دپلومات انگلیس: این دو نفر با واکنش غیرمنتظر رو به رو شدند

 

استاد عبدالحی خراسانی : یکی از مسئولان انگلیس بی بی سی در گفتگو با یک دپلومات: 
"آصف معروف، به هدف گرفتن مقامی در دولت افغانستان، نخست با مقامات داخلی حکومت هماهنگ می‌کند سپس به مینه‌ بکتاش می‌گوید که اگر بخش فارسی افغانستان را به عنوان یک زبان جدا به دری تغییر دهی، از یک سو با سیاست‌های فرهنگی و زبانی حکومت همراه می‌شوی و از سوی دیگر از بخش فارسی مستقل می‌شوی و بودجه جداگانه دریافت می‌کنی که خود ریاست کنی."

همین بود که هردو اقدام به تغییر صفحه‌ی بی بی سی افغانستان به بی بی سی دری کردند. اما این کار شان به واکنش دور از تصور شان رو به رو شد.

چنانچه در کنار مخالفت هزاران مخاطب این رسانه به این کار، صدها تن از چهره‌های شناخته‌شده‌ی فارسی زبان از ایران، افغانستان، تاجیکستان و ازبکستان، واکنش نشان داده و فرق‌قائل‌شدن بین سه گویش فارسی را یک عمل نادرست و فارسی ستیزانه‌ خواندند.

حالا مسئولان بی بی سی برای توجیه این رفتار نادرست خویش، از یک سو در بحث‌های این رسانه به پخش اظهار نظر افراد شئونیست و فارسی‌ستیز مثل عثمان تره‌کی توسل جسته و از سوی دیگر تکیه بر ادعای دروغینی می‌کند که برنامه‌های رادیویی بی بی سی برای افغانستان در گذشته زیر عنوان دری نشر می‌شد. در حالی که مجریان این رادیو مثل عزیز حکیمی که سال‌های پیش با بی بی سی کار می‌کرد، این ادعا را رد می‌کند که هیچگاه برنامه‌های بی بی سی برای افغانستان زیر عنوان دری نشر نمی‌شدند.

اما آن‌چه را که یک مسئول انگلیس بی بی سی به یکی از دوستان در لندن گفته است، این است که این برنامه به هدف سیاسی و به نیت شوم از سوی آقای آصف معروف در همکاری با مینه بکتاش مسئول بخش افغانستان انجام شده است. 

به گفته‌ی این آقا، آقای معروف در پی‌ گرفتن موقف حکومتی تلاش‌کرده است تا نشرات بی بی سی را از زیر مجموعه فارسی جدا ساخته و پس از این تلاش کند نشرات بی بی سی، مطابق به سیاست رسمی بخشی از چهره‌های فارسی ستیز در حکومت افغانستان تهیه شود که در آن گفتن واژه‌های فارسی چون دانشگاه، دانشکده، دانشجو، دادستانی، ویژه و... ممنوع شود.

پ.ن.‌ دپلوماتی که با یکی از مسئولان بی بی سی صحبت کرده است، این اطلاعات را شریک ساخت، اما نظر به تقاضای خودش نامش را ننوشتم.

 

مدافع تروریزم صلاحیت خط کشی زبان فارسی را ندارد

عثمان روستار تره کی یکی از مدافعان تروریزم طالب که هیچ صلاحیتی در ارزیابی زبان فارسی ندارد، خواستار سرکوب «اوباشانی» شد که با اقدام بی بیی مخالفت کرده اند. او گفت که حدود دو صد تن از شعرا، نویسنده گان و کاربران نام آور زبان فارسی که علیه بی بی سی اعتراض کرده اند، نماینده سی و پنج میلیون افغان نیستند. توجه کنید، حدود دوصد زبان آور صلاحیت سخن گفتن در باره زبان فارسی را ندارند اما روستار تره کی که فارسی زبان دومش است؛ چنین صلاحیت «سیاسی» را برای خود محفوظ نگهمیدارد.
او درکمال نادانی به بی بی سی کارخانه گی می دهد که اصطلاحات نا مانوس فارسی را از نشرات خود برای افغانستان حذف کند! می گوید من قطعن طرفدار پیوند زدن فارسی با دری نیستم!

 

 

 

آمریکا 680 میلیارد دالر در جنگ افغانستان مصرف کرد!

 

هزینه عملیات نظامی ایالات متحده در افغانستان که در سال 2001 آغاز شد، در حال حاضر به "679.8 میلیارد دالر" رسیده است.

به گزارش اسپوتنیک، سرپرست بازرس پنتاگون — گلن فیین روز جمعه گفت: "در بودجه تصویب شده توسط کنگره ایالات متحده برای سال مالی 2018 (که بتاریخ 1 اکتبر به تصویب رسید) 64.6 میلیارد دالر دیگر برای عملیات نظامی از جمله 45.9 میلیارد دالر "برای افغانستان "اختصاص داده شد.
"به طور کلی، از سال 2001، کنگره مبلغ 1.6 تریلیون دالر برای عملیات در افغانستان، عراق و دیگر کشور ها اختصاص داده است."
به گفته وی، طالبان در افغانستان هنوز هم با دولت این کشور "نشستن پشت میز مذاکره" را رد می کنند. در پایان ماه سپتامبر، فیین گفت، در افغانستان "از 25-35 هزار طالب در جنگ در گیر می باشند و دولت فقط 57 در صد از مناطق افغانستان را تحت کنترول خود دارد.

 

احتمال حمله شبه نظامیان از افغانستان به تاجیکستان وجود دارد

 

 

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در دوشنبه، «ایگور فرولوف» سفیر روسیه در دوشنبه در بازدید از رزمایش نیروهای نظامی کشورهای عضو سازمان پیمان امنیت جمعی در تاجیکستان گفت: کشورهای منطقه باید آمادگی پاسخ به تهدیدات احتمالی تروریست‌ها از افغانستان به این منطقه باشند.

وی با بیان اینکه در حال حاضر تهدید مستقیم شبه نظامیان از افغانستان به تاجیکستان وجود ندارد، افزود: اما متاسفانه وضعیت در این کشور نه تنها بهتر نشده بلکه وخیم‌تر شده است.

فرولوف در ادامه گفت: درگیری ها در افغانستان ادامه خواهد داشت زیرا فعالیت طالبان در مناطق شمالی افزایش یافته و علاوه بر این گروه دیگر گروههای تروریستی در این کشور از جمله داعش اقداماتی در این زمینه صورت داده‌اند.

این دیپلمات روس در پاسخ به سوال اینکه احتمال حمله شبه نظامیان داعش از افغانستان به تاجیکستان وجود دارد، تصریح کرد: نباید تهدید آنها را نادیده گرفت، اگرچه در حال حاضر تهدید مستقیم آنها وجود ندارد، اما در آینده چنین تهدیدی بروز خواهد کرد و باید کشورهای منطقه آمادگی پاسخ به این تهدیدات را دارا باشند.

به گفته فرولوف، بر اساس برخی گزار‌ ها در حال حاضر 3 الی 4 هزار شبه نظامی در شمال افغانستان حضور دارند که نه تنها برای تاجیکستان بلکه برای تمام کشورهای آسیای مرکزی خطرناک می‌باشد.

این دیپلمات روس در پایان سخنانش رزمایش نیروهای نظامی کشورهای عضو سازمان پیمان امنیت جمعی را که در حال حاضر در پایگاه های تاجیکستان در حال برگزاری است را در پاسخ گفتن به تهدیدات تروریست ها از قلمرو افغانستان به کشورهای منطقه مهم عنوان کرد.

