توسعه داعش در افغانستان، سوژه جدید سناریوی آمریکایی

 

مصیب نعیمی کارشناس مسائل بین‌الملل به ایکنا درباره تأثیرات منطقه‌ای توسعه داعش در افغانستان گفت: آمریکا بعد از ناکامی دخالت‌های مستقیم در عراق و سوریه، سناریوی جدیدی را در افغانستان طرح‌ریزی کرده است تا با استفاده از گروه‌های فشار و تروریستی، اهدافش را محقق کند. این طرح حدود ۱۰ سال می‌باشد که در برنامه‌های آمریکا قرار گرفته، اما با همه ترفندها و سرمایه‌گذاری‌های کلانی که صورت داده و حتی در این مسیر از سوی برخی کشورهای عربی و غربی حمایت‌هایی هم صورت گرفت، اما در مقابل شاهد هستیم که در سوریه و عراق با شکست مواجه شدند و از این‌رو با توجه به نداشتن سناریوی متقابل و یا جایگزین، مجدداً به سمت پیاده‌سازی این روش شکست خورده این‌بار در افغانستان روی آورده‌اند.
وی در ادامه افزود: هدف اصلی آمریکا از پیگیری این روش‌های شکست‌خورده در واقع ناامن نشان دادن بیشتر فضای امنیتی منطقه است تا شاید از این‌رو بتوانند، کشورهای منطقه را درگیر جنگ‌های جانبی و غیرواقعی بکند؛ دقیقاً شبیه آن اتفاقی که به صورت غیرمستقیم در یمن توسط عربستان در جریان است. اما با توجه به ناکامی و شکست‌هایی که آمریکا در سوریه متحمل شده‌، افغانستان را به‌عنوان نقطه جایگزین انتخاب کرده، چون در آن‌جا حضور مستقیم دارد و می‌تواند گروه‌های تروریستی را به خوبی تحت پوشش قرار دهد.
نعیمی با تأکید بر بیانات مسئولان ارشد جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با توطئه‌های آمریکا و اسرائیل، گفت: توجه و دقت نظر مقام معظم رهبری برای جلوگیری از تکثیر داعش در افغانستان بیشتر از این جهت است دارای اهمیت است که در خلال فقدان هوشیاری کشورهای منطقه، تروریسم ممکن است در هر یک از کشورهای اسلام ظهور و بروز پیدا کنند و افغانستان را هم شامل می‌شود. و اگر چه تروریسم در جایی با ناکامی مواجه می‌شود اما با حمایت‌هایی که آمریکا از لحاظ تسلیحاتی و مالی از آن‌ها انجام می‌دهد، باید هرلحظه انتظار ظهور آن را در مکان دیگری داشته باشیم.
وی افزود: در طول
۱۰ سال گذشته هیچ‌گاه مشاهده نکردیم که گروه‌های تروریستی یک حمله‌ای را علیه رژیم صهیونیسیتی انجام بدهند؛ چون سران این گروهک تروریستی تحت‌الحمایه رژیم اشغالگر قدس بودند؛ حتی آن‌ها در بیمارستان‌های واقع در سرزمین‌های اشغالی مداوا می‌شدند. اما آمریکایی‌ها چون جایگزین بهتری از داعش و یا گروه‌های تروریستی ندارند، لذا به تقویت و پرورش تروریست‌ها روی می‌آورند تا از این ابزار به‌عنوان یک وسیله فشار برای سرقت اموال و ثروت ملت‌های منطقه و تحت سلطه درآوردن آن‌ها استفاده کند.
مثلث همکاری ایران، روسیه، چین در آسیای میانه شکل خواهد گرفت
نعیمی در ادامه ائتلاف استراتژیک چین، روسیه و ایران را برای مقابله با توسعه داعش در افغانستان برای تکرارناپذیری آن‌چه در سوریه و عراق رخ داده را قوی دانست و در تکمیل این موضوع بیان کرد: قطعاً با روشن شدن اهداف استراتژیک آمریکا در جهت ناامن کردن منطقه، کشورهایی که از این ناامنی آسیب می‌بینند و نگرانی‌های امنیتی دارند مثل چین، ایران و روسیه با یکدیگر متحد خواهند شد.
وی در ادامه داد: در منطقه ما دو جبهه داریم که یکی جبهه غربی – عربی است که کلاً برای بازگشت نفوذ خودشان از ابزار تروریستی استفاده کامل کردند. اما جبهه دیگری که مخالف جبهه نخست بوده، از این وضعیت ناامنی نگران است و بنابراین در راستای مقابله با این امر متحد خواهند شد، همانطور که در سوریه به رغم تفاوت‌های سیاسی شاهد آن بودیم. بنابراین در افغانستان شرایط به نحوی است که کشورهای منطقه نسبت به آن بی‌تفاوت نیستند چون آمریکایی‌ها در مرحله آغازین تحرکات، توطئه‌های خود را در افغانستان شروع کرده‌اند و حتی با طالبان که گروه تروریستی نامیده می‌شود با آن بر سر تقسیم منافع به مذاکره پرداخته است. همچنین پرواضح است که این گروه‌های تروریستی در پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه آموزش دیده‌اند اما چون آمریکا در سوریه و عراق نتیجه مدنظر خود را به دست نیاورده، این‌بار درصدد گسترش جنگ‌های نیابتی به افغانستان و آسیای میانه برآمد است د تا از این طریق آتش جنگ‌های مذهبی و فرقه‌ای را در این منطقه مشتعل کند.
اتهام حمایت ایران از طالبان، نوعی فرافکنی علیه جمهوری اسلامی است
نعیمی اتهام حمایت ایران از طالبان که از سوی برخی مقامات افغانستان صورت گرفته را واهی دانست و در این‌باره افزود: اخیراً بعضی شخصیت‌های سیاسی افغان، جمهوری اسلامی ایران را متهم کرده‌اند که به حمایت از طالبان می‌پردازد؛ که اتهام واهی آن‌ها نشأت گرفته از تمایلات غربی است که در این راستا سعی کرده‌ند علیه کشورمان فرافکنی‌های متعددی انجام دهند. در واقع جمهوری اسلامی از معدود کشورهایی بود که در آزادسازی افغانستان از سلطه طالبان به این کشور بیشترین کمک را کرد. این اتهامی که مقامات سیاسی افغانستان به ایران می‌زنند، دور از واقعیت است و جمهوری اسلامی هیچ‌گاه از گروه‌های تروریستی حمایت نمی‌کند.
وی در پایان به احتمال رودررویی طالبان و داعش اشاره کرد و گفت: این احتمال که طالبان و داعش در افغانستان رودروی هم بایستند، وجود دارد؛ همانطور که در سوریه، جبه‌النصره با داعش به مقابله پرداخت اما نباید فراموش کرد هر دوی آن‌ها تروریستی هستند و برای امنیت منطقه نقش بی‌ثبات کننده دارند.

  

 

از قتل «نقیب‌الله محسود» تا تلاش غنی برای موج‌سواری بر ناسیونالیسم «پشتون»

 

ماجرای اعتراضات به قتل «نقیب‌الله محسود» جوان پشتوزبان پاکستانی آن‌قدر بزرگ نبود که دولت افغانستان و در رأس آن اشرف‌غنی وارد آن شده و بخواهند به خون‌خواهی از پشتو‌زبان‌ها از برخی اعتراضات در پاکستان حمایت علنی کنند. . . .

به گزارش خبرگزاری تسنیم «جوادهاشمی» با ارسال یادداشتی نوشت: روابط میان پاکستان و افغانستان و به دلیل وجود خط مرزی 2600کیلومتری ما بین دو کشور و هم‌چنین حضور مرزنشینانی که زبان مشترک دارند عمری به درازای تاریخ پاکستان دارد و این کشور در سال‌های جنگ میزبان چهار میلیون مهاجر افغانستانی بوده است ولی چرا روابط اسلام‌آباد و کابل اینک به سردی گراییده و با مشکل روبرو است؟

توضیح و تفصیل این سوال قطعا در مجال یادداشت کوتاه ما نخواهد گنجید، ولی برآن هستیم که به صورت مستدل و شفاف پاسخ اتهام زنی‌ها و یا به صورت واضح‌تر اگر بخواهیم اسمی برای آن انتخاب کنیم، «فرافکنی‌های» دولت‌مردان کابل درباره پاکستان را بیان کنیم.

برخی چهره‌های مطرح افغانستانی از جمله «امرالله صالح» و یا «اشرف غنی» اخیرا پاکستان را متهم به سخت‌گیری بر «پشتو زبان‌ها» کرده و مدعی شدند اقوام پشتو زبان در پایتخت پاکستان اعتصاب کرده و نیاز به حمایت جامعه جهانی دارند.

این ادعا را باید از ابعاد گوناگونی مورد بررسی قرار داد و پیش از همه توجه داشت که طی ماه‌ها دولت‌مردان کابل رسما تبدیل به زبان آمریکا برای متهم کردن پاکستان و تحت فشار قرار دادن همسایه خود شده‌اند، انتقادی که بارها مطرح شده و صد البته بی‌توجهی دولت مردان افغانستان خساراتی به بار خواهد آورد.

چرا پشتو زبان‌ها هدف دولت مردان افغانستان قرار گرفتند؟

در هر حال سؤال اول و پیش از این که  غلط بودن ادعای دولت مردان افغانستان را اثبات کنیم این است که چرا آنها اقوام پشتو زبان را طعمه خود کرده و مدعی شورش و اعتصاب آنان شده‌اند؟ حال آنکه «خیبرپختونخوا» به عنوان محل زندگی پشتو زبان‌های پاکستان یک ایالت رسمی این کشور است! با توجه به اینکه ایالت «گیلگت و بلتستان» هنوز محل مناقشه است. آیا اگر سران افغانستان اتهام‌زنی خود را به سمت اقوامی مانند بلتی زبان‌ها یا گلگیتی‌ها می‌بردند بهتر نبود؟ آیا اگر از حس آزادی‌خواهی اقوام بلوچ سوءاستفاده می‌کردند بهتر نبود؟ قطعا پاسخ منفی است! زیرا هیچ حس هم دردی نسبت به اقوام بلتی و گلگیتی و بلوچ در افغانستان وجود ندارد! ولی نسبت به پشتو زبان‌ها اینگونه نیست، 40 درصد از جمعیت افغانستان را پشتو زبان‌ها تشکیل می دهند و قطعا اتهام‌زنی حساب شده رئیس‌جمهور افغانستان با هدف همراه ساختن پشتو زبان‌ها با خود است تا علاوه بر وارد کردن فشار به پاکستان احساسات عمومی را در کشورش به سود خود تحریک کرده و مطابق دستور آمریکا، پاکستان را اقدام به واکنش کند.

 آیا در پاکستان به پشتو زبان‌ها ظلم می‌شود؟

پاسخ به این سؤال نیز قطعا منفی است زیرا علاوه بر «عمران خان» رئیس حزب «تحریک انصاف» و سیاست‌مدار مطرح پاکستانی چهره‌های بسیار مشهوری مانند « محمود خان اچکزئی»، «فضل‌الرحمن»، «اسلم‌خان ختک»، «شاهد آفریدی»، «جهانگیرخان»، «جان شیرخان»، «پرویزخان ختک»، «رحیم‌الله یوسف‌زئی» همه و همه پشتو زبان هستند که درمیادین سیاسی، ورزشی، هنر، رسانه و... در بالاترین سطح ممکن فعالیت می‌کنند و نفوذ پشتو زبان‌ها و آزادی آن‌ها در پاکستان به حدی زیاد است که «ژنرال حمید گل» رئیس سابق سازمان اطلاعات ارتش پاکستان (مهم‌ترین رکن در نظام سیاسی و نظامی پاکستان) نیز یک پشتو زبان بود.

بسیاری از نمایندگان پارلمان و سنای پاکستان و یا اعضای تیم‌های ملی پاکستان همگی پشتو زبان هستند و از سویی دیگر آزادی که در پاکستان حاکم است چنان وسیع و گسترده است که باید فکری به حال مهار آن کرد!

عمران خان شخصا داعیه‌دار حکومت آینده پاکستان است. حال چه کسی می‌پذیرد که اقوام پشتو زبان در پاکستان تحت فشار هستند و برای رها شدن از این فشار دست به اعتصاب زده‌اند!؟ این خود دلیلی است بر بطلان ادعای مطرح شده توسط مسئولین دولت وحدت ملی کابل.

اصل ماجرا چه بوده است؟

«نقیب‌الله محسود» یک جوان ساکن کراچی بود، که محل زندگی او هیچ ارتباطی به ایالت خیبرپختونخوا و سکونت‌گاه پشتو زبان‌های پاکستان ندارد.

وی در درگیری با پلیس شهر کراچی کشته شد و پس از مرگ او ادعاهایی مبنی بر بی‌گناهی او و برنامه‌ریزی برای کشتن از سوی پلیس شهر کراچی مطرح شد که بلافاصله تبدیل به یک جنجال رسانه‌ای شد.

