

![]() عبدالقیوم میرزاده کتاب تعصب،ماهیت و پیامد های آن : به ادامهٔ عنوان تعصب زبانی_قسمت شانزدهم |
![]() سمیع عدیل پشت پرده یک قتل مرموز سیاسی |
سه شنبه ۱۳ اسد ۱۴۰۵ خورشیدی برابر با ۴ اګست ۲۰۲۶ میلادی
طالبان: مواضع ایران، مواضع مردم افغانستان است
به گزارش خبرگزاری تسنیم، «ذبیحالله مجاهد»، سخنگوی حکومت طالبان، از اظهارات سید حسن مرتضوی، معاون سفارت جمهوری اسلامی ایران در کابل، درباره افغانستان استقبال کرده و گفت که مواضع ایران با خواست مردم افغانستان همسو است.
وی به طلوعنیوز گفت که اظهارات معاون سفارت ایران «بسیار بهجا و روشن» بوده و نشان میدهد که تهران اهمیت امنیت و ثبات منطقهای را درک میکند.
مجاهد همچنین افزود که هیچکس خواستار جنگ در افغانستان نیست و کسانی که با نامها و عناوین مختلف به گفته وی به ناامنی و آشوب دامن میزنند، محکوم هستند.
سخنگوی طالبان تأکید کرد که امنیت افغانستان به نفع تمام منطقه است و حکومت طالبان توانسته امنیت را در این کشور تأمین کند.
وی گفت: «سفارت ایران مواضع این کشور را به روشنی بیان کرده است» و تأکید کرد: ادامه ثبات و امنیت در افغانستان میتواند به سود کشورهای منطقه باشد.
این اظهارات پس از سخنان سید حسن مرتضوی، معاون سفارت ایران در کابل، مطرح شده است که در آن بر حمایت تهران از امنیت، ثبات، توسعه و پیشرفت افغانستان تأکید کرده بود.
مرتضوی گفته بود سیاست جمهوری اسلامی ایران، حمایت از ثبات افغانستان و احترام به حق مردم این کشور برای تعیین سرنوشت خود است و تهران از هیچ جریان یا گروهی برای ایجاد درگیری میان مسلمانان حمایت نمیکند.
معاون سفارت ایران همچنین تأکید کرده بود که ایران در امور داخلی افغانستان دخالت نمیکند و آینده این کشور باید با گفتگو، تفاهم و مشارکت مردم افغانستان رقم بخورد.
روابط طالبان و ایران در سالهای اخیر در حوزههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی ادامه داشته است. تهران ضمن حفظ روابط دیپلماتیک با کابل، تاکنون حکومت طالبان را بهصورت رسمی به رسمیت نشناخته، اما بر تعامل با آن و ضرورت ثبات در افغانستان تأکید کرده است.
سازمان ملل: فضا برای زنان و مخالفان طالبان تنگتر شده است
به گزارش ایراف، بخش اخبار سازمان ملل متحد روز دوشنبه ۱۲ مرداد گزارشی منتشر کرده که براساس بررسیهای یوناما از اول آوریل تا پایان ژوئن، فضای اجتماعی برای زنان، اقلیتها و مخالفان طالبان همچنان در حال کوچک شدن است.
در این گزارش تأکید شده که قوانین امر به معروف و قوانین پوشش در مدارس، بازار، بیمارستانها و دیگر فضاهای عمومی بهگونهای اجرا میشود که عملاً حضور آزادانه زنان را محدود کرده است.
یوناما در نمونههای ثبتشده گزارش میدهد که زنی تنها بهدلیل رفتن برای خرید مواد غذایی متوقف شده و مغازهداری که به او کالا فروخته بود، سیلی خورده و برای بازجویی احضار شده است.
همچنین آموزگاری بهدلیل «پوشش غیر مورد نظر طالبان» از کلاس درس اخراج شده؛ مواردی که سازمان ملل آنها را «رویدادهای معمول زندگی شهروندان افغانستان تحت حکومت طالبان» توصیف میکند.
در هفته نخست ژوئن، دستکم ۳۰ زن در هرات بهدلیل آنچه طالبان «حجاب نامناسب» میخوانند بازداشت شدهاند.
پس از این بازداشتها، طالبان سندی ۱۰ صفحهای منتشر کردهاند که در آن ویژگیهای پوشش مورد نظر خود را توضیح دادهاند؛ از جمله پوشاندن تمام بدن بهجز چشمها، استفاده از پوشش گشاد و ضخیم، ممنوعیت هرگونه زینت یا عطر و پرهیز از پوششی که شبیه لباس مردان یا «غیرمسلمانان» باشد.
این سند در اختیار امامان مساجد نیز قرار گرفته و موضوع رعایت «حجاب مورد نظر» در خطبههای جمعه برجسته شده است.
