دعوت چین از «حکمتیار» و طالبان برای سفر به پکن

 

روزنامه پاکستانی مدعی شد که چین از رهبران طالبان و همچنین گلبدین حکمتیار برای سفر به این کشور دعوت کرده‌ است تا درباره روند صلح افغانستان گفت‌وگو کنند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، روزنامه امت پاکستان مدعی شد که مقامات چینی برای تامین امنیت جاده ابریشم جدید با طالبان افغانستان وارد مذکره شده است.

به نوشته این روزنامه، دولت چین از سران طالبان و حکمیتار رهبر حزب اسلامی خواسته تا برای گفت‌وگو درباره روند صلح افغانستان به این کشور سفر کنند.

گروه طالبان و یا حزب اسلامی هنوز واکنشی نسبت به این خبر نشان نداده‌اند.

بر اساس گزارش‌ها، جاده ابریشم جدید از ولایت بدخشان در شمال شرق افغانستان می‌گذرد گرچه که پیش از این برخی منابع خبری از کنار گذاشتن این کشور از جاده ابریشم خبر داده بودند.

چند ماه قبل نیز، سخنگوی وزارت خارجه چین درباره اخبار سفر  هیئت طالبان به کشورش گفته بود که  با تمام طرف‌های درگیر در افغانستان در تماس هستیم.

این مقام وزارت خارجه چین در بیانیه‌ای اظهارداشت که چین می‌خواهد در نشست‌های صلح بین طالبان و دولت افغانستان شرکت کند.

پیش از این نیز، طالبان افغانستان مدعی شده بود که نمایندگان آنها به تازگی به چین سفر کرده‌اند تا در مورد موضع مشترک در مقابل اشغال افغانستان و منطقه تبادل نظر کند.

یک مقام طالبان نیز گفته بود که می‌توانم این خبر را تایید کنم که هیئتی از طالبان به چین سفر کرده است تا در مورد موضوعاتی گفت‌وگو کند. این نمایندگان در مورد اشغال افغانستان، منطقه و اجرای موضع مشترک در مقابل سیاست‌های اشتباه اشغال کشورها مذاکره می‌کند.

 

درخواست رسیدگی به اتهام‌های حکمتیار را دریافت کرده‌ایم

 

دفتر ماموریت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) می‌گوید که درخواستی دریافت کرده که خواهان رسیدگی به اتهامات حقوق بشری گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی افغانستان است.
به گزارش خبرگزاری جمهور به نقل از بی بی سی، یوناما روز پنجشنبه (
۴ جوزا) با انتشار خبرنامه‌ای گفته است که از پیشرفت در تطبیق توافق میان دولت افغانستان و حزب اسلامی گلبدین حکمتیار استقبال می‌کند اما تاکید کرده که در این زمینه "توسعه و حفاظت از حقوق بشر" اصلی مهم است.
در این خبر نامه به نقل از تدامیچی یاماموتو، نماینده خاص سرمنشی ملل متحد برای افغانستان آمده است:"شهروندان افغانستان و کسانی که قربانی ظلم و ستم گردیده‌اند نباید از حقوق حقه قضایی شان محروم گردند. سازمان ملل متحد به حمایتش از تلاش های افغان‌ها برای رسیدن به صلح، عدالت و امنیت ادامه می دهد."
یوناما در این خبرنامه از تلاش حکومت وحدت ملی افغانستان برای شامل ساختن کسانی که از خشونت دست کشیده و به صلح می‌پیوندند، ابراز حمایت کرده اما تاکید کرده که به شنیدن صدای قربانیان نیز متعهد باقی خواهد ماند.
گلبدین حکمتیار، چند هفته پیش و هفت ماه پس از امضای توافقنامه صلح با دولت افغانستان که به او مصونیت قضایی می‌دهد، وارد کابل شد.
گلبدین حکمتیار در سخنرانی‌های خود پس از ظاهر شدن در انظار عمومی، در واکنش به اتهاماتی که علیه‌اش مطرح شده، گفت که گذشته را باید فراموش کرد اما او همچنین گفت که حاضر است اگر "دادگاه عادلانه" برگزار شود، در مورد عملکردهای خود و حزب اسلامی پاسخ بدهد.
حزب اسلامی گلبدین حکمتیار مانند دیگر جناح‌های دخیل در جنگ‌های داخلی افغانستان، از سوی نهادهای حقوق بشری و فعالان مدنی متهم به دست داشتن در کشتار غیرنظامیان در این جنگ‌ شده است. این گروه‌ها آقای حکمتیار را مسئول برخی از فجایع جنگ از جمله موشک‌پرانی ماه اوت سال
۱۹۹۲می‌دانند.
بر اساس گزارش کمیته بین‌المللی صلیب سرخ، در این موشک‌پرانی حداقل
۱۸۰۰ تن کشته و ۸۰۰۰ دیگر زخمی شدند.
نهاد بین‌المللی دیده‌بان حقوق بشر در گزارشی که پس از امضای توافقنامه صلح میان دولت افغانستان و آقای حکمتیار منتشر کرد، آقای حکمتیار را به نقض حقوق بشر از جمله ناپدید شدن اجباری مخالفان سیاسی، داشتن یک زندان زیرزمینی در پاکستان و شکنجه در آن، و حملات خشونت آمیز به سازمان‌های غیردولتی فعال در زمینه برنامه‌های آموزش و بهداشت برای زنان افغان در اردوگاه‌های پناهندگان در پاکستان، متهم کرد.

 

 

 

استفاده پاکستان از افغانستان به‌عنوان حائل امنیتی مقابل هند/ طالبان مرز «دیورند» را به رسمیت نشناخت

 

سرهنگ بازنشسته آمریکایی معتقد است که پاکستان همیشه افغانستان را به‌عنوان حائل امنیتی برای مقابله با محاصره احتمالی هند و سکوی پرشی برای افزایش نفوذ خود در مناطق سرشار از منابع معدنی در آسیای مرکزی می‌داند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، «لارنس سلین» سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا در  یادداشتی در «شیکاگو تریبیون» نوشت: پاکستان از تروریسم به‌عنوان ابزار سیاست خارجی استفاده می‌کند اما بهتر است پاکستان به یاد داشته باشد آنهایی که موجودیت‌شان وابسته به نیروهای شبه‌نظامی است در نهایت توسط همین پدیده نیز از بین خواهند رفت.

پاکستان همیشه افغانستان را به‌عنوان حائل امنیتی برای مقابله با محاصره احتمالی هند و سکوی پرشی برای افزایش نفوذ در مناطق سرشار از منابع معدنی در آسیای مرکزی می‌داند.

