سیاست روسیه در قبال بحران اخیر شبه جزیره کره

 

مرتضی شجاع: تشدید بحران کره شمالی در اوایل مارس سال جاری میلادی روسیه را به جدّ نگران کرده است. بحران مذکور از ابعاد گوناگون منافع روسیه را در شرق دور به طور عام و کره شمالی به طور خاص تحت تأثیر قرار خواهد داد و در صورت بروز جنگ مسکو را در تنگنا و مخمصه گرفتار خواهد کرد. لذا روسیه می کوشد بحران به گونه ای مدیریت شود که طرفین به دیپلماسی رو آورده و از اقدام نظامی و تهاجمی اجتناب کنند. فی الواقع بحران کره شمالی که طی بیش از دو دهه پویایی های راهبردی را در منطقه پدید آورده، مهمترین و جدی­ترین مسئله امنیتی در شرق دور است ... [این در حالی است که] تا کنون هنوز نشانه جدّی مبنی بر اینکه بحران اخیر فروکش کرده باشد به چشم نمی خورد. کره شمالی علی رغم درخواستها و هشدارها همچنان برنامه موشکی خود ادامه می دهد و آمریکا و متحدان آن نیز همچنان نیروهای خود را در کره جنوبی آماده نگه داشته ­اند و حتی تقویت کردند ...


ایراس: تشدید بحران کره شمالی در اوایل مارس سال جاری میلادی روسیه را به جدّ نگران کرده است. بحران مذکور از ابعاد گوناگون منافع روسیه را در شرق دور به طور عام و کره شمالی به طور خاص تحت تأثیر قرار خواهد داد و در صورت بروز جنگ مسکو را در تنگنا و مخمصه گرفتار خواهد کرد. لذا روسیه می کوشد بحران به گونه ای مدیریت شود که طرفین به دیپلماسی رو آورده و از اقدام نظامی و تهاجمی اجتناب کنند. فی الواقع بحران کره شمالی که طی بیش از دو دهه پویایی های راهبردی را در منطقه پدید آورده، مهمترین و جدی­ترین مسئله امنیتی در شرق دور است.

بحران کره شمالی از سال 1994 حول برنامه اتمی این کشور شکل گرفت. در دوره بیل کلینتون، جرج بوش و باراک اوباما اقدامات متعددی برای حل و فصل سیاسی بحران انجام شد. اما به خاطر اتهام زنی هر یک از طرفین به دیگری مبنی بر اینکه به تعهّدات خود پایبند نبوده اقدامات فوق بی نتیجه ماند. تا اینکه در ششم مارس سال جاری بار دیگر بحران تشدید شده است؛ تا جائیکه طرفین هیچگاه تا این اندازه به جنگ نزدیک نشده بودند. این وضعیت به واسطه آزمایش چهار فروند موشک بالستیک از سوی پیونگ یانگ بروز کرد. سه فروند از این موشکها در منطقه انحصاری اقتصادی ژاپن در دریای ژاپن فرود آمدند. این اقدام از سوی شینزو آبه، نخست وزیر ژاپن، به عنوان یک "اقدام کاملاً خطرناک" معرفی شده و حتی در پی آن جیمز متیس، وزیر دفاع آمریکا، نیز ادعا کرد که سیاست بلند مدت "صبر استراتژیک" آمریکا در قبال کره شمالی به سر آمده است. کار به صف آرایی نیروهای دو طرف کشید. حتی برخی نهادهای امنیتی آمریکایی نیز صراحتاً از ترور کیم جونگ اون، رهبر جوان کره شمالی، سخن راندند. در چنین وضعیتی روسیه برای حل سیاسی بحران به طور مضاعف تلاش کرد.  