 

چرا گلبدین، نویسندۀ کتاب «اژدهای خودی» را کُشت؟

انتخاب دشوار صلح برای افغانستان

بارنت روبین- نشریۀ نیویورکر

گزارنده به فارسی،  رزاق «مأمون»

در 29 سپتامبر سال 2016، گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی افغانستان از طریق ویدیوی از پیش ثبت شده  و از مکانی نا معلوم با دولت افغانستان یک پیمان صلح به امضاء رسانید.

 حزب اسلامی در سال های 1980 میلادی به عنوان افراطی ترین گروه در میان احزاب هفت گانه مجاهدین از سوی پاکستان به رسمیت شناخته شده بود و پلک های چشمان حکمتیار در قاب دستار سیاه و ریش کاملاً سیاه، بی حرکت می نمود.  سه دهه بعد، حکمتیار، 70 ساله، اکنون متفاوت به نظر می آید. او در تصاویر ویدئویی، همان دستار سیاه را به سر داشت؛ مگر ریش هایش به سپیدی گراییده و چشمان سنگین و مرموزش از عقب شیشۀ عینک چوکاتی اش به بیرون خیره مانده بود. 

در زمان اشغال افغانستان به وسیلۀ اتحاد شوروی، ایالات متحده امریکا، عربستان سعودی و چین، حزب اسلامی و دیگر احزاب مجاهدین را که از سوی سرویس داخلی اطلاعات پاکستان ( آی، اس، آی)  رهبری می شدند؛ مسلح و تجهیز می کردند. توجیه پاکستانی ها به سی، آی ای این بود که حکمتیار بیشتر از همه «روس ها را می کشد» و بخش اعظم جنگ ابزارها را در اختیار حزب اسلامی قرار می دادند.

این استدلال پاکستانی ها برای اداره رونالد ریگان بسنده بود. واشنگتن قطعاً بدین باور بود که شوروی هرگز افغانستان را ترک نخواهد کرد.  توسعۀ راهبردی برای آیندۀ کشور می توانست توجه بر مأموریت اصلی را که وارد آوردن ضربه دردناک بر مسکو بود، منحرف کند. تا آن زمان، خسارت و زیان برخاسته ازین سیاست، با خروج آخرین سرباز شوروی از افغانستان در فبروری 1989 آشکار شد. گلبدین حکمتیار و دیگر گروه های افراطی با هزینۀ میلیارد ها دالر عرض وجود کرده بودند.

وقتی فروپاشی اتحاد شوروی رژیم کمونیستی دکتر نجیب الله را نیز در اپریل 1992 با سقوط رو به رو کرد، حکمتیار درتلاش افتاد تا قدرت را در دست گیرد؛ مگر حرکت وی آهسته بود و با آن که سربازان وی از جنوب شهر داخل کابل شدند، رقیب وی، احمد شاه مسعود قبلاً از شمال به شهر ورود کرده بود.

درآغاز جون 1992 حکمتیار بارها و بارها شهر کابل را بمباران کرد. بنا به تخمین کمیتۀ هلال احمر جهانی، دراثر موشک باری های حکمتیار و جنگ بی امان بین گروه های دیگر شبه نظامی درکابل، 50  هزار نفر که تقریباً همه غیر نظامی بودند؛ جان خود را از دست دادند. 

در 1995 یک گروه موسوم به تحریک اسلامی طالبان از مناطق جنوب افغانستان سر برآورد و پایگاه هایی را به تصرف خود درآورد که حکمتیار از آن  جا ها موشک پراکنی می کرد. پاکستان با حمایت خود از طالبان، تغییر جهت داد. طالبان با اشغال کابل در سپتامبر 1996 موفق به انجام کاری شده بودند که حکمتیار هرگز نشده بود. 

حکمتیار در جستجوی متحدان جدید، روانۀ ایران شد و درآن جا، وی از پیوستن به گروه طالبان و احمد شاه مسعود رهبر اصلی مقاومت علیه طالبان خود داری کرد. وی با مداخلۀ به رهبری امریکا درافغانستان و همچنین با حکومتی که در دسامبر 2001 از کنفرانس بن و به حمایت هواداران احمد شاه مسعود بیرون آمد، ساز مخالفت نواخت.

(به نظر می رسید احمد شاه مسعود رهبر مقاومت که در نهم سپتامبر 2001 از سوی القاعده به هلاکت رسید، با مرگ خویش نیز از حکمتیار جلو زده بود.)

زمانی که درجنوری سال 2002 رئیس جمهور بوش، ایران را «محور شرارت» نامید و آن کشور را متهم کرد که حکمتیار «تروریست» را درخاک خود پناه داده است،  به نظر می رسید که تهران رضایتمندانه او را روانۀ افغانستان کرد.

حکمتیار برای سازماندهی مقاومت مسلحانه تلاش هایی به راه انداخت؛ مگر درنهایت، راه پشاور را در پیش گرفت؛ جایی که دوستان قدیمی اش برای وی محل بودوباش فراهم آوردند. نیروهای حکمتیار مسئولیت یک رشته عملیات هایی را که جلب توجه کرده بود؛ از جمله کشتار ده سرباز فرانسه ای در شهرک سروبی ( درشرق کابل- مترجم) در آگست 2008 و کشتن 15 نفر به شمول دو سرباز امریکایی درکابل در ماه می 2013 را به دوش گرفتند. مگر حکمتیار هیچ گاه به حیث یک فاکتور جنگی به شمار نمی آید؛ البته پاکستان اکنون فکر می کند حضور حکمتیار در داخل به مراتب مؤثر تر از اقامت وی در خارج از کابل است. 

پیمان صلحی که حکمتیار امضاء کرد، کمترین تأثیر یا هیچ تأثیری در کاهش خشونت در افغانستان نخواهد شد. حزب اسلامی حکمتیار در مقایسه با تلاش های جنگی طالبان در حاشیه افتاده؛ مگر این مسأله نشانگر آن است که امکان توافق بین حکومت افغانستان و یک گروه «تروریستی» شناخته شده وجود دارد. 

این مصالحه زمینه را برای ایجاد یک الگوی تعامل و مذاکره با گروه طالبان افغان، حکومت افغانستان و امریکا که قرار گزارشها در قطر از سر گرفته شده، فراهم می کند. 

حکمتیار در مذاکرات صلح، تمام «خطوط سرخ» تعیین شده از سوی امریکا و حکومت افغانستان از جمله انحلال گروه های جنگی، پای بندی برای آتش بس دایمی، احترام به قانون اساسی افغانستان وقطع رابطه با سازمان های تروریستی را پذیرفته است. ( اما هیچ یک عمل نشده- مترجم) حزب حکمتیار که قرار گزارش ها، در سال های 1960 و اوایل سال های هفتاد قرن بیست به صورت بانوان بدون حجاب تیزاب افشانده بود، همچنان قبول کرده است که «همه مردان و زنان می توانند درچهارچوب قانون، از حقوق مساوی و مسئولیت های خویش بدون برتری و تبعیض بهره مند شوند.»

درعوض، حکمتیار خواستار ایجاد شرایط مشابهی شد که طالبان نیز خواستار چنین شرایط برای صلح می باشند؛ ازجمله، تضمین زنده گی مصئون برای اعضای حزب اسلامی، ادغام جنگجویان خودش درتشکیل نیروهای دفاعی و امنیتی، برداشتن تحریم های جهانی و رهایی زندانیان شامل این شرایط اند.