دولت اسلام‌آباد اکنون انگیزه‌های اقتصادی قوی برای از بین بردن نفوذ کشورهای غربی در افغانستان دارد زیرا تنها چین را به‌عنوان شریک استراتژیک بلندمدت خود می‌بیند.

کریدور اقتصادی چین و پاکستان بخشی از طرح «یک راه، یک جاده» چین است که هدف دارد تا آسیا را از طریق مناطق اقتصادی زمینی و دریایی متصل کند.

این کریدور اقتصادی بر شبکه حمل‌ونقل که چین را به بنادر گوادر و کراچی در پاکستان و در دریای عرب متصل می‌کند، استوار است. این شبکه همچنین به مناطق ویژه اقتصادی و پروژه‌های انرژی تبدیل خواهد شد. بخش پروژه‌های انرژی می‌تواند کاهش کمبود انرژی در پاکستان را نیز تا حدی جبران کند.

این طرح برای پاکستان پروژه بزرگ زیرساختی است که می‌تواند گامی بزرگ رو به جلو باشد و این کشور را به اقتصادی بزرگ تبدیل کند. برای چین هم این کریدور اقتصادی،  مسیر ارتباطی با غرب، نفت خاورمیانه و ثروت آفریقا است. این پروژه همچنین در راستای جا‌ه‌طلبی‌های استراتژیک چین برای محاصره هند است که پاکستان را به متحد طبیعی این کشور تبدیل می‌کند.

گسترش کریدور اقتصادی چین و پاکستان به افغانستان به‌نفع اسلام‌آباد و پکن و اهداف اقتصادی دو کشور در افغانستان که شامل بهره‌برداری از سه تریلیون دلار منابع معدنی تخمین‌زده‌شده افغانستان می‌باشد، خواهد بود. خروج نظامیان آمریکایی و ناتو از افغانستان به چین این اجازه را خواهد داد تا با بازسازی این کشور جنگزده، از منافع آن مانند حق امتیاز برای استخراج معادن افغانستان استفاده کند.

دیرزمانی است که استفاده از شبه‌نظامیان افراط‌گرا یکی از پایه‌های سیاست خارجی پاکستان بوده است. از 1950، این کشور اقدام به ورود اعضای وابسته به «جماعت اسلامی» در افغانستان کرد.

در سال 1974 نخست‌وزیر وقت پاکستان، «ذوالفقار علی بوتو» بخشی در داخل سازمان اطلاعات ارتش پاکستان به‌وجود آورد تا مدیریت اسلامگرایان مخالف در افغانستان  را انجام دهد. «ضیاءالحق» رئیس‌جمهور پاکستان در سال‌های 1977 تا 1988 زمانی به ژنرال‌های خود گفت: آتش جنگ در افغانستان را باید به‌طور نسبی گرم نگه داشت.

حمایت کنونی پاکستان از طالبان، تکرار سیاست درازمدت برای اعمال نفوذ برای بی‌ثبات کردن افغانستان است. شاید استفاده از بی‌ثباتی افغانستان  پیش از این به‌نفع آنها تمام می‌شد، ولی اکنون خطر گروه‌های افراط‌گرا متوجه پاکستان نیز هست.

هنوز واضح نیست که افغانستان تحت کنترل طالبان در انجام برنامه‌های بین‌المللی چین و یا پاکستان با این کشورها همکاری کند و یا حتی با ناامنی برای برنامه‌های آنها ایجاد مانع کند، این در حالی است که در دهه 90 میلادی، زمانی که طالبان بر افغانستان حاکم بودند، آنها با به رسمیت نشناختن خط فرضی «دیوورند» به‌عنوان مرز دائمی بین دو کشور سه مرتبه این هدف کلیدی سیاست خارجی پاکستان را بی‌نتیجه کردند.

موفقیت پروژه کریدور اقتصادی چین و پاکستان وابسته به ثبات بزرگترین ولایت پاکستان یعنی بلوچستان است، زیرا بنادر گوادر و کراچی در این ولایت قرار دارند.

بلوچستان منطقه فراملی است که ترکیبی از اقوام مختلف در آن حضور دارند. بلوچستان در جنوب غربی پاکستان، شرق ایران و جنوب افغانستان قرار دارد. بلوچ‌ها و پشتون‌ها اکثریت جمعیت آن را تشکیل می‌دهند و اقوام دیگری چون بروی، هزاره، سندی و پنجابی نیز در آن حضور دارند.

از سال 1948، بلوچستان شاهد شورش‌هایی توسط بلوچ‌‌های ناسیونالیست علیه حکومت پاکستان و ایران بوده است.

ممکن است پاکستان روزی از استفاده شبه‌نظامیان به‌عنوان ابزار سیاست خارجی خود پشیمان شود. ثبات پیش‌شرط توسعه اقتصادی موفق است و ایجاد آن سخت‌تر از ایجاد بی‌ثباتی است.

آنهایی که موجودیت‌شان وابسته به نیروهای شبه‌نظامی هست، در نهایت توسط همین پدیده نیز از بین خواهند رفت. برای پاکستان بهتر است تا این موضوع را از یاد نبرد.

 

 

آیا هند قادر به تغییر قاعده بازی در افغانستان است؟

 

به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از وبسایت خبری-تحلیلی «ایست آسیا فوروم»، در حالی که «حامد کرزی» رئیس‌جمهور سابق افغانستان بارها با انتقاد شدید از سیاست آمریکا در افغانستان، همواره خواستار نقش پررنگ‌ هند در کشورش شده بود اما در توانایی جایگزینی هند با آمریکا شک وجود دارد.

کرزی همچنین خواستار کمک هند برای توانمند‌سازی ارتش افغانستان علیه افراط‌گرایی و نقض تمامیت ارضی کشورش در آن سوی خط دیورند شد. این اظهارات و اشاره‌های مقامات افغان در واقع نشانی از تلاش برای جایگزینی هند با آمریکا در افغانستان است اما در حقیقت هند قادر به حفظ حضور گسترده نظامی در افغانستان نیست.

هند تنها پس از سال 2001 و بخاطر ثبات ایجادشده توسط حضور نیروهای آمریکایی قادر به فعالیت در افغانستان شد.