اعضای قبیله این جوان پشتو زبان برای گرفتن انتقام از قاتل در یکی از خیابان‌های پایتخت پاکستان دست به تظاهرات زدند و همین باعث شد تا نمایندگانی از آن‌ها با نخست‌وزیر پاکستان دیدار کنند و قول ورود جدی دولت و دستگیری عاملان قتل را دریافت کنند.

انگیزه قتل محسود هر چیزی می‌تواند باشد جز اینکه دولت پاکستان خواسته باشد با کشتن یک جوان پشتو زبان اقوام پشتون را تحت فشار قرار دهد!

این بود تمام ماجرایی که دولت‌مردان افغانستان با قصد و غرض و تبعیت از آمریکا سعی کردند آن را بزرگ کنند و برای تحریک احساسات عمومی مردم افغانستان از آن سوء استفاده کنند.

 

افغانستان بن‌بست استراتژیک غرب است

 

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس، مؤسسه روابط بین‌الملل و استراتژیک فرانسه طی گزارشی در تحلیل اوضاع حاکم بر افغانستان نوشت: حملات مرگبار روزهای اخیر افغانستان اوضاع حاکم بر این کشور را به طور وحشیانه‌ای موجب تضعیف دولت این کشور شده است. پس از حدود 16 سال مداخله‌گری، روشن است که به رغم حمایت نظامی و سیاسی جامعه بین‌الملل، طالبان هرگز تا این حد در موضع قدرت قرار نداشته‌اند. این در حالیست که به موازات این وضع، داعش پس از شکست‌های نظامی در عراق و سوریه، هم‌اکنون افغانستان را به قلمرو جدید خود تبدیل کرده است.

«کریم پاکزاد» تحلیلگر مؤسسه روابط بین‌الملل و استراتژیک فرانسه طی تحلیلی در خصوص اوضاع کنونی حاکم بر افغانستان، با اشاره به حملات مرگبار روزهای اخیر به حضور نیروهای بین‌المللی در این کشور و کارنامه آموزش نیروهای امنیتی افغان پرداخته و در خصوص علت وقوع حملات مرگبار در افغانستان و شرایط امنیتی حاکم بر آن می‌گوید: حملات روزهای اخیر افغانستان افکار عمومی افغانستان و جامعه بین‌الملل را هدف قرار داد چرا که ظرف مدت یک هفته صدها نفر در کابل و حومه آن کشته شدند و می‌توان گفت که این حملات انتحاری در واقع پاسخ طالبان و داعش به حضور نیروهای خارجی در افغانستان بوده است. این حملات به دقت و از مدت‌ها قبل برنامه‌ریزی و طرح‌ریزی شده بوده چرا که ظرف مدت یک یا دو روز نمی‌توان تصمیم به انجام حمله یا ایجاد انفجار در یک منطقه استراتژیک آن هم در پایتختی که نیروهای مختلف در آن حضور دارند، گرفت.

این تحلیلگر همچنین حملات مرگبار روزهای اخیر افغانستان را پاسخی به استراتژی «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا دانست و خاطرنشان کرد: طالبان به طور ویژه این حمله را به منزله پاسخی به استراتژی ترامپ طرح‌ریزی کرده بودند؛ استراتژی مبتنی بر تقویت حضور نظامیان آمریکایی و اعمال فشار بر پاکستان که به موجب آن رئیس‌جمهور آمریکا از قصد خود برای اعزام 3000 نظامی دیگر به افغانستان و افزایش شمار نظامیان آمریکایی حاضر در خاک این کشور به بیش از 10 هزار نفر خبر داد.

در خصوص اعمال فشار بر اسلام‌آباد هم باید گفت که این فشارها می‌تواند پیامدهای متعددی، از تأثیر بر میزان کمک‌های غیرنظامی و نظامی گرفته تا مداخله مستقیم در مناطق قبایلی پاکستان، در پی داشته باشد و این همان دلیلیست که از چند ماه پیش به طور ناگهانی موجب ایجاد تنش در روابط میان آمریکا و پاکستان شده است. پس از هشدارهای دونالد ترامپ، طالبان وعده دادند که افغانستان را به گورستان آمریکایی‌ها تبدیل کنند در نتیجه می‌توان نتیجه گرفت که این پاسخ و عکس‌العمل طالبان کم و بیش پیامی از جانب پاکستان خطاب به آمریکاست.

تحلیلگر مؤسسه روابط بین‌الملل و استراتژیک فرانسه در عین حال با اشاره به نمایان‌تر شدن بحران سیاسی حاکم بر افغانستان به واسطه حملات اخیر و در قدرت بودن طالبان در این کشور با تصرف بیش از 40 درصد قلمرو آن و حضور سایر سازمان‌های تروریستی در افغانستان، در خصوص اوضاع جاری در این کشور گفت: اوضاع سیاسی و امنیتی حاکم بر افغانستان به طور عینی به افزایش قدرت طالبان و به موازات آن داعش در این کشور کمک می‌کند. اگرچه پیشرفت‌هایی به ویژه در سطح تجهیزات مربوط به نیروی دریایی و ظهور نیروی هوایی در این کشور حاصل شده، اما دولت مرکزی افغانستان همچنان به لحاظ ناتوانی در تأمین امنیت پایتخت، در صدر توجهات قرار دارد. بنابراین همچنان بحث‌هایی پیرامون کارآمدی تدابیر امنیتی صورت گرفته مطرح است و این باور وجود دارد که چنین اقداماتی نمی‌تواند بدون همدستی حکومت سیاسی صورت گیرد. به طور مثال در خصوص حمله هتل «اینترکنتیننتال» وزارت کشور افغانستان اذعان کرد که این حمله با حمایت و پشتیبانی یک حامی داخلی صورت گرفته است. علاوه بر این یک عامل جدید و خطرناک دیگر نیز در این میان وجود دارد که در واقع می‌توان آن را وجود تضاد میان جناح‌های مختلف حکومت دانست. دولت افغانستان همواره به لحاظ سیاسی ضعیف بوده و مشروعیت انتخاباتی ندارد به گونه‌ای که برخی از حکام و والیان بزرگ این کشور دیگر حاکمیت رئیس‌جمهور را قبول ندارند. به طور مثال ژنرال «عطا محمد نور» والی ولایت بلخ افغانستان از سوی رئیس‌جمهور این کشور اخراج شد اما کناره‌گیری از مقامش را نپذیرفت و طرفداران خود را به اعتراض علیه حاکمیت ریاست جمهوری فراخواند و این اتفاق سپس به سایرین هم سرایت کرد به گونه‌ای که رئیس‌ پلیس قدرتمند ولایت قندهار که از آن تحت عنوان دژ تاریخی طالبان نام برده می‌شود، به عنوان یکی از اعضای قبیله پشتون‌ها و رقیب «اشرف غنی» رئیس‌جمهور، به مخالفت با دولت مرکزی برخاست.

پیامدهای سیاسی این بحران‌ها به حدی بود که حتی کاخ سفید بمنظور یافتن راه‌حل سیاسی مجبور به مداخله شد. با این وجود، در حال حاضر تمامی این تلاش‌ها با شکست مواجه شده‌اند و طالبان از این جنبش‌های سیاسی که به تقویت آنها کمک کرده و در عین حال موجب افزایش قدرت داعش به عنوان عامل نیمی از حملات صورت گرفته در افغانستان شده، به خوبی آگاه هستند.

کریم پاکزاد در ادامه در خصوص ضرورت و لزوم پیوستن شورشیان به راه‌حلی مذاکره شده مبتنی بر مدالیته حل و فصل مناقشه‌ 25 ساله افغانستان و وجود راه‌حل سیاسی برای این کشور گفت: همگان در خصوص این موضوع که هیچ راه‌حل نظامی برای مناقشه افغانستان وجود ندارد، اتفاق‌نظر دارند. سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) به رغم صرف هزینه‌های زیاد موفق نشده به لحاظ نظامی طالبان را شکست دهد و نهایتا بمنظور مشارکت در ظهور راه‌حلی سیاسی که هنوز حاصل نشده، مجبور به عقب‌ راندن نیروهای خود شده است.

 «باراک اوباما» رئیس‌جمهور پیشین آمریکا با فراهم کردن امکان گشایش دفتری سیاسی برای طالبان در قطر در راستای این راه‌حل گام برداشت و از آن حمایت کرد. وی همچنین شمار زیادی از رهبران طالبان را از اسارت آزاد کرد و طی دو سال گذشته دو نشست به کمک واشنگتن و پکن میان طالبان و دولت کابل در پاکستان برگزار شد و همگان موافق پیشرفت بودند اما مشکل کنونی این است که طالبان خواسته‌های بیشتری دارند چرا که از اختلاف و ناتوانی موجود در دولت کابل بهره می‌برند. آنها می‌دانند که آمریکایی‌ها دیگر نمی‌توانند مانند چند سال پیش با ده‌ها هزار نیرو در افغانستان حاضر شوند.

طالبان اصل مذاکره را می‌پذیرند اما خروج کامل نیروهای آمریکایی را به عنوان پیش‌شرط مطرح می‌کنند. آنها برای مدتی بمنظور آغاز مذاکرات این درخواست را رها کردند اما با انتصاب دونالد ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا و اظهارات وی در قبال پاکستان و طالبان، چرخشی در اوضاع به وجود آمد و نتیجه تمامی اینها سخت‌تر شدن مواضع آنها بود.

در خصوص مدت مناقشه جاری در افغانستان نیز باید گفت که ما دیگر در دورانی نیستیم که کشور سالانه بیش از 100 میلیارد دلار خرج کند. این جنگ دیگر به لحاظ مالی و افراد هزینه چندانی ندارد و افغانستان به واسطه همسایگی با ایران، روسیه، چین و پاکستان همچنان دروازه‌ نفوذی برای واشنگتن محسوب می‌شود. به همین دلیل است که ژنرال‌های اطراف ترامپ در کاخ سفید که پیشتر خواستار پایان حضور نظامی آمریکا در این کشور بودند، هم‌ اینک تداوم حضور در این کشور را پذیرفته‌اند. به عبارتی باید گفت که بن‌بست کنونی جاری در افغانستان بن‌بستی ایدئولوژیک است چرا که از یک طرف با طالبان مواجه هستیم که مواضع خود را سخت‌تر کرده‌اند و از سوی دیگر با دونالد ترامپ روبرو هستیم که او هم همین رویه را در پیش گرفته است.

جدای از بن‌بست نظامی، بسیاری از ناظران بر این عقیده‌اند که روند خروج از بحران تنها در چارچوب منطقه‌ای و با مشارکت کشورهای همسایه نظیر ایران، چین، هند، پاکستان و روسیه قابل تحقق است و راه‌حل سیاسی تنها تحت حمایت و پشتیابی این کشورها امکان ظهور می‌یابد اما در حال حاضر آمریکایی‌ها در حال رقابت و مخالف هرگونه مشارکت روسیه در مذاکرات احتمالی هستند.

طی روز 17 ژانویه گذشته، «سرگی لاوروف» وزیر امور خارجه روسیه طی جلسه شورای امنیت سازمان ملل متحد خواستار برگزاری مذاکرات فوری و مستقیم میان دولت افغانستان و طالبان شد اما ساعاتی بعد واشنگتن اقدام به مداخله کرد و مدعی شد که مسکو در این پرونده نقشی ندارد. امروز نیز آمریکا پاکستان را هدف گرفته و ایران و روسیه و چین را به همکاری و فعالیت علیه حضور آمریکایی‌ها در افغانستان متهم می‌کند.

در پایان باید گفت که اوضاع حاکم بر افغانستان به لحاظ سیاسی و اقتصادی هزینه چندانی برای آمریکا‌یی‌ها ندارد اما برای مردم افغان بسیار گران و پرهزینه خواهد بود.

 

 

شورای رهبری کابل، سناریوی واشنگتن برای فرار از بن‌بست/ آمریکا از اپوزیسیون شدن «والی بلخ» وحشت دارد

«عبدالمحمد طاهری رایزن سابق ایران در افغانستان در تشریح ظرفیت تشکیل شورای رهبری کابل در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا بیان کرد: قبل از هر چیز باید به این واقعیت مهم اشاره کنم که وضعیت در افغانستان بسیار پیچیده شده و به حدی اوضاع وخیم است که آمریکا و دولت وحدت ملی افغانستان خود را در بن‌بست می‌بینند.حجم بالای عملیات‌ها در ماه‌های اخیر توان تصمیم‌گیری را از ارگ گرفته و در وضعیت فعلی داعش هم به معادلات تروریستی و به هم‌ریختگی‌های امنیتی در افغانستان اضافه شده است که این مولفه‌ها باعث شده تا وضعیت بیش از گذشته ناامن شود؛ از این جهت یکی از دلایل اصرار آمریکا برای تاسیس شورای رهبری و ابقای دولت وحدت ملی افغانستان به مدت پنج سال دیگر، وضعیت امنیتی فعلی این کشور است.

