حذف سعد حريري، لبنان و خاورنزديک را تکان داده است...

Orient XXI > 14 نوامبر 2017

آيا عربستان سعودي واقعا تصور مي کند که بتواند سعد حريري را از صحنه سياسي لبنان حذف کند؟ خبر استعفاي نخست وزير لبنان که روز ٤ نوامبر اعلام شد، کشور را تکان داده و موجي از واکنش هاي تند در سراسر منطقه به راه انداخت. اينک، تهاجم عربستان سعودي عليه ايران در همه جبهه ها که همراه با مخاطره هائي نيز هست، گسترش مي يابد. اما، آيا وليعهد جوان سعودي که ابتکار عمل اين استراتژي را در دست دارد، ابزار کافي براي تحقق اين سياست ها را نيز دارد؟

در بيروت، استعفاي سعد حريري که ٤ نوامبر در رياض اعلام شد، همه راغافلگير کرد. هم در ميان مردم عادي که دوباره براي کسب خبر به تلويزيون هاي خبري ٢٤ ساعته روي آورده اند، و هم در بين مسئولان سياسي و روزنامه نگاران که در تحليل دلايل اين بحران دور از انتظار درمانده اند، آثار بُهت کاملا نمايان است. اما، نگراني محسوس است، درحالي که برخي بانک ها از پرداخت پول مشتريان قبل از موعد سررسيد حساب، خودداري مي کنند، از تحريم هاي اقتصادي عربستان يا کشورهاي عربي و حتي از اخراج صدها هزار لبناني که در کشورهاي پيرامون خليج [فارس] کار مي کنند، صحبت مي شود.

مسلم است که ثبات لبنان به کيمياگري پيچيده، نامطمئن، و به قول برخي ها معجزه آسائي بند بود و اين وضع همه ناظران خارجي و حتي لبناني را به شگفت واداشته بود. باوجود اين، به رغم جنگ در سوريه، روي آوردن صدها هزار پناهنده و شرايط اقتصادي نگران کننده، لبنان ظاهري از صلح را حفظ کرده است. با پيماني که در ٣١ اکتبر ٢٠١٦ درباره انتخابات رياست جمهوري ميشل عون بسته شد و سپس با انتخاب سعد حريري به مقام نخست وزيري و درپي آن، تشکيل حکومت ائتلافي با شرکت نيروهاي سياسي اصلي و از جمله حزب الله، اين پيمان تکميل شد، به نظر مي رسيد که دوام کشور به دور از آشوب هاي منطقه اي و به ويژه جنگ سرد بين تهران و رياض تضمين شده است. با وجود اين که اقتصاد درجا مي زد، اين کارها درزماني محقق شد که اوضاع بسيار بيشتر از ميزاني که تحليل گران داخلي و خارجي ارزيابي مي کردند، نگران کننده بود.

در حصر، بدون تلفن همراه

پس ، چه اتفاقي افتاده است؟ کم کم در مورد رويدادهائي که به بحران جديد منجر شده، اطلاعاتي به دست مي آيد (١). روز دوم نوامبر، سعد حريري را براي ديدار پادشاه عربستان به رياض فرا مي خوانند. اين دعوت، في نفسه حيرت آور نيست. حريري داراي مليت دوگانه سعودي-لبناني ست و مرتبا از عربستان ديدار مي کند که آخرين آن ٣١ اکتبر بود. در آن ديدار مقامات سعودي نگراني خود را از نفوذ حزب الله با او درميان گذاشته بودند (٢). با اين همه، بنا به گفته نزديکان حريري، او در بازگشت به لبنان، با اطمينان خاطر به نظر مي رسيد، چرا که به مخاطبانش گفته بود که نمي تواند اين حزب را که نيروي سياسي و نظامي بزرگي است، از سر خود باز کند. هيچ کس نمي توانست آن چه را که رخ داد، پيش بيني کند.

