تاکید نماینده پوتین در امور افغانستان بر حضور واشنگتن در نشست مسکو

 

 ضمیرکابلوف نماینده ویژه پوتین در امور افغانستان و مقام ارشد وزارت خارجه روسیه به خبرگزاری «اینترفکس» گفت: تاکید می‌کنم که فقط تلاش‌های مشترک کشورهای منطقه می‌تواند ثبات در افغانستان را تامین کند.

وی مشارکت آمریکا در نشست مسکو را مهم خواند و افزود: روسیه خواستار گسترش تلاش‌های منطقه‌ای است.

کابلوف اظهار کرد: امیدواریم در نتیجه تلاش‌های مشترک بتوانیم جامعه جهانی را نیز در تلاش‌های قاطعانه‌ای که برای صلح صورت می‌گیرد همراه و هماهنگ سازیم.

نشست مسکو قرار است با مشارکت 12 کشور دنیا چهاردهم ماه آوریل با محوریت صلح در افغانستان برگزار شود.

در این نشست که به میزبانی روسیه برگزار می‌شود قرار است ایران، پاکستان، چین، هند، افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی نیز حضور یابند اما با وجود اینکه مقامات روسی بر حضور آمریکا در این نشست تاکید می‌کنند، مقامات آمریکایی تاکنون در این رابطه هیچ واکنشی نشان نداده‌اند و مشارکت یا عدم مشارکت واشنگتن در این نشست هنوز در هاله‌ای از ابهام است.

روز گذشته یک رسانه پاکستانی به نقل از برخی مقامات سیاسی طالبان گزارش داد که اعضای دفتر سیاسی طالبان در قطر آماده هستند تا در نشست مسکو که در رابطه با صلح در افغانستان برگزار می‌شود به شرط دعوت رسمی حضور یابند.

قبل از این «ایتارتاس» گزارش داده بود که دولت کابل با روسیه برای حضور طالبان در این نشست توافق کرده است اما مشاور شورای امنیت افغانستان پس از دیدار با مقامات روسی به «رادیوآزادی» گفت که دولت افغانستان هیچ توافقی با روسیه در رابطه با حضور مقامات طالبان در این نشست نکرده است.

وی تصریح کرد: دولت افغانستان برای دعوت طالبان به این نشست با روسیه توافق نکرده بلکه کابل از مشارکت کشورهای منطقه‌ای و همکاران بین‌المللی در این نشست استقبال کرده است.

از سویی هم «ویسا» روزنامه چاپ کابل مدعی شده است که دولت افغانستان از مقامات زندانی طالبان که تازه از زندان گوانتانامو آزاد شده است در ازای صدور گذرنامه خواسته است تا زمینه مذاکرات مستقیم با مقامات سیاسی طالبان در دفتر قطر را برای دولت کابل فراهم نمایند.

 

 

اعلام آمادگی طالبان برای حضور در نشست مسکو

 

در حالیکه دور بعدی نشست مسکو در کمتر از یک ماه آینده برگزار می‌شود با وجود تاکید مشاور شورای امنیت افغانستان بر عدم مشارکت طالبان در نشست مسکو، مقامات سیاسی طالبان از آمادگی برای حضور در این نشست خبر داده‌اند.

به گزارش دفتر منطقه‌ای خبرگزاری تسنیم، «اکسپرس‌تریبون» از تمایل مقامات سیاسی طالبان برای حضور در دور آتی نشست مسکو که با حضور 12 کشور دنیا و با موضوع افغانستان برگزار می‌شود، خبر داده است.

این رسانه پاکستانی مدعی شده است که دو نفر از مقامات ارشد دفتر سیاسی طالبان در قطر گفته‌اند که این گروه در رابطه با مشارکت در نشست مسکو نظر مثبتی دارند البته اگر به صورت رسمی از آنها دعوت صورت بگیرد.

این در حالی است که حنیف اتمر قبل از این به «رادیوآزادی» گفته بود که دولت افغانستان در رابطه با حضور طالبان در نشست مسکو هیچ توافقی با روسیه نکرده  و قرار نیست که طالبان در این نشست حضور یابند زیرا نشست مسکو در سطح دولت‌ها برگزار می‌شود.

قرار است 14 آوریل نشست مسکو در رابطه با روند صلح و توقف جنگ در افغانستان، با حضور پاکستان، ایران، هند، افغانستان، آمریکا و کشورهای آسیای مرکزی در روسیه برگزار شود.

دولت روسیه قبل از این موضوع دعوت رهبران سیاسی طالبان در قطر را به این نشست مطرح کرده بود که با مخالفت صریح دولت افغانستان مواجه شد و کابل تاکید کرد که فقط افغان‌ها باید این روند را رهبری کنند.

با وجود اینکه روسیه همواره از سوی برخی از مقامات افغان به حمایت از طالبان متهم بوده اما اظهارات اخیر «سرگئی لاورف» مبنی بر اینکه طالبان باید به جنگ در افغانستان خاتمه دهند، از سوی دولت افغانستان مورد استقبال قرار گرفت.

مقامات روسی تاکید کرده‌اند که تماس‌های مسکو با طالبان فقط به منظور تشویق این گروه به صلح با دولت افغانستان صورت گرفته است.

از سویی هم پس از دیدار اخیر حنیف اتمر مشاور شورای امنیت افغانستان با مقامات روسی، وی اعلام کرد که روسیه و دولت افغانستان موضع نزدیکی در رابطه با طالبان دارند.

قبل از این نیز گزارش‌هایی مبنی بر دیدار مقامات دفتر سیاسی طالبان از چین منتشر شد که مقامات چینی با تائید تماس‌ با گروه طالبان نیز مدعی شدند که این کشور فقط به منظور تشویق طالبان برای پیوستن به روند صلح با طالبان تماس دارد.

 

 

آمریکا در کنفرانس مسکو درباره افغانستان شرکت نمی‌کند

 

 

آسوشیتدپرس گزارش داد: یک مقام وزارت خارجه آمریکا روز پنج‌شنبه گفت آمریکا در یک کنفرانس چندجانبه صلح درباره افغانستان که ماه آینده میلادی در روسیه برگزار می‌شود شرکت نخواهد کرد.
این مقام درباره علت این امتناع گفت با آمریکا پیش از دریافت این دعوت‌نامه مشورت نشده است و نیز اهداف روسیه از این نشست را نمی‌دانیم. این مقام خواست ناشناس بماند.
با این حال، وی گفت آمریکا مایل است با روسیه همکاری کند تا بحران 16ساله افغانستان پایان یابد و رکس تیلرسون وزیر خارجه آمریکا این مساله را در دیداری از روسیه در ماه آوریل مطرح خواهد کرد.
وزارت خارجه آمریکا هیچ موضع علنی درباره این کنفرانس اتخاذ نکرده است.
افغانستان، پاکستان، ایران، هند و چند کشور آسیای مرکزی در میان دعوت شدگان به این کنفرانس هستند.
مقامات افغانستان و آمریکا گفتند از طالبان دعوتی نشده است.