طبق گزارش یوناما، طالبان به مغازهها و کلینیکهای بهداشتی دستور دادهاند که به زنان بدون محرم اجازه ورود ندهند.
این دستور حتی در مغازههای فروش لوازم آرایشی در قندهار نیز اجرا شده است.
در ولایت لوگر نیز زنی که برای خرید مواد غذایی بدون همراه مرد بیرون آمده بود، تذکر شفاهی دریافت کرده و مغازهدار مرد پس از سیلی خوردن، برای بازجویی به اداره امر به معروف برده شده است.
او پس از امضای تعهدنامهای مبنی بر اینکه «در آینده به زنان بدون همراه جنس نخواهد فروخت»، آزاد شده است.
سازمان ملل متحد در این گزارش مستند کرده است که طالبان طی سه ماه بهار امسال حداقل ۳۸۹ نفر را بهصورت خودسرانه بازداشت کردهاند.
همچنین ۶۵ مورد بدرفتاری مأموران امر به معروف ثبت شده که عمدتاً بهدلیل نقض ادعایی قوانین پوشش برای زنان، کوتاه کردن ریش یا مدل موی «غربی» برای مردان و نواختن یا گوش دادن به موسیقی بوده است.
۵ سال پس از افغانستان؛ آمریکا درس جنگهای بیپایان را فراموش کرد؟
به گزارش خبرگزاری تسنیم، روزنامه گاردین در آستانه پنجسالگی خروج مفتضحانه آمریکا از افغانستان، در مطلبی با عنوان «دههها پس از جنگ فاجعهبار آمریکا در افغانستان، ترامپ همان اشتباهات را دوباره تکرار میکند»، نوشت به نظر میرسد واشنگتن درس «جنگهای بیپایان» را فراموش کرده است؛ جنگهایی که بدون اهداف روشن و راهبرد خروج آغاز شدند و هزینههای سنگین انسانی، مالی و ژئوپلیتیکی برجا گذاشتند.
بر اساس این گزارش، جنگ افغانستان که پس از حملات 11 سپتامبر 2001 آغاز شد، اکنون بهطور گسترده یک شکست راهبردی تلقی میشود. این جنگ جان بیش از دو هزار و 400 نظامی آمریکایی، 450 نظامی انگلیسی و دهها هزار غیرنظامی را گرفت و با وجود برکناری طالبان از قدرت، آنها بار دیگر در سال 2021 کنترل افغانستان را به دست گرفت.
به باور نویسنده، افغانستان به نماد شکست مداخلهگری غرب و پروژههای ملتسازی تبدیل شده و نمونهای کلاسیک از آن چیزی است که «جنگ بیپایان» خوانده میشود. انتظار میرفت تجربه افغانستان، سیاستمداران آمریکایی را از ورود به جنگهای طولانی و فاقد چشمانداز روشن بازدارد، اما این درس پیشتر در عراق نادیده گرفته شد و اکنون نیز نشانههایی از تکرار همان الگو در رابطه با ایران دیده میشود.
گزارش با اشاره به جنگ سوم تحمیلی علیه ایران نوشت، جنگی که رئیسجمهور آمریکا آن را «یک گردش کوتاه» توصیف کرده بود، اکنون وارد ششمین ماه خود شده و به سرعت در حال گسترش است؛ وضعیتی که شباهتهای زیادی با آغاز جنگهای افغانستان و عراق دارد.
این رسانه انگلیسی به نقل از «کارتر مالکاسیان»، استاد کالج ملی جنگ آمریکا و مشاور پیشین نیروهای آمریکایی در جنگ افغانستان، نوشت که واقعیتهای میدانی افغانستان فرض اصلی حضور 20 ساله واشنگتن در افغانستان را زیر سؤال برده است، چرا که باوری اینکه خروج آمریکا موجب تبدیل افغانستان به پناهگاه تروریسم بینالمللی خواهد شد، در عمل محقق نشده است.
وی دراینباره به گاردین گفت: در پنج سال گذشته حتی یک حمله تروریستی علیه آمریکا از سوی گروهی مستقر در افغانستان انجام نشده است؛ در حالی که واشنگتن حدود یک تریلیون دلار برای این جنگ هزینه کرد و بیش از 775 هزار نظامی آمریکایی را به افغانستان اعزام کرد؛ همه اینها برای مقابله با تهدیدی که در نهایت مشخص شد بزرگنمایی شده بود.
مالکاسیان همچنین هشدار داد بزرگترین خطر امروز نه بازگشت افغانستان به پناهگاه تروریسم، بلکه «فراموشی جمعی» درباره هزینههای سنگین جنگهای طولانی است.