مقامات هند چاره‌ای جز حمایت از دولت کنونی افغانستان ندارند

وقتی شمار نیروهای آمریکایی در افغانستان کاهش یافت، توان تاثیرگزاری هند در افغانستان نیز حتی در زمینه اقتصاد، تنزل پیدا کرد. در حالی که هند در آموزش و بطور نسبی در تجهیز نیروهای افغان مشارکت می‌کند، مشارکت آنها قابل مقایسه با مزیت جغرافیایی که پاکستان در افغانستان دارد، نیست.

به نظر می‌رسد با وجود مشکلات و تنش‌های موجود، هند چاره دیگری جز حمایت از حکومت افغانستان ندارد.

حمایت از حکومت افغانستان در مقایسه با هرج و مرج ناشی از سقوط این حکومت قابل ترجیح است. در بحران سیاسی اگوست 2016 میلادی مقابله اشرف غنی و عبدالله عبدالله رئیس اجرایی حکومت وحدت ملی، ناکارآمدی این حکومت را بر هند نمایان کرد، اما دهلی‌نو برای بهبود آن جایگزینی ندارد.

این در حالی است که شرایط سیاسی کنونی که هند در آن فعالیت می‌کند نیز پیچیده است.

به دلیل نامشخص بودن موضع آینده آمریکا در افغانستان، تمام همسایگان این کشور به راه‌های جایگزین فکر می‌کنند.

نزدیک شدن روسیه به پاکستان و چین

ارتش پاکستان متهم به حمایت از مخالفان دولت افغانستان است و این کشور را به عنوان مشکلی در منطقه‌ مطرح کرده است. در عین‌حال به نظر می‌رسد گسترش حضور داعش در افغانستان قواعد بازی در این کشور را تغییر داده است، زیرا به پاکستان این فرصت را یافته تا حمایت همسایگان خود را کسب کند.

از سوی دیگر، چین نیز که تمایلی برای حضور خود در سواحل اقیانوس هند دارد در حالی که تلاش می‌کند تا رفتار افراطی پاکستان را تعدیل کند، اما برای مداخله در مسایل امنیتی افغانستان تمایلی ندارد؛ بنابراین چین مدیریت بحران افغانستان را به پاکستان محول کرده است.

علاوه بر این، روسیه شریک سنتی هند در حال نزدیک شدن به چین و پاکستان است. این اقدام روسیه بخشی از استراتژی اعمال فشار بر هند است. همچنین روسیه در نظر دارد تا از برخی  استدلال‌های پاکستان مبنی بر تفاوت قایل شدن بین طالبان خوب و بد برای مقابله با داعش استفاده کند.

آیا هند قادر به تغییر قواعد بازی در افغانستان هست؟

هند قطعا می‌تواند به نیروهای افغان کمک کند تا هزینه‌های بیشتر نظامی بر مخالفان دولت از جمله طالبان را تحمیل کند، اما قادر نیست تاثیر زیادی بر درگیری‌ها داشته باشد.

همچنین زمانی که هند در حال ارائه حمایت‌های لازم برای اقتصاد افغانستان است، بازگشت این سرمایه تردید برانگیز است. از لحاظ سیاسی نیز هند می‌تواند تاثیر نسبی بر بازیگران اصلی حکومت کنونی افغانستان داشته باشد، اما در جایگاهی قرار ندارد که بر میل خود حکومتی را تشکیل دهد و یا حتی پایداری حکومت فعلی را تضمین کند.

در بهترین حالت هند می‌تواند متحدی خوب برای حکومت افغانستان باشد. این کشور قادر نیست و تظاهر هم نمی‌کند که توان جایگزینی آمریکا در افغانستان را دارد.

بار دیگری که کرزی اقدام به محاسبات سیاسی می‌کند، باید حقایق موجود را در نظر گیرد.

 

 

افزایش نیروهای ناتو در افغانستان کاری بیهوده است/جنگ طولانی‌تر‌ می‌شود

 

 

به گزارش خبرگزاری فارس، الجزیره در گزارشی نوشت: بسیاری در کابل واهمه دارند که اعزام سربازان آمریکایی جدید به کابل می‌تواند باعث طولانی شدن جنگ شود.

در ادامه این گزارش آمده است: یکی از موضوعاتی که در دستور کار رهبران ناتو در بروکسل قرار دارد، اعزام سربازان بیشتر به افغانستان خواهد بود؛ اقدامی که با مخالفت شهروندان افغانستان روبرو شده است.

اعزام سربازان بیشتر به افغانستان نمی‌تواند جنگ را پایان دهد

چشم‌انداز افزایش سربازان نظامی از سوی ناتو و واشنگتن حمایت می‌شود، اما در کابل اوضاع متفاوت است؛ «محمد کریمی» ژنرال بازنشسته ارتش ملی افغانستان در این رابطه گفت:‌ کشورهای غربی به دنبال اعزام نیرو هستند، ولی این سربازان کاری از پیش نخواهند برد.

همچنین «محمد رادمنش»  سخنگوی وزارت دفاع افغانستان نیز می‌گوید: نیروهای افغانستان به تجهیزات و آموزش نیاز دارند و آنچه که ما نیاز داریم هواپیمای بمب افکن و تکنولوژی های مدرن است نه اعزام سربازان بیشتر.

الجزیره نوشت: بعد از اینکه ماموریت رسمی ناتو در افغانستان در سال 2014 تمام شد، حملات طالبان افزایش و  همزمان تلفات شهروندان و نظامیان افغانستان افزایش یافته است.

ناتو بیش از 13 هزار سرباز در افغانستان دارد که شامل 6 هزار و 900 سرباز آمریکایی  و 500 سرباز انگلیسی می‌شود که به سربازان افغانستان برای تامین امنیت این کشور آموزش می‌دهند. همچنین آمریکا هزارو 500 نیروی نظامی دیگر در افغانستان دارد که به طور مستقیم از پنتاگون دستور می‌گیرند.

افزایش نیروها به معنای بازگشت به جنگ افغانستان نیست

دبیر کل ناتو بارها اعلام کرده که افزایش نیروها به معنای بازگشت به جنگ در افغانستان نیست. افزایش نیروها در افغانستان با روی کار آمدن ترامپ و تلاش او برای فرستادن 3 هزار سرباز بیشتر برای کشاندن طالبان به میز مذاکره آغاز شده است.

انتظار می‌رفت که ترامپ در اجلاس سران در روز پنچ شنبه تصمیم  خود را در مورد افزایش سربازان اعلام کند، اما این موضوع به دلیل برخی نگرانی‌های در درون دولت وی برای اعزام سربازان بیشتر به تاخیر افتاده است.

