«سیا» با کمک جاسوسان خود "جنگ سایه ای" را در افغانستان به پیش میبرد

 

در افغانستان "جنگ سایه" ایالات متحده بطور خاص، توسط یک واحد " نظامی کاملا محرمانه" که در قتل غیرنظامیان، شکنجه، و دستگیری های مشهور دخیل می باشند ، هدایت می شود.

به گزارش اسپوتنیک، روزنامۀ امریکایی نیویارک تایمز می نویسد، جنگ 16سالۀ افغانستان جان 18 تن از مأموران مخفی «سی‌آیای» را نیز گرفته است.
در این گزارش اشاره شده که جان باختن این 18 تن، این را می ‏رساند که جنگ افغانستان بهای سنگینی در بخش استخباراتی نیز برای واشنگتن، داشته است.
آیا واقعا چنین است ؟ زیرا این نُخستین باری‌ است که از شمار جان باخته
گان جاسوسان «سیآیای» در افغانستان، پرده برداشته می‌شود.
درجریان عملیات نظامی ایالات متحده در افغانستان، سازمان اطلاعات مرکزی (
CIA) همچنان با کمک نیروهای محلی تحت کنترل خود که از مقامات کابل اطاعت نمیکنند مأموریت های شان را در کشور ادامه می دهد.
این واحد ها باید با جنبش افراطی "طالبان" و شبکه های تروریستی "حقانی و داعش "خصوصا در مناطق همجوار پاکستان مبارزه نماید.
احمد سعیدی کارشناس ارشد مسایل سیاسی افغانستان استاد دانشگاه و کنسل اسبق افغانستان در پاکستان ،در مصاحبه با اسپوتنیک، اشاره می کند، که اعضای این واحد در کشتار و قتل غیر نظامیان دخیل هستند.
او در پاسخ به اینکه آیا سیا در افغانستان عملیاتی را اجرا میکند که در هماهنگی با دولت و مقامات کابل قرار نمیگیرد؟ اظهار داشت:
کشته شدن کارمندان« سی ای ای و اف بی آی» به این معنی نیست که آنها در عملیات علیه تروریست ها کشته شده باشند. از زمانیکه آمریکا در افغانستان آمده است ،کارمندان استخباراتی آن ها، هم در بین مخالفین دولت وجود دارد و هم میان خود مقامات دولتی.
آنها با اندیشه های مختلف و با لباس و باور مختلف در افغانستان فعالیت دارند. اما در مورد افراد کشته شده باید بگویم که آنها در بین گروپ های تروریستی از جمله القاعده ، داعش و طالبان مصروف فعالیت بودند. و کشته شدن آنها مربوط به این نیست که آنها به نحوی در دولت بوده و کشته شده اند.
آیا در مورد چنین فعالیت ها در افغانستان معلومات وجود دارد یا خیر که آنها مصروف عملی کردن کدام اهداف خود هستند و چه فعالیت ها و اقدامات را اجرا میکنند ؟
در مورد فعالیتها و اهداف کارمندان استخبارات ایالات متحده گفته میتوانم که آنها برعلاوه اهداف استراتیژیک آمریکا ، اهداف نظارت بر کشور های منطقه را نیز دنبال میکنند. یعنی کوشش دارند ازقضایای کشور های منطقه از جمله ایران ، روسیه و سایر مناطق همسایه آگاهی داشته باشند. و این موضوع تنها در یک فضای باز و آزاد امکان پذیر میگردد. از آنجاییکه امروز فضای افغانستان برای آمریکایی ها این امکان را میسر میسازد.امروز گفته میتوانم که آنها مخابرات و اطلاعات جمعی و رسانه ای را در اختیار دارند. آنها میتوانند تلفن ها را تعقیب کنند ، ثبت نمایند و حاکمیت آزاد و باز را در افغانستان در اختیار دارند.
به نظر شما آیا ایالات متحده مایل است که برای بدست آوردن و رسیدن به اهداف شان جان کارمندان خاص خود را در خطر انداخته و چنین قیمتی را پرداخت نماید؟
در تمام امور سیاست منافع کشور ها مهمترین مسله شمرده میشود. واستخبارات آمریکا هم برای بدست آوردن اهداف دراز مدت خود حاضر به اجرای هر گونه اقدامات میباشد. و اینکه آنها افشا نمودند که تعدادی از کارمندان شان کشته شده ،مقصد اینست که ایالات متحده میخواهد به جهانیان اعلان نماید و به این ترتیب نشان دهد که ما در افغانستان کار کردیم و گویا تلفات دادیم. آنها نمیتوانند که مستقیم اعلام کنند که کارمندان ما در جریان جاسوسی در بین طالبان و داعش کشته و نابود گردیده اند زیرا در آنصورت آنها افشا میگردند.
فقدان باز بودن در چنین عملیات های مخفی ،تنها نشان می دهد که اکثر اقدامات ایالات متحده در افغانستان از جمله — مرگ و شکنجه غیر نظامیان بصورت یک راز باقی خواهد ماند ؟ و ایا امکان دارد که چنین مسایل سرپوشیده باقی بماند؟ اقای سعیدی گفت:
کشور های مانند کشور ما که فاقد استقلال اقتصادی و سیاسی میباشد توان هیچگونه توانی را برای جلوگیری از اقدامات آمریکایی ها در افغانستان ندارند. در مقایسه با افغانها ، فضای افغانستان برای آمریکایی ها بیشتر آماده میباشد و آنها میتوانند تحت عنوان مبارزه علیه تروریزم هر نوع اقدامات جاسوسی ، استخباراتی و سیاسی را در افغانستان به پیش برند.
آنها اهداف دراز مدت و استراتیژیکی دیگری را پیشروی خود قرار داده و تحت عنوان مبارزه علیه تروریزم این اهداف را دنبال میکنند.
در مورد شمار این افراد در افغانستان و اینکه آیا در بین آنها امکان موجودیت افغان ها نیز است؟ جناب سعیدی افزود:
من به صراحت اعلام میکنم که چنین افراد در میان کارمندان ومقامات دولت ما بسیار زیاد است.
این واحد های مخفی در موردعملیات جنگی افغان ها بسیار به خوبی آموزش دیده اند، گفته میشود که مربیان آنها آمریکایی ها هستند.
علاوه بر اینکه دولت ما نمیفهمد ، من فکر میکنم که خود حکومت آمریکا حتا در این مورد اطلاع ندارد که چه تعداد جاسوسان در بین نظامیان و دولت ما و حتا خود نیرو های آمریکایی در افغانستان موجود است
من باور دارم که حتا رئیس جمهور ایالات متحده و وزیر دفاع وی از این امر آگاه نیست که سی آی ای در افغانستان مصروف پیشبرد کدام اهداف میباشد.
در افغانستان برعلاوه نیرو های استخباراتی، کمپنی های سیکوریتی شخصی مانند بلک واتر وغیره حضور دارند و آدم کشی میکنند.
اقای سعیدی در پایان افزود:هیچ شک و تردیدی وجود ندارد که در افغانستان کسانیکه عضویت سی آی ای را نداشته و به یکی از کشور های جهان وابسته نباشد در کدام مقام رسمی مقرر شده نمی تواند. من به صراحت اعلام میکنم که چنین افراد در میان کارمندان ومقامات دولت ما بسیار زیاد است.
از سوی دیگر جنرال ظاهرعظیمی سخنگوی سابق وزارت دفاع ملی در این مورد ابراز نظر نموده گفت:
زمانیکه آمریکا در جنگ با تروریزم بین المللی — مانند داعش ، القاعده و امثال آن مواجه است، قبلا توافق شده ، که ایالات متحده دست باز دارد و آزادانه می تواند هر نوع عملیات، از جمله عملیات های استخباراتی را انجام دهد. اقای عظیمی می افزاید:
«اصولا از نظر پرنسیب توافق وجود دارد. در جزئیات آنها باید موضوع مبارزه شانرا به دو بخش تقسیم نمایند. بخش اول برمیگردد به تروریزم جهانی که اینجا آمریکا منافع خود را در نظر دارد. آنها میتوانند از طریق افغانستان و یا هر کشور دیگر ،در صورتیکه منافع شان تهدید میگردد ،آزادانه علیه دشمنان شان به هر نوع اقدامات از جمله اقدامات استخباراتی دست برند.
اما انچه که به مسایل داخلی کشور ما مربوط میگردد مثلا مبارزه با طالبان و مسایل داخلی افغانستان ، این مسایل با ریاست امنیت ملی هماهنگ میگردد.»
با این حال ، یک تن دیگر از کارشناسان برجسته افغانستان اقای نصر الله ستانکزی استاد دانشگاه حقوق و علوم سیاسی به این نظر است که ، درمجموع هر اقدامی که در افغانستان صوت میگیرد باید در هماهنگی با دولت افغانستان و بر اساس توافقاتی که بین ناتو و دولت افغانستان وجود دارد ، صورت بگیرد.در غیر آن این گونه اقدامات نقض حاکمیت ملی دولت ما شمرده می شود.

 

 

مشاوران نظامی آمریکا تجربه و امکانات کافی را برای آموزش نظامیان افغان ندارند

 

بازرس ویژه آمریکا در امور بازسازی افغانستان در گزارشی اعلام کرد: مشاوران نظامی آمریکا از تجریه و امکانات کافی برای آموزش نظایمان افغان برخوردار نیستند و واشنگتن مشاورانی در مناطق پرخطر ندارد.