وی افزود: دلیل دیگر که واشنگتن را به سمت تاسیس این شورا سوق داده است، فشار طالبان و عدم تعقل آنها در خصوص صلح ملی است، به گونه‌ای که طالب‌ها دلیل عملیات‌های خود را وجود آمریکا و خارجی‌ها در افغانستان اعلام می‌کنند و از سوی دیگر آمریکا خروج از این کشور را فاجعه‌بار می‌خواند و نتیجه این موضوع ادامه درگیری‌ها و ناامنی خواهد بود. مساله دیگر این است که دولت وحدت ملی در نظر مردم کشور افغانستان از وجاهت بسیار پایینی برخوردار است که منشاء آن ناامنی و مشکلات اقتصادی برآورد شده است. این حالت باعث شده تا مردم از دولت فاصله بگیرند و تمامی این موارد موجب پیچیدگی در اوضاع افغانستان شده است.

مولفه‌هایی که پیش‌تر به آن اشاره شد، نشان می‌دهد که شورای رهبری و طرح آمریکا برای تاسیس این شورا راهبرون رفت از وضعیت فعلی نیست؛ چراکه در داخل بدنه دولت حاکم بر کابل تکنوکرات‌ها و جریانی‌هایی مخالف این شورا و ابقای دولت فعلی هستند و تاسیس چنین شورایی می‌تواند شدت عمل طالبان را بیشتر کند که بر وخامت اوضاع دامن خواهد زد.

این تحلیلگر مسائل شبه‌قاره با اشاره به تحولات روی داده در ولایت بلخ،‌ اظهار کرد: وضعیت افغانستان به صورتی است که جریان‌های مردمی در این کشور چند پاره شده‌اند و همین موضوع ایجاد شکاف میان دولت و ملت را فراهم آورده که در میان این شکاف شاهد فعالیت انواع و اقسام جریان‌های رادیکال جهادی مانند داعش هستیم. به گونه‌ای که در ولایت بلخ «عطاء محمد نور» از سوی دولت و آمریکا یک تهدید اعلام شده است و هرگونه برخورد با او می‌تواند دامنه اعتراضات مردمی و تهدید‌ها را به بدترین وضعیت تبدلی کند. همچنین وجود جریان حکمتیار در بدنه دولت که هیچ گونه تاثیری در صلح با طالبان و سایر مسائل امنیتی و نظامی نداشته است، موضوع دیگری خواهد بود که وضعیت افغانستان را مبهم و گنگ نمایان می‌کند. این وضعیت باعث شده تا واشنگتن به خود اجازه دهد تا انتخابات را نادیده بگیرد و به دنبال ابقاء مجدد دولت وحدت ملی در ارگ باشد.

وی در پایان تصریح کرد: آمریکا در صدد آن است تا عطاء محمد نور (والی بلخ) را کنترل کند و حتی مخالف کنار گذاشتن او هستند؛ چراکه غربی‌ها به خوبی می‌دانند اگر او را کنار بگذارند بحران در افغانستان به لایه‌های متعدد تبدیل می‌شود که در این‌صورت نمی‌توان راه حل درستی برای برون رفت از آن در نظر گرفت. به عبارت دیگر، آمریکا به دنبال آن است تا اپوزیسیون در افغانستان علیه دولت و واشنگتن تشکیل نشود؛ چراکه جریان‌هایی مانند طیف فهمی و یونس قانونی می‌تواند به این بحران دامن بزند و گره کور مشکلات افغانستان را تنگ‌تر کند. از این جهت تنها راه برون رفت از این موضوع روی کار آمدن دولت متمرکز قدرتمند در ارگ خواهد بود. البته حمایت‌های پاکستان را باید در این معادلات در نظر گرفت که تا حدی به وخیم شدن اوضاع دامن زده است.

«عبدالمحمد طاهری» رایزن سابق ایران در افغانستان در تشریح ظرفیت تشکیل شورای رهبری کابل در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا بیان کرد: قبل از هر چیز باید به این واقعیت مهم اشاره کنم که وضعیت در افغانستان بسیار پیچیده شده و به حدی اوضاع وخیم است که آمریکا و دولت وحدت ملی افغانستان خود را در بن‌بست می‌بینند.حجم بالای عملیات‌ها در ماه‌های اخیر توان تصمیم‌گیری را از ارگ گرفته و در وضعیت فعلی داعش هم به معادلات تروریستی و به هم‌ریختگی‌های امنیتی در افغانستان اضافه شده است که این مولفه‌ها باعث شده تا وضعیت بیش از گذشته ناامن شود؛ از این جهت یکی از دلایل اصرار آمریکا برای تاسیس شورای رهبری و ابقای دولت وحدت ملی افغانستان به مدت پنج سال دیگر، وضعیت امنیتی فعلی این کشور است.

وی افزود: دلیل دیگر که واشنگتن را به سمت تاسیس این شورا سوق داده است، فشار طالبان و عدم تعقل آنها در خصوص صلح ملی است، به گونه‌ای که طالب‌ها دلیل عملیات‌های خود را وجود آمریکا و خارجی‌ها در افغانستان اعلام می‌کنند و از سوی دیگر آمریکا خروج از این کشور را فاجعه‌بار می‌خواند و نتیجه این موضوع ادامه درگیری‌ها و ناامنی خواهد بود. مساله دیگر این است که دولت وحدت ملی در نظر مردم کشور افغانستان از وجاهت بسیار پایینی برخوردار است که منشاء آن ناامنی و مشکلات اقتصادی برآورد شده است. این حالت باعث شده تا مردم از دولت فاصله بگیرند و تمامی این موارد موجب پیچیدگی در اوضاع افغانستان شده است.

مولفه‌هایی که پیش‌تر به آن اشاره شد، نشان می‌دهد که شورای رهبری و طرح آمریکا برای تاسیس این شورا راهبرون رفت از وضعیت فعلی نیست؛ چراکه در داخل بدنه دولت حاکم بر کابل تکنوکرات‌ها و جریانی‌هایی مخالف این شورا و ابقای دولت فعلی هستند و تاسیس چنین شورایی می‌تواند شدت عمل طالبان را بیشتر کند که بر وخامت اوضاع دامن خواهد زد.

این تحلیلگر مسائل شبه‌قاره با اشاره به تحولات روی داده در ولایت بلخ،‌ اظهار کرد: وضعیت افغانستان به صورتی است که جریان‌های مردمی در این کشور چند پاره شده‌اند و همین موضوع ایجاد شکاف میان دولت و ملت را فراهم آورده که در میان این شکاف شاهد فعالیت انواع و اقسام جریان‌های رادیکال جهادی مانند داعش هستیم. به گونه‌ای که در ولایت بلخ «عطاء محمد نور» از سوی دولت و آمریکا یک تهدید اعلام شده است و هرگونه برخورد با او می‌تواند دامنه اعتراضات مردمی و تهدید‌ها را به بدترین وضعیت تبدلی کند. همچنین وجود جریان حکمتیار در بدنه دولت که هیچ گونه تاثیری در صلح با طالبان و سایر مسائل امنیتی و نظامی نداشته است، موضوع دیگری خواهد بود که وضعیت افغانستان را مبهم و گنگ نمایان می‌کند. این وضعیت باعث شده تا واشنگتن به خود اجازه دهد تا انتخابات را نادیده بگیرد و به دنبال ابقاء مجدد دولت وحدت ملی در ارگ باشد.

وی در پایان تصریح کرد: آمریکا در صدد آن است تا عطاء محمد نور (والی بلخ) را کنترل کند و حتی مخالف کنار گذاشتن او هستند؛ چراکه غربی‌ها به خوبی می‌دانند اگر او را کنار بگذارند بحران در افغانستان به لایه‌های متعدد تبدیل می‌شود که در این‌صورت نمی‌توان راه حل درستی برای برون رفت از آن در نظر گرفت. به عبارت دیگر، آمریکا به دنبال آن است تا اپوزیسیون در افغانستان علیه دولت و واشنگتن تشکیل نشود؛ چراکه جریان‌هایی مانند طیف فهمی و یونس قانونی می‌تواند به این بحران دامن بزند و گره کور مشکلات افغانستان را تنگ‌تر کند. از این جهت تنها راه برون رفت از این موضوع روی کار آمدن دولت متمرکز قدرتمند در ارگ خواهد بود. البته حمایت‌های پاکستان را باید در این معادلات در نظر گرفت که تا حدی به وخیم شدن اوضاع دامن زده است.

 

 

جنگ آمریکا در کِشتزار اَفیون و زادگاه "طالبان"

محسن غریبی کارشناس مسائل سیاسی دریادداشتی برای فارس نوشت: آمریکا پس از حضور در طولانی­ ترین جنگ تاریخ خود در افغانستان که به شانزدهمین سالگرد آن رسیده است؛ در حال تحمل شکست ناگواری است. چطور ممکن است که آمریکا قادر به کنترل یکی از فقیرترین کشورهای جهان نباشد؟ چطور ممکن است علی رغم ادعاهای فراوان؛ طالبان، داعش و همچنین تولید خشخاش افزایش قابل توجهی یافته است؟

در تاریخ چهل سالِ گذشته­ی افغانستان، از جنگ­های دهه 80 میلادی تا جنگ­های داخلی دهه 90 و تا اشغال این کشور توسط آمریکا در سال 2001، تریاک و به طور کلی مواد مخدر، نقش گسترده ای در شکل دهی به سرنوشت این کشور داشته است.

به گزارش گاردین؛ در طول دهه 1980میلادی، جنگ پنهان سی­آی­اِی آمریکا علیه تسلط شوروی در افغانستان، همراه با کمک به تجارت جهانی هروئین با گذر از مرزهای افغانستان و پاکستان بود.

طبق گزارش وزارت خارجه آمریکا در سال 1986 "اینجا نیروی پلیسی وجود ندارد، دادگاهی وجود ندارد، مالیاتی گرفته نمی­شود،حمل اسلحه غیرقانونی نیست و حشیش و تریاک در ملا عام موجود است"

در این شرایط بود که سی­آی­ای آمریکا با همکاری دستگاه اطلاعاتی پاکستان و برخی اجیرشدگان افغانستانی به بازیگر اصلی قاچاق تریاک تبدیل شد. این روند تا جایی ادامه پیدا کرد که تولید سالانه تریاک افغانستان از حدود 100 تن در سال 1970 به 2 هزار تن در سال 1991 رسید و این منطقه به بزرگترین تولید کننده هروئین جهان تبدیل شد.

طبق گزارش وزارت خارجه امریکا برخی از گروه­های مجاهد برای تامین مایحتاج نواحی تحت کنترل خود و همچنین جهت تهیه سلاح، به افزایش تولید تریاک روی آوردند. آنها با تصرف مناطق تحت تسلط شوروی، علاوه بر افزایش تولید تریاک به مبادله و خرید سلاح از رابط های سیا روی آورده بودند.

حتی زمانی که آمریکا سیاست خارجی خود را به سوی خلیج فارس و آفریقا متمرکز کرد، میراث او در انتقال اسلحه به این منطقه با شروع جنگ­های داخلی افغانستان بین سال­های 1979 تا 1989 نمایان شد. در این جنگها حدود 1.5 میلیون نفر که معادل 10 درصد از جمعیت افغانستان بودند کشته شدند.

درطول سال­های درگیری، جنگ سالاران مسلح شده توسط سی­آی­ای برای کسب قدرت جنگیدند و در عین حال به کِشت و تولید محصول پُر سود خود پرداختند. به گونه ای که پس از تصرف کابل توسط طالبان در سال 1996 و به دست گرفتن کنترل بخش زیادی از کشور، افغانستان تبدیل به تولید کننده بزرگ تریاک با سهم 75 درصد از تولید جهانی شد.

اما در جولای سال 2000، وقوع خشکسالی و کمبود مواد غذایی باعث شد تا حکومت طالبان محدودیت­هایی را برای تولید تریاک اعمال کند. سه ماه بعد در سپتامبر سال 2000، طالبان نماینده ای را به سازمان ملل فرستاد و ادامه ممنوعیت تولید مواد مخدر را پیشنهادی جهت شناسایی دیپلماتیک خود قرار داد.

اما همان موقع سازمان ملل حکومت طالبان را به دلیل نگهداری اسامه بن لادن تحریم کرد. اما از سوی دیگر، آمریکا 43 میلیون دلار کمک بشر دوستانه! به طالبان اهدا کرد. اعطای این کمک توسط کالین پاول وزیر خارجه آمریکا اعلام شد و او گفت "تصمیم طالبان مبنی بر ممنوعیت تولید مواد مخدر، تصمیمی است که مورد استقبال ما قرار گرفته است".

در همان زمان در یکی از گزارش­های وب­سایت گاردین؛ از یک سو اقدام نظامی آمریکا علیه طالبان و از سوی دیگر 43 میلیون دلار کمک اهدایی به این حکومت؛ متناقض توصیف شده بود.