محور اصلی سیاست روسیه در قبال تشدید بحران در شبه جزیره کره تلاش برای تخفیف آن و ترغیب طرفین به اتخاذ مسیر سیاسی است. در این راستا بارها مسکو به آمریکا و متحدان آن در خصوص عواقب جنگ علیه کره شمالی هشدار داده است و دیپلماسی را تنها راه حل مطمئن این بحران دانست. در این راستا پوتین در تماس تلفنی با مون جائه این، رئیس جمهور جدید کره جنوبی، گفت که حاضر است تا در حل این بحران نقش سازنده داشته باشد. افزون بر آن، لاوروف به منظور ترغیب دونالد ترامپ، رئیس جمهورآمریکا به طریق دیپلماسی شخصاً به واشینگتن سفر کرد. علاوه بر آن، وزارت خارجه روسیه نیز پیشنهاد داد که گفتگوهای شش جانبه از سر گرفته شود (1). صرف نظر از این اقدامات و موضع­گیریها، روسیه در بحران اخیر موضع میانه را اتخاذ کرده است. به این معنا که نه صرفاً جانب غرب را گرفت و نه فقط از کره شمالی حمایت کرد تا بدین شکل هم آمریکا را از خود نرنجاند و هم کره شمالی را از خود نراند.

روسیه از مواضع آمریکا در شورای امنیت حمایت کرد و در 23 مارس به پیش نویس قطعنامه پیشنهادی این کشور در شورای امنیت (قطعنامه 2345) رأی مثبت داد. مسکو همچنین از پیونگ یانگ خواست تا به این قطعنامه احترام بگذارد، آنرا به اجرا درآورد و مخصوصاً از هرگونه آزمایش اتمی و موشکی جدید اجتناب کند. همچنین کرملین در همسویی با آمریکا اعلام کرد که کلیه تبادلات خود با کره شمالی را جز در موضوعات پزشکی به حالت تعلیق درآورده است.

در عین حال روسیه مانع از تشدید فشار مضاعف بر کره شمالی شد. علی رغم انتقاد از کره شمالی، در 19 آوریل روسیه دیگر پیش نویس قطعنامه پیشنهادی آمریکا علیه کره شمالی را وتو کرد. به علاوه کرملین سیاست کاخ سفید علیه پیونگ یانگ را مورد نکوهش قرار داد و آنرا موجب تشدید بحران دانست. همچنین لاوروف ادعا کرد که نقض قطعنامه شورای امنیت نمی تواند بهانه­ای برای به چالش کشیدن حقوق بین الملل و منشور سازمان ملل باشد. البته منظور وی همان اصول عدم مداخله و منع توسل به زور، مصرّح در منشور، بود. مضافاً اینکه وی به طعنه اظهار کرد که سیاست آمریکا در قبال کره شمالی تاکنون بر اساس صبر استراتژیک نبوده است.

روسیه در مورد بحران کره شمالی چند ملاحظه و نگرانی جدّی دارد و همین ملاحظات است که سیاست روسیه را در قبال بحران کره شکل داده است. همانطور که ذکر آن رفت، روسیه از تشدید بحران و ظهور جنگ میان کره شمالی با محور آمریکا، کره جنوبی و ژاپن نگران است. این مسأله از چند بعد منافع روسیه را در مخاطره قرار خواهد داد.

اولاً فروریختن حکومت کره شمالی در پی جنگ با آمریکا و متحدان آن برای روسیه یک چالش جدّی ژئوپلیتیک تلقی می شود. در واقع کره شمالی برای روسیه و حتی چین به مثابه نوعی حائل امنیتی است که آمریکا را از آنها دور می دارد. در صورت سلطه آمریکا بر شبه جزیره کره، به احتمال قریب به یقین سطح تنش روسیه با آمریکا فزونتر خواهد شد. به علاوه در صورت شکل گیری کره متحد-بدون دخالت نظامی آمریکا، محاق ژئوپلتیک ناشی از قرارگرفتن میان سه قدرت بزرگ (روسیه، چین و ژاپن) آنرا وادار خواهد کرد تا حضور نظامی آمریکا را مطالبه کند و بدین صورت آمریکا به مرزهای روسیه نزدیک می شود.