 

آمریکا به تنهایی قادر به حل "بحران افغانستان" نیست

 

 

پایگاه خبری «واشنگتن فری بیکن» در گزارشی نوشت: اوضاع در افغانستان وخیم است و آمریکا باید در مورد افغانستان و حل بحران آن تصمیم بگیرد.
در ادامه این گزارش آمده است: به زبان ساده، آمریکا برای ادامه حضور در افغانستان 3 گزینه پیش‌رو دارد: اتمام جنگ، ادامه وضعیت فعلی، یا افزایش دوباره تعداد نیروها.
این پایگاه خبری می‌نویسد: همه اینها گزینه‌های ضعیفی هستند. علت حضور ما در افغانستان این است که مانع سیطره طالبان بر افغانستان و تبدیل شدن دوباره این کشور به مرکز فعالیت تروریستی شود که تهدیدی برای آمریکا محسوب می‌شود.
واشنگتن فری بیکن می‌افزاید: اگر ما از افغانستان خارج شده و فعالیت خود را محدود به حملات پهپادی و عملیات‌های ویژه نمائیم، شاهد روی کار آمدن دولت طالبان در کابل و به وجود آمدن بی‌نظمی منطقه‌ای گسترده خواهیم بود.
اگر استراتژی و سطح فعلی نیروهای خود را حفظ کنیم، در آن صورت بن بست نامیمون فعلی ادامه خواهد یافت.
این پایگاه خبری با اشاره به سومین گزینه آمریکا در افغانستان، می‌نویسد: اگر هم تعهدات نظامیان خود را افزایش دهیم، در آن صورت عدم توانایی دولت کابل در حفظ دستاورد سربازان ما، دستاورد امیدوارکننده‌ای برای ما نخواهد داشت.
در هر صورت، اراده سیاسی اندکی برای افزایش نیروی قابل توجه وجود دارد و دیگر مانند سال 2011  هیچ حمایتی از یک اشغال بلند مدت و خشونت‌بار نمی‌شود.
واشنگتن فری بیکن می‌نویسد: به نظر می‌رسد که ما در صحنه ژئوپلتیکی، بدترین نتیجه ممکن را به دست آورده‌ایم. تاریخ همیشه یک شانس دوباره را در اختیار ما قرار نمی‌دهد و به دست آوردن فرصت برای یک شروع دوباره کار بسیار دشواری است، اما دولت جدید می‌تواند فکر دیگری برای این مسئله بکند.
در چنین شرایطی، موضوع مهمی وجود دارد که غالبا در گفتمان‌های ما درباره افغانستان به فراموشی سپرده شده است: اینکه افغانستان یک بازیگر به نسبت کوچک در صحنه بازی منطقه‌ای است؛ بازی که بازیگران اصلی آن، هند و پاکستان هستند.
این گزارش در پایان می‌نویسد: اگر ما یک نگاه جامع‌تر به مسائل وسیع‌تر منطقه‌ای داشته باشیم، می‌توانیم منافع و استراتژی خود در افغانستان را به شکل شفاف‌تری ببینیم.

 

 

 

با عجیب ترین تور گردشگری جهان آشنا شوید

 

تنها توریست هایی که دارای جرات زیادی هستند می توانند در این تور گردشگری ثبت نام کنند.

گووف هان 79 ساله اهل "یورک شر" انگلیس موسس عجیب ترین تور گردشگری در جهان است. مکان های گردشگری که وی در لیست موسسه خود پیش روی گردشگران قرار می دهد  شاید با سلیقه هر گردشگری سازگار نباشد. این مکان ها به عنوان خطرناک ترین مکان های روی زمین شناخته می شوند.از افغانستان، سوریه  تا عراق و پاکستان. کشورهایی که در آن  گردشگر باید هر لحظه  خود را برای مواجهه با خطرهیی مانند بمب های کنار جاده ای، راهزنان مسلح و حمله های طالبان آماده کند.

جالب اینکه در یکی از آخرین سفرها که در ماه آگوست به استان هرات داشتند تور گردشگری وی در کمین نیروهای طالبان گرفتار شدند و نیروهای طالبان با ادوات نظامی و خمپاره به آنها حمله کردند. در این سفر که 12 توریست شامل 8 انگلیسی، 3 آمریکایی و یک آلمانی حضور داشتند با خوش شانسی محض تنها 1 تن از آنها کشته و 5 تن دیگر به شدت زخمی شدند.
گفتنی است؛ وی این تور گردشگری را در سال 1970 در افغانستان تاسیس کرده است و هر مسافر برای یک سفر 3 هفته حدود 3500 یورو بپردازد.

 

 

سد «کمال خان» و بحران دیپلماسی آب بین ایران و افغانستان

 

 

پژوهشکده آتلانتیک کانسیل در پژوهشی که درباره حقابه هیرمند منتشر کرده، می‌گوید افغانستان و ایران به جای همکاری با یکدیگر برای بهبود زیرساخت‌ها و تأمین بهتر و عادلانه منابع آب ترجیح می‌دهند که مقابل هم بایستند.

ولایت نیمروز در جنوب باختری افغانستان یکی از توسعه نیافته‌ترین ولایات افغانستان با آب و هوایی گرم و خشک است. دولت افغانستان در نظر دارد برای رونق کشاورزی و بهبود معیشت اهالی نیمروز که بیشتر آن‌ها بلوچ هستند، سدی بر رود هیرمند بسازد. فاز سوم سد کمال خان می‌بایست چهار سال آینده به پایان برسد. تنش بین ایران و افغانستان بر سر حقابه هیرمند با پایان احداث این سد شدت می‌گیرد.

معاهده دلتا

در افغانستان فقط دو میلیون هکتار از هشت میلیون هکتار زمین حاصلخیز برای زراعت استفاده می‌شود. افغانستان همچنین از بحران برق هم رنج می‌برد و در مجموع ۸۰ درصد از برق مورد نیاز خود را از کشورهای خارجی وارد می‌کند.

به گفته محمد نبی، مسئول پروژه احداث سد کمال خان، این سد این امکان را برای زارعان ولایت هیرمند فراهم می‌آورد که در ۱۷۵ هکتار از زمین‌های زراعی ولایت نیمروز به کشت و کار مشغول شوند.

