چه نیروهایی زودتر به مرزهای شرقی سوریه می‌رسند؟

تحولات سیاسی سوریه زیر سایه جنگ در شرق این کشور قرار گرفته است. محور روند سیاسی تحولات سوریه بین ایران، روسیه و ترکیه در قالب مذاکرات آستانه اکنون بدون حضور آمریکا پیگیری می‌شود. بر اساس این مذاکرات مناطق "آتش بس" در شمال غربی توسعه می‌یابد و همین امر این امکان را به سوریه و هم پیمانانش می‌دهد تا تکلیف داعش در شرق سوریه را یکسره کنند و مرزهای سوریه و عراق را تحت کنترل خویش در آورند.

نبردها در شرق سوریه شدت می‌گیرد

به گزارش خبرنگار "ایسنا" در لبنان، نیروهای تحت حمایت آمریکا در قالب نیروهای حمایت از کردهای سوریه (نیروهای دموکراتیک سوریه) تلاش گسترده‌ای دارند تا دستاوردهای نظامی خویش را در شرق سوریه و در استان دیرالزور و در بخش‌های شرقی رود فرات کامل کنند تا بتوانند زودتر از ارتش سوریه و هم پیمانانش زمام امور نظامی در مرزهای شرقی را تحت کنترل خویش در آوردند.

ارتش سوریه پس از سیطره بر فرودگاه نظامی دیرالزور و شکستن محاصره این شهر با تکیه بر حمایت هوایی روسیه و آتش سنگین توپخانه توانسته است صفوف داعش را در این منطقه درهم شکسته و دستاوردهای بسیار مهم نظامی کسب کند که راه را به سوی مرزها بازتر می کند. این مهم در حالی به دست آمده که ارتش سوریه و هم پیمانش توانسته است از بخش شرقی رود فرات با نصب پل‌های متحرک عبور کرده و خود را به شمال فرات برسانند.

این در حالی است که آمریکایی‌ها مدعی هستند نیروهای دموکراتیک سوریه در سایه حمایت هوایی پیمان بین‌المللی علیه داعش توانسته است مناطق مهمی را از داعش در شمال و شمال شرقی دیرالزور به تصرف خویش درآورد.

توافق برای عدم رویارویی در منطقه دیرالزور

براساس اعلام منابع نظامی آمریکایی، طی توافقی با روسیه تصمیم گرفته شده است تا هیچگونه برخورد و منازعه‌ای بین ارتش سوریه و هم پیمانانش در شرق دیرالزور با نیروهای تحت حمایت آمریکا پیش نیاید امری که به سختی می‌توان آن را در برایند آینده نظامی منطقه پذیرفت زیرا مسابقه اصلی در این منطقه وصول به مرزهای مشترک سوریه با عراق است.

ارتش سوریه در روزهای اخیر تلاش کرده است تا با عبور از رود فرات محور اتصالی بین مناطق تصرف شده با منطقه شمالی رود فرات ایجاد کند و طبیعی است که اگر آمریکا برای این پیشروی مانعی ایجاد کند هرگونه برخورد نظامی محتمل به نظر می‌رسد.

مذاکرات سیاسی در قالب محور سیاسی آستانه تلاش دارد تا دایره درگیری‌ها در استان دمشق و شهر ادلب را کاهش داده و آتش بس طولانی مدت در آن برقرار کند. ترکیه تاکید کرده است که در قالب هماهنگی با ایران و روسیه گروه‌های هم پیمانش را تحت فشار قرار می‌دهد تا به مفاد هرگونه آتش بسی پایبند باقی بمانند.

مانع تراشی آمریکا برای جلوگیری از پیشروی

در اثنای پیش روی ارتش سوریه و هم پیمانانش به سوی شرق فرات، اخباری منتشر شد که نشان می‌داد نیروهای پیمان بین‌المللی علیه داعش به رهبری آمریکا، نیروهای ارتش سوریه و هم پیمانانش را بمباران کرده‌اند تا حرکت آنها به سمت شرق را با کندی مواجه کنند. سخنگوی پیمان بین‌المللی این اخبار را بعدا تکذیب کرد اما برخی منابع میدانی در نبردها تاکید کرده‌اند آمریکا از هر وسیله ای برای ایجاد خلل در پیش روی ارتش سوریه به سمت شرق و مرزهای مشترک با عراق استفاده می‌کند.

نقشه‌های نظامی منطقه نشان می‌دهد که اکنون بخش مهمی از نیروهای داعش در منگنه نیروهای دموکراتیک کرد سوریه (تحت حمایت آمریکا) و ارتش سوریه و هم پیمانانش قرار گرفته است که ممکن است به عقب نشینی نیروهای داعش به سمت شرق سوریه منجر شود. هم زمانی این عملیات با عملیات نیروهای حشد الشعبی و ارتش عراق، باعث می‌شود تا داعش از سه محور مهم تحت محاصره قرار گیرد.

تشدید نبردها در شرق و اتش بس در مناطق دیگر

هم زمان با عملیات هم پیمانان ارتش سوریه در شرق این کشور، عملیات مشابهی در اطراف مناطق شرقی حمص و حماه صورت گرفته است تا ارتباط داعش در این مناطق با منطقه دیرالزور به شکل کامل قطع شود. برخی اخبار نیز حاکی از آن است که در قالب توافقات روسیه با اردن قرار است تا مناطق تحت آتش بس در نواحی مرزهای مشترک اردن و سوریه نیز صورت گیرد. روسیه تاکید دارد وجود هرگونه نیروهای خارجی بدون موافقت دولت مرکزی سوریه نقض قوانین و معاهدات بین‌المللی تلقی می‌شود که اشاره واضحی به حضور نیروهای آمریکایی در منطقه الحسکه سوریه دارد. روسیه بارها به طرف‌های منطقه‌ای و بین‌المللی اعلام کرده است که وجود نیروهای روسی، ایرانی و حزب‌الله لبنان در قالب توافق رسمی با دولت سوریه صورت گرفته است و هدف از آن سرکوب تروریسم در سوریه به شمار می‌رود و هیچگاه تهدیدی علیه کشورهای همسایه سوریه به شمار نمی‌روند. روسیه در قالب گفتگو با عربستان سعودی و اردن تلاش کرده است تا برخوردهای احتمالی نیابتی در خاک سوریه را کاهش داده یا از بین ببرد.

اسرائیل و بحران سوریه

در میان تحولات نظامی سوریه همیشه باید از نقش اسرائیل در این بحران غافل نبود. اسرائیل تلاش دارد تا با استفاده از درگاه‌های دیپلماتیک، روسیه را تحت فشار قرار دهد تا به اصطلاح از نفوذ نظامی ایران در سوریه و لبنان بکاهد. دیدار اخیر نتانیاهو از مسکو و گفتگوهایش با پوتین نیز گواه روشنی بر این تلاش‌های اسرائیل است. روند تحولات نشان می‌دهد اگر اسرائیل به اهداف سیاسی خود در تلاش برای کاهش قدرت حزب‌الله و ایران در سوریه نرسد آنگاه از حربه‌های نظامی برای این امر استفاده می‌کند؛ این در حالی است که روسیه به اسرائیل اعلام کرده است که ایران شریک استراتژیک مسکو در جنگ علیه داعش و تروریسم در سوریه است و هماهنگی کاملی در این امر وجود دارد. مقامات عالی رتبه روسیه در دیدار با طرف‌های اسرائیلی تاکید کرده‌اند که روسیه براساس دیدگاه‌های خود در سوریه عمل می‌کند و اسرائیل در جایگاهی نیست که خطوط کلی نظامی و امنیتی مسکو را در سوریه تعیین کند.

پیشتر نیز در گزارشات سابق تاکید شده بود که بحران سوریه بحرانی فراگیر و شمولی در کل خاورمیانه تلقی می‌شود که فقط به حدود مرزهای سوریه متوقف نیست. انتقال بحران به اروپا و درگیری ها در عراق و یمن این نظریه را بیش از گذشته اثبات می‌کند و همین امر باعث شده است تا اروپا که تحت تاثیر مستقیم از تحولات سوریه و ترکیه است دیدگاه‌هایی متفاوت از آمریکا در سوریه اتخاذ کند. اما اسرائیل گذرگاه اصلی سیاست آمریکا در سوریه و منطقه خاورمیانه تلقی می‌گردد و همین امر برخی مانورهای مخرب اسرائیل در بحران منطقه خاورمیانه و سوریه را توسعه می‌دهد.

آیا اسرائیل جنگی جدید را آغاز می‌کند؟

همین نگاه‌ها باعث شده است تا این گمانه زنی قوت یابد که ممکن است اسرائیل برای خروج از تنگنای هم پیمانی ایران، سوریه و حزب‌الله لبنان و دستاوردهای نظامی آنها در سوریه، جنگی جدید تحت عناوین خیالی ایجاد کند که هدف اصلی آن کاهش قدرت و توانایی حزب‌الله لبنان و هم پیمانی‌اش با ایران شود. اسرائیلی‌ها از شش سال پیش و هم زمان با آغاز درگیری‌ها در سوریه امیدوار بودند تا نظام سوریه به رهبری بشار اسد به سرعت سرنگون شده و این کشور دستخوش تغییرات جغرافیایی و تجزیه عملی شود اما این هدف هرگز محقق نشد و اکنون داعش در سوریه از یک سو و در عراق از سویی دیگر در حال فرو پاشی نظامی است که فرضیه تقسیم عراق را نیز حداقل تا زمانی طولانی منتفی می‌کند. بزرگترین آمال اسرائیل تجزیه خاورمیانه در سایه جنگ در سوریه و عراق بوده است که داعش می‌توانست حلقه اصلی این بازی خطرناک باشد و به همین دلیل است که اسرائیل تنها طرفی در سطح بین‌الملل و منطقه است که از همه پرسی و استقلال کردستان عراق به شکل رسمی حمایت می‌کند زیرا این روند نیز به صورت اتوماتیک وار برعملیات تجزیه خاورمیانه تاثیر مستقیم دارد.

از سویی دیگر اسرائیل امیدوار بود دخالت حزب‌الله در سوریه منتهی به تضعیف نیروهای حزب‌الله شود اما نیروهای مقاومت اسلامی لبنان نه تنها تضعیف نشدند بلکه به معادله بزرگ و سخت برای اسرائیل تبدیل شده است و اکنون در سایه نبردهای سوریه، حزب‌الله به قدرت نظامی بزرگی در منطقه تبدیل شده است که سایه این معادله در یمن، عراق و سوریه علاوه بر لبنان به خوبی مشاهده می‌شود. این همه در حالی است که ایران به عنوان حامی مقاومت یکی از تاثیر گذارترین طرف‌های موجود در خاورمیانه تبدیل شده که روسیه دیگر نمی‌تواند بدون تکیه بر این توان و قدرت منطقه‌ای، پیمان‌های استراتژیک و تاثیر گذار ایجاد کند.

قدرت مقابله به مثل مقاومت اسلامی در برابر اسرائیل

اسرائیل هر از گاهی با حمله به مواضع ارتش سوریه و هم پیمانانش تلاش می‌کند تا نشان دهد در معادلات سوریه و لبنان حضور دارد و همین روند این گمانه ها را تقویت کرده است که اسرائیل به دنبال خسارت در معادلات سیاسی و نظامی اش در سوریه ممکن است دست به جنگی جدید در منطقه بزند و یا آن که با استفاده از اهرم‌هایش، درگیری‌های جدیدی در سوریه و لبنان ایجاد کند.

حالا اسرائیل در برابر معادله مقابله به مثل نظامی در داخل سرزمین‌های اشغالی قرار گرفته است به گونه‌ای که مجبور است معادله حفظ امنیتش در سایه هرگونه جنگ احتمالی در منطقه و داخل سرزمین‌های اشغالی را تغییر دهد. با فرض هرگونه جنگ جدید علیه حزب‌الله چه در داخل سوریه و چه در لبنان، اسرائیل باید منتظر حضور نیروهای پیاده نظام‌هایی باشد که سخت‌ترین جبهه‌های جنگ با داعش و النصره را در داخل خاک لبنان و سوریه فتح کرده‌اند، از دیگر سو باید منتظر هزاران موشک‌های دوربرد و میانبردی قرار گیرد که می‌تواند عمق مناطق استراتژیک اسرائیل را هدف قرار دهد. اسرائیل حالا باید با این حقیقت تلخ دست و پنجه نرم کند که 11 سال پس از جنگ 33 روزه، حزب‌الله و نیروهای مقاومت به قدرتی چند برابر تبدیل شده‌اند که می‌توانند بزرگترین ارتش‌های جهان را با خسارات جبران ناپذیری مواجه کنند. به همین دلیل است در حالی که به نظر می‌رسد پرونده نظامی داعش در حال بسته شدن در سوریه است، باید مراقب بود تا اسرائیل سناریویی جدید برای طولانی شدن جنگ در سوریه و منطقه تدارک نبیند. اسرائیل چندی پیش و در ضمن سفر نتانیاهو به مسکو تلاش کرد تا مسکو را قانع کند که نیروهای هم پیمان با ایران تا شعاع 80 کیلومتر از منطقه جولان سوریه فاصله بگیرند و به اصطلاح منطقه ممنوعه نظامی در منطقه جولان ایجاد کند اما این خواسته از سوی مسکو رد شد در حالی که ایران و دولت سوریه نیز به شدت با آن مخالفت کردند چه آن که این امر به معنای آن بود که اسرائیل با استقلال تمام می‌توانست از مجموعه‌های مسلح مستقر در منطقه قنیطره و جولان حمایت کند.

نابودی داعش و وصول به مرزهای شرقی

جنگ با داعش در شرق سوریه و در محدوده استان دیرالزور به شدت ادامه دارد. با آن که داعش در این جنگ‌ها به عنوان هدف اصلی حملات تلقی می‌شود اما چه کسی است که نداند هدف اصلی حفظ وحدت سرزمینی سوریه در سایه وصول نیروهای ارتش سوریه و هم پیمانانش به مرزهای مشترک با عراق است تا ابزار دخالتهای آمریکا به عنوان حامی اصلی اسرائیل در منطقه از  بین برود. شکی نیست که اگر دولت سوریه بر مرزهایش با عراق تسلط  نیابد هر زمانی باید منتظر ظهور دوباره داعش و داعشی ها در عراق و سوریه بود به همین دلیل است که گفته می شود جنگ در سوریه از مرزها آغاز شد و باید در مرزها هم پایان یابد.

جنگ سوریه با سقوط مرزها آغاز شد

هنگامی که تظاهرات و مطالبات تغییرات سیاسی در سوریه آغاز شد، این حرکت به سرعت برق به رویارویی‌های نظامی تبدیل گردید، آمریکایی‌ها که سال ها منتظر فرصت مناسبی برای تغییر نظام در سوریه بودند(به عنوان یکی از ارکان مخالف سازش با اسرائیل) وارد عرصه کارزارها از طریق حمایت از گروه های مسلح برآمدند. با شدت گرفتن درگیری‌های مسلحانه، ابتدا نقطه مرزی ابوکمال در شرق سوریه سقوط کرد تا نقل و انتقال شبه نظامیان وابسته به گروه‌های مسلح به سهولت از عراق به سوریه صورت گیرد. پس از آن نقاط مرزی با اردن سقوط کرد و در پی آن همه نقاط مرزی با ترکیه به دست مجموعه‌های مسلح ضد نظام فرو ریخت و این شد که ده‌ها هزار تن از نیروهای خارجی، سوریه را به میدان نبردهای سنگین علیه ارتش و نظام سوریه تبدیل کردند. آمریکایی‌ها که همه چیز نظام سوریه را ساقط شده می‌دیدند تلاش کردند تا با هدف بی اعتبار کردن نظام مرکزی در دمشق، نقاط امن و منطقه ممنوعه پروازی در سوریه ایجاد کنند تا قدم به قدم پیش روی مجموعه‌های مسلح به سوی دمشق کامل شده و نظام سوریه سرنگون گردد. مرزهای لبنان نیز از این حربه جان سالم به در نبرد و با سقوط قلمون به دست مجموعه‌های مسلح، راه انتقال نیرو و تدارکات از لبنان نیز به سوی سوریه باز شد.

ارتش سوریه و هم پیمانان مرزها را به کنترل در می‌آورند

با گذشت شش سال از نبردهای بزرگ در سوریه و در سایه حمایت مقاومت اسلامی از سوریه، مرزهای لبنان از وجود نیروهای داعش و النصره در منطقه عرسال پاکسازی شد. اما در سایه سیطره کامل ارتش سوریه بر درعا و تدمر، مرزهای جنوبی در قالب فشارهای نظامی و سیاسی ائتلاف روسی، ایرانی، سوری و حزب‌الله لبنان به سوی "منطقه توسعه آتش بس" رفت تا کنترل مرزها عملیاتی شود. پس از شکست بزرگ مجموعه‌های مسلح و فتح حلب توسط هم پیمانان سوریه به رهبری حزب‌الله لبنان، مذاکرات آستانه و تحکیم آتش بس در دستور کار قرار گرفت تا ترکیه مجبور شود نقاط مرزی خود را تحت کنترل شدیدتری قرار داده و از اعزام نیرو و تدارکات خودداری کند و این امری بود که روسیه با شدت و اقتدار فراوان بر آن تاکید و آن را زیر نظر گرفت. حالا مرزهای شرقی سوریه باقی مانده است و همان جایی که در روزهای اول جنگ در سوریه سقوط کرد (البوکمال) هدف اصلی نبردهای ارتش سوریه و هم پیمانانش قرار گرفته است تا در کنار عملیات نظامی ارتش و حشد الشعبی عراق، به این هدف بزرگ نایل گردند. در این میان نیروهای ارتش سوریه و هم پیمانانش درصدد هستند تا از منطقه شرقی رود فرات عبور کرده و خود را به مناطق شمالی آن رسانده و از همین مسیر به سوی البوکمال حرکت کنند تا هم جلوی حرکت نیروهای دموکراتیک کرد سوریه را به سوی شرق فرات سد کنند و هم با حرکت از نقاط شمالی فرات ضمن محاصره داعش، مناطق مرزی سوریه از مبدا البوکمال را تحت کنترل خویش در آورند. به همین منظور روسیه در کنار اعزام 300 تن از نیروهای نظامی به منطقه دیرالزور، در کنار تجربه‌های نظامی ایران،تجهیزات فنی مهندسی لازم برای عبور از روی رود فرات را تدارک دیده‌اند تا نقل و انتقال نیرو به شمال فرات را تسهیل کنند و همین امر نشان می‌دهد روسیه با تکیه بر هم پیمانی با ایران، سوریه و حزب‌الله لبنان برای رسیدن به مرزهای سوریه و به شکل خاص البوکمال از منطقه شمالی فرات جدی است و هیچگونه اختلالی از سوی آمریکا و متحدانش در شمال شرقی دیرالزور را نمی‌پذیرد. چند روز پیش یکی از فرماندهان میدانی نیروهای دموکراتیک سوریه (نیروهای کرد سوری تحت حمایت آمریکا) مدعی شد که نیروی هوایی روسیه و سوریه یکی از مقرهای وابسته به این نیروها را در کنار رود فرات هدف حمله هوایی قرار داده اند که تعدادی از این نیروها مجروح شده‌اند. علت این امر آن بود که به زعم روسیه، نیروهای دموکراتیک سوریه مانع از عبور نیروهای ارتش سوریه و هم پیمانانش به سوی شمال رود فرات شده‌اند. با صرف نظر از صحت و سقم این خبر، این امر گویای آن است که تصمیم عبور از فرات به سوی مناطق شمالی رود، تعقیب نیروهای داعش تا نقاط مرزی و فتح البوکمال در نقطه صفر مرزی با عراق یک هدف استراتژیک برای سوریه و هم پیمانانش است.

محاصره داعش به جای نبردهای شهری

با توجه به تجارب جنگی در سوریه و به منظور سرعت بیشتر در رسیدن به مرزهای بین‌المللی، ارتش سوریه و متحدانش وارد جنگ‌های شهری در دیرالزور نخواهند شد بلکه تلاش می‌کنند تا تمامی معابر ومداخل شهری را تحت محاصره گرفته و هرگونه امداد رسانی را به داخل شهر و دیگر مناطق مشابه بگیرند تا نیروهای عملیاتی سرگرم جنگ شهری که وقت بسیار زیادی می‌گیرد نشوند، ضمن این که احتمال خسارت‌های بشری و تلفات جانی در جنگ شهرها بسیار زیاد است. این طرحی مشترک است که در اتاق فرماندهی مشترک نیروهای هم پیمان با ارتش سوریه اتخاذ شده است که براساس تجربه شهرهایی همچون حلب و غوطه شرقی قابل قبول و از نگاه تاکتیک‌های نظامی، منطقی می‌باشد.

تلاقی حشدالشعبی عراق و نیروهای هم پیمان با سوریه در مرز

با عبور ارتش سوریه و هم پیمانانش از رود فرات، نبرد بستن مرزها با شدت بیشتری در شرق سوریه پیگیری خواهد شد. پس از آن که هم پیمانان سوریه موفق شدند منطقه هائل بین شمال "التنف " ( مرکز استقرار نیروهای تحت حمایت آمریکا در نزدیکی مرز اردن) و جنوب استان دیرالزور ایجاد  و به سوی مرزهای شرقی حرکت کنند و با نیروهای حشد الشعبی عراق تلاقی کنند، حالا ارتش سوریه، البوکمال در شرقی‌ترین نقطه سوریه را هدف عملیات خویش قرار داده‌اند. اهمیت این امر در حالی است که نیروهای ارتش و حشد الشعبی عراق به سوی مرزهای غربی این کشور در حال حرکت هستند تا پس از بازپس گیری منطقه "القائم" راه پیشروی به سوی منطقه مقابل البوکمال در داخل عراق را هموار کنند و این معنایش آن است که دو نیروی هم پیمان در عراق و سوریه می‌توانند یکبار دیگر در نقطه مرزی البوکمال با یکدگر تلاقی کنند که به منزله پایان نظامی کامل پرونده داعش خواهد بود.

آمریکا و شورای نظامی دیرالزور

آمریکایی‌ها پس از پیشروی نیروهای دموکراتیک سوریه و بازپس گیری بخش‌هایی از شمال شرقی دیرالزور به سرعت مجموعه‌ای تحت عنوان " شورای نظامی دیرالزور" را تشکیل داده‌اند تا مجموعه‌های مسلح غیر کرد از میان سازمان های مسلح ضد نظام را در این شورا گرد آورده و نیرویی جدید همچون جیش الحر (ارتش آزاد سوریه) در این منطقه ایجاد کنند تا بتوانند به صورت نیابتی در مقابل ارتش سوریه پس از شکست کامل داعش ایستادگی کنند. بر همین اساس است که پس از پایان عملیات نیروهای دموکراتیک سوریه، شورای نظامی دیرالزور به عنوان یک مجموعه مسلح جدید مخالف نظام در شرق سوریه از سوی آمریکا قد علم خواهد کرد در حالی که آمریکا تلاش خواهد کرد تا این مجموعه‌های وابسته پیش از ارتش سوریه به مرزهای شرقی برسند. آمریکا تلاش خواهد نمود تا این نیروها در منطقه شمالی رود فرات مستقر شده تا بتوانند سد راه پیشروی ارتش سوریه و هم پیمانانش به سوی مرزهای شرقی شوند.

عملیات والفجر 3 به سوی مرزهای شرقی

ارتش سوریه و نیروهای هم پیمانش عملیات خود در عبور از رود فرات و حرکت به سوی البوکمال را به والفجر 3 نامگذاری کرده‌اند که اگر بتوانند از شمال رود فرات در نقاط دیگری از رود عبور کرده و در آنجا مستقر شوند آنگاه می‌توانند در فاصله 30 کیلومتری البوکمال مستقر شوند که به منزله تشدید محاصره داعش در شرق سوریه است که با تکیه بر عملیات هم زمان حشد الشعبی عراق می‌توان از هم اکنون منتظر دستاوردهای بزرگ نظامی در شرق سوریه و غرب عراق بود و این عملیات می‌تواند آمریکا را در عملی انجام شده قرار داده و از نقش و نفوذ احتمالی شورای نظامی دیرالزور بکاهد. با این همه این مناطق با توجه به نزدیکی استقرار نیروهای ارتش سوریه و هم پیمانانش با نیروهای دموکراتیک سوریه می‌تواند منشا در گیری‌های جدیدی بین این نیروها شود. با آن که آمریکا مدعی است سقوط مناطق شمال شرقی دیرالزور توسط نیروهای دموکراتیک سوریه و بازپس گیری این مناطق از دست داعش در نتیجه نبردهای نظامی صورت گرفته اما روسیه آمریکا را متهم می‌کند که این مناطق بدون جنگ به دست نیروهای تحت حمایت آمریکا افتاده است که معنایش آن است که داعش بدون جنگ این مناطق را به نیروهای هم پیمان با آمریکا واگذار کرده تا با همه توانش در برابر ارتش سوریه و هم پیمانانش مقاومت کند.

همه این شواهد گویای آن است که معادلات نظامی کنونی در سوریه متاثر از شکست داعش و به دست گیری مرزها توسط یکی از دو طرف اصلی درگیری‌ها یعنی هم پیمانان ارتش سوریه از یک سو و هم پیمانان آمریکا از سوی دیگر است، امری که می‌تواند ضمن تعیین تکلیف فرایند جنگ در شرق سوریه بر هرگونه تحول سیاسی در حل و فصل بحران سوریه تاثیر گذار باشد.

 

 

چه کسی پیروزی بر داعش را در سوریه جشن خواهد گرفت؟

مارینا بلِنکایا: در پی پایان جنگ با داعش، فشار برای خارج کردن ایران و متحدان آن از سوریه و عراق می‌تواند به معنای آغاز مناقشه‌ای جدید باشد. نخست وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، روند رویدادهای منطقه را به درستی تشخیص داده است. وی گفت: ««داعش» می‌رود، ایران می‌آید». اما آیا اگر ایران حذف شود، «داعش» باز نخواهد گشت؟ «حزب الله» جنبش شیعی لبنان، پیروزی بر گروه «داعش» و «جبهه النصره» را (که هر دو گروه در روسیه ممنوع شده‌اند» جشن گرفته است. مرز سوریه و لبنان به طور کامل از دست تروریست‌ها آزاد شده است. این اولین مرزی است که مقامات سوری کنترل کامل بر آن را به کمک متحدان خود بازیافتند. طبق پیش‌بینی‌های استفان دی میستورا، نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل احتمالا جنگ با داعش در اکتبر، زمانی که رقه و دیرالزور آزاد شوند به پایان خواهد رسید، اما با نزدیکترشدن شکست تروریست‌ها، این بحث بین طرف های درگیر در این مناقشه بالا گرفته است که در واقع چه کسی پیروز این میدان است و چه کسی در آینده سرنوشت سوریه را تعیین خواهد کرد؟


ایراس: در پی پایان جنگ با داعش، فشار برای خارج کردن ایران و متحدان آن از سوریه و عراق می‌تواند به معنای آغاز مناقشه‌ای جدید باشد. نخست وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، روند رویدادهای منطقه را به درستی تشخیص داده است. وی گفت: ««داعش» می‌رود، ایران می‌آید». اما آیا اگر ایران حذف شود، «داعش» باز نخواهد گشت؟
«حزب الله» جنبش شیعی لبنان، پیروزی بر گروه «داعش» و «جبهه النصره» را (که هر دو گروه در روسیه ممنوع شده‌اند» جشن گرفته است. مرز سوریه و لبنان به طور کامل از دست تروریست‌ها آزاد شده است. این اولین مرزی است که مقامات سوری کنترل کامل بر آن را به کمک متحدان خود بازیافتند. طبق پیش‌بینی‌های استفان دی میستورا، نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل احتمالا جنگ با داعش در اکتبر، زمانی که رقه و دیرالزور آزاد شوند به پایان خواهد رسید، اما با نزدیکترشدن شکست تروریست‌ها، این بحث بین طرف های درگیر در این مناقشه بالا گرفته است که در واقع چه کسی پیروز این میدان است و چه کسی در آینده سرنوشت سوریه را تعیین خواهد کرد.
پایان جنگ با داعش می‌تواند به معنای آغاز مناقشه‌ای جدید در پی اعمال فشار برای خارج کردن ایران و متحدان نظامی آن از جمله «حزب الله» و دیگر تشکیلات شیعی از سوریه و عراق باشد. اکنون نشان دادن این که «چه کسی رئیس خانه است» آغاز شده است. در حالی که «حزب الله» این پیروزی را جش گرفته، امریکا این جنبش، مقامات سوری و روسیه را متهم به همدستی با داعش کرده است. این اتهام به بهانه انجام یک معامله مابین «حزب الله» و داعش است که در واقع در طول تاریخ مناقشه با داعش در مرزهای عراق و سوریه اولین معامله رسمی از سال 2014 می‌باشد.
 
معامله‌ای غیرمعمول
 ابتکار انجام مذاکره یک هفته پس از آغاز عملیات ارتش لبنان علیه داعش در مناطق کوهستانی لبنان در مرز با سوریه توسط داعشی‌ها مطرح شد. همزمان با ارتش لبنان، حزب الله و ارتش سوریه نیز عملیات خود علیه داعش را در آن سوی مرز آغاز نمودند. ادعا شد که طرفین اقدامات خود را هماهنگ نکرده بودند، اما در نهایت داعشی‌ها عملا به دام افتاده و به مذاکره تن دردادند.
آنها وعده دادند که در مورد سرنوشت سربازان لبنانی و جهادگران «حزب الله» که در سال 2014 ربوده شده بودند صحبت کنند. در ادامه معلوم شد که بخشی از این معامله مربوط به انتقال پیکر یکی از نیروهای سپاه قدس ج.ا.ا بود که اوایل آگوست در منطقه مرزی لبنان و سوریه توسط داعش دستگیر و به شهادت رسید. درعوض، داعشی‌ها خواستار انتقال امن نیروهای خود به شهر ابوکمال واقع در استان دیرالزور در مرز سوریه با عراق شدند. این اراضی هنوز در کنترل داعش قرار دارد. از قرار معلوم، تمام اسرای لبنانی کشته شدند، و صرفا اطلاعاتی مربوط به محل دفن آنها برای لبنانی‌ها ارزش داشت. در نهایت، بیش از 600 نفر (300 داعشی و خانواده های آنها) به ابوکمال وارد شدند.
تمام این مذاکرات از طریق «حزب الله» صورت گرفت. سید حسن نصرالله رهبر این جنبش، به هر ترتیب تأکید دارد که نه لبنانی‌ها و نه مقامات سوری هیچ تماسی با داعش برقرار نکرده‌اند. این معامله را «حزب الله» به خصوص تحت سکوت و عدم افشای آن از سوی ایران انجام داده است. واضح است که اگر دمشق و بیروت از انجام شرایط داعش سرباز می‌زدند این معامله صورت نمی‌گرفت. نصرالله شخصا به دمشق آمد تا جزئیات مربوط به انتقال داعشی‌ها را با بشار اسد به بحث بگذارد. ضمنا این توافق بدون موافقت ارتش لبنان هم محقق نمی‌شد.
اگرچه رهبر «حزب‌الله» مقامات رسمی را تبرئه می‌کند، با این حال مذاکره با داعش در چنین سطح بالایی تاکنون بی‌سابقه بوده است. البته قبلا هم اتفاق افتاده بود که داعشی‌ها برای عبور از یک کریدور یا منطقه‌ای مسکونی کریدور امنی دریافت کرده باشند، اما معمولا این توافقات محلی بین فرماندهان داعش و یگان‌های نظامی اپوزیسیون صورت می‌گرفت‌ نه این که صحبت از جابجایی تروریست‌ها در سراسر کشور مطرح باشد.
درحال حاضر، افکار عمومی لبنان و همچنین منطقه دچار شکاف شده است، بسیاری از آنها از این که «حزب الله» با داعش وارد مذاکره شد و امکان فرار را برای آنها فراهم کرد و افزون بر این، همه کسانی که داعش به اسارت گرفته بود در تابوت به خانه بازگشته اند خشمگین هستند.
اما بدترین اتفاق در بغداد روی داده است. حیدر العبادی نخست وزیر عراق این معامله را غیرقابل قبول و توهین به عراقی‌ها نامید. دیگر سیاستمدارانی هم از که وی حمایت می‌کردند بر این باور بودند که انتقال تروریست‌ها به منطقه هم مرز با عراق، امنیت عراق را تهدید می‌کند. در رسانه های گروهی و شبکه های اجتماعی عراق چنین پیام‌هایی منتشر می‌شوند: «خون کودکان ما ارزانتر از خون کودکان لبنان نیست». با این حال در عراق وحدت وجود ندارد. نوری مالکی معاون رئیس جمهور عراق یکی از سیاستمداران نزدیک به ایران و «الحشد الشعبی» رهبر بسیج مردمی عراق از حزب‌الله حمایت می‌کنند.
تهران و نتیجتا «حزب الله» به قدری بغداد را تحت نفوذ خود گرفته‌اند که نصرالله شخصا به انتقادها پاسخ گفت و همه کسانی را که به آمادگی جنبش تحت امر وی تا پایان مبارزه با داعش شک کردند، خجل و شرمنده کرد. وی تمایل حزب‌الله به بازگرداندن حتی اجساد سربازان لبنانی به میهن را از دلایل این معامله برشمرد. وی همچنین تأکید کرد که انتقال 310 داعشی به منطقه دیرالزور که هزاران تروریست در آنجا حضور دارند، تأثیر زیادی در روند عملیات نظامی نخواهد داشت. از سخنان وی اینگونه می‌شد نتیجه‌گیری کرد که انتقال داعشی‌ها صرفا یک حرکت تاکتیکی بود و داعشی‌ها در هرصورت از مجازات در دیرالزور راه گریزی ندارند.
 
ریاست میدان با کیست؟
با این حال، بنا به گزارش ارتش امریکا کاروانی که ستون داعش را همراهی می‌کرد و یا حداقل بسیاری از کسانی که از مرز لبنان به مرز عراق فرستاده شدند، هنوز به دیرالزور نرسیده‌اند. برت مک گورک نماینده رئیس جمهور امریکا در ائتلاف مبارزه علیه داعش در توییتر خود نوشت: «تروریست‌های داعش باید در میدان مبارزه کشته شوند نه اینکه با اتوبوس، از خاک سوریه به مرز عراق منتقل گردند. ائتلاف ما احتمالا تا زمانی دنبال می‌شود که این تروریست‌ها هرگز قادر نباشند سر از عراق دربیاورند و یا از اینکه از آنچه از خلافت در حال احتضارشان باقی مانده است بگریزند».
ائتلاف به منظور ممانعت از جابجایی تروریست‌ها جاده‌ای را که در مسیر آنها بود بمباران کرد. از اظهارت ائتلاف معلوم است که به برخی اتومبیل‌ها و نظامیان داعشی حملاتی وارد شده است. طبق اطلاعات نظامیان امریکایی کاروان تروریست‌ها مجبور به تغییر مسیر شد. در نتیجه بخشی از اتوبوس‌ها در بیابان باقی ماندند، بخشی هم در جهت مخالف حرکت کردند. همچنین گزارش شده 85 نفر از جنگجویانی که کاروان داعش را همراهی می‌کردند به هلاکت رسیده‌اند.
از سوی دیگر حزب الله موفق شد مسئولیت وقایع بعدی و همچنین سرنوشت بیماران، مجروحین، سالخوردگان و خانواده‌هایی که دارای کودک بودند و زنان باردار را بر عهده امریکا بگذارد. در بیانیه‌ای که از طرف جنبش منتشر شد آمده است که دولت سوریه و حزب الله به قول خود عمل کرده و همچنان مسئولیت‌هایی را که در رابطه با بخش باقیمانده کاروان در منطقه تحت کنترل آنها برعهده گرفته انجام می‌دهد.
به هر حال حزب الله و مقامات سوری با وظیفه دشواری مواجه هستند، این که با کاروان داعشی‌ها چه باید کرد؟ به نفع آنها نیست که با جنگجویان داعشی برای مدت طولانی مدارا کنند، ضمن آنکه در قلمرو خود نیازی به آنها ندارند، با این حال از بین بردن این تروریست‌ها در حال حاضر غیرممکن است. قایم موشک بازی با ائتلاف و پناه دادن جنگجویان داعشی هم کار نامطمئنی است.
نظامیان روسیه هم در وضعیت دشواری قرار داشتند. ائتلاف در بیانیه‌ای گفته است: «سخنان مقامات روسی و نیروهای حامی رژیم اسد درباره مبارزه با داعش پوچ و بی اساس است، آنها با تروریست‌ها معامله می‌کنند و به آنها اجازه عبور از طریق اراضی تحت کنترل خود می‌دهند». مقامات روسیه فعلا هنوز نه درباره توافق حزب الله و داعش و نه درباره اظهارات ائتلاف ضدداعش اظهارنظری نکرده‌اند. با این حال، منطق مسکو همواره یکسان بوده است؛ اگر دولت سوریه با آنچه در اراضی تحت کنترل خود رخ می‌دهد موافق باشد همان اتفاق می‌افتد. اما بدون شک، برای نظامیان روسیه دنبال کردن مسیر نهایی جنگجویان داعشی بسیار حائز اهمیت است.
در ارتباط با اتهام مربوط به معامله با تروریست‌ها باید گفت که در طول سال های جنگ در سوریه همه طرف‌های درگیر در مناقشه عادت کردند که صرفا بر منافع خود پافشاری کنند و توجهی به دستاوردهای دیگران نداشته باشند. همین چند ماه پیش نظامیان روسیه با ملایمت خطاب به همکاران امریکایی خود گفتند که اینها به داعشی‌ها اجازه می‌دهند بدون مجازات، رقه که تحت محاصره ائتلاف قرار دارد را ترک کنند، و به کاروان جنگجویان داعشی که شهر را ترک کرده بودند حمله کردند. البته همه این اقدامات زمانی که لازم بوده مانعی برای تعامل و همکاری ایجاد نکرده است. حتی در مورد کاروان داعش، امریکا اظهار داشت که روسیه را از جابجایی آنها آگاه کرده است.
با این حال فعلا بحث بر سر داعش نیست، بحث اصلی حزب الله و ایران است که امریکا و متحدان آن، آنها را تهدید اصلی منطقه می‌دانند. در سال های اخیر نفوذ حزب الله فراتر از لبنان رفته است. اگر قبلا می‌شد گفت که دمشق از حزب الله حمایت می‌کند و این جنبش را در مبارزه داخلی در لبنان مورد پشتیبانی قرار می‌دهد، در حال حاضر حزب الله به مدافع و ناجی رژیم سوریه تبدیل شده است. طبق اخبار و اطلاعات رسانه‌های گروهی، حزب الله همچنین در آموزش مبارزان تشکیلات شیعی عراق حضور دارد و از حوثی‌های یمن هم حمایت به عمل می‌آورد. هرچند سوریه از سال 2013 جبهه اصلی حزب الله بوده و تا کنون هم جبهه اصلی این جنبش باقی مانده است. حزب الله به منظور نبرد با داعش و جبهه النصره و همچنین نجات رژیم اسد، کریدوری را برای انتقال سلاح از ایران به لبنان ایجاد کرده است.
بدون تردید این بهانه و دلیلی برای نگرانی است. اول از همه برای اسرائیل که دشمن ایدئولوژیک حزب الله و تهران است. بی دلیل نیست که اسرائیل درست همین الان بزرگترین تمرینات نظامی خود را در طول 20 سال اخیر در شمال کشور آغاز کرده است. با این حال، بیرون راندن ایران از سوریه تقریبا غیرممکن است. بدین منظور باید نیرویی را پیدا کرد که تمام کشور را تحت کنترل خود بگیرد. بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل روند رویدادهای منطقه را به درستی تشخیص داده است. به گفته وی «داعش می‌رود، ایران می‌آید». اما آیا اگر ایران از این عرصه حذف شود داعش باز نخواهد گشت؟ بحث در این نیست که تهران تنها جایی است که می‌تواند در مقابل داعش مقاومت کند. نه اینگونه نیست، در مبارزه با تروریست‌ها کردها، ائتلاف غربی، معارضان مسلح سوری، و البته روسیه هم شرکت کرده‌اند. بدون حضور هر یک از آنها دستیابی به پیروزی غیرممکن بود. اما این نیروها بیش از حد پراکنده‌اند و منافع آنها بسیار متفاوت است. در این شرایط ایران تنها کمربند شیعی مقاومت با داعش را از لبنان تا عراق ایجاد کرده است. داعش و ایران درعمل، در شرایط مساوی قرار داشتند. درواقع، پس از تحت فشار قرار دادن تهران می‌توان کل منطقه را منفجر کرد.
اگر امریکا و متحدان آن قدرتی داشتند که بتوانند سوریه را متحد و در برابر ایران ایستادگی کنند در آن صورت مدت‌ها قبل مسئله جایگزینی اسد حل و فصل می‌شد. اما فعلا آلترناتیوی برای آن وجود ندارد. از این رو فعلا هر یک از طرفین درصدد است تا حد امکان در سوریه تثبیت شود تا پس از سقوط نهایی داعش، انجام مذاکره از موضع قدرت را آغاز نماید.
در این شرایط مسکو، تنها میانجیگر این مناقشه است که در عمل، با همه طرف های مناقشه (به استثنای داعش و جبهه النصره) تعامل دارد. اما انتظار نمی رود که روسیه، حزب الله و ایران را تحت فشار قرار دهد، هرچند این دو نیرو، رقبای مستقیم روسیه برای نفوذ در سوریه هستند.
ایران برای فشار بر اسد نسبت به روسیه اهرم‌های بیشتری در اختیار دارد. اسد، می‌داند که مسکو در شرایط خاص برای تغییر و جابجایی قدرت در سوریه آماده است؛ اما تهران تا آخر برای بقای اسد ایستادگی خواهد کرد. روسیه به وضوح نه با اسد و نه با ایرانی‌ها مخالفت نخواهد کرد، حتی اگر اقدامات آنها برخلاف منافع آن باشد. در غیر این‌صورت روسیه مزایایی را که در مقایسه با امریکا دارد از دست می‌دهد. با این حال مسئله این است که چگونه میانجیگری روسیه می‌تواند موفق باشد در حالی که ایران می‌داند که بعد از پیروزی بر داعش ناگزیر باید از نفوذ خود در منطقه دفاع نماید. امریکا هرگز به خدمات ایرانی‌ها و حزب الله در مبارزه با داعش اذعان نخواهد کرد. در واقع، این ضرب المثل که «پیروز را محاکمه نمی‌کنند» در سوریه، کارگر نخواهد افتاد و جواب نمی‌دهد.

 

 

تحلیل نتایج ششمین دور مذاکرات آستانه درباره سوریه

حسن بهشتی پور: مذاکرات آستانه در قزاقستان علاوه بر آنکه زمینه بسیار مناسبی را برای برقراری صلح و امنیت در سوریه فراهم کرد، از یکسو نوید دهنده ایفاء نقش مثبت قزاقستان در مناطق بحرانی در منطقه غرب آسیا محسوب می شود و از سوی دیگر بیانگر این واقعیت است که هماهنگی بین روسیه، ایران و ترکیه نقش بازدارندگی برای گسترش نفوذ گروه های تروریستی در منطقه بویژه در سوریه داشته است. علاوه براین تجربه مثبت مذاکرات آستانه می تواند بیانگر این واقعیت باشد که کشورهای غربی نیز در صورت آنکه بصورت واقعی خواهان دستیابی به صلح و ثبات در منطقه غرب آسیا باشند، می توانند از طریق مشارکت فعال تر در مذاکرات صلح سوریه در آستانه به دستاوردهای بزرگتری دست پیدا کنند ...


ایراس: شهرآستانه پایتخت قزاقستان در روزهای 23 و 24 شهریور ماه برای ششمین  بار میزبان مذاکره کننده گان ایران ، روسیه و ترکیه به عنوان سه کشورضامن برقراری اتش بس در سوریه به همراه مذاکره کنندگان سوریه  اعم از مخالفان  و دولت سوریه بود.
در پایان این نشست دو روزه مذاکره کنندگان بر سر مناطق چهار گانه کاهش تنش و درگیری  در مناطقی از استان ادلب، بخش‌هایی از استان‌های لاذقیه، حلب و حماه،  مناطقی از درعا و قنیطره و بخش‌هایی از استان‌های حمص، دمشق و غوطه شرقی، به توافق رسیدند.
در نشست آستانه همچنین توافق شد اجلاس بعدی در دهه اول آبان 96 (اواخر اکتبر 2017 )  برگزار شود. آنگونه که الکساندر لاورنتیف، رئیس هیات مذاکره کننده روسیه  در پایان دور ششم مذاکرات آستانه گفت: در هفتمین کنفرانس آستانه ، میزان کارایی و اثربخشی مناطق کاهش تنش و درگیری در سوریه و اجرای برخی اصلاحات در آن ارزیابی خواهد شد.
به گفته این مقام روسی بر اساس توافق ایجاد شده کشورهای ایران، ترکیه و روسیه هر کدام در حدود
۵۰۰ ناظر را برای نظارت در حومه شهر ادلب سوریه مستقر می‌کنند. و احتمال دارد بر لیست ناظران اعزامی به سوریه نمایندگانی از کشورهای  چین، امارات، مصر، عراق و لبنان اضافه شود.
 
پیشینه بحث:
توافق راهبردی برای انجام مذاکرات آستانه در پاییز سال 1395 در نشست مشترک وزیران امور خارجه ایران، روسیه وترکیه درمسکو اعلام شد. این تصمیم تاریخی بین سه بازیگر اصلی در تحولات سوریه ، همگرایی قابل توجه ای را در سوریه بوجود آورد که  نقش مهمی برای کاهش دامنه درگیری ها در سوریه داشت. درنتیجه آن موفقیت بیشتری را برای مبارزه با تروریسم وهمچنین برقراری آتش بس فراگیر درسوریه از دهم دی ماه  1395 در پی داشت. این توافق جمعی تاکنون به شش دورمذاکرات فشرده در شهر آستانه از چهارم بهمن ماه 1395 تا کنون انجامیده است . مذاکرات آستانه در شش دوری که انجام شد درعمل  با همکاری نسبی سایربازیگران در سوریه نیز روبرو شده است.
مذاکرات آستانه در واقع راهبردی بود که در نقشه راه قطعنامه 2254 شورای امنیت سازمان ملل  ( مصوبه 28 /9/ 1394 ) دنبال  شد. این قطعنامه خود محصول مذاکرات موسوم به  وین
۱ و ۲ و قبل از آن در ژنو 1 و 2 بود.  در واقع این مذاکرات چارچوبی از تصمیمات پراکنده، پیرامون موضوعاتی متفاوت بود که به تدریج حلقه فرایند سیاسی را در مورد سوریه کامل کرد. قطعنامه 2254 برای اولین بار پیرامون فرایند سیاسی در سوریه با اجماع سایر اعضای دائم و غیردائم شورای امنیت به تصویب رسید. از آن پس مذاکرات صلح سوریه دردو مسیر جداگانه اما با هماهنگی هم بر طبق نقشه راهی که حاصل نشست های  ژنو و آستانه بود، پیش رفت.
ازبین پنج دورقبلی مذکرات آستانه، توافقی که درچهارمین نشست در 14 اردیبهشت ماه 1396 بدست آمد . برای برداشتن گام های بعدی زمینه ساز شد.  زیرا در آن توافق ، ایجاد مناطق امن در استان های ادلب، بخش هایی از حُمص، غوطه شرقی، درعا و قنیطره با هدف کاهش خشونت ها شکل گرفت.
 
تحلیل وضعیت میدانی سوریه
پس ازتوافق مهم چهاردهم اردیبهشت 1396درآستانه، اگرچه توقف همه اقدام های جنگی بین طرف های درگیری یعنی نیروهای دولتی و معارضانی که برقراری  آتش بس را پذیرفتند ،  بطور کامل محقق نشد. اما تسهیل دسترسی ساکنان به کمک های انسانی، بازسازی زیرساخت ها، تامین شرایط ارائه کمک های پزشکی وبازگشت آوارگان نیز که دراین تفاهم نامه مورد تاکید قرارگرفته بود، بصورت نسبی باجراء درآمد.
توقف نسبی درگیری های این امکان را برای ارتش سوریه فراهم کرد تا بتواند با تمرکز بیشتر بر نواحی که تروریست های داعش بر آنجا مسلط بودند ، وضعیت خود را بهبود بخشد. بر این اساس استقرار نیروهای ارتش سوریه در دیرالزور، موفقیت بزرگ دیگری بود که ارتش سوریه در روزهای اخیر بدست آورد.
به گزارش روزنامه الحیات هنگامی که توافق کاهش تنش در چهارم ماه مه سال 2017 (چهاردهم اردیبهشت 1396بدست امد واجرا شد. نیروهای نظامی (ارتش سوریه و متحدانش)، مساحتی حدود 36 هزارکیلومتر مربع یعنی نوزده و سه دهم درصد از خاک سوریه را تحت کنترل داشتند. درعمل سومین نیروی دارای نفوذ درسوریه به شمارمی آمدند. قبل از آنها داعش با سیطره بر بیش از 72 هزار و سیصد کیلومتر مربع، معادل 39 و یک دهم درصد از خاک سوریه و نیروهای موسوم به سوریه دمکراتیک با سیطره بر 22 و یک دهم درصد و مساحتی حدود 41 هزار کیلومتر مربع در رتبه های اول و دوم قرار داشتند.
اما نیروهای ارتش سوریه امروزحدود 89 هزار کیلومتر مربع یعنی 48 درصد از مساحت خاک سوریه را تحت کنترل دارند و بقیه مناطق دردست نیروهای سوریه دمکراتیک با سیطره بر 43 هزار کیلومتر مربع معادل بیست و سه و یک دهم درصد از خاک سوریه و گروه ها (ی بادیه) با شانزده و پنج دهم درصد از مساحت کل سوریه معادل سی هزار و ششصد کیلومتر مربع، قرار دارد (1).
این درحالی است که گروه کشورهای غربی-عربی ضدسوری به پیشگامی آمریکا از شش سال پیش با راهبرد سرنگونی حکومت سوریه سبب شدند، باهمه امکانات خود تلاش کردند دهها هزار تروریست افراطی ازکشورهای مختلف جهان به سوریه گسیل کنند و با کمک  جنگ افزارهای پیشرفته، پول و حمایتهای اطلاعاتی دولت بشاراسد راسرنگون سازند. اما این اقدام های ضد سوری سبب تشکیل دهها گروه تروریستی شد که افزون بر قتل عام و کشتار صدها هزار نفر در سوریه و عراق و همچنین ویرانی دو کشور، آوارگی میلیون ها عراقی و سوری ، گسترش عملیات تروریستی در اروپا و آمریکا و شرق آسیا را بدنبال داشت.  به همین دلیل کم کم کشورهای اروپایی و آمریکایی در باره سرنگونگی دولت اسد تجدید نظر کردند و امروز پذیرفتند می توانند در یک دولت انتقالی شرایط تقسیم قدرت در سوریه را بعد از استقرار ثبات و امنیت در دستور کار قرار دهند. همین تغییر موضع شرایطی را فراهم کرد تا مذاکرات آستانه شانس موفقیت بیشتری پیدا کند. بطوریکه پس ازآنکه سه منطقه امن دیگردرجریان پنجمین دور مذاکرات در تیرماه 1396 ( جولای  2017 ) در نشست آستانه ، مشخص شد. برای جلوگیری ازایجاد درگیری درمناطق امن اعلام شده  دراجلاس روز جمعه در قزاقستان، تصمیم گرفتند یک "مرکز هماهنگی" میان نیروهای ترکیه ،روسیه  و ایران تشکیل شود. همچنین پس از مدت ها مذاکرات میان طرف‌های مختلف، مرزهای مناطق کاهش تنش به طور واضح مشخص گردید.
 
همچنین یحیی العریضی، یکی از سخنگوهای هیات مخالفان نظامی سوری گفت: در این نشست، علاوه بر موضوع ادلب، وضعیت ده‌ها هزار زندانی در زندان‌های حکومت سوریه مورد بحث قرار گرفت. بر اساس آنچه ازمذاکرات آستانه 6 به صورت رسمی در یک بیانیه چهارده ماده ای منتشر شد، طرفین بر تداوم آتش‌بس در ادلب تاکید کردند وبه گفته مذاکره کننده گان قرار است در مجموع 1500 نیروی ناظر صلح بر اجرای آتش بس نظارت داشته باشند. هر چند به طور رسمی درباره این دو موضوع سخنی گفته نشده و وزیر خارجه قزاقستان در نشست خبری خود عنوان کرد که درباره تعداد نیروهای مستقر و کشورهای  مربوط به آنها در آینده تصمیم گیری خواهد شد.
دربیانیه پایانی ششمین دورنشست آستانه که به بحث وبررسی مناطق کاهش تنش اختصاص داشت ، جمهوری اسلامی ایران، روسیه و ترکیه به عنوان ضامنان اجرای رژیم آتش‌بس در سوریه  با تاکید مجدد بر تعهد راسخ خود نسبت به حاکمیت، استقلال، وحدت و تمامیت ارضی سوریه؛ نشان دادند که هدف آنها مداخله در امور داخلی سوریه و یا ماندن در سوریه نیست .بلکه هدف اصلی آنها مقابله با تروریست هایی است که امنیت کل منطقه با تهدید روبرو ساخته اند.
 
نتیجه گیری:
مذاکرات آستانه در قزاقستان علاوه بر آنکه زمینه بسیار مناسبی را برای برقراری صلح و امنیت در سوریه فراهم کرد، از یکسو نوید دهنده ایفاء نقش مثبت قزاقستان در مناطق بحرانی در منطقه غرب آسیا محسوب می شود . از سوی دیگر بیانگر این واقعیت است که هماهنگی بین روسیه ، ایران و ترکیه نقش بازدارندگی برای گسترش نفوذ گروه های تروریستی در منطقه بویژه در سوریه داشته است.
علاوه براین تجربه مثبت مذاکرات آستانه می تواند بیانگر این واقعیت باشد که کشورهای غربی نیز در صورت آنکه بصورت واقعی خواهان دستیابی به صلح و ثبات در منطقه غرب آسیا باشند ، می توانند از طریق مشارکت فعال تر در مذاکرات صلح سوریه در آستانه به دستاوردهای بزرگتری دست پیدا کنند.
به نظرمی رسد اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک، فرصت مغتنمی برای برگزاری رایزنی سیاسی درعالی ترین سطح درجهت اجرای هرچه بیشتر و دقیق تر تصمیم گیری ها در اجلاس آستانه ششم و کمک به ایجاد تفاهم بیشتر در باره آینده سوریه باشد.

 

 

 

 



بالا

بعدی * صفحة دری * بازگشت