بود. این گروه در ۱ سپتامبر ۲۰۲۵ رسماً منحل شد.
۵- Hélène Thibault, « L’impact de la guerre en Ukraine en Asie centrale : instabilité, méfiance et perte d’influence russe », Le Rubicon, 14 décembre 2022.
۶-
Stefan Meister, « The End of Russian Hegemony : A New Transactional Order Arises in the South Caucasus », German Council on Foreign Relations, 18 décembre 2024.
۷- Daria Isachenko, « South Caucasus and the Turkish Model for Regional Engagement », Italian institute for International Political Studies, 17 décembre 2025.
۸- سازمانی بینالمللی متشکل از کشورهای ترکزبان: جمهوری آذربایجان، قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان، ترکیه و ترکمنستان. این سازمان همکاریهای اقتصادی، انرژی و فرهنگی میان کشورهای عضو را ترویج میکند.
۹- Tatevik Khachatryan et Srujan Palkar, « Why India and Armenia are now taking their relationship to new heights », Atlantic Council, 19 février 2025.