این گزارش، در ادامه با مقایسه جنگ افغانستان و حمله سال 2003 به عراق، یادآور شد ادعاهای دولت جورج بوش درباره وجود سلاحهای کشتار جمعی در عراق و ارتباط بغداد با القاعده بعدها بیاساس از آب درآمد، اشغال عراق نیز به بخشی از «جنگ جهانی علیه ترور» تبدیل شد و دامنه جنگهای بیپایان آمریکا را گسترش داد.
گاردین با استناد به آمار پروژه «هزینههای جنگ» دانشگاه براون نوشت بین سالهای 2001 تا 2023 حدود 940 هزار نفر در نتیجه مستقیم خشونتهای مرتبط با جنگهای پس از 11 سپتامبر در افغانستان، عراق، سوریه، یمن و پاکستان جان باختهاند و تا 3.8 میلیون نفر نیز بهطور غیرمستقیم در این مناطق جان خود را از دست دادهاند.
جمهور : هزارهها در دهههای اخیر سرمایهی انسانی بزرگی ساختهاند؛اما چالش مرحلهی جدید این است که چگونه این سرمایهی انسانی را به سرمایهی اجتماعی تبدیل کنند…
در چند دههی گذشته، مهاجرت به یکی از مهمترین تجربههای تاریخی
هزارهها تبدیل شده است.
این مهاجرت تنها انتقال ازیک جغرافیا به جغرافیایی دیگر نبود؛ بلکه تلاشی برای عبور ازشرایطی بود که در آن، ناامنی، محرومیت و محدودیت فرصتها،مسیر رشد بسیاری از افراد این جامعه را دشوار ساخته بود.
خانوادههایی که راه غربت را انتخاب کردند، در حقیقت
سرمایهگذاری بزرگی بر آیندهی نسلهای
بعدی انجام دادند؛سرمایهگذاریای که هزینهی آن را با دوری، دشواری و سالهاتلاش پرداختند.
امروز، نتیجهی این تلاشها را میتوان بهوضوح دید. هزاران تن
از هزارهها در دانشگاهها،
مراکز علمی، حوزههای حرفهای ونهادهای اجتماعی کشورهای مختلف حضور دارند. نسلی شکل
گرفته است که از نظر آموزش، مهارت و تجربهی جهانی، بانسلهای پیشین خود تفاوتی اساسی دارد.
جامعهای که زمانی بخش بزرگی از انرژی خود را صرف دستیافتن به ابتداییترین فرصتهای آموزشی و اجتماعی میکرد،
اکنون صاحب سرمایهای ارزشمند از دانش و تخصص است.
این دستاورد، بدون تردید یکی از مهمترین موفقیتهای تاریخی هزارههاست.
اما درست در همین نقطه، یک پرسش اساسی آغاز میشود: پس از رسیدن به موفقیت، مرحلهی بعدی چیست؟
تاریخ جوامع تنها با عبور از محرومیت و دستیابی به فرصتهاشکل نمیگیرد؛ بلکه با نحوهی استفاده از فرصتها نیز تعریف
میشود. هر جامعهای که از یک مرحلهی دشوار تاریخی عبورمیکند، ناگزیر با پرسشی تازه روبهرو میشود: آیا موفقیتهای
فردی توانستهاند به توان جمعی و توسعهی اجتماعی تبدیل شوند؟
این پرسش به معنای نادیده گرفتن دستاوردهای بزرگ
هزارهها نیست؛ بلکه نشاندهندهی ورود
به مرحلهای
تازه از بلوغ اجتماعی است. در مرحلهی نخست، مسئلهی اصلی بقا، امنیت
و دستیابی به فرصت است؛ اما پس از آن، مسئلهی مهمترساختن، سازماندهی و تبدیل دستاوردهای فردی به سرمایهای
برای جامعه است.
پیشرفت، تنها به معنای تغییر وضعیت زندگی افراد نیست. تحصیلات عالی، درآمد بیشتر، موقعیت شغلی بهتر و زندگی درجوامع توسعهیافته، همگی عناصر مهمی از موفقیتاند؛ اما تماممعنای پیشرفت را تشکیل نمیدهند. پیشرفت واقعی زمانی شکل
میگیرد که این دستاوردها به افزایش اعتماد
اجتماعی،
تقویت روابط انسانی، رشد مسئولیتپذیری و توانایی حل مسائل مشترک منجر شوند.
ممکن است یک جامعه افراد بسیار موفقی داشته باشد، اما اگرمیان اعضای آن اعتماد کافی وجود نداشته باشد، اگر نهادهایاجتماعی ضعیف باشند و اگر احساس مسئولیت نسبت به
آیندهی مشترک
کاهش یابد
، هنوز با توسعهی پایدار فاصله دارد.
