اسلام، دولت و امنیت در آسیای مرکزی پس از فروپاشی شوروی

تحلیل/ترجمه ایراس

بلشویک ها پس از انقلاب اکتبر 1917 و تقویت قدرت خود، به دنبال نابودی اسلام در آسیای میانه و جاهای دیگر اتحاد جماهیر شوروی برآمدند. با این حال ریشه دوانیدن اسلام در جوامع منطقه باعث شد تا کمونیست ها تلاش کنند تا به نوعی دیگر با این دین مقابله کنند و آن چیزی نبود جز تلاش برای تحت تسلط درآوردن دین با استفاده از برخی نهادسازی ها.



یادداشت سردبیر: بخش اصلی این تحلیل برگردانی از
مقاله وب سایت «میراث سرخ»، وابسته به پایگاه خبری-تحلیلی اوراسیانت با همین عنوان است.

بلشویک ها پس از  انقلاب اکتبر 1917 و تقویت قدرت خود، به دنبال نابودی اسلام در آسیای میانه و جاهای دیگر اتحاد جماهیر شوروی برآمدند. با این حال ریشه دوانیدن اسلام در جوامع منطقه باعث شد تا کمونیست ها تلاش کنند تا به نوعی دیگر با این دین مقابله کنند و آن چیزی نبود جز تلاش برای تحت تسلط درآوردن دین با استفاده از برخی نهادسازی ها. دهه های اول حکومت شوروی واقعا برای وفاداران در آسیای میانه سخت گذشت، چرا که حکومت در برخورد با مسلمانان بسیار خشن عمل می کرد. مقامات شوروی در اواخر دهه 1920 مبارزات گسترده ای را انجام دادند که به دنبال مقابله با مذهب از جمله تغییر شیوه های زندگی و بستن مساجد بود.
 
نگرش شوروی نسبت به اسلام در دهه 1940 شروع به تغییر کرد. در اوج جنگ جهانی دوم و طی سال 1943، دولت شوروی مجوز تاسیس «ادارۀ روحانی مسلمانان آسیای مرکزی و قزاقستان»  (
SADUM)را صادرکرد. به دنبال این اقدام، حج در سال 1945 قانونی شد و یکی از مهم ترین مکان های یادگیری اسلامی آسیای میانه، یعنی مدرسه میرعربی در بخارا، در سال 1946 بازسازی شد. با این حال تحت نفوذ و قدرت ادارۀ روحانی مسلمانان آسیای مرکزی و قزاقستان، دین به شدت کنترل شد، روحانیون حکومتی منصوب شدند، کتاب هایی منتشر شد و کنفرانس های بین المللی را سازماندهی کردند تا این منطقه را به عنوان الگو برای سازگاری سوسیالیسم و ​​اسلام معرفی کنند. در چنین شرایطی فقط یک شکل مشخص از اسلام با سوسیالیسم سازگار بود و این همانی بود که تحت عنوان «اسلام خوب» از آن یاد می شد. این اسلام توسط روحانیون تعیین شده از سوی دولت نمایندگی می شد و مسلمانان نه تنها مجبور به انجام امور دینی نبودند بلکه حتی به خدا نیز باور نداشتند.
 
مقامات شوروی اسلام را به عنوان بخشی از میراث ملی آسیای میانه به این دلیل ترویج می دادند که راهی برای تشخیص مردم محلی از افراد بیگانه بود. با این حال، دین را به گونه ای طراحی کرده اند که با منافع نظام شوروی مقابله نکند. در نقطه مقابل، «اسلام بد» گونه ای بود که با حکومت سکولار شوروی مخالفت می کرد. برای شوروی ها، اسلام به عنوان یک نیروی خطرناک اجتماعی تهدیدی برای قدرت آنها دیده می شد، بنابراین، چیزی بود که نیاز به مدیریت دقیق داشت. این دیدگاه متضاد از اسلام امروزه در میان بسیاری از اعضای دولت در سراسر منطقه، حتی 26 سال پس از فروپاشی شوروی، همچنان ادامه دارد. سیاست های دولت های معاصر نسبت به اسلام بیشتر شبیه به شیوه های مقامات شوروی است.
 