به همين خاطر، روز ٣ نوامبر حريري بدون نگراني خاصي به رياض رفت. اما، به محض ورود، بارفتار غيرعادي سعودي ها روبرو شد. از او خواسته بودند که بدون مشاورانش سفر کند و پس از ورود در ويلايش در رياض تحت نظر قرار گرفت، در حالي که تلفن همراهش را از او گرفته بودند و هيچ وسيله ارتباطي با جهان خارج در اختيار نداشت. روز بعد، او را به ديدار محمد بن سلمان، وليعهد و پسر پادشاه مي برند و در جريان ديدار از او مي خواهند که استعفا دهد. او مجبور مي شود متني را بخواند که از پيش تهيه شده بود. حريري حضور ايران در لبنان، وزنهء حزب الله و خطرهائي را که جانش را تهديد مي کند، مورد نکوهش قرار داد. اين گفتار طرفداران او را به حيرت انداخته، غافلگيرشان کرد. زيرا در هيچ کدام از بيانات پيشين او، از وجود تهديدي عليه جان او حرفي زده نشده بود. حقيقت هم اين است که هرگز در تاريخ ديپلماسي بين المللي رئيس حکومتي در اقامتي اجباري در خارج از کشور استعفا نداده بود.

چرا عربستان که ظاهرا پيمان ٢٠١٦ را درباره حکومت وحدت ملي پذيرفته بود، ناگهان تغيير موضع داد؟ (٣) در اين حرکت جديد، بايد جاپاي مرد قدرتمند جديد پادشاهي سعودي را ديد که همزمان با اين رويداد، با خلاص شدن از دست رقيبان، در جريان تصفيه حسابي با خشونت بي سابقه موقعيت خود را تحکيم کرده است. برخي اين تصفيه حساب ها را (البته با زياده روي خاصي) با «شب چاقوهاي بلند»* مقايسه کردند. آيا رابطه اي بين تصفيه هاي عربستان سعودي و استعفاي حريري وجود دارد؟ اگر هم باشد، کسي اطلاع ندارد.

مواضع رياست جمهوري جديد آمريکا ، که مبارزه با ايران را تنها محور نسبتا روشن سياست خارجي اش تعيين کرده، براي رهبران سعودي، نوعي تشويق به حساب مي آيند. محمد بن سلمان رابطه بسيار گرمي با دونالد ترامپ و اطرافيان او برقرار کرده و چند روز پيش از اين بحران، جارِد کوشنِر داماد ترامپ از رياض ديدارکرد. از اين پس، هدف وليعهد فقط جلوگيري از نفوذ ايران نيست، بلکه پيش برد سياست پس راندن rollback است، واژه اي که در دوران جنگ سرد، آمريکائي ها براي نمايش اراده شان براي به عقب راندن کمونيسم از نقاط زير نفوذش، به کار مي بردند.

پشتيباني اسرائيل

اين اقدامات عربستان سعودي در مارس ٢٠١٥ از يمن شروع شد، گرچه براي اهالي غيرنظامي يمن پيامدهاي فاجعه بار ببار آورده ، اما تا کنون موفقيت چنداني نداشت. در ژوئن ٢٠١٧، عربستان با قطع رابطه ديپلماتيک با قطر اين سياست را دنبال کرد. درست هنگامي که پادشاهي سعودي به يک سري اقدامات براي جلب نظر حکومت بغداد دست زد تا در مقابل نفوذ ايران تعادلي ايجاد کند، ظاهرا تصميم گرفته که لبنان را به ميدان سوم نبردش تبديل کند. در حال حاضر، نتيجه زياد قانع کننده نيست و چنين برمي آيد که شکست هاي وليعهد او را به زياده روي بيشتر وا مي دارد، بدون اين که توازن قواي واقعي را در نظر گرفته باشد. حتي به نظر مي رسد که دولت آمريکا نسبت به دنباله روي او در همه جا مردد است، همان طوري که با اتخاذ صدها موضع بي طرفانه در بحران قطر مشاهده کرديم. اکنون نيز نگراني اش را در مورد استعفاي حريري پنهان نمي کند. يادآوري کنيم که در ماه ژوئيه ، حريري در کاخ سفيد با ترامپ ديدار کرده بود. از سوي ديگر، در اطلاعيه اي در ١٠ نوامبر، وزيرخارجه آمريکا از حريري به عنوان «شريکي محکم» قدرداني کرده است.

