سیاست خارجی روسیه در سال 2016؛ دستاوردها و ناکامی ها

 

آندری کارتونوف: سال 2016 برای سیاست خارجی روسیه سالی پیچیده و دشوار بود. سالی که هم یادآور موفقیت های دیپلماتیک و هم چالشهای جدیدی بود که هنوز باید به آنها پاسخ داد. اگر در برخی موارد ( به عنوان مثال، منطقه آسیا و اقیانوس آرام) روسیه موفق گردیده به نتایج مثبت قابل ملاحظه ای دست یابد، در مقابل در سایر موارد (نظیر: خاور نزدیک) تصویر در پایان سال پیچیده و متناقض باقی مانده است و در سه مورد (اروپا، ناتو و اکراین)، متأسفانه در طی سال 2016 هیچ پیشرفت محسوسی صورت نگرفته است .. اما به واقع، سیاست خارجی روسیه در این سال توانست از چه خطرات و ریسک هایی مصون بماند؟


ایراس: سال 2016 برای سیاست خارجی روسیه سالی پیچیده و دشوار بود. سالی که هم یادآور موفقیت های دیپلماتیک و هم چالشهای جدیدی بود که هنوز باید به آنها پاسخ داد. اگر در برخی موارد ( به عنوان مثال، منطقه آسیا و اقیانوس آرام) روسیه موفق گردیده به نتایج مثبت قابل ملاحظه ای دست یابد، در مقابل در سایر موارد (نظیر: خاور نزدیک) تصویر در پایان سال پیچیده و متناقض باقی مانده است و در سه مورد (اروپا، ناتو و اکراین)، متأسفانه در طی سال 2016 هیچ پیشرفت محسوسی صورت نگرفته است.
 
سیاست خارجی روسیه در این سال توانست از چه خطرات و ریسک هایی مصون بماند؟ قبل از هر چیز، کاهش تنش در روابط با ترکیه پس از بحران شدید نوامبر 2015 و نیز جلوگیری از تشدید گسترده مناقشه پیرامون ناگورنو قره باغ، موسوم به «جنگ چهار روزه» در ماه آوریل، شایان ذکر است. همچنین خودداری روسیه در طی سال از درگیر شدن کامل در جنگ داخلی روسیه، منجمله اجتناب از انجام عملیات وسیع نظامی در خاک این کشور را می توان در شمار دستاوردهای روسیه به حساب آورد. قطعاً، وسوسه درگیری کامل در مناقشه سوریه در طی کل سال وجود داشته است.
 
اروپا، ناتو و فضای پسا شوروی
در پایان سال 2016، مناقشه در شرق اوکراین به عنوان مسئله اساسی حل نشده در خاک اتحاد جماهیر شوروی پیشین، باقی ماند. سال گذشته هیچگونه پیشرفت قابل ملاحظه ای در تحقق توافقات مینسک که از سوی کلیه شرکت کنندگان جریان مینسک به رسمیت شناخته شده بود، به ارمغان نیاورد. علاوه بر این، چند مورد عملیات جنگی شدید در امتداد خط مرزی نیروهای مخالف، در طی سال به وقوع پیوست. تقویت نقش سازمان امنیت و همکاری اروپا در حفظ صلح و پایش شرایط در منطقه مناقشه توفیق چندان قابل ملاحظه ای نداشت و سطح رویارویی سیاسی و اطلاعاتی-تبلیغاتی مسکو و کیف بالا باقی ماند.
 
کشورهای اتحادیه اروپا در پایان سال بار دیگر تحریم های خود را در رابطه با روسیه تمدید نمودند و همه گفتگوها در خصوص ضرورت افزایش انعطاف پذیری  مکانیسم موردی تنها به صورت گفتگو باقی ماندند. پیشنهادات روسیه در خصوص از سرگیری جزئی همکاری با اتحادیه اروپا که از سوی پوتین به ژان کلود یونکر رئیس کمیسیون اروپا در زمان نشست اقتصادی بین المللی ماه ژوئن در سن پترزبورگ مطرح گردید نیز بی پاسخ ماند. اتحادیه اروپا از جانب خود خط مشی خود جهت همکاری متقابل آتی با روسیه «یعنی پنج اصل فدریکو موگرینی» را تهیه نمود، که در مسکو بسیار شکاکانه تلقی گردید.
 