ایران اما از احداث سد کمال خان خشنود نیست. رود هیرمند به دریاچه هامون که دریاچه‌ای مشترک بین ایران و افغانستان است می‌ریزد. هرگونه نوسان در میزان آب هیرمند، به طور مستقیم روی دریاچه هامون اثر می‌گذارد.

بر اساس معاهده «دلتا» ایران حقابه‌ای از رود هیرمند دارد. در اثر کاهش بارندگی و همچنین انتقال آب هامون به زاهدان و ذخیره آب در زابل، دریاچه هامون خشک شده و منبع معاش ۴۰۰ هزار سیستانی از بین رفته، صنایع دستی سیستان نایود شده و در اثر این مشکلات، بسیاری از اهالی سیستان به مناطق شمالی ایران مهاجرت کرده‌اند.

ظاهر شاه در دوران پادشاهی‌اش (۱۹۳۳ تا ۱۹۷۳ میلادی) بر افغانستان، قراردادی برای تقسیم آب رودخانه هیرمند با ایران منعقد کرد.

بر اساس این قرارداد که در سال ۱۳۵۱ خورشیدی بین امیر عباس هویدا، نخست‌وزیر وقت ایران و موسی شفیق، همتای افغانستانی او به امضا رسید، مقرر شد سالانه ۲۰ درصد از آب رودخانه هیرمند به ایران سرازیر شود. پیش از آن، قراردادهایی به صورت‌های ۳۰ درصد و ۵۰ درصد منعقد شده بود، اما هر کدام از آنها، بعد از مدتی متوقف شده بود.

 

همکاری ایران با طالبان

محمد نبی، مسئول پروژه سد کمال خان مقامات ایرانی را متهم می‌کند که برای ایجاد اخلال در احداث این سد عده‌ای از طالبان را اجیر کرده‌اند.

علی احمد، یکی از کارمندان پلیس در ولایت نیمروز می‌گوید: «اگر کار احداث سد کمال خان شروع شود، امنیت در این منطقه به خطر می‌افتد. ایران قطعاً اجازه نمی‌دهد که این سد ساخته شود. اما ما تلاش‌مان را می‌کنیم.»

سخنگوی وزارت انرژی افغانستان با این حال خاطرنشان کرده که احداث سد کمال خان حقابه ایران از رود هیرمند را پایمال نمی‌کند.

عبدالصیر عظیمی گفته است: «اندازه‌گیری آب در سد کمال خان در نزدیکی مرز ایران این مزیت را دارد که میزان آبی که باید بر اساس قرارداد به ایران سرازیر شود، بدون گذشتن از مسیری طولانی صورت می‌گیرد و بدون ضایع شدن آب به ایران می‌رسد.»

رابطه طالبان و ایران روی هم رفته پرتنش اما غیر شفاف است. محمد سمیع، والی نیمروز می‌گوید ملا اختر منصور، رهبر القاعده در راه بازگشت از ایران بود که توسط پهپادهای آمریکایی شناسایی شد و به قتل رسید.

سمیع که در سال ۹۵ برای رونق تجارت بین ولایت نیمروز و استان سیستان و بلوچستان به ایران سفر کرده بود، ایران را به همدستی با طالبان متهم می‌کند، اما سندی ارائه نمی‌دهد. او می‌گوید: «این موضوع مثل روز روشن است.»

آذر سال گذشته محسن اراکی، دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی اعلام کرد که جمهوری اسلامی از برخی چهره‌های میانه‌رو طالبان دعوت کرده که در کنفرانس وحدت اسلامی در تهران شرکت کنند.

جان دبیلیو نیکلسون، یکی از فرماندهان ارتش آمریکا در افغانستان در سخنانی در کنگره آمریکا ایران را متهم به همکاری با طالبان کرده بود.

در سال ۲۰۱۱ یکی از فرماندهان طالبان که به اسارت نیروهای آمریکایی درآمده بود، ادعا کرده بود که برای خرابکاری در سد کمال خان از ایران ۵۰ هزار دلار دریافت کرده است.

 

دیپلماسی آب

فاز اول احداث سد کمال خان در زمان محمد داود، اولین رئیس جمهوری افغانستان آغاز شد اما به دلیل جنگ داخلی ناتمام ماند. فاز دوم به اتمام رسیده و فاز سوم که به نصب توربین‌ها و تأسیس یک نیروگاه برق و ایجاد کانال‌های آب اختصاص دارد، هنوز آغاز نشده است.

قرار است با اختصاص ۱۰۰ میلیون دلار بودجه، فاز سوم و نهایی احداث سد کمال خان تا چهار سال آینده به پایان برسد.

وزیر خارجه ایران در آبان ۹۴ در صحن علنی مجلس شورای اسلامی در مورد حقابه هامون اعلام کرده بود که بحث حقابه جزئی از بسته همکاری ایران با افغانستان است.

وزیر خارجه ایران گفته بود: «اگر افغان‌ها توقع دارند که ایران سیاست‌ حمایتی خود را ادامه دهد و نسبت به رسیدگی به وضع مهاجران افغان و توسعه این کشور جدی باشد، ضرورت دارد که به موضوع حقابه ایران توجه کنند.»

پژوهشکده آتلانتیک کانسیل در پژوهشی که درباره حقابه هیرمند منتشر کرده، می‌گوید افغانستان و ایران به جای همکاری با یکدیگر برای بهبود زیرساخت‌ها و تأمین بهتر و عادلانه منابع آب ترجیح می‌دهند که مقابل هم بایستند.

 

 

 

صدها میلیون کودک در آینده با خطر کمبود آب مواجه هستند

 

به گزارش پایگاه خبری الیمن الان، صندوق کودکان سازمان ملل یونیسف امروز چهارشنبه با صدور بیانیه ای افزود: دخترها در سراسر جهان 200 میلیون ساعت روزانه صرف دستیابی به آب می کنند و محروم از گذراندن این زمان در مدارس هستند.
گزارش یونیسف حاکی از تصویر تاریکی از آینده صدها میلیون کودکی است که با خطر رو به افزایش کمبود آب مواجه هستند.
یونیسف در این بیانیه هشدار داد 600 میلیون کودک در سراسر جهان تا سال 2040 مجبور خواهند شد در مناطقی که از کمبود شدید آب رنج می برد، زندگی کنند.
نیک ریس گزارشگر یونیسف که اقدام به تهیه این گزارش کرده است، گفت: افزایش صنایع و شهرسازی مشکل تغییر آب وهوا وکمبود منابع آبی در سراسر جهان را تشدید کرده ودرگیرها نیز تهدیدی برای دسترسی به آب است.
ریس افزایش دمای هوا، بدی شرایط آب وهوا ، افزایش سطح آب دریا ، افزایش سیل ، خشکی وذوب یخ همگی بر میزان کنونی آب و بهداشت عمومی تاثیر گذار است این در حالی است که کودکان مجبور به آشامیدن آب ناسالم وابتلا به بیماری های مختلف هستند.
در حال حاضر 36 کشور از افغانستان تا یمن شدیدا دچار کم آبی هستند و دولت ها باید با ارائه طرح هایی به مقابله با تغییرات منابع آبی وآب وهوایی بپردازند و در پی دستیابی به راه های تنوع منابع آبی وافزایش توان ذخیره آب باشند.

