335 : در حمله بر قرارگاه شاهین
برنامه های قبلی شفيع عيار

تلويزيون های افغانی
انجمن حقوقدانان افغان در اروپا



دوکتور سید احمد جهش : کنفرانس صلح مسکو پاشنه آشیل واشنگتن است

پوهندوی دوکتور سیدحسام مل
ولی دامریکي متحده ایالات په افغانستان کي دخپلو ټولو غټ غیر اتومی بمب وکارول


محمد عالم افتخار
ما موجودات کدام اسفل السافلین ایم؟


عارف عرفان
ازعزای ملی تا قیام ملی


محمد علی مهرزاد
غولی که ازچراغ جادویی بیرون آمده؛ صلح با آن دشواراست!؟


سلیمان کبیر نوری
آقایان، رؤسای مدعی دولت و حکومت؛ جواب دهید


استاد صباح
تحفه قاچاقچيان مواد مخدربه مردم ودولت _ قسمت هفتم


  نصرالله نیکفر  
واماندگی یک نسل


خوشه چین
بهترین


عبدالقیوم
د سیا سي نهضتوبهیر په افغانستان کي_ ۲۱ برځه


محمد انور ولید
د ښکرورغوایي اوومه او اتمه بیا را غبرګه شوه


پوهندوی دوکتور سیدحسام مل
مادرهمه بمب « بزرگ ومرگبا ؛» ها ر ولی منجربه صلح خواهد شد


پوهندوی دوکتور سیدحسام مل
افغا نستا ن درمعرض خطرتبد یل شد ن به ویتنام جد ید


دکتربصیرکامجو
نفیرخیال


حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی
بالاخــره کــار به اهــل کــار ســپرده شــد


احمد سعیدی
آیندۀ سیاسی ببرهای کاغذی


  فرزاد رمضانی بونش
چشم انداز همکاری پاکستان با ائتلاف نظامی ناتوی اسلامی


الحاج عبدالواحد سیدی
اصول و تفکر سیاسی در صدر اسلام


محمدعوض نبی زاده
آیاحکومت به وعده هایش درمناطق هزاره نشین عمل میکند؟


 مهرالدین مشید
دست های پنهانی گویی دارند کشتی توفانزدۀ کشور را توفانی تر می کنند


محمد امين فروتن
جامعه افغانی وسگ‌های زرد برادران شغال


  عبدالو کیل کوچی
از وحدت ملی تا وحشت ملی


  محمد ضیا ضیا
پیرامون سفر رئیس جمهور غنی به استرالیا


پوهندوی دوکتور سیدحسام مل
 دسعودی عربستا ن په ډالرو سره په زرګونو افغانانوخپل ژوند دلاسه ورکړل


الحاج عبدالواحد سيدی
اوضاع شمال آمودریا و نفوذ خانات منغیت  درارتباط با تاجکان


متین آذرخش
تبصره ای برتظاهرات ضد مداخلات پاکستان درهالند


مسعود حداد
آواز دل


آچار خربوزه
شماره 3 ثور 1396


حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی
قـــاتل شـــناخـــته شـــده در ســـیاه چـــال




 

شنبه 9 ثور 1396 خورشيدی برابر با 29 اپريل 2017 ميلادی

 

توافق با حکمتیار خواست آمریکا بود نه اشرف‌غنی/ رهبر حزب اسلامی بدترین تصمیم را گرفت

کارشناس مسائل سیاسی افغانستان گفت: به نظر من بدون خواست آمریکا این ممکن نبود که اشرف‌غنی با حکمتیار به توافق برسد، اول با آمریکا توافق شده بعد از آن با غنی توافق صورت گرفته است.

«وحید مژده» تحلیلگر مسائل سیاسی افغانستان در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در کابل، در ارتباط با انتشار اخبار ضدونقیض از حضور حکمتیار در انظار عمومی و چرایی بازگشت وی در شرایط فعلی افغانستان اظهار داشت : حکمتیار همیشه بدترین تصمیمات را در بدترین زمان گرفته است، حالا هم با یک حکومتی می‌خواهد یکجا شود که این حکومت پایه‌های لرزانی دارد و در داخل آن اختلافات به شدت گسترش یافته، اما با این حال امیدوار است که بتواند از این اختلافات استفاده کرده و موقعیت خود را تثبیت و در آینده بتواند اکثریت کرسی‌های پارلمان را به دست آورده و یا افرادی را که متمایل به وی هستند، به ریاست‌جمهوری برساند.

