




چهارشنبه ۲۴ سرطان ۱۴۰۵ خورشیدی برابر با ۱۵ جولای ۲۰۲۶ میلادی
افشای جنایات جنگی نظامیان انگلیس علیه زندانیان افغان
به گزارش خبرگزاری تسنیم، افشاگران پرونده تحقیقات مستقل درباره عملکرد نیروهای ویژه انگلیس در افغانستان، با افشای برگی تازه از جنایات نظامیان انگلیسی در افغانستان اعلام کرد شماری از نظامیان انگلیسی زندانیان افغان را «برای سرگرمی» از لیفتراک به پایین پرتاب میکردند.
بر اساس گزارش اسکای نیوز، این گزارش در جریان تحقیقات درباره اتهامهای جنایات جنگی نیروهای ویژه انگلیس در افغانستان بین سالهای 2010 تا 2013 مطرح شده است؛ تحقیقاتی که علاوه بر بررسی اتهامهای قتل غیرقانونی، گزارشها مربوط به پنهانکاری و جلوگیری از پیگیری قضایی این پروندهها را نیز در بر میگیرد.
«مونیکا گرنفل»، خبرنگار پیشین و از کارکنان پشتیبانی نیروهای ویژه انگلیس، در شهادت خود به این تحقیقات گفت یکی از نظامیان برای او تعریف کرده بود زندانیان افغان را روی لیفتراک قرار میداد، آن را بالا میبرد و سپس با سرعت حرکت میکرد تا زندانیان به زمین سقوط کنند. وی تأکید کرد این کار «برای سرگرمی» انجام میشد.
گرنفل همچنین فضای حاکم بر نیروهای ویژه را «بسیار نگرانکننده» توصیف کرد و گفت این احساس وجود داشت که هیچ نظارتی بر رفتار نظامیان اعمال نمیشود و آنان عملاً بدون محدودیت عمل میکردند.
در بخش دیگری از این تحقیقات، «کریستوفر گرین»، عضو پیشین نیروهای ذخیره ارتش انگلیس، شهادت داد در سال 2012 سه برادر کشاورز را در روستایی افغانستان در جریان یک عملیات نیروهای ویژه کشته شدند، در حالی که بررسیهای اطلاعاتی نشان میداد هیچ مدرکی مبنی بر ارتباط آنان با طالبان وجود نداشته است.
به گفته گرین، زمانی که درباره این حادثه ابراز نگرانی کرد، یکی از افسران او را «مدافع طالبان» خواند و با وجود داشتن مجوز امنیتی، اجازه دسترسی به تصاویر ویدئویی این عملیات نیز به او داده نشد. او همچنین پرداخت غرامت نقدی از سوی دولت انگلیس به خانواده قربانیان را «نشانهای از اعتراف به اشتباه در کشتن افراد بیگناه» توصیف کرد.
تحقیقات مستقل افغانستان همچنین در حال بررسی این گزارش است که مقامهای نظامی و پلیس نظامی انگلیس پس از انتشار گزارشهای اولیه، در پنهان کردن تخلفات احتمالی و انجام تحقیقات ناکافی نقش داشتهاند.
این افشاگریها در حالی منتشر میشود که نیروهای ویژه انگلیس پیشتر نیز با اتهامهایی از جمله قتل غیرقانونی غیرنظامیان، اعدام اسیران، کشتار کودکان و ثبت گزارشهای جعلی برای توجیه عملیات در افغانستان روبهرو بودهاند. هرچند چندین تحقیق رسمی درباره این پروندهها انجام شده، اما تاکنون هیچ یک از نظامیان متهم در این پروندهها تحت پیگرد قضایی قرار نگرفتهاند.
به گزارش ایراف، فصیحالدین فطرت، رئیس ستاد ارتش طالبان، در گفتوگویی تلویزیونی با اشاره به سفر اخیر خود به دروازها اعلام کرده که جمعهخان فاتح، فرمانده ناراضی این گروه، «از طالبان فاصله نگرفته» و حتی ممکن است همراه هیئت اعزامی به کابل منتقل شود.
فطرت گزارشهای منتشرشده درباره اختلافات عمیق فاتح با رهبری طالبان را «تبلیغات رسانهای» توصیف کرده و مدعی شده است که عدم حضور او در سمت معاون والی زابل ناشی از «مشکلات خانوادگی» بوده است؛ نه نشانهای از مخالفت سیاسی یا نظامی با رهبری طالبان.