دو واقعه در تاجیکستان با فاصله زمانی 30 سال از یکدیگر این واقعیت را برجسته می کند. نخست این که قربان مانونوف 73 ساله و نماینده حزب رنسانس اسلامی تاجیکستان در  تابستان 2015 و در شهر نورک و به همراه ده ها تن از مردان محلی دستگیر شد. ویدئوی 13 دقیقه ای که توسط وزارت امور داخله تاجیکستان تهیه شده، مانونوف را به دلیل «گسترش عقاید غیر مذهبی» و «تلاش برای ایجاد یک دولت اسلامی» از طریق فعالیت های مخفی خود در تاجیکستان متهم معرفی می کند. رویداد دوم به سال 1986 برمیگردد که طی آن مقامات شوروی، عبدالله سعیدوف، یک راننده در اداره تجهیزات موجود در کورگان تپه، را بازداشت کردند. سعیدوف در میان 40 فرد دستگیر شده ای بود که بر اساس ادعاها «تبلیغ مذهبی» را گسترش می داد. به گفته مقامات، سعیدوف اساسا مردم را به توقف تماشای تلویزیون و نادیده گرفتن تعطیلات سکولار تشویق می کرد. وی که بعدها نام خود را به عبدالله نوری تغییر داد در سال 1990 به عنوان بنیانگذار حزب رنسانس اسلامی تاجیکستان مطرح شد.
 
مقامات در آسیای مرکزی، همانند مقامات در دوران شوروی، تمایل دارند اسلام را از طریق لنز امنیت ببینند. از نگاه کشورهای منطقه آسیای مرکزی، در حالی که اسلام حکومتی یک منبع مشروع برای رژیم های خودکامه آسیای مرکزی است، اسلام واقعی به صورتی غیرمنتظره تهدیدی بالقوه برای ثبات است. هنگامی که کشورهای مستقل در آسیای میانه در سال 1991 ظهور کردند، رهبران این جمهوری ها قصد داشتند با توجه به هویت اسلامی این جمهوری ها، وجهه خود را در میان مردم افزایش دهند. در همین راستا صفر مراد نیازف به حج رفت. همه جمهوری ها آزادی مذهب را در قانون اساسی تضمین کردند. مساجد باز شد، ارتباط با بقیه جهان اسلام دوباره برقرار شد و دانشجویان شروع به تحصیل در مدارس سایر نقاط جهان اسلام کردند.
 