 

چالش های امداد رسانی در "افغانستان"

افغانستان به دلیل ناامنی و رویدادهای طبیعی همواره نیاز به کمک نهادهای بین المللی امداد رسان دارد. اما هدف قرار گرفتن این نهادها و کارمندان آنها توسط گروه های تروریستی، امداد رسانی در کشور را با چالش جدی روبرو می کند. دیروز شش کارمند کمیته بین المللی صلیب سرخ در ولایت جوزجان کشته شدند و دو کارمند دیگر این نهاد به گروگان گرفته شد.

این اولین بار نیست که این نهاد بین المللی امداد رسان هدف حمله قرار می گیرد، در سال 2013 گروه طالبان دفتر صلیب سرخ در شهر جلال آباد را مورد حمله قرار دادند و پس از آن برای مدتی فعالیت صلیب سرخ در افغانستان متوقف گردید.

گفتنی است؛ حمله بر کارمندان کمیته بین المللی صلیب سرخ درست زمانی صورت می گیرد که اکنون بر اثر بارش برف و برفکوچ، مردم افغانستان در بخش های مختلف کشور نیاز جدی به کمک و همکاری این نهاد و سایر نهادهای امداد رسان دارد. حکومت افغانستان به تنهایی نمی تواند به موقع به آسیب دیدگان حوادث طبیعی کمک کند و نیازهای آنها را بر آورده سازد و این کار با همکاری نهادهای امداد رسان بین المللی ممکن بود، اما با حمله به کارمندان کمیته بین المللی صلیب سرخ، روند کمک به آسیب دیدگان حوادث طبیعی نیز با کندی به پیش خواهد رفت و یکبار دیگر نگرانی ها در مورد آینده ی فعالیت های این نهاد امداد رسان در کشور افزایش خواهد یافت.

سازمان ملل متحد و سایر نهادهای بین المللی همواره تاکید کرده اند که حمله بر نهادهای امداد رسان جرایم جنگی محسوب می گردد و باید متوقف شود، اما هنوز هم گروه های تروریستی دست از این کار بر نمی دارند و به نظر می رسد بار دیگر می خواهند روند امداد رسانی در افغانستان را با چالش روبرو سازند.

حمله بر کارمندان کمیته بین المللی صلیب سرخ نشان داد که گروه های تروریستی هیچگونه تعهدی در قبال فعالیت های بشر دوستانه ندارند و با بکاربردن خشونت علیه فعالیت های انسان دوستانه، تلاش می کنند که مانع تداوم آنها شود و اینگونه فعالیت ها را متوقف سازند.

ناامنی یکی از اصلی ترین چالش ها در برابر فعالیت امداد رسانی در افغانستان است. دفاتر نهادهای امداد رسان بارها از سوی گروه های تروریستی مورد حمله قرار گرفته اند و کارمندان آنها کشته و یا به گیروگان گرفته شده است. نبود امنیت باعث می شود که گروه های امداد رسان نتوانند کارشان را به درستی انجام دهند و به آسیب دیدگان جنگ ها و رویدادهای طبیعی کمک های لازم و فوری را برسانند.

حکومت افغانستان و نهادهای بین المللی باید تلاش جدی نمایند تا امنیت نهادهای امداد رسان و کارمندان آنها را تامین کند و زمینه را فعالیت بهتر آنها در مناطق آسیب دیده ی افغانستان آماده سازند. در وضعیت فعلی مردم آسیب دیده از جنگ و رویدادهای طبیعی بیش از هر زمانی نیاز به کمک دارند و نباید به هراس افگنان اجازه داده شود که روند کمک به مردم آسیب دیده ی افغانستان را مختل سازند.

حمله بر کارمندان کمیته بین المللی صلیب سرخ یکبار دیگر ضرورت همکاری های بین المللی در رابطه با مبارزه با تروریسم و هراس افگنی در افغانستان را آشکار می سازد. گروه های تروریستی در طول یک و نیم دهه گذشته نه تنها نیروهای امنیتی و مردم افغانستان را مورد حمله قرار داده اند، بلکه نیروی های بین المللی را نیز هدف قرار داده اند و شهروندان کشورهای مختلف جهان را در افغانستان کشته اند. این امر نشان می دهد که هراس افگنان از همه‌ی کشورهای همکار با دولت افغانستان قربانی گرفته است و باید علیه آنها بصورت هماهنگ مبارزه صورت گیرد.

چالش های امنیتی در برابر نهادهای امداد رسان علاوه بر اینکه باید از سوی حکومت افغانستان جدی گرفته شود و به عنوان زنگ خطر برای فعالیت های بشردوستانه در کشور، تلقی گردد، باید مورد توجه سازمان ملل متحد قرار گیرد و این نهاد باید به گونه جدی تلاش کند تا فعالیت های بشر دوستانه در افغانستان ادامه یابد و خشونت علیه نهادهای امداد رسان متوقف گردد.

 

 

تبعیض و تجاوز دو مشکل عمده "زنان پلیس افغانستان" است

 

 