برخی از افغان‌ها واهمه دارند که افزایش نیروها چه از طریق ناتو یا آمریکا به طولانی شدن جنگ منجر شود. یک شهروند افغانستان در این رابطه گفت: افزایش سربازان در افغانستان مانند انداختن چوب بیشتر بر آتش است.

افزایش سربازان کشورهای مانند روسیه و پاکستان را تحریک خواهد کرد و این کشورهای حمایت خود را طالبان را افزایش خواهند داد.

در ماه فوریه ژنرال نیکلسون فرمانده ناتو در افغانستان به کنگره اعلام کرد که به سربازان بیشتری برای مبارزه با طالبان و درهم شکستن بن‌بست جنگ نیاز دارد.

«جان هندرن» گزارشگر الجزیره در افغانستان در این رابطه گفت: کسی در اینجا فکر نمی‌کند که افزایش سربازان آمریکا جنگ در این کشور را به پایان برساند.

افزایش سربازان می‌تواند طالبان را به میز مذاکره بکشاند

الجزیره نوشت: دولت ترامپ اعتقاد دارد که با افزایش سربازان قادر خواهد بود تا طالبان را به میز مذاکره بکشاند، اما اینجا در افغانستان بسیاری فکر می‌کنند که این افزایش نیروها در بهترین حالت کاری بیهوده خواهد بود و کاری از پیش نخواهد برد.

همچنین قرار است اعضای ناتو به طور رسمی به ائتلاف ناتو در مبارزه با داعش بپیوندند. اتخاد این تصمیم از سوی ناتو کاملاً سیاسی است به این خاطر که تمام کشورهای عضو ناتو قبلا در این اتحاد حضور داشتند.

این اقدام با فشار ترامپ برای اینکه اعضای ناتو نقش فعالتری در مبارزه با داعش اتخاذ کنند، انجام شده است؛ ترامپ از اعضای ناتو انتظار دارد که هم بار مالی بیشتری را متقبل شوند و هم اینکه فعالیت بیشتری در این زمینه داشته باشند.

در حال حاضر 5 کشور انگلیس، یونان، لهستان و آمریکا مخارج بیشتری را در حوزه دفاعی خود نسبت به سایر اعضا هزینه می‌کنند، در هر صورت بسیاری انتظار دارند که ترامپ از بودجه نظامی ناتو حمایت کند.

 

 

 

 

کابل مقابل سیاست‌های جنگ‌افروزانه واشنگتن بایستد/ آمریکا؛ تماشاچی رشد داعش در افغانستان

 

سخنگوی سابق حامد کرزی نوشت: دولت آمریکا در استراتژی جدید خود در افغانستان حملات هوایی علیه طالبان را افزایش خواهد داد در حالی که واشنگتن در مبارزه با تروریسم شکست خورده است و انگیزه‌ای برای آوردن طالبان بر سر میز مذاکره ندارد.

«ایمل فیضی» کارشناس مسائل سیاسی و سخنگوی سابق رئیس جمهور پیشین افغانستان در یادداشتی ارسالی به دفتر منطقه‌ای خبرگزاری تسنیم نوشت که با وجود امضای قرارداد امنیتی و دفاعی افغانستان و آمریکا در سال 2014، شمار تلفات غیرنظامیان در حال افزایش است. در حالی که آمار کشته‌شدگان نیروهای امنیتی افغان در بالاترین حد خود قرار دارد و تروریسم نیز به شدت افزایش یافته است.

انتظار می‌رود رئیس‌جمهور آمریکا «دونالد ترامپ» تصمیم خود را درباره پیشنهاد تقویت حضور نظامی آمریکا در افغانستان و اعزام 3 تا 5 هزار نیروی بیشتر نظامی آمریکا در افغانستان اتخاذ کند. براساس این برنامه جدید، آمریکا حملات هوایی خود علیه طالبان را نیز افزایش خواهد داد.

واشنگتن در حالی بار دیگر بر طبل جنگ می‌کوبد که در مبارزه با تروریسم شکست خورده است. انگیزه واقعی آمریکا هرچه باشد، آوردن طالبان بر سر میز مذاکره نیست.

افغانستان و همسایگان دور و نزدیک آن باید باهم برای ایجاد راهکار سیاسی و دیپلماسی فعال برای حفظ صلح و امنیت در منطقه همکاری کنند.

تروریسم در افغانستان در حال گسترش است

تنها چند هفته پیش، نیرویی متشکل از 300 تفنگدار آمریکایی به ولایت هلمند افغانستان که کانون کشت خشخاش و درگیری است، بازگشتند. «جیمز ماتیس» وزیر دفاع آمریکا نیز با اشاره به تروریسم اخیرا اخطار داد که سال 2017 سال سخت دیگری برای افغانستان خواهد بود.

مانند بسیاری از دیگر افغان‌ها، من نیز از پیش‌بینی‌های سالانه مقامات آمریکایی از آینده تاریک امنیتی افغانستان خسته شده‌ام. این گزارش‌ها تنها بر شبهات و سوء‌ظن‌های موجود درباره جنگ واشنگتن و نقش آن در افغانستان می‌افزاید.

در سال 2014، قویترین استدلال واشنگتن برای امضا کردن قرارداد دو جانبه امنیتی و دفاعی با کابل این بود که اگر این قرارداد به امضا نرسد، و اگر آمریکا قائل به اعزام نیرو و منابع به افغانستان پس از سال 2014 نباشد، دولت کابل قادر به جلوگیری از بازگشت القاعده در بخش‌هایی در افغانستان نخواهد شد و مناطق تحت کنترل طالبان در این کشور نیز گسترش خواهد یافت.

 با گذشت حدود 2.5 سال پس از امضای پیمان امنیتی کابل و واشنگتن، ژنرال «جان نیکلسون» فرمانده نیروهای آمریکایی در افغانستان، نگرانی خود درباره حضور گروه‌های تروریستی در افغانستان، از جمله القاعده، و شاخه انشعابی داعش را ابراز کرده است.

به گفته ژنرال نیکلسون، بیشترین حضور گروه‌های تروریستی در جهان در منطقه افغانستان-پاکستان است و به اعتقاد نیکلسون، از 98 سازمان تروریستی تعیین شده توسط آمریکا در جهان، 20 سازمان در این منطقه قرار دارد.

علاوه بر القاعده و داعش که توسط کشورهای خارجی تقویت می‌شوند، طالبان نیز اکنون جایگاه قابل توجهی در افغانستان دارد و اکنون بیش از هر زمان دیگری از آغاز هجوم آمریکا مناطق بیشتری را در افغانستان تحت کنترل خود دارد.