تصمیمات نشست ماه ژوییه ناتو در ورشو عملاً بیانگر بازگشت ناتو به استراتژی «مهار» روسیه نمونه «دوران جنگ سرد» بود. شروع صف آرایی واحدهای نظامی کمکی ناتو در لهستان و در کشورهای بالتیک، اتخاذ تدابیر متقابل از سوی روسیه را به دنبال داشت و همان طور که انتظار می رفت ادامه برنامه استقرار اجزاء دفاع ضد موشکی در خاک لهستان و رومانی، محرکی مضاعف شد. در واقع، انجام پیمان منع موشک های میان برد و کوتاه برد توسط طرفین، به عنوان یکی از آخرین «ساختارهای حامی» حفظ شده نظام بین المللی کنترل تسلیحات هسته ای، به خطر افتاده است.
 
تلاش های روسیه برای از سرگیری گفتگوی معنا دار با ناتو، حتی در خصوص مسائل بسیار فنی (منجمله، در رابطه با فرستنده خودکار صوتی هواپیما) نیز نتیجه نداد. حتی در مورد این مطلب که اولین رایزنی ها در کجا (در مسکو یا در بروکسل) صورت خواهد گرفت نیز توافقی حاصل نشد. شورای روسیه – ناتو، هر چند به ظاهر کار خود را از سر گرفته است، هنوز نتوانسته هیچگونه نقش بارزی را در بهبود روابط ایفا نماید. این وضعیت همراه با امنیت اروپا در طی سال همچنان رو به وخامت داشته است. بسیاری از ناظران در مورد رشته جدیدی از مسابقه تسلیحاتی در اروپا میان روسیه و کشورهای عضو ناتو سخن به میان آوردند.
 
خاور نزدیک و سوریه
مداخله نظامی در سوریه یکی از چشمگیرترین فعالیت های روسیه در عرصه بین المللی در سال گذشته شد. هنوز برای نتیجه گیری نهایی در خصوص تأثیر این اقدام زود است، ولی این امر قابلیت مسکو را نه تنها جهت انجام عملیات نظامی وسیع در مسافت قابل ملاحظه ای از مرزهای خود، بلکه ادامه این عملیات را طی مدت طولانی، ضمن چلوگیری از تشدید آتی تنش خود، به نمایش گذاشت. مداخله نظامی روسیه نقش بزرگی در تغییر موازنه قدرت ها در جنگ داخلی ایفا نمود و اساساً موجب تقویت موقعیت رهبری سوریه در دمشق گردید. 
 
ناتوانی در دستیابی به اجرای مفاد توافقات سپتامبر سرگئی لاوروف و جان کری در خصوص آتش یس در سوریه و شروع گفتگوی سیاسی بین نیروهای متخاصم را باید در شمار ناکامی ها به حساب آورد. البته، مسکو دولت باراک اوباما و در وهله اول رهبری پنتاگن را که عقیده بر این است عملاً در توافق کارشکنی کرده و خود را رو در روی دپارتمان دولت قرار داده است، مسئول اصلی این شکست می داند. در هر صورت، نقش آمریکا در حل و فصل مناقشه سوریه به احتمال قوی توسط دولت دونالد ترامپ مورد بازبینی قرار خواهد گرفت و به احتمال زیاد این بازبینی چندین ماه به طول می انجامد، که به معنی دست کم، کاهش نقش واشنگتن در منطقه در آینده نزدیک می باشد.
 
در پایان سال دیپلماسی روسیه به شدت فعالیت خود را در رابطه با بازیگران منطقه ای در مناقشه سوریه، یعنی ترکیه، ایران، عربستان سعودی و سایر کشورهای خلیج فارس، تقویت نمود. عادی شدن روابط روسیه و ترکیه و نیز نگرانی اکثر بازیگران منطقه ای در خصوص «رفتن» احتمالی آمریکا از منطقه در زمان ریاست جمهوری ترامپ موجب این فعالسازی گردید.
 
