فئودور لوکیانف در آخرین تحلیل خود بررسی کرد:

چرا منازعه نظامی روسیه-امریکا بر سر سوریه قوت گرفته است؟

 

... روابط روسیه و امریکا به حالت «نرمال» برگشته است؛ یعنی طرد و رویارویی متقابل. سفر رکس تیلرسون وزیر امور خارجه امریکا به مسکو با این امید همراه بود که دست آخر دو کشور دستور کار جدیدی را اغاز کنند و مقدمات دیدار دو رئیس جمهور را فراهم نمایند. اما حمله به سوریه ماهیت این سفر را تغییر داد. در حال حاضر این دیدار می تواند تلاشی باشد برای جلوگیری از یک بحران جدی در روابط روسیه و امریکا. این اولین سفر یک مقام ارشد دولت جدید امریکا به روسیه است، دیداری که بیشتر نشان از تداوم گذشته دارد تا یک جدایی جدید .. [بدین ترتیب، به نظر می رسد] کورسوی امیدی که به راه حل سیاسی بحران سوریه با عقب نشینی امریکا پیدا شده بود ممکن است با تشدید رقابت بین قدرت های بزرگ از بین برود ...


ایراس: روابط روسیه و امریکا به حالت «نرمال» برگشته است؛ یعنی طرد و رویارویی متقابل. سفر رکس تیلرسون وزیر امور خارجه امریکا به مسکو با این امید همراه بود که  دست آخر دو کشور دستور کار جدیدی را اغاز کنند و مقدمات دیدار دو رئیس جمهور را فراهم نمایند.  اما حمله به سوریه ماهیت این سفر را تغییر داد. در حال حاضر این دیدار می تواند تلاشی باشد برای جلوگیری از یک بحران جدی در روابط روسیه و امریکا. این اولین سفر یک مقام ارشد دولت جدید امریکا به روسیه است، دیداری که بیشتر نشان از تداوم گذشته دارد تا یک جدایی جدید.

اکنون، از برآیند این نزدیکی نافرجام مسکو چه نتایجی گرفته است؟
نخست اینکه، مسائل داخلی در واشنگتن بر مسائل خارجی فائق آمده اند. این  امر در اصل با اولویت هایی که از جانب ترامپ اعلام شده بود کاملا متناسب است، اما به شکلی غیرمنتظره. از وی این انتظار می رفت که برای تمرکز بر حل وفصل مشکلات داخلی از پویایی و فعالیت در عرصه سیاست خارجی بکاهد. اما وی، پس از مواجهه با مشکلاتی در پیاده سازی برنامه های سیاست داخلی، بر آن شد تا از سیاست خارجی به عنوان ابزاری برای بهبود فضای سیاسی پیرامون دولت خود استفاده نماید. البته به لحاظ تاکتیکی این اقدام حرکت صحیحی است- حمله به سوریه احتمالا اولین اقدام دولت ترامپ بود که در واشنگتن به طور گسترده مورد استقبال قرار گرفته است. با این حال، به لحاظ استراتژیک این اقدام خطرناکی بود، چراکه کاخ سفید هیچگونه طرح اقدامی در سوریه ندارد. معلوم نیست که امریکا می خواهد در آنجا به چه چیزی دست یابد که این مسئله با زنجیره ای از اظهارات ضدونقیض قابل اثبات است.      
      
در واقع، واشنگتن به مواضع دو سه سال اخیر خود بازگشته است (یعنی تغییر رژیم در سوریه، پشتیبانی و حمایت از شورشیان و غیره) که به لحاظ کیفی وضعیت متفاوتی را ایجاد می نماید، وضعیتی که نامطلوبترین سناریوی آن، درگیری مستقیم با نظامیان روسیه را در پی دارد. هدف هم بیش از انکه یک استراتژی بین المللی باشد، ایجاد تغییر در شرایط سیاسی داخلی در آمریکا می باشد.