هزینه‌های انسانی جنگ جاری در افغانستان روز به روز دردناک‌تر می‌شود.

گزارش اخیر دفتر نمایندگی سازمان ملل در افغانستان موسوم به «یوناما»، از افزایش قابل توجه تلفات غیرنظامیان بر اثر حملات هوایی در سه ماهه اول سال 2017 نسبت به زمان مشابه در سال گذشته خبر می‌دهد.

بر اساس گزارش یوناما، از ابتدای سال جدید میلادی 2 هزار و 181 تلفات غیرنظامی در افغانستان به ثبت رسیده است. این در حالی است که آمار کشته‌های نیروهای امنیتی افغان نیز در بالاترین سطح خود در 2 سال اخیر قرار دارد. در ماه گذشته بیش از 160 سرباز افغان در یک حمله تروریستی در شمال کشور جان خود را از دست دادند. بر اساس گزارشی از دولت آمریکا، نیروهای امنیتی و دفاعی افغان در 8 ماه اول سال 2016 متحمل تلفات حدود 15 هزار نفری شدند.

این تحولات باعث شده تا افغان‌ها سوالاتی مبنی بر شکست آمریکا برای اجرای مفاد پیمان امنیتی این کشور با افغانستان را مطرح کنند. این پیمان امنیتی در نظر دارد تا امنیت و ثبات در افغانستان را تقویت کند، در صلح و ثبات منطقه‌ای و بین‌المللی مشارکت کند، با تروریسم مبارزه کرده و در نهایت منطقه‌ای را به وجود آورد که دیگر پناهگاه القاعده و دیگر گروه‌های وابسته به آن نباشد.

این پیمان امنیتی کابل-واشنگتن در همه این موارد شکست خورده است.

اگر قرارداد امنیتی و دفاعی با آمریکا منجر به صلح و ثبات در افغانستان نشود، بنابراین فواید این پیمان امنیتی چیست؟

وجود تناقض‌های بسیار در جنگ 16 ساله افغانستان

فرماندهی نظامی آمریکا در افغانستان تایید می‌کند که طالبان و شبکه حقانی بزرگترین تهدید برای امنیت در افغانستان است و رهبران این گروه‌ها همچنان از آزادی عمل در پناهگاه‌های خود در پاکستان برخوردارند و نیز تحت فشار قرار ندارند.

چندی قبل، ژنرال نیکلسون در کمیته نیروهای مسلح سنای آمریکا تصریح کرد: تا زمانی که نیروهای شبه نظامی از پناهگاه‌ها و حمایت خارجی برخوردارند نمی‌توان آنها را شکست داد.

وی همچنین تاکید کرد که عامل اصلی که باعث موفقیت ما در افغانستان خواهد شد از بین بردن پناهگاه‌های خارجی و حمایت از شبه‌نظامیان است.

با این حال، مقامات نظامی آمریکا این سوال اساسی را پاسخ نمی‌دهند که چطور افزایش نیروها و بمباران افغانستان مشکل وجود پناهگاه‌ها و حمایت‌های خارجی از گروه‌های تروریستی در افغانستان را حل خواهند کرد؟

آمریکا؛ تماشاچی رشد داعش در افغانستان

پس از آزمایش بزرگترین بمب غیر اتمی در افغانستان در ماه گذشته، فرمانده نیروهای آمریکایی و ناتو در افغانستان اعلام کرد که داعش در افغانستان را در سال 2017 نابود خواهد کرد. در ژانویه سال 2016، من در یادداشتی نوشتم که بی‌میلی آمریکا برای مقابله با حضور و فعالیت شاخه انشعابی داعش در افغانستان بسیار سوال‌برانگیز است.

در سال 2015، پنتاگون تایید کرد که داعش در پی ایجاد پناهگاه در افغانستان است. در فوریه همان سال، ژنرال آمریکایی «جان اف کمپل» گفت: ما حضور احتمالی داعش در افغانستان را تحت بررسی داریم. نیاز نظارت بر داعش اولویت اطلاعاتی آمریکا بود. اما تهدید داعش در افغانستان برای پنتاگون نوپا به نظر می‌رسید.

در ژانویه سال 2015، پنتاگون تاکید کرد که به دقت حضور داعش در افغانستان را بررسی می‌کند و فعالیت‌های داعش را اینطور توصیف کرد که فعالیت‌های داعش در افغانستان منحصر به  تلاش‌های محدود این گروه برای جذب نیرو است و داعش در افغانستان در فاز اکتشافی به سر می‌برد.

در ابتدا به شاخه انشعابی داعش در افغانستان، «طالبان با برند جدید» گفته می‌شد. یک ماه پس از آن در جولای 2015، ژنرال کمپل اعلام کرد: ما در ابتدا خطر داعش را نوپا توصیف کردیم، اما اکنون می‌توان گفت نیاز مبرمی برای اجرای عملیات علیه این گروه وجود دارد.

در نتیجه پس از مدتی افغان‌ها شاهد ساخته شدن  مخفیگاه‌های تروریست‌های خارجی، جذب نیروهی آنها و مجبور کردن مردم برای ترک خانه‌هایشان بودند. پس از تابستان سال 2015، داعش در افغانستان صدها افغان بی‌گناه را قتل عام کرد.

در سال 2016، بر اساس گزارش‌ها، نیروهای آمریکایی عملیات‌هایی علیه داعش انجام دادند که اکثر آن حملات هوایی بود. با حمایت آمریکایی‌ها، نیروهای افغان نیز 430 بمب را  علیه مواضع داعش استفاده کردند و همچنین عملیات‌هایی را برای مقابله با این گروه تا اواسط جولای همان سال انجام دادند.

حال این سوال پیش می‌آید که چطور یک گروه تروریستی خارجی مانند داعش در حضور هزاران نیروی آمریکایی، گسترش پیدا کرده است؟ افغان‌ها آمریکایی‌ها و غنی را در این باره مقصر می‌دانند.

جنگ علیه تروریسم آمریکا در افغانستان، باعث افزایش تروریسم در این کشور شده است.

افزایش شدید تروریسم و ظهور گروه‌های خشن و افراط‌گرای جدید، سوال‌ها را درباره جنگ کنونی افغانستان، بیش از پیش افزایش می‌دهد.

راهکار برون رفت از بحران افغانستان چیست؟

پیش از آنکه دیر شود، تمام بازیگران منطقه‌ای باید راه‌حل صلح‌آمیزی را برای جنگ تحمیل شده خارجی بر افغانستان از اهداف کلیدی در سیاست خود قرار دهند.