به گفته فطرت، او و دیگر مقامهای طالبان «همیشه از طریق تلفن» با فاتح در تماس بودهاند و اعزام نیروهای طالبان به شهرستان نسی نیز برای «کنترل معادن و بررسی مرزها» صورت گرفته و هدف آن «اقدام علیه فاتح» نبوده است.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که طی هفتههای گذشته منابع محلی در بدخشان از تنشهای جدی میان فاتح و حلقه قندهار خبر داده بودند.
بر اساس اطلاعات موجود و گزارشهای میدانی، اختلاف میان فاتح و رهبری طالبان از ماهها پیش و عمدتاً بر سر نحوه استخراج و مدیریت معادن طلای بدخشان آغاز شده بود.
طالبان پس از صدور فرمان برای جلوگیری از استخراج غیرقانونی طلا و عملاً منافع اقتصادی فاتح و شبکه محلی او را هدف قرار دادند.
همزمان، تلاشهایی برای خلع سلاح نیروهای وفادار به فاتح که در ساختار رسمی طالبان سمتی ندارند، آغاز شد.
این اقدامات با مقاومت فاتح روبهرو شد و او برای مدتی در کوهستانهای درواز و نسی مستقر شد؛ موضوعی که به اعزام نیروهای ویژه طالبان و تشدید فضای امنیتی در بدخشان انجامید.
هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، پیشتر فاتح را از سمت معاون والی زابل برکنار کرده و قصد داشت او را در یکی از سمتهای دولتی خارج از بدخشان منصوب کند.
اما منابع آگاه میگویند فاتح این پیشنهادها را نپذیرفته و حاضر نشده است مسئولیتی خارج از بدخشان بر عهده بگیرد.
حتی پیشنهاد ریاست یکی از ادارههای استخبارات طالبان در کابل نیز از سوی او رد شده است.
با وجود اظهارات فطرت، هنوز مشخص نیست هدف طالبان از انتقال احتمالی فاتح به کابل چیست؛ آیا این انتقال بخشی از تلاش برای مدیریت بحران بدخشان است یا مقدمهای برای مهار کامل شبکه نفوذ او در این ولایت.
رایزنی کابل و تهران درباره گسترش همکاریهای مرزی و کنسولی
به گزارش خبرگزاری تسنیم، وحید جلالزاده، معاون کنسولی، امور مجلس و ایرانیان وزارت خارجه ایران در دیدار با «امیرخان متقی»، وزیر خارجه حکومت طالبان درباره همکاریهای مرزی، روابط دوجانبه و بهبود خدمات کنسولی گفتگو کرد.
بر اساس بیانیه وزارت خارجه حکومت طالبان، دو طرف در این دیدار درباره توسعه روابط افغانستان و ایران، بهبود ارائه خدمات کنسولی به اتباع دو کشور و موضوعات مرتبط با همکاریهای مرزی تبادل نظر کردند.
متقی در این دیدار روابط کابل و تهران را رو به گسترش توصیف کرد و تأکید نمود خدمات کنسولی برای شهروندان باید آسانتر، سریعتر و مطابق با معیارهای پذیرفته شده ارائه شود.
در مقابل، وحید جلالزاده نیز هماهنگی کنسولی میان دو کشور را ضروری دانست و ابراز امیدواری کرد گفتگوهای جاری میان کابل و تهران به ساماندهی بهتر امور کنسولی و گسترش تسهیلات برای شهروندان افغانستان و ایران منجر شود.
این دیدار در حالی انجام شد که دو کشور در ماههای اخیر رایزنیهای خود را درباره موضوعات مرزی، مهاجرت، بازگشت اتباع و همکاریهای کنسولی افزایش دادهاند.
سفر معاون کنسولی وزارت خارجه ایران به کابل در حالی است که علیرضا بیکدلی، سرپرست سفارت ایران در کابل پیشتر ضمن قدردانی از موضوع حکومت طالبان در قبال تحولات منطقه، تصریح کرده بود پس از پایان جنگ، ایران و افغانستان وارد مرحله جدیدی از روابط خواهند شد.
رتبهبندی جدید پاسپورتها؛ افغانستان همچنان در قعر جدول
به گزارش ایراف، تازهترین گزارش مؤسسه بینالمللی «هنلی» در ژوئیه ۲۰۲۶ نشان میدهد که پاسپورت افغانستان با وجود بهبود سه پلهای نسبت به سال گذشته، همچنان در آخرین جایگاه شاخص جهانی گذرنامهها قرار دارد.