به گزارش گاردین؛ اقدام ناگهانی طالبان در فشار جهت کاهش تولید تریاک مانند یک خودکشی اقتصادی بود که موجب تضعیف جامعه و فروپاشی نهایی شد. طبق گزارش سازمان ملل؛ این تصمیم باعث از دست رفتن درآمد 3.3 میلیون نفر –معادل 15 درصد جمعیت افغانستان- شد.

طبق این گزارش، این شرایط مقارن با «آسان­تر شدن فشار نظامی غرب جهت متقاعد کردن نخبگان رقیب و مردم، برای قیام علیه رژیم طالبان بود.»

در این شرایط بود که بمباران­های آمریکا و حملات زمینی متحدان آن آغاز شد و دفاع ضعیف طالبان فروپاشید. اما استراتژی بلند مدت آمریکا، کاشت بذری با احیا مجدد طالبان در چهار سال بعد از آن حملات بود.

با شروع بمباران، سیا برای مقابله با طالبان 70 میلیون دلار جهت بسیج متحدان قدیمی خود که در دوران جنگ سرد آنها را یاری کرده بودند، اختصاص داد. هزینه ای که به گفته جرج دبلیو بوش، یکی از بزرگترین معامله های تاریخ بود.

سی­آی­ای برای کنترل کابل و سایر شهرهای مهم از نیروهای تاجیکی که در دهه 1980 علیه شوروی میجنگیدند و در دهه 90 علیه حکومت طالبان؛ جهت مقابله با بقایای طالبان حمایت کرد و در عوض، آنها نیز به تسلط بلند مدت خود بر قاچاق مواد مخدر در شمال و شرق افغانستان ادامه دادند. سی­آی­ای همچنین از برخی پشتون­های ساکن در مرز پاکستان که خود از قاچاقچیان مواد مخدر در جنوب شرقی افغانستان بودند نیز حمایت می­کرد.

طبق آمار و ارقام منتشر شده، حضور نظامی آمریکا در افغانستان، مصادف با افزایش تولید تریاک در این کشور بوده است. به طوری که تولید تریاک در این کشور در سال 2001 حدود 180 تن، در سال 2002 حدود 3 هزار تُن و در سال 2007 به 8 هزار تُن رسیده بود. این میزان تامین کننده 93 درصد از قاچاق هروئین جهان را شامل شده است.

از سال 2007 این میزان تولید سالانه نه تنها کاهش نیافته بلکه طبق آمار سال 2017، برداشت تریاک در افغانستان به بالاترین میزان خود یعنی 9 هزار تن رسیده است.

تَله طالبان

تله طالبان برای اتحاد شوروی پهن شد. به گفته زبیگنو برژینسکی وزیر خارجه سابق آمریکا، ایالات متحده در گمراه کردن شوروی در حمله به افغانستان نفش مهمی ایفا کرده است. او می­گوید:

" طبق روایت رسمی تاریخ، کمک سیا به مجاهدین در سال 1980 آغاز شد. یعنی پس از حمله شوروی به افغانستان در 24 دسامبر 1979، اما واقعیت این است که در 3 ژوئیه 1979 رئیس جمهور کارتر اولین دستورالعمل را برای کمک مخفی به مخالفان رژیم شوروی در کابل امضا کرد و همان روز یادداشتی برای رئیس جمهور نوشتم و به او توضیح دادم که به به اعتقاد من، این کمک باعث مداخله نظامی شوروی می­شود.

لذا اگرچه ما روس­ها را به مداخله وا­نداشتیم، اما دانسته احتمال حرکتشان را افزایش دادیم. روزی که شوروی­ها رسما از مرز گذشتند، من به رئیس جمهور نوشتم که اکنون فرصت داریم به شوروی جنگ ویتنام را عطا کنیم. برای تاریخ جهان چه چیز بیشتر اهمیت دارد؛ طالبان یا فروپاشی امپراتوری شوروی، چند مسلمان تحریک شده یا آزادی اروپای مرکزی و پایان جنگ سرد؟"

جالب است که برداشت شوروی در آن مقطع متفاوت بود. زیرا در شرایطی که سفارت آمریکا در ایران تسخیر شده بود، کرملین که از سرمایه گذاری در خصوص انقلاب ایران مایوس شده بود، تصور می­کرد حمله شوروی به افغانستان، حمله آمریکا به ایران را در پی خواهد داشت.

گسترش طالبان و نفوذ داعش

شکل گیری القاعده و تقویت طالبان، با استفاده از زمینه­های مذهبی و فرهنگی افغانستان و البته با حمایت­های سازمان امنیتی پاکستان (آی­اس­آی)، تحرکات دینی و حمایت مالی عربستان و با حمایت­های نظامی آمریکا متولد و رشد یافت.

در آن دوران مهم­ترین هدف آمریکا صید شوروی با دام طالبان بود. هدفی که با موافقیت به نتیجه رسید. اما کار به جایی رسید که طالبان به قدرت اصلی افغانستان تبدیل و بهانه آمریکا برای حمله به این کشور و نابودی القاعده و حکومت طالبان را پس از حوادث 11 سپتامبر فراهم آورد.

حال آمریکا به شانزدهمین سال از حمله خود به افغانستان وارد شده است و پس از این مدت طولانی، طالبان نه تنها از بین نرفته، بلکه مجددا گسترش یافته است.

طبق گزارش "سَر مفتش ویژه برای بازسازی افغانستان" که جهت ارائه در کنگره، وزارت خارجه و وزارت دفاع آمریکا ارائه شده است؛ در اکتبر سال 2017، طالبان بر 13 درصد از 407 ولسوالی (شهرستان) افغانستان کنترل و یا نفوذ داشته و در 30 درصد از مناطق دیگر نیز در حال رقابت است.

علاوه بر گسترش مجدد طالبان، نیروهای داعش نیز پس از شکست در سوریه و عراق، وارد افغانستان شده اند. طبق برآورد زمیر کابالوف؛ نماینده ویژه پوتین در افغانستان " تعداد نیروهای داعشی حاضر در افغانستان بیش از 10 هزار نفر بوده و این تعداد در حال افزایش یافتن است. بیشتر این نیروها در شمال افغانستان و در مرزهای تاجیکستان و ترکمستان مستقر هستند".

آمریکا در واکنش به گسترش داعش در آپریل2017، بزرگترین بمب غیرهسته ای جهان- مادر بمب­ها- را در افغانستان آزمایش کرد و تاکنون به بهانه مبارزه با طالبان، مناطق بسیاری را بمباران کرده است. دونالد ترامپ نیز در استراتژی خود؛ حضور نیروهای نظامی آمریکا در افغانستان را افزایش داده است. طبق این تصمیم، با ارسال 3800 نیروی جدید، تعداد نیروهای نظامی آمریکا در افغانستان در سال 2018 به حدود 15 هزار نفر می­رسد.

نتیجه

آمریکا پس از 16 سال درگیری، با استقرار بیش از 100 هزار نیروی نظامی در اوج درگیری­ها، با تلف شدن نزدیک 2 هزار و 300 نفر از سربازان خود، باصرف تقریبا 1 تریلیون دلار جهت عملیات­های نظامی، با اختصاص حدود 100 میلیون دلار جهت دولت-ملت سازی و با کمک مالی و همچنین آموزش نظامی نزدیک به 350 هزار نفر از نیروهای هم پیمان خود در ارتش و.... موجب محدود کردن طالبان، ممانعت از نفوذ داعش و کاهش گسترش تولید خشخاش نشده است.

اصلی ترین دلیل این مسئله را می­توان در استفاده ابزاری از این سه وسیله- طالبان، داعش و مواد مخدر- برای بازیگری در منطقه، حفظ بهانه برای حضور نظامی جهت کنترل و نظارت بر چین، روسیه و ایران و همچنین امتداد فروش سلاح و تجارت مواد مخدر تلقی کرد.

 

 

سناتور آمریکایی: نیروهای آمریکایی باید از افغانستان خارج شوند

به گزارش خبرگزاری تسنیم،«رند پال» سناتور جمهوریخواه آمریکا اعلام کرد: تنها به دلیل این که رئیس جمهور آمریکا از پیروزی تعریف غیر ممکن دارد؛ پیروزی برای ما در افغانستان دست نیافتنی است.

وی در ادامه تصریح کرد جنگ افغانستان به طولانی ترین جنگ تاریخ آمریکا تبدیل شده است و ترامپ اگر می‌خواهد جشنی نیز برگزار کند باید نظامیان آمریکایی را از افغانستان خارج کند.

در حالی که ترامپ اخیرا خواستار برگزاری رژه نظامی در آمریکا شده است اما این سناتور آمریکایی معتقد است که مناسبتی برای برگزاری جشن وجود ندارد مگر اینکه ترامپ نظامیان آمریکایی را از افغانستان خارج کند.

رئیس جمهور آمریکا اخیرا از فرماندهان آمریکایی خواسته تا طرحی را برای برگزاری رژه نظامی در این کشور آماده کنند.

ترامپ و سایر مقامات آمریکایی شکست طالبان را به مثابه پیروزی آمریکا در جنگ افغانستان می‌دانند اما این سناتور آمریکایی تعریف ترامپ از پیروزی در افغانستان را غیر ممکن دانسته است.

این در حالی است که با وجود گذشت 16 سال از جنگ آمریکا در افغانستان دورنمایی برای پایان آن وجود ندارد هزاران آمریکایی و شهروند افغانستان کشته شده‌اند، همچنین طالبان هرگونه فشار واشنگتن را با افزایش حملات پاسخ می‌دهند.

به نظر برخی از کارشناسان پیروزی نظامی آمریکا در افغانستان ناممکن است و آمریکا راهی جز خروج مسئولانه از این کشور ندارد.

 

 

مسائل و شرایط سوریه به افغانستان گره خورده است

اتهام زنی به تهران، فرافکنی برای ناکارآمدی دولت وحدت ملی

 

عبدالمحمد طاهری در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی معتقد است که که مثلث طالبان ـ پاکستان ـ آمریکا، عامل اصلی بی ثباتی در افغانستان و در کل منطقه غرب آسیا و حتی خود پاکستان است.لذا تمامی شواهد و دلایل دست به دست هم داده است که غرب آسیا و به خصوص افغانستان کانون ناامنی و البته به موازاتش نیز مرکر ثقل تحولات مهمی در آینده بعد از فروکش کردن جنگ در سوریه باشد.

منطقه غرب آسیا طی چند هفته اخیر شاهد تحولات بسیاری بوده است. از انفجارهایی در افغانستان تا آغاز مذاکرات میان کابل و اسلام آباد در خصوص حل مسائل و اختلافات فی مابین و نیز سفر بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رییم صهیونیستی به هندوستان که در کنار تنش آمریکا با پاکستان منطقه غرب آسیا را ملتهب تر از گذشته کرده است. از همین رو نیز دیپلماسی ایرانی تحلیل شرایط و تحولات اخیر منطقه غرب آسیا را در گفت و گویی با  دکتر عبدالمحمد طاهری، کاردار و اولین مستشار و رایزن فرهنگی وزارت امور خارجه ایران در وزارت معارف افغانستان، کارشناس ارشد مسائل غرب آسیا و تحلیلگر ویژه حوزه افغانستان و پاکستان پی گرفته است که در ادامه می خوانید:

با توجه به ناامنی های اخیر و نیز مسائلی مانند بحث ورود جدی نیروهای آمریکایی و ناتو به خاک افغانستان و مذاکرات شکل گرفته میان کابل و اسلام آباد بر سر مساله طالبان تحولات معناداری در منطقه غرب آسیا به وجود آمده است. ارزیابی شما از وضعیت نابسامان کنونی افغانستان چیست؟