وی افزود: با این امید حکمتیار به جریان صلح پیوسته ولی به باور من وی به هیچ‌کدام از این اهداف نخواهد رسید به دلیل اینکه حزب اسلامی با مشکلات بسیار زیادی روبرو بوده و به چند گروه تقسیم شده‌ است، برای متحد کردن این گروه‌ها وقت بسیار زیادی باید صرف شود تا شاخه‌های حزب اسلامی متحد شوند گرچه در این کار هم اما و اگرهایی وجود دارد اما راه بهتر این بود که حکمتیار با تمام افرادی که برای آزادی افغانستان از طریق سیاسی تلاش کرده و می‌کنند همسو می‌شد و اعلام همسویی کرده و صلح را در پیش می‌گرفت، در این صورت حکمتیار می‌توانست رهبری یک جریان قوی طرفدار صلح را که اکثریت مردم را شامل می‌شد، به عهده بگیرد.

این کارشناس مسائل سیاسی تاکید کرد: آنچه مشخص بوده حکمتیار هنوز فقط از حزب اسلامی صحبت می‌کند، هنوز هم فحش و دشنام به رقبای خود می‌دهد و با کسانی که در گذشته با آنها دشمن بودند، هنوز هم آنها را دشمن می‌داند و نگاهش به کشورهای همسایه نیز همین‌گونه است.

مژده ادامه داد: برای کسی که می‌خواهد در افغانستان کار سیاسی انجام دهد این راه درست نیست، وی تمایلات قومی و مذهبی خاصی را نشان می‌دهد که در کشوری همچون افغانستان که دارای اقوام متعددی هستیم این چنین رفتارها و موضع‌گیری‌ها به عقیده من خوب نیست اما امیدوارم که این ناشی از دوری وی از صحنه افغانستان بوده باشد و وقتی که بازگشت با توجه به شرایط مواضع خود را تعدیل کند.

**مصاحبه ویدئویی «وحید مژده» کارشناس مسائل افغانستان با تسنیم

وی تصریح کرد: با توجه به شرایط فعلی با این نوع طرز فکر و موضع‌گیری‌ها، مطمئن نیستم که حکمتیار بتواند کار بزرگی در افغانستان انجام دهد متاسفانه اکنون جاذبه وی نسبت به دافعه‌اش بسیار کمتر بوده که البته در گذشته نیز همین‌گونه بوده است.

این کارشناس مسائل سیاسی افغانستان تاکید کرد: به نظر من بدون خواست آمریکا این ممکن نبود که اشرف‌غنی با حکمتیار به توافق برسد، اول با آمریکا توافق شده بعد از آن با غنی توافق صورت گرفته است.

وی یادآور شد: این حرف که اشرف‌غنی مستقلانه تصمیم گرفته و کسی را که آمریکایی‌ها در فهرست سیاه خود قرار داده بودند و او را تروریست می‌دانستند به یک‌باره از فهرست سیاه حذف کنند، بدون خواست آمریکا غیرممکن است.

مژده گفت: این که آمریکایی‌ها برای افغانستان چه برنامه‌ای دارند و حکمتیار چه نقشی را در این بین ایفا خواهد کرد و یا این که حکمتیار درخواست خود را برای  خروج نیروهای خارجی تکرار کند و آمریکایی‌ها با این بهانه برای تغییر حکومت اقدام کنند مواردی است که هنوز در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و مشخص نیست.

وی افزود: به نظر من توافق با حکمتیار تصمیم اشرف‌غنی نبود، زیرا بعضی از داخل حکومت با بازگشت وی مخالفت بودند، اما سفیر آمریکا به آنها گفت که این تصمیم را ما گرفته‌ایم و شما حق مخالفت را با این تصمیم را ندارید.

این تحلیلگر مسائل سیاسی افغانستان در ارتباط با احتمال همسویی رئیس شاخه حزب اسلامی ارغندیوال خاطر نشان کرد: مشکل است که بتوان گفت ارغندیوال با حکمتیار همسو خواهد شد مگر این که یک سری تعدیلات در روش حکمتیار رخ دهد، متاسفانه این مشکل بسیاری از احزاب ما بوده که ساختار آنها خانوادگی و تباری است، پدر تلاش دارد که فرزند جانشین وی شود و این مشکلی است که به دیگر مشکلات در این ارتباط دامن می‌زند.

مژده ادامه داد: اگر یک روش دموکراتیک‌تری به وجود بیاید و انتخابات در داخل حزب اسلامی برگزار و به‌وسیله انتخابات کسانی بیایند و پست‌های حزب اسلامی را بگیرند، در این صورت فکر می‌کنم نه تنها ارغندیوال بلکه دیگران نیز تصمیم می‌گیرند که به شاخه حکمتیار حزب اسلامی بپیوندند اما  اگر کسی بیاید و بخواهد خواسته‌های فردی را بیان کند در این صورت نه ارغندیوال و نه دیگران این را پذیرا خواهند بود.

 

هیچ تعاملی بین روسیه و آمریکا در مورد افغانستان وجود ندارد

به گزارش خبرگزاری فارس، «ضمیر کابلوف» نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه در امور افغانستان در مصاحبه با روزنامه «ازویستیا» چاپ مسکو دیدگاه‌های خود در خصوص مذاکرات با طالبان و همکاری بین «مسکو» و «واشنگتن» در مورد افغانستان را مطرح کرد.