دوم آنکه، روی کارآمدن ترامپ، این امیدواری را در مسکو ایجاد کرد که تغییرات اساسی در سیاست امریکا می‌تواند به تغییراتی در مناسبات دوجانبه بیانجامد. در حال حاضر این توهم بنا به دلایلی چند از بین رفته است. روسیه برای امریکا یک نقطه تمرکز و موضوع مهم نیست و به خودی خود در اولویت های این کشور قرار ندارد، با این حال به دستمایه ای برای همراهی در حل وفصل سایر مسائلی که برای ایالات متحده اهمیت واقعی دارد تبدیل شده است. این جایگاه بزرگ و نامتناسبی که اکنون روسیه در مباحث سیاسی امریکا پیدا کرده، نباید موجب گمراهی و فریب کسی در مسکو شود. چراکه این امر دال بر اهمیت روسیه نیست، بلکه برعکس حاکی از بی اعتنایی به روسیه است؛ روسیه به بهانه خوب و راحتی جهت حل وفصل اختلافات داخلی میان گروه های ذی‌نفوذ در واشنگتن تبدیل شده است. در عین حال، عاملی است که برای چندین دهه بدون تغییر باقی مانده است: یعنی بازدارندگی هسته‌ای متقابل و توانایی دو کشور برای نابودی فیزیکی یکدیگر. این امر بدون شک مبین ماهیت مقابله جویانه در روابط دو کشور است که از دهه 1950 به این سو مرتب در دوری از تنش زایی و تنش زدایی بازتولید شده است.  

افزون براین، ترامپ دقیقا منطبق با اهداف و جهت گیری های  اعلامی خود رفتار می کند. محور همه شعارهای سیاسی وی در زمان مبارزات انتخاباتی و پیش از آن هم به گونه ای بوده است که ما (امریکا) باید محترم انگاشته شویم. در صورتیکه احترامی درکار نباشد ما دیگران را به آن وادار خواهیم کرد. بمباران پایگاه هوایی سوریه به همه ثابت کرد که امریکا به بازی سنتی خود برگشته است، دوره سردرگمی و کناره‌گیری به سرآمده است و روس ها و سایرین هم نمی توانند به گونه ای عمل کنند که گویا امریکا دیگر در آنجا نیست.

در این رابطه  افکار و روحیات دونالد ترامپ بسیار شبیه ولادیمیر پوتین است؛ بی دلیل نیست که وی تا این اندازه از رئیس جمهور روسیه یاد می‌کرد و بر برتری وی نسبت به اوباما تأکید داشت. البته بین این دو یک تفاوت اساسی وجود دارد. پوتین علاوه بر آمادگی برای اقدامات قاطعانه و غیرمنتظره، بدون آنکه الزاما پایبند تشریفات رسمی خاصی باشد، تصور دقیقی از آنچه می خواهد به آن برسد دارد. برای مثال در رابطه با الحاق کریمه یا دخالت در جنگ سوریه وی می دانست که در پی چه چیزی است. در صورتی که چنین تصوری در رابطه با ترامپ و همکارانش ممکن نیست؛ در واقع برای اینها، تمایل  به نشان دادن قدرت و قاطعیت ارزشمند به نظر می آید. این نکته، تفاوت دیگری را هم در پی دارد. پوتین استاد بازی های پرریسک در لبه‌ی مرز است. این مهارت به معنای شناخت و آگاهی وی از خطوط قرمز بازی است. حال آنکه ترامپ، فاقد تجربه در سیاست جهانی است و این سوال که چنین فردی تا چه اندازه این حدود را می شناسد خود موضوع مهمی است.     

ضمنا، در این شرایط سازش برای هر دو طرف بی‌معناست. رویکرد ترامپ، توافق تنها از موضع قدرت است، در حالی که از نظر پوتین توافق تحت فشار معنا ندارد. این امر خطرناک است و می تواند عواقب گسترده‌ای داشته باشد. با این حال، روسیه فعلا به دنبال تشدید درگیری نیست، مگر اینکه فشارها افزایش یابد. با این حال ارزیابی اظهاراتی که از واشنگتن نشت کرده حاکی از ان است که این فشارها رو به افزایش خواهد بود. امید است هر دو طرف که می خواهند از رویارویی مستقیم اجتناب کنند ملاحظات نظامی را درنظر گرفته و اقدامات احتیاطی را اتخاذ نمایند. درکل، توافقات سیاسی با شریکی که در درجه اول بواسطه نیازهای داخلی و ملاحظات مربوط به پرستیژ و اعتبار هدایت می شود، بیش از حد غیرقابل اعتماد است.                 
به لحاظ نظری می توان گفت ترامپ با تحکیم  موقعیت سیاسی خود در داخل آمریکا آزادی عمل بیشتری در ارتباط با روسیه خواهد داشت. با این حال شدت و عمق بحران سیاسی در امریکا به گونه‌ای است، که یک اقدام نمایشی منجر به دگرگونی آن نمی شود، لذا این کشور ناگزیر به تکرار چنین اقداماتی است. افزون بر این، حمایت یکپارچه متحدان واشنگتن از حمله به سوریه و خرسندی آنها از قدرت اراده و تصمیم واشنگتن، امریکا را به تکرار اقدامات مشابه ترغیب خواهد کرد.    