پیرو آخرین مصاحبه با دیپلماسی ایرانی بر این باورم که مثلث طالبان ـ پاکستان ـ آمریکا، عامل اصلی بی ثباتی در افغانستان و در کل منطقه غرب آسیا و حتی خود پاکستان است. طالبان از این جهات که لیدرهایی که اکنون این جریان را هدایت می کنند با در پیش گرفتن یک سیاست رعب افکنی  که با حضور داعش بسیار هم پررنگ تر از سابق شده است، در پی به زعم خود آزادسازی افغانستان هستند. از سوی دیگر هم ترامپ در یک سال گذشته در پی آن است که ضعف و کم کاری اوباما را در این منطقه جبران کند. لذا با افزایش ناامنی مدیریت شده، سعی در یافتن بهانه حضور مجدد و البته پررنگ در افغانستان است، البته به نظر می آید که این بار ترامپ قصد دارد تا حضور آمریکا را دائمی کند. اما ضلع سوم این امنی ها در غرب آسیا، پاکستان است. پاکستانی که به گواه تاریخ از ابتدا تا کنون به دنبال ناامنی در کل این منطقه بوده است. چرا که اسلام آباد در سایه این ناامنی ها به دنبال افزایش نفوذ خود است. تمام شواهد، مدارک و قرائن حاکی از آن است که پاکستان محیط امنی را برای افغانستان، حال سهوا یا عمدا، ایجاد نمی کند. سهوا از آن بابت که مرزهای گسترده و طولانی پاکستان با افغانستان به قدری گسترده و بدون کنترل است که در این مرزها امکان هر گونه فعالیت از قاچاق تا جابه جایی تروریسم در دو کشور به واسطه نبود نظارت وجود دارد. عمدا نیز از آن جهت که پاکستان به دلیل راهبرد رشد و گسترش نفوذ خود در غرب آسیا و نیز کسب امتیاز از آمریکا به دنبال ناامن کردن افغانستان است. این راهبرد برای پاکستان به قدری جدی است که حتی در فضای تنش میان خود با واشنگتن ادامه این راهبرد را در همکاری با مسکو و پکن جستجو کند. لذا در چنین فضایی هم پاکستان به دنبال پر کردن خلاء آمریکا به جای گرایش به سمت روسیه و چین است. در سوی دیگر هم تنش روی داده میان آمریکا با پاکستان سبب افزایش ناامنی های اخیر در خاک افغانستان شده اشت. مضافا این که دولت وحدت ملی هم که نشات گرفته از برنامه آمریکا بوده، نتوانسته است تا کنون کارایی لازمه را از خود نشان دهد. چرا که این دولت با برنامه کاخ سفید ناشی از همکاری و ائتلاف دو گروه افغانی است که در تعارض با همدیگر قرار دارند و امروز هم این گروه های معارض به دلیل حضور در دولت وحدت ملی یکدیگر را تحمل می کنند. بنابراین عدم درک و فهم در بدنه دولت سبب شده تا دولت حتی نتواند در میان خود اعضای کابینه صلح و ثبات را ایجاد کند، چه رسد به کل افغانستان. نتیجه چنین دولتی هم عدم کفایت در اداره امور کشور و مدیریت امنیت در افغانستان است. اکنون هم در بستر همین ناکارآمدی و نیز گسترش ناامنی اخیر و تحرکات معنادار در غرب آسیا، دولت افغانستان به یک سردرگمی و حتی یک بن بست رسیده است. لذا تمامی این شواهد و دلایل دست به دست هم داده است که غرب آسیا و به خصوص افغانستان کانون ناامنی و البته به موازاتش نیز مرکر ثقل تحولات مهمی در آینده بعد از فروکش کردن جنگ در سوریه باشد.

اما در سایه این آینده مبهم منطقه غرب آسیا، گسیل نیروهای نظامی آمریکایی و ناتو را به افغانستان چگونه ارزیابی می کنید؟

ببینید در کوتاه مدت شاید راه حل برون رفت افغانستان از این مهلکه که هر لحظه امکان فروپاشی این کشور را در پی دارد، حضور و گسیل نیروی قدرتمند نظامی برای کنترل و مدیریت امنیت در افغانستان باشد که اکنون این نیروها را تفنگداران آمریکایی و نیروهای ناتو در قالب آیساف تشکیل می دهند. هر چند در بلند مدت همین حضور نظامی می تواند نتیجه عکس را به دنبال داشته باشد. اما چنانی که مطرح کردم امروز شرایط افغانستان به قدری بغرنج است که امروز حضور 10 تا 20 هزار نفری نظامی آمریکایی و ناتو از مطالبات جدی دولت وحدت ملی در افغانستان است.

شما به تنش آمریکا با پاکستان اشاره داشتید، بعد از این تنش، اسلام آباد با در پیش گرفتن سیاست و دیپلماسی نگاه به شرق به سمت پکن و مسکو گرایش یافته است؛ از آن سو هم هیات هایی از اسلام آباد برای حل مشکلات خود با کابل در افغانستان حضور یافته اند. آیا این مسائل مهم و در عین حال متناقض نشان از تغییر راهبرد سنتی پاکستان در قبال افغانستان است؟

بعید می دانم که پاکستان چنین تغییر راهبردی را در قبال افغانستان در پیش بگیرد. تاریخ همواره نشان داده که بی ثباتی در غرب آسیا به نفع پاکستان است. چرا که در سایه همین بی ثباتی ها که گاهی دامن خود این کشور را هم گرفته، توانسته اعتبارات هنگفتی را از آمریکا دریافت کند و از سوی دیگر هم همین ناامنی ها سبب افزایش نفوذ اسلام آباد در این منطقه بوده است. اما مساله اینجا است که با روی کارآمدن ترامپ و احتمال قطع حمایت های مالی آمریکا از پاکستان اکنون اسلام آباد با گرایش به سمت چین و روسیه به دنبال ادامه راهبرد خود این بار با همکاری مسکو و پکن است. البته شاید تمامی این گرایش ها هم به نوعی نمایشی برای ترساندن و فشار بر آمریکا برای واداشتن کاخ سفید به همکاری مجدد با پاکستان باشد. اما من اعتقاد راسخ دارم که پاکستان هیچ گاه به دنبال رفع و دفع تنش در افغانستان نیست. به خصوص که توان نظامی هسته ای اسلام آباد امتیاز مهمی را در اختیار این کشور قرار داده است. چرا که چنین کشوری با چنین توان نظامی در صحنه بین المللی جدی گرفته خواهد شد. اما مجموعه این شرایط هم از آن سو سبب شده است که دیپلماسی پاکستان در قبال منطقه غرب آسیا و به ویژه افغانستان، دیپلماسی روشنی نباشد؛ لذا اگر چه به جبر شرایط اسلام آباد مجبور شد در صدر هیاتی برای مذاکره به افغانستان سفر کند، اما فردای همان سفر انفجارهای بزرگ تروریستی در خاک افغانستان و حتی در کابل روی داد.

اما ارزیابی شما به عنوان یک دیپلمات باسابقه و اولین مستشار فرهنگی و کاردار جمهوری اسلامی ایران در افغانستان از اظهارات اخیر برخی از مقامات امنیتی افغانستانی در خصوص نقش مخرب ایران در ناامنی چند هفته گذشته این کشور چیست؟

قبل از پاسخ به این سوال باید گفت که در کل در افغانستان چند نگاه نسبت به حضور ایران در این کشور وجود دارد. نگاه اول نگاه عاقلانه سیاسی بوده است که اعتقاد دارد ارتباط با ایران می تواند به گسترش صلح و ثبات در افغانستان کمک کند که می توان به خود حامد کرزی، رئیس جمهور سابق افغانستان و اکثر وزرای کابینه او اشاره داشت که نمایندگان این نگاه عاقلانه سیاسی بودند. نگاه دیگر در افغانستان، نگاه بدبینانه به نقش و حضور ایران باز می گردد که نمایندگان این نگاه در افغانستان، پشتون ها هستند. این جریان اعتقاد دارد که ایران همواره به دنبال ناامنی در افغانستان برای افزایش نفوذ خود است و علیرغم برخی از اشتراکات فرهنگی، پشتون ها بر این باورند که جایگاه و حضور ایران در افغانستان بسیار مخرب است. اما در دسته سوم، جریان هزاره ها و بیات ها هستند که آنها به شدت به حضور و جایگاه ایران در افغانستان نگاه مثبتی دارند. اما در کل من که در افغانستان زندگی کرده ام به شما عرض می کنم که اکثر مردم افغانستان نسبت به مردم و دولت ایران نگاه مثبتی دارند. در این راستا افغان ها همواره وقایع فرهنگی، ورزشی و حتی سیاسی در ایران را به صورت جدی پیگیری می کنند. مضافا در تمامی مغازه ها و فروشگاه های افغانستانی اجناس ایرانی به وفور یافت می شود. اما در خصوص اتهام زنی های اخیر افغانستانی ها باید گفت که شرایط دولت وحدت ملی در کنترل ناامنی به قدری از دست آنها خارج شده است و آن قدر در مدیریت اوضاع ناکارآمد عمل کرده اند که حتی در انتخاب یک سیاست و دیپلماسی روشن و عاقلانه هم ناتوان شده اند. از همین رو برای سلب مسئولیت از خود به هر شخص، گروه و دولت به عنوان متهم و عامل ناامنی چنگ می زنند. از سوی دیگر در دنیای سیاست امروز مساله تجانس مرزی نمی تواند عامل تاثیرگذاری بر کشورها باشد و به این دلیل ایران را محکوم به ناامنی در افغانستان می کنند. لذا ساختار جغرافیایی و مساله ژئوپولتیکی امروز دیگر تنها تعیین کننده شرایط در همسایگان نیست. هر چند تجانس مرزی یقینا از مهمترین عوامل تاثیرات همسایگان بر هم دیگر است، اما به موازاتش سایر پارامترها را هم باید در نظر گرفت. از آن سو جمهوری اسلامی به وضوح مشاهده کرده و می کند که افغانستان چگونه سیاست های دیکته شده عربستان سعودی را به پیش می برد. از آن طرف هم تهران نظاره گر است که کابل اگر چه از طریق واشنگتن تغذیه می شود، اما در آن سو نیم نگاهی به مسکو و پکن هم دارد. حتی افغانستان به سمت ترکیه هم گرایش دارد. در این راستا قطر و امارات متحده عربی هم به دنبال نقش خود در افغانستان هستند. لذا آیساف، سازمان ملل، ناتو به دنبال سرمایه گذاری در افغانستان و منطقه مهم غرب آسیا برای گسترش نفوذ خود هستند. از همین رو این بازیگران منطقه ای و فرا منطقه ای امروز به قدری در هیات حاکمه نیم بند و ناکارآمد افغانستان نفوذ دارند که وزراء و حتی رئیس جمهوری این کشور را مهره های خود می دانند؛ لذا این شرایط هم سبب شده است تا در کنار ناکارآمدی دولت وحدت ملی در کنترل ناامنی های افغانستان، با نفوذ و سیطره این کشورها به راحتی ایران را مورد اتهام قرار دهد.

اما در کل جایگاه افغانستان برای آمریکای دوره ترامپ چیست؛ آیا می توان افغانستان را اهرم فشار آمریکا بر چین تصور کرد؛ یا این که شما راهبردهای دیگری را هم مد نظر دارید؟

ببینید مساله چین و محاصره آن از طریق افغانستان از راهبردهای بلند مدت آمریکا است و منحصر به دوره ترامپ نیست. اما مساله مهم دیگر برای اهمیت و جایگاه افغانستان برای آمریکای دوره ترامپ به رقابت کاخ سفید با روسیه در بحران سوریه باز می گردد. امروزه با انتقال تروریسم از سوریه به افغانستان امکان از میان رفتن پایگاه های آمریکا در خاک افغانستان وجود دارد. چرا که پایگاه های نظامی بگرام، قندهار، کابل، هرات و غیره پایگاه های بزرگ نظامی هستند که نشان از اهمیت افغانستان برای آمریکا دارد. بنابراین من معتقدم که به موزات پایان جنگ سوریه؛ جنگ افغانستان شروع می شود که دو سال است این جنگ آغاز شده است. لذا اهمیت این کشور برای آمریکا جدی تر خواهد بود. از سوی دیگر هم به دلیل در هم تنیدگی معادلات سوریه و افغانستان، اکنون به دلیل حضور کم رنگ آمریکا در دوره اوباما، کاخ سفید در دوره ترامپ به دنبال حضور پررنگ تر خود در مقابل حضور قدرتمند روسیه در سوریه است؛ لذا واشنگتن افغانستان را برای این رویارویی انتخاب کرده است. بنابراین این گره و درهم تنیدگی معادلات سوریه و افغانستان در آینده پیچیده تر و در عین حال هم سخت تر شده و خواهد شد. اکنون مساله کردهای سوریه و حمله ترکیه به عفرین این معادلات را پیچیده تر هم می کند. چون اگر آمریکا در سوریه و یا عفرین در حمایت از کردها کوتاه آید باید در جبران آن، حضور پررنگ تری را در جای دیگر داشته باشد تا موضع خود را تقویت کند.

اما رقابت روسیه و آمریکا در خصوص افغانستان را در دوره جدید چگونه ارزیابی می کنید؟

 علیرغم این که تنها برخی از بدنه سیاسی افغانستان نیم نگاهی به حضور روسیه در این کشور داشتند، اما حافظه تاریخی افغان ها دید مثبتی به حضور مسکو ندارد. چرا که این کشور در طول استعمار افغانستان در دوران شوروی هیچ اثر مثبت و سازنده ای را در این کشور نداشته است. اما در آن سو آمریکا علیرغم هجوم و اشغال افغانستان، در مواردی هم دست به آبادانی و سازندگی این کشور زده است. لذا روسیه در رقابت با آمریکا در افغانستان چندان جایگاه با نفوذی ندارد و این مساله را هم خود روس ها و هم خود آمریکایی ها می دانند. از همین رو هم مسکو به دنبال همراهی با اسلام آباد بعد از تنش پاکستان با آمریکا است که بتواند کمبود و نقص عدم حضور قدرتمند خود در غرب آسیا را جبران کند؛ به خصوص که هند هم گرایش های به شدت آمریکایی دارد.