بر اساس شاخص «هنلی پاسپورت ایندکس» که با استفاده از دادههای انجمن بینالمللی حملونقل هوایی (IATA) تهیه میشود، دارندگان گذرنامه افغانستان تنها میتوانند به ۲۳ مقصد جهان بدون ویزای قبلی، با ویزای فرودگاهی یا مجوز الکترونیکی سفر (eTA) وارد شوند.
افغانستان در گزارش سال ۲۰۲۵ در رتبه ۱۰۶ قرار داشت و امکان سفر به ۲۴ مقصد را داشت، اما در گزارش جدید اگرچه جایگاه این کشور به رتبه ۱۰۳ ارتقا یافته، تعداد مقاصد قابل دسترس به ۲۳ کاهش یافته و این کشور همچنان در انتهای جدول جهانی باقی مانده است.
بررسی روند این شاخص نشان میدهد که گذرنامه افغانستان از رتبه ۸۳ در سال ۲۰۰۶ به رتبه ۱۱۶ در سال ۲۰۲۱ سقوط کرد و پس از آن با بهبود نسبی، اکنون به رتبه ۱۰۳ رسیده است؛ با این حال همچنان کماعتبارترین گذرنامه جهان محسوب میشود.
این گزارش تأکید میکند که پایین بودن اعتبار گذرنامه افغانستان، فرصتهای شهروندان این کشور را در حوزههای سفر، تحصیل، تجارت، سرمایهگذاری و حضور در رویدادهای بینالمللی بهشدت محدود کرده است.
شهروندان افغانستان برای دریافت ویزای بسیاری از کشورها با روندهای طولانی، هزینههای بالا و بررسیهای امنیتی سختگیرانه مواجه هستند.
به باور تحلیلگران، ادامه بیثباتی سیاسی، محدود بودن روابط دیپلماتیک، به رسمیت شناخته نشدن حکومت طالبان از سوی بسیاری از کشورهای جهان، نگرانیهای امنیتی و سیاستهای سختگیرانه مهاجرتی، از مهمترین عوامل تداوم ضعف گذرنامه افغانستان به شمار میرود.
در مقابل، سنگاپور با امکان سفر به ۱۹۲ مقصد بدون ویزای قبلی، همچنان قدرتمندترین گذرنامه جهان را در اختیار دارد و ژاپن، کره جنوبی و امارات متحده عربی نیز در رتبه دوم این شاخص قرار گرفتهاند.
هیچ یک از حملات پاکستان بیپاسخ نمانده است
به گزارش خبرگزاری تسنیم، «فصیحالدین فطرت»، رئیس ستاد ارتش حکومت طالبان، با انتقاد از حملات اخیر پاکستان به خاک افغانستان، تأکید کرد تاکنون هیچ یک از حملات اسلامآباد به این کشور بدون پاسخ نمانده است.
فطرت حملات پاکستان را «غیرقابل تحمل» خواند و پاکستان را متهم کرد که به بهانه حضور اعضای تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی)، مناطق غیرنظامی در افغانستان را هدف حملات قرار میدهد.
وی همچنین مدعی شد طالبان در پاسخ به حملات ارتش پاکستان هرگز غیرنظامیان را هدف قرار نداده است.
رئیس ستاد ارتش حکومت طالبان بار دیگر ادعای اسلامآباد درباره حضور تیتیپی در افغانستان را رد کرد و گفت این گروه در خاک افغانستان حضور ندارد.
وی در ادامه تأکید کرد حکومت طالبان به هیچ گروه یا فردی اجازه نمیدهد از خاک افغانستان برای تهدید امنیت کشورهای دیگر استفاده کند.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که تنشهای مرزی میان افغانستان و پاکستان در ماههای اخیر افزایش یافته است.
پاکستان اوایل ماه جاری مناطقی در امتداد مرز افغانستان را هدف حملات هوایی قرار داد و مدعی شد بیش از 20 عضو شبهنظامی در این حملات کشته شدهاند؛ در حالیکه هیئت نمایندگی سازمان ملل در افغانستان اعلام کرد در این حملات دستکم 28 غیرنظامی کشته و 49 نفر زخمی شدهاند.