کورسوی امیدی که به راه حل سیاسی بحران سوریه با عقب نشینی امریکا پیدا شده بود ممکن است با تشدید رقابت بین قدرت های بزرگ ازبین برود. منطق ظالمانه ای است اینکه به جای توجه به مصالح مردم سوریه، اعتبار قدرت های بزرگ در وهله نخست توجه باشد، حساسیتی که کاملا برای پوتین و ترامپ در صدر قرار دارد.
 

نویسنده: فئودور لوکیانف - سردبیر مجله روسیه در سیاست جهانی و مدیر علمی کلوپ والدای


منبع اصلی:
http://www.huffingtonpost.com/entry/us-russia-conflict-syria_us_58ebfeafe4b0df7e2044a210?al&section=us_world
Российская Газета
http://www.globalaffairs.ru/redcol/Konetc-ne-nachavshegosya-romana-18678

 

حمله نظامی آمریکا به سوریه و گزینه های سخت پیش روی ترکیه

ولی گل محمدی: با حمله موشکی آمریکا به پایگاه نظامی الشعیرات سوریه، مقامات ترکیه از آن استقبال کرده و تداوم عملیات های نظامی دیگر علیه دولت بشار اسد را خواستار شدند. مولود چاووش اوغلو، وزیر امور خارجه ترکیه بعد از شروع این حملات اظهار داشته است که، مداخله نظامی ایالات متحده درست و به موقع بود و ما از آن حمایت می کنیم. وی همچنین از حامیان دولت بشار اسد خواسته است که دست از حمایت شان بردارند. حتی رئیس جمهور اردوغان ساعاتی پیش از آغاز حمله موشکی آمریکا اعلام کرده بود که ترکیه از هر اقدام نظامی ایالات متحده استقبال خواهد کرد و در صورت نیاز به آن کمک می کند. آیا ورود عملیاتی آمریکا به میدان سوریه و استقبال رهبران ترکیه از آن، به معنای تجدید روابط استراتژیک آمریکا و ترکیه در کانون های بحران خاورمیانه است؟


ایراس: با حمله موشکی آمریکا به پایگاه  نظامی الشعیرات سوریه، مقامات ترکیه از آن استقبال کرده و تداوم عملیات های نظامی دیگر علیه دولت بشار اسد را خواستار شدند. مولود چاووش اوغلو، وزیر امور خارجه ترکیه بعد از شروع این حملات اظهار داشته است که، مداخله نظامی ایالات متحده درست و به موقع بود و ما از آن حمایت می کنیم. وی همچنین از حامیان دولت بشار اسد خواسته است که دست از حمایت شان بردارند. حتی رئیس جمهور اردوغان ساعاتی پیش از آغاز حمله موشکی آمریکا اعلام کرده بود که ترکیه از هر اقدام نظامی ایالات متحده استقبال خواهد کرد و در صورت نیاز به آن کمک می کند. آیا ورود عملیاتی آمریکا به میدان سوریه و استقبال رهبران ترکیه از آن، به معنای تجدید روابط استراتژیک آمریکا و ترکیه در کانون های بحران خاورمیانه است؟
 
یکی از پیام های مهم حمله موشکی آمریکا به سوریه، بازگشت این کشور به تحولات میدانی سوریه با اتخاذ یک رویکرد نظامی علیه دولت مستقر بشار اسد است. این حمله همچنین پیامی برای کرملین و متحدین آن در میدان سوریه داشت که دولت جدید کاخ سفید، سیاست های محتاطانه اوباما را کنار گذاشته و تحولات میدانی در کانون های بحران خاورمیانه را با حضور عملیاتی دنبال خواهد کرد. ورود نظامی دولت ترامپ به تحولات میدانی سوریه درحالی انجام گرفت که رهبران ترکیه بویژه بعد از سفر اخیر تیلرسون به آنکارا، ناامیدی خود از عدم وجود حمایت های نظامی آمریکا در سوریه را اعلام کرده بودند.
 