اما پاکستان دست به قمار همراهی روسیه و چین و کنار زدن آمریکا خواهد زد؟

ببینید این مساله یک بازی دو سره است. در یک سو آمریکا اگر به دنبال نفوذ بلند مدت در منطقه غرب آسیا است نمی تواند نقش و جایگاه پاکستان را نادیده بگیرد. از سوی دیگر پاکستان هم به کمک ها و حمایت های مالی و مهم تر از آن سیاسی کاخ سفید علی رغم چرخش دیپلماتیکی به سمت روسیه و چین در تنش اخیر نیازمند است. لذا در سایه این نیاز دو سره اگر چه امکان دارد در کوتاه مدت میان واشنگتن و اسلام آباد اختلافاتی روی دهد، اما یقینا راهبرد نفوذ دو کشور برای منطقه غرب آسیا بدون دیگری امکان تحقق ندارد.  

 

 

۵ هدف طالبان که آمریکا نتوانست مهار کند

 

گروه طالبان برای سال ۲۰۱۷ میلادی پنج هدف اصلی را برای دستیابی خود در میدان‌های جنگ افغانستان مشخص کرده بود که با وجود افزایش حملات نیروی هوایی آمریکا، در رسیدن به این اهداف بسیار موفق بوده است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، بر اساس بیانیه منتشر شده توسط ماموریت «حمایت قاطع»، نیروهای افغان در سال جاری حالت تهاجمی خواهند داشت.

ماموریت ناتو پیش از این نیز گفته بود که قصد دارد از ماه‌های زمستان به عنوان اهرم فشاری برای از بین بردن منابع درآمد طالبان و افزایش قدرت هوایی برای مقابله با مخالفان مسلح دولت افغانستان استفاده کند.

با این حال حمایت قاطع، دولت افغانستان و نیروهای امنیتی این کشور چالش‌های بزرگی را در فصل بهار و آغاز فصل جنگی پیش رو خواهند داشت.

ژنرال «جان نیکلسون» فرمانده نیروهای آمریکایی و ناتو در افغانستان اعلام کرد که ماموریت ناتو در سال 2017 در این کشور «پیروزی‌هایی» داشته است.

وی در اظهارات خود تصریح کرد که نیروهای امنیتی افغان از رسیدن طالبان به اهداف تعیین شده جلوگیری کردند و این گروه در سال گذشته میلادی موفق به کنترل مرکز ولایتی نشده است.

این در حالی است که اهداف طالبان به طور عمومی در سال گذشته اعلام شد و در بیانیه این گروه هرگز از کنترل مرکز ولایت‌ها به عنوان یکی از اهداف خود در سال 2017 نامی نبرده بود.

اهدافی که طالبان سال گذشته در میدان جنگ در پی کسب آنها بود در ادامه آمده است.

1- پاکسازی مناطق بازمانده تحت کنترل و یا حضور دشمن

2- انجام حملات گسترده به مواضع دشمن در سراسر کشور

3- حملات انتحاری و تاکتیکی به پناهگاه‌های دشمن

4- ترور فرماندهان دشمن در مراکز شهری

5- انجام اقداماتی که منجر به تضعیف روحیه «اشغالگران خارجی» و «مزدوران داخلی» آن‌ها شود.

بر این اساس تقریبا با هر معیاری که سنجیده شود طالبان در سال گذشته میلادی در دستیابی به اهداف خود در میدان جنگ موفق بوده است.

به گزارش «لانگ وار ژورنال» طالبان اکنون 45 درصد از مناطق افغانستان را تحت کنترل و یا تحت درگیری دارد و به گزارش اداره بازرسی آمریکا در امور بازسازی افغانستان موسوم به «سیگار» نیز این گروه 44 درصد از مناطق را تحت کنترل و یا نفوذ خود دارد.

براساس گزارش سخنگوی ماموریت «حمایت قاطع» از مناطق تحت کنترل طالبان در سال 2017 و مقایسه آن با گزارش سربازرس ویژه آمریکا در امور بازسازی افغانستان در سال 2016، مناطق تحت کنترل این گروه افزایش دو برابری داشته است.

اگر چه نیروهای افغان از کنترل مراکز ولایت‌ها توسط طالبان جلوگیری کردند اما این گروه بسیاری از شهرستان‌های خارج از مراکز ولایت‌های قندوز، هلمند، اروزگان و فراه را تحت کنترل و یا نفوذ خود دارد.

طالبان همچنان در مناطق روستایی حضور پر قدرتی دارد و از حضور خود در این مناطق برای حمله به مناطق شهری استفاده می‌کند. در مناطق نام برده شده طالبان قادر به جمع‌آوری منابع مالی، تامین منابع، جذب نیرو و آموزش جنگجویان خود است.

حمایت قاطع استراتژی خود را بر کنترل مناطق شهری متمرکز کرده است اما با این حال پایتخت این کشور یعنی کابل در محاصره قرار دارد، نیروهای آمریکایی فاصله دو کیلومتری از فرودگاه تا پایگاه خود را با بالگرد طی می‌کنند و حاضر به طی کردن این فاصله کوتاه به دلیل خطرات بالای احتمالی نیستند.

در سراسر کشور حملات پیچیده و کشنده طالبان رو به افزایش است و در آوریل سال 2017 این گروه خونین‌ترین حمله خود را از آغاز جنگ با حمله به یک پایگاه ارتش افغانستان انجام داد که منجر به کشته شدن بیش از 250 سرباز افغان شد.

این گروه به طور منظم با خودروها و جنگجویان خود در روز روشن رژه می‌رود و پیروزی‌های خود را از طریق فضای مجازی مخابره می‌کند.

عملیات زمستانی و «فصل جنگی»

با فرا رسیدن فصل سرما معمولا جنگ در افغانستان نیز فروکش می‌کرد اما سیگار تلفات نیروهای امنیتی افغان را بسیار تکان دهنده دانست. براساس گزارش این اداره تلفات نیروهای امنیتی افغان در شش هفته نخست سال گذشته میلادی 807 نفر بود.

برای نخستین بار در 16 سال گذشته سردی هوا سبب کند شدن جنگ به ویژه حملات هوایی در افغانستان نشده است و در آخرین ماه سال گذشته میلادی نیروهای آمریکایی و افغان 455 حمله هوایی را انجام دادند.

این در حالی است که در زمان مشابه در سال 2016 شمار حملات هوایی تنها 65 مورد بود.

حتی در دسامبر سال 2012 هنگامی که حدود 100 هزار نظامی آمریکایی در افغانستان حضور داشتند تنها 202 حمله هوایی صورت گرفت.

با توجه به آمار ارائه شده به نظر می‌رسد طالبان در سال گذشته میلادی موفق‌تر از گذشته در مقابل نیروهای خارجی عمل کرده‌اند و افزایش حملات علیه این گروه نیز چندان موثر نبوده است.

 

میدان مسکو برای پیشبرد مذاکرات مستقیم بین کابل و جنبش طالبان بصورت ابتکاری پیشنهاد شده بود

 

مصاحبه با ضمیر کابلوف نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه و مدیر شعبه دوم آسیای وزارت خارجه روسیه

ملاقات نوبتی در چارچوب ابتکار مسکو در باره افغانستان میتواند در نیمه اول سال 2018 صورت گیرد، در عین حال جانب روسیه با شرکت ایالات متحده امریکا در آن مخالف نمی باشد، این مطلب را ضمیر کابلوف نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه و مدیر شعبه دوم آسیای وزارت خارجه روسیه اعلام داشت. او در مصاحبه با خبرگزاری «ریا نووستی» به مناسبت روز کارمند دیپلوماتیک راجع به این که آیا بازهم مسکو به میدان برای مذاکرات مستقیم «طالبان» و مقامات افغانستان مبدل خواهد گشت یا خیر و همچنان راجع به بازدید آینده وزیر دفاع جمهوری اسلامی از روسیه، معلومات داد.

روز دیپلومات — جشن مسلکی است که بصورت عنعنوی در روسیه تجلیل میگردد. چگونه به شما دیپلوماتان خارجی، مقیم مسکو، تبریک میگویند؟ آیا میتوانید با ما در میان بگذارید که بی مانندترین تبریکی طی تمام کار شما در وزارت خارجه چه بود؟

روز کارمند دیپلوماتیک در کشور ما از سال 2003 تجلیل میشود. این روز به یاداوری بسیار قبلی فرمان سفارتی — اولین اداره دیپلوماتیک در تاریخ روسیه — وقف شده است. ما در این روز در نوبه اول از رهبری خود و همکاران در شعبات تبریکات دریافت میکنیم. این جشن نسبتاً جوان است و دیپلوماتان خارجی با آن آنقدر خوب آشنا نیستند، از همینرو از آنها به ندرت کدام آرزوها را میتوان شنید. همکاران ما از جامعه دول مستقل از این امر مستثنی می باشند.

شما قبلاً اعلام داشته بودید که مقامات افغان به مسکو پیش نویس «نقشه راه» در باره راه اندازی پروسه مذاکرات بین حکومت افغانستان و جنبش طالبان سپرده اند. آیا جزئیات این «نقشه راه» را با ما در میان گذاشته میتوانید؟ در کدام موعد آغاز دیالوگ پلان میشود؟ شما دورنمای آغاز دیالوگ را در سال جاری چگونه ارزیابی میکنید؟

صحبت راجع به پلان استراتیژیک در باره آشتی ملی در افغانستان مطرح می باشد. این سند، در ماهیت امر، ارایه برنامه حکومت جمهوری اسلامی افغاستان در باره راه اندازی و پیشبرد دیالوگ با اپوزیسیون مسلح، محسوب میشود. استراتیژی دوره را تا آواخر سال 2020 بدون تعیین موعد مشخص آغاز مذاکرات با جنبش طالبان احتوا میکند. میخواهم اظهار امیدواری نمایم که این سند  در روی کاغذ باقی نماند و در عمل تحقق خواهد یافت. در روشنی اعلامیه های اخیر رهبری جمهوری اسلامی افغاستان، آغاز دیالوگ بین کابل و جنبش طالبان، در آینده نزدیک پیشبینی شده نمی تواند.

آیا کابل به مسکو با پیشنهاد در باره در اختیار قرار دادن میدان برای سازماندهی مذاکرات با طالبان مراجعه میکند یا خیر؟

میدان مسکو برای پیشبرد مذاکرات مستقیم بین کابل و جنبش طالبان از طرف ما بصورت ابتکاری پیشنهاد شده بود. ما بر آن حساب میکنیم که طرفین از این پیشنهاد زمان استفاده خواهند کرد، وقتیکه برای راه اندازی دیالوگ شرایط لازم بوجود آیند.

آیا امسال آمدن نمایندگان بلندپایه حکومت افغانستان به روسیه، بشمول وزیر دفاع، پلان میشود؟

طارق شاه بهرامی وزیر دفاع افغانستان برای شرکت در VII-مین کنفرانس مسکو در باره امنیت بین المللی در اپریل سال جاری دعوت شده است. برعلاوه این، در همان ماه آمدن حنیف اتمر مشاور رئیس جمهور جمهوری اسلامی افغانستان به 9-مین ملاقات نمایندگان عالی که رهبری مسایل امنیتی بر دوش دارند، به سوچی انتظار داریم. ویس احمد برمک وزیر داخله جمهوری اسلامی افغانستان به بازدید از مسکو اظهار علاقمندی مینماید. سازماندهی بازدید محمد طهماسی وزیر ترانسپورت جمهوری اسلامی افغانستان در مرحله بررسی قرار دارد.

امیدواریم که آمدن نمایندگان بلندپایه حکومت جمهوری اسلامی افغانستان به روسیه امکان بحث بر مسایل مبرم مناسبات دوجانبه، منجمله مساعدت ما به ساختارهای ملی نظامی و همچنان توسعه همکاری در عرصه اقتصادی فراهم خواهد ساخت.

ملاقات بعدی «چوکات مسکو» در باره افغانستان چه وقت صورت گرفته میتواند، آیا روسیه دعوت امریکایان را به آن پلان میکند یا خیر؟

سازماندهی ملاقات نوبتی در چارچوب مشوره ها در باره افغانستان در چوکات ابتکار مسکو را در نیمه اول سال روان پلان مینمائیم. طوریکه ما قبلاً اعلام داشته بودیم، درها برای شرکت همکاران امریکایی در آن باز می باشند. امیدواریم که واشنگتن فقدان دورنمای اتکا بر زور را درک نماید و به مساعی دول منطقوی در باره مساعدت به حل اوضاع در جمهوری اسلامی افغانستان رو آورد.

قبلاً اعلان شده بود که به مسکو در ماه فبروری هیات پاکستانی برای مذاکرات در باره مقابله با تروریزم خواهد آمد. آیا چنین ملاقات صورت گرفته و میتوان گفت که مسکو و اسلام آباد در سال روان همکاری در این عرصه را افزایش خواهند داد؟

ضدترور — یکی از جهات اولویتی همکاری روسیه و پاکستان است. در این عرصه تشریک مساعی نزدیک از طریق چینل های همکار ادارات ویژه وجود دارد. از مدتها بدینسو گروپ مشترک کاری اداری در باره ضدترور فعالیت میکند. از جانب روسیه آن را اولیگ سیرومولوتوف رهبری میکند. هفتمین اجلاس گروپ باید در بهار امسال در اسلام آباد برگزار گردد.