بر اساس اطلاعات موجود، روسیه نقش تعیین کننده ای در عادی سازی گفتگو در خصوص مسائل مربوط به انرژی بین الریاض و تهران ایفا نموده است، که این امر موجب از سرگیری مذاکرات چندجانبه در مورد محدودیت استخراج نفت گردیده است. انجام دیدارهای سه جانبه روسیه، ترکیه و ایران در ماه دسامبر در سطح وزرای امور خارجه و دستیابی به توافقات در خصوص پاره ای از مسائل مهم مربوط به آینده سوریه از دیگر دستاوردهای دیپلماتیک مسکو بوده است.
 
گمان می رود، که در سال 2017 دیپلماسی روسیه کما فی السابق بر روی تلاش ها جهت دستیابی به مصالحه در خصوص مسئله سوریه بین بازیگران اصلی منطقه ای و از سرگیری گفتگو در مورد چگونگی انتقال سیاسی در سوریه متمرکز گردد. تصرف حلب در دسامبر 2016 توسط نیروهای سوری و متحدان آنها، به دمشق و مسکو موقعیت های قوی جهت شروع مذاکرات می بخشد. در عین حال، از سرگیری مسیر مذاکرات دو جانبه روسیه و آمریکا در خصوص سوریه و به ویژه در مورد مسائل مربوط به تروریسم بین المللی در بهار 2017 نیز منتفی نشده است.
 
روسیه و منطقه آسیا و اقیانوسیه
از سرگیری گفتگوی فعال با ژاپن و سفر پرزیدنت پوتین به توکیو را می توان از جمله دستاوردهای سیاست خارجی روسیه در سال گذشته به حساب آورد. آگر چه تا کنون پیشرفت اساسی در حل اختلاف ارضی روسیه و ژاپن حاصل نشده است، از جمع بندی این سال به جاست در مورد کیفیت جدید روابط دو جانبه، منجمله چشم اندازهای جدید همکاری اقتصادی سخن به میان آید.
 
در طول این سال، روسیه تلاشهایی در خصوص تنوع بخشیدن آتی روابط سیاسی و اقتصادی خود با کشورهای آسیا، منجمله کره جنوبی، ویتنام، هند، اندونزی و حتی فنلاند، به عمل آورده است. نتایج این تلاشها یکسان نبودند، ولی در مجموع می توان تقویت موقعیت روسیه در منطقه آسیا و اقیانوسیه را تأیید نمود. با این حال، ضعف شالوده اقتصادی مانع از دستیابی دیپلماسی روسیه به ارتقاء بیشتر موقعیت کشور در آسیا گردیده است.
 
روابط با چین - شریک اصلی روسیه به طور پایدار، ولی بدون وقفه آشکار توسعه یافته است. گفتگوی سیاسی در سطح بالا شدت خود را حفظ نموده است، روسیه و چین مواضع مشترکی را در رابطه با اکثر مسائل حاد بین المللی در پیش گرفته اند. با این حال، همکاری اقتصادی روسیه و چین به سطح کیفی جدیدی نرسیده است و ساختار قبلی و در بسیاری از موارد ساختار منسوخ را حفظ نموده است.
 
ریاست جمهوری دونالد ترامپ: فرصت ها و چالش ها برای روسیه
پیروزی غیر منتظره دونالد ترامپ در انتخابات آمریکا، بی شک تغییرات زیادی را در صف آرایی قدرت ها در نظام بین-المللی ایجاد می نماید و تأثیر قابل ملاحظه ای بر وضعیت در مناطق مختلف جهان خواهد داشت. دولت جدید برای روسیه هم فرصت های جدید و هم خطرات جدیدی را به وجود می آورد. در خصوص فرصت های جدید، می توان گفت این فرصت ها به سه مورد خلاصه می شوند. اولاً، به قدرت رسیدن هیلاری کلینتون با سابقه سخنان پر طمبطراق به شدت ضد روسی وی به هنگام فعالیت تبلیغاتی، منجمله در مورد شخص رئیس جمهور پوتین، ناگزیر دشواریهایی را در همکاری مشترک با دولت جدید، دست کم، در مرحله اولیه به وجود می آورد. در مقابل، دونالد ترامپ بارها احترام خود را نسبت به پوتین و تمایل خود برای همکاری با روسیه را به نمایش گذاشت.
 
ثانیاً، برای مسکو به طور معمول همیشه همکاری با جمهوریخواهان راحت تر از همکاری با دموکرات ها بوده است. برژنف همکاری موفقیت آمیزی با نیکسون داشت، و گورباچف با ریگان. مسلماً ترامپ را نمی توان یک جمهوریخواه «تمام عیار» به حساب آورد، ولی وی با دموکرات ها خیلی فاصله دارد.
 