تجربهی جوامعی که مسیر توسعهی پایدار را پیمودهاند نشان
میدهد که قدرت یک جامعه تنها از
ثروت
و تخصص افراد آن ناشی نمیشود؛ بلکه به کیفیت نهادها، میزان اعتماد اجتماعی
وتوانایی
همکاری میان اعضای آن نیز وابسته است.
دانش و تخصص افراد زمانی به نیرویی تاریخی تبدیل میشود که بتواند فراتر از زندگی
شخصی آنان
، به بهبود وضعیت عمومی جامعه کمک کند.
هزارهها در دهههای اخیر سرمایهی انسانی بزرگی ساختهاند؛اما چالش مرحلهی جدید این است که چگونه این سرمایهی
انسانی را به سرمایهی اجتماعی تبدیل کنند. چگونه میتوان موفقیت هزاران فرد
را
به توانایی یک جامعه برای ساختن
آیندهای مشترک تبدیل کرد؟ این پرسش با توجه به شرایط امروز
هزارهها اهمیت بیشتری پیدا میکند. جامعهی هزاره نیز مانند بسیاری از جوامع مهاجر
، در مسیر این
گذار با چالشهایی چون فاصلهی نسلی، دشواری انتقال ارزشهای
فرهنگی، تغییرشکل روابط
خانوادگی و
بازتعریف پیوندهای اجتماعی روبهروشده است.
این مسائل را نباید صرفاً نشانهی بحران یا شکست دانست. بسیاری از جوامعی که مسیر تغییرات بزرگ تاریخی راپیمودهاند، با چنین چالشهایی مواجه شدهاند.
مسئلهی اصلی این است که آیا یک جامعه توانایی گفتوگودربارهی این تغییرات و یافتن پاسخهای مناسب برای آنها رادارد یا نه. در این مسیر، یکی از مهمترین مفاهیمی که نیازمند
بازاندیشی است
،
مفهوم پیشرفت و مدرن شدن است. گاهی
مدرن شدن با کنار گذاشتن گذشته یا تقلید از ظواهر جوامع
دیگر اشتباه گرفته میشود؛ همانگونه که گاهی حفظ هویت فرهنگی با رد کردن همهی
تغییرات
همراه میشود. هر دو نگاه، واقعیت پیچیدهی تحول اجتماعی را ساده میکنند. مدرن شدن
پیش از آنکه
یک سبک زندگی باشد، نوعی بلوغ فکری و اجتماعی است: توانایی نقد خود،
احترام به آزادی
و
کرامت انسان، پذیرش قانون، گفتوگوی عقلانی و
مسئولیتپذیری دربرابر جامعه.
از سوی دیگر، هویت فرهنگی نیز زمانی زنده میماند که توانایی تحول داشته باشد.
فرهنگ هزارگی تنها در نمادهای بیرونی مانند لباس، موسیقی، زبان و آیینها خلاصه
نمیشود.
این عناصر بخش مهمی از حافظهی تاریخی ما هستند، اما بنیاد این فرهنگ در ارزشهایی
عمیقتر
قرار دارد: عشق به دانش، سختکوشی، صداقت، عدالتخواهی، احترام به
خانواده، همدلی و احساس
مسئولیت اجتماعی. اگر این ارزشها در زندگی فردی و جمعی تضعیف شوند، حفظ نمادهای
فرهنگی
به تنهایی نمیتواند هویت یک جامعه را تضمین کند؛ زیرا فرهنگ پیش از آنکه
در نشانهها حضور
داشته باشد، در رفتار انسانها زنده است. در این مرحلهی تاریخی، مسئولیت
نخبگان هزاره بیش از
گذشته اهمیت پیدا میکند. کسانی که به
آموزش، تخصص و موقعیت اجتماعی دست یافتهاند، تنها
نمایندگان موفقیت شخصی خود نیستند؛ آنان بخشی ازسرمایهی انسانی و فکری جامعه به شمار میروند. نقش آنان
فقط در پیشرفت فردی خلاصه نمیشود، بلکه در ایجاد گفتوگو، تقویت نهادهای اجتماعی
و کمک به شکلگیری افقی مشترک برای آینده نیز معنا پیدا میکند.
جامعهای که نتواند ضعفهای خود را صادقانه بررسی کند، امکان اصلاح آنها را نیز
ازدست خواهد داد. نقد اجتماعی، نشانهی بیمهری به جامعه
نیست؛ بلکه نشانهی تعلق و مسئولیت نسبت به سرنوشت آن است. اکنون شاید
زمان آن
رسیده باشد که هزارهها معنای پیشرفت را دوباره تعریف کنند.
پیشرفت دیگر تنها این نیست که چه تعداد از ما تحصیلکردهایم، چه میزان درآمد داریم یا در کدام کشور زندگی
میکنیم. اینها نشانههای موفقیتاند، اما مقصد نهایی نیستند.