همکاری دوجانبه نظامی و نظامی — تخنیکی ما متوجه تحکیم پوتنسیال ضدتروریستی شرکای پاکستانی می باشد. در سال گذشته به اسلام آباد چهار هلیکوپتر ترانسپورتی — جنگی Mi-35M تحویل داده شدند. تردید ندارم که آنها هنگام عملیات ضدتروریستی استفاده خواهند شد. تا به حال دو مرحله تمرینات مشترک تاکتیکی «دوستی» در باره تمرین تشریک مساعی هنگام اجرای عملیات ضدتروریستی در شرایط کوهستانی صورت گرفته اند.

ما جداً معتقدیم که تقویت قابلیت محاربوی ساختارهای نظامی پاکستان که با تروریستان مقابله میکنند، با منافع تمام کشورهای منطقه مطابقت دارد.

آیا تحریمات امریکا بر صادرات تسلیحات ما به هند و پاکستان، بر اجرای قراردادهای قبلاً عقدشده و توافقات نو، تائثیر میکنند یا خیر؟

با دقت فعالیت های واشنگتن را در باره جلوگیری از عرضه نمودن محصولات استفاده نظامی ما به بازارهای عنعنوی و همچنان خریداران نو، تعقیب میکنیم. همین اکنون به همه روشن است که امریکایان محدودیت ها را به مثابه وسیله رقابت غیرصادقانه اقتصادی استفاده میکنند. در صورت سازمان تجارت جهانی این منجمله به منافع امنیت ملی کشورهای ضربه می زند که به روسیه به مثابه صادرکننده باثبات تسلیحات دلچسپی دارند. می بینیم که سیاست تحریماتی واشنگتن با عدم پذیرش از جانب تعداد هرچه بیشتر دول که تحت ضربه آن قرار میگیرند، مواجه می شود. در عین حال هند هیچگاهی از وضع نمودن تحریمات یک جانبه در غیاب شورای امنیت سازمان ملل متحد حمایت نکرده است.

کشورهای ما را مناسبات خاص مشارکت امتیازی استراتیژیک باهم مربوط می سازند و همکاری با دهلی نو در عرصه سازمان تجارت جهانی در سال های اخیر در طیف بسیار وسیع جهات بطور باثبات، در حرف نه، بلکه در عمل افزایش می یابد. ما نسبت به تعهدات خود در برابر شرکای خود با در نظرداشت افزایش رقابت ها در بازار محلی تسلیحات برخورد صادقانه مینمائیم. ما مجموعه وسیع سفارشات تسجیل شده و پروژه های دورنمایی، منجمله در باره صدور تحنیک هوایی، سیستم های راکتی مدافعه هوایی، کشتی های جنگی، تانک ها و هلیکوپترها داریم. کشور ما اولتر از همه تعمیق همکاری با هند نه تنها از نقطه نظر صدور جدیدترین تسلیحات و تخنیک جنگی، بلکه متمرکزساختن تولید نمونه های پیشرفته محصولات وطنی استفاده نظامی در چارچوب برنامه حکومت مودی «در هند بساز» در محل، آغاز کرد.

در رابطه به پاکستان بر این استناد میکنیم که اسلام آباد مشی مستقلانه سیاست خارجی را پیش خواهد برد. این به انتخاب شرکا در باره سازمان تجارت جهانی نیز مربوط میگردد.

 

 

پنتاگون هزينه جنگ افغانستان را 45 ميليارد دلار برآورد کرد

به گزارش خبرگزاری صداوسیما ایران پنتاگون اعلام کرد جنگ افغانستان 45 ميليارد دلار بر دوش ماليات دهندگان آمريکايي هزينه مي گذارد، هزينه اي که آنها بايد تا سال ها، براي اين جنگ بپردازند.
سناتورهاي آمريکايي که در مورد ابعاد موفقيت آميز بودن اين جنگ شک و شبهه دارند، در جلسه روز سه شنبه از دولت ترامپ نسبت به طولاني ترين جنگِ در جريان آمريکا که هفدهمين سال خود را مي گذراند، به شدت انتقاد کردند.
جلسه کميته روابط خارجي مجلس سنا در حالي برگزاري شد که حملات نظامي شوکه کننده اخير در کابل، بيش از 200 کشته برجاي گذاشته است.
رندل اسچريور، مقام ارشد نظامي در وزارت دفاع آمريکا، در اين جلسه گفت، از بودجه 45 ميليارد دلاري کل سال، پنج ميليارد دلار براي نيروهاي افغان و 13 ميليارد دلار براي نيروهاي آمريکايي داخل افغانستان است. همچنين اکثر مبلغ باقي مانده نيز صرف حمايت هاي لجستيکي مي شود. در حدود 780 ميليون دلار ديگر نيز به کمک هاي اقتصادي اختصاص مي يابد.
اين درحالي است که هزينه هاي اعلام شده نسبت به زمان اوج جنگ در افغانستان به طور قابل توجهي پايين تر است. از سال 2010 تا 2012، زماني که آمريکا، 100 هزار سرباز در افغانستان داشت، هزينه بر دوش ماليات دهندگان آمريکايي از 100 ميليارد دلار سالانه گذر کرد.

در حالي حاضر، حدود 16 هزار نظامي آمريکايي در افغانستان مستقر هستند.
سناتور هاي دو حزب جمهوري خواه و دموکرات به طور مشترک، بر مقياس هزينه هاي مداوم تاکيد کردند. شش ماه پيش، دونالد ترامپ رئيس جمهور آمريکا، از استراتژي خود براي جنگ افغانستان خبر داد و هيچ محدوديت زماني براي فعاليت هاي نظامي آمريکا در اين کشور قائل نشد، وي گفت اين موضوع به شرايط بستگي خواهد داشت.
رند پل سناتور جمهوري خواه در اين باره گفت: «دهها ميليارد دلار در افغانستان به هدر مي رود. ما در يک شرايط غيرممکن قرار داريم، من هيچ اميدي نسبت به موفقيت اين موضوع ندارم.»
در همين حال، جف مرکلي، سناتور دموکرات با اشاره به تصوير تاريکي از شرايط سياسي و امنيتي افغانستان، انتقاد کرد که هرچند سال يک بار، دولت هاي آمريکايي مدعي مي شوند در جنگ افغانستان به موفقيت هايي دست يافته اند.

وي همچنين با اشاره به ليستي از مشکلات مربوط به فساد، اختلال عملکرد دولت و نيروهاي امنيتي افغان، گفت،اميد آمريکا در استفاده از فشار نظامي خود براي کشاندن طالبان به يک راه حل سياسي، تحقق يافتني نيست.
مرکلي گفت: «چرا طالبان يک راه حل سياسي بخواهد؟ آنها اکنون اراضي بيشتري نسبت به سال 2001، تحت کنترل دارند.»
جان ساليوان، معاون وزير امورخارجه آمريکا، که هفته گذشته در سفر به کابل با رئيس جمهور و اعضا مختلف دولتي اين کشور ديدار کرد نيز اذعان داشت شرايط مناسبي حاکم نيست.
وي گفت: «حملات ماه گذشته، براي افراد بسياري در دولت، يک شوک واقعي بود. من نمي خواهم به اينجا بيايم و مثل کيسينجر بگويم، صلح نزديک است، ولي ما سياستي اتخاذ کرده ايم که به آن ايمان داريم. ما مي خواهيم طبق برنامه آن پيش برويم.»
وي در ادامه افزود آمريکا به ميانجي گري صلح ميان دولت و طالبان متعهد باقي مانده است. در حاليکه ترامپ هفته گذشته اعلام کرده بود آمريکا ديگر با گروه هاي مسلح مذاکره نخواهد کرد، ساليوان خاطرنشان کرد محور صحبت رئيس جمهور اين بود که «عناصر قابل توجهي» از طالبان به خشونت ورزي تمايل داشته و براي مذاکره آماده نيستند.
ساليوان تاکيد کرد اين ديدگاه در تمام طالبان يکپارچه نيست و تمرکز «به سمت آن عناصر از طالبان در حال افزايش است که ما مي توانيم با آنها مصالحه داشته باشيم.»

 

 

توجیه حضور نظامی آمریکا در افغانستان بهانه ترامپ برای کوبیدن طبل جنگ علیه طالبان

 

اظهارات اخیر مقامات آمریکایی و هشدار مکرر آنها به مخالفان مسلح دولت افغانستان نشان می‌دهد که واشنگتن با بزرگنمایی بیش از حد مخالفان دولت کابل و کوبیدن بر طبل جنگ به دنبال حضور طولانی و افزایش درگیری‌ها در افغانستان است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، اخیرا تلاش‌های بسیاری در سطح برخی از کشورهای منطقه برای برقراری صلح در افغانستان و زمینه سازی برای مذاکرات بین مخالفان مسلح و دولت افغانستان صورت گرفته است.

این تلاش‌ها باعث شد تا برای نخستین بار دولت افغانستان و مخالفان مسلح تا حدودی به گفت‌وگو و مصالحه نزدیک شوند. موضوعی که از سوی «نیکی هیلی» سفیر آمریکا در سازمان ملل در نشست ماه گذشته این سازمان تایید شد.

روسیه نیز به واشنگتن و دولت افغانستان پیشنهاد کرد که حاضر است تا برای پیشرفت در روند صلح، نشستی را در مسکو برگزار کند اما به دلایلی اعلام نشده واشنگتن با این میانجی‌گری  بین دولت افغانستان و طالبان به صراحت مخالفت کرد.

نگرانی آمریکا از اجماع منطقه‌ای برای صلح افغانستان

برخی از کارشناسان افغان بر این باورند که اجماع تعدادی از کشورهای منطقه درباره لزوم برقراری صلح در افغانستان نگرانی مقامات آمریکایی را برانگیخته است زیرا آنها از طریق ادامه ناامنی‌ها خواستار ادامه حضور نظامی در افغانستان هستند و به همین دلیل با تلاش‌های منطقه‌ای کشورهایی مانند چین و روسیه در روند صلح افغانستان مخالفت می‌کنند.

ابراز آمادگی برخی از کشورها برای همکاری در روند صلح افغانستان نشان می‌دهد که اجماع نسبی بین این کشورها درباره لزوم برقراری صلح در افغانستان وجود دارد و همه طرف‌ها به دنبال مصالحه و خروج مسئولانه نیروهای خارجی از افغانستان هستند.

اما آمریکا با این مسئله موافق نیست و اظهارات تند مقامات واشنگتن به ویژه دونالد ترامپ علیه مخالفان مسلح دولت افغانستان نشان دهنده رویکرد دوگانه آمریکا در برابر روند صلح در افغانستان است.

در حالی که ناامنی‌ها روز به روز در افغانستان افزایش یافته است مقامات آمریکایی از طریق اظهارات تند علیه مخالفان مسلح دولت کابل، آتش بیار این معرکه شده‌اند و پیروی دولت افغانستان با چشم بسته از سیاست‌های آمریکا هرگونه امیدی به حل مسالمت آمیز بحران در این کشور از بین می‌برد.

رئیس جمهور آمریکا در اظهارات اخیرا خود تاکید کرد که واشنگتن هرگز با طالبان گفت‌گو نمی‌کند بلکه این گروه را از طریق نظامی در میدان‌های جنگ با شکست روبرو خواهد کرد.

حضور بلند مدت هدف آمریکا از ادامه ناامنی‌ها

روزنامه پشتو زبان  «سپوژمی» درباره اظهارات جنگ طلبانه اخیر ترامپ نوشت که گفته‌های اخیر رئیس جمهور آمریکا زاویه پنهانی از استراتژی واشنگتن در افغانستان را آشکار کرده است زیرا این کشور در نظر دارد تا به بهانه مخالفان مسلح دولت افغانستان در طولانی مدت حضور نظامی در این کشور را از طریف گسترش جنگ و ناامنی حفظ کند.

«شاه حسین مرتضوی» سخنگوی رئیس جمهور افغانستان نیز در حمایت از اظهارات ترامپ به «ماندگار» گفته که طالبان با انجام حملات اخیر در کابل از خط قرمز عبور کرد در نتیجه دولت افغانستان از طریق نظامی در میدان جنگ به دنبال صلح خواهد رفت.

 رسانه‌های غربی و مقامات آمریکایی به تازگی طالبان را بیش از حد قدرتمند جلوه می‌دهند و همچنین از طریق کارشکنی در روند صلح می‌خواهند این گروه را  آشتی ناپذیر جلوه دهند تا از این طریق زمینه گسترش حضور نظامی بلند مدت خود در افغانستان را توجیه کنند.حتی برخی از مقامات سابق آمریکایی نیز هر از چندگاهی به این مسئله اذعان کرده‌اند.