اسلامآباد طی سالهای گذشته بارها طالبان را به پناه دادن و حمایت از تیتیپی متهم کرده و افزایش حملات این گروه در خاک پاکستان را به حضور آنان در افغانستان نسبت داده است. در مقابل، هیئت حاکمه افغانستان همواره این اتهامات را رد کرده و تأکید دارد که مشکلات امنیتی پاکستان ریشه داخلی دارد و نباید به افغانستان نسبت داده شود.
تنش کابل و اسلامآباد؛ حقانی با خانوادههای قربانیان حملات اخیر پاکستان دیدار کرد
به گزارش ایراف، وزارت کشور طالبان اعلام کرده است که سراجالدین
حقانی، سرپرست این وزارتخانه، در سفر به ولایت پکتیا با خانوادههای قربانیان حملات
هوایی اخیر پاکستان در شهرستان سمکنی دیدار کرده و از مناطق آسیبدیده نیز بازدید
کرده است.
خانوادههای
آسیبدیده در این دیدار خواستار رسیدگی جدی به وضعیت زخمیهایی شدهاند که همچنان
در شفاخانههای این ولایت بستری هستند.
حملات هوایی
پاکستان حدود دو هفته پیش در چند ولایت شرقی افغانستان انجام شد و واکنش تند طالبان
را در پی داشت.
به گفته
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، این حملات در سه ولایت پکتیا، پکتیکا و کنر دستکم
۳۶
غیرنظامی را به کام مرگ کشانده و
۱۶۳
نفر را زخمی کرده است.
مجاهد تأکید
کرده بود که زنان و کودکان نیز در میان قربانیان قرار دارند و بیشترین تلفات در
شهرستان سمکنی پکتیا ثبت شده است.
با این حال
دفتر نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) آمار متفاوتی ارائه
کرده و اعلام کرده است که در این حملات
۱۳
غیرنظامی کشته و
۱۰
نفر زخمی
شدهاند.
یوناما نیز
تأیید کرده که زنان و کودکان در میان قربانیان حضور دارند.
طالبان این
حملات را «نقض حاکمیت افغانستان» دانسته و از پاکستان خواسته است از اقدامات
یکجانبه و حملات هوایی در خاک افغانستان خودداری کند.
در مقابل،
پاکستان اعلام کرده که هدف این عملیات، گروههای مسلح مخالف دولت پاکستان بودهاند
که به ادعای اسلامآباد از خاک افغانستان فعالیت میکنند.
تنش میان طالبان و
پاکستان طی ماههای اخیر افزایش یافته و گفتوگوهای دو طرف با میانجیگری کشورهایی
مانند عربستان سعودی، قطر، ترکیه و چین تاکنون نتیجهای در جهت کاهش تنشها نداشته
است.
اسلامآباد
طالبان را متهم میکند که به اعضای تحریک طالبان پاکستان پناه داده است؛ اتهامی که
کابل آن را رد میکند.
طالبان هشدار
داده است که ادامه حملات پاکستان میتواند پیامدهای جدی برای روابط دو کشور داشته
باشد و تأکید کرده که کابل انتظار دارد اسلامآباد به حاکمیت افغانستان احترام
بگذارد.
به گزارش خبرگزاری تسنیم، دولت فدرال پاکستان و حکومت ایالت پنجاب اعلام کردند از سال 2023 تاکنون، حدود 2 میلیون و 590 هزار پناهجوی افغان فاقد مدارک معتبر اقامتی، به افغانستان بازگردانده شدهاند.
روزنامه «داون نیوز» گزارش داد دولت ایالتی پنجاب روند اخراج پناهجویان افغان فاقد مدارک قانونی را ادامه میدهد و در حال حاضر حدود 53 شهروند افغانستانی در 36 مرکز نگهداری فعال در سراسر این ایالت بهسر میبرند.
وزارت امور داخلی ایالت پنجاب اظهار داشت که این ایالت بهتنهایی 138 هزار و 342 پناهجوی افغان را در مراکز نگهداری بازداشت، مدارک آنها را تکمیل و سپس به افغانستان بازگردانده است.
«فیاض حسن چوهان» سخنگوی وزارت امور داخلی ایالت پنجاب گفت بر اساس سیاست دولت فدرال، افرادی که ویزای معتبر ندارند، اجازه اقامت در پاکستان را نداشته و باید از این کشور اخراج شوند.