کابلوف با اشاره به تعاملات نزدیک مسکو و واشنگتن در اوایل سال 2000 در رابطه با افغانستان گفت: امروز هیچ نوع تعاملی بین روسیه و آمریکا در رابطه با دولت کابل وجود ندارد.

وی در خصوص احتمال از سرگیری همکاری‌های بین مسکو و واشنگتن افزود: در این رابطه باید ابتدا آمریکایی‌ها اقدام کنند زیرا نه روسیه بلکه آنان به صورت یک جانبه قطع همکاری کردند.

نماینده ویژه «ولادیمیر پوتین» گفت: روسیه به درخواست و پول آمریکا 63 فروند هلی‌کوپتر به افغانستان تحویل داده و بدون دخالت واشنگتن نیز به دولت «کابل» سلاح و مهمات عرضه کرده است.

وی تأکید کرد: روسیه همچنین کادر نظامی و غیر نظامی افغانستان را آموزش داده و در آینده نیز آموزش خواهد داد.

کابلوف در خصوص موضع دولت فعلی کابل در قبال واشنگتن، گفت: به نظر من رئیس جمهور فعلی افغانستان هنوز از آمریکایی‌ها خسته نشده و خواستار ادامه روابط با این کشور است.

وی در رابطه با گسترش روابط کابل و مسکو، تصریح کرد: متاسفانه هیچ گونه پیشرفتی در روابط 2 کشور وجود ندارد.

نماینده ویژه روسیه در امور افغانستان ادامه داد: هرچند «اشرف غنی» رئیس جمهور افغانستان از توسعه همکاری‌ها با روسیه صحبت می‌کند ولی فعلا به مرحله عمل نرسیده است.

وی با اشاره به اقدام تروریستی اخیر در «مزار شریف» که مسئولیت آن را طالبان بر عهده گرفتند، گفت: با توجه به این اقدام تروریستی گفت‌وگوی با طالبان لزوم بیشتری پیدا کرده که در بیانیه وزارت خارجه روسیه نیز به وضوح روی این نکته تأکید شده است.

نماینده ویژه پوتین در پایان اظهار داشت: متاسفانه تعداد تلفات این اقدامات تروریستی زیاد است و برای اینکه چنین اتفاقاتی نیافتد باید پشت میز مذاکرات نشست و روسیه آماده است از چنین مذاکرات میزبانی کند تا به جای جنگ در مورد صلح توافق حاصل شود.

 

حمله طالبان به سپاه 209 شاهین و گسترش تروریسم در آسیای میانه

بصيرت : حوالی ظهر روز جمعه، اول اردیبهشت‌ماه سال‌جاری، گروهی از شبه‌نظامیان طالبان به پادگان 209 شاهین در ولایت بلخ، حمله کردند و بیش از 150 سرباز را در مسجد و غذاخوری این پادگان کشته و نزدیک به 170 نظامی دیگر را مجروح کردند. پادگان 209 شاهین در ولسوالی «دهدادی» در ولایت بلخ، زمانی رخ داد که به گفته مقامات، نظامیان در حال خارج شدن از مسجد بودند. گفته می‌شود علاوه بر انفجار در مسجد، زد و خورد میان نیروهای امنیتی و طالبان در درون پادگان رخ داده و تا چند ساعت صدای شلیک از این منطقه شنیده می‌شد.

حمله از سوی ده طالب به همراه سه مهاجم انتحاری که ملبس به لباس‌های ارتش و سوار بر دو گشتی ارتش بودند، انجام شد. به گفته منابع محلی در بلخ، یکی از افراد انتحاری مواد منفحره‌اش را در بیرون از مسجد، انتحاری دوم در داخل مسجد و سپس انتحاری سوم در سالن غذاخوری، مواد انفجاری خود را منفجر کردند. گفته می‌شود یک نفر از طالبان، تعداد زیادی از سربازان را به داخل غذاخوری هدایت و سپس با بستن درِ غذاخوری، سربازان را به گلوله بسته است. در زمان حمله مهاجمان به سربازان، اکثر نظامیان، غیرمسلح بودند. گروه طالبان مسئولیت این حمله را پذیرفته و «ذبیح الله مجاهد» یکی از سخنگویان این گروه مدعی شده که این حمله به تلافی کشته شدن شماری از فرماندهان طالبان در عملیات ارتش در ولایت‌های «بغلان» و «قندوز» صورت گرفته و تلفاتی سنگین به نیروهای امنیتی افغانستان وارد کرده است. 
شماری از سربازانی که در این حملۀ تروریستی زخمی شده‌اند، می‌گویند که همدستی از داخل پادگان موجب شد تا حمله کنندگان، با عبور از چندین ایست و بازرسی و موانع، به راحتی خودشان را به مرکز این پادگان برسانند. به ادعای طالبان، چهار تن از مهاجمان پیشتر در اردوی سپاه 209 شاهین خدمت کرده بودند و از نقشه آن آگاه بودند.
به دنبال این حادثه تروریستی، دولت افغانستان روز یکشنبه را در این کشور عزای عمومی اعلام کرد و اشرف‌ غنی شخصا از مجروحین این حادثه عیادت کرد. به گزارش خبرگزاری صدای افغان، تاکنون،24 جسد به بدخشان،33 جسد به تخار، 77 جسد به قندوز، 55 جسد به پکتیا، 24 جسد به بغلان، 18 جسد به وردک، 22 جسد به ننگرهار،2 جسد به جوزجان و به کابل 1 جسد انتقال داده شده است. حمله به اردوی 209 شاهین در بلخ یکی از مرگبارترین جنایت تروریستی در افغانستان بوده که موج گسترده‌ای از انتقادها به مقام‌های امنیتی را در میان شهروندان کشور به دنبال داشته است.
 طالبان مسلح هم‌چنین صبح روز دوشنبه، 4 اردیبهشت نیز به یک اردوی امنیتی در مسیر راه ولسوالی‌های درقد و خواجه بهاوالدین در تخار حمله کرد‌ه‌اند. به گزارش تلویزیون یک، این حمله به اردویی به نام "چرسی‌ها" صورت گرفته و درگیری‌ها همچنان تداوم دارد. تاکنون تلفات این درگیری روشن نشده است.