حکمتیار درحال حاضر، به عوض خواسته های سیاسی واجتماعی افراطی، قانون اساسی را پذیرفته و درعین زمان تاکید کرده که « احکام وهدایات دینی خشت پایۀ تمام سیاست های دولت به شمار می رود و درماده های دوم و سوم قانون اساسی آمده است که دین مقدس اسلام، دین رسمی جمهوری اسلامی افغانستان است و هیچ قانونی نمی تواند مخالف اعتقادات واحکام دین مقدس اسلام باشد.»

حضور سربازان خارجی در افغانستان ازجمله مسایل بسیار دشوار بود. حکمتیار مانند گروه طالبان، پیش شرط خود برای شروع مذاکره برای توافق با حکومت را، همین موضوع قرار داده بود. عامل بن بست و تأخیر در مذاکره با حکومت، تا حد زیادی همین موضوع بود. ( بعدا آشکار شد که چنین نبود- مترجم) سرانجام سازش سیاسی بدین گونه شکل گرفت که « هردو جانب در صورتی که امنیت ملی و منافع ملی ایجاب کند، از خروج نیروهای خارجی پشتیبانی می کنند»؛ مگر این حمایت، بدون کدام ضرب الاجل یا پیش شرط برای نیروهای خارجی است.

دشوار ترین بخش این توافق نامه درمیان بیشترافغان ها، موضوع تضمین و معافیت ( جنایتکاران- مترجم) از پیگرد قانونی به خاطر اعمال جنگی و سیاسی گذشته» عنوان شده است. این نکته به احتمال زیاد برای رئیس جمهور اشرف غنی که در بارۀ کشتار شماری از مردم به دستور حکمتیار، با خبر بود، شخصاً دشوار بود. 

این قضیه، شامل قتل سید بهاء الدین مجروح رئیس دانشکدۀ دانشگاه کابل دوست وهمکار دکترغنی نیز هست که بعد از اشغال کشور از سوی شوروی، از کابل فرار کرد و در پشاور پاکستان رئیس مرکز اطلاعاتی افغان بود. در یازده فبروری 1988 شب شصتمین سالروز تولد بهاء الدین مجروح، دو آدم کش مسلح او را در خانه اش از پا درآوردند.

گزارش هایی که حکمتیار شخصاً دستور کشتن مجروح را صادر کرده بود، به سرعت انتشار یافتند.  سالیان بعد، پروژه عدالت درافغانستان ( A.J.P) به جزئیات جلسۀ حکمتیار با افرادش به هدف برنامه ریزی مرگ بهاء الدین مجروح دست یافت. 

چرا حکمتیار، مجروح را کشت؟

در دسامبر 1987 میخائیل گرباچف رهبر شوروی به رئیس جمهور رونالد ریگان گفته بود که وی بدون ملاحظه و ضعیت، قوای شوروی را از افغانستان بیرون خواهد برد. دپلومات ها دست به کار شدند تا برنامۀ یک حکومت انتقالی را تهیه کنند که پس از خروج شوروی، حکومت را درکابل دردست گیرد. دپلومات ها مکرراً به نتایج یک نظر سنجی که از سوی بهاء الدین مجروح که در میان افغان های مهاجر، در اوایل همان سال راه اندازی شده بود؛ رجوع می کردند. نظرسنجی نشان میداد که هفتاد درصد مهاجران از تشکیل یک حکومت به رهبری ظاهر شاه پادشاه پیشین افغانستان درمقایسه با رهبران جهادی، پشتیبانی می کردند. بسیاری ها بدین باور بودند که مرگ مجروح در واقع پاسخی به آن نظر سنجی و هشداری برای حامیان ظاهر شاه بود. 

همچنان احتمالات دیگری هم وجود دارد. 

«اژدهای خودی» شهکار نا تمام بهاء الدین مجروح که در نوع خود حماسۀ منظوم و نثر مسجع به شمار می آید، منظره یی آفریده شده است که در آن، واکنش و مشاهدات یک مسافر «نیمه شب» وبی نام توصیف شده است که در یک دنیایی مانند دنیای مجروح، به سرگردانی افتاده است. مسافر درجریان مشاهداتش، با اژدهای چند چهرۀ ظلم وستم دست و پنجه نرم می کند. 

شبی برای من روایت شده بود که بهاء الدین مجروح و حکمتیار در یک محفل دپلوماتیک در پشاور دعوت شده بودند. درآن محفل یک بار با هم رخ به رخ شدند. حکمتیار از وی پرسید:

«اژدهای خودی چیست؟»

مجروح پاسخ داد: « اژدهای خودی، تو هستی»

اشرف غنی دردهمین سالگشت مرگ بهاء الدین مجروح، دانشمند ارشد امور اجتماعی دربانک جهانی بود و دخترش، مریم، فصل هایی از کتاب «اژدهای خودی» را زیرعنوان «پایان اقامت مؤقت یک مهاجر» ترجمه کرد. درپایانۀ متن، که تاریخ 22 جون 1984 درآن رقم خورده است، آمده است:« مسافر، شماری از آدم های غریبه را دید که به خیمه گاه مهاجران نزدیک می شدند.»

« ریش های ژولیدۀ شان که تا به ناف های شان می رسید، همچو نقابی سیاه صورت های شان را پوشانیده بود. چشمان شان از پس نقاب ها، به سان یک جفت غار، شعله های خشمگین، حسودانه، نفرت بار و دشمنانه را به بیرون می جهاند. بعد از آن که مردان برافروخته، از روی بدجنسی و دروغ، جماعتی از مردم را به سنگسار کردن دو انسان تحریک کردند، مسافر پیکره های مرده گان را دفن می کند و خطاب به مهاجران ندا سر می دهد: شما از نماینده های ترور و غرق در فساد با آغوش باز استقبال کردید و به آنان فرصت دادید که شما را رهبری کنند. شما اهریمن سیاه را درسینه جا دادید تا بیشتر ازین قلب های تان را تیره و تباه گرداند وسپس اژدها، قادر است بار دیگر تاخت بردارد و شما را ببلعد.»

زمانی که دکترغنی با حکمتیار پیمان بست،  باید از خود می پرسید که آیا  به «اژدها» فرصت می دهد که «یک بار دیگر خیز بردارد و شما را درکام خودش فرو برد.»

بهاء الدین مجروح، بیش از سی سال پیش شرح داده بود که غربت و خشونت، تا چه میزانی جامعۀ افغانستان را درهم می شکست. «مهاجران روز تا روز درپرتگاه قهر و خشونت درمی غلتند. آنان گرفتار جال حرص و حسادتی شده اند که ایشان را به طور فزاینده به سوی نفرت و تشدد می راند.»

به نظر می آید که هدف مداخلۀ جهانی به رهبری امریکا درافغانستان برقراری آرامش بود؛ مگر این مأموریت بیشترینه بر کشتن تروریست ها متمرکز بود تا به تأمین صلح؛ و کارهایی از آن ها سر زد که افغان ها مجبور شدند به طالبان پناه ببرند. مردم افغانستان در درازای چهاردهه، اینک در آستانۀ دورِ پنجم جنگ قرار دارند. 