سایت برنامه توسعه سازمان ملل در گزارشی نوشت: برای نبیلا 24 ساله، پلیس شدن نه تنها یک رویای کودکانه بلکه شغل مقدسی است. این کاری است که وی بعد از دیدن رنج‌های زنان در کشورش آن را انتخاب کرده است.  
در ادامه این گزارش آمده است: اما این موضوع یک تصمیم ساده برای مادر یک بچه 6 ساله آنهم در شهری که تنها دو زن شجاعت کافی برای پیوستن به نیروی پلیس داشتند، نبوده است. نبیلا باید در برابر همسایگانی که اعتقاد دارند پلیس زن  بودن مذموم بوده و ذهن دخترای جوان را منحرف می‌کند، مقاومت می‌کرد. 
وی با بیان اینکه تنها زنان در افغانستان، مشکلات زن بودن را درک می‌کنند، می‌گوید: دلیل اصلی که من این شغل را انتخاب کردم این است که زنان در افغانستان از مشکلات بسیاری رنج می‌برند و قادر نیستند از خود دفاع کنند.
خوشبختانه خانواده برای پیوستن به نیروی پلیسی که تنها 2 درصد یعنی در حدود 3000 نفر از آن را زنان تشکیل می‌دهند، از وی حمایت کردند.
در ادامه این گزارش آمده است: همچنین او از حمایت دولت افغانستان وجامعه جهانی برخوردار است. از سال 2013، سازمان ملل و وزارت کشور افغانستان با کمک مالی ژاپن در حدود هزار نفر از این زنان را در ترکیه و با مدرنترین تجهیزات آموزش داده است.  
نبیلا از آخرین فارغ التحصیلان این مرکز آموزشی بوده که در اواسط ژانویه با به اتمام رسیدن دوره‌اش روانه کابل شده است.
این آموزشها شامل دوره‌های اجرای قانون، کامپیوتر، آمادگی جسمانی، کمکهای اولیه، حل منازعات، تحقیقات صحنه جرم و همچنین تیراندازی بوده است.  
برای نبیلا و همکلاسی‌هاش روز از ساعت 6 صبح شروع و تا 8 شب ادامه دارد. او با افتخار هر روز صبح لباسهایش را اتو می‌کند و معمولا از اولین کسانی است که سر کلاس درس حاضر می‌شود.  
وی می‌گوید: زمانی که لباس یونیفرم را می‌پوشم احساس قدرت می‌کنم.
وب سایت برنامه توسعه سازمان ملل می‌نویسد: علاوه بر اینکه این زنان آموزش مدرن پلیسی و دفاع شخصی را می‌بینند،برای آنها کلاس‌های افزایش اعتماد به نفس آنهاگذاشته می‌شود.
نبیلا در ادامه می‌گوید: اکنون من قادر هستم در زمانی که به مشکلی برخورد کردم از خود دفاع کنم.
از سال 2002 و همزمان با بازسازی پلیس افغانستان، تعداد این نیروها به 157 هزار نفر رسیده است. اما یافتن و آموزش زنان پلیس کار بسیاری دشواری است.
دولت برنامه‌ریزی کرده تا تعداد زنان پلیس را در سال 2020 به 5000 هزار نفر برساند. اما برای رسیدن به این هدف به زنان شجاعی مثل نبیلا احتیاج است که قدم جلو بگذارند.
همچنین نیاز است تا محیط کار برای زنان پلیس و نحوه برخورد با آنها در این محیطها بهبود یابد. اکثر ایستگاه‌های پلیس فاقد امکانات لازم، حتی سرویس بهداشتی، برای زنان است و هنوز زنان در این محیط هدف تجاوز و احترام لازم هستند. 
رئیس بخش حقوقی برنامه توسعه سازمان ملل، دان دل ریو در این رابطه می‌گوید: تغییر فرهنگ محیط کار یک فرآیند زمان بر است،‌ اما در سال جاری ما انتظار داریم امنیت و برخورد با زنان پلیس بهبود یابد.
ریو افزود:‌ سازمان ملل با وزارت کشور افغانستان برای تدوین یک برنامه راهبرد حمایتی از این زنان و اعزام این افسران همکاری داشته است.  
 این راهبرد حمایتی شامل حضور حداقل 3 نفر از این زنان در یک بخش سازمان، ایجاد یک خط تلفن اضطراری برای زنانی که مورد تجاوز قرار می‌گیرند و همچنین ایجاد کمیته زنان پلیس است.
همچنین سازمان ملل در 60 ساختمان پلیس، رختکن مخصوص زنان ایجاد کرده است.

 

 

کتمان کشتار غیر نظامیان در افغانستان از سوی نیوزلند

 

خبرنگار نیوزلندی از کتمان کشتار غیرنظامیان در عملیات‌ نیروهای ویژه نیوزلند در افغانستان خبر داد که در حمله ۲۰۱۱ میلادی نیروهای ویژه نیوزلند به روستایی در شمال افغانستان ۶ غیر نظامی کشته و ۱۵ تن دیگر زخمی شده بودند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، «نیک‌هگر» خبرنگار نیوزلندی مدعی شده که کشتار غیرنظامیان از سوی نیروهای ویژه نیوزلند در سال 2011 میلادی توسط دولت نیوزلند مورد کتمان قرار گرفته‌ است.

بر اساس گزارش این خبرنگار عملیات نیروهای ویژه نیوزیلند در افغانستان که منجر به کشته شدن 6 غیر نظامی شامل یک دختر بچه سه ساله  شده بود مورد سرپوش نظامی و سیاسی قرار گرفته است.

گفته می‌شود که «جان‌کی» نخست وزیر سابق نیوزلند پس از کشته شدن یک سرباز نیروهای ویژه این کشور بر اثر مین کنار جاده‌ای، انجام حمله تلافی جویانه به غیرنظامیان را تائید کرده بود.

در حمله هوایی به دو روستا در ولایت «بغلان» که در ماه اگوست سال 2011 میلادی صورت گرفت دست‌کم 6 غیرنظامی کشته و 15 تن دیگر زخمی شدند.

براساس گزارش این خبرنگار هیچ مخالف مسلح دولت در میان کشته‌شدگان و یا زخمی‌ها وجود نداشته اما مقامات نیوزلندی با سرپوش گذاشتن بر کشتار غیرنظامیان اعلام کردند که تعداد بسیاری از مخالفان مسلح دولت را در این حملات کشته‌اند.

این خبرنگار تصریح کرد که امکان آن می‌رود که آمریکا و متحدانش به شمول نیوزلند در افغانستان مرتکب جنایات جنگی شده باشند.

«گرنت بیلدن» مدیر اجرایی سازمان عفو جهانی در نیوزیلند در واکنش به گزارش کشتار غیر نظامیان از سوی نیروهای ویژه نیوزلند در افغانستان  خواستار تحقیقات در این مورد شده است.

بیلدن بیان کرد «این (تحقیقات) حیاتی است، نه تنها برای جایگاه نیوزیلند و عملیاتش در خارج این کشور، بلکه  زنان، مردان و کودکانی که ممکن است قربانی این حمله شده باشند و عدالت در مورد آنها اجرا نشده است.»

این عملیات توسط نیروهای نیوزیلند و با حمایت هوایی بالگردهای آمریکایی انجام شده بود.

با این وجود «بل‌انگلش» نخست وزیر کنونی نیوزلند در واکنش به این گزارش اعلام کرده است که دولت تحقیقات جدیدی را در این رابطه روی دست نخواهد گرفت.