سازمان همکاری‌های شانگهای فعال شود و نقش مهمی را برای جلوگیری از گسترش سریع تهدید تروریسم در منطقه ایفا کند.

قدرت‌های منطقه‌ای نیز تاکید بیشتری بر همکاری‌های منطقه‌ای و ابتکارهای نتیجه محور برای ایجاد صلح داشته باشند.

بی‌توجهی به شرایط کنونی افغانستان پیامدهای گسترده‌ای در منطقه خواهد داشت.

 

 

 

دست آمریکا و عربستان در تهدیدات تروریستی "شمال افغانستان"

 

 

ميزان : سید اسحاق شجاعی فعال رسانه‌‌ای در افغانستان طی یادداشتی اختصاصی به اوضاع امنیتی‌، خطرات تروریسم و نقش آمریکا در بوجود آمدن بحران در شمال افغانستان پرداخت.  
در این یادداشت آمده است: در حال حاضر جنگ در 9 ولایت شمال افغانستان جریان دارد. این جنگ از اواخر سال 94 آغاز شده و در تمام سال 95 ادامه داشت و اکنون که سال 96 تازه شروع شده این جنگ کم و بیش در 9 ولایت گرم و تند جاری است.  
در این دو سال خصوصا در ولایات «قندوز»، «بدخشان»، «تخار»، بغلان، فاریاب و «سرپل» جنگ نفس نگرفته و قطع نشده است؛ اما در 3 ولایت «بلخ»، «جوزجان» و «سمنگان» نیز جنگ کم و بیش بوده است. هم‌اکنون 7 شهرستان در شمال تحت سیطره گروه طالبان قرار دارد.
این شهرستان‌ها در ولایات «بدخشان»، «تخار:، «قندوز»، «بغلان» و «سرپل» موقعیت دارند. تعداد بیش‌تری از شهرستان‌های شمال افغانستان در معرض تهدیدات جدی امنیتی قرار دارند و این تهدیدات روز به روز افزایش می‌یابد و خطر سقوط این شهرستان‌ها جدی‌تر می‌شود. این واقعیت جنگ در شمال است.
تردیدی نیست که جنگ افغانستان دیگر از خود افغانستان و توسط فرماندهان این کشور مدیریت نمی‌شود. بلکه جنگ افغانستان شکل بین‌المللی گرفته و از بیرون از مرزهای این کشور مدیریت می‌شود و حالا به یک جنگ نیابتی تمام عیار تبدیل شده است.
شمال افغانستان جایی است که منافع قدرت‌های بزرگ جهانی و منطقه‌ای با هم در ان تصادم می‌کند. این تصادم از زمانی که روسیه در سوریه حضور نظامی پیدا کرد و عملا در أروپا و خاورمیانه در برابر ایالات متحده آمریکا و غرب افزایش یافته است.
ایالات متحده آمریکا با یاری متحدان منطقه‌ای خود همچون پاکستان و عربستان، تلاش کرد از شمال افغانستان کریدوری به سوی کشورهای آسیای مرکزی بکشاند و تهدیدات تروریستی را به مرزهای روسیه نزدیک کند و بعد در یک معامله‌ای از شر روسیه در اروپا و خاورمیانه خود را خلاص کند.
طالبان تلاش‌های زیادی را در این جهت سازمان دادند؛ روسیه، هم با حضور نظامی در مرزهای جنوبی کشورهای مشترک المنافع برای جلوگیری از نفوذ تروریست‌ها تلاش کرد و در این یکی 2 سال از راه سیاسی وارد شده و حالا با گروه طالبان رابطه نیک و بده و بستان برقرار کرده است. گفته می‌شود روسیه مشاوران نظامی خود را در جبهه‌های طالبان فرستاده و برای این گروه سلاح و امکانات و نیز آموزش فراهم می‌کند.
با نزدیک شدن طالبان به روسیه، ایالات متحده و متحدانش، پروژه داعش را در افغانستان کلید زدند؛ داعش؛ گروهی که بیش‌ترین ضربه‌ها را در سوریه از روسیه و ایران خورده، حالا با حمایت رقیبان روسیه و ایران در افغانستان؛ یعنی در پهلوی مرزهای روسیه و ایران لانه‌گذاری کرده است.
اکنون  پاکستان، عربستان و قطر تلاش می‌کنند داعش را تقویت کرده به شمال افغانستان رسانده و به جنگ روسیه بفرستند؛ از آن طرف روسیه، برای طالبان تجهیزات و امکانات فراهم می‌کند تا شمال را در کنترل خود درآورد و چون متحد روسیه است، با داعش مقابله کند و مانع نفوذ داعش در قلمرو روسیه شود.
نتیجه این جنگ نیابتی همان چیزی می‌شود که «عطامحمد نورم والی بلخ به آن اشاره کرد.
وی گفت که اگر دولت به شمال توجه جدی نکند، از شمال، سوریه دیگری درست می‌شود. خوانندگان عزیز شاید در تلویزیون عکس و فیلم‌های شهرهای بزرگ سوریه را دیده باشند و خبرهای آن را پیگیری کرده باشند.
شاهد دیگر برآن‌چه گفتیم سخنان فرمانده پلیس ولایت بغلان است. «اکرام الدین سریع» گفت که ده‌ها مشاور روسی، پاکستانی، چچنی و مصری در ولایت بغلان آمده و در کنار نیروهای طالبان حضور دارند و به آنها کمک می‌کنند.
طالبان از اول سال جاری تلاش می‌کنند یکی از ولایات مهم مانند «بغلان» یا قندوز را تحت کنترل خود درآورند؛ اما با شجاعت نیروهای امنیتی، به این کار موفق نشده‌اند. در همین یکی دو هفته گذشته تهاجم طالبان به «قندوز»، «بدخشان» «فاریاب» و «بغلان: پس زده شده است؛ اما این جنگ ادامه خواهد داشت و اگر دولت توجه جدی نکند، شمال همان خواهد شد که والی «بلخ» پیش‌بینی کرده است. در همین حال در 2 هفته گذشته گزارشاتی به رسانه‌ها رسید که بالگرد‌های ناشناس، در ولایت‌های «سرپل»، «بغلان» و «قندوز» در مناطق تحت کنترل طالبان به زمین نشسته و یا از هوا برای نیروهای طالبان صندوق‌های سلاح و مهمات انداخته است.
محمدظاهر وحدت والی سرپل ضمن تأیید نشستن 2 بالگرد در شهرستان «صیاد»، گفت: با این‌که عملیات در سرپل جریان دارد، اما این ولایت در معرض سقوط به دست دشمن است. فرماندار کوهستانات دو سال است که در تصرف دشمن است و تروریست‌ها کوهستانات را به مراکز آموزشی و جذب و جلب خود تبدیل کرده و تعداد زیادی چچنی، پاکستانی و عرب نیز حضور دارند.
واقعیت تلخ آن است که قدرت‌های بزرگ جهانی و کشورهای منطقه، از همین حالا جنگ نیابتی خطرناکی را در شمال افغانستان کلید زده‌اند و این جنگ می‌تواند فرسایشی شده سال‌ها ادامه یابد و شمال را به جهنم واقعی تبدیل کند و سوریه دیگری از آن بسازد. بر دولت‌مردان و نیروهای امنیتی است که تا دیر نشده از این حادثه خطرناک جلوگیری کنند.   