به گزارش دفتر منطقه‌ای خبرگزاری تسنیم، اداره بازرسی آمریکا در امور بازسازی افغانستان موسوم به «سیگار»در گزارشی اعلام کرد که مشاوران نظامی آمریکا و قراردادی‌هایی که برای آموزش نیروهای پلیس به افغانستان اعزام می‌شوند تجربه و امکانات کافی را ندارند.

بر اساس این گزارش، حتی یک مشاور آمریکایی از فیلم‌ها برای چگونگی آموزش اجرای قانون به افسران پلیس افغانستان استفاده کرده است.

«جان سپکو» سربازرس ویژه اداره بازرسی آمریکا در امور بازسازی افغانستان گفت: دولت آمریکا مشاوران نظامی که در مکان‌های پرخطر مستقر شوند را ندارد بنابراین برای آموزش هزاران پلیس افغان از نیروهای هوایی، افسران پیاده نظام و قراردادی‌های غیرنظامی استفاده کرده است.

وی افزود: دوره‌های آموزشی چگونگی ارائه مشاوره توسط دولت آمریکا تنها برای مشاوران غیرنظامی برگزار می‌شوند و افسران آموزش ندیده آمریکایی در افغانستان ماموریت آموزشی نیروهای پلیس را بعهده دارند.

سپکو در ادامه تصریح کرد که خلبان‌های نظامی و تعدادی از نیروهای هوایی برای آموزش به افغانستان اعزام شده‌اند اما باید مشاورانی را برای آموزش نیروهای پلیس این کشور اعزام کرد که تجربه و تخصص لازم را داشته باشند.

بازرس ویژه آمریکا در امور بازسازی افغانستان تاکید کرد: «این احمقانه است که یک خلبان نظامی ماهر ارتش به نیروهای پلیس آموزش بدهد، این منطقی نیست».

وی هشدار داد: اگر روش آموزش نیروهای امنیتی افغان تغییر نکند میلیاردها دلار به هدر خواهد رفت.

سپکو با ارائه نمونه‌ای نحوه آموزش به نیروهای افغان خاطرنشان کرد که در برخی از موارد مشاوران آمریکایی در جلسات آموزشی در افغانستان از منابع آموزشی عملیات مشترک نیروهای آمریکایی و ناتو در بالکان استفاده کرده‌اند.

بازرس سیگار ادامه داد که استفاده از این منابع آموزشی هیچ مطابقتی با شرایط افغانستان ندارد و این نحوه آموزش چشم انداز روشنی برای موفقیت در این کشور به ما نمی‌دهد.

چندی قبل نیز «ینس ستولتنبرگ» دبیرکل ناتو تاکید کرده بود که اعزام سربازان بیشتر به افغ

 

 

گزارش "سیگار" درباره ضعف‌های امنیتی افغانستان

 

در شرایطی که آمریکا ارسال بیش از ۳۰۰۰ نیروی دیگر به افغانستان را مدنظر دارد، نقض‌های نیروهای امنیتی این کشور از جمله در ارتش و پلیس بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است.

به گزارش ایسنا، به نقل از پایگاه شبکه خبری الجزیره، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا پنج‌شنبه با اشرف غنی، رئیس‌جمهوری افغانستان در حاشیه مجمع عمومی در سازمان ملل گفت‌وگو کرد و طرفین درباره اجرای طرح افزایش نیروهای آمریکا ابراز خوش‌بینی کردند.

براساس گزارشی که "اداره بازرسی آمریکا در امور بازسازی افغانستان" (سیگار) منتشر کرده است، آمریکا ۷۰ میلیارد دلار از سال ۲۰۰۲ صرف آموزش نیروهای افغان کرده است و هنوز هر ساله بیش از چهار میلیارد دلار هزینه صرف آن می‌کند.

به‌رغم این ارقام، نیروهای امنیتی افغانستان از متوقف کردن پیشروی‌های شبه‌نظامیان طالبان آن هم با گذشت بیش از ۱۶ سال از حمله آمریکا به افغانستان برای سرنگونی دولت طالبان باز مانده‌اند. براساس برآوردهای آمریکا، نیروهای دولتی کنترل کمتر از ۶۰ درصد افغانستان را در دست دارد و تقریبا نیمی از کشور یا مورد مناقشه است یا تحت کنترل نیروهای شبه‌نظامی.

براساس گزارش سیگار، نیروهای آمریکایی روی اجرای عملیات‌های نظامی حین سال‌های اولیه پس از حمله سال ۲۰۰۱ متمرکز بودند نه توسعه پلیس و ارتش افغانستان. طبق این گزارش، زمانی که آمریکا و ناتو به فکر توسعه نیروهای امنیتی افغانستان افتادند، آن را با حداقل کمک مقام‌های ارشد افغانستان انجام دادند.

حبیت وردک، کارشناس امنیتی افغانستان به الجزیره گفت: این گزارش ما را شگفت‌زده نکرد. سال‌هاست که درباره این بی نظمی‌ها می‌شنویم و بسیاری از مردم اینجا در افغانستان شاهد آن هستند. زمانی که ایده تشکیل "نیروهای امنیت ملی افغان" مطرح شد، رشد سریع ارتش رخ داد و دولت کابل هرکس را که می‌توانست، از شبه‌نظامی تا جنگ‌سالار را به خدمت گرفت.

این کارشناس افغان تاکید کرد: در سال ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ تمرکز روی ایجاد ظرفیت‌های توانایی بود. شاهد بودیم که یک خلبان بالگرد می‌رود و به نیروهای امنیتی افغان چگونگی نبرد با شبه‌نظامیان را آموزش می‌داد که مضحک بود. شما ارتشی دارید که در جنگ مبارزه می‌کند، اما هیچکس نمی‌پرسد ارتش افغانستان به چه قیمتی با طالبان می‌جنگد.

در گزارش سیگار آمده است، در قسمتی از آموزش مقام‌های پلیس افغانستان از اسلایدهای پاورپوینت عملیات‌های آمریکا و ناتو در بالکان استفاده شد. علاوه بر اینکه این نوع آموزش هیچگونه ربطی به افغان‌ها نداشت، بلکه سطح بالای بی‌سوادی میان اعضای پلیس را نادیده گرفت.

 

احتمال اعزام مخفیانه سربازان اجیر در کنار نظامیان آمریکایی

رئیس سابق شرکت امنیتی «بلک واتر» که طرح خصوصی‌سازی جنگ افغانستان را به کاخ سفید ارائه کرد نفوذ زیادی در دولت ترامپ دارد و ممکن است بزودی رئیس‌جمهور آمریکا با اعزام مخفیانه سربازان اجیر همراه با نظامیان ارتش این کشور موافقت کند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از وب‌سایت «البوابة»، چند هفته پیش از اعلام استراتژی آمریکا در افغانستان، «اریک پرنس» بنیانگذار و رئیس سابق شرکت امنیتی «بلک واتر» بارها با مقامات کاخ سفید دیدار کرد تا طرح خصوصی‌سازی جنگ در افغانستان مورد تایید واشنگتن قرار گیرد.

با این حال طرح اریک پرنس مبنی بر جایگزینی نظامیان آمریکایی با سربازان اجیر مورد موافقت ترامپ قرار نگرفت و پنتاگون اخیرا از اعزام 3 هزار و 500 نظامی بیشتر به افغانستان خبر داده است.

پرنس اما نفوذ زیادی در کاخ سفید دارد و ممکن است که بزودی در کنار نظامیان آمریکایی سربازان اجیر را نیز بطور مخفیانه به افغانستان اعزام کند و حتی شمار آن‌ها از نظامیان آمریکایی در این کشور نیز بیشتر باشد.

بنیانگذار شرکت بلک واتر بارها تاکید کرده است که برای برون‌رفت از بحران‌های امنیتی، سربازان اجیر از نیروهای ارتش و یا نیروهای حافظ صلح سازمان ملل موثرتر هستند.

پرنس در آخرین ماجراجویی‌ خود نیروی امنیتی سری کلمبیایی را به امارات برد و هزینه استفاده از این نیروها را نیز شاهزاده ابوظبی در چکی به مبلغ 529 میلیون دلار پرداخته بود.

وی در نظر داشت تا 5 هزار و 500 سرباز اجیر را جایگزین نظامیان آمریکایی کند تا این نیروها در میدان نبرد نیز حضور فعالی داشته باشند.

پرنس در نظر داشت تا موانع قانونی خصوصی‌سازی جنگ را  نیز با محرمانه کردن اقدامات ارتش خصوصی خود و با عنوان عملیات اطلاعاتی دور بزند؛ با این حال جنجالی‌ترین بخش طرح پرنس در افغانستان پیاده‌سازی طرح کمپانی هند شرقی در این کشور بود.

در این طرح وی پیشنهاد کرد تا دولت ترامپ مانند مستعمره‌های سابق انگلیس فرمانداری را برای افغانستان معرفی کند.

با اینکه طرح بنیانگذار بلک واتر برای استفاده از ارتش خصوصی در افغانستان هنوز مورد استفاده قرار نگرفته است.