 

 

داعش در "افغانستان" تهدیدی برای پاکستان و منطقه است

 

 

رستم شاه مُهمند سفیر پیشین پاکستان در افغانستان گفت: دولت پاکستان برای اینکه بتواند در اهداف خود در زمینه مبارزه با تروریسم موفق شود، باید توجه بیشتری به تحرکات داعش داشته باشد و تلاش این گروه را برای نفوذ و ریشه دواندن در پاکستان جدی بگیرد.
اخیرا تلاش های منطقه ای در قالب برگزاری نشست های چندجانبه و مشترک با حضور پاکستان، ایران، روسیه،چین و برخی دیگر کشورهای منطقه برای یافتن راهکارهای مشترکت و موثر مبارزه با تروریسم از جمله داعش در افغانستان و منطقه، برگزار شده و قدرتهای منطقه ای در تلاش هستند تا اجازه ندهند جنوب و غرب آسیا، به خاورمیانه ای دیگر برای تاخت و تاز داعش تبدیل شود.
این تحلیل گر پاکستانی تاکید کرد: پاکستان باید از تجربیات گذشته خود درس بگیرد. دستگاه های امنیتی پاکستان نیازمند هوشمندی بیشتری هستند. چطور ممکن است تروریست ها از غرب پاکستان(مرز افغانستان) وارد این کشور شوند و پس از طی مسافت طولاتی خود را به ایالت سند برسانند و به راحتی دست به حملات تروریستی بزنند بدون اینکه نهادهای اطلاعاتی و امنیتی پاکستان متوجه آنان شده باشد. این یک مسئله جدی است که باید مورد توجه جدی قرار گیرد.
وی همچنین اظهار داشت: پاکستان معتقد است در نتیجه عملیات نظامی ارتش این کشور در سه سال اخیر(عملیات ضرب عضب) علیه تروریست ها در مناطق نزدیک به مرز افغانستان، این کشور همسایه نتوانست مانع از فرار تروریست ها به خاک آن کشور شود و حالا برخی تروریست های زخم خورده از پاکستان، پناهگاه هایی امن در افغانستان ایجاد کرده اند و از آنجا، حملات خود علیه پاکستان را طراحی می کنند.
وی با اشاره به تماس تلفنی شب گذشته فرمانده ارتش پاکستان با فرمانده نیروهای آمریکایی در افغانستان گفت: حالا پاکستان از آمریکا می خواهد با استفاده از حملات هوایی و پهپادهای خود، مواضع تروریست های ضدپاکستانی در مناطق مرزی افغانستان را از بین ببرد.
رستم شاه مهمند اقدام شب گذشته ارتش پاکستان در حمله به مواضع تروریست ها در داخل خاک افغانستان را اقدام مطلوبی ندانست و گفت: انجام چنین عملیات هایی در خاک دیگر کشورها پسندیده نیست درست همان گونه که پاکستان هرگز نمی پذیر کشورهای دیگر در خاک آن دست به عملیات نظامی بزنند. تمامیت ارضی و حاکمیت ملی افغانستان از سوی پاکستان باید به رسمیت شناخته شود زیرا در غیر این صورت، تنش ها میان کابل و اسلام آباد تشدید خواهد شد و مسائل و مشکلات جاری پیچیده تر می شود.

 

 

چرا "پاکستان" از صلح در افغانستان می‌هراسد؟

 

به گزارش  خبرگزاری میزان، تاریخ روابط میان افغانستان و پاکستان بسیار پیچیده و بحران‌زا بوده و دیدگاه این دو کشور نسبت به یک‌دیگر توام با سوء ظن متقابل بوده است.

 پاکستان،
کشوری که در سال
۱۹۴۷ میلادی بنیان‌گذاری شده و از بدو تاسیس بدین‌سو همواره با حوادث نهایت دشوار و نابه‌هنگام سیاسی و نظامی روبه‌رو بوده است. به نظر می‌رسد که منشای تمام نگرانی‌های پاکستان سرحدات نامعین آن در شرق با هندوستان و در غرب با افغانستان باشد .
افزون
بر این، چون پاکستان در طول سالیان پس از تاسیس، دست‌خوش خشونت‌های قومی-فرقه‌ای بوده و جدایی‌خواهان بلوچ و پشتون در مناطق قبایلی حاکمیت دولت آن را به صورت متداوم به چالش کشیده‌اند، پاکستان ترس دارد که این نابه‌سامانی‌های داخلی به عنوان نقات ضعف، آله‌ی دست دشمنانش قرار گیرد.
 
بدون
شک هر کشوری که در نخستین مراحل تاسیس خود نه تنها نتوانسته باشد تمام قلمروی را که آرزوی به دست‌آوردنش را داشت، به دست آورد، بلکه در کم‌تر از سه دهه پس از استقلال، نیمی از خاکش را نیز از دست دهد، هر گونه تهدید به تمامیت ارضی خود را جدی گرفته و همواره تلاش خواهد کرد تا با استفاده از تمام امکانات از هویت سیاسی خویش دفاع کند. اصل دفاع و حفظ تمامیت ارضی نه تنها تامین‌کننده منافع ملی یک کشور تلقی می‌گردد، بلکه متضمن هویت سیاسی و بقای یک کشور نیز پنداشته می‌شود.
 
در
این نوشته، تلاش خواهم کرد تا ریشه‌ی نگرانی‌های پاکستان در پیوند به مرز‌های آن کشور را بیان کرده، دلایلی که چرا پاکستان برای آوردن و تحکیم صلح در افغانستان به صورت جدی اقدام نمی‌کند را واضح سازم.

۱- تاسیس پاکستان و تهدید‌های وجودی به آن
کشور
پاکستان در پانزدهم آگست
۲۰۱۷ میلادی هفتاد ساله می‌شود. این کشور در سال ۱۹۴۷ در نتیجه‌ی تلاش‌های رهبران مسلم‌لیگ و ورشکستگی اقتصادی امپراطوری بریتانیای کبیر پس از جنگ دوم جهانی از پیکره‌ی هند بریتانیایی که در آن کنگره ملی هندوستان بیشترینه اقتدار سیاسی را داشت تراشیده شد.
 
پاکستان
که یک تولد توام با خشونت را تجربه کرده است، طی سالیان پسین، همواره با مشقت‌های اقتصادی، سیاسی و نظامی روبه‌رو بوده است. ترس از تسلط کامل هندوها بر مسلمانان، رهبران مسلمان در هند را بر آن داشت تا مسلم‌لیگ را در سال
۱۹۰۶ میلادی بنیان‌گذاری کنند. هرچند که رهبران مسلم‌لیگ از جمله اقبال لاهوری و محمدعلی جناح در ابتدا مایل به ایجاد کشور مستقل نبودند و تا سال ۱۹۳۳ واژه و ایده‌ی «پاکستان» در مبارزات‌شان کار گرفته نشده بود، سخت‌کوشی کنگره ملی هندوستان برای تسلط و اقتدار کامل، رهبران مسلم‌لیگ را مجبور به بررسی گزینه‌های بدیل از جمله مبارزه برای یک کشور جداگانه برای مسلمانان هند کرد. قابل یادآوری است که نخستین مبارزات آزادی‌خواهانه در هند را مسلمانان در سال ۱۸۵۷ آغاز کرده بودند. این اقدام آنان باعث شد که بریتانیا برای انزوای سیستماتیک مسلمانان تعداد آن‌ها در تشکیلات نظامی را نهایت کم کند.
 