واکنش‌های داخلی به این حمله 
این حمله از سوی مقامات سیاسی از جمله اشرف‌غنی رئیس جمهور، دکتر عبدالله رئیس اجرایی، عطامحمد نور والی بلخ، حامد کرزی رئیس جمهور پیشین، نمایندگان مجلس و سناتورها و سایر رهبران احزاب، سیاسیون و شخصیت‌های قومی – مذهبی در درون افغانستان محکوم شد.
محمد اشرف غنی در نشستی با فرماندهان نظامی در مزار شریف شرکت کرد و گفت که چگونگی وقوع این رویداد باید به صورت همه‌جانبه بررسی شود. وی همچنین با صدور فرمانی روز یکشنبه را در کشور عزای عمومی اعلام کرد و از نمایندگی‌های سیاسی افغانستان در سراسر جهان خواست که پرچم های کشور را نیمه افراشته درآورند. اشرف غنی، ضمن سفر به بلخ و دیدار با مجروحین حادثه بلخ، از ضرورت بسیج مردمی سخن گفت و اعلام کرد که «باید همه علیه جنایات تروریستان بسیج شوند، زیرا این درد مشترک همۀ مردم می‌باشد و ارادۀ ما در مبارزه با تروریزم و دشمنان افغانستان تغییر نمی‌کند.»

ارگ ریاست جمهوری افغانستان نیز اعلام کرد که طالبان بدون همکاری شبکه‌های دولت‌های خارجی، توانایی سازمان‌دهی حملات تروریستی را ندارند. شاه‌حسین مرتضوی، سرپرست دفتر سخنگویی اشرف‌غنی افزود: بررسی‌ها برای واضح‌شدن جوانب پنهان حمله بر پایگاه قول اردوی 209 شاهین آغاز شده است. به گفته مرتضوی، در سازمان‌دهی این گونه حمله‌ها شبکه‌های خارجی با طالبان همکاری می‌کنند و در حال حاضر افغانستان به میدان جنگ جهانی تبدیل شده است. به گفته او رهبری حکومت و نیروهای امنیتی از اراده‌‌ای جدی برای سرکوب هراس‌افگنان برخورداراند.
دیگر مقامات افغان، همچون دکتر عبدالله و و الی بلخ نیز پیام هایی صادر کردند، اما در این میان سخنان عبدالرشید دوستم معاون اول ریاست جمهوری افغانستان، قابل توجه است. وی در عنوان کرد: «من قویاً باور دارم که دشمنان ما در هر لباسی که هستند قوی و نیرومند نیستند، بل رهبری و مدیریت در نهادهای امنیتی و دفاعی ما گرفتار ضعف و سستی است و از این سبب است که این نیروها در میادین جنگ و جاهای دیگر در دام این گونه توطئه‌ها و دسایس سازمان یافته می‌افتند و تلفاتی را به ببار می‌آورد که جبران ناپذیر می‌باشد و این‌گونه رخدادها می‌تواند بر انگیزۀ جنگیدن نیروهای ما تأثیرات ناگواری را وارد کند.» ژنرال دوستم هشدار داد که جنبش ملی ضمن محکوم کردن این حمله، بزودی در مورد اوضاع جاری کشور اعلام موضع خواهد کرد.
اغلب احزاب و جریان‌های سیاسی، نمایندگان مجلس و سناتورها، شخصیت‌های علمی و مذهبی، طی پیام‌هایی، جنایت طالبان در اردوی 209 شاهین را به شدت محکوم کردند.
نمایندگان مردم در مجلس نیز ضمن محکوم کردن این حمله هولناک، می‌گویند، تنها خواسته مردم از حکومت تامین امنیت است و حکومت در برقراری امنیت حتی در بخش‌های نظامی، سخت ناتوان است و باید رویکرد امنیتی تغییر کند. مجلس سنای افغانستان نیز در واکنش به این حمله، خواستار تشکیل اجماع ملی برای برون رفت از وضعیت کنونی کشور شد و اعلام کرد: حکومت باید برای انتقام گیری از طالبان، زندانیان این گروه را به صورت دسته جمعی اعدام کند. اعضای مجلس سنا، همچنین بر اصلاحات در صفوف نیروهای امنیتی، بازنگری برنامه‌های امنیتی و شناسایی ستون پنجمی‌ها تاکید کردند. در همین حال برخی نمایندگان مجلس نیز «حامد کرزی» رییس جمهوری پیشین را به دلیل آنچه که اظهارات حمایت آمیز وی از طالبان و معرفی آنان به عنوان یک گروه سیاسی خواندند، عامل ریختن خون سربازان ارتش دانستند.
گفتنی است جمهوری اسلامی ایران و سایر کشورهای منطقه نیز، حمله تروریستی به پادگان مزارشریف را محکوم کردند. «علی شمخانی» نماینده مقام معظم رهبری و دبیر شورایعالی امنیت ملی ایران در تماس تلفنی با «محمد حنیف اتمر» همتای افغانستانی خود، ضمن محکوم کردن حمله طالبان، کشته شدن تعداد زیادی از سربازان شجاع این کشور را به ملت و دولت افغانستان تسلیت گفت.