«شان مک‌ فیت» عضو ارشد اتاق فکر «آتلانتیک کنسول» گفت که ترامپ ممکن است بزودی به پرنس روی آورده و بخشی از پیشنهادات وی را اجرایی کند.

از سوی دیگر نیز پرنس، برادر «بتسی داوس» وزیر آموزش و پرورش آمریکا است که براساس برخی گزارش‌ها تلاش کرده تا از طرف دولت ترامپ کانالی را برای روابط پنهانی با روسیه بوجود آورد.

بنیانگذار شرکت بلک واتر پیش از این نیز «استیو بنن» استراتژیست ارشد سابق ترامپ را برای جایگزینی سربازان اجیر با نظامیان آمریکایی در افغانستان متقاعد کرده بود.

پرنس نفوذ زیادی در حلقات قدرت دولت ترامپ دارد و احتمال پیاده‌شدن برخی از طرح‌های وی مبنی بر خصوصی‌سازی جنگ در افغانستان وجود دارد.

خطرات خصوصی‌سازی جنگ

ارتش‌های خصوصی به همراه خود نگرانی‌های سیاسی و امنیتی بسیاری را دارند و برخی قوانین نظامیان ارتش‌های رسمی شامل آن‌ها نمی‌شود؛ که خطر ارتکاب هرگونه تخلف از جانب آن‌ها را افزایش می‌دهد.

مشهورترین تخلف سربازان اجیر در کشتار میدان ناصریه عراق در سال 2007 بود. در این کشتار سربازان اجیر شرکت بلک واتر به جمعیت مردم که در این میدان حضور داشتند شلیک کرده و 17 غیرنظامی عراقی را کشتند.

با این حال خطر استفاده از سربازان اجیر بسیار بیشتر از یک نمونه محسوس از خشونت علیه غیرنظامیان است.

شرکت‌های امنیتی بیشتر سربازان خود را از کشورهای چون کلمبیا و فیلیپین استخدام می‌کنند، زیرا جذب نیرو از این کشورها نسبت به کشورهای چون آمریکا، کانادا و یا کشورهای اروپایی ارزان‌تر است.

گفتنی است که شرکت بلک واتر در جنگ عراق بطور گسترده از نیروهای کلمبیایی با حقوق پایین استفاده می‌کرده و حقوق برخی از این نیروها که در منطقه جنگی حضور داشتند تنها به 34 دلار در روز می‌رسید.

سربازان اجیر به بخش اجرایی دولت آمریکا این اجازه را می‌دهد تا بدون گزارش دادن به کنگره و یا مردم این کشور، آتش جنگ را تشدید کرده و حضور نظامی خود را افزایش دهد.

«جرمی اسکهیل» نویسنده کتاب «بلک واتر؛ خیزش قویترین ارتش خصوصی جهان» و سردبیر و موسس نشریه خبری آنلاین «اینترسپت» گفت که سربازان اجیر امکان دور زدن کنگره توسط کاخ سفید را ایجاد می‌کند.

وی افزود: در نظر بگیرید که کنگره قانونی را تصویب می‌کند و خواستار کاهش نظامیان آمریکایی در افغانستان شود و بخواهد که شمار آن‌ها را به 5 هزار محدود کند؛  کاخ سفید هم می‌گوید ما به 20 یا 30 هزار نظامی احتیاج داریم و بقیه این نظامیان را از سربازان قراردادی تامین کرده و به کنگره نیز گزارش نمی‌دهیم.

اسکهیل در ادامه گفت: نه تنها این نیروها از دسترس کنگره خارج خواهند بود، بلکه دستیابی به جزئیات قرارداد این نظامیان نیز تقریبا غیرممکن است.

سربازان اجیر در میدان جنگ نیز معمولا تاکتیک‌های متفاوت و خطرناکی برای مبارزه با شبه‌نظامیان دارند.

مک فیت افزود: اگر نیروی ویژه‌ای را از فیلی‌پین استخدام کنید ممکن است نظرش درباره مقابله با شبه‌نظامیان این باشد که قبل از اینکه از ماهیت مظنون مطمئن شود، به وی شلیک کند که این کشتار بیشتر غیرنظامیان را در پی خواهد داشت.

اگر چنین اتفاقی بیفتد واشنگتن مدعی می‌شود که این کشتار توسط نظامی آمریکایی صورت نگرفته و عامل آن نظامی اجیر کلمبیایی و یا اوگاندایی بوده است.

نه تنها ارتش خصوصی تهدیدی برای دموکراسی و منافع امنیتی آمریکا است، بلکه شمار سربازان اجیر در برخی اوقات بیش از نظامیان ارتش آمریکا بوده است.

در سال 2009 شمار نظامیان آمریکایی حاضر در افغانستان 24 هزار و 56 نفر بود، در حالی که شمار سربازان اجیر در آن موقع به 29 هزار و 473 نفر می‌رسید.

با اینکه رئیس‌جمهور سابق آمریکا مدعی شده بود که خواستار کاهش حضور آمریکا در افغانستان است، اما آمار حکایت دیگری دارد.

در اواخر سال 2016 حدود 9 هزار و هشتصد نظامی آمریکایی در افغانستان مستقر بودند، در حالی که شمار سربازان اجیر در زمان مشابه 25 هزار و 197 نفر بود.

 

جنایات ضد بشری آمریکایان در ولایت لوگر

 

به گزارش «اسپوتنیک»، در تاریخ 30 اگست نیروهای هوایی ناتو تحت رهبری آمریکا به بهانه انجام عملیات ضد سرکردگان گروه طالبان قریه دشت باری واقع در ولایت لوگر را مورد هدف قرار دادند.

با وجود این که ولسوال طالبان هدف اصلی این شکار آمریکایان بود، در نتیجه رفتار غیر حرفه ای نیروهای ناتو فقط افراد بی گناه و ملکی افغان، من جمله زنان و اطفال قربانی این عملیات نظامی آمریکایان گردیدند.
آژانس «اسپوتنیک» جزئیات این حادثه هولناک و ضد بشری را از زبان مقامات ولایت لوگر و خویشاوندان کشته و زخمی شدگان بی گناه را نقل می کند.
سخنگوی مقام ولایت لوگر آقای سلیم صالح در جواب سوال خبرنگار «اسپوتنیک» گفت: زمانی که این واقعه صورت گرفته بود گزارشات نادرستی از کشته شدن ولسوال نامنهاد طالبان (محمد الله) برای ولسوالی خوشی و معاونش برای ما رسیده بود که بعدآ تحقیقات ما نشان داد که این خبر اشتباه بوده ولی دو تن دیگری از فرماندهان طالبان در نتیجه این حمله هوایی آمریکایان کشته شدند. همچنان متاسفانه که در این حمله ۲۳ تن از عضای یک خانواده در آن محل نیز کشته و زخمی شدند که ۱۱ تن که شامل زنان و کودکان بودند، کشته و ۱۲ تن دیگرشان زخمی می باشند.

گرچند آقای صالح در مورد هویت کشته و زخمی شدگان چیز خاصی نگفت اما یک تن از وابستگان این فامیل که در عقب دروازه شفاخانه نشسته بود با دنیای یاس و ناامیدی چنین گفت: «این حالت ماست. شما ببینید و قضاوت کنید. این اطفال و زنان مگر چه گناهی داشتند که توسط امریکایان کشته و زخمی شدند؟ در حالیکه در قریه ما امنیت کاملا برقرار بود و این خانواده هیچ وابستگی با طالبان هم نداشت و ندارد. نمی دانم چرا این خارجی ها (امریکایی ها) دست به این جنایت زدند؟»

وکیل خان یکی از عضای این خانواده است که برای مراقبت از زخمی شدگان فامیلش به شفاخانه ایمرجنسی کابل آمده است. او می گوید: «ساعت ۸ صبح تاریخ ۸ سنبله بود که همه زنان و اطفال ما در خانه بودند. به یکبارگی منزل ما مورد حمله هوایی امریکایان قرار گرفت. در خانه ما ۲۳ نفر، از جمله زنان و اطفال حضور داشتند. ۱۱ تن از آنها شهید و متباقی همه شامل زنان و مردان و اطفال زخمی شدند.
خواهرم به چشمش چره راکت خورد، خانم برادرم در اثر فروریزی سقف خانه حتی مغز سرش صدمه دید. برادرم محمد خبیر کاملا حالت روانی خود را از دست داده است و حالا درست نمی تواند حرف بزند. یک دختر نوجوانم در اثر این حمله زخمی شده و تکلیف مغزی پیدا کرده و اصلا هوش و هواسش را از دست داده است. در اثر فروریزی سقف خانه، دست و سر خانم من ضربه خورده و شکسته است حتی مغز سرش بیرون شده بود ولی خوشبختانه که تا هنوز زنده است و در این شفاخانه بستری می باشد».
من یک غریب کار هستم و شغل برمه کاری (حفر کاری) دارم. از مهاجرت کشور پاکستان به وطن خود برگشتیم تا خدمتگار ملت خود باشیم در حالیکه سکونت اصلی ما ولسوالی ضدران ولایت پکتیا می باشد. من با خانواده ام و ۳ برادر دیگرم به این منطقه امن مربوط به مرکز لوگر آمدیم و شش ماه می شود که تازه زمینی را خریده و خانه را ساخته بودیم تا یک زندگی صلح آمیزی را با عضای خانواده خود سپری کنیم. ولی بدبخت شدیم و ۲۳ تن از عضای خانواده ام همه زخمی و کشته شدند.