دوماً جنگ کره امنیت منطقه ای در شرق دور را با چالش جدی مواجه خواهد ساخت و لذا تسرّی بحران به خاک روسیه و بروز تلفات انسانی و آسیب دیدن تأسیسات، با عنایت به بندر مهم و استراتژیک ولادی‌وستوک، دور از ذهن نیست. به طور مثال در 14 مه کره شمالی موشکی را آزمایش کرد که مقامات آمریکایی مدعی بودند در 60 کیلومتری بندر ولادی‌وستوک به زمین نشست. به علاوه در نیمه های ماه مه سال جاری، فرود آمدن دیگر موشک آزمایش شده توسط کره شمالی در فاصله 500 کیلومتری خاک روسیه به قدری مسکو را نگران کرد که دستور داد سیستم دفاع موشکی این کشور در شرق دور فعال شود.

سوماً اینکه تشدید بحران در شبه جزیره کره فرصتهایی را در اختیار آمریکا قرار می دهد که سیاستهای خود علیه روسیه را به پیش برد. به طور خاص آمریکا توانست در ماه مه سال جاری به بهانه مقابله با تهدیدات فزاینده موشکی کره شمالی، سیستم دفاع موشکی تاد را در کره جنوبی مستقر کند. از این رو نه تنها موشکهای پرتابی توسط کره شمالی، بلکه موشکهای پرتابی توسط روسیه و چین نیز، در صورتی‌که در شعاع واپایش رادار سیستم دفاعی نامبرده قرار گیرند، ردگیری و در صورتی که آمریکا اراده کند منهدم خواهند شد. این مورد بر بازدارندگی روسیه در برابر آمریکا اثر منفی گذارده است. سیستم دفاع موشکی آمریکا در شرق دور بخشی از سیستم دفاع موشکی جامع آمریکا به دور روسیه است که در صورت تکمیل آن مزیّت ضربه دوم اتمی از روسیه سلب می شود و بدین شکل بازدارندگی متقابل اتمی دیگر محلی از اعراب نخواهد داشت. این وضعیت استراتژیکی برای روسیه چیزی از کمتر از یک افول راهبردی نیست.

چهارم اینکه تبعات جنگ در شبه جزیره کره ملی­گرایی را در کشورهای شرق دور تشدید خواهد کرد و این مورد نیز بر منافع روسیه آثار ناگواری دارد. اساساً زمینه بروز یک رقابت پرمخاطره راهبردی در شرق دور فراهم است. از سویی ملتهای منطقه معتقدند که طی تاریخ از سوی همسایگان خود قربانی شده اند و لذا نسبت به یکدیگر ذهنیت منفی دارند. ازسوی دیگر کشورهای این منطقه قابلیتهای صنعتی و انسانی قابل ملاحظه ای دارند که می تواند آنها را در تأمین هزینه ­های سیاست های نظامی­ گرایانه یاری کند. عوامل یاشد شده به همراه وجود اختلافات ارضی و مرزی چشم انداز مثبتی از ثبات در شرق دور به دست نمی دهد. لذا چنانچه جنگی در شبه جزیره کره در­گیرد یقیناً گرایشات ملی گرایانه در کشورهای کره جنوبی و ژاپن و ... تشدید خواهد کرد و این مورد امنیت منطقه ای را در مخاطره قرار خواهد داد.

پنجم اینکه تشدید بحران در شبه جزیره کره و بروز جنگ میان طرفین برنامه توسعه صنعتی بخشهای شرقی روسیه را نیز در تنگنا و تردید قرار خواهد داد. پیشتر کرملین قصد خود برای توسعه بخش شرقی این کشور را آشکار کرده بود. این گرایش بعد از تشدید تنش با غرب بر سر اوکراین و تحریم روسیه از سوی کشورهای اروپایی و آمریکا تقویت شد. محور اصلی این سیاست پیوند اقتصادی مناطق شرقی روسیه با کشورهای حوزه شرق دور(چین، ژاپن و دو کره) حول محور انرژی (گاز و الکتریسیته) است. پیشبرد چنین ابتکاری نیازمند الزاماتی است که امنیت در شرق دور یکی از مهمترین آنها است. از این رو اگر در این منطقه جنگی روی دهد برنامه توسعه بخش شرقی روسیه احتمالاً دیگر اجرایی نخواهد شد.