در مقابل، بنيامين نتانياهو نخست وزير اسرائيل، حمايت خود از عربستان سعودي را پنهان نمي کند. از همان ٤ نوامبر، او توئيت مي کرد که استعفاي حريري بايد نقش بيدارباشي براي جامعه بين المللي و دعوتي جهت اتخاذ تصميمات مقتضي «عليه تجاوز ايران که هدفش تبديل سوريه به لبنان دوم است»، باشد. اسرائيل در تلگرافي به همه نمايندگي هاي سياسي اش در خارج، از ديپلمات هاي خود مي خواست که از عربستان سعودي پشتيباني کنند (٤). باوجود اين، اعتراضاتي بلندشده که عليه ماجراجوئي اغراق شده هشدار مي دهد، به ويژه که عربستان سعودي امکانات نظامي براي رودرروئي ندارد و اين کار فقط از عهده اسرائيل برمي آيد. در روزنامه هآرتص، دانيل شاپيرو، سفير پيشين آمريکا در اسرائيل مقاله اي نوشته با عنوان معني دار: «عربستان سعودي جبهه جديدي عليه ايران باز مي کند و مي خواهد که کار کثيف را اسرائيل انجام دهد» (٥) آموس هارِل، روزنامه نگار هآرتص در تحليلي ضمن توافق با اين ايده، مي نويسد که حادثه اي برنامه ريزي نشده ممکن است خطرهاي احتمالي ببار آورد. «اگر عربستان سعودي آتش ميان طرف ها را تيزتر کند، خطر ملموس تر مي شود.»

اگر در يک لحظهء مشخص، اسرائيل مي تواند وارد در کشمکش جديدي با حزب الله شود، براي خوشايند عربستان سعودي نخواهد بود، حتي اگر حسن نصرالله، دبيرکل حزب الله تاکيد دارد که رياض به اسرائيل قول داده که در صورت آغاز جنگ، کمک يک ميليارد دلاري به تل آويو خواهد داد. درگيري با حزب الله مي تواند به سادگي به سوريه گسترش يابد و هم ايران و هم حزب الله در آن کشورموقعيت شان را تحکيم کرده اند و روسيه نيز فعال است. پس، چنين درگيري اي براي اسرائيل بدون مخاطره نخواهد بود، به ويژه که حزب الله به روشني اطلاع داده که در صورت بمباران شهرهاي لبنان، هيچ کلان شهر اسرائيلي حتي تل آويو در امان نخواهند ماند. در تل آويو، اين تهديدات را جدي مي گيرند.

«همه ما سعد هستيم»

در روزهاي اخير، شهر بيروت، پايتخت لبنان از پوسترهائي پر شده که بر روي آن ها «همه ما سعد هستيم» نقش بسته است. اين پوسترها شعارهائي را تداعي مي کنند که در آستانه انقلاب ژانويه ٢٠١١ در مصر به چشم مي خوردند : «همه ما خالد سعيد هستيم». پليس مصر اين جوان را ربوده و در زندان هاي حسني مبارک در زير شکنجه به قتل رسانده بود. شرکت کنندگان در مسابقه دو ماراتون ١٢ نوامبر بازوبندهائي بسته بودند که در آن نوشته شده بود: «ما براي تو مي دويم». مسئولان مجبور شدند چند پوستر محمد بن سَلمان را که در بخش سني نشين شمال شهر طرابلس و مرکز گروه هاي تندرو نصب شده بود، پائين بياورند. برخي ازآن پوسترها را آتش زده بودند. ميشل عون، رئيس جمهور لبنان بازگشت سعد حريري را خواستار شده و حتي به برخي سفيران خارجي گفته که او را «ربوده اند» (٦)

از ميان طيف سياسي، احزاب مختلف در بستر اتحاد ملي کم نظيري همان خواست را دارند. حرکت المستقبل (آينده) (حزب نخست وزير لبنان) ضمن محکوم کردن کارزار ضد سعودي، لزوم بازگشت حريري به لبنان را طرح مي کند و آن را مسئله « منزلت و آبرو» مي داند. هنگامي که رسانه هاي سعودي نوشتند که سعودي ها قصد دارند بهاءالحريري، برادر بزرگ تر سعد را به جاي او بنشانند، حزب پذيرفتن رهبري براي جايگزيني او را رد کرد. ثامر السبحان، وزيرامورخليج ، ژنرال پيشين و سفير پيشين عربستان در عراق، در تويتري پاسخ داده که اين «شور و شوق» براي سعد حريري از سوي کساني مايه حيرت است که «پدرش رفيق را به قتل رسانده و اميد لبنان را براي يک زندگي صلح آميز و ملايم از بين بردند».