تحلیل رویداد
حادثه جمعه گذشته که هنگام ادای نماز جمعه در مسجد انجام شد، هویت اصلی گروه طالبان را نشان داد. طالبان نه به ارزش های انسانی احترام می گذارند و نه به ارزش های اسلامی. آن ها یک گروه مزدور و سرسپرده اند که در جهت ابزار اعمال برنامه های امریکایی ها تلاش می کنند.

نکته مهم اما این که غیر از طالبان، در شمال افغانستان، گروهای مختلف تروریستی منطقه ای از جمله ازبک ها، چچن ها و ایغورها و همچنین گروه های تروریستی بین المللی مانند داعش نیز حضور دارند. اهداف اصلی این گروه ها  با حمایت غربی ها، ایجاد پایگاه در شمال افغانستان برای رسیدن به آسیای مرکزی هستند. طالبان در رقابت با این گروه ها با از دست دادن فرماندهان و والیان خودخوانده خود در قندوز و بغلان، خواستند تا با این حمله، از یک سو به جنگجویان خود روحیه داده و از سوی دیگر موجودیت شان را در شمال اعلام کنند.

در همین راستا، ضعف نهادهای امنیتی و عدم هماهنگی در جلوگیری از حوادثی نظیر حمله به پادگانی در بلخ یا حمله به بیمارستان نظامی در کابل و حملات مشایه در شهرهای دیگر مشهود است. همین عدم  هماهنگی در میان نیروهای امنیت ملی، پلیس و ... باعث نفوذ طالبان در میان این نیروها می شود.  به گفته محمد اکرم اندیشمند، هدف استراتژیک طالبان در این حمله درهم شکستن روحیه نیروهای ارتش ملی افغانستان، در جهت امتناع جوانان از رفتن به ارتش ملی و نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان است. به گفته وی، شکستن این روحیه، دولت را با کمبود جدی نیروی انسانی و سرباز برای جنگ روبرو می سازد و زمینه برای طالبان بیشتر مساعد می شود. قابل ذکر است که چندی پیش حامد کرزی گفته بود که طالبان نیمی از قلمرو افغانستان را در اختیار دارد و یک گروه سیاسی است و کشورهای خارجی حق دارند با این گروه رابطه برقرار کنند، اما او به دنبال حمله اخیر، تغییر موضع داد و طالبان و هر گروه دیگر را که دست به کشتار نیروهای امنیتی و مردم افغانستان می زند، تروریست خطاب کرد. 

پیامدهای حمله طالبان

بدون شک حادثه تلخ تروریستی علیه سربازان افغانستان، دارای ابعاد و پیامدهای متعددی است. طالبان هر چند این عملیات جنایت آمیز را که موجب کشته و زخمی شدن بیش از 300 سرباز افغانستان شد، برعهده گرفت، اما واقعیت این است که بدون همکاری و حمایت برخی از بازیگران موثر در داخل و خارج امکان پذیر نبود. شاید نفوذ طالبان، ابتدایی ترین تحلیل و دلیل این حمله تروریستی باشد، اما واقعیت این است که راهبرد امریکا و ناتو، نفوذ و گسترش تروریسم در آسیای مرکزی و ایران است. همچنان که عتیق‌الله بریالی یکی از کارشناسان نظامی افغانستان به درستی تحلیل می کند که حمله تروریستی به پادگان لشکر ٢٠٩ شاهین در ولایت بلخ، مقدمه‌ و آغاز برنامه‌های جنگی طالبان در شمال افغانستان است که با حمایت برخی از کشورهای منطقه و امریکایی ها صورت می گیرد. به گفته بریالی در سال جاری، طالبان به دنبال اشغال مناطق مهم در جوار مرزهای آسیای مرکزی و ایران می‌باشند، تا خود را به آنها متصل کنند. با توجه به این مساله، ابتدا به دیدگاه برخی از بازیگران داخلی و خارجی اشاره می شود که ما را در درک تحولات افغانستان یاری خواهد کرد: 