به نظر می رسد که هم دکترغنی و هم بسیاری از افغان ها عزم جزم کرده اند که برای ایجاد صلح، تصامیمی دردناک و سخت اتخاذ کنند. حزب اسلامی وعده داده است که در یک روند نظارتی، جنگ افزار هایش را برزمین بگذارد. حزب اسلامی قانون اساسی را پذیرفته و در برنامۀ تأمین عدالت انتقالی و مصالحه شرکت خواهد کرد. 

حال که طالبان درچندین جبهه دست به پیشروی هایی زده اند و به نظر می رسد دو دسته گی و اختلاف،  نیروهای حکومتی را فلج کرده است؛ نگاه به آن نقطۀ دور که زمانی افغانستان بتواند با گذشته خود تصفیه حساب کرده و واین بحث که چه گونه میان ادعا ها در زمینه عدالت کیفری و نیاز های یک جامعه صلح آمیز، توازن برقرار کند؛ دشوار است.  با وجود ادامۀ سازش و مصالحه موجود در پروندۀ  مذاکرات، پیمان با حکمتیار الگویی را برای دیگران که چنین روزی فرارسیده نی است، فراهم می کند. 

اشاره: دکتربارنت روبین پژوهشگر استاد دانشگاه نیوریورک، از افغانستان شناسان معروف امریکایی است. 

 

 

آمریکا و سیاهچاله ای به نام افغانستان

یک کارشناس امور بین الملل، پیامد اقدام تازه آمریکا مبنی بر شروع عملیات زمینی نظامیان در افغانستان را به تبدیل این کشور جنگ زده به سیاهچاله ای از مشکلات تشبیه کرد.

دکتر ابوالفضل ظهره‌وند در گفتگو با سرویس بین الملل سایت خبرگزاری صدا و سیما ایران  با بیان این مطلب، گفت: ایالات متحده با از دست دادن موقعیت خود در حوزه‌ غرب آسیا مانند سوریه و عراق، مترصد آن است که با توجیه ناامن‌سازی افغانستان و ضرورت‌های امنیتی، برای اعزام نیروهای بیشتر به افغانستان بسترسازی کند.

وی افزود: این استراتژی جدید آقای ترامپ و استفاده از ظرفیت نظامی خویش درکنار نیروهای نظامی افغان، کاملا برخلاف توافقنامه استراتژیک آنان با افغانستان است.

سفیر سابق ایران در کشورهای افغانستان و ایتالیا با اشاره به سوابق طولانی دخالت های نظامی آمریکا در افغانستان تصریح کرد: همچنان که در گذشته هم پیش‌بینی می‌شد آمریکایی‌ها به افغانستان نیامده‌اند که خارج شوند و از طرفی هدفشان از استقرار در این کشور کمک به دولت افغان و شکل‌دهی به فرآیند ملت سازی و دولت‌سازی نبوده است.

ظهره وند ادامه داد: ناکامی‌های آمریکایی در سالهای اخیر موید این است که آنان اهداف فرامنطقه‌ای را با استفاده از ظرفیت‌های موجود در افغانستان در دستور کار داشته و دارند که البته آقای ترامپ با توجه به شرایط دشواری که در نظام بین‌الملل و در محیط غرب آسیا پیدا کرده این استراتژی و رویکرد را آشکارتر نشان می‌دهد. بنابراین، دستور ترامپ و اقدامی که پنتاگون در دستورکار قرار داده ناظر بر افزایش نیروی نظامی در کنار نیروهای امنیتی و نظامی افغانستان، جلوه دادن تصاعد بحران و ناامنی در افغانستان هست تا توجیهی برای این بازی تازه و راهبرد جدید باشد. بدون شک ناظران بین المللی با اجرایی شدن این رویکرد ترامپ، شرایط دشوارتری را در صحنه افغانستان شاهد خواهند بود.

این کارشناس امور بین الملل پیامدهای این استراتژی ترامپ را برای منطقه بسیار منفی تصور کرد و گفت: این اقدام دو پیامد داخلی و منطقه ای به بار خواهد آورد. در بُعد داخلی برای افغانستان، افق آینده را در نزد افکارعمومی تیره تر خواهد کرد، بستر سرمایه‌گذاری در افغانستان به واسطه شرایط ناامنی مهیا نخواهد شد، فرار سرمایه و مهاجرت از صحنه افغانستان روندی فزاینده به خود خواهد گرفت بعلاوه دسته بندی‌های جدید و تحرکات تروریستی در افغانستان تقویت خواهد شد. با این حضور نظامی، جریانات مرتبط با القاعده و طالبان مثل داعش با مدیریت پنهان آمریکایی‌ها عرصه بازیگری بیشتری پیدا می کنند و چرخه ای شیطانی بوجود می آید که در آن مواد مخدر به عنوان پشتوانه این قبیل تحرکات می‌تواند مورد استفاده قرار بگیرد.

وی تصریح کرد: بُعد پیامدهای داخلی در نهایت امنیت ملی افغانستان را هدف قرار می دهد آشفتگی های یادشده قبل، سبب خواهد شد تا این مختصر ساختارهایی که در افغانستان بوجود آمده نیز دوباره فرو بریزد.

ظهره وند درباره بُعد منطقه ای استراتژی حضور نظامیان آمریکایی در افغانستان افزود: برنامه تازه ترامپ و پنتاگون، افغانستان را تبدیل به یک سیاهچاله خواهد کرد و این سیاهچاله کشورهای همسایه افغانستان و آسیای میانه را تحت تاثیر قرار خواهد داد. به عبارت دیگر آمریکا از پایگاه‌های خود در مناطق مختلف افغانستان به عنوان کانون تولید بحران استفاده خواهد کرد که این امر ضرر سنگینی به منافع و مراودات بین المللی افغانستان خواهد زد.

این استاد دانشگاه تاکید کرد: برنامه جدید پنتاگون با هدایت ترامپ به منظور ایجاد فشار بر محیط پیرامونی افغانستان و کشورهای همسایه و حتی یک گام دورتر، روسیه و چین است. بنابراین ترامپ یک بازی خطرناک و بلندمدت را علیه امنیت منطقه طراحی و دستور اجرای آن را صادر کرده است.

این کارشناس مسائل بین المللی در پایان توصیه کرد: با توجه به برنامه جدید آمریکا در افغانستان، ایران باید نسبت به تحرکات و تحریکات خارجی در محیط پیرامونی مرزها هوشیارتر باشد و بسیار بادقت و هوشمندی این تحولات را رصد کند.

 

رد اداعای مسوولین مرزبانی و شورای ولایتی بدخشان از سوی تاجیکستان

 