با وجود این تغییر شکل، دولت های تاسیس شده در آسیای مرکزی پس از استقلال نیز همچنان شیوه ها و نگرش های دوران شوروی را سرلوحه عمل خود قرار دادند. مقامات سکولار و نخبگان تحصیلکرده همچنان تمایل دارند تا از شیوه های دوران پیشین برای حکومتداری استفاده کنند. از آنجایی که اسلام تحت نظارت حکومت بخشی از هویت ملی جمهوری های آسیای مرکزی را تشکیل می دهد، شیوه های فراتر از آن، اغلب به عنوان «خارجی» شناخته می شوند. مقامات دولتی ازبکستان، تاجیکستان و قرقیزستان علیه «تاثیرات خارجی» از جمله حجاب زنان و ریش مردان هشدار داده اند و این گونه استدلال می کنند که این گونه امور مردم را به تروریسم سوق می دهد. جالب توجه اینجاست که لباس ملی که توسط حکومت تبلیغ می شود نیز در زمان اتحاد جماهیر شوروی به تصویب رسیده است. اکنون نیز همانند دوران شوروی، جنبش های زیرزمینی فراتر از کنترل دولت نگرانی های خاص امنیتی برای مقامات دارد. دولت ها مدعی هستند که اسلام گرایی بدون نظارت منجر به افراط گرایی می شود. مدیریت دولت از دین اکنون نیز همانند دوران اتحاد جماهیر شوروی، به طور قطعی سکولار است؛ دولت به شدت دین را کنترل می کند و عمدتا تلاش می کند تا آن را از حوزه عمومی حذف کند. پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی، هر یک از کشورهای آسیای مرکزی مؤسساتی را برای جایگزینی عملکرد «ادارۀ روحانی مسلمانان آسیای مرکزی و قزاقستان» ایجاد کردند. بدین ترتیب هر یک از کشورهای آسیای مرکزی قوانین را برای محدود کردن فعالیت گروه های مذهبی تصویب کرده است. دولت ها فعالیت های گروه های مختلفی مانند سلفی ها و حزب رنسانس اسلامی تاجیکستان را ممنوع کرده اند. مسلمانان آسیای مرکزی همچنان در فضای کنترل شده عبادت می کنند و به عنوان یک تهدید بالقوه توسط دولت دیده می شوند.
این در حالی است که ادعای مقامات آسیای مرکزی در زمینه تهدید بودن اسلام گرایی از نظر بسیاری واقعی نیست. تنها موضوعی که به طور بالقوه می تواند امنیت در آسیای مرکزی را با چالش مواجه کند، تهدیدات منبعث از افغانستان و یا خلافت داعش است. علاوه بر تهدید همسایگی با افغانستان باید توجه داشت که داعش در نزدیکی کشورهای آسیای مرکزی نیز به طور فعال کارهای خرابکارانه انجام می‌دهد. بر اساس برخی برآوردهای معتبر دست کم 500 ستیزه جو از ازبکستان وارد سوریه و عراق شده اند که این آمار برای ترکمن ها 360 نفر، قرقیزها 350 نفر، قزاقستان 250 نفر و تاجیکستان نیز 190 نفر است. علاوه بر این مسائلی چند باعث شکنندگی دولت های آسیای مرکزی شده است. به عنوان مثال وجود رژیم های شخصی سلطنتی که سالهاست بدون تغییر باقی مانده است و تنظیمات شبکه داخلی مبتنی بر قبیله پس از مرگ روسای جمهور این کشورها می تواند موجبات بی ثباتی را در این جمهوری ها فراهم کند.
نویسنده/مترجم: احسان تقوایی نیا، تحلیلگر مسائل اوراسیا

 

سید محمد علوی زاده

ابعاد و علل تغییر الفبا در قزاقستان؛ دغدغه‌ای سیاسی یا راهبردی توسعه‌ای؟

مقاله ایراس

بدنبال برخی تغییرات در ساختار سیاسی-اجتماعی کشور قزاقستان طی یکساله اخیر، نورسلطان نظربایف رئیس جمهوری 76 ساله این کشور، طرحی را از دستور گذراند که براساس آن قرار است، خط رسمی این کشور از الفبای سیریلیک به الفبای لاتین طی یک بازه زمانی هفت ساله تغییر کند.



طرح مسئله
بدنبال برخی تغییرات در ساختار سیاسی-اجتماعی کشور قزاقستان طی یکساله اخیر، نورسلطان نظربایف رئیس جمهوری 76 ساله این کشور، طرحی را از دستور گذراند که براساس آن قرار است، خط رسمی این کشور از الفبای سیریلیک به الفبای لاتین طی یک بازه زمانی هفت ساله تغییر کند. این تصمیم مشتمل بر تغییر تمامی کتاب‌های درسی، کتابخانه‌ای، اسناد و مدارک اداری و رسمی و هر آنچه ردپایی از حروف روسی در آن باشد را شامل می‌شود. دستور نظربایف در برهه حساس کنونی که مسئله انتقال قدرت و تغییراتی در ساختار سیاسی کشورهای منطقه روی داده است، این سوال را در میان جامعه کارشناسی و تحلیلی برمیانگیزد که اصلاحات زبانی چه نتایجی برای قزاقستان خواهد داشت؟ آیا این تصمیم دارای انگیزه‌ای سیاسی با هدف فاصله گرفتن از گذشته شوروی، از بین بردن زمینه‌های ادامه سلطه و مداخلات روس و تاکید بر استقلال قزاقستان است؟ آیا تاثیرگذاری بر فرایندهای همگرایانه تازه در قزاقستان و آسیای مرکزی را هدف قرار داده است؟ تجربه کشورهای دیگر منطقه که پروسه تغییر الفبا را طی کرده‌اند، تا چه میزان موفق بوده است و سرانجام، این پروژه به راهبرد توسعه زیرساخت‌های اقتصادی کشور قزاقستان که مورد نظر نظربایف است، خواهد انجامید؟ با طرح فرضیاتی و قیاس سود و زیان احتمالی مسئله تغییر الفبا در قزاقستان سعی در تحلیل این اتفاق خواهیم داشت.
 