«لارنس ویلکرسن» رئیس دفتر «کالین پاول» وزیر خارجه پیشین آمریکا گفته بود که واشنگتن تلاش می‌کند تا حضور نظامی خود در افغانستان را دستکم تا 50 سال آینده حفظ کند.

«اسدالله عزت» کارشناس امور نظامی و سیاسی در افغانستان به روزنامه پشتو زبان «مسیر» گفته که آمریکا تلاش می‌کند تا برای یک جنگ 50 ساله در منطقه زمینه سازی کند، تلاش‌های آنها برای تشدید جنگ و ناامنی در افغانستان نیز به همین مسئله برمی‌گردد. زیرا آمریکا از طریق ادامه جنگ منافع خود در منطقه را دنبال می‌کند.

«عبدالشکور دادرس» کارشناس افغان نیز تصریح کرده که آمریکا همواره مخالف برقراری صلح در افغانستان بوده است و همواره برای شعله‌ور نگه داشتن آتش جنگ در این کشور تلاش می‌کند.

با توجه به نظر بسیاری از کارشناسان اظهارات اخیر ترامپ این موضوع را تایید می‌کند.

آمریکا مقصر ادامه بحران در افغانستان

آمریکا همواره سیاست دوگانه را در قبال افغانستان دنبال کرده است و با وجود آگاهی از مراکز امن مخالفان مسلح و گروه های تروریستی در پاکستان به تشدید حملات و اعزام نیروهای بیشتر به افغانستان رو آورده است.

طوری که  چند ماه پیش «الکساندر مانتیتسکی» سفیر روسیه در کابل نیز درباره مبارزه صادقانه آمریکا و ناتو در افغانستان ابراز تردید کرده بود. زیرا به گفته وی چطور ممکن است که با وجود مبارزه 16 ساله آمریکا و ناتو در افغانستان مخالفان مسلح و گروه‌های تروریستی در این کشور بیش از همیشه قدرت گرفته باشند.

بنا بر این  تنش‌های اخیر آمریکا در واقع جنگ زرگری بیش نیست زیرا آمریکا خواستار دوام جنگ در افغانستان است و برخی از کشورها نیز در ناامن نگه داشتن افغانستان به این کشور کمک می‌کنند.

 

 

واکنش سفیر روسیه در کابل به اظهارات “استانکزی”

 

سفیر روسیه در کابل در واکنش به اظهارات رئیس عمومی اداره امنیت ملی اعلام کرد که برخی از مقام‌های افغان ناکامی برنامه‌های جنگی خود را به دوش روسیه میگذارند.

به گزارش اسپوتنیک، الکساندر مانتیتسکی، سفیر روسیه در کابل دیروز به خبرنگاران گفته که این کشور بخاطر احتمال آمدن جنگجویان داعش از عراق و سوریه به افغانستان، تدابیر امنیتی را در مرزهای افغانستان بیشتر ساخته است.
آقای منانتیتسکی در واکنش به اظهارات معصوم استانکزی، رییس عمومی امنیت ملی کشور، مبنی بر حمایت روسیه از گروه طالبان گفت که برخی از مقام های (افغان) ناکامی برنامه های جنگی شان را به دوش روسیه میگذارند.
وی با رد این اظهارات رییس عمومی امنیت ملی گفت که این اتهامات بی بنیاد است.
این مقام روسی در مورد حمایت از طالبان اظهار داشت: " روسیه بار ها گفته است هیچ گونه کمک را در اختیار طالبان قرار نمی دهد، اما برخی مقام ها ناکامی جنگ خود را به گردن روسیه می اندازند و یک بار دیگر با مسوولیت می گویم که طالبان را حمایت نمی کنیم و موضوع گیری ما واضع است."
با آنکه روسیه بارها از سوی مقامات امنیتی و نظامی افغانستان متهم به حمایت از شورشیان طالبان شده است اما این اتهامات تا کنون تاثیرات چندانی روی روابط مسکو و کابل نگذاشته است.
مانتیتسکی همچنین تاکید کرد که در ادامه همکاری‌های نظامی روسیه با دولت افغانستان قرار است 30 نظامی افغان به مدت 6 سال در روسیه آموزش نظامی ببینند.
این در حالی است که آمریکا و برخی مقامات افغان در بسیاری از موارد روسیه را به حمایت از طالبان متهم می‌کنند، اما مقامات روس همواره این اتهامات را رد کرده‌‌اند.

 

آمريکا انتقال تسليحات از عراق به افغانستان را آغاز کرد

پیمانکاران غربی در پایگاه به اصطلاح ائتلاف تحت فرماندهی آمریکا در عراق می‌گویند به دنبال شکست تروریست‌های داعش در عراق، نیرو‌های آمریکایی عقب نشینی از این کشور را آغاز کرده اند.
آن‌ها می‌گویند انتقال نیرو‌های آمریکایی، تسلیحات و تجهیزات آن‌ها از عراق به افغانستان آغاز شده است. این پیمانکاران می‌گویند ده‌ها سرباز آمریکایی با پرواز‌های روزانه طی هفته گذشته عراق را ترک کرده اند.
دو مقام عراقی نیز در مصاحبه با آسوشیتدپرس اعلام کردند ائتلاف تحت فرماندهی آمریکا درباره خروج نیرو‌های خود از عراق برای نخستین بار از زمان آغاز جنگ علیه تروریست‌های داعش در حدود سه سال قبل، به توافق رسیده است.
به گزارش آسوشیتدپرس، این مقامات و پیمانکاران غربی که خواستند نامشان فاش نشود به تعداد دقیق شمار نیرو‌های خارج شده اشاره‌ای نکردند.

 

سازمان «سیا» دلال بزرگ مواد مخدر در افغانستان

در حالی که سازمان «سیا» بارها به تجارت و تولید هروئین در افغانستان متهم شده است، اما رئیس این سازمان اخیرا با متهم کردن مخالفان مسلح دولت افغانستان به قاچاق و تولید مواد مخدر در این کشور برای انحراف اذهان عمومی تلاش می‌کند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، رد پای دخالت سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در تولید و قاچاق مواد مخدر به ویژه هروئین در افغانستان به دهه 1970 میلادی باز می‌گردد، زمانی که این سازمان برای تامین منابع مالی مبارزه با اتحاد جماهیر شوروی سابق مراکز تولید هروئین در مناطق مرزی افغانستان با پاکستان را با همکاری سازمان اطلاعات ارتش پاکستان (آی.اس.آی) ایجاد کرد.

رسانه آمریکایی «گاردین» در این باره نوشت: در نتیجه تلاش‌های سازمان سیا و همکاری سازمان اطلاعات ارتش پاکستان تولید مواد مخدر در افغانستان از 100 تن به دو هزار تن تا سال 1991 میلادی افزایش پیدا کرد و مراکز تولید هروئین در مناطق مرزی افغانستان به حدی گسترش یافت تاجایی که 60 درصد از هروئین مورد نیاز آمریکا و 80 درصد از هروئین کل اتحادیه اروپا از این طریق تامین می‌شد.

پس از حمله آمریکا به افغانستان سیر صعودی تولید مواد مخدر در این کشور نه تنها متوقف نشد بلکه سرعت شگفت انگیزی به خود گرفت تا جایی که دفتر جرایم و مواد مخدر سازمان ملل در افغانستان آمار تخمینی تولید مواد مخدر در این کشور را بیش از 9 هزار تن اعلام کرده است.

افزایش بی رویه تولید مواد مخدر در افغانستان و مبارزه نمایشی آمریکا و ناتو با مواد مخدر در این کشور این گمانه‌زنی را تقویت کرد که آمریکا و ناتو به طور مستقیم در افزایش تولید و قاچاق مواد مخدر در افغانستان نقش دارند.

با این حال، اخیرا «مایک پامپئو» رئیس سازمان سیا بار دیگر موضوع قاچاق و تولید مواد مخدر در افغانستان را مطرح کرده و از آن به عنوان تکیه‌گاه مالی مخالفان مسلح دولت افغانستان یاد کرده است.

رئیس سیا گفته که این سازمان در نظر دارد تا مراکز تهیه مواد مخدر در افغانستان را هدف قرار دهد زیرا مخالفان مسلح دولت از آن برای مبارزه با دولت افغانستان و نیروهای خارجی استفاده می‌کنند.

به نظر برخی از کارشناسان این که رئیس سازمان سیا بار دیگر به چنین موضوعی پرداخته، شک برانگیز است، زیرا دولت آمریکا همواره از مواد مخدر در افغانستان به عنوان منبعی پر در آمد برای پیشبرد اهداف پنهانی خود در منطقه استفاده کرده است.

دولت ترامپ تلاش می‌کند در پوشش مبارزه با مواد مخدر، افزایش حملات هوایی آمریکا در افغانستان را نیز توجیه کند و قاچاق و تولید مواد مخدر در این کشور را به شیوه جدیدی مدیریت کند.

این در حالی است که برخی از رسانه‌های غربی و حتی آمریکایی نیز به افشاگری در این مورد پرداخته‌اند، طوری که «جیمزدین» کارشناس و مسئول اجرایی رسانه آمریکایی «ویترنز تودی» تصریح کرده است، نظامیان آمریکایی در قاچاق مواد مخدر نقش دارند و حتی مصارف کمپاین‌ انتخاباتی رهبران سیاسی این کشور نیز از همین طریق تامین می‌شود.

«جان اباتسفورد» مامور سابق سازمان سیا نیز به «ورلد نیوز» پیش از این گفته بود که آمریکا با پول به دست آمده از تجارت مواد مخدر در افغانستان گروه‌های تروریستی به ویژه داعش را به منظور ناامن کردن کشورهای منطقه تامین مالی می‌کند و عملیات‌های پنهانی خود را در افغانستان و کشورهای منطقه به پیش می‌برند.

دفتر جرایم و مواد مخدر سازمان ملل در افغانستان نموداری را منتشر کرده است که بر اساس آن روند افزایش کشت مواد مخدر در افغانستان از سال 1994 تا سال 2017 به ویژه در زمان حضور آمریکا در این کشور افزایش یافته است.

بر اساس این گزارش، زمین‌‌های تحت کشت مواد مخدر در افغانستان سیر صعودی را طی کرده است طوری که زمین های زیر کشت مواد مخدر در این کشور از 7 هزار هکتار به بیش از 32 هزار هکتار افزایش یافته است.

در حالی که تولید و کشت مواد مخدر در افغانستان طی سال‌های اخیر در این کشور افزایش داشته است، برخی از کارشناسان می‌گویند که طرح‌های مبارزه مشترک با مواد مخدر در منطقه به دلایل نامعلوم توسط آمریکا یا دولت کابل اجرایی نشده‌اند.

حتی سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه نیز چندی قبل به صراحت گفته بود که آمریکا و ناتو از سربازان خود برای محافظت از کشت، تولید و قاچاق هروئین از افغانستان به سایر کشورهای جهان استفاده می‌کند.

با توجه به افزایش آمار تولید، کشت و قاچاق مواد مخدر در افغانستان از زمان حضور آمریکا همچنین اظهارات مقامات روسی و کارشناسان مختلف عمدتا غربی به روشنی می‌توان اعلام کرد سازمان سیا دلال بزرگ مواد مخدر در افغانستان است.

 

ساخت دانشگاه به دستور رئیس جمهور برای حمایت از "حکمتیار"

 

رئیس جمهور با صدور دستوری در نظر دارد تا چندین دانشگاه به نام حزب اسلامی در ولایات بزرگ بسازد و در اختیار «گلبدین حکمتیار» رهبر این حزب قرار دهد.

به نام این حزب چندین دانشگاه را در ولایت‌های بزرگ افغانستان بسازد.
این دانشگاه‌ها قرار است با بودجه دولتی ساخته شود و در اختیار رهبر حزب اسلامی قرار گیرد تا در راستای تحکیم جایگاه عقیدتی و سیاسی حکمتیار از آن استفاده شود.
همچنین در ادامه این روند دولت افغانستان در نظر دارد تا در سراسر این کشور تحت عنوان شهرک حزب اسلامی به اعضای این حزب زمین توزیع کند.
ناگفته نماند که پیش از این مدارکی از پرداخت میلیون‌ها دالر به صورت ماهانه به این حزب از سوی دولت افغانستان منتشر شده بود. 

یک منبع دولتی به «خاورمیانه» گفته که وزارت تحصیلات عالی افغانستان بر اساس دستور مستقیم اشرف غنی در زمین‌های دولتی ولایت‌های بزرگ ساخت این دانشگاه‌ها را آغاز خواهد کرد.
در بخشی از حکم ریاست جمهوری افغانستان آمده است که حزب اسلامی حکمتیار خواستار ساخت دانشگاه بزرگی در کابل با نمایندگی‌هایی در شهرهای قندهار، هرات، مزار شریف و جلال‌آباد شده است.
این در حالی است که حکمتیار پیش از این با گروه تروریستی داعش بیعت کرده بود و با نوشتن کتاب های مختلفی از عقاید تکفیری به دفاع پرداخته است.

 

 

 



بالا

بعدی * صفحة دری * بازگشت