وکیل می گوید که این پیام را به اشرف غنی، ریئس جمهور افغانستان هم فرستاد و خواستار شد که از سوی مقامات دولتی جلوی این جنایات آمریکایان گرفته شود تا دوباره خانواده دیگری را به این حالت نرسانتد و این گونه جنایت ضد بشری مرتکب نشوند.
محترم وکیل در مورد این که تا هنوز چه کمک هایی را از جانب حکومت و خارجی ها دریافت کرده است، چنین می گوید: زمانی که خانه ما مورد حمله قرار گرفت، مردم محل به کمک ما رسیدند واقعا مردم به ما کمک کردند و توانستند تمامی شهدا و زخمی شدگان را از زیر آوارها بیرون بکشتند. قوماندان اردوی ملی، والی ولایت لوگر امبولانس ها را فرستاده و فوران زخمیان ما به شفاخانه انتقال گردند. والی ولایت به داکتران هم هدایت داد که باید از هیچ گونه کمک و همکاری دریغ نکنند.
اما از جانب حکومت مرکزی و یا خارجی ها تا هنوز هیچ گونه کمکی را دریافت نکرده ایم و تا به حال کدام وعده کمک رسانی داده نشده است.

وکیل خان یگانه فرد باقی مانده این خانواده در مورد این که دو تن از فرماندهان طالبان در این منزل کشته شده بودند، می گوید: این کاملا دروغ است و آمریکایان می خواهند خودشان را برائت کنند که گویا طالبان در منزل ما بودند. در حالی که خانه ما در امن ترین جای مرکز لوگر قرار دارد که هیچ گونه ناامنی و یا هم رفت و آمد طالبان در این ساحه وجود ندارد. چگونه ممکن است که ساعت ۸ صبح طالبان در خانه ما باشند؟ بعد از حمله، مردم محل و نیروهای حکومتی به کمک ما رسیدند. پس چه شد جسد ها و یا زخمیان طالبان؟ جز سه برادرم دیگر همه زخمیان و شهیدان اطفال و خانم ها بودند.
داکتر رسول گل سمر، رئیس صحت عامه ولایت لوگر در گفت و گو با خبرنگار «اسپوتنیک» در خصوص وضعیت در شفاخانه در روز حملات هوایی بیان داشت: در نتیجه حملات هوایی امریکایان زخمی شدگان و شهیدانی که به شعبه عاجل شفاخانه ما آورده شده بودند. ۹ تن زخمی و دو تن شامل یک دختر ۱۱ ساله و یک خانم سن در حدود ۱۸ سال داشتیم. این خانم فوت شده بود. ۹ تن دیگر زخمی بودنند. داکتر صاحبان نوکریوال این زخمیان را داخل بستر ساختند. متاسفانه ما نتوانستیم اسم شهدا را راجستر کنیم زیرا کسانی که این زخمیان را به شفاخانه آورده بودند عضای این فامیل و همسایگان آنها بودند و آن قدر وحشت زده بودند که نشد به درستی با آنها صحبت کرد. حتی یکی از عقارب این فامیل کاملا به شکل هیجان زده بود و این حمله بالایش تاثیر بد گذاشته بود و همه این مردم (مابقی عضای فامیل) یک نوع شوکه شده بودند.

آقای رسول گل سمر در مورد پیامدهای روانی آینده این زخمیان چنین گفت: علم طب و تجربه ها نشان داده است که تعداد بیشتری از اطفال زمانی که در چنین حادثه و یا درگیری هایی زخمی می شوند، با مشکلات روانی مواجه هستند و تاثیرات منفی بالای روانشان می گذارد. مثلا یاد فراموشی، نفهمیدن درس، حساسیت داشتن از صداهای انفجار و شبیه آن و حتی ترکیدن چیزی در نزدیک آنها.

داکتر رسول گل سمر در ادامه می گوید که از این که زنان نسبت به مردان حساس تر هستند اما بیشتر امکان آن می رود که بعد از زخمی شدن همیشه رنج ببرند زیرا هر دفعه ای که به زخم های دست و پا و یا روی خود نگاه کنند، مایوس می شوند. و این حالت می تواند این زنان را حتی به جنون بکشد.
در همین حال تعدادی از باشندگان کابل در صفحات اجتماعی می گویند که آمریکایان بارها دست به چنین جنایتی زده اند و این بار نخست نیست که چنین جنایت ضد بشری و خلاف تمامی قوانین حقوق بشری صورت بگیرد. باشندگان کابل در صفحات اجتماعی می نویسند: «بارها دیده ایم که حتی در سنگرها نیروهای امنیتی ما را هدف قرار داده اند و بعدا با یک معذرت خواهی خواستند بالای این جنایت خود پرده بپوشانند».
در زمان حکومت حامد کرزی بارها این آمریکایان دست به جنایت ضد بشری زده و خانه های مردم عام را هدف قرار داده بودند که در آن زمان حامد کرزی فرمانی را صادر کرد که در نهایت حملات شب هنگام متوقف گردید.
ضمنا شایان ذکر است که یک منبع آگاه به «اسپوتنیک» گفت گروه طالبان بعد از آن که از داخل جنگل که در ساحه دور تر از منطقه دشت باری قرار دارد، برآمد یک طیاره خارجی ها را سرنگون ساخت و بعد از آن تمامی نیروهای طالبان به زود ترین فرصت دوباره کنترول آن ساحه را به دست آوردند. ولی ساعتی طول نکشید که آمریکایان دست به حملات هوایی و جنایت ضد بشری زده و خانه های مردم عام را عمدا بمبارد کردند که در نتیجه آن ۲۸ تن از افراد ملکی که شامل زنان و کودکان می باشند، کشته و زخمی ساختند.

 

 

افشای نام ماموری که جان کرزی را نجات داد

 

گرگ وگلی ماموری که در دسامبر سال 2001 جان حامد کرزی رئیس جمهور آینده افغانستان را نجات داد.

آژانس مرکزی اطلاعات (CIA) نام ماموری که در دسامبر سال 2001 جان حامد کرزی رئیس جمهور آینده افغانستان را نجات داد، معرفی کرد.
به گزارش اسپوتنیک به نقل از "واشنگتن پست" آژانس مرکزی اطلاعات امریکا (سیا) روز دوشنبه در مراسمی به مناسب 70 مین سالگرد تاسیس این سازمان نام ماموری که زندگی حامد کرزی را نجات داد معرفی کرد. او گرگ وگلی است و در سال 2016 در سن 83 سالگی تقاعد کرد و رتبه سوم جایزه افتخاری دانشکده "
Trailblazer " را دریافت کرد.
وگلی در کتاب خاطراتی از جورج تنت، رئیس پیشین سیا که در سال 2007، به عنوان "گرگ ب" منتشر گردید، آمده است که او در عملیات آزادی در افغانستان به عنوان یک پل ارتباط اطلاعاتی میان امریکا و طالبان اپوزیسیون و سیاستمداران پشتون کرزی نقش داشت. در واقع وگلی به عنوان محافظ شخصی حامد کرزی عمل می کرد و در طول این مدت چندین بار جان او را نجات داده است.
این منبع می افزاید، در آن زمان ، طالبان بزرگترین تهدید برای زندگی کرزی نبودند بلکه قوای هوایی ایالات متحده بود. قوای هوایی امریکا در تاریخ 5 دسامبر 2001 به رهبری حامد کرزی به طور اشتباهی پایگاه نظامی را هدف قرار داد که در نتیجه آن سه سرباز امریکایی و پنج سرباز افغان کشته شدند. در این کتاب آمده است اگر گرگ وگلی نمی بود، کرزی هم کشته میشد. او درست قبل از انفجار بر روی کرزی پرید و جان او را نجات داد.

دقیقا در همان روز در کنفرانس بین المللی بن حامد کرزی به عنوان رئیس جمهور موقت افغانستان انتخاب و در سال 2002 رئیس جمهور منتخب این کشور شد.
مایکل پومپیئو رئیس سازمان اطلاعات مرکزی امریکا در تقدیرنامه وگلی او را " قهرمان کنونی سیا) خوانده و ادامه در مورد فعالیت های او در افغانستان نوشته است.

 

امریکا می خواهد اردوی ملی افغانستان را امریکایی بسازد

 

هدف اصلی طرح آقای غنی برکناری کارمندان و افسران متعلق به حزب دموکراتیک خلق و تحصیل یافته های روسیه می‌باشد.