پرسش عمیقتر این است:
آیا موفقیتهای ما توانستهاند جامعهای قویتر، آگاهتر و مسئولتر بسازند؟
آیا دانش ما به آگاهی جمعی تبدیل شده
است؟ آیا آزادی ما با مسئولیت همراه شده است؟ آیا فرصتهایی
که به دست آوردهایم، راه را برای نسلهای آینده هموارتر کرده است؟
به باور نگارنده آیندهی هزارهها تنها باتعداد افراد موفق، مدارک دانشگاهی یا جایگاههای حرفهای
سنجیده نخواهد شد؛ بلکه با توانایی آنان در ساختن اعتماد، نهادهای سالم، فرهنگ
مسئولیت و
همبستگی
اجتماعی سنجیده خواهد شد. زیرا آزمون واقعی یک جامعه زمانی آغاز میشود که
از مرحلهی نجات خود عبور کرده باشد. ساختن آینده دشوارتراز ساختن زندگی فردی است؛ زیرا نیازمند چیزی فراتر از
موفقیت شخصی است: نیازمند احساس مسئولیت نسبت به سرنوشت مشترک و
شاید معنای واقعی پیشرفت همین باشد: ساختن زندگی بهتر برای خود، در کنار ساختن امکان زندگی
بهتر برای دیگران.
سازمان ملل: محدودیتهای زنان در افغانستان تشدید شده است
به گزارش خبرگزاری تسنیم، بخش اخبار سازمان ملل در گزارشی مبتنی بر بررسیهای هیئت معاونت سازمان ملل در افغانستان (یوناما) اعلام کرد که محدودیتها بر زنان در افغانستان همچنان افزایش یافته و اجرای قوانین امر به معروف از سوی حکومت طالبان نیز، فضای زندگی اجتماعی زنان را در بخشهای مختلف محدود کرده است.
هیئت معاونت سازمان ملل در افغانستان (یوناما) پیشتر، با انتشار گزارشی بار دیگر خواستار رفع محدودیتهای آموزشی دختران شد و از طالبان خواسته بود زمینه دسترسی این قشر از جامعه به آموزش در تمامی سطوح را فراهم کنند.
یوناما با انتشار یک گزارش تصویری اعلام کرده بود که «جورجیت گانیون»، سرپرست این نهاد، در سفر اخیر خود به شهرستان «استالف» در ولایت کابل از یک مدرسه دخترانه بازدید کرده و بر حق آموزش دختران نیز تأکید کرده است.
بر اساس این گزارش، گانیون در جریان این بازدید، دسترسی دختران به فناوری اطلاعات و ارتباطات را ضروری دانست و از مقامهای طالبان خواسته بود محدودیتهای آموزشی را بردارند تا دختران بتوانند در همه مقاطع تحصیلی به آموزش دسترسی داشته باشند.
در گزارش یوناما تاکید شده بود که آموزش، یکی از حقوق اساسی دختران است و دسترسی برابر به فرصتهای آموزشی میتواند در توسعه و آینده افغانستان نقش تعیینکنندهای داشته باشد.
با این حال، «ذبیحالله مجاهد» سخنگوی حکومت طالبان نیز چندی قبل تاکید کرده بود که «ملا هبتالله آخندزاده» رئیس طالبان، مخالف تحصیل دختران نیست اما تاکید دارد که آموزش باید در شرایطی انجام شود که «مناسب و امن» باشد.
پنج سال پس از سقوط کابل؛ تشدید حملات علیه طالبان
اندپندنت فارسی : در آستانه پنجمین سالگرد سلطه مجدد طالبان بر افغانستان، حملات جبهههای نظامی علیه این گروه تشدید شده است. جبهه مقاومت ملی، جبهه آزادی افغانستان، جبهه «سپاهیان میهن»، جبهه متحد افغانستان و واحد نظامی روند سبز، حملات مسلحانه و چریکی علیه طالبان را افزایش دادهاند؛ فعالیتهایی که ادعای رژیم طالبان مبنی بر کنترل کامل بر جغرافیای افغانستان را با تردید مواجه کرده است.
جبهه متحد افغانستان، به رهبری سمیع سادات، فرمانده نیروهای ویژه ارتش پیشین افغانستان، از شنبه ۱۰ مرداد (یکم اوت) حملات خود را علیه رژیم طالبان آغاز کرده است. این جبهه نخستین حمله خود را در شهر قندهار، محل اقامت ملا هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، انجام داد.
جبهه متحد افغانستان یکشنبه ۱۱ مرداد (دوم اوت) نیز مرکز فرماندهی پلیس طالبان در شهر قندهار را هدف قرار داد. در اطلاعیه این جبهه آمده است که در این حمله، دو عضو طالبان در دروازه ورودی این فرماندهی کشته شدند.