 شاید در یک نگاه قالبی مهمترین عامل این حمله را حمایت آی.اس.آی پاکستان از طالبان عنوان کنند؛ موضوعی که دولت وحدت ملی به آن باور دارد. اشرف غنی پس از ناامید شدن از سیاست های اسلام آباد در حمایت از طالبان، همانند حامد کرزی، انگشت اتهام را به سمت پاکستان نشانه رفت و گفت تروریسم در آن سوی مرزهای افغانستان آموزش و تجهیز و سپس به افغانستان انتقال داده می شود. دولت وحدت ملی کابل بر این دیدگاه تاکید دارد که حمایت و پشتیبانی همه جانبه طالبان توسط پاکستان صورت می گیرد، چرا که به دنبال تحمیل معاهده دیورند بر افغانستان بوده و به همین جهت از گروه های شبه نظامی طالبان حمایت تام می کند تا امنیت تنها موضوع و دغدغه کابل باشد، طوری که دیورند تحت تاثیر این مساله قرار بگیرد. 
با توجه به این دیدگاه بود که لطیف الله پدرام یکی از رهبران حزب دموکراتیک افغانستان و نماینده مجلس، اعلام کرد که اگر به دنبال امنیت و ثبات در کشور هستیم، باید خط مرزی دیورند را به رسمیت بشناسیم. موضوعی که موجب شد تا برخی از نمایندگان پشتون و حتی سران قومی، آقای پدرام را خائن و وطن فروش خطاب کنند. در هر حال نمی توان ارتباط بین ناامنی در افغانستان، طالبان و خط مرزی دیورند را نادیده گرفت.
از دید حامد کرزی اما، که به دنبال ایفای نقش اپوزیسیون و حفظ و ارتقاء جایگاه خویش است، در حادثه بلخ مثل بیشتر حوادث دیگر باید یقه امریکایی ها را گرفت. کرزی که همیشه طالبان را برادر و یک گروه سیاسی خطالب می کرد، پس از حادثه تروریستی در بلخ اعلام کرد که دیگر به طالبان برادر نخواهد گفت و به نوعی حمله اخیر طالبان را تروریستی خواند و محکوم کرد. نکته مهم این موضع گیری این بود که کرزی امریکا را حامی طالبان و باعث حوادث تروریستی در افغانستان می داند. این که چنین اظهاراتی تا چه حد صادقانه است، باید به عملکرد سیاسی و پیشینه بازیگری کرزی مراجعه کرد. به نظر می رسد بخشی از اظهارات کرزی برای امتیازگیری و تقویت جایگاه رهبری سیاسی خود صورت می گیرد و تحولات آینده افغانستان صحت و سقم این اظهارات را مشخص خواهد کرد.

امریکایی ها اما علیرغم محکوم کردن حمله انتحاری در بلخ، طالبان را عامل ناامنی ها در افغانستان می دانند و برای توجیه تداوم اشغال این کشور، به شدت از چنین حملاتی استقبال می کنند. هدف آمریکایی ها چند شاخه و پیچیده است. بسیط و مرکب بودن سیاست امریکا موجب شده تا هر یک از بازیگران از دید خود به موضوع نگاه کنند که در عین درست بودن تحلیل شان، نتوانند همه واقعیت ها را درک کنند.

امریکایی ها طبق سند شورای اطلاعاتی، می خواهند پاکستان و افغانستان چنان تضعیف و دچار اختلاف شوند که به چند کشور مجزا تجزیه شوند. امریکا در عین این که به ظاهر در افغانستان برای امنیت این کشور تلاش می کند، به طور غیرمستقیم در پاکستان از افراط گرایی و تروریسم حمایت می کند. دستگاه های جاسوسی_ اطلاعاتی امریکا اساسا در ایجاد القاعده، طالبان و داعش نقش اساسی داشته است. آنها برای تخریب روابط کشورهای مسلمان و سیطره و گسترش هژمونی شان در منطقه، همچنان به گروه های تروریستی نیازمندند و به نوعی تروریسم و داعش و طالبان، ابزار راهبردی غربی ها برای رسیدن به اهداف شوم شان هست.
 بنابراین امریکا ضمن فریب افغانستان در ایجاد امنیت، بشدت از تداوم تروریسم و ناامنی ها حمایت می کند. برنامه بعدی آنان، انتقال داعشیسم و طالبانیسم به آسیای مرکزی است، این در حالی است که اشرف غنی فرد بسیار خوشبین به امریکا، باور دارد که ایالات متحده به افغانستان امنیت خواهد آورد و در هیمن حال برخی از نمایندگان مجلس افغانستان نیز از سیاست های امریکا حمایت می کنند.