رادیو آسیای میانه دوشنه:مسئولین و“پژواک”- را به دشمنی با دوستی تاجیکستان و افغانستان متّهم کردند نیروهای مرزبانی تاجیکستان ادعای مسئولین افغانستان در باره یک حادثه مرزی را بی ‌پایه وتوطیه خوانده، رسانهای را، که این خبر را پخش کرده بودند، دشمن دوستی افغانستان و تاجیکستان عنوان کردند. این موضوع درخبرنامه مرکز مطبوعات نیروهای مرزبانی کمیتهپه دولتی امنیت ملی تاجیکستان در پاسخ به ادعاهای محمد امان نسیم فرمانده یکی از قطعه‌های مرزبانی افغانستان و طلب الدین قادری عضو شورای ولایتی بدخشان افغانستان گفته شده است. پیشتر این دو نفر به خبرگزاری“پژواک”- ا افغانستان گفته بودند، که مرزبانان تاجیک دو فرد ملکی باشنده روستای یهدرای ولسوالی اشکاشم را کشته اند. عضو شورای ولایتی بدخشان افغانستان مرزبانان تاجیک را به کُشتار افراد ملکی ولسوالی های واخان و اشکاشم بدخشان متهم کرده، گفته بود، که“خدمات جاسوسی تاجیکستان به مرزبانانش برای کُشتن قاچاقبران در مرز با افغانستان مدال وعده داده است ”. خبرگزاری“پژواک”از قول محمد امان نسیم، فرمانده قطعه هفتم مرزی افغانستان خبر داده بود، که در اوایل ماه نوامبر دو نفر از سوی مرزبانان تاجیکستان کُشته، جسد یکی به دریا غرق شده و جسد دیگری دردریای پنج یافت شده است. در خبرنامه نیروهای مرزبانی کمیته دولتی امنیت ملی تاجیکستان حادثه به طریق ذیل شرح داده شده است: ۵ نوامبر سال ۲۰۱۷ ساعت ۲۰٫ ۳۰ دقیقه به وقت محلی (۲۰ به وقت افغانستان) پدر و پسر-عسکرفرزند مشکی ۴۳ – ساله و جمعه‌خوان فرزند عسکر ۲۲ – ساله مرز دولتی را نقض کرده، وارد خاک تاجیکستان شدند. وقتی مرزبانان تاجیک این دو نفر را می‌خواستند بازداشت کنند، مورد تیرباران سه تن دیگر از کمین شدند. بنا به خبرهای اوپراتیفی، جمعه‌خوان فرزند عسکر پس از زخمی شدن در این درگیری به شفاخانه سلطان – اشکاشم افغانستان برده شده، در پی خونریزی زیاد جان میدهد. پدر او – عسکر فرزند مشکی در دریای پنج غرق شده، جسدش را باشندهای یک روستای آن طرف مرز ساعت ۴ – ا ۶ نوامبر پیدا کرده‌اند. محمد‌ خواجه ‌ولوغخاجه‌یف، سخنگوی نیروهای مرزبانی کمیته دولتی امنیت ملی تاجیکستان به رادیو“آسیای میانه”در پیوند این رویداد گفت، صبح ۶ نوامبر هنگام تشخیص جای حادثه دو خریطه حامل ۱۵ کیلو مواد مخدر نوع حشیش پیدا و معلوم شد، که قاچاق آن را سه نفر دیگر پوشش مسلحانه می‌دادند. آقای الغخاجه‌یف گفت، بررسی حادثه مذکور از سوی مقام های تفتیش کمیته دولتی امنیت ملی تاجیکستان ادامه‌ دارد، اما پرسش ایجا ست، که جانب افغانستان چرا با شتاب و بدون بررسی موضوع را رسانه‌ای کرد: “مرکز رسانه های نیروهای مرزبانی کمیته دولتی امنیت ملی تاجیکستان بگونه کامل اعلام میدارد که تمام اداعاهای، که در مطلب رسانه‌ها آمده‌اند، تهمت و دروغ محض بوده، واقعیت را تحریف می‌کنند و خوانندگان را به گمراهی و سویتفاهم برده، میان دو مردم برادر و همسایه بی‌اعتمادی به وجود می‌آرد ”. در قسمت دیگری از این خبرنامه به ادعاهای طلب‌الدین قادری، وکیل شورای ولایتی بدخشان پاسخ داده شده است. او به“پژواک”گفته بود، که مقام های تاجیکستان برای کُشتار قاچاقبران افغانستان برای مرزبانانش مدال وعده داده است. رادیو“آسیای میانه”با موصوف تماس گرفته، پرسید، که چه دلیل و سند برای ادعای خود دارد. آقای قادری گفت: “در این اواخر حکومت تاجیکستان به خاطر این، که یک سلسله سلاح و اسلحه را از داخل روستاهای خود گرد آوری کنند، گویا یک جایزه را گذاشته‌اند. اگر یک نفر نظام یک جنگ افزار را از نشانی خودش به نظام تسلیم کند، قابل اطمینان شناخته می‌شود. این حرف ها را ما از داخل خود همان مردم، از روی روابطی، که داریم، دریافت کرده‌ایم” این ادعا را سخنگوی نیروهای مرزبانی تاجیکستان“خرافات، بدبینی و محصول عقل بیمار”ارزیابی کرده، گفت، موصوف بدون سند و از قول دیگران این ادعا را مطرح کرده است. وی گفت، برنامه گرد آوری جنگ افزار ۲۵ سال پیش در زمان جنگ شهروندی در سراسر تاجیکستان روی دست گرفته شده بود و هم اکنون چنین برنامه‌ای وجود ندارد. وی افزود، حفظ امنیت، تمامیت ارضی و دخالت‌ناپذیری مرزهای دولت کار روزمره مرزبانان تاجیک است، که وکیل شورای ولایتی افغانستان به درک آن نمی‌رسد. آقای الغخاجه‌یف می‌گوید، نهادهای مرزبانی تاجیکستان و افغانستان طی سه سال اخیر به گونه منظم نشست های مشترک برگزار می‌کنند، که تنها هدف تحکیم مرز و امنیت آن به خاطر رووا و داد و گرفت بدون مشکل مردم عادی است. بنا به اطلاع نیروهای مرزبانی، شهروندان افغانستان، که در مناطق مرزی با تاجیکستان زندگی می‌کنند، با دستور مستقیم رئیس جمهور تاجیکستان امامعلی رحمان، حقوق تداوی رایگان در شفاخانه‌های تاجیکستان را دارند. همچنین در حالت های فوق‌العاده، که در پی آفت های طبیعی به میان می‌آیند، مقام های ذیدخل موظف شده‌اند، که تمام شرایط را برای رفع آنها فراهم سازند، زیرا این مناطق با مرکز ولایت بدخشان و پایتخت افغانستان رابطه زمینی ندارند. میان تاجیکستان و افغانستان گذرگاههای مرزی و بازارهای مرزی فعالیت می‌کنند، که سالها به این سو رفت و آمد و داد و گرفت کالا میان مردم را آسان کرده است. از همین خاطر، اتهام هاب افراد بلند پایه و رسانه یی، که همچنین آنها را پخش می‌کنند، دشمنان دوستی تاجیکستان و افغانستان اند. بنابراطلاع نیروهای مرزبانی تاجیکستان، طی ماه جنوری تا اکتوبر سال روان در مرز با افغانستان ۲۶ درگیری مسلحانه با قاچاقبران اتفاق افتاده، در پی آن ۱۳ تن کُشته، ۱ نفر زخمی و ۱۹ نفر بازدشت شده‌اند. همزمان ۱۰۷ مورد عبور غیرقطاری مرز ثبت شده، که در پی آن ۳۰۰ مرزشکن بازداشت شده، علیه آنها ۷۵ پرونده جنایی و ۴۶ پرونده مأموری باز شده است. در این مدت از قاچاقبران و مرزشکنان ۲۲ جنگ افزر آتشفشان تمغه‌های گوناگون، حدود ۶۰۰ دانه مرمی گوناگون قوتر، ۶ نارنجک دستی و ۳۸ لوازم جنگی نیز گرفته شده است. در این میان مرزبانان تاجیک در همکاری با دیگر مقام های زیدخل تاجیکستان از قاچاقبران ۱ تن و ۳۱۴ کیلو و ۹۶۷ گرم مواد مخدر، از جمله ۹ کیلو و ۹۶۷ گرم هیراین، ۳۹۲ کیلو و ۵۴۴ گرم افیون، ۷۰۹ کیلو و ۴۷۳ گرم حشیش، ۱۹۸ کیلو و ۰۷۵ گرم بنگدانه (کنبیس) ، ۴ کیلو و ۹۰۸ گرم می‌تمفیتمین، ۴۱۵ ۵۵۲ بیخ نهال بنگ هندی دریافت و مصادره کرده‌اند. در همین حال، توسط گذرگاه های مرزی تاجیکستان و افغانستان ۲ میلیون و ۳۴۳ هزار و ۶۶۵ انسان و ۶۹ هزار و ۶۷۰ واسطه نقلیات، هواپیماو قطارها عبور کرده‌اند. از این شماری ۲۲۹ نفر برای مرزشکنی، ۷۵ نفر برای نقض قاعده‌های بود و باش شهروندان خارجی و هم ۸۱ نفری، که در دربخش بررسی های جنایی قرار دارند، بازداشت شده‌اند .