ششم اینکه اخیراً روسیه در کره شمالی منافع اقتصادی بدست آورد و لذا متمایل به حفظ این منافع است. با روی کار آمدن ولادیمیر پوتین در سال 2000، روابط این کشور با کره شمالی از رکود مبتلابه در دهه 1990 خارج شد. در دوره ریاست جمهوری بوریس یلتسین توسعه روابط با کره جنوبی و ژاپن در دستور کار سیاست خارجی روسیه بود و لذا روابط با کره شمالی تقریباً به صفر رسید. اما پوتین تلاش کرد تا به یک سیاست خارجی متوازن روی آورده و روابط با کره شمالی نیز به مانند روابط با همسایگان شرقی و جنوبی آن توسعه یافت. با ظهور بحران اوکراین و بروز تنش در روابط روسیه و غرب جایگاه کره شمالی در سیاست خارجی روسیه اهمیت بیشتری پیدا کرد. تا جائیکه بارها مقام‌های عالی رتبه سیاسی روسیه و کره شمالی با یکدیگر دیدار کردند. طی این دیدارها برای توسعه همکاریهای سیاسی و اقتصادی به توافقاتی دست یافتند. به طور مثال کره شمالی از سیاست روسیه در قبال اوکراین حمایت کرد و روسیه نیز از کره شمالی در مجامع بین المللی در موضوع حقوق بشر جانبداری کرد. علاوه بر آن چندین قرارداد همکاری اقتصادی و تجاری نیز به امضاء طرفین رسید که مهمترین آنها امضاء قرارداد سرمایه گذاری 25 میلیارد دلاری روسیه به مدت 20 سال در بخش معدن و صنایع معدنی کره شمالی است. موارد فوق موجب شده تا روسیه نسبت به تداوم حکومت کمونیست کره شمالی علاقه مند شود.

تا کنون هنوز نشانه جدّی مبنی بر اینکه بحران اخیر فروکش کرده باشد به چشم نمی خورد. کره شمالی علی رغم درخواستها و هشدارها همچنان برنامه موشکی خود ادامه می دهد و آمریکا و متحدان آن نیز همچنان نیروهای خود را در کره جنوبی آماده نگه داشته ­اند و حتی تقویت کردند. از شواهد چنین بر می آید که کره شمالی حاضر نیست از برنامه موشکی و اتمی خود دست بردارد و این درحالیست که آمریکا چنین امری را تحمل نمی کند. از اظهارات مقام‌های سیاسی طرفهای اصلی بحران نشانه­ای دال بر تخفیف بحران به چشم نمی خورد. البته بعضاً گزارش‌هایی وجود دارند که وقوع جنگ را بعید می دانند. از این رو دستگاه دیپلماسی روسیه کار سختی در پیش دارد تا بتواند طرفین دعوی را به مصالحه ترغیب کند.
 

 نویسنده: مرتضی شجاع - دانشجوی دکترای روابط بین الملل دانشگاه تهران و پژوهشگر حوزه اوراسیا
 
 

یادداشت ها:

1- در سال 2003 وزارت خارجه چین پیشنهاد کرد که شش کشور چین، روسیه، ژاپن، آمریکا، کره شمالی و کره جنوبی مذاکراتی رابرای حل بحران اتمی کره شمالی شکل دهند که البته با موافقت سایر کشورها قرار گرفت. این مذاکرات جای مذاکرات چهار جانبه ( دوکره به همراه چین و امریکا) را گرفت. در پی این مذاکرات قراردادی موسوم به "چارچوب توافق شده"(Agreed Framework) بین آمریکا و کره شمالی در اکتبر 2004 به امضاء رسید.

 

 

 

 

 



بالا

بعدی * صفحة دری * بازگشت