وی اظهار داشت که بررسی و شناسایی پناهجویان فاقد مدارک در بازارها و مناطق مسکونی انجام شده و افراد شناسایی شده پس از بازداشت به مراکز نگهداری منتقل میشوند.
به گفته چوهان، در این مراکز برای پناهجویان بازداشت شده، خدمات اقامت موقت، ثبت اطلاعات و زمینه انتقال به افغانستان از طریق گذرگاه تورخم فراهم میشود.
پیش از این نیز مقامات کابل گفته بودند که پاکستان از پناهجویان افغان به عنوان اهرم فشار به ویژه در تنشها علیه افغانستان استفاده میکند.
چندی قبل، بیش از 300 فعال حقوق بشر پاکستان در بیانیهای تصمیم اسلام آباد برای دومین مرحله اخراج پناهجویان افغان را محکوم کردند و آن را «غیر انسانی و غیرقانونی» خواندند.
غیبت رهبران طالبان در مراسم تشییع امیر پیشین قطر؛ طالبان از دوحه فاصله گرفته است؟
افغانستان انترنیشنل : غیبت مقامهای ارشد طالبان در مراسم تشییع جنازه امیر پیشین قطر، توجه ناظران سیاسی را به روابط پر فراز و نشیب کابل و دوحه جلب کرده است. این درحالی است که اخیرا هیئت بلندپایه طالبان به مراسم تشییع جنازه رهبر پیشین جمهوری اسلامی به تهران رفت.
قطر در دو دهه گذشته یکی از مهمترین بازیگران در پرونده افغانستان به ویژه در رابطه به موضوع گفتوگوهای صلح با طالبان بوده است. دوحه با میزبانی از دفتر سیاسی طالبان، زمینه گفتوگوهای این گروه با ایالات متحده را فراهم و پس از آن چند دور مذاکرات بینالافغانی میان حکومت پیشین و طالبان را تسهیل کرد.
دوحه پس از بازگشت دوباره طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، به عنوان یکی از معدود کانالهای ارتباطی میان کابل و جامعه جهانی باقی ماند؛ نقشی که ناظران آن را در بازگشت مجدد طالبان به قدرت بسیار پررنگ و حیاتی ارزیابی میکنند.
با این حال، در مراسم تشییع شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی، امیر پیشین قطر، هیچ مقام ارشد اداره طالبان از کابل به دوحه نرفتند. تنها سهیل شاهین، سفیر طالبان در دوحه در این مراسم شرکت کرد که به باور آگاهان نشاندهند سطح پایین روابط است.
این غیبت در حالی رخ داد که در سالهای گذشته، مقامهایی همچون ملا عبدالغنی برادر، معاون اقتصادی ریاستوزرا، امیرخان متقی، وزیر خارجه، ملا محمد یعقوب مجاهد، وزیر دفاع و دیگر چهرههای کلیدی طالبان بارها با هواپیماهای اختصاصی قطری به دوحه سفر کرده بودند.
مقایسه رفتار طالبان در قبال قطر و ایران
غیبت طالبان در مراسم تشییع امیر پیشین قطر زمانی بیشتر مورد توجه قرار گرفت که با رفتار دیپلوماتیک این گروه در قبال همسایه غربیشان، ایران، مقایسه شد. در سالهای اخیر، طالبان برای مراسمهای رسمی و مذهبی در ایران، از جمله مراسم تشییع ابراهیم رئیسی، رئیسجمهور پیشین، و علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، هیئتهای بلندپایهای را به تهران اعزام کردند. حضور مستقیم ملا برادر و امیرخان متقی در این مراسمها، نشاندهنده تلاش کابل برای نمایش روابط نزدیک با تهران بود. اما در مورد قطر، کشوری که سالها به عنوان جدیترین حامی و شریک دیپلوماتیک طالبان شناخته میشد، چنین سطحی از توجه و حضور دیپلوماتیک مشاهده نشد.
کرزی و عبدالله جای طالبان را پر کردند؟
در غیاب مقامهای ارشد طالبان، چهرههای سیاسی پیشین افغانستان تلاش کردند خلاء دیپلوماتیک موجود را پر کرده و حضور خود را در مناسبات با قطر برجسته کنند. حامد کرزی، رئیسجمهور پیشین افغانستان، در مصاحبهای با شبکه الجزیره قطر، از نقش تاریخی دوحه در روند صلح افغانستان و تلاشهای این کشور برای تسهیل گفتوگوهای بینالافغانی قدردانی کرد. به باور ناظران، اگر زمینههای سفر برای آقای کرزی فراهم بود، احتمال میرفت که او شخصاً در مراسم تشییع جنازه شرکت کند؛ اما طالبان در سالهای گذشته همواره مانع سفرهای خارجی وی شدهاند که ممانعت از سفر او برای شرکت در مراسم تشییع علی خامنهای در تهران نمونهای از این محدودیتهاست.
