روابط روسیه و آمریکا؛ در انتظار چه چیزی می توان بود؟

 

 

نیکنام ببری: با فروکش کردن شوک اولیه پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، همه نگاه ها به نحوه چینش کابینه ترامپ و چگونگی مواجهه و برخورد رئیس جمهوری منتخب امریکا با مسائل جهانی معطوف شده است. از همین رو از فردای پیروزی ترامپ، پایتخت کشورهای بزرگ اروپایی و آسیایی به محل برگزاری نشست ها و دیدارهای دوجانبه و چند جانبه در خصوص چگونگی تعامل با آمریکای ترامپ تبدیل شده است. بدین ترتیب نحوه رویارویی امریکا با سه قطب قدرت چین، روسیه و اتحادیه اروپا به مهم ترین چالش و دستور کار بین المللی تبدیل شده است. در این بین وضعیت روسیه در قیاس با چین و اروپا متفاوت است ...


ایراس: با فروکش کردن شوک اولیه پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، همه نگاه ها  به نحوه چینش کابینه ترامپ و چگونگی مواجهه و برخورد رئیس جمهوری منتخب امریکا با مسائل جهانی معطوف شده است. از همین رو از فردای پیروزی ترامپ، پایتخت کشورهای بزرگ اروپایی و آسیایی به محل برگزاری نشست ها و دیدارهای دوجانبه و چند جانبه در خصوص چگونگی تعامل با آمریکای ترامپ تبدیل شده است.
 
بدین ترتیب نحوه رویارویی امریکا با سه قطب قدرت چین، روسیه و اتحادیه اروپا به مهم ترین چالش و دستور کار بین المللی تبدیل شده است. در این بین وضعیت روسیه در قیاس با چین و اروپا متفاوت است. اگر پکن و بروکسل نگران به هم خوردن سطح گسترده مبادلات اقتصادی و تجاری شان با واشنگتن هستند، مسکو نگاهی خوش بینانه و توام با همکاری به آمریکای ترامپ دارد. دیدگاههای ترامپ در رابطه با بازنگری سیستم دفاع دسته جمعی ناتو،اولویت مبازه با تهدید تکفیریسم و مخالفت با  تمدید تحریم ها، به مذاق مردان سیاسی کرملین خوش آمده و به همین خاطر پیروزی ترامپ را به فال نیک گرفته و در تلاش برای بهره برداری از فرصت پیش آمده هستند.
 
با عطف به این امر این نوشتار به دنبال کالبد شکافی فرصت ها و تهدیدات زمامداری ترامپ برای روسیه است و اینکه آیا بار دیگر شاهد شکل گیری ماه عسل محور مسکو- واشنگتن به مانند آنچه که در اجلاس امنیتی لیسبون در سال  2011 اتفاق افتاد؛ خواهیم بود. در این نشست دیمیتری مدودف رئیس جمهوری وقت روسیه با اتخاذ رویکرد لیبرالی، سیاست تنش زدایی با آمریکا را در پیش گرفته بود و با عدول از رویکرد اوراسیاگرایی در تلاش برای همکاری های امنیتی و نظامی مشترک با ناتو بود. در برابر ناتو برای اولین بار از روسیه نه به عنوان منبع تهدید بلکه به مثابه دوست و  شریک یاد کرد. عمر این  دوستی چندان به درازا نکشید و با بازگشت دوباره پویتن به کاخ کرملین، تنش و رقابت حاکم بر روابط روسیه با کشورهای غربی شد.
 