در این اطلاعیه ذکر شده است: «فرماندهی پلیس استان قندهار به عنوان مرکز شکنجه، زندان افراد بیگناه و آن مرکز فرماندهی عمل میکند که رهبران طالبان از آنجا عملیات خود را علیه مردم قندهار طرحریزی و هدایت میکنند.»
سمیع سادات نیز در یک پیام ویدیویی از مردم افغانستان خواست که از جنگ مسلحانه علیه طالبان حمایت کنند.
او گفت: «جنگ مسلحانه علیه طالبان چالشهای خود را دارد که نیازمند رهبری قاطع و قربانی دادن است. ما آمده گذشتن از هر گونه سختی و مبارزه با دشمن در اشکال مختلف هستیم. از شما خواهش میکنیم که از جبهه متحد افغانستان حمایت کنید و با ما متحد شوید. بیاید هم صدا و همگام برای آزادی افغانستان مبارزه کنیم بیاید افتخار مبارزه را با هم شریک شویم. بیاید با هم وطنمان را آزاد کنیم.»
دو هفته پیش نیز نیروهای جبهه «سپاهیان میهن» به مرکز شهرستان یفتل در استان بدخشان، در شمالشرق افغانستان، حمله کردند و توانستند برای چندین ساعت کنترل ساختمان فرماندهی پلیس طالبان در این شهرستان را به دست بگیرند. یفتل نخستین شهرستان در طول پنج سال حاکمیت مجدد طالبان بود که برای چندین ساعت به دست مخالفان نظامی این گروه سقوط کرد. این نخستین حمله «سپاهیان میهن» علیه طالبان بود و خبر آن به سرعت در رسانهها و شبکههای اجتماعی دستبهدست شد.
سقوط چند ساعته شهرستان یفتل به دست «سپاهیان میهن» باعث شد که قاری فصیحالدین فطرت، رئیس ستاد ارتش طالبان، به بدخشان و شهرستان یفتل سفر کند. او در آنجا مدعی شد که وضعیت بدخشان تحت کنترل است.
با این حال، پس از سقوط شهرستان یفتل، جبهه آزادی افغانستان، تحت رهبری ژنرال یاسین ضیاء، رئیس ستاد ارتش پیشین افغانستان، به بخشهایی از شهرستان زیباک بدخشان حمله کرد و توانست کنترل قرارگاه طالبان در این شهرستان را به دست بگیرد. جبهه آزادی افغانستان همچنین اعلام کرد که دو پهپاد نظامی طالبان را در شهرستان زیباک ساقط کرده است.
در کنار حملات جبهه آزادی، جبهه مقاومت ملی افغانستان، به رهبری احمد مسعود، نیز حملات خود علیه طالبان را در هفتههای اخیر افزایش داده است. این جبهه پس از سقوط کابل، مقاومت مسلحانه و نظامی علیه طالبان را آغاز کرد.
از سوی دیگر، واحد نظامی روند سبز، تحت رهبری امرالله صالح، معاون پیشین ریاست جمهوری افغانستان، نیز در چندین مورد مسئولیت حمله به طالبان را بر عهده گرفته است.
حملات جبهههای نظامی مخالف طالبان در حالی تشدید شده است که رژیم طالبان برای برگزاری پنجمین سالگرد سقوط کابل آماده میشود.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی رژیم طالبان، در یک کنفرانس ویدیویی مدعی شد که هیچ جبهه نظامی فعالی علیه این گروه در افغانستان وجود ندارد. او تاکید کرد که نیروهای نظامی طالبان اجازه فعالیت به این جبههها را نمیدهند.
او گفت: «جبهه و عنوانی که در شبکههای اجتماعی مطرح میشود، به شکل عملی در افغانستان وجود ندارد. ما هیچ مشکلی در افغانستان نمیبینیم و هیچ جبههای در کار نیست. این گونه خوابها را هم هیچ کس نباید ببیند و اینک افغانستان حکومت واحد دارد و رهبری واحد دارد و نیروی واحد نظامی دارد.»
تا پیش از سقوط چندساعته شهرستان یفتل و حملات جبهه آزادی به شهرستان زیباک، رژیم طالبان به حملات جبهههای نظامی واکنش نشان نمیداد؛ اما پس از این حملات، مقامهای طالبان از جبهههای نظامی نام بردهاند. این در حالی است که شماری از نظامیان پیشین افغانستان، که سالها تجربه جنگیدن با طالبان را دارند، اکنون عضو این جبهههای نظامیاند.
با گذشت پنج سال از سلطه مجدد طالبان بر افغانستان، این گروه فشار و سختگیری بر شهروندان، به ویژه زنان و دختران، را افزایش داده و در این مدت هیچ اقدامی برای برداشتن محدودیتهای اعمال شده بر آموزش و کار زنان و دختران انجام نداده است.