همزمان، عبدالله عبدالله، رئیس پیشین شورای عالی مصالحه حکومت پیشین، با حضور در سفارت قطر در کابل، دفتر یادبود را امضا و با خانواده سلطنتی و مردم قطر ابراز همدردی کرد.
حضور پررنگ پاکستان و رهبران منطقه در دوحه
در مقابل، پاکستان با اعزام یک هیئت بلندپایه به ریاست شهباز شریف، نخستوزیر، و با همراهی نواز شریف، نخستوزیر پیشین این کشور، سطح بالای روابط استراتژیک خود با قطر را به نمایش گذاشت.
حضور مقامهای ارشد پاکستان در این مراسم، نشاندهنده اهمیت روزافزون روابط اسلامآباد و دوحه در معادلات سیاسی، اقتصادی و امنیتی منطقه است. رسانههای دولتی و بینالمللی همچون قطر تریبون تایید کردند که علاوه بر رهبران پاکستان، مقامات ارشد و سران برجستهای از جمله قاسم جومارت توکایف، رئیسجمهور قزاقستان، عبدالفتاح السیسی، رئیسجمهور مصر، شیخ سیف بن زاید، معاون نخستوزیر و وزیر کشور امارات متحده عربی، شیخ صباح خالد الصباح، ولیعهد کویت، شاهزاده سلمان بن حمد آل خلیفه، ولیعهد و نخستوزیر بحرین، احمد شرع، رئیس سوریه، نواف سلام، نخستوزیر لبنان و پل کاگامه، رئیسجمهور رواندا و نخستوزیر ایتالیا به همراه دهها مقام خارجی و هیئت بلندپایه دیگر در قصر لوسیل دوحه حضور یافتند و به امیر قطر ادای احترام کردند.
چرخش تدریجی طالبان از دوحه به ابوظبی؟
برخی تحلیلگران معتقدند سردی روابط میان طالبان و قطر را باید در چارچوب چرخش و تغییر اولویتها در سیاست خارجی این گروه بررسی کرد. طالبان در سالهای اخیر روابط خود را با امارات متحده عربی به شکل چشمگیری گسترش داده است. ابوظبی پس از بازگشت طالبان به قدرت، کانالهای ارتباطی بسیار فعالی را با کابل ایجاد کرد و تعاملات اقتصادی و دیپلوماتیک گستردهتری نشان داد. به باور کارشناسان، هر اندازه کابل به ابوظبی نزدیکتر شده، فاصله آن از دوحه افزایش یافته است.
امارات برخلاف قطر که بیشتر نقش میانجی سیاسی میان طالبان و غرب را بازی میکرد، تلاش دارد خود را به عنوان یک شریک اقتصادی و امنیتی واقعبین برای طالبان تعریف کند. ابوظبی حتی برای جلب رضایت طالبان، محدودیتهای سختی بر فعالیت سیاسی مخالفان این گروه اعمال کرد؛ تا جایی که اشرف غنی، رئیسجمهور پیشین افغانستان، مجبور به ترک امارات شد. غنی پس از خروج از ابوظبی اعلام کرد که در امارات اجازه هیچگونه سخن گفتن یا فعالیت آزادیخواهانه سیاسی را نداشته است.
دلایل احتمالی سردی روابط کابل و دوحه
پیش از این نیز گزارشهای متعددی درباره نارضایتی دوحه از سیاستهای سختگیرانه طالبان منتشر شده بود. اختلافنظر عمیق درباره موضوعات داخلی افغانستان، بهویژه ممنوعیت آموزش دختران و محدودیتهای فزاینده اجتماعی، از عوامل اصلی ایجاد فاصله میان دو طرف به شمار میرود.
قطر بارها از طالبان خواسته بود تا برای کسب مشروعیت بینالمللی، در زمینه حقوق بشر و تشکیل حکومت فراگیر انعطاف نشان دهد؛ خواستههایی که همواره با مقاومت شدید قندهار و حلقه نزدیک به هبتالله آخندزاده مواجه شده است.