تفاوت نگاه مسکو با همتایان غربی اش در بحران های منطقه ای همچون اوکراین و سوریه، تنش بی سابقه ای را میان طرفین پدید آورده است. از دید مقامات روسیه، رویکرد کلی واشنگتن بر حذف تدریجی و گام به گام روسیه است.این سیاست هم اکنون در سه منطقه شرق اروپا، اسیای مرکزی و قفقاز در حال اجراست. مسکو روی کارامدن احزاب غرب گرا و تقویت پیوندهای اقتصادی و نظامی میان آمریکا با مناطق پیرامونی روسیه را در راستای استراتژی کلی آمریکا که بر مهار روسیه تنظیم شده، در نظر می گیرد. از همین رو بی جهت نیست که در سند امنیت ملی سال 2016 روسیه از تهدید رو به گسترش ناتو در مناطق پیرامونی روسیه یاد شده است. در برابر امریکا به همراه قدرت های بزرگ اروپایی، رفتار روسیه در اوکراین و سوریه را تهدید برای منطقه و ارزشهای لیبرال جهانی می دانند.تضاد های بینشی طرفین بر سر حل منازعات منطقه ای، بحران سیاسی و اقتصادی بزرگی را در روابط این قدرت ها پدید آورده است.
 
قدرت های غربی با تقبیح رفتار تهاجمی روسیه در اوکراین، اقدام به وضع بسته های شدید تحریمی نموده اند. از دید کشورهای اروپایی، تنها راهکار مقابله با روسیه سرکش، کنترل و محدود سازی این کشور است. بی گمان تحریم اقتصادی و تجاری موثرترین گزینه جهت مهار روسیه متکی به نفت است.  تشدید تحریم های اقتصادی موجب کاهش شدید  پول ملی روسیه در برابر دلار و یورو شده است. نگاهی به روند افزایشی ارزش دلار در برابر روبل طی سه سال اخیر به خوبی نمایانگر کاهش قدرت خرید مردم روسیه است. در سال 2014 یک دلار آمریکا معادل با 40 روبل روسیه بود. این میزان در سال 2016 به رقم نجومی 80 روبل به یک دلار رسید. در سایه همین بی ثباتی های مالی بود که روسیه برای اولین بار در طول دو دهه گذشته رشد صفر درصدی را در سال 2014 تجربه کرد. با عطف به این امر، رهبران روسیه به شکل های مختلف آمادگی خود را برای از سرگیری دوباره تعاملات اقتصادی و سیاسی نشان داده اند.
 
سیگنال های مثبت رهبران روسیه بارها با بی میلی طرف های غربی مواجه شد و این قدرت ها، توقف نظام تحریم ها را مشروط به تخیله کریمه، توقف حمایت از جدایی طلبان دو ایالت لوهانسک و دونتسک کرده اند. در برابر روسیه، مسئله کریمه را تمام شده دانسته و بحث جدایی دو منطقه اوکراین را مساله داخلی کیف اعلام کرده است. وجود چنین اختلاف نظر عمیق میان طرفین، یک وضعیت تنش آلود غیر قابل حل را در روابط مسکو با بروکسل و واشنگتن ایجاد کرده است که هیچ نشانی از تعدیل رویکرد رهبران این کشور ها دیده نمی شود. در این میان تجارب تاریخی گویای این امر است که روی کار آمدن احزاب و شخصیت های جدید سیاسی تنها راهکار غلبه بر بن بست ها است. کارامدی این روش اخیرا در تعامل دوباره روسیه و ترکیه عیان شد. درست در زمانی که روابط ترکیه با روسیه به تیرگی گراییده بود و این کشور از همه سو تحت فشار بود؛ حزب عدالت و توسعه با انجام یک تغییر سیاسی و گماردن بینالی ییلدریم  عمل گرا به جای داوود اوغلو در منصب نخست وزیری، افق های تازه ای را در روابط خارجی اش از جمله مسکو گشود.
 
شخصیت های جدید با شعار های جدید سکان قدرت را به دست می گیرند و با انرژی و توان بالا، مدیریت بحران ها را به دست می گیرند. این وضعیت هم اکنون در آمریکا پدید آمده است؛ دونالد ترامپ تاجر میلیاردی آمریکا با شعار احیای عظمت آمریکا و گشودن گرههای سیاست بین المللی در حال ورود به اتاق بیضی شکل کاخ سفید است. در دایره ذهنی ترامپ، تمامی مسائل و اتفاقات با لنز؛ هزینه و فایده نگریسته می شود و این امر امیدها را در میان ساکنان کاخ کرمیلن نسبت به گشوده شدن باب همکاری با رئیس جمهوری منتخب آمریکا زنده کرده است.
 