محمد اشرف غنی رئیس ‌جمهور افغانستان در نظر دارد تا با اجرای طرحی 65000 تن از افسران نیروهای امنیتی افغانستان را بازنشسته سازد.
بر اساس این طرح، افسران و نظامیانی که سن ‌شان بالاتر از 55 باشد، متقاعد خواهد شد.
به نظر بعضی از کارشناسان هدف اصلی این طرح که از سوی فرماندهان نیروهای ناتو و امریکا نیز حمایت می‌شود، کارمندان مجاهدین سابق، افسران متعلق به حزب دموکراتیک خلق و همچنین تحصیل یافته های شوروی سابق و روسیه می‌باشد.
دگرجنرال دولت وزیری سخنگوی وزارت دفاع افغانستان به آژانس خبری اسپوتنیک افغانستان گفت: «این همه شایعات است».
او می گوید که طرح جدید رئیس جمهور تاثیر منفی بر قوای مسلح کشور نخواهد گذاشت. مطابق این طرح در قدم اول در اردوی ملی افغانستان 65000 افسر که واجب شرایط طرح رییس جمهور باشند وجود ندارد و در قدم دوم مطابق این طرح که هنوز عملی نشده، دولت افغانستان می خواهد در میان نیرو های امنیتی افغانستان بیلانس را برابر نماید.
به گفته این جنرال امروز در اردوی افغانستان حدود شش هزار نفر بی کار که جوان های تحصیل یافته اند می باشند و مطابق طرح رئیس جمهور این جوانان جایگزین آنعده کارمندادن که فاقد شرایط کاری هستند می شوند. 

اما به نظر جنرال عبدالواحد طاقت هدف اصلی طرح آقای غنی برکناری کارمندان و افسران متعلق به حزب دموکراتیک خلق و تحصیل یافته های روسیه می‌باشد.
او این تصمیم دولت را عجولانه و ناسنجشانه نامیده و می گوید که با سبکدوش نمودن افسران تراجدی بزرگ در اردوی ملی بوجود می آید.
جنرال طاقت به آژانس خبری اسپوتنیک گفت که دولت نظر به قانون تقاعد می تواند این کار را انجام بدهد، اما مانند سایر کشور ها باید آن ها را دوباره مثل مشاور و یا استادان دانشگاه های نظامی به کار استخدام نماید.
به نظر این کارشناس نطامی دولت وقتی این کار را می توانست انجام بدهد که گزینه بهتر می داشت، و خلاع در صفوف اردوی ملی کشور بجود نمی آمد.
او ادامه داده می گوید که با این طرح امریکای ها تلاش می کنند تا حدود 20000 نفر را به شکل ملیشه در اردو جابجا کند که در اینده امکان بیشتر شدن آن ها نیز وجود دارد.
او می گوید که امریکا می خواهد اردوی افغانستان را امریکایی بسازد. آنها پسران آنعده افغان های را که به نفع امریکا کار میکنند در وزرات خانه ها و موسسات استخباراتی شان طی چندین سال تعلیم یافته اند و حال برای امریکایی ساختن اردوی ملی آن ها را جایگزین کارمندادن سابقه می کنند.

جنرال طاقت تاکید می کند که این طرح اصلاحی نه، بل کودتایی است. با این طرح ظرفیت‌های اصلی و کادرهای مسلکی و سابقه‌دار نیروهای امنیتی افغانستان و همچنین نظامیان تحصیل یافته در روسیه هدف گرفته می شوند.
این جنرال می گوید که امریکایی ها بدلیل آن که من تحصیل یافته اتحاد جماهیر شوروی هستم مرا به کار استخدام نمی کنند.
اما دگرجنرال دولت وزیری سخنگوی وزارت دفاع افغانستان گفته های جنرال طاقت را رد نموده می گوید که این طرحه بر هیچ کس نیست.
آقای وزیری گفت که با اجرای طرح در اردوی ملی رتبه و بست معادل شده و همچنین مشکل افسران که در ریزرف هستند حل خواهد شد.
باید گفت که افغانستان در نظر دارد تا با اجرای طرحی 65000 تن از افسران نیروهای امنیتی افغانستان را بازنشسته سازد.
زمان نشان خواهد داد که تا چه حد این طرح قابل اجرا و به نفع اردوی ملی افغانستان خواهد بود.

 

 

ابراز نگرانی روسیه به آمریکا درباره جابجایی داعشی ها در افغانستان توسط بالگردهای ناشناس

 

فرستاده ویژه رئیس جمهور روسیه در امور افغانستان در دیدار با همتای آمریکایی خود درباره جابجایی تروریست های داعش در افغانستان توسط «بالگردهای ناشناس» ابراز نگرانی شدید کرد. 

به گزارش اسپوتنیک از مقر سازمان ملل متحد در نیویورک، «ضمیر کابیلوف» روز پنجشنبه گفت در دیدار با آلیس ولز درباره موضوع جابجایی داعشی ها و مهمات آنها توسط بالگردهای ناشناس ابراز نگرانی شدید کرده است. وی گفت:«در میان مشکلاتی که ما داریم، من به مسئله بی اعتمادی که ما درباره این بالگردهای مشکوک داریم اشاره کردم، بالگردهایی که اعضای داعش، تسلیحات و مهمات آنها را جابجا می کند.»
­کابیلوف که رئیس اداره دوم امور آسیا را در وزارت امور خارجه روسیه بر عهده دارد روز چهارشنبه با آلیس ولز کفیل جانشین وزیر امور خارجه آمریکا در امور آسیای میانه و جنوب آسیا و نماینده ویژه این کشور در امور افغانستان و پاکستان دیدار کرد. این اولین رایزنی آمریکا و روسیه از زمان اعلام راهبرد جدید آمریکا درباره افغانستان توسط دونالد ترامپ رئیس جمهور این کشور به شمار می رود.

 

 

استراتژی جدید واشنگتن در افغانستان و درس‌های جنگ ویتنام برای ترامپ

رسانه آمریکایی با اشاره به استراتژی آمریکا در افغانستان درس‌های جنگ ویتنام برای ترامپ را خاطرنشان کرد و تصریح کرد که استراتژی عدم شکست در برابر دشمنی که با انگیزه‌های ایدئولوژیک می‌جنگد، محکوم به شکست است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از «نیویورک تایمز»، در آگوست سال 1965 «لیندن جانسون» رئیس‌جمهور وقت آمریکا گفته بود: آمریکا در جنگ‌هایی که شروع می‌کند پیروز خواهد شد.

با این حال استراتژی که در آن زمان آمریکا را به مداخله در ویتنام کشاند، بر عدم شکست استوار بود.

«مک جورج باندی» مشاور امنیت ملی جانسون بعدها اقرار کرد که شخصا استراتژی آمریکا در جنگ ویتنام را تایید کرده بود.

وی گفته بود که این استراتژی بر استفاده محدود از نیروی نظامی تاکید داشت، تا حدی که این نیروها تنها از پیشروی دشمن جلوگیری کنند.

طبق اظهارات باندی، آمریکا معتقد بود که با این رویکرد در نهایت «کمونیست‌های ویتنامی مجبور به مصالحه اهداف و خواسته‌های خود خواهند شد».

این در حالی است که رئیس‌جمهور فعلی آمریکا نیز پس از ماه‌ها بررسی، راهبرد مشابهی را برای پیروزی در جنگ 16 ساله افغانستان اتخاذ کرده است.

«رکس تیلرسون» وزیر خارجه آمریکا هدف از استراتژی جدید این کشور را «تحت فشار قرار دادن طالبان» اعلام کرد.

وی اظهار داشت که هدف این است که طالبان متوجه شوند در میدان نبرد پیروز نخواهند شد و خطاب به این گروه گفت: ممکن است ما پیروز نشویم، اما شما نیز برنده نخواهید شد.

تیلرسون افزود: در نهایت طالبان بر سر میز مذاکره حاضر خواهد شد و بدین صورت راهی برای پایان دادن به این وضع پیدا می‌شود.

استراتژی عدم شکست پیش از افغانستان در ویتنام نیز باعث شکست آمریکا شده بود، بنابراین واشنگتن باید پیش از تکرار این استراتژی درباره راهبرد خود در افغانستان تجدیدنظر کند.

جورج باندی سال‌ها پس از پایان جنگ ویتنام گفت: ما هیچ‌گاه نباید برای تغییر ساختار درونی قدرت دیگر کشورها تصمیم گرفته و یا حتی برای تاثیر‌گذاری بر آن تلاش کنیم.

حال سوال اینجاست که آیا رئیس‌جمهور آمریکا این درس را گرفته است؟

ترامپ در زمان اعلام استراتژی‌ جدیدش گفت: ما شریک و دوست افغانستان هستیم، اما به مردم این کشور دیکته نخواهیم کرد که چگونه زندگی کنند و چطور بر جامعه پیچیده خود حکمرانی کنند؛ ما دیگر به دنبال دولت‌سازی نیستیم، بلکه به دنبال کشتن تروریست‌ها هستیم.

با این حال، استراتژی که بر پایه حفظ شرایط فعلی و عدم شکست استوار باشد، بطور دقیق مستلزم چیزی است که ترامپ ادعای مخالفت با آن را دارد یعنی حمایت از دولت افغانستان؛ که بدون کمک مالی مدت زیادی دوام نخواهد آورد.

با این حال به گفته «مکس بوت» خبرنگار نیویورک تایمز، دولت‌سازی دقیقا همان چیزی است که آمریکا در افغانستان انجام می‌دهد.

وی که اخیرا از سفر به افغانستان باز گشته اظهار داشت: تنها به جای «دولت‌سازی» فرماندهان نظامی آمریکا از کلماتی چون «ظرفیت‌سازی»، «توانمندسازی» و واژه‌های از این قبیل استفاده می‌کنند.