سیاست های راهبردی دولت ترامپ در سوریه هنوز روشن و مشخص نیست. از یک سو، کاخ سفید در هفته های گذشته اعلام کرد که مشکلی با ماندن بشار اسد در قدرت ندارند و از طرف دیگر، پایگاههای نظامی این کشور را مورد حمله قرار می دهند. اینکه اولویت های سیاست خارجی ترامپ در بحران سوریه چیست و برنامه های آنها برای آینده نظام سیاسی این کشور چه می باشد، سوال های اساسی است که ذهن رهبران ترکیه را نسبت به برقراری یا عدم برقراری روابط راهبردی با آمریکا درگیر ساخته است. رهبران ترکیه نسبت به اهداف آمریکا در مداخله نظامی در میدان سوریه سوءظن دارند و از وجود نقشه جدید آمریکا برای تجزیه سوریه به شدت نگران هستند و براین اساس، محتاطانه رفتار خواهند کرد.
 
ترکیه ممکن است که حتی به عملیات های نظامی آمریکا در سوریه ملحق شود و تمایل زیادی هم نسبت به همکاری نظامی با این کشور نشان داده است. اما موانع و چالش های حل نشده ای وجود دارد که محدودیت های زیادی در روابط راهبردی دو کشور در سوریه ایجاد کرده است. فتح الله گولن به عنوان فرد اصلی پشت صحنه کودتای 15 جولای هنوز در آمریکاست و استرداد نشده است. روابط راهبردی آمریکا با کردهای پی.وای.دی و ی.پ.گ در میدان سوریه هنوز ادامه دارد و حضور عملیاتی آنها در مرزهای شمالی سوریه مهمترین چالش امنیت ملی ترکیه محسوب می شود. اینکه برنامه آمریکا در رابطه با آینده نظام سیاسی سوریه چیست و کردهای سوری چه جایگاه و نقشی در آن خواهند داشت، برای ترک ها مشخص نشده است. در صحنه عملیاتی سوریه، آمریکا بارها همکاری میدانی با کردهای سوری را به همکاری با ترکیه ترجیح داده است. نمونه آخر این انتخاب ها، چگونگی حمله به الرقه می باشد که بازهم کردهای سوری به عنوان نیروهای میدانی عمل خواهند کرد و به نیروهای نظامی ترکیه اجازه ورود داده نشد. این حافظه تاریخی و ارجحیت کردها در برنامه های راهبردی آمریکا، به شدت بر ملاحظه کاری رهبران ترکیه تاثیر خواهد گذاشت.  
 
از سوی دیگر، تصمیم آمریکا برای سرنگونی دولت بشار اسد نیز هنوز قطعی نیست. مسئله ای که بعد از تحدید قدرت و نفوذ ژئوپلتیکی کردهای سوری، از اولویت اساسی در سیاست های سوریه ای ترکیه برخوردار است. رهبران ترکیه حمله آمریکا به پایگاه نظامی الشعیرات را برنامه ای جدا از خواست دولت ترامپ برای خلع قدرت اسد می بینند و اینکه این حملات ادامه خواهد داشت یا نه، علامت سوال بزرگی پیش روی ترک ها گذاشته است. آمریکا که از ابتکارات سه جانبه آتش بس آستانه بیرون مانده بود، اقدام به حمله نظامی می تواند به معنای بازگشت این کشور به تحولات میدانی و سیاسی سوریه تفسیر شود. ازاینرو، تداوم اقداماتی از این نوع، می تواند سوریه را به محلی برای برخورد و درگیری قدرت های بزرگ تبدیل کند. علاوه براین، ورود نظامی آمریکا به سوریه  از زاویه ای دیگر می تواند به معنی تبدیل شدن میدان سوریه به محل تسویه حساب  تنش های آمریکا و روسیه در معادلات امنیتی اروپای شرقی و بالتیک قلمداد شود. براین اساس، وضعیت حساسی در حال ظهور است که پیامدهای امنیتی زیادی را برای کشورهای منطقه بوجود خواهد آورد که با توجه به موقعیت ژئوپلتیکی ترکیه، رهبران این کشور را با انتخاب های سخت روبرو ساخته است. بدون تردید ترکیه نمی خواهد قربانی بازی سیاست قدرت آمریکا و روسیه در معادلات سوریه باشد.     
 