 دقیقا پس از قضیه بمب مادر در ننگرهار و محکوم کردن این اقدام از سوی کرزی، بیشتر نمایندگان مجلس وی را سرزنش کردند و گمان کردند این حمله به مخفیگاه داعش بوده است، در حالی که اساسا داعش در اچین ننگرهار با حمایت امریکایی ها سازمان گرفت و پس از آموزش و تجهیز نظامی، از طریق بالگردها به مناطق شمال افغانستان انتقال داده شدند.

مثال دیگر در خصوص عدم درک صحیح را باید به دولت تاجیکستان اختصاص داد که با اتهام زنی به بدنه حزب نهضت اسلامی تنها حزب قانونی تاجیکستان و آسیای مرکزی، عملا زمینه را برای گسترش اسلام گرایی افراطی فراهم کرده است. اقدامات دوشنبه در خصوص منع حجاب و ایجاد محدودیت در رفتن به مسجد و یا ریش تراشیدن و... موضوعی نیست که موجب ایجاد اختلاف بین اسلام گرایان و حکومت نشود. بدون شک امریکا به همراه متحدان منطقه ای خود از جمله عربستان سعودی برای تاجیکستان و انتقال افراط گرایی و تروریسم در منطقه برنامه دارند و مبلغان وهابی بیش از گذشته به تبلیغ وهابیگری خواهند پرداخت که مجال ادامه بحث نیست.
پاکستان نیز با وجود شناخت نسبی از سیاست های امریکایی ها در منطقه برای رسیدن به اهداف خود از جمله به رسمیت شناخته شدن خط دیورند و نیز داشتن عمق استراتژیک در برابر تهدیدات احتمالی هند، به نوعی به افغانستان ناامن و ضعیف شده نیازمند است و به همین جهت نیز با بازی دوگانه خود هم با طالبان پاکستان و سایر گروه های مخالف دولت می جنگد و هم از طالبان افغانستان و گروه های افراط گرای همسو حمایت می کند. بدون شک بخشی از مجری سیاست های امریکا در انتقال تروریسم به آسیای مرکزی، مناطق قبایلی پاکستانند. 
 اکنون تروریسم و طالبان و داعش به مساله بزرگی تبدیل شده است که کشورهایی نظیر روسیه و حتی چین، برای در اماندن از داعش، حاضر به مذاکره با طالبان و سیاسی خواندن این گروه تروریستی هستند. البته  طالبان نه تنها گروه مستقل و یکدست نیستند، بلکه در حال حاضر به چندین شاخه و گروه منشعب شده اند که هر یک توسط یکی از بازیگران به خدمت گرفته شده یا مورد بهره برداری قرار می گیرند. به همین جهت روس ها و برخی دیگر، از این هراس دارند که از بدنه ناراضی طالبان برای گسترش داعش یارگیری کنند، به ویژه که برخی برای متهم نشدن به حمایت از طالبان، خواهان نفوذ داعش در منطقه هستند، البته داعشی که عمدتا همان شبه نظامیان طالبان، اویغوری ها، ازبک و تاجیکی و چچنی هستند.
سخن پایانی
بنابر همه این مباحث، نمی توان به سادگی حادثه تلخ بلخ را تنها منسوب به طالبان دانست و نقش عوامل داخلی، رقابت های سیاسی و جناحی در داخل و نقش عوامل خارجی بویژه امریکایی ها و حامیان منطقه ای اش در بروز این حوادث تاثیر مستقیمی دارد. بدون شک روس ها و چینی ها نیز برای درامان ماندن از تروریسم و داعش، با سیاست های امریکا و غرب مخالفت خواهند کرد و در این وضعیت، باید رویکرد منطقه ای در مبارزه با داعش و طالبان مدنظر بازیگرانی چون روسیه، چین و ایران قرار گیرد، به وی ژه این که حضور طولانی مدت امریکا در افغانستان نه تنها به برقراری امنیت منجر نشده، بلکه بر دامنه و جغرافیای تروریسم افزوده است. از سوی دیگر می توان گفت با تشکیل دولت وحدت ملی، به تدریج دستاوردهای دولت پیشین نیز از دست رفته است. در زمان حکومت کرزی جنگ تنها در جنوب افغانستان و منطق پشتون نشین جریان داشت، اما اکنون درگیری ها به شمال افغانستان که تا سال 1393 امن بود، کشیده شده است. 
از اینجا باید گفت آمریکا بازی چندگانه ای را در منطقه و از جمله در افغانستان دنبال می کند، یعنی این که آمریکا از یک سو توانسته است ضمن ارتباط با سران دو جناح دولت وحدت ملی، بنوعی هر دو جناح را درگیر سیاست های خود کند. اگر از دکتر عبدالله هم پرسیده شود، نگاه شما به امریکا چیست؟ به احتمال زیاد خواهد گفت که امریکا حامی دولت و مخالف نفوذ داعش است. در حالی که امریکا با سیاست های دوگانه خود توسط سفارت و وزارت خارجه و سایر نهادهای اطلاعاتی و جاسوس، همه را فریب می دهد. اساسا امریکا برای ایجاد امنیت افغانستان و مبارزه با تروریسم به منطقه لشکرکشی نکرده و اتفاقا برای ترویج و انتشار تروریسم در منطقه اقدام می کند. وقتی گفته می شود برخی از بازیگران منطقه ای و بازیگران داخلی افغانستان درک درستی از سیاست های امریکا ندارند، به این دلیل است که همه به نوعی دانسته یا ندانسته در زمین امریکا بازی می کنند. بنابراین حوادث تروریستی نظیر حمله طالبان به پادگانی در شمال افغانستان، بدون تاثیرگذاری امریکا و حامیان منطقه ای طالبان صورت نگرفته است.
 در این میان بخش هایی از دولت کنونی افغانستان در شکل گیری حادثه اخیر نیز تأثیرگذار بودند. هم امریکا و هم جناح اشرف غنی، یک هدف عمده مشترک دارند و آن انتقال جغرافیای تروریسم به شمال افغانستان که مدت ها منطقه امن این کشور بوده است. هدف اشرف غنی، تخریب چهره قدرتمند ژنرال محمد عطانور است. وی با کمک سفارت های غربی کاری کرده است که نه تنها بین جبهه متحد شمال سابق، اختلاف و درگیری پیش آمده است، بلکه در درون جبهه ملی نیز اختلافات وجود دارد. همچنین در درون جنبش اسلامی ژنرال دوستم و در درون حزب جمعیت اسلامی افغانستان، اختلافات بالا گرفته است. 
در نهایت باید گفت این که طالبان می تواند قندوز را تصرف کند یا به آسانی وارد دومین پادگان بزرگ افغانستان شوند و بیش از 300 سرباز غیرمسلح را در حال نماز شهید کنند، بدون دست های پشت پرده و دخالت امریکا و متحدان منطقه ای اش صورت نمی گیرد. امریکا خواهان ثبات و امنیت افغانستان نیست و به همین جهت در آستانه نشست مسکو  در خصوص افغانستان دست به پرتاب مادر بمب در ننگرهار کرد که البته اهدافش مشکوک است. حمله طالبان در بلخ بدون شک زوایای پنهانی دارد که به مرور زمان مشخص خواهد شد و نمی توان در این مجال به همه مباحث پرداخت. 
سخن نهایی این که سیاسی خواندن طالبان افغانستان اشتباه بزرگی است که از برادر خواندن طالبان و مخالف سیاسی خواندن آنان شروع شد و اکنون به جایی رسیده است که طالبان بیش از گذشته خود را بر حق و مشروع می دانند، اما این حمله اخیر طالبان نشان داد که نباید در مواجهه با افراط گرایی در هر شکل آن و توسط هر گروهی، اغماض کرد.