یکی از درس‌های ویتنام برای آمریکا را نیز «هنری کسینجر» وزیر خارجه و مشاور امنیت ملی سابق آمریکا در مقاله‌ای در اواخر سال 1968 مطرح کرد.

وی در یادداشت خود اظهار داشت: جنگ ما نظامی بود، در حالی که حریف ما جنگ سیاسی را در پیش گرفته بود.

کسینجر تصریح کرد که آمریکا در این جنگ به دنبال ایجاد ضعف فیزیکی در مخالفان خود بود، در حالی که ویتنامی‌ها برای تضعیف روانی آن‌ها تلاش می‌کردند.

وی افزود: در این روند چیزی که آمریکایی‌ها فراموش کردند این است که در جنگ‌های چریکی اگر شما شکست نخورید، پیروز شده‌اید.

کسینجر در سال 2008 نیز در گفت‌وگو با «نیوزویک» گفته بود: فرماندهان هانوی پیش از این به مدت یک دهه در مقابل فرانسه جنگیده بودند و با آمریکا نیز برای مدت مشابهی مشغول نبرد بودند؛ اما هدف آن‌ها از جنگ نه برای رسیدن به مصالحه سیاسی، بلکه برای پیروزی بود.

به عبارت دیگر، استراتژی عدم شکست در برابر دشمنی که با انگیزه‌های ایدئولوژیک می‌جنگد و جنگ‌های چریکی می‌کند، محکوم به شکست است.

 

افزایش حملات هوایی نیروهای امریکایی پس از به قدرت رسیدن ترامپ و عواقب آن

 

براساس تازه‌ترین آمار نشر شده توسط رسانه‌های امریکایی و بریتانیایی، تعداد حملات هوایی نیروهای امریکایی پس از به قدرت رسیدن دونالد ترامپ به مراتب افزایش یافته است.

به گزارش اسپوتنیک، آژانس خبری و تحقیقاتی بریتانیاییBureau of Investigative Journalism با نشر اطلاعات درمورد تعداد حملات هوایی نیروهای امریکایی در افغانستان و همچنان آمار قربانیان این حملات، نوشته است که پس از آغاز دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ، تعداد این حملات بیشتر از دو برابر نسبت به سال گذشته، افزایش یافته است.

براساس این آمار، در طول 9 ماه گذشته سال 2017 نیروهای هوایی ایالات متحده امریکا 2353 حمله هوایی در افغانستان انجام داده اند. در حالیکه در سال 2016 تعداد این حملات 1072 حمله گزارش شده است.
این در حالیست که آگاهان نظامی و سیاسی افزایش این حملات را نه تنها مفید بلکه باعث تشدید اوضاع امنیتی در افغانستان، می‌خوانند.
محمد هاشم الکوزی، رییس کمیسیون امنیت داخلی و دفاعی مجلس سنا در مصاحبه با اسپوتنیک در رابطه با افزایش حملات هوایی نیروهای امریکایی و تلفات ملکی این حملات را به دلیل اینکه برخلاف خواست ملت افغانستان است، غیر مفید دانسته گفت: "حملات هوایی امریکایی که براساس راهبرد جدید ترامپ برای افغانستان، انجام می‌شوند، و در نتیجه آن افراد ملکی و کودکان افغان شهید می‌شوند، باعث ایجاد فاصله میان مردم و حکومت شده اند".

به گفته این عضو مجلس سنا، در صورتیکه هزینه‌های جنگی بالای پروسه صلح مصرف شوند، امکان دارد از یک جانب، زحمات و مصارف بی‌جای ترامپ و دیگران کاهش یابند و از جانب دیگر در افغانستان صلح و امنیت نیز تامین شود.
وی درباره شهادت افراد ملکی در نتیجه حملات هوایی امریکایی گفت: "متاسفانه رییس جمهور افغانستان که باید جویای احوال افراد ملکی و کودکانی که در نتیجه حملات هوایی امریکایی‌ها شهید یا زخمی شده اند، می‌شد و عاملین این کشتار را پیگیری کند، برای اینکه خارجی‌ها، سفارت امریکا و یا دیگر نهادهای بین‌المللی را آزرده خاطر نسازد، نمی‌خواهد این حملات را پیگیری کند".

به گفته آقای الکوزی، یگانه راه حل موضوع افغانستان پروسه صلح است، که در این مورد باید توجه جدی و اساسی صورت بگیرد، وی گفت: "این پروسه که خلیلی در راس آن قرار دارد، مفید نیست. حکومت برای راضی ساختن افراد ناراضی آنها را به رهبری این پروسه گماشته است. این افراد صلح آورده نمی‌توانند. این افراد هیچ درکی از طالبان و این پروسه ندارند، آنها یا کسانی اند که در بیرون از افغانستان بوده اند و یا هم کسانی که تا دیروز علیه طالبان می‌جنگیدند و افراد یکدیگر را به قتل رسانیده اند. این راه حل نیست و باید به مردم و ملت افغانستان مراجعه شود".

جنرال نظیفه ذکی، عضو مجلس نمایندگان در مصاحبه با اسپوتنیک عدم هماهنگی با نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان را دلیل ناکامی و تاثیر منفی حملات هوایی نیروهای امریکایی خوانده گفت: "دشمن از خانم‌ها و کودکان ملکی به عنوان سپر استفاده می‌کنند و نیروهای خارجی نیز با انداخت به این خانه‌ها باعث تلفات ملکی می‌شوند".

به گفته‌ی وی تا هنوز حملات هوایی نیروهای امریکایی در افغانستان موثر نبوده، و در اکثر موارد باعث کشتار افراد ملکی و حتی نیروهای نظامی افغان شده اند. این عضو مجلس نمایندگان در رابطه به محاکمه عاملین این کشتار گفت: "چون این‌ها (امریکایی‌ها) یکی از ابر قدرت‌ها جهان اند، بناً هیچ کس از خون قربانیان ما دادخواهی نمی‌کنند. و اعتراضات داخلی در افغانستان نیز از طریق پارلمان، جامعه مدنی و رسانه‌ها نتیجه نمی‌دهند".

خانم ذکی در اخیر یگانه راه حل این مشکل را دخالت جامعه جهانی و کشورهای صلح‌دوست در این موضوع خواند، وی گفت: "باید جامعه جهانی و کشورهای صلح‌دوست و دوست‌های بین‌المللی افغانستان باید خواستار مجازات گنهکاران شوند تا این دیگران جرم نکنند، درست است که در چند سال به نیروهای ما کمک کرده اند، اما بازهم چنین تخطی‌ها بابخشودنی است".

 

کیها درآمد معادن افغانستان را بدست می آورند؟

 

حضور غیرقابل کنترول امریکایی ها از طرف افغانها در آنوقت در هلمند مورد سؤظن قرار داشت.

در حاشیه نشست سازمان ملل متحد سران حکومت افغانستان و امریکا، بر سر استخراج منابع معدنی کمیاب افغانستان توسط شرکت های امریکایی به توافق رسیدند.
بنابراین با این کارامریکا هم به دنبال بدست آوردن هزینه های خود که در افغانستان به مصرف می رساند هست و هم می خواهد که مردم افغانستان خودکفا شوند.
حاجی محمد عبدو وکیل پارلمان افغانستان به آژانس خبرری اسپوتنیک گفت که امروز معادن افغانستان زیر کنترول گروهای دهشت افگن است. آنها تعداد زیاد از این معادن را استخراج نموده و به پاکستان قاچاق می کنند، تا بتوانند پول انگفت را برای خود بدست بیاورند. 

او می گوید که دولت افغانستان برای جلوگیری از استخراج غیر قانونی معادن افغانستان تلاش دارد، اما تا به حال به نتیجه نرسیده است.
چندی قبل آژانس اسپوتنیک خبری در مورد نگرانی شماری از نمایندگان مردم هلمند در شورای ملی درمورد استخراج معادن یورانیم توسط خارجی‌ها در این ولایت منتشر کرده بود، و مدتی پس از نشر این خبر شماری از باشندگان محل و مقامات آگاه از این موضوع با ابراز نظر، این موضوع را تائید کردند.
یک عضو شورای ولایتی هلمند که نخواست اسمش ذکر شود، با تائید وجود معادن یورانیم در ولسوالی خانشین ولایت هلمند گفت که قبلاً این مناطق به نام مناطق بلایی یاد می‌شدند، چون اشخاص و حیواناتی که به کوه‌های خانشین می‌رفتند، فلج می‌شدند. اما پس از تشخیص وجود معادن یورانیم در این مناطق دلیل اصلی این مشکلات معلوم شد.
نسیمه نیازی، نماینده مردم هلمند در مجلس نمایندگان به آژانس اسپوتنیک گفت که ولایت هلمند دارای معادن زیادی است و اکثر مناطقی که معادن در آن‌جاها قرار دارد، خارج از حاکمیت دولت افغانستان است. 