 نکته مهمی که در این میان مطرح است اینکه خواسته ها و نیات ترامپ در رابطه با تحولات جهانی چه میزان قابلیت اجرایی شدن دارد. به نظر تجدید روابط با روسیه یکی از دشوار ترین آزمون های ترامپ و تیم همراه اش خواهد بود. در این راستا ذکر چند نکته اساسی است. نخست اینکه ترامپ برای از سرگیری روابط با روسیه نیازمند همراه ساختن کنگره است. بسیاری از بسته های تحریمی آمریکا علیه روسیه از سوی کنگره تصویب شده و متقابلا برداشتن این تحریم ها در گرو مشارکت اعضای کنگره است. همین مسئله به روشنی دشواری مسیر را نشان می دهد. هم اکنون بسیاری از سناتورهای آمریکایی، منتقد پروپا قرص رفتار روسیه در اوکراین و سوریه هستند. از دید آنها روسیه به جای هدف قرار دادن داعش، در حال تضعیف مواضع مخالفان اسد در حلب و حمص است این امر به نوبه خود باعث پیچیده تر شدن بحران در سوریه شده است.
 
نکته دیگر به جنبه شخصیتی ترامپ برمی گردد. مواضع عجیب و غریب ترامپ در خصوص مسائل داخلی آمریکا و جهان، از ترامپ یک  شخصیت پیش بینی ناپذیر در افکار عمومی ترسیم کرده است. دیدگاههای ترامپ در خصوص ترامپ در خصوص تجارت جهانی، حمایت از تولید کنندگان داخلی، دیوار کشیدن به روی مرزهای آمریکا، همخوانی معناداری با ارزشهای لیبرال آمریکایی ندارد. این امر نشانگر آن است که تفکر عمیق و پایداری در پسینه ذهنی و روانی ترامپ وجود ندارد. از همین رو نمی توان به رفتارها و شعارهایش بیش از اندازه امیدوار شد. از این رو جهان با رئیس جمهوری در آمریکا مواجه خواهد شدکه فاقد جهان بینی روشن بوده و استراتژی مطمئن و درازمدت برای مدیریت مسائل جهانی ندارد. بی گمان نبود تفکر سیستمیک قدرت چانه زنی ترامپ را در داخل آمریکا جهت همراه کردن مردم و کنگره سخت خواهد کرد. باید این واقعیت را نیز پذیرفت که ترامپ از معدود رئیس جمهورهای آمریکا است که از مقبولیت پایینی در میان هم حزبی هایش  برخوردار است. نداشتن پایگاه حزبی توانایی ترامپ را عملیاتی ساختن استراتژی اش با دشواری مواجه می سازد. از همین رو نمی توان حداقل در کوتاه مدت انتظار دوستی امریکا و روسیه را کشید.

 

آیا دلیلی برای خوشحالی روسیه از ریاست جمهوری ترامپ وجود دارد؟

 

امیدواری به بهبود روابط مسکو و واشنگتن، لغو تحریم‌ها و بطور کلی تغییر خط مشی سیاست خارجی آمریکا، از جمله در جهت گیری روسیه، چندان پایه و اساس منطقی ندارد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، روزنامه «نیزاویسیمایا گازیتا» نوشته است: انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا، همانند انتخابات ریاست جمهوری در خود روسیه، مردم این کشور را هیجان زده نمود. اکنون اکثر مردم امیدوارند که انتخاب شدن «دونالد ترامپ» به سمت ریاست جمهوری آمریکا، برای کشور آنها نیز نتایج مثبتی در پی داشته باشد. رسانه‌های گروهی روسی از احتمال سفر رئیس جمهوری جدید آمریکا به مسکو، ملاقات ترامپ با "ولادیمیر پوتین" و حتی آغاز تلاش‌های مشترک صحبت می کنند، ولی واقعیت این است که رئیس جمهوری منتخب هنوز موضع گیری آشکاری در این رابطه اتخاذ نکرده است. به همین دلیل امید به امکان لغو تحریم‌های آمریکا علیه مسکو چندان پایه و اساسی ندارد. به احتمال زیاد مذاکرات در همان سطح سابق باقی خواهد ماند که هیچ تاثیر خاصی در بهبود روابط دوجانبه ندارد و دلیل جدی برای تغییر خط مشی سیاسی دولت آمریکا در قبال مسکو وجود ندارد. 