اين وحدت ملي سد راه برنامه هاي عربستان سعودي است. با اين که اکثريت لبناني ها به دخالت هاي خارجي عادت کرده اند، مداخله اي چنين بي پروا در امور کشور را بمثابه ناسزائي فاحش تلقي کردند. و همه مي دانند، جريان آينده، حزب سياسي بسيار ضعيف شده، از تشکيل ائتلافي گسترده براي حذف حزب الله از قدرت ناتوان است (حتي اگر چنين چيزي را بخواهد). سعودي ها تا چه زماني قادر خواهند بود که سعد حريري را در عربستان نگهدارند؟ او در مصاحبه ١٢ نوامبر اعلام کرد که بزودي به کشورش برمي گردد. هرچند که او آشفته، خسته و عصبي به نظر مي رسيد، به طور ضمني اشاره کرد که مي تواند استعفايش را پس بگيرد.

در حالي که جامعه عرب نشستي در اين هفته در قاهره برگزار مي کند، تحرکات بعدي سعودي ها چه خواهد بود؟ قدرت هاي خارجي از جمله ايالات متحده و نيز روسيه که در سوريه درگير است، چه واکنشي خواهند داشت؟ فرانسه که نگران سرنوشت لبنان است و تلاش مي کند نقش ميانجي را بازي کند، چه موضعي خواهد گرفت؟ هيچ کس نمي تواند پيشگوئي کند. با وجود اين، همان گونه که پيتر هارلينگ در بحث آزاد لوموند، ١٠ نوامبر مي نويسد: «لبنان به منزلهء هواپيمائي است که خلبان آن با چتر نجات پريده است» . و پرسشي که همه طرح مي کنند: هواپيما کجا سقوط خواهد کرد؟

* «شب چاقوهاي بلند» اصطلاحي ست که براي قتل هائي به کار رفته که نازي هاي آلماني در تصفيه حساب هاي دروني حزب، شب ها به آن دست مي زدند. نخستين شب آن رويدادها، شب ٢٩ تا ٣٠ ژوئن ١٩٣٤ بود. [م]

پاورقي ها:

١- Samia Nakhoul, Laila Bassam, Tom Perry, « How Saudi Arabia turned on Lebanon’s Hariri », Reuters, 10 novembre 2017.

٢- https://www.thenational.ae/world/mena/lebanon-s-prime-minister-meets-saudi-crown-prince-amid-tensions-over-hizbollah-1.671925

٣- http://ir.mondediplo.com/article2684.html عربستان سعودي غرقه در شن هاي روان خاورميانه

٤- http://www.aljazeera.com/news/2017/11/israel-instructs-diplomats-support-saudis-cable-171110134749905.html

٥- https://www.haaretz.com/israel-news/1.822032

٦- https://www.reuters.com/article/us-lebanon-politics-aoun/lebanese-president-presses-saudi-to-say-why-hariri-has-not-returned-idUSKBN1DB0ET

 

 


استعفاي سعد حريري
صاعقه سياسي در آسمان لبنان

استعفاي سعد حريري، نخست وزير لبنان که از رياض اعلام شد، فصل تازه اي از رودررويي ايران با عربستان سعودي در منطقه است. اين خطر وجود دارد که دراين رودررويي کشور در بي ثباتي و حتي منازعه داخلي فرورود درحالي که تا به حال لبنان توانسته خود را در مقابل عوارض بحران سوريه حفظ کند.

 

لبناني ها که از يک سال پيش در وضعيتي شکننده اما نسبتا آرام در ميان منطقه اي آشفته و آشوب زده قراردارند، به يک بحران تازه نياز نداشتند. افسوس، در آغاز تعطيلات پايان هفته با خبري شگفت انگيز از خواب بيدار شدند که برايشان مثل صاعقه تکان دهنده بود: استعفاي نخست وزير سني سعد حريري.