از سوی دیگر، شماری از نظامیان پیشین افغانستان در حملات «تلافیجویانه» در این کشور جان باختهاند و تعدادی دیگر نیز از سوی طالبان بازداشت شدهاند.
دیدار سفرای ایران و طالبان در مسکو | تاکید ایران بر مهار تلاش غرب برای احیای هستههای افراطی در افغانستان
به گزارش ایراف از سفارت ایران در مسکو، کاظم جلالی دوشنبه در دیدار با «مولوی گلحسن حسن» سفیر افغانستان در مسکو همچنین مقابله جامع و فراملی با تمامی اشکال تروریسم را ضروری خواند.
در این دیدار که در محل سفارت جمهوری اسلامی ایران در مسکو برگزار شد، طرفین با بررسی آخرین وضعیت مناسبات دوجانبه، به تبادل نظر درباره نقش کلیدی همکاریهای منطقهای در تثبیت صلح و ثبات پایدار پرداختند.
سفیر ایران در روسیه در این نشست بر لزوم تقویت وحدت ملی و تفاهم بینافغانی تاکید کرد.
ادغام تدریجی اقتصاد افغانستان در منطقه با فعالسازی ظرفیتهای ترانزیتی بندر راهبردی چابهار و اعلام آمادگی ایران برای کمک به حل مسالمتآمیز تنشهای افغانستان و پاکستان، از دیگر مسائل مطرحشده در این دیدار بود.
طرفین همچنین بر لزوم تقویت قالبهای همکاری و نشستهای مشورتی منطقه ای به منظور پیشبرد ابتکارات بومی بدون دخالت بازیگران غربی تاکید کردند.
کمبود بودجه و تشدید بحران انسانی | میلیونها افغان همچنان در انتظار کمک غذایی
به گزارش ایراف، دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل متحد (اوچا) اعلام کرده است که در سال ۲۰۲۶ قرار بود برای ۱۱.۹ میلیون نفر در افغانستان کمک غذایی فراهم شود، اما تا پایان ماه مه تنها ۴.۳ میلیون نفر این کمکها را دریافت کردهاند.
به این ترتیب، ۷.۶ میلیون نفر از جمعیت هدف بهدلیل کمبود بودجه از چرخه کمکرسانی حذف شدهاند.
اوچا تأکید کرده که کاهش منابع مالی، توان سازمانهای امدادی را برای اجرای برنامههای حیاتی بهشدت محدود کرده و بسیاری از خانوادهها در معرض گرسنگی قرار گرفتهاند.
این نهاد هشدار داده است که ناامنی غذایی در افغانستان همچنان رو به افزایش است؛ بحرانی که ریشه در اقتصاد شکننده، خشکسالیهای متوالی و کاهش کمکهای بینالمللی دارد.
بسیاری از مناطق با افت شدید تولیدات کشاورزی روبهرو هستند و خانوارهای آسیبپذیر توان تأمین ابتداییترین نیازهای روزانه خود را ندارند.
همیش فالکونر، معاون وزیر خارجه انگلیس، نیز در سخنانی جداگانه گفته بود که ۱۷.۴ میلیون نفر در افغانستان با ناامنی شدید غذایی روبهرو هستند.
او تأکید کرده که این کشور همچنان یکی از بالاترین نرخهای سوءتغذیه کودکان و مادران را در جهان دارد و نیازمند توجه فوری جامعه جهانی است.
برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) نیز اعلام کرده است که در سال ۲۰۲۵ نزدیک به ۲۸ میلیون نفر در افغانستان قادر به تأمین نیازهای اساسی روزانه خود نبودهاند؛ آماری که نشان میدهد بحران انسانی در این کشور از مرحله هشدار عبور کرده و به تهدیدی جدی برای سلامت و بقا تبدیل شده است.
ترکیب کمبود بودجه، محدودیتهای عملیاتی، تغییرات اقلیمی و فقر گسترده، افغانستان را در یکی از بحرانیترین دورههای امنیت غذایی قرار داده است.
سازمانهای بینالمللی هشدار میدهند که بدون افزایش فوری کمکها، میلیونها نفر در ماههای آینده با شرایطی بهمراتب سختتر روبهرو خواهند شد.
به گزارش ایراف، خواجه آصف در گفتوگو با یک شبکه خصوصی پاکستانی با اشاره به جایگاه ویژه محسن نقوی در ساختار قدرت گفت: «او یکی از پرنفوذترین اعضای کابینه است و در برخی مسائل حتی به نخستوزیر نیز پاسخگو نیست.»