حرف و عمل ترامپ با یکدیکر مغایرت دارد

این روزنامه می افزاید: مسئله این است که ترامپ دوست دارد اظهارات جنجالی داشته باشد، ولی در ورای هر یک از جملاتش قصد واقعی وی را می توان دید که اگر با دقت به آنها توجه کرد، چندان جالب توجه نیستند. باید به خاطر داشت که وی در اظهارات انتخاباتی خود گفته بود که همه مکزیکی ها را از آمریکا اخراج خواهد کرد، ولی اکنون اظهارات متفاوتی از وی شنیده می شود- وی گفته است که تنها دو الی سه میلیون نفری که دارای سابقه کیفری هستند اخراج می شوند. 

اظهارات ترامپ در مورد اینکه فروپاشی ناتو غیرقابل اجتناب است هم به همین ترتیب است. سخنان وی واقع بینانه نیستند، چرا که حیات این اتحاد نظامی اصلا بدون منابع مالی آمریکا امکان ندارد. ضمن اینکه ترامپ قصد دارد تعداد نیروها و تجهیزات نظامی آمریکا در اروپا را افزایش دهد، بنابراین انتظار نمی رود که نیروهای ناتو از نزدیکی مرزهای روسیه عقب نشینی کنند. این مسئله ای است که "رودی ژولیانی" مشاور ترامپ آن را تایید کرده و گفته است که ترامپ با کمک حمایت مالی از کشورهای عضو، نفوذ ناتو را افزایش خواهد داد.

«نیزاویسیمایا گازیتا" می نویسد: واقعیت این است که ماشین سیاست خارجی آمریکا بسیار کند حرکت می کند. گذشته از این مقامات روسی نباید فراموش کنند که ایالات متحده کشوری پادشاهی نیست و دونالد ترامپ بعنوان رئیس جمهوری، اختیارات مشخصی بر اساس قانون اساسی این کشور دارد. او به تنهایی سیاست خارجی آمریکا را رقم نمی زند و کنگره نقش بسیار زیادی در تدوین سیاست خارجی آمریکا دارد و غالبا اظهارات جنجالی رئیس جمهوری آمریکا با موضع گیری مخالفان آن در قوه قانونگذاری مواجه می شود. ضمن اینکه در آمریکا به دیدگاه افکار عمومی در قبال مسائل هم توجه می شود، هرچند این مسئله ممکن است در روسیه عجیب به نظر برسد.

افراد مخالف بهبود روابط با مسکو در آمریکا کم نیستند

اخبار رسیده از آمریکا نیز گویای آن است که دولت جدید آمریکا شامل افرادی است که نمی توان آنها را طرفدار بهبود روابط با روسیه نامید. برخی از آنها پیش از این هم مواضع تندی در قبال روسیه داشتند. نمایندگان حزب جمهوری خواه در کنگره جدید نیز اخبار خوشایندی برای کرملین نخواهند داشت. همه این شواهد گویای آن است که نباید امیدوار بود که سیاست خارجی آمریکا، از جمله در رابطه با روسیه، تغییر چندانی داشته باشد.

بنابراین اگر پیش از این گفته می‌شد که دشمن اصلی روسیه آمریکا و رئیس جمهوری آن است، ولی اکنون شاید گفته شود که تنها دشمن روسیه آمریکاست. البته ترامپ در سخنان خود بارها گفته است که منافع آمریکا برایش در وهله نخست اهمیت قرار دارد و مشارکت با روسیه صرفا در راستای این مسئله قرار خواهد داشت. این بدان معناست که امید زیادی به برقراری روابط گرم بین مسکو و واشنگتن، تنها به خاطر اینکه دونالد ترامپ رئیس جمهوری جدید آمریکاست، نمی توان داشت و چنین امیدی ممکن است بزودی به دلسردی تبدیل شود.