پس
از استقلال پاکستان با این که در هر دو طرف شرق و غرب سرحدات آن مورد منازعه قرار داشت،
۱۵۰ هزار نیرو‌های نظامی هند بریتانیوی را با تجهیزات ناچیز و بدون قطعات خاص آن از مجموع ۴۶۱ هزار نیرو به ارث برد. این وضعیت، پاکستان را فوق‌العاده زیر فشار کمبود نیروی نظامی در برابر قدرت همسایگانش هر یک هندوستان که دارای ۳۶۱ هزار نیرو نظامی و افغانستان که به حمایت روس، دارای نیرو و تجهیزات پیش‌رفته نظامی بود، قرار داد.
 
افزون
بر این، پاکستان به اساس قانون استقلال هندوستان که در ماه جون سال
۱۹۴۷ توسط پارلمان بریتانیا تصویب شده بود انتظار داشت با آن که مناطق پنجاب غربی، بنگال شرقی، سند، بلوچستان و هم‌چنان مناطق سرحدی شمال غرب را مشروط به برگزاری همه‌پرسی به دست می‌آورد، مناطق شهزاده‌نشین کشمیر، حیدرآباد و جوناگر نیز به وی سپرده شود. زمانی که هندوستان حیدرآباد و جوناگر را با استفاده از نیروی نظامی جز قلمرو خود ساخت، پاکستان تلاش ورزید تا کشمیر را به دست آورد. اما نه تنها که پاکستان در این تلاش خود موفق نشد، بلکه این اقدام وی باعث به میان‌آمدن کشمکش‌ها بین پاکستان و هندوستان شده و منجر به جنگ در سال‌های ۱۹۴۸، ۱۹۶۵ و ۱۹۹۹ میان هردو کشور گردید. پاکستان هم‌چنان در سال ۱۹۷۱ در پی شورش آزادی‌خواهانه‌ی بنگالی‌ها که از حمایت هندوستان برخوردار بودند، نیمی از قلمرو و جمعیت خود را از دست داد که سرانجام منجر به‌میان آمدن کشور بنگلادیش گردید.
 
در
کنار هندوستان، پاکستان از ناحیه‌ی افغانستان نیز زیر فشار‌های سیاسینظامی قرار داشت. افغانستان همسایه‌ی غربی پاکستان یگانه کشوری بود که در سال
۱۹۴۷ با عضویت پاکستان در سازمان ملل متحد مخالفت ورزید. این اقدام افغانستان ابراز ناخشنودی آن کشور در پیوند به شمولیت مناطق مورد منازعه‌ی آن طرف خط دیورند (عمدتاً مناطق سرحدی شمال غرب که اکثراً پشتون‌نشین است) به خاک پاکستان بود. ولی پس از بیست روز تأخیر افغانستان دوباره به عضویت پاکستان موافقت کرد. پارلمان افغانستان هم‌چنان در ماه جون سال ۱۹۴۹ میلادی طی یک اقدام یک‌جانبه و در مغایرت با قوانین بین‌المللی، تمام معاهدات حکومت افغانستان با هند بریتانیوی را ملغا قرار داده و سی‌و‌یکم ماه آگست را روز پشتونستان آزاد اعلام کرد. در نتیجه، معاهده‌ی دیورند نیز از جانب افغانستان فسخ شد.

۲- پیشینه‌ی کشمکش‌ها میان افغانستان و پاکستان 
هر
چند که روابط میان افغانستان و پاکستان طی هفتاد سال پسین، دارای خم و پیچ‌هایی بوده است، اما در اثر حمایت افغانستان از چپ‌گراهای داخلی و دامن‌زدن به مسایل پشتونستان آزاد در سال‌های
۱۹۵۵ و ۱۹۶۲، تماس‌ها بین این دو کشور در پایین‌ترین سطح قرار گرفت. بین سال‌های ۱۹۷۳ و ۱۹۷۵ میلادی حمایت حکومت افغانستان از شورشیان بلوچ، پاکستان را مجبور به اتخاذ اقدامات باالمثل کرد. حکومت ذوالفقارعلی بوتو در یک اقدام تلافی‌جویانه و هشدار به داوود خان، تندروان دینی و اسلام‌گرایان را نه تنها که پناه داد، بلکه آنان را حمایت و تجهز کرد تا در برابر حکومت افغانستان بجنگند. پاکستان هم‌زمان تلاش ورزید تا شورشی‌های جدایی‌طلب بلوچ و ملت‌گرا‌های پشتون را با استفاده از نیروی نظامی سرکوب کند. اما این اقدام پاکستان شکایت حکومت افغانستان به سازمان ملل متحد را در پی داشت. داوود خان در سال ۱۹۷۴ میلادی طی یک نامه به منشی عمومی سازمان ملل متحد از اقدامات پاکستان در برابر شورشیان بلوچ و پشتون شکایت نموده و آن را نقص منشور سازمان ملل و اعلامیه جهانی حقوق بشر خطاب کرد.
 