شایان ذکر است که نخستوزیر و وزیر خارجه قطر، تنها مقام خارجی بلندپایهای بود که برای گفتوگوی مستقیم در این زمینهها با هبتالله آخندزاده به قندهار سفر کرد، اما این تلاشها نتیجه ملموسی در پی نداشت.
از سوی دیگر، پاسخ منفی طالبان به مطالبات منطقهای و بینالمللی در خصوص مهار شبهنظامیان خارجی، موضع قطر را به عنوان حامی و واسطه دیپلوماتیک این گروه در سطح جهانی زیر سوال برده است. همزمان، تنوعبخشی طالبان به روابط خود با کشورهایی چون ایران، چین، روسیه و امارات، نیاز انحصاری کابل به دوحه را به عنوان تنها پنجره ارتباطی با جهان به شدت کاهش داده است.
از سوی دیگر، دوحه در گذشته میزبان مذاکرات میان طالبان و پاکستان نیز بوده است. به نظر میرسد بخشی از نارضایتی و سردی روابط طالبان با قطر، به نحوه برخورد و مدیریت این کشور در روند مذاکرات دوحه میان کابل و اسلامآباد بازمیگردد.
پیام سیاسی غیبت طالبان
با توجه به تاریخچه طولانی روابط طالبان و قطر، غیبت رهبران ارشد طالبان در مراسم تشییع امیر پیشین این کشور، یک چرخش معنادار دیپلوماتیک تلقی میشود. این اقدام نشان میدهد طالبان در حال عبور از دوره تکیه بر «محور دوحه» هستند و تلاش میکنند شبکه تعاملات منطقهای خود را بدون پذیرش هنجارها و فشارهای سیاسی قطر توسعه دهند.
با این حال، به حاشیه راندن قطر میتواند در بلندمدت هزینههای سیاسی سنگینی برای طالبان داشته باشد؛ چرا که دوحه همچنان قویترین و معتبرترین میانجی دیپلوماتیک در ساختار تعاملات میان کابل، کشورهای غربی و نهادهای بینالمللی به شمار میرود.
دعوت یا عدم دعوت دوحه از رهبران طالبان برای این مراسم هنوز روشن نیست؛ با این حال، غیبت طالبان در هر دو سناریو، از سردی آشکار در مناسبات دوجانبه حکایت دارد.
هنر زیر سایه طالبان؛ محدودیت برای هنرمندان، تبلیغ برای «امارت»
اندپندنت فارسی : رژیم طالبان که نقاشی چهره انسان و حیوان را محدود کرده است و به نقاشان و مینیاتوریستها اجازه نمیدهد آثار حاوی تصویر چهره، حتی چهرههای تخیلی، را آزادانه در نمایشگاهها به نمایش بگذارند، اکنون از آنان خواسته است «دستاوردها و فداکاریهای امارت اسلامی» را در قالب آثار نقاشی، مینیاتور و خوشنویسی بازتاب دهند.
بر اساس گزارشها، عتیقالله عزیزی، معاون فرهنگ و هنر وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان، از نقاشان، مینیاتوریستها و خوشنویسان درخواست کرد تا در آثارشان به روز ۲۴ مرداد (۱۵ اوت)، روز سقوط کابل به دست طالبان، بپردازند.
او در سخنانش، ضمن اینکه خبر داد به مناسبت «یومالفتح»، نمایشگاههای هنری در محل لویهجرگه، نقاط مختلف شهر کابل و شماری از استانها برگزار خواهد شد، تصریح کرد که لازم است در آثار هنری، «دستاوردها و فداکاریهای امارت اسلامی طالبان» به نمایش گذاشته شود.
همزمان، محمد لعل منیب، مسئول طالبان برای اداره نگارستان ملی افغانستان، مدعی شد از آنجا که «امارت اسلامی طالبان» به رشد هنر کمک کرده است، «گرامیداشت یومالفتح (روز سقوط کابل) مسئولیت همه مردم کشور است و هنرمندان، از جمله خطاطان، نقاشان نیز باید نقش خود را در این زمینه به گونه شایسته ایفا کنند».