به گفته این نماینده مجلس، معدن یورانیم در ولسوالی خانشین هلمند قرار دارد و این ولسوالی همواره در تصرف طالبان بوده است.
از سوی دیگر دوکتور سمیع الله پویا مبصر سیاسی در گفتگوی به آژانس خبری اسپوتنیک گفت: امریکایی‌ها از اواسط قرن بیست در هلمند حضور یافتند، هنگامی که با سردار شاه محمود خان صدراعظم قرارداد احداث کانال هلمند را امضا نمودند. بعداً محمد داود خان در سال ۱۹۵۳ که رهبری کابینه را در دست گرفت از احداث این کانال که برای افغانستان پر مصرف بود می خواست این قرار داد را فسخ کند.
همچنین حضور غیرقابل کنترول امریکایی ها از طرف افغانها در آنوقت در هلمند مورد سؤظن قرار داشت.
دوکتور پویا می گوید اینکه طیاره های امریکایی همواره بدون کنترول دولت افغانستان در این ساحه نشست و پرواز میکنند، از سالها تا به حال مورد سوال قرار دارد و همواره شک و حتی مورد انزجار افغانها قرار گرفته است.
امروز نظر به عدم امکانات و بررسی، افغانها تا به حال اسنادی در دست ندارند تا بتوان امریکا و انگلیس را در امر انتقال غنایم افغانستان و همچنین ترانزیت مواد مخدر از ولایت هلمند محکوم نماید. 

و با وجود حضور نیرو های امریکایی و انگلیس در این ولایت، هیچ دست آوردی در تامین امنیت ندارند که خود قابل سوال است.
به نظر این کارشناس استراتژی جدید اداره ترامپ که متکی بر علایق اقتصادی شان در این کشور است، حضور امریکایی ها در ولایت هلمند باز هم بیشتر از سایر مناطق افغانستان خواهد بود.
او می گوید که بررسی ادعای نمایندگان مجلس افغانستان صرف با همکاری های فنی کشور های که علاقمندی در مورد دارند میتواند نتایج مطلوب داشته باشد. اینکه حاکمیت در مورد چنین همکاری‌ها اقدامات عملی را روی دست خواهد گرفت برای شخص خودم سوال است.
از سوی دیگر سیف الدین سیحون استاد پوهنځی اقتصاد دانشگاه کابل طی مصاحبه با آژانس اسپوتنیک گفت جنگ که نزدیک به چهار دهه کشور درگیر ان است، معادن افغانستان سرویی درست نشده است، اما با آن هم کشور های خارجی بخصوص امریکا تلاش دارند تا با بدست آوردن تندرهای ارزان معادن افغانستان را استخراج کنند.

چندی قبل عبدالقدیر مطفی سخنگوی وزارت معادن و پترولیم در گفتگوی با آژانس خبری اسپوتنیک در مورد ارزشی تقریبی معادن افغانستان گفته بود که سند معتبری که بیانگر ارزش مجموعی معادن افغانستان باشد، بدسترس نیست. اما به این نظر هستیم که ارزش معادن افغانستان به اساس سروی های متعددیکه از طرف ایالات متحده امریکا صورت گرفته، می توان گفت معادن های افغانستان درحدود سه هزار میلیارد دالر تخمین گردیده، اما ما باورمند هستیم که ارزش معادن افغانستان بالاتر از تخمین های داده شده میباشد.

 

 

افغانستان از طریق آذربایجان به بازار اروپا می رود

 

افغانستان امروز به گسترش روابط تجاری به شدت احتیاج دارد و راه های مختلفی برای ورود به بازارهای کلان جهانی را جست و جو می کند. البته کابل نه تنها مارکتهای جمهوری های همسایه آسیایی را در نظر گرفته بلکه به دنبال بازارهای روسیه و اروپا می باشد.

اما صادرات و انتقالات محصولات افغانی نه تنها به دلیل جنگ خونین طولانی و ناامنی در تعدادی از مناطق کشور دشوار است بلکه به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی افغانستان با مشکلات مواجه می گردد. افغانستان از چهار طرف به خشکه محاط بوده و دسترسی مستقیم به بنادر بحری ندارد و بنابراین مجبور است از امکانات سایر کشورهای همسایه مثل ایران (بندر عباس، بندر امام خمینی و بندر چابهار) و  پاکستان (بندر واگه در لاهور) برای صادرات به کشورهای دیگر استفاده کند.

اما به نظر می رسد که افغانستان در موارد زیاد از این وابستگی اقتصادی برای فروش و صادرات محصولات خودش راضی نیست چراکه این کشورهای همسایه از یک سو شریک هستند و از سوی دیگر محصولات آنها با اجناس افغانی هم رقابت می کند. لذا افغانستان به دنبال راه های جایگزین برای ورود به بازارهای جهانی می باشد و شریکهای جدیدی برای انتقال محصولات خود به بازارهای کلان را یافت می کند.

جمهوری آذربایجان می تواند یکی از این شرکای خوب و قابل اعتماد برای افغانستان شود. روابط بین باکو و کابل در سالهای اخیر رشد قابل توجهی داشت. مقامات دو کشور قصد دارند از این فرصت فراهم آورده به خوبی استفاده کنند. با این هدف پروژه لاپیز لازولی در نظر گرفته شد که شامل ایجاد یک کریدور حملی از افغانستان به اروپا با عبور از ترکمنستان، آذربایجان و گرجستان است.  

جناب آقای صیام الدین پسرلی، مدیر عمومی روابط عامه اتاق تجارت و صنایع افغانستان در مصاحبه اختصاصی با مارینا الشعلان خبرنگار آژانس خبری «اسپوتنیک افغانستان» گفت که جمهوری اسلامی قصد دارد از طریق آذربایجان وارد بازارهای کلان اروپا شود. وی در مورد روابط تجاری کابل و باکو چنین بیان داشت:

حکومت فعلی افغانستان توانست با کشورهای آسیای میانه مشخصا با ترکمنستان، قزاقستان، ازبکستان و تاجیکستان ارتباطات بسیار خوبی را برقرار کند و مناسبات با کشور آذربایجان را خوبتر بسازد. ما در بخش ترانزیت به موقعیت استراتژیک آذربایجان ضرورت داریم چراکه از طریق این کشور می توانیم محصولات خود را به اروپا صادر کنیم و خود کشور آذربایجان علاقمندی دارد که از طریق افغانستان اموال خود را به کشور های آسیای جنوبی صادر کند.

ما در حال حاضر با کشور آذربایجان هم  واردات و هم صادرات داریم و حجم تجارت ما با آذربایجان به 14 میلیون دلار رسیده است. اکثر اموال وارداتی از آذربایجان شامل ماشین آلات، سوخت، مواد خوراکی و تکنولوژی می باشد.

ما از طرف خود می توانیم از طریق آذربایجان میوجات تازه و خشک، سبزیجاتی که از کیفیت و مزه بسیار خوب برخوردار است، به خریداران اروپایی عرضه نماییم. می توانیم محصولات داخلی و تولیدات خود را از طریق باکو صادر کنیم. حالا میوجات تازه و خشک و زعفران ما در اروپا کم کم با قیمت مناسب و خوب به فروش می رسد.

ما قبلا این محصولات را از طریق پاکستان صادر  می کردیم. اما با تعدادی از مشکلات رو به رو شدیم چرا که به سیستم راه آهن وصل نشده بودیم. امروز افغانستان جز کریدور حملی راه آهن شده است که از کشورهای آسیای میانه به سمت اروپا می رود. ما تمایل داریم که با همه کشور های این سیستم روابط خوبتر را داشته باشیم.

جناب آقای صیام الدین پسرلی همچنین افزود که برای پیشبرد روند صادرات و انتقالات محصولات افغانی به بازارهای اروپا با آذربایجان مذاکرات ابتدایی صورت گرفته و توافقات حاصل شده در این خصوص به زودی اجرا خواهد شد:

تا اکنون با مقامات آذربایجان در خصوص ترانزیت محصولات ما از طریق خاک یا بنادر این کشور مذاکرات ابتدایی داشتیم و افغانستان علاقمند است که از طریق زمینی یعنی توسط  راه آهن یا در بعضی از موارد به وسیله کشتی از طریق بحر محصولات را صادر کند. آذربایجان تمام این امکانات را دارد. اما در مرحله اول تمام توجه ما بر روی سیستم زمینی متمرکز شده است.

گفتنی است که افغانستان تفاهم نامه چند جانبه با کشورهای عضو کریدور راه آهن هنوز امضا نکرده  و لازم است که در بخش ترانزیت محصولات هرچه زودتر این سند به امضا برسد و امکان استفاده از سیستم راه آهن اجرایی گردد. لازم است که سیستم گمرکی سهلتر و یکسان شود. در این زمینه مشکلات جدی وجود ندارد. ما فعلا منتظر نتایج مذاکرات مقامات عالی دو کشور هستیم تا کارهای عملی را شروع کنیم.

 

 

 

تنگنای شب‌نشینی در کابل/ از دیسکو گرفته تا...

 

سپوتنیک :  در جوامع سنتی، برنامه‌های تفریحی و سرگرم کننده محدود است. هرچه جامعه سنتی‌تر و مذهبی‌تر باشد، این محدودیت شدیدتر می‌شود. نه اینکه برنامه‌های تفریحی و سرگرم کننده در مغایرت با ارزشهای دینی-سنتی باشند، بل بیشتر به این دلیل که سرگرمی‌ و خوشگذرانی در مغایرت با اخلاق جمعی حاکم در جامعه است.