ثالثاً، ترامپ و پوتین، تا آنجا که می توان قضاوت کرد، هر دو دیدگاههای مشابهی به سیاست جهانی دارند، هر دو ناسیونالیست محسوب می شوند، هر دو بر عمل گرایی خود تأکید می نمایند، هر دو خصوصیات برجسته را دوست دارند و هر دو برای روابط شخصی بسیار ارزش قایل هستند. بنابراین، احتمالاً، برای پوتین با ترامپ راحت تر از آنچه خواهد بود که برای او با اوباما بوده است.
 
با این حال، چالش هایی نیز در رابطه با ترامپ وجود دارد. اول از همه، بی تجربگی وی در سیاست خارجی ضرب در جسارت و اعتماد به نفس می تواند خطرات جدی را برای همه شرکای آمریکا، منجمله برای روسیه به بار آورد. علاوه بر این، در شرایط «خلأ فکری» پیرامون ترامپ، نمی توان افزایش تأثیر نومحافظه کاران دست اندرکار مواضع به شدت روسی را بر روی وی غیرممکن دانست. و مهم تر از همه، چنانچه آمریکا به سرعت و قاطعانه شروع به قطع تعهدات خود نسبت به کل جهان نماید، پیش بینی کاهش ثبات و بروز بحران های جدید دشوار نیست. به عنوان مثال، چنانچه در زمان ترامپ، ایالات متحده آمریکا فورآً از افغانستان خارج گردد، آیا این امر مطابق منافع روسیه نخواهد بود؟
 
نگاهی به سال 2017 و بعد از آن
سال 2017 فرا رسیده مشکل بتواند اصلاحات اساسی را در جهات اصلی سیاست خارجی روسیه به وجود آورد. باید در نظر داشت، که سال جدید، آخرین سال قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال 2018 می باشد، و این بهترین فرصت برای هرگونه نوآوری و آزمایش در اقتصاد، در زمینه اجتماعی و یا در فعالیت بین المللی نمی باشد. علاوه بر این، نباید فراموش کرد، که در سال جدید روسیه با مسائل حل نشده فراوانی، منجمله سوریه، اوکراین، تحریم های بین المللی، مقابله با ناتو و غیره، مواجه است. به ویژه این مسائل نیز موضوع توجه اصلی رهبری روسیه خواهند بود.
 
چنانچه به نظر می رسد، تکامل تدریجی آتی سیاست خارجی روسیه در وهله اول به استراتژی توسعه اقتصادی و اجتماعی بستگی دارد، که برای چرخه سیاسی بعدی (2024-2018) اتخاذ خواهد شد. اهداف اقتصاد و حوزه اجتماعی، چنانچه می توان تصور نمود، برای انتخاب استراتژی های سیاست خارجی منطبق با آنها نیز تعیین کننده می باشند.
 
به عنوان مثال، خط مشی نوسازی پر شتاب، «خصوصی سازی» اقتصاد، تشویق بخش های نوآور، کسب و کار خرد و متوسط، قبل از هر چیز مستلزم از سرگیری همکاری با غرب، لغو تحریم ها و تشدید همکاری روسیه در بسیاری از سازمانهای بین المللی است. و در مقابل، «دولتی سازی» آتی اقتصاد روسیه، حفظ پایه سوخت و مواد خام تجارت خارجی، تأکید بر «جایگزینی واردات»، تکیه بر بخش دفاعی به عنوان موتور محرک توسعه اقتصادی، ظاهراً، به توقف موقت روابط مناقشه آمیز کنونی روسیه و غرب برای مدت طولانی، و نیز ادامه فاصله مسکو از اروپا که از چند سال پیش آغاز شده است، کمک خواهد نمود.
----------
نویسنده: آندری کارتونوف -  مدیرعامل و عضو هیئت رئیسه شورای امور بین الملل روسیه (ریاک)
 
مترجم: عادله سلیمان پور - کارشناس ارشد مطالعات روسیه از دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران
----------
منبع:
http://russiancouncil.ru/inner/?id_4=8543#top-content

 

 

 

 

 



بالا

بعدی * صفحة دری * بازگشت