به گفته آصف، وزیر کشور با وجود در اختیار داشتن یکی از کلیدیترین وزارتخانهها، حضور بسیار کمرنگی در روندهای اجرایی دارد و «در طول این مدت تنها دو یا سه بار در جلسات هیئت دولت شرکت کرده است».
او همچنین افزود که نقوی «در پارلمان نیز بیش از هفت یا هشت بار حاضر نشده است».
این انتقادات در حالی مطرح میشود که طی روزهای اخیر، بحث درباره نقش و اختیارات محسن نقوی در ساختار حکمرانی پاکستان به یکی از محورهای اصلی رسانههای این کشور تبدیل شده است.
زمینه این انتقادات به سخنان اخیر محسن نقوی بازمیگردد؛ جایی که او در یک نشست اقتصادی با انتقاد شدید از وضعیت مدیریتی کشور گفته بود: «ساختار حکمرانی فعلی عملاً فروپاشیده و اگر اصلاحات بنیادین انجام نشود، پاکستان طی ده سال آینده نیز با همین بحرانها دستوپنجه نرم خواهد کرد.»
نقوی تأکید کرده بود که برای خروج از وضعیت موجود، ایجاد واحدهای اداری یا ایالتهای جدید ضروری است؛ زیرا «ساختار فعلی کارایی خود را از دست داده و توان حل مشکلات کشور را ندارد».
وزیر دفاع پاکستان در واکنش به این سخنان گفت: «اگر کسی با چنین سطحی از نفوذ و اختیارات از وضعیت موجود گلایه میکند، دیگر اعضای کابینه باید کار را رها کرده و به خانه بروند.»
او با اشاره به مسئولیتهای گسترده وزارت کشور، از نقوی خواست اصلاحات مورد ادعایش را از اجرای کامل «طرح اقدام ملی» آغاز کند؛ طرحی که بخش عمده اجرای آن بر عهده وزارت کشور است و هنوز بسیاری از بندهای آن عملی نشده است.
آصف همچنین تأکید کرد که طرح چنین مباحث مهمی باید در «مجلس و هیئت دولت» مطرح شود، نه در نشستهای اقتصادی یا محافل تجاری.
سخنان تند و کمسابقه وزیر دفاع علیه وزیر کشور پاکستان، شکافهای تازهای را در ساختار سیاسی اسلامآباد آشکار کرده است؛ شکافی که در کنار بحثهای گسترده درباره ناکارآمدی ساختار حکمرانی و ناامنی، میتواند پیامدهای مهمی برای آینده سیاسی پاکستان داشته باشد.
هند در پی حفظ استفاده از موقعیت بندر چابهار
به گزارش خبرگزاری تسنیم، هند اعلام کرده است که در تلاش است راهی برای دریافت دوباره معافیت از تحریمهای آمریکا پیدا کند تا بتواند فعالیتهای خود در بندر چابهار ایران را ادامه دهد.
«کرتی وردان سینگ»، از مقامهای وزارت خارجه هند، در پاسخ به پرسش نمایندگان پارلمان این کشور گفت: بندر چابهار برای ایجاد مسیر ارتباطی هند با افغانستان ایجاد شده و از اهمیت راهبردی برخوردار است.
معافیت تحریمی آمریکا برای بندر چابهار که به هند اجازه میداد بدون روبهرو شدن با تحریمهای واشنگتن در این بندر فعالیت کند، در ششم اردیبهشت (26 آوریل) پایان یافت.
پس از لغو
این معافیت در چارچوب سیاست فشار حداکثری آمریکا علیه ایران، هند برای ادامه
فعالیتهای خود در چابهار، در مقاطعی معافیتهای موقت و محدود دریافت کرد.
هند پیشتر، اعلام کرده بود که استفاده از بندر چابهار برای توسعه تجارت با
افغانستان و گسترش روابط اقتصادی با کشورهای آسیای مرکزی اهمیت دارد.
دولت هند در ماه می 2024 قراردادی را با اداره بنادر و دریانوردی ایران امضا کرد که بر اساس آن متعهد شد 120 میلیون دلار برای توسعه این بندر اختصاص دهد.
بندر چابهار یکی از مسیرهای مهم ترانزیتی برای هند به شمار میرود؛ زیرا این کشور از طریق این بندر میتواند بدون عبور از پاکستان، به افغانستان و بازارهای آسیای مرکزی دسترسی پیدا کند.
افغانستان نیز از چابهار به عنوان یک مسیر جایگزین برای تجارت و انتقال کالا استفاده کرده است. اهمیت این بندر پس از محدودیتهای ایجادشده در مسیرهای سنتی ترانزیتی افغانستان، بهویژه مسیر پاکستان، بیشتر شده است.
Copyright ©ariaye 2002_2026
استفاده از مطالب آريا
يی با ذکر ماخذ آزاد است