اين تصميم در کشور و منطقه اي که مملو از ابزارهاي مرگبار است اثر يک بمب را داشت. برخي از واژه ها مي تواند بدتر از مخرب ترين سلاح ها باشد، به ويژه در کشوري کوچک که مي کوشد تعادل خود را بين دو رقيب نيرومند که با سرنوشت آن بازي مي کنند حفظ کند: پادشاهي سعودي سني و ايران شيعي.

سعد حريري روز شنبه ٤ نوامبر هنگام ديدار از عربستان سعودي با استعفاي خود همگان را شگفت زده کرد. او با اتهاماتي تند جنبش مسلحانه شيعه حزب الله و متحد ايراني آن را به «سلطه» بر لبنان متهم کرد و افزود که براي جان خود بيمناک است. از اکتبر سال ٢٠١٦، حريري رئيس هيئت دولتي ائتلافي است که خوب يا بد با اعضاي حزب الله و حزب هاي مسيحي ضد ايراني و ضد سوري، تحت هدايت ميشل عون رئيس جمهوري همزيستي داشته است. ميشل عون که تا ديروز منفور بوده، اکنون توسط همه احزاب به عنوان يک عامل متحد کننده پذيرفته شده و با تهران - که نفوذش بي وقفه در منطقه از عراق گرفته تا لبنان افزايش مي يابد – و رياض – متحد واشنگتن که مي خواهد رهبري محور سني در خاور نزديک را به عهده داشته باشد – دم از دوستي مي زند.

لبنان، که قدرت در آن بين سني، شيعي و مسيحي تقسيم شده، بيش از هر کشور عرب ديگر بازتاب دهنده تنش هاي شديد موجود بين عربستان سعودي و ايران است. سال هاي جنگ در سوريه نوعي «حفظ وضعيت موجود» ضمني پديدآورده که هيچ کس خواهان برهم خوردن تعادل داخلي آن نبوده ولي موفقيت هاي اخير رژيم دمشق در رودررويي با شورشيان تحت حمايت کشورهاي حوزه خليج [فارس] به نظر مي آيد که اين تعادل شکننده را برهم زده و کشور را در کانون يک درگيري ايراني- سعودي قرار داده است. اين امر خطر اين را دربر دارد که قطب بندي در جامعه لبنان را هم برمبناي مذهبي و هم سياسي تشديد کند.

«بوي بدي به مشام مي رسد»

يک مسئول پيشين لبناني به ما مي گويد: «احساس مي کنم آنچه رخ داده يک زمين لرزه سياسي است. من نمي دانم آيا حريري طرحي براي ادامه دادن به آنچه آغاز کرده دارد يا نه. اگر نداشته باشد، اين يک فاجعه خواهد بود، به ويژه براي او که پيشتر نشان داده فردي است که هيچ کاري را به پايان نمي رساند. آيا او ابزار لازم براي اين نبرد را دارد؟ من نمي دانم...».

در زمينه اقتصادي نيز وضعيت نگران کننده است زيرا از يک سال پيش کشور به زحمت و به مدد جلب گردشگر و بازگرداندن اعتماد شروع به بازسازي اقتصادي کرده است. يک مسئول اقتصادي با اطمينان و درعين حال احتياط مي گويد: «بوي بدي به مشام مي رسد، اما از جنبه پولي مشکل قابل مديريت است».

درباره اين صاعقه سياسي در آسمان لبنان، درحالي که خطر جهادگري با شکست هاي پي درپي و بازگشت ستيزه جويان از سوريه وعراق دور مي شود، چه بايد پنداشت؟ چرا اين امر خطرناک به نظر مي رسد؟ به چند مورد ازاين پرسش ها پاسخ مي دهيم، اگرچه اين کار در اين مرحله از بحران غيرمنتظره زود است اما آنچه را که در حال تکوين است نشان مي دهد.

سعد حريري، کاملا برخلاف معمول استعفاي خود را نه از لبنان بلکه هنگام يک سفر ظاهرا فوري به عربستان سعودي، که قبلا فقط براي چند روز به آنجا رفته بود، اعلام کرد. فزون براين، اعلام استعفا توسط يک رسانه سعودي، يعني شبکه ماهواره اي «العربيه» انجام شد که يکي از ابزارهاي پادشاهي سعودي در درگيري کنوني با رژيم ايران در جنگ بيانيه ها بين دو قدرت منطقه اي است. فوريت اين اعلام اين فرض را پيش مي آورد که نخست وزير لبنان نمي توانسته (به دلايل امنيتي؟) يا نمي خواسته تا زمان بازگشت خود به بيروت صبر کند که در آنجا به نظر نمي آيد نه همکارانش و نه ميشل عون درجريان آنچه رخ داده باشند.

ولي اين صحنه نمايشي دستکم نشان مي دهد که وليعهد ومرد نيرومند پادشاهي عربستان سعودي، محمد بن سلمان (١) بازي گردان و آمر بزرگ اين رويدادها است. درواقع، سعد حريري بيانيه استعفاي خود در تلويزيون را از پشت يک ميز و درکنار پرچم لبنان خواند. اين براي منتقدان لبناني او به معني اين است که او عروسک خيمه شب بازي سعودي ها است.

سفر حريري به عربستان سعودي تنها چند ساعت پس از ديدار علي اکبر ولايتي وزير امورخارجه پيشين و مشاور رهبر انقلاب ايران از بيروت صورت گرفت. ولايتي که از شخصيت هاي بسيار مهم رژيم ايران است در اين ديدار با ميشل عون رييس جمهوري، شيخ حسن نصرالله رهبر حزب الله (که شبه نظاميان آن به صورت متحد راهبردي رژيم بشار اسد درآمده اند) و به ويژه سعد حريري نخست وزير ديدار کرد. در وراي اظهارات اين فرستاده رژيم ايران که از «ثبات لبنان» «به رغم برخي اختلافات داخلي» تمجيد مي کرد، آيا او پيامي توسط سعد حريري براي سعودي ها فرستاده است؟ بازگشت شتاب زده او از بيروت اين ظن را تقويت مي کند اما تا بحال چيزي دراين مورد اعلام نشده است.

جنگ نفوذ بين تهران و رياض

بيانات تند حريري به درگيري خطرناک ايران و عربستان سعودي مي افزايد. وضعيت موجود در سوريه، عراق و از چند ماه پيش حتي در کشورهاي حوزه خليج [فارس] (درگيري با قطر)، روابط اين کشورها را با دشواري روبرو نموده است. اکنون رهبران لبنان نيز به آتش مبارزه خشونت بار رياض و تهران دامن مي زنند. آيا اين امر معقول است؟

سعد حريري روز شنبه ٤ نوامبر گفت: «ايران بر سرنوشت کشورهاي منطقه چيره شده است (...). حزب الله بازوي ايران نه فقط در لبنان، بلکه در همه کشورهاي ديگر عرب است». او همچنين با اشاره به قدرت حزب الله و شبه نظاميان مسلحش تهران را به «ايجاد حکومت در حکومت» متهم کرد و مدعي شد که حزب الله «حرف آخر را در لبنان مي زند». گفته هايي که بخشي از لبناني ها با آن هم عقيده اند و دقيقا با آنچه که رياض و واشنگتن فکر مي کنند مطابقت دارد.

حريري که پيشتر نيز بين سال هاي ٢٠٠٩ و ٢٠١١ نخست وزير بوده در ادامه گفت: «در دهه هاي اخير، حزب الله با قدرت اسلحه اش حالت عمل انجام شده را به کشور تحميل کرده است». در سال ٢٠١١، حزب الله دولت سعد حريري را با استعفاي وزيران خود ساقط کرد و او را به ترک کشور واداشت و اين دوري تا ژوئن سال ٢٠١٦ ادامه يافت. حريري پس از بازگشت کوشيد به بي ثباتي چندساله اي که لبنان را به صورت يک آتش فشان خاموش درآورده بود را ازبين ببرد. لبناني که در مجاورت خود سوريه را داشت که آتش و خون در آن جاري بود.

حريري به گفته خود درمورد احساس خطر افزود که از به قتل رسيدن بيم دارد و با اين حرف قتل هاي سياسي اي را يادآوري کرد که در دهه هاي اخير بر بحران لبنان دامن زده است. او پيش بيني کرد که: «من تار وپود دسيسه اي که در خفا عليه زندگي ام بافته شده را احساس کردم» و تاکيد کرد که لبنان درشرايطي مشابه آنچه که پيش از قتل پدرش، رفيق حريري که درسال ٢٠٠٥ به قتل رسيد وجود داشت به سرمي برد. رفيق حريري درحالي به قتل رسيد که دمشق در لبنان همه کاره بود. چهار عضو حزب الله به قتل رفيق حريري متهم شدند.

سايه پدرخوانده سعودي

سعدحريري در انتقادات تند و متهم کننده اش مستقيما ايران را خطاب قرارداد: «مي خواهم به ايران و جيره خوارانش بگويم که در دخالت درامور ملت عرب بازنده مي شوند» و پيش بيني کرد که: «ملت ما برخواهد خاست (...) و دست کساني که به حقوق و منافعش تجاوز مي کنند را قطع خواهد کرد».

تهران فورا هرگونه دخالت در لبنان را تکذيب کرد و اظهارات حريري را «اتهام هاي بي پايه» خواند. اما ترديدي نيست که جنگ در سوريه – که حزب الله نقش اساسي در پيشروي هاي پيروزمندانه اخير رژيم سوريه بازي کرده – و تنش هاي موجود بين ايران و عربستان سعودي شکاف هاي موجود در لبنان را تشديد کرده و اين درحالي بود که دولت ائتلافي به کار خود ادامه مي داد و به رغم اختلافاتي که در آن وجود داشت، گاه موفقيت هايي نيز به دست مي آورد.

به شکلي ريشخندآميز، عبارت «قطع دست» استفاده شده در رياض، يادآور تهديدهاي هشدار دهنده اي است که بشار اسد در دمشق خطاب به رفيق حريري به کار مي برد و او را به تبعيت از دستورالعمل هايش فرامي خواند. تهديدهايي که منجر به قتلي شد که مسئله آن هنوز حل نشده است.

«سرطاني در پيکر عرب»

درواقع، روزگاري که ايران از دخالت در امور همسايگان خود پرهيز مي کرد سپري شده است. اخيرا حسن روحاني رييس جمهوري در بياناتي تا آنجا پيش رفته که به کساني که بخواهند مانع در سرراه «نفوذ» کشورش ايجاد کنند هشدار داده است: «اهميت و قدرت ملت ايران در منطقه بيش از هرزمان ديگر است». اکنون شبه نظاميان ايران وپاسداران انقلاب در همه منطقه به ويژه عراق و سوريه حضور دارند.

چند ساعت پس از اظهارات حريري، تامر السبحان وزير امور خليج [فارس] عربستان سعودي توصيفي بسيار تند از حزب الله کرد و آن را «سرطاني مانند داعش در پيکر عرب» و هوادارانش را «سپاهيان شيطان» خواند. او به يک شبکه تلويزيوني عرب گفت: «اين سرطان مي کوشد لبنان را بي ثبات کند، آن را از جايگاهش در دنياي عرب دور کند و به اقتصادش آسيب برساند».

آيا حريري بزودي به لبنان بازخواهد گشت؟ آيا يک راه حل سياسي پيدا خواهد شد؟ آيا قدرت هاي بزرگ موفق خواهند شد جلوي بدترشدن اوضاع را بگيرند؟ آيا اسراييل از جدايي ايجاد شده بين حزب الله و رييس دولت براي انجام يک عمليات نظامي عليه حزب الله نيرومند و حاضر در همه جا استفاده خواهد کرد؟ درحال حاضر براي اين پرسش ها پاسخي نيست، اما يک توييت وليد جنبلاط رهبر دروزي لبنان به طور موجز موضوع را تشريح مي کند: «لبنان براي تحمل بار سنگين اين استعفا بسيار کوچک و آسيب پذير است» و افزوده که:«من عربستان سعودي و ايران را به گفتگو فرامي خوانم».

١- اکنون قدرت او با کنار گذاشتن شاهزاده ميطب، رييس گارد ملي و پسر عبدالله پادشاه پيشين و با بازداشت حدود ١٠ شاهزاده وبازرگان متهم به فساد بيشتر هم شده است.

 

 

 

 

 



بالا

بعدی * صفحة دری * بازگشت