پیشینه بحث
نورسلطان نظربایف، رئیس جمهوری قزاقستان، در اوایل اردیبهشت ماه سال جاری در نوشتاری از تصمیمش برای اجرای یک برنامه «هفت ساله» با هدف گذار زبان قزاقی از الفبای سیریلیک به الفبای لاتین سخن گفت. در این مقاله، نظربایف این برنامه را جزئی از «مرحله سوم» مدرن شدن قزاقستان خواند و گفت «این از ویژگی‌های هم محیط فناوری جدید، هم ارتباط در جهان امروز و هم روند علم و آموزش در قرن
۲۱ است.» رئیس‌جمهور قزاقستان همچنین منطق گذار به خط لاتین را به دور از انگیزه‌های سیاسی و مرتبط با «فناوری جدید و ارتباطات جهان معاصر» خوانده و آن را برای قزاق‌ها مهم تلقی کرد. اما اشاره نظربایف به عدم ملاحظات سیاسی در تصمیم اخیرش، با سابقه چرایی تحولاتی که بدین منظور طی سالهای قرن گذشته در این کشور روی داده است، چندان مطابقتی ندارد.
تا پیش از قرن نوزدهم، خط و زبان ترکی جغتایی در سرزمین فعلی قزاقستان مورد استفاده رسمی و محاوره‌ای مردم این سرزمین بود. در قرن نوزدهم میلادی با پیشروی روس‌ها واشغال قزاقستان خط و زبان جغتایی نیز از مکاتبات بین قزاق‌ها خارج شد و در اواسط همان قرن، «سارین» محقق و زبان شناس قزاق به ابداع الفبای زبان قزاقی بر پایه خط سیریلیك روسی پرداخت. اما چندان اقبالی برای استفاده تا دهه 30 قرن بیستم نیافت زیرا تا اوایل قرن بیستم خط مورد استفاده قزاق‌ها خط عربی با تغییرات مخصوص به خود بود.
در اوایل قرن بیستم نیز خط لاتین جای خط عربی راگرفت و تا سال 1940 میلادی خط لاتین برای مکاتبات و آموزش زبان قزاقی مورد استفاده بود تا اینکه در این سال با ضمیمه شدن کامل قزاقستان به اتحاد جماهیر شوروی، به دستور استالین، در قزاقستان الفبای مدرن سیریلیک با 42 حرف به تصویب رسید.
رفت و برگشت‌های چندباره‌ای که تاریخ تغییر حروف الفبای قزاقی نشان می‌دهد، خود گواهی بر این مسئله هست که اوضاع و احوال سیاسی و ملاحظات آن، در صدر چرایی این تحولات بعضا پرشتاب در موضوع تغییرات الفبایی قرار داشته است.
این در حالیست که در قرن حاضر نیز، موضوع گذار الفبای قزاقی به لاتین چندین بار تاکنون مطرح شده است. در سال 2006 در دوازدهمین اجلاس ملت قزاقستان، این موضوع توسط رئیس جمهور مطرح شد. اما پس از دو سال، حل و فصل مسئله به صلاح‌دید «نسل های آینده» واگذار شد. در سال 2011، این موضوع دوباره در مجلس مطرح شد و اکثر نمایندگان مجلس در بیانیه‌ای تاکید کردند، «امروز باید در اسرع وقت مسائل گذار الفبای قزاقی به لاتین و تغییر گرامر به نفع ساده‌سازی آن را حل و فصل نمود». بدنبال این شکل حمایتی پارلمان، در سال 2012، در استراتژی «قزاقستان-2050»، رئیس‌جمهور دستور آغاز گذار به الفبای لاتین از سال 2025 را صادر نمود.
این عزم دولتی در حالی بود که در فوریه 2013، در رسانه‌ها، نامه 66 نفر از روشنفکران قزاقستانی به ریاست «مختار شاهان‌اف»، شاعر و فعال اجتماعی با عنوان «ما مخالف گذار به الفبای لاتین هستیم» منتشر شد و فضای ملتهبی در سطح سیاسی و اجتماعی این کشور برانگیخت و باعث شد موضوع حداقل تا چند سالی مسکوت بماند. اما در نهایت، در اوایل 2017،  نظربایف در مقاله‌ای تحت عنوان «نگاهی به آینده: نوسازی و آگاهی عمومی»، دستور تصویب تنها نسخه استاندارد الفبای قزاقی با خط جدید را صادر نمود. رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی دولتی هم به طور فعالی به حمایت از این طرح ‌پرداختند. در نهایت نیز در تاریخ 11 سپتامبر، اجلاسی عمومی با حضور معاونان، اعضای دولت، زبان‌شناسان، نویسندگان، مورخین و فعالین اجتماعی در مجلس برگزار و رای اعتماد به این تغییر ساختاری حاصل شد. سرانجام نیز در تاریخ 26 اکتبر 2017 (4 آبان 1396) رئیس‌جمهور فرمان تصویب گذار به الفبای لاتین را امضا کرد.
 