اگر بتوانیم برنامه‌های تفریحی و سرگرم کننده در تمام کشورها را ثبت و سپس کشورها را به لحاظ تعدد و تنوع برنامه‌های تفریحی و سرگرم کننده دسته بندی کنیم، افغانستان بدون هیچ تردیدی در قعر جدول قرار خواهد گرفت. عوامل بسیاری در افغانستان وجود دارد که بستر تفریح و خوشگذرانی را از افغانستان چیده و دست جوانان از وقت‌گذرانی سرورآمیز را بسته است. اما به صورت کلی به چهار عامل می‌توان اشاره کرد، هرچند که نمی‌توان این عوامل را تقدم و تاخر بخشید.

1- سنت و عرف حاکم

باورهای سنتی که تار و پود روحانی جامعه افغانستان را شکل داده، تقریباً به صورت کامل مانع گردهم آمدن و تفریح انسان‌های افغانستانی شده است. اینجا تقریباً به تمامی برنامه‌ها و بازی‌های سرگرم کننده، حیثیت قمار و حرام بودن را داده اند و هرآنچه حیثیت حرام بودن را با خود داشته باشد، در باور عمومی، یک کار پست و ناروا شمرده می‌شوند و کسانی هم که به این بازی‌ها و برنامه‌ها بپردازند، اتومات در انظار عمومی نادیده گرفته شده و حتا منفور می‌شوند. به همین خاطر، بسیاری از جوانان گاهی از ترس خانواده‌ها، گاهی از ترس شهره‌ی شهر شدن و جمعی هم به دلیل گیرماندن در باورهای سنتی-مذهبی، از گردهم آمدن و خوشگذراندن پرهیز می‌کنند.

2- ناامنی

اما در افغانستان، هستند مردان، زنان و جوانانی که بر باورهای سنتی-مذهبی غلبه کرده و عملاً برنامه‌ریزی می‌کنند تا دورهم جمع شده و به تفریح و خوشگذرانی بپردازند. در سال‌های اخیر، بزرگترین چالش فراراه این گروه، ناامنی است. ناامنی بسان یک روح قدرت‌مند ضد تفریح و خوشگذرانی، در همه جای این کشور حضور دارد و آدم‌های بسیاری را محصور و اذیت می‌کند.

3- فقر اقتصادی

در کنار باورهای سنتی حاکم در جامعه و ناامنی گسترده، ناتوانی اقتصادی را نیز می‌توان یکی ازعوامل تحدیدکننده‌ی برنامه‌های تفریحی و شب‌نشینی‌های دوستانه قلمداد کرد. کسانی که نه باکی از حرام بودن دارند و نه دغدغه‌ی ناامنی را دارند، اکثراً با ناتوانی اقتصادی مواجه اند. یا جای مناسب برای گردهم آمدن ندارند یا توان تهیه‌ی اسباب و مواد مورد ضرورت جمع شدن و خوش گذراندن را.

4- کمبود وقت

در کنار عوامل فوق، یک عامل دیگر هم وجود دارد و آن پُر بودن وقت بسیاری از جوانان، مردان و زنان است. مردمی که فرصت جمع شدن و بگو و بخند یا لذت بردن را ندارند. این عامل بیشتر شامل حال کسانی می‌شوند که شغل و منصب مهمی دارند.

با تمام این مشکلات، افغانستان به صورت کل و شهر کابل به صورت خاص، شاهد گردهم آمدن‌های بسیاری است. از شب‌نشینی‌ها به مناسبت تولد بچه‌یی گرفته تا جمع شدن به خاطر مناسبت‌های فرهنگی و تاریخی و شب‌نشینی‌های دوستانه. اما در شب‌نشینی‌های کابل چه میگذرد؟ آن‌هایی که دور هم جمع می‌شوند، چه کار می‌کنند؟ چقدر آزادند؟ علایق و خواهشات در شب‌نشینی‌های کابل کدام‌ها اند؟

در صحبتی که با تعدادی از جوانان (از آدم‌های پولدار گرفته تا آن‌هایی‌که شغل خوبی در دولت دارند) صورت گرفته، معلوم می‌شود که بازی‌های سرگرم‌کننده نظیر کارت و شطرنج، که از زمان‌های نسبتاً دوری تا به حال جریان دارد، کمترین امکاناتی است که برای شب‌نشینی و خوشگذرانی می‌توان فراهمش کرد. اما میل تجمعات دوستانه و صمیمی در این بازی‌ها ارضاشدنی نیست. در سال‌های اخیر، الکل و چرس نیز یکی از ملزومات خوشگذرانی و تفریح در تجمعات جوانان و دوستانه محسوب می‌شود و کشش بیشتری نسبت به بازی‌های کارت و شطرنج و برنامه‌ی رقص و آواز دارد. این‌گونه نشست‌ها در جمع بسیار صمیمی و قابل اعتماد ممکن است و هر ناکسی در آن راه پیدا نمی‌کند و این‌گونه بزم، در حال حاضر طرفداران بسیاری دارد و تقریباً در تمام نواحی کابل برگزار می‌شود.

چرس و شراب، هرچند که برای بسیاری‌ها هنوزهم دست‌نیافتنی و مردود است، اما هنوزهم به این سوال پاسخ نمی‌دهد که آخرین درجه‌ی خوشگذرانی در کابل چیست؟ و آیا در کابل آدرسی وجود دارد که در آن اسباب خوشگذرانی یافت شود؟

در قسمت اینکه آخرین درجه‌ی خوشگذرانی در کابل چیست، قطعاً نظر واحدی وجود ندارد. اما جاییکه در آن شراب باشد، رقص و شادمانی مختلط (زن و مرد) باشد و احتمالاً امکانات سکس کردن هم فراهم باشد، طرفداران بسیاری دارد. اما هیچ یکی از این طرفداران، حاضر به بزبان آوردن این مسئله نمی‌شود و میل خویش را پنهان می‌کند. اما در کابل، آدرس‌هایی وجود دارد که از منظر امنیتی برای بسیاری‌ها غیرقابل دسترس است و این آدرس‌ها تقریباً برای طیف مشخصی از جامعه خدمات خوشگذرانی فراهم می‌کنند.

به قول نادم (اسم مستعار) این آدرس‌ها شدیداً محافظت می‌شوند. بیشتر روسا و مقامات بلندپایه‌ی جوان دولتی آن‌جا حضور می‌یابند. سابق برنامه‌های بسیاری داشت و نوشیدنی‌ها و خوردنی‌های فراوان و متنوعی در آن یافت می‌شد، اما در این اواخر، محدود شده اند. حالا در حد فراهم کردن نوشیدنی‌های الکلی، رقص و پایکوبی، چرس و هم‌آغوشی با دختران (بسیار محدود) می‌باشد. این گونه آدرس‌ها از دید بسیاری از نیروهای امنیتی و مردم عادی پنهان اند به آن‌ها اجازه‌ی ورود داده نمی‌شود. نادم می‌گوید که این آدرس‌ها هر روز محدودتر می‌شوند.

شفق (اسم مستعار) یکی از جوانان کابل که چندین بار به دیسکویی که در شهر نو کابل موقعیت دارد، رفته است، می گوید: معمولاً در این دیسکوها جوانان می رقصند و می نوشند. رقص و ساز است. او در مورد ورود به این جا گفت:  به  هر کس اجازه ورود داده نمی شود تا اینکه شخص مورد اعتماد خودشان ضمانت فرد را نکند. در مورد نوع موزیک می گوید، اکثر موزیک ها این دیسکو آهنگ های آمریکایی و پاپ موزیک می باشد. در مورد اینکه چه دخترانی در این جا می آیند، گفت: صاحب این دیسکو دختران را برای رقص از تاجکستان به کابل آوردند. علاوه براین، ورود به دیسکو کاملاً رایگان است اما مینوی غذا و قیمت شراب و نوشیدنی هایش نسبت به رستورانت های خوب کابل چندین برابر قیمت تر است. از این رو هر جوان امکان پرداخت چنین پول گزافی را ندارد. او با لبخند می گوید، این جا مخصوص بچه پول دارها و مقامات دولتی می باشد.

در کابل اما شب‌نشینی‌های که در آن شعر، قصه، آهنگ، سرود و ادبیات مصرف می‌شود، نیز برپا می‌شود اما بازار کسادی دارد. مناسبت‌های تاریخی نظیر چهارشنبه سوری نیز باعث گردهم آمدن جوانان و شب سحر کردن‌ها می‌شود، اما این شب‌نشینی‌ها زیاد گرم نیست.

در کل، جوانانی که در کابل شب‌ها گردهم می‌آیند، یا کارت و شطرنج بازی می‌کنند، یا رقص و آواز دارند، یا مسابقات فوتبال را باهم تماشا می‌کنند یاهم برنامه‌ی بذله‌گویی و چرس و شراب دارند. و در بعضی از شب‌ها، تمام این‌ها در یک شب اتفاق می‌افتد. شبی که هم شعر دارد هم شراب، هم بازی دارد هم رقص و آواز، هم تماشا دارد هم خنده و سرمستی. برنامه‌ی غذاخوری و خوراکی جز لاینفک شب‌نشینی‌هاست. 

 

 

 



بالا

بعدی * صفحة دری * بازگشت