 

بازگشت حکمتیار یک شکست است

به گزارش خبرگزاری فارس، بر اساس آخرین گزارش‌های رسانه‌های افغانستان، قرار بود رهبر حزب اسلامی این هفته  در «جلال آباد» و در جمع مردم حضور پیدا کند.

این در حالی است که حامیان حزب اسلامی حکمتیار ديروز از سایر ولایت‌های افغانستان در شهر کابل گرد هم آمده‌اند شهر را با بیلبوردهای خوش آمدگویی از گلبدین حکمتیار تزئین کردند.

یک منبع حزب اسلامی گزارش داده بود که حکمتیار پس از ورود به کابل قرار است در ورزشگاه «غازی» شهر کابل به سخنرانی در بین هوادارانش بپردازد.

همچنین گفته می‌شود که به منظور اسکان حکمتیار در کابل حکومت افغانستان سه محل را برای وی در این شهر اختصاص داده است که یکی از این اقامتگاه‌ها در نزدیکی اقامتگاه اشرف غنی در «دارلامان» قرار دارد.

«ملک ستیز» کارشناس مسائل سیاسی افغانستان طی یادداشتی در صفحه فیس‌بوک خود به موضوع بازگشت حکمتیار به افغانستان پرداخته است.

ستیز نوشت: منطق زمان با برگشت حکمتیار از بازماندگان دکترین برژینسکی در افغانستان سازگار نیست.حکمتیار دیگر یک ایدئولوگ نیست. ایدئولوژی وی‌ را طالبان در سال‌های 90 ربودند و حکمتیار از داشتن فکر برای افغانستان تهی شد.

از این‌رو جایگاه فکری‌اش در جامعه افغانستان فرسوده و تکراری است. «زنان چادر بپوشند و مردان ریش گذارند