درخواست طالبان از هنرمندان برای بازتاب «دستاوردها و فداکاریهای امارت اسلامی» در حالی مطرح میشود که این گروه در پنج سال گذشته آزادیهای هنری را محدود و موضوع، محتوا و حتی شکل آثار هنری را هم کنترل کرده است؛ رویکردی که تناقض میان محدود کردن فعالیت مستقل هنرمندان و استفاده از ظرفیت آنان برای اهداف تبلیغاتی حکومت طالبان را برجسته میکند.
حکومت طالبان دو دهه با نظام جمهوریت تحت حمایت کشورهای غربی، از جمله آمریکا و ناتو، جنگید و در طول این جنگ از حملات مسلحانه، انفجاری و انتحاری استفاده کرد و اکنون که دوباره به قدرت رسیده است، میکوشد این اقدامهای خود را تحت عنوان «جهاد با کفار»، «پایان دادن به اشغال افغانستان» و «اجرای شریعت اسلامی» مشروع جلوه دهد.
طالبان در سالهای اخیر بارها از شعر، ترانههای بدون موسیقی، مشاعرهها، خوشنویسی، نشستهای فرهنگی و تولید محتوای تبلیغاتی برای بازتاب روایت مدنظر خود از جنگ ۲۰ ساله و حاکمیت دوباره خود استفاده کردهاند. اکنون درخواست از نقاشان، مینیاتوریستها و خوشنویسان برای به تصویر کشیدن «دستاوردها و فداکاریهای امارت اسلامی» هم میتواند بخشی از همین تلاش طالبان برای ساختن و تثبیت روایت مطلوب این گروه از بازگشت دوباره به قدرت باشد.
در حالی که طالبان ۱۵ اوت را «یومالفتح» و روز پایان «اشغال» میخوانند، این روز برای بخشهایی از جامعه افغانستان معنای متفاوتی دارد و برای بسیاری از زنان، دختران، هنرمندان، خبرنگاران و فعالان فرهنگی، یادآور آغاز محدودیتهای گسترده، از دست رفتن فرصت تحصیل و کاری، تعطیلی یا کاهش فعالیت شماری از نهادهای فرهنگی و مهاجرت شمار زیادی از چهرههای هنری و فرهنگی است.
رژیم طالبان به نقاشان و مینیاتوریستها در افغانستان اجازه نمیدهد که چهره انسان یا حیوانات را به تصویر بکشند و اگر نقاشان و مینیاتوریستها این دستور طالبان را نادیده بگیرند، بازخواست خواهند شد. به همین دلیل آثار نقاشی چهره به صورت پنهانی و زیرزمینی تولید میشوند و در نمایشگاهها به نمایش درنمیآیند. این محدودیت ترسیم چهره انسان و حیوان تنها بر محتوای آثار و نمایشگاههای هنری تاثیر نگذاشته، بلکه آموزش هنرهای تجسمی را نیز با مشکل مواجه کرده است، زیرا طراحی چهره، اندام انسان از بخشهای مهم آموزش نقاشی و هنرهای زیبا به شمار میرود و حذف یا محدود کردن آن میتواند دامنه آموزش، خلاقیت و فعالیت حرفهای نقاشان و مینیاتوریستها را محدود کند.
رژیم طالبان در حالی که برای تجلیل پنجمین سالگرد روی کار آمدن خود آماده میشود و در این زمینه خواستار بسیج نقاشان، خوشنویسان و مینیاتوریستها برای تهیه آثار هنری مطلوب این رژیم شده که در این مدت محدودیتهای شدیدی بر فعالیتهای فرهنگی و هنری در افغانستان اعمال کرده است. شمار نمایشگاههای نقاشی، مینیاتوری و خوشنویسی هم در دوران حاکمیت طالبان کاهش یافته و یا به کلی از رونق افتاده است. در نمایشگاههایی هم که برگزار میشوند، آثار نقاشان، مینیاتوریستها و خوشنویسان زن کمتر به چشم میخورد و برای ورود یا شرکت زنان هم محدودیتهایی اعمال میشود.
در طول پنج سال گذشته، بخشی از استادان مطرح حوزههای نقاشی، خوشنویسی و مینیاتوری افغانستان را ترک کردهاند و در کشورهای اروپایی، بهویژه فرانسه، مستقر شدهاند. خروج این استادان که شماری از آنان از مدرسان دانشکدههای هنرهای زیبا در دانشگاههای افغانستان بودند هم باعث افت کیفیت آموزش هنر در افغانستان شده است.
Copyright ©ariaye 2002_2026
استفاده از مطالب آريا
يی با ذکر ماخذ آزاد است