 

 

سیاست چماق بدون هویج آمریکا راه حل بحران افغانستان

 

اندیشکده آمریکایی پیشنهاد کرد در حالی که آمریکا به تقویت حکومت افغانستان و نیروهای امنیتی این کشور می‌پردازد، باید در عین حال  ایجاد توافق سیاسی با طالبان و دولت این کشور را نیز در اولویت قرار دهد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از «ایندین تایمز»، در حالی که دولت آمریکا در آخرین مراحل تدوین سیاست خود در قبال افغانستان-پاکستان است، یکی از اندیشکده‌های برجسته آمریکایی پیشنهاد کرد که بررسی بحران افغانستان از دوربین رقابت‌های هند و پاکستان اشتباه است.

اندیشکده کارنگی در گزارشی نوشت: اگر بحران افغانستان به عنوان نتیجه رقابت هند و پاکستان دیده شود، آمریکا باید برای صلح دائم در جنوب آسیا تلاش کند.

«اشلی تلیس» و «جف اگرز» از کارشناسان ارشد این اندیشکده در گزارش خود می‌نویسند که این راه حل دچار بدفهمی شده است، زیرا مشکلات ارضی افغانستان و پاکستان را که به زمان تقسیم هند بر می‌گردد، در نظر نمی‌گیرد.

در ادامه  این گزارش نیز آمده است که رفع بحران و وضعیت کنونی افغانستان در کوتاه مدت عملی نیست.

این کارشناسان اظهار داشتند که نمونه دیگری از این پیشنهادهای برای رفع بحران افغانستان، مفهوم بی‌طرفی در منطقه است؛ به این صورت که افغانستان باید به آرامی  از مشارکت امنیتی خود خارج شده و برای ایجاد یک قرارداد امنیتی مشترک که مورد توافق تمام همسایگان این کشور است، تلاش کند.

در ادامه  آمده است که این راهکار، غیر محتمل‌تر از چیزی است که در ابتدا به نظر می‌رسد، زیرا در صورت نقض این تفاهم‌نامه توسط یکی از همسایگان افغانستان، کابل بدون کمک واشنگتن کار بسیار دشواری برای اجرای این توافق‌نامه خواهد داشت.

در ادامه نیز این گزارش تاکید می‌کند که  آمریکا باید استراتژی‌ای را در پیش بگیرد که در حین حفظ دستاوردهای افغانستان، به بحران این کشور نیز پایان دهد.

گزینه‌هایی مانند رفع منازعات هند-پاکستان بسیار دشوارتر از آن است که به تنهایی در پیش گرفته شود.

این در حالی است که گزینه‌های یک‌جانبه دیگری نیز مانند تشدید جنگ و یا عدم دخالت کامل هم به خاطر هزینه و خطر آن‌ها عملی نیست.

تنها  راه حل برای رفع بحران کنونی افغانستان، افزایش تدریجی حضور با هدف رسیدن به یک راهکار سیاسی و یا مشارکت بلند مدت برای مبارزه با تروریسم است.

در حالی که آمریکا به تقویت حکومت افغانستان و نیروهای امنیتی این کشور می‌پردازد، باید در عین حال  ایجاد توافق سیاسی با طالبان را نیز در اولویت خود قرار دهد.

زیرا راه حلی که تنها بر مبارزه با تروریسم متمرکز باشد موثر نخواهد شد.

برای موفقیت، آمریکا باید به سفیر این کشور در کابل این قدرت را داد تا بر تمام استراتژی‌های آمریکا در افغانستان نظارت داشته باشد.

سفیر آمریکا در کابل همچنین باید حکومت افغانستان را برای آغاز جدی گفت‌وگوها برای آشتی سیاسی، برگزاری گفت‌وگوهای مستقیم با طالبان و حتی در صورت نیاز هدف قرار دادن شورای طالبان متقاعد کند.

این باید در حالی صورت گیرد که پناهگاه‌های طالبان در پاکستان نیز محدود شود و حمایت منطقه‌ای نیز از حل و فصل سیاسی بحران افغانستان صورت گیرد.

 

 

نزدیکی هند با حزب اسلامی؛ «حکمتیار» برای ریاست جمهوری به افغانستان بازگشته‌ است

 

افغانستان به شخصیتی توانا برای گرفتن قدرت نیاز دارد که از اعتبار کافی برای صلح با طالبان و متحد کردن قلب استراتژیک پشتون‌ها نیز برخوردار باشد بنابراین حکمتیار با چنین تصوری وارد کابل شده است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از «اسکرول»، احتمال زیادی وجود دارد که گلبدین حکمتیار به مقام ویژه‌ای در افغانستان دست یابد جایی که تاحدودی مرکز رقابت هند و پاکستان است.

دیدار «مانپریت وهرا» سفیر هند در افغانستان و گلبدین حکمتیار در منزل حکمتیار نشانگر ابتکار بزرگ سیاست خارجی دهلی‌نو است.

در جمع اعضای شورای «پیشاور» از گروه‌های اصلی مجاهدین سابق که از پناهگاه‌های خود در پاکستان برای جنگ با ارتش سرخ شوروی استفاده می‌کردند، این حکمتیار بود که نورچشمی دیکتاتور پاکستان «ضیاالحق» و احزاب «اسلام پسند» این کشور بود.

سرتیپ «محمد یوسف»، رئیس دفتر افغانستان دستگاه اطلاعات ارتش پاکستان، در سال 1980 مسئول اجرای قانون «ضیا» در قبال حکمتیار بود.