 

استخراج غیر قانونی لاجورد بدخشان باعث رکود بازار جهانی شد

 

اخیراً مقامات دولتی افغانستان به استخراج و فروش غیرقانونی منابع معدنی که سالانه حدود ۳۰ میلیون دالر می باشد توجه بیشتری اختصاص داده اند.

ارزش ذخایر منابع معدنی واقع در کوه های افغانستان از یک الی سه تریلیون دالر امریکایی تخمین شده است. یکی از سنگ های قیمتی واقع در این کوه ها لاجورد می باشد، این سنگ نیمه قیمتی آبی رنگ حدود یک قرن در ولایت بدخشان استخراج می شود.

براساس گزارش اخیر سازمان Global Witness که در مورد موضوعات فساد مالی مرتبط با تجارت منابع طبیعی افشاگری می کند، از سال ۲۰۱۴ بدینسو دست کم ۱۲.۵ هزار تُن لاجور به ارزش ۲۰۰ میلیون دالر امریکایی در این ولایت استخراج شده اند که بخشی از این منابع بطور غیرقانونی و یا هم بدون پرداخت مالیه به مبلغ حدود ۳۰ میلیون دالر به دولت افغانستان، استخراج و به فروش رسانیده شده است.

در افغانستان همچنان ذخایر مس، سنگ آهن، طلا، ذغال سنگ، لیتیم، سنگ مرمر، دیگر سنگ های قیمتی و مواد معدنی وجود دارند، که با استخراج آنها می توان مصارف توسعه کشور پرداخت.

مقامات دولتی کشور وعده سپرده اند تا توجه بیشتری به حفظ منابع معدنی و جلوگیری از استخراج و فروش غیرقانونی این منابع،‌ اختصاص دهند.

صدیق صدیقی، سخنگوی اسبق وزارت امور داخله افغانستان در ماه جون سال ۲۰۱۶ با ابراز نگرانی از این موضوع،‌ چنین اظهار نظر کرده بود — "طالبان به تنها از قاچاق تریاک و دیگر مواد مخدر پول بدست می آورند، متاسفانه آنها به معادن کشور راکه ملکیت ملی دولت و مردم کشور می باشند، نیز چشم دوخته اند".

قابل یادآوریست که در سال ۲۰۱۵ استخراج لاجورد در افغانستان غیرقانونی اعلام شده بود، اما در حال حاضر معادن استخراج این سنگ نیمه قیمتی در مناطق تحت کنترول طالبان و فرماندهان مسلح که تحت پرچم های مختلف می جنگند، قرار دارند.

گل محمد بیدار، معاون ولایت بدخشان در مصاحبه با اسپوتنیک، استخراج غیرقانونی لاجورد را در این ولایت تائید نموده گفت: «لاجورد در ولسوالی کران منجان ولایت بدخشان از سال ۲۰۱۴ بدینسو به شکل غیر قانونی، غیر فنی و بسیار بی رحمانه، استخراج شده و این استخراج الی پایان سال ۲۰۱۶ به حدی زیاد بود که حتی بالای بازار جهانی تاثیرات منفی وارد کرد.»

آقای بیدار همچنان افزود: «با به قدرت رسیدن حکومت وحدت ملی، بنابر تصمیم رئیس جمهور و شورای وزیران، استخراج، تجارت و انتقال معادن لاجورد در بدخشان ممنوع اعلام شد و ما نیز در فیض آباد تا حدی که دسترسی داشتیم با استخراج این معادن ممانعت کردیم، اما متاسفانه قومندانان جهادی که از سابق در آنجا حضور دارند به استخراج غیر قانونی و غیر فنی ادامه می دادند.»

معاون ولایت بدخشان خاطر نشان ساخت که در حال انتقال لاجورد بدخشان از راه ولایت پنجشیر و همچنان به قسم قاچاق از طریق فیض آباد کم و بیش صورت می گیرد. 

به گفته آقای بیدار، از شروع سال ۲۰۱۷ میلادی استخراج لاجورد در بدخشان به دلیل نبود تقاضا در بازار جهانی بسیار کم شده است و در حال حاضر استخراج کنندگان و تجار لاجور در ولسوالی های جُرم، بهارک و کران منجان لاجورد های استخراج شده را ذخیره نموده منتظر خوب شدن بازار جهانی تجارت این سنگ اند.

آقای بیدار در مورد دست داشتن اعضای گروه طالبان در استخراج معادن لاجورد بدخشان گفت: «طالب  مستقیماً در آن (استخراج لاجورد) دست ندارد، اما بشکل غیر مستقیم تحت نام عشر و زکات از تاجران و استخراج کنندگان، ممکن است طالبان نیز از استخراج این معادن بهره برده باشند، اما آنها به شکل مستقیم دست ندارند.»

سارنوال عبدالروف و عبدالولی نیازی، نمایندگان ولایت بدخشان در مجلس نمایندگان نیز در مصاحبه با اسپوتنیک نظریات شان را در مورد استخراج غیر قانونی معادن لاجورد بیان نمودند.

سارنوال عبدالروف، نماینده ولایت بدخشان در مجلس نمایندگان گفت که در طول هفده سال گذشته بسیار کم اتفاق افتاده که استخراج معادن لاجورد در بدخشان بشکل قانونی صورت گرفته باشد، اما در یک سال گذشته به دلیل اینکه بازار جهانی تجارت لاجورد رونق ندارد، استخراج این معادن در بدخشان صورت نمی گیرد.

آقای عبدالروف گفت: «معادن لاجورد بدخشان تحت کنترول مستقیم دولت نیستند، و این معادن توسط قومندان های محلی و که از نفوذ مردمی برخوردار اند، استخراج می شد، و در حال حاضر نیز این معادن تحت کنترول آنها قرار دارند.»

این نماینده مردم بدخشان در مجلس نمایندگان استخراج معادن لاجورد توسط طالبان را رد نمود اما به گفته وی، طالبان به شکل غیر مستقیم از استخراج غیر قانونی لاجورد سود می بردند. وی گفت: «این معادن توسط طالبان استخراج نمی شود، معادن تا یک سال پیش هم توسط قومندان های محلی استخراج می شد، اما در زمانیکه لاجورد خرید داشت، طالبان از این کار سود می بردند.»