بر
خلاف اکثر دیدگاه‌ها که پاکستان پس از اشغال افغانستان توسط شوروی سابق وارد کارزار سیاسی- نظامی در این کشور گردید، این اقدامات حکومت افغانستان بود که ذوالفقارعلی بوتو را مجبور کرد تا برای مدیریت و دفع تهدید‌ها از جانب افغانستان واحد اطلاعاتی افغانستان را در وزارت خارجه آن کشور در سال
۱۹۷۳ تأسیس کند. این واحد به رهبری بوتو و عزیز احمد وزیر خارجه آن وقت پاکستان نه تنها با گروه‌های مخالف دولت افغانستان ارتباط برقرار کرد، بلکه با ظاهر شاه که در ایتالیا در تبعید زندگی می‌کرد، نیز تماس داشت. پس از کودتای نظامی توسط جنرال ضیاالحق و بازداشت ذوالفقارعلی بوتو، افغانستان هم‌چنان در ادامه سیاست پیش‌روی‌اش نسبت به پاکستان به دو پسر ذوالفقارعلی بوتو هر یک میر مرتضی بوتو و شهنواز بوتو، پناه داده و از سازمان الذوالفقار به رهبری آن‌ها حمایت کرد. پسران بوتو با حمایت حکومت افغانستان در پاکستان دست به حملات تروریستی می‌زدند. آن‌ها حتا توانستند یک هواپیمای خطوط هوایی بین‌المللی پاکستان را اختطاف کنند. سرانجام پاکستان موفق شد تا قبل از تهاجم شوروی به افغانستان بیشتر از پنج هزار شورشی اسلام‌گرا را علیه حکومت افغانستان آموزش داده و تجهیز کند. هم‌زمان با اقدامات تلافی‌جویانه، پاکستان راه گفتگو با افغانستان را ادامه داد و تلاش کرد تا با پا در میانی قدرت‌های منطقه و جهان، افغانستان را قانع بسازد تا از سیاست خارجی وسعت‌جویانه خود دست بردارد. از جمله می‌توان از ایران و چین نام برد که هر یک برای ترغیب افغانستان به مذاکرات به ترتیب هفت‌صد میلیون دالر و پنجاه و پنج میلیون دالر وعده‌ی کمک به افغانستان کردند، مشروط بر این که از ایجاد دردسر به پاکستان دست بردارد. پاکستان هم‌چنان از ایالات متحده امریکا درخواست همکاری کرد که در پی آن هنری کسینجر در سفرش به افغانستان در سال ۱۹۷۴ از مقام‌های افغان خواست تا مشکلات خود با پاکستان را حل کنند. اما به نظر می‌رسید که دیگر خیلی دیر شده بود. با این که بین سال‌های ۱۹۷۱ و ۱۹۷۸ اکثر گروه‌های مخالف حکومت افغانستان در پاکستان بنیان‌گذری شده و آموزش و تجهیزات دریافت می‌کردند. اما با اشغال افغانستان توسط قوای شوروی، دامن بازیگران بیرونی در جنگ افغانستان گسترده‌تر شد و نفوذ پاکستان کاهش یافت.  
 
پاکستان
با این که خیلی تلاش ورزید تا افغانستان از ادعای خود بر مناطق آن طرف خط دیورند دست بردارد، اما حتا حکومت مجاهدین و طالبان درخواستش را نپذیرفتند.
 
پس
از سرنگونی رژیم طالبان توسط نیرو‌های ایتلاف به رهبری ایالات متحده امریکا و روی کارآمدن حکومت جدید، در رویکرد سیاست خارجی افغانستان در پیوند به مسأله‌ی خط دیورند هم‌چنان هیچ تغییری به میان نیامد. در موارد مختلف، حامد کرزی رییس‌جمهور اسبق افغانستان به صراحت اعلام داشت که خط دیورند را به مثابه‌ی سرحد بین‌المللی میان افغانستان و پاکستان هرگز قبول نخواهد کرد.  
 
افزون
بر این، در سال
۲۰۰۳ میلادی، در افغانستان دوباره از روز پشتونستان آزاد تجلیل به عمل آمد که خشم پاکستان را در قبال داشت.
 
قابل
یادآوری است هنگامی که پاکستان در سال
۱۹۵۵ میلادی برای بار نخست اقدام به ادغام مناطق سرحدی شمال غرب با پاکستان غربی کرد، معترضان در کابل سفارت‌خانه پاکستان را به تاراج بردند و پرچم آن کشور را به آتش کشیدند. کنسولگری‌های پاکستان در قندهار و ننگرهار نیز مورد حمله قرار گرفت.
 
هرچند
که زمام‌داران افغانستان در طول تاریخ روابط‌شان با پاکستان، رویکرد‌های متفاوت و بیشتر ضد و نقیض اتخاذ داشته‌اند. اما هرگز قادر به روشن‌ساختن مشکلات اساسی میان دو کشور، نه در نزد مردم افغانستان و نه به جامعه جهانی بوده‌اند. پاکستان، مثل تمام کشور‌های دیگر در جهان، تلاش می‌کند تا از تمامیت ارضی و هویت سیاسی خود در برابر تهدید‌های بیرونی دفاع کند. حتا یک مرور سطحی به روابط پاکستان با گروه‌های مخالف دولت افغانستان در دوره‌های مختلف هم نشان می‌دهد که پاکستان همواره تلاش کرده است تا در برابر تهدید بیرونی که از جانب شرق و غرب داردــ  از خود دفاع کند.
 
پاکستان
کشوری است که بر مبنای باور‌های اسلامی اساس‌گذاری شده است. رهبران و بنیان‌گذاران پاکستان از بدو تأسیس تا به حال، کوشش می‌کنند تا مردم و ساکنین سرزمین خود را با توصل به اساسات دین اسلام، متحد سازند. اما پس از شکست در جنگ سال
۱۹۷۱ و از دست‌دادن نیمی از قلمرو و جمعیت خود، پاکستان متوجه شد که دیگر فلسفه‌ی یک دینیک ملت، بافت اجتماعی و یک‌پارچگی قلمرو آن را تضمین نمی‌تواند. این امر باعث شد تا پاکستان در دفاع از تمامیت ارضی خویش، بیشتر حساس شده و کوچک‌ترین حرکت‌های داخلی و یا خارجی را که بتواند یک پارچگی پاکستان امروزی را به چالش مواجه سازد، به مثابه‌ی تهدید وجودی تقلی کند. به نظر می‌رسد که اکنون پاکستان به مسأله‌ی کشمیر و موضوع خط دیوند از یک دوربین نگاه می‌کند و نزدیکی روزافزون افغانستان و هندوستان را یک حرکت خصمانه و تهدیدآمیز می‌پندارد.

هرچند
که بر مبنای اصول روابط بین‌الملل، هر کشور در تأمین و گسترش ارتباطات با کشور‌های دیگر از آزادی کامل برخوردار است، اما بر اساس اصل واقع‌بینی و تقدم منافع ملی کشور‌های جهان در تأمین ارتباطات‌شان با دیگران، زیرکانه و محتاطانه عمل می‌کنند. پس اگر صلح خواست واقعی همه مردم افغانستان باشد، ایجاب می‌کند تا مردم افغانستان یک گفتمان ملی را در پیوند به مسأله‌ی خط دیورند به راه‌انداخته و رهبران و دولت‌مردان خود را ترغیب کنند تا در پرتو منافع ملی به نگرانی‌های پاکستان پاسخ عملی و قناعت‌بخش ارایه نمایند. پاکستان با ظرفیتی که دارد نه تنها قادر به تسهیل و تسریع روند صلح در افغانستان است، بلکه در آینده می‌تواند یک ممد خوب اقتصادی نیز باشد. مشترکات دینی، تاریخی و اجتماعی میان مردم افغانستان و پاکستان، زمینه‌ی تجدید و گسترش روابط میان دو کشور را بر مبنای احترام متقابل به تمامیت ارضی و حاکمیت ملی و تلاش برای تأمین منافع مشترک، از قبل فراهم ساخته است.

 

 

 

 

 

 



بالا

بعدی * صفحة دری * بازگشت