 

 

ترامپ: دولت اوباما داعش را ایجاد کرد/ روسیه می‌تواند به ما در مبارزه با داعش کمک کند

 

دونالد ترامپ در اولین نشست خبری خود پس از ریاست‌جمهوری در آمریکا شرکت کرد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، ترامپ در این نشست خبری گفت: در چند هفته آینده خبرهای مهم و بزرگی برای اقتصاد خواهید شنید.

وی افزود: بزرگترین کارآفرینی خواهم بود که خداوند خلق کرده است.

وی در خصوص حمله هکری گفت: در خصوص هک، فکر می‌کنم که کار روسیه بوده است، اما فکر می‌کنم که کشورهای دیگر هم ما را هک کردند.

ترامپ ادامه داد: من تجارتی در روسیه ندارم، در روسیه وام هم ندارم.

رئیس جمهور منتخب آمریکا گفت: اگر نگاه کنید، می‌بینید که دولت فعلی آمریکا با خروج بدموقع خود داعش را ایجاد کرد، خلأ ایجاد شد و داعش به‌وجود آمد.

وی گفت: روسیه می‌تواند به ما کمک کند تا با داعش مبارزه کنیم.

ترامپ درباره طرح خدمات درمانی اوباما گفت: برنامه بیمه درمانی اوباما یک فاجعه کامل است.

وی با بیان اینکه احترام زیادی برای مردم و دولت مکزیک قائل و به آنها علاقمند است، گفت: مذاکرات با مکزیک بلافاصله آغاز می‌شود. مکزیک باید به ما هزینه احداث دیوار را بدهد.

وی که لحظاتی را با خبرنگار "سی‌ان‌ان" بر سر سؤال پرسیدن کشمکش داشت، خطاب به خبرنگار این رسانه خبری گفت: شما یک سازمان خبری جعلی هستی. من به شما فرصت پرسیدن سؤال نمی‌دهم.

وی در خصوص حمله هکری روسیه و پیامش برای پوتین در این زمینه گفت: نباید این کار را می‌کرد  و این کار را نخواهد کرد. روسیه در زمانی که من رئیس جمهور هستم به کشور ما احترام بیشتری خواهد گزارد و شما این را خواهید دید. روسیه، چین، ژاپن و مکزیک و همه کشورها برای ما خیلی بیشتر از دوران دولت قبلی آمریکا احترام قائل خواهند شد.

ترامپ تلویحاً دوران ریاست جمهوری خود را با این جمله 8ساله تلقی کرد: پسر من طی 8 سال آینده مدیریت خوبی را در شرکتهای من خواهد داشت و اگر خوب نباشد به او خواهم گفت که "تو اخراجی!".

رئیس جمهور منتخب آمریکا در اثنای نشست خبری خود گفت که در دوران ریاست جمهوری‌اش مدیریت شرکتهایش را به فرزندش واگذار خواهد کرد.

وی همچنین افزود: ما متوجه شدیم که هیلاری کلینتون سوالات مناظره را از قبل در اختیار داشت در حالی‌که اگر من چنین کاری کرده بودم به سرعت از من می‌خواستند که صحنه انتخاب را ترک کنم.

 

سایه سیاست اوباما بر روابط روسیه و آمریکا

 

در اوایل دوره ریاست جمهوری "باراک اوباما" تغییرات مثبتی در روابط مسکو و واشنگتن صورت گرفت، ولی در پایان کار روابط دو کشور در بدترین وضعیت خود و رویارویی کامل قرار گرفت.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، روزنامه «کامرسانت» چاپ مسکو نوشته است: "باراک اوباما" روز سه‌شنبه در شهر شیکاگو سخنرانی خداحافظی خود را انجام داد. این آخرین سخنرانی وی در مقام رئیس جمهوری آمریکا بود. بر اساس نتیجه آخرین نظرسنجی که از سوی خبرگزاری «آسوشیتدپرس» صورت گرفته، عملکرد اوباما از سوی 52 درصد مردم آمریکا مثبت ارزیابی شده است. البته تنها 32 درصد از سئوال شوندگان معتقدند که اوباما وعده های انتخاباتی خود را عملی نموده و 22 درصد گفته اند که وی از عهده وظایف ریاست جمهوری خویش برنیامده است. ضمن اینکه 44 درصد هم بر این باورند که وی تلاش خود را طی این هشت سال نموده، ولی در تحقق وعده های خود موفق نشده است.

پستی و بلندی‌های روابط مسکو و واشنگتن

این روزنامه در ادامه می نویسد: "ولادیمیر باتوک" کارشناس موسسه آمریکا و کانادا معتقد است که نمی توان روابط دوجانبه باراک اوباما با کرملین را بصورت یک بعدی مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. روابط دوجانبه مسکو و واشنگتن در هشت سال دوران ریاست جمهوری اوباما در هم پستی و هم بلندی بود.

وی می گوید: «این روابط در ابتدای کار دولت اوباما رشد کرد و آن زمانی بود که رئیس جمهوری جدید آمریکا درصدد تغییر سیاست داخلی و خارجی آمریکا، از جمله روابط روسیه و آمریکا بود که در دوران ریاست جمهوری "جورج بوش پسر" آشکارا به بن بست رسیده بود. در سالهای نخست دو کشور موفق شدند پیمان کاهش تسلیحات تهاجمی یا همان «پیمان پراگ» که برای هر دو طرف مفید بود را امضاء کنند. همچنین توانستند در افغانستان و در رابطه با حل و فصل مسئله هسته ای ایران با یکدیگر همکاری موثری داشته باشند، ولی متاسفانه بعد از آن تمایل رئیس جمهوری آمریکا و تیم وی برای تغییر سیاست خارجی این کشور بتدریج به خاطر برخی دلایل تضعیف شد.»  

"میخائیل ترویسکی" کارشناس مسائل سیاسی در گفتگو با کامرسانت یادآور شده است که در حال حاضر روابط دوجانبه مسکو و واشنگتن در وضعیت بدی قرار دارد، ولی نمی توان گفت که این مسئله صرفا نتیجه اقدامات دولت باراک اوباما بوده است.

وی افزود: «در دوران ریاست جمهوری اوباما با توان تازه‌ای این سئوال مطرح شد که چرا همه تلاشها برای برقراری روابط، چه در اوایل دهه 90 ودر اوایل سال 2000، و چه بعد از آن در دولت اوباما، به نتیجه درازمدت نرسیده اند. چرا بطور مرسوم رهبران دو کشور در آغاز کار خود برای بهبود روابط تمایل دارند، ولی در پایان کار آنها به مناقشه می انجامد. چنین مسئله‌ای در دوره ریاست جمهوری اوباما هم تکرار شد و برخی ناظرین سیاسی این مسئله را اجتناب ناپذیر دانسته‌اند. علت این مسئله موضوع جالبی برای تحقیق است.»

دیدگاه کرملین در مورد نتیجه کار اوباما

"دمیتری پسکوف" سخنگوی دفتر ریاست جمهوری روسیه در پاسخ به سئوال خبرنگار این روزنامه گفت: «کاخ کرملین قصد ندارد نتیجه عملکرد باراک اوباما در پست ریاست جمهوری آمریکا را ارزیابی کند. نتیجه کار اوباما یک موضوع داخلی ایالات متحده است و ما در آن دخالت نخواهیم کرد. تنها مسئله‌ای که موجب تاسف ما می شود، آن است که در دوره دوم ریاست جمهوری آقای اوباما روابط مسکو و واشنگتن دچار تخریب بی سابقه ای شد. ما معتقدیم که چنین روندی نه پاسخگوی منافع روسیه و نه آمریکاست. ما متاسفیم که چنین مسئله ای رخ داده است، ولی همچنان امیدواریم که در آینده روابط روسیه با دولت آمریکا در مسیر مثبت تری قرار بگیرد.»

 

 

 



بالا

بعدی * صفحة دری * بازگشت