ورای تردیدهای ترکیه نسبت به سیاست های نامشخص آمریکا، نگرانی اصلی رهبران ترکیه خطر مورد حمله قرار گرفتن روسیه در میدان سوریه است، که محیط بازی و نفوذ استراتژیک این کشور را به چالش می کشد و متعاقب آن تنش در روابط محور روسیه-ایران و بلوک غرب تشدید می شود. دراینصورت، فرآیند مذاکرات سه جانبه آستانه نیز از سوی آمریکا و متحدین آن بهم خواهد خورد. وقوع چنین سناریوهایی و همراهی ترکیه با ابتکارت سیاسی و عملیاتی آمریکا، به احتمال زیاد منجر به بروز بحرانی دیگر در روابط دوجانبه روسیه و ترکیه خواهدشد. بحرانی که به مراتب بزرگ تر و پرهزینه تر از بحران سقوط جنگنده سوخو24 خواهد بود. واقعیت این است که استراتژیست های ترکیه حمله آمریکا به پایگاه هوایی سوریه را اقدامی بر علیه دولت مرکزی دمشق نمی بینند، بلکه آن را اقدامی برای تهدید قدرت و نفوذ روسیه در کانون های بحران منطقه خاورمیانه تفسیر می کنند.
 
در چنین شرایطی که همراه با عدم قطعیت های زیادی است، ترکیه چه راهبردی را در پیش خواهد گرفت؟ آنچه از اظهارات تصمیم گیران سیاست خارجی ترکیه بعد از حمله آمریکا و حتی قبل از آن مستفاد می شود، اینست که ترک ها جانب احتیاط را در جهت گیری های خود رعایت خواهند کرد و تمام تلاش آنها فراهم ساختن فضایی خواهد بود که تحت فشار انتخاب بین آمریکا و یا روسیه قرار نگیرند. بعد از مسئله کردی، سقوط دولت اسد اولویت رفتاری ترکیه در سوریه را تعیین می کند. اما ترک ها بخوبی می دانند که خلع قدرت اسد به معنای پایان بحران سوریه نیست و تنش بین محور روسیه-ایران و جبهه غرب به ورای مرزهای سوریه کشیده خواهد شد. ازاینرو، ترکیه با درنظر گرفتن مسئله امنیت ملی و نفوذ منطقه ای، درحال متنوع ساختن اولویت های سیاسی و عملیاتی خود در سوریه است.
 
اولویت هایی که در وهله اول بتواند ترکیه را از درگیری مستقیم با قدرت های درگیر در بحران سوریه بازدارد. به جرئت می توان گفت که درحال حاضر ترک ها از استراتژی مشخصی برای چگونگی واکنش عملیاتی به حمله آمریکا به سوریه ندارند. زیرا از پیامدهای آن بویژه قدرت گرفتن بیشتر کردهای سوری، تجزیه سوریه، احتمال درگیری با قدرت های منطقه و بویژه تنش با روسیه، نگرانی شدیدی دارند. تنها گزینه عملیاتی که ترکیه اعلام کرده است، تداوم همان مطالبات نیم دهه گذشته برای ایجاد یک منطقه امن در شمال سوریه است. ابراهیم کالین، سخنگوی اردوغان دیروز اعلام کرد که، ترکیه راه حل جلوگیری از وقوع حملات شیمیایی و درگیری طرفین بحران را ایجاد یک منطقه امن و بدون پرواز می داند. تجربیات 6 سال جنگ در سوریه به ترکیه نشان داده است که منافع ملی و امنیت ملی آنها نه مورد عنایت آمریکا بوده است و نه مورد توجه روسیه. ازاینرو، رویکردی میانه همراه با احتیاط بر رفتار سیاست خارجی ترکیه نسبت به حملات نظامی آمریکا در سوریه حاکم خواهد بود.  

 

 

 

 



بالا

بعدی * صفحة دری * بازگشت