این قانون همه را موظف می‌کرد تا بدون هیچ استثنایی که حتی شامل سازمان اطلاعات مرکزی و حتی شیوخ عرب هم می‌شد، باید از شبکه‌های مشخصی برای ارتباط با حکمتیار استفاده می‌کردند.

براساس محاسبات ضیاالحق، حکمتیار اصل جهاد و فاتح آینده کابل بود که می‌توانست به طور قطع عمق استراتژیک پاکستان در افغانستان را تضمین کند. به این منظور، یوسف اطمینان موظف بود تا اکثر منابع مالی و تسلیحاتی سازمان اطلاعات ارتش پاکستان و شیوخ عرب به دست حزب اسلامی حکمتیار برسد.

حالا این سوال به وجود می‌آید که حکمتیار که دو دهه از ارتباط با دیپلمات‌های هندی سرباز زده، چطور حاضر به دیدار با سفیر هند در روز روشن شده است؟

بسیار واضح است که حکمتیار از سیاست خشونت‌آمیز خود به زندگی یک سیاست‌مدار در حال گذار است. در واقع شاید دیدار حکمتیار با سفیر هند بر مشروعیت وی نیز افزوده باشد.

نویسنده این یادداشت می‌نویسد که دستگاه اطلاعات ارتش پاکستان تمام فعالیت‌های روزانه حکمتیار را بررسی می‌کند و حتما از این دیدار نیز اطلاع داشته است. اطمینان داشته باشید که بازگشت حکمتیار به ثمر رسیدن چند دهه تلاش و منابعی است که در این زمینه صرف شده است.

بازگشت حکمتیار بصورت بسیار دقیق برنامه‌ریزی شده بود.

وی در حالی بازگشته است که حکومت وحدت ملی در حال فروپاشی است و دوره پس از اشرف غنی در شرایط سیاسی بسیار غیر منسجمی در حال آغاز شدن است.

شرایط امنیتی بطور اجتناب‌ناپذیری به نفع طالبان در حال تغییر است و واشنگتن نیز به خوبی می‌داند که پیروزی در جنگ ممکن نیست بنابراین نیاز به حل و فصل سیاسی در این کشور دارد.

افغانستان به شخصیتی توانا برای بدست گرفتن قدرت نیاز دارد که از اعتبار کافی برای صلح با طالبان و متحد کردن قلب استراتژیک پشتون‌ها برخوردار باشد.

شخصی که قرار است این اتحاد را به وجود آورد، خود باید اعتماد کشورهای همسایه را نیز داشته باشد.

در شرایط کنونی حکمتیار تصور می‌کند که قادر به انجام این کار است.

 

کشتار هدفمند غیرنظامیان در افغانستان؛ مردم بهای توطئه‌های غرب را می‌پردازند

 

رسانه‌ آمریکایی در گزارشی اعلام کرد که کشتار غیرنظامیان در افغانستان تصادفی نیست و آمریکا و ناتو نظاره‌گر کشتار دست‌کم یکصدهزار غیرنظامی تا سال ۲۰۱۴ میلادی در افغانستان بوده‌اند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، «گلوبال ریسرچ» نوشت: جنگ‌های خونین عراق و سوریه و همچنین افغانستان به نظر پایانی ندارد. مردم این کشورها در واقع بهای توطئه‌های بلندپروازی و هژمونیک غرب را می‌پردازند.

آمار تلفات غیرنظامیان از زمان حمله آمریکا و ناتو به افغانستان تا سال 2014 میلادی یکصدهزار کشته اعلام شده که این آمار بیانگر نظاره‌گری آمریکا و ناتو در برابر غیرنظامیان افغان است.

دانشگاه «براون» در پژوهشی تحت عنوان «بهای جنگ» اعلام کرد که از سال 2001 تا 2014 میلادی دست‌کم یکصدهزار غیرنظامی در افغانستان جان خود را از دست داده‌اند در حالی که این آمار شامل زخمی‌ها نمی‌شود.

از سوی دیگر، دفتر نمایندگی سازمان ملل در افغانستان آمار تلفات غیرنظامیان افغان در سال‌های 2015 و 2016 میلادی را تکان‌دهنده اعلام کرده که با اعزام جنگنده‌های بیشتر به افغانستان و تشدید جنگ از سوی آمریکا قرار است این آمار به‌شدت افزایش یابد.

به نظر می‌رسد که آمار دانشگاه براون بیشتر قابل اعتماد است زیرا اگر تعداد کشته‌شدگان هر روز را 20 نفر در نظر بگیریم به همان آماری که این دانشگاه پس از پژوهش ارائه کرده است می‌رسیم، اما نمایندگی سازمان ملل تنها یک‌سوم این آمار را تأیید می‌کند.

گزارش آمار قربانیان جنگ که از سوی سازمان ملل ارائه می‌شود بیطرفانه اما بی‌اساس است زیرا برای در مخاطره قرار ندادن غیرنظامیان و تذکر به طرف‌های درگیر آمار واقعی افشا نمی‌شوند.

دانشگاه براون معتقد است که بر اثر جنگ و خشونت بیش از 370 هزار نفر در عراق، پاکستان و افغانستان از سال 2001 میلادی تا کنون کشته شده‌اند.

این آمار در واقعیت به‌وضوح نشان می‌دهد که با وجود بهای سنگین جانی و مالی که این جنگ‌ها در بر داشته‌اند اما نتوانسته‌اند که باعث استقرار حکومت‌های فراگیر، شفاف و دموکراتیک در عراق و افغانستان شوند.

با وجود این، آمریکا با اعزام نیروهای بیشتر و بازی با روسیه در واقع جنگ غیرواقعی را در افغانستان روی دست گرفته است که بهای آن را نظامیان و غیرنظامیان افغان می‌پردازند زیرا ناامنی در افغانستان در واقع زمینه‌ساز فروش تسلیحات آمریکایی برای کشورهای در معرض جنگ محسوب می‌شود.

گروه‌های مخالف مسلح دولت گرچه از حمایت‌های داخلی و خارجی برخوردارند اما این فقط یک نمایش از واقعیت تحریف‌شده در افغانستان است زیرا این واقعیت تحریف‌‌شده که معماران جنگ برای حفظ حضور خود در این کشور استفاده می‌کنند.

این در حالی است که روسیه و برخی از کشورهای منطقه نیز مبارزه با تروریسم ناتو و آمریکا در افغانستان را زیر سؤال برده‌اند زیرا در حضور نظامی آمریکا و ناتو گروه‌های تروریستی سرکوب نه، بلکه بیشتر گسترش یافته‌اند.

 

 

 



بالا

بعدی * صفحة دری * بازگشت