به گفته آقای عبدالروف، در طول هفده سال گذشته لاجورد استخراج شده از بدخشان به کابل منتقل می شد و سپس از کابل به بازار های بین المللی مثل چین و پاکستان صادر می شد،‌ اما از یک سال بدینسو لاجورد بدخشان در پاکستان هم بازار خوبی ندارد. این نماینده مجلس نمایندگان گفت: «باوجود اینکه هنوز هم امکان انتقال لاجورد از طریق مسیر شاه سلیم، گرم چشمه، چترال به پشاور پاکستان وجود دارد، اما به دلیل اینکه در پاکستان نیز بازار لاجورد خیلی کمرنگ شده است خرید و فروش آن وجود ندارد.»

به گفته آقای عبدالروف قیمت لاجورد آنقدر پائین آمده که حتی مصارف انتقال آن به پاکستان را نیز پوره نمی کند.

آقای عبدالولی نیازی، عضو مجلس نمایندگان نیز با تائید اینکه استخراج معادن لاجورد بدخشان به دلیل کمرنگی بازار فروش آن بسیار کم شده است، گفت: «معدن لاجورد بدخشان تحت کنترول قومندان های غیر مسئول بدخشان قرار دارند، اما در حال حاضر استخراج نمی شود و دلیل استخراج نشدن آن احسان و لطف آنها (قومندان های غیر مسئول) نیست، چون این سنگ بازار خوب ندارد، استخراج نمی شود.»

 

انتخاب نظامیان افغان: وطن پرستی تا حد مرگ یا زندگی در غربت؟

 

اداره بازرسی عمومی امریکا در بازسازی افغانستان (سیگار) گزارش داده است که در حدود نیمه ای از کسانی که از سال 2005 در امریکا درس نظامی یا کورس عالی افسران خوانده، در نهایت ترک وظیفه کرد‌ند. ضمنا قابل توجه است که تعداد این فراری ها در سال‌های اخیر در افغانستان به طور گسترده افزایش یافته است.

بر اساس یافته‌های سیگار، از سال 2005 تا کنون از میان 320 دانشجوی نظامی که آموزش نظامی را در ایالات متحدۀ امریکا دیدند و سپس خدمت خود را ترک کردند، 152 تن از شهروندان افغانستان بودند.
در این گزارش گفته می شود که این گرایش به فرار نظامیان می تواند از نظر روانی بر سایر سربازان قواه مسلح کشور تاثیر منفی بگذارد و اردو را در معرض خطر قرار بدهد. از سوی دیگر به عقیده نویسندگان گزارش سیگار، این افغان های دارای توان رزمی و نظامی که در ایالات متحده مستقر شدند، می تواند خطر برای خود شهروندان امریکا باشند.

نیروهای انتظامی ایالات متحده تا کنون موفق شدند 27 تن فراریان را دستگیر یا از کشور اخراج کنند.
در عین حال در گزارش سیگار گفته می شود که شمار قابل توجهی از این نظامیان افغان با بیان این که جان آنها در افغانستان در خطر است و در صورت برگشت به خانه کشته می شوند، از مقامات امریکا پناهندگی سیاسی خواستند و در ایالات متحده باقی ماندند.
و بر اساس گزارش سیگار، هیچ اطلاعاتی در دست نیست که افسران و نظامیان افغان در امریکا به ارتکاب عملیات تروریستی یا سایر جنایات متهم و محکوم شده باشند.
کارشناسان نظامی و سیاسی که با آژانس خبری «اسپوتنیک» در مورد این موضوع گفت و گو داشتند، علت گرایش فرار افراد نظامی را با تشدید عدم امنیت در افغانستان نسبت داده و بیان داشتند: «اگر وضیعت امنیتی در افغانستان بهبود نیابد، مهاجرت از کشور به شدت افزایش خواهد یافت».
سید عبدالحمید صفوت، استاد دانشگاه و آگاه سیاسی به آژانس خبری «اسپوتنیک» چنین گفت:
«وضیعت افغانستان به آن شکلی که مردم کشور انتظار داشت، نشد. این وضیعت بعد از سال ۲۰۰۸ رو به وخامت گذاشت و مایه نگرانی مردم شد. به همین دلیل تعداد زیادی از مردم که به بهانه تحصیل، اشتراک در کنفرانس ها ویا مسابقات ورزشی به خارج فرستاده می شوند، از موقع استفاده نموده و بر نمی گردند».

جنرال دولت وزیری، سختگوی وزارت دفاع افغانستان در گفت و گو با خبرنگار «اسپوتنیک» گزارش سیگار را تاید نموده و در خصوص تدابیر اتخاذ یافته از سوی دولت افغانستان برای پیشگیری از این فرار افسران توضیحاتی داده است: «در گذشته تعداد از نظامیانی که به خارج برای تحصیل فرستاده می شدند، بر نمی گشتند. اما وزارت دفاع پالیسی جدید را آغاز نموده که مطابق آن، افسرانی که قابل اعتماد اند و در پهلوی آن دو تن باید برگشت آنها را تضمین کنند به خارج از افغانستان فرستاده می شوند».

سخنگوی وزارت دفاع افغانستان تاکید نمود که بر طبق این پالیسی جدید، اگر نظامی افغان برنگردد، شخصی که ضامن وی بود، باید تمام مصارف آموزش نظامی را بپردازد. همچنین اگر این افسر در خارج از کشور پیدا شود، باید به افغانستان برگردانده می شوند. آن ها نه تنها در پهلوی افرادی دیگر نمی توانند در صفوف نیروهای امنیتی کار کنند، بلکه  پولی که بالای شان به مصرف رسیده بپردازند.
جنرال وزیری می گوید که از زمانی آغاز این پالیسی وزارت دفاع در واقع مهاجرت و فرار نظامیان با استفاده از بورس ها ویا سفر های خارجی کاهش یافته است.
اما بعضی از نظامیان افغانستان علت این فرار افسران افغان را نه تنها در ناامنی کشور بلکه در ضعف و ناکامی خود برنامه آموزشی استادان نظامی امریکا دانستند چرا که تعداد زیادی از این افسران در اصل نظامی نبودند و به شکل غیر قانونی وارد حوزه نظامی شدند.
جنرال نظیفه ذکی، عضو پارلمان افغانستان در گفت و گوی با آژانس خبری «اسپوتنیک» گفت:
«این خبر تازه نیست. تعداد زیادی از افغانها با استفاده از امکانات به دلیل وخیم شدن وضعیت امنیتی کشور را ترک نموده و به خارج می روند. آن عده از افغان های که از چنین وضیعت ترس دارند و نزدیکان شان را از دست داده اند نه تنها از طریق بورسیه ها و سفر های رسمی، بلکه از راهای بسیار دشوار کوشش می کنند کشور را ترک کنند».

طبق گفته های این جنرال، افراد نظامی همان اشخاص ملکی بودند که به شکل از اشکال وارد نیرو های نظامی افغانستان شده، تا بتوانند به بهانه وطن را ترک کنند و به کشور های امن مهاجر شوند، اما آن عده  وطن پرستانی که می خواهند صلح را به کشور شان بیاورند، هرگز وطن را ترک نمی کنند. آن ها طی سی سال جنگ در افغانستان بودند و اینجا باقی خواهند ماند.
به نظر خانم ذکی بعد از راهبرد جدید امریکا در قبال افغانستان و فشار آوردن بر پاکستان، وضیعت امنیتی وخیم تر شد. و حملات تروریستانی که از طرف پاکستان حمایت می شوند بر نیروهای امنیتی و مردم افغانستان افزایش یافت.
این عضو پارلمان تاکید می کند:
«برای بهبود شدن اوضاع در افغانستان و جلوگیری از مهاجرت ها باید سازمان ملل متحد، کشور های ذیدخل در افغانستان و همچنین کشورهای همسایه و منطقه گرد هم آمده و افغانستان را از این بحران نجات بدهند، در غیر این صورت، جنگ و مهاجرت ها از کشور افزایش می یابد».

 

برداشت حمید اکبری خبرنگار افغانستان از مکتب خبرنگاران جوان اسپوتنیک

 

خبرگزاری خبری و رادیوی اسپوتنیک در چوکات دفتر مرکزی این خبرگزاری در مسکو، مکتب بین‌المللی خبرنگار جوان را چندی پیش گشایش کرد.

مکتب خبرنگاران جوان که از تاریخ 1 نومبر تا 4 نومبر ادامه داشت، بزرگترین نشست خبرنگاران از آغاز به کار این مکتب بود.

در این نشست خبرنگاران جوان از 23 کشور جهان و بیش از 30 رسانه از آن جمله خبرنگار خبرگزاری افق از افغانستان نیز شرکت کرده بود که اسپوتنیک مصاحبه با خبرنگار افغانستان نموده و از او درباره برداشت هایش از این سفر و از این نشست نموده که تقدیم شما می نماییم.

اسپوتنیک: در نخست لطف نموده خود را معرفی و بگویید چند سال است، که در کار خبرنگاری مصروف هستید؟

اکبری: حمید اکبری متولد 1368 در غزنی، حدود سه سال و نیم نماینده شبکه بین المللی خبر در افغانستان بودم، بین سال‌های 2012 تا 2014 در خبرگزاری بخدی کار کردم. حدود دو سال است که در خبرگزاری افق مشغول هستم. مسلما من از آدرس خبرگزاریم به این برنامه معرفی شدم و تنها از افغانستان در این برنامه نمایندگی کردم.  این‌که چطور شد به این برنامه آمدم مسلما هر کسی در هر مقطع زمانی که باشه نیاز به آموزش و کشف فنون جدید در عرصه کاری خود دارد این برنامه بیشتر جنبه آموزشی داشت و برای ما تازگی هم داشت.

اسپوتنیک: برداشت شما از مسکو و روسیه چیست؟

اکبری: برداشت من از مسکو و از آدرس بزرگانی چون ماکسیم گورکی و آنتوان چخوف، تولستوی و… که آنها را تنها از طریق کتاب می‌شناختم ولی مسلما در کتاب نمیشود اکتفا کرد. فرصت خوبی مهیا شد آمدیم مسکو به اتفاق دیگر خبرنگاران از مسکو بصورت عینی دیدن کردیم. مسلما خیلی جذاب و غیر قابل توصیف است زیبایی های مسکو، تاریخ و تمدن مسکو و فرهنگ با شکوه این سرزمین.

مسکو تازیخ و تمدن زنده است، تاریخ اش را بصورت عینی حفظ  کرده نماها، ساختمان‌های که با معماری با شکوه به این شهر شهرت و هویت داده برای یک گردشگری خارجی مصداقی خوبی است از عظمت فرهنگ و هنر این سرزمین.

ما در رسانه‌ها در باره مردم روسیه چیزهای را خوانده بودیم که خیلی واقعیت نداشت بیشتر جنبه تخریبی داشت. برای من سفر مسکو بسیار جذاب، خوش و آموزنده بود. شهری با معماری حیرت آور و ظریف، با مردمان مهربان و مهمان ‌نواز و فرهنگ متعالی.

2اسپوتنیک: برداشت شما از مکتب ها و جاهای که شما را نشان دادند، چیست؟

اکبری: برنامه ای که خبرگزاری اسپوتنیک برای ما در نظر گرفته بود خوب بود منتها می‌شد با دقت بیشتر برنامه‌ی خوب تری را ارائه می‌کردند.

جاهای که ما را بردن خیلی عالی بود. کرملین رفتیم که خیلی دوست داشتم از نزدیک شکوه و عظمت اش را ببینم که عالی بود. به کلیسای در مرکز مسکو رفتیم که طراحی و نقش بندی که در آن بکار برده شده واقعا بی نظیر بود. از آن‌جای‌که ما یک تیم خبرنگاری بودیم بهتر بود ما را به مراکز رسانه‌‌ای دیگر این کشور هم می‌بردند فکر می‌کنم بیشتر می‌توانستیم از تجارب این‌ها در حوزه رسانه بهره می‌بردیم.

در مجموع برنامه اسپوتنیک در نوع خودش خوب است هم در این حیطه کار خبرنگاران کشورهای دیگر از تجارب این‌ها استفاده کنند و هم این‌ها از داشته های مهمان های خارجی شان استفاده کنند.

ما را به وزارت خارجه روسیه بردند و با مقام های این وزارت و وزارت اطلاعات آشنا کردند که یک نشست خیلی خوبی تریب داده شد و از تجارب و داشته های آنها هم استفاده کردیم.

اسپوتنیک: چه آموزش دادند و سطح خبر گزاری چطور است؟

اکبری: مسلما برای خبرنگاران آموزش‌های خبرنگاری مدرن را در نظر گرفته بود که خوب بود. خبرنگاران این رسانه از کشورهای که در آن جنگ جریان دارد (عراق و سوریه) آمدند سخنرانی کردند و از گذشته شان در جنگ صحبت کردند که برای خبرنگاران که تا حالا در جنگ حضور نداشتند تازگی داشت.

در مورد کار رسانه اسپوتنیک مسئولان این رسانه صحبت کردند  نحوه اطلاع رسانی دقیق و به موقع، روی یک رسانه آنلاین مدرن صحبت کردند که واقعا برای من جالب بود.

اسپوتنیک: برداشت شما از این سفر چیست؟

اکبری: سفر پر باری بود، خیلی دوست داشتم به روسیه بیایم و از نزدیک با مردم این‌جا آشنا شوم و مکر را عرض می‌کنم من خیلی درگیر معماری مسکو بودم که واقعا خیلی به من آرامش داد.

فرهنگ مردمان این سرزمین برای من خیلی غنی و پر اهمیت است و لمس این همه زیبایی و غنا مندی از نزدیک خیلی هیجان دارد.

برداشت من از این سفر بیشتر از زوایه فرهنگی است که واقعا عالی بود هم در اسپوتنیک و هم در مراکز که ما از آن دیدن کردیم خیلی تازگی داشت بصورت کلی عرض کنم که دیدگاه من هر چند نسبت به روسیه بد نبود ولی این سفر واقعا آنچه در مورد مسکو شنیده بود را دیدم و حس کردم.

اسپوتنیک: برداشت شما از خبرگزاری اسپوتنیک چیست؟

اکبری: من حدود دوسالی میشود که با بخش فارسی و دری این خبرگزاری آشنا هستم. در حوزه زبان انگلیسی و روسی که مسلما جز خبرگزاری های مطرح دنیا است و در این تردیدی وجود ندارد.

وقتی وارد ساختمان این رسانه شدم حیرت زده شدم با این همه کارمندی که به زبان های مختلفی داشتند کار می‌کردند و بسیار با نظم و ترتیب هم کار می‌کردند.

برای من که از افغانستان این رسانه را دنبال می‌کنم خیلی حایز اهمیت بود که از نزدیک باید میدیدم این رسانه را.

امیدوارم که بخش افغانستان و ایران این رسانه برای کشور های حوزه فارسی زبان هم به یک منبع قوی خبری تبدیل شود.

 

 



بالا

بعدی * صفحة دری * بازگشت