رد پای سیاست در تصمیم نظربایف
از جمله پیشفرض‌هایی که طی یکسال اخیر در ضرورت حمایت از طرح نظربایف در جامعه قزاقستان مطرح بود، به این نکات خلاصه می‌شد که در 80 درصد از کشورهای جهان از خط لاتین استفاده می‌شود. لاتین، زبان سیستم‌های کامپیوتری و مخابراتی دنیا بوده و گذار الفبای قزاقی به لاتین فرصت‌های جدیدی را برای همگرایی در جامعه جهانی ایجاد خواهد کرد و مواضع کشور را در عرصه بین‌المللی تقویت می‌کند. در این راستا، ایده گذار با روند کلی جهانی شدن مطابقت دارد.
با این حال، بسیاری از کارشناسان بر این باورند که این تصمیم دارای انگیزه سیاسی بوده و هدفش – فاصله گرفتن از گذشته شوروی، محدود کردن روابط با روسیه و تاکید بر استقلال قزاقستان است. آنها در وهله اول به سیاست خارجی جنگی کرملین زیر نظر ولادیمیر پوتین و بازسازی «امپریالیسم» روسیه و همچنین پیامدهای مرتبط با آن استناد می‌کنند و معتقدند، قزاق‌ها بنا به دلایل زیر به الفبای لاتین تمایل نشان می‌دهند:
- امیدهای غیر موجه و واهی به اتحادیه اقتصادی اوراسیا به دلیل جنگ‌های تجاری؛
- تحریم‌های غرب و نادیده گرفتن موقعیت سایر اعضای اتحادیه توسط روسیه؛
- عدم تمایل به بازگشت "برادر بزرگ‌تر"؛
- ترس از تکرار سناریوی دنباس در مناطق شمالی قزاقستان؛
- احساس تهدید حاکمیت و استقلال؛
این گروه، اینگونه استدلال می‌کنند که گرچه آستانه ارتباط جدایی‌ناپذیر با مسکو در سال‌های اخیر را نشان می‌دهد، اما براساس نظرسنجی مطبوعات و شبکه‌های اجتماعی، در میان قزاق‌ها روحیات ضد روسی رو به افزایش است. آنها نسبت به همسایه شمالی خود سوء ظن داشته و بی‌اعتمادند و به همین دلیل در تلاش برای فاصله گرفتن از جهان روسی با تمام ویژگی‌های آن، از جمله الفبا هستند.
این نحوه نگاه به موضوع در حالی است که خود نظربایف اهمیت زبان روسی در قزاقستان را کم ندانسته و بارها تأکید کرده که میراث تاریخ مشترک 70 ساله به قوت خود باقی خواهد ماند. به گفته وی، گذار به الفبای لاتین تنها به دلیل نیاز داخلی به توسعه زبان ملی است. جامعه شناسان قزاقی هم معتقدند که هیچ یک از اصلاحات حاضر، اهمیت زبان روسی و سیریلیک را در کشوری که جمعیت روس آن دومین گروه قومی (بیش از 20 درصد) از لحاظ تعداد را تشکیل می‌دهد، کاهش نمی‌دهد.
 
استدلال مخالفان و موافقان تغییر
از فردای اعلام رسمی تصمیم حاکمیت قزاقستان مبنی بر تغییر الفبای قزاقی از سیرلیک به لاتین، نه تنها در میان کارشناسان، بلکه در افکار عمومی نیز بحث و جدل‌های بسیاری در محافل گوناگون درگرفته است. برخی موافق و برخی مخالف این گذار هستند.
نکته محوری مخالفین این طرح، شکستن روابط میان نسل‌ها است. به اعتقاد آنان، شکاف و کاهش تعداد افرادی که به زبان قزاقی می‌نویسند و صحبت می‌کنند در آینده می‌تواند زمینه ساز بحرانی هویتی در این کشور نیز گردد.
علاوه بر شک و تردیدهای فرهنگی، مخالفان استدلال‌های عملی‌تری نیز دارند؛ یکی از این استدلال‌ها هزینه‌های این گذار است. تغییر ساده علائم در فرودگاه‌ها و ایستگاه‌های راه‌آهن، جایگزینی جداول موسسات آموزشی و فرهنگی و جداول با اسامی خیابان‌ها در سراسر کشور، انتشار کتاب‌های درسی جدید و ترجمه آثار موجود – همه اینها مستلزم میلیاردها دلار هزینه است. شواهد نشان می‌دهند که در روند گذار به الفبای لاتین در آذربایجان، چاپ مجدد کتاب‌های درسی 70 درصد بودجه آموزشی را صرف خود کرده است.
از دیگر استدلال‌های مخالفان در اینجاست که پیش از این، میلیون‌ها کتاب و اثر علمی در زمینه تاریخ و فرهنگ در کشور به سیریلیک منتشر شده است. اکنون نسل جوان با تغییر الفبای قزاقی به لاتین، قادر به خواندن تمام این آثار نخواهد بود.
همچنین مخالفان استدلال می‌کنند، همگان نسبت به مشکلات آذربایجان و ازبکستان در پروسه گذار به الفبای لاتین واقفند. به عنوان مثال، در ازبکستان روزنامه‌هایی با تیراژ 100 هزار نسخه، تیراژ خود را تا 3 الی 5 هزار نسخه و برخی تا 1000 نسخه کاهش دادند. این ممکن است برای ما هم اتفاق بیفتد. علی‌رغم اینکه ما در قرن کامپیوتر زندگی می‌کنیم، برای ترجمه حداقل 10 درصد از کتاب‌ها به الفبای لاتین میلیاردها تنگه (واحد پول قزاقستان) مورد نیاز است.
آنان می‌گویند، گذار به الفبای لاتین شامل حداقل‌هایی مانند بازنویسی مجدد قانون اساسی، قوانین و مقررات، مصوبات، توافق‌نامه‌های بین‌المللی، صورت جلسات پارلمان و دولت، کتاب‌های درسی مدارس و دانشگاه‌ها، فرهنگ لغت‌ها، نقشه‌های جغرافیایی، مجموعه اسناد تمام سازمان‌ها و موسسات اقتصادی (سربرگ‌ها، تمبر‌ها، مکاتبات تجاری، اساس‌نامه‌ها، محصولات تجاری)، تابلوها و تابلوهای تبلیغاتی در هر شهر و همچنین مستلزم ترجمه اسناد مردم از جمله، گذرنامه، کارت شناسایی، کارت پزشکی، شماره ثبت نام مالیات دهندگان، شماره شناسایی مالیات دهندگان، قراردادهای بازنشستگی و بانکی و غیره بوده که اصلاح هر یک از این موارد می‌تواند باعث بروز استرس در کشور و خالی شدن خزانه و جیب مردم شود.
همچنین استدلال دیگر مخالفان در اینجاست که انتقال به الفباي لاتين، رشد مهاجرت از کشور را افزایش خواهد داد.این تصمیم رئیس‌جمهور، علامتی برای مسکو و غرب نیز می‌تواند تلقی گردد. این تصمیم به روسیه نشان می‌دهد که در مسائل مربوط به منافع اقتصادی مشترک، سازگار و با گذشت باشد و برای غرب، نشانه وفاداری و موضع مستقل در پس زمینه وخامت روابط روسیه و ایالات متحده خواهد بود که در کلان مدت، اقدامی مغایر با سیاست استقلال خواهی مینماید. همچنانکه گذار به الفبای لاتین به معنای ورود بیشتر قزاقستان به دنیای ترک و پیوستن به پروژه و راهبردهای منطقه‌ای ترکیه است و کشور را بیش از گذشته درگیر مسائلی سیاسی خواهد نمود.
 
حمایت نظربایف و برگ برنده موافقان
در برابر استدلال عمدتا اقتصاد محور مخالفان تغییر، موافقان که حامیانی قدرتمند را در پشت خود دارند، علاوه بر ملاحظات سیاسی از پیش گفته، دامنه وسیعتری از چرایی طرفداری از طرح حاضر را ارائه می‌دهند. بطوریکه در برابر نقد هزینه بردار بودن این طرح، «اربولات دوسایف»، معاون نخست وزیر با حضور در برنامه‌ای تلویزیونی اعلام کرد: «ما برای این کار مبلغ قابل تمام شده‌ای را پیش‌بینی نکرده اما این اقدامات را در چارچوب برنامه‌های موجود انجام خواهیم داد. چرا که این بودجه‌ها از قبل در نظر گرفته شده‌اند»
 
همچنین طرفداران طرح چنین استدلال می‌کنند که گذار به الفبای لاتین اجتناب ناپذیر و اقتضای آینده است. این اقدام ضامن ورود به فضای اقتصادی و فرهنگی جهانی بوده و با توجه به تجربه موفق مولداوی، گذار به الفبای لاتین همانگونه که پیش بینی شده است بصورت تدریجی خواهد بود و بدین منظور، هر دو الفبا برای مدتی به صورت موازی استفاده خواهند شد و دغدغه مخالفان بی معنی است.
از سوی دیگر، آنان مدعی‌اند، تغییر الفبای قزاقی به الفبای لاتین، امکان یادگیری سریع‌تر زبان انگلیسی را برای کودکان ما فراهم می‌آورد. گذار به الفبای لاتین عمدتا در جهت اصلاح الفبای قزاقی و قوانین املایی است که بین فونتیک زبان و گرافیک آن تناسب برقرار می‌کند. باید به یاد داشت که الفبای لاتین رایج‌ترین الفبا در جهان است. نکته مهم دیگر در گذار الفبای قزاقی به الفبای لاتین، ضرورت مدرن سازی آن است. در حال حاضر، باید به منظور توسعه پتانسیل غنی زبان دولتی، آن را مدرنیزه کرد و از آن تنها به عنوان وسیله ارتباطی استفاده نکرد. الفبای لاتین به زبان دولتی کمک کند تا به قوی‌ترین عامل احیای معنوی و تقویت هویت ملی تبدیل شود. تجدید الفبای زبان دولتی به دیگر زبان‌هایی که در همان سطح قبلی باقی مانده‌اند لطمه‌ای نمی‌زند. در فضای فناوری اطلاعات مدرن، الفبای لاتین یک ابزار جهانی و عملی و ارتباطی است. ضمن آنکه تغییر الفبای قزاقی به لاتین امکان توسعه مرز اطلاعاتی را فراهم می‌آورد.
 
فرجام
علیرغم تاکید نظربایف بر اولویت دلایل سیاسی در تغییر چندباره الفبای قزاقی در طول تاریخ (که از الفبای رونی در قرن های
۶-۷ میلادی گرفته تا الفبای عربی که طی ۹۰۰ سال پس از فتح و گسترش اسلام در قلمرو قزاقستان مورد استفاده بوده و طی یکصد سال اخیر هم رفت و آمدهایی به زبان لاتین و روسی داشته است) و غیر سیاسی بودن اینبار آن، همچنان می‌توان ردپایی از ملاحظات سیاسی-ژئوپلتیکی مرتبط با اقتصاد و فرهنگ را در تصمیم اخیر وی با هدف رشد ملی گرایی و فاصله گیری بیشتر از مسکو نشان داد. این در حالیست که موضوع «قزاقی سازی» مناطق شمالی این کشور در کنار تغییر نام شهرها، مناطق و خیابان‌ها از روسی به قزاقی اکه موازی جایگزینی با الفبای لاتین به جای سریلیک  است را می‌توان نشانی بر فرضیه حاضر دانست. همچنانکه حوادث اوکراین و دخالت روسیه در امور آن کشور در سال‌های اخیر نخبگان سیاسی قزاق را به گفته خود «هوشیارتر» کرده است. انتقال و مهاجر پذیری اقوام قزاقی از کشورهای افغانستان، چین، مغولستان و تاجیکستان به مناطق روس نشین قزاقستان در کنار انتقال پایتخت به منطقه سنتی روس نشین یعنی آستانه، از دیگر نشانه‌هایی است که می‌توان راهبرد گذار به الفبای لاتین را هم اقدامی سیاسی برشمرد.
از طرف دیگر، نمی‌توان نسبت به این ملاحظه دولتی مقامات قزاقستانی هم بی توجه بود که اصلاح زبان قزاقی برای برقراری ارتباطی است که میان قزاقستان و جهان خارج  بوجود آمده و بیشتر مطابق با تغییرات جهانی در حال وقوع است. هدف از این گذار، پیشرفت علمی-فنی است و گروه‌های علمی-تحقیقاتی و دانشمندان قزاقستان از این اصلاحات بهره خواهند برد. آنها همچنین در غیر سیاسی بودن این تصمیم استدلال می‌کنند در جهان امروز نفوذ روسیه در جهان توسط مکانیزم‌های مختلف و نفوذ زبان روسی تاحد زیادی رنگ باخته چرا که روند تاریخی عینی نشان می‌دهد که نفوذ زبان روسی نه تنها در منطقه بلکه در کل جهان رو به کاهش است.
در نهایت نیز، آنچه در این تحقیق بنظر می‌رسد، همزمانی دو راهبرد سیاسی در کاهش نفوذ سنتی روسیه و قطع حداقلی وابستگی به این کشور در کنار مطامع اقتصادی و فرهنگی همسان سازی زبان نوشتاری و استفاده از رسم الخطی است که 80 درصد کشورهای مختلف دنیا در حال حاضر از آن استفاده میکنند؛ موضوعی که با راهبرد تازه قزاقستان بعنوان یکی از قدرت‌های تازه نه تنها منطقه آسیای مرکزی، بلکه سرتاسر آسیا در سال‌های آینده مطابقت دارد.

منابع

 

http://www.centrasia.ru/newsA.php?st=1509602100

https://jamestown.org/program/moscow-losing-leverage-kazakhstan-astana-loses-influence-nationalists

http://www.ng.ru/cis/2017-04-13/1_6973_kazahstan.html

http://www.primavista.ru/rus/articles/perehod-kazahskogo-alfavita-na-latinicu-proch-ot-rossii

http://kazakh-tv.kz/ru/view/modernization-of-public-consciousness/page_188361_perekhod-kazakhskogo-alfavita-na-latinitsu-povysit-ego-u

https://kapital.kz/gosudarstvo/62892/perehod-na-latinicu-budet-sposobstvovat-izucheniyu-kazahskogo-yazyka.html

http://www.arvedi.kz/main/perekhod-kazakhskogo-yazyka-na-latinitsu-za-i-protiv.html

http://old.kazembassy.ru/en/mpolitika/8160-2017-04-26-05-48-20

 
 

نویسنده: سید محمد علوی زاده، پژوهشگر موسسه مطالعات آسیای مرکزی و افغانستان-ایران شرقی

 



بالا

بعدی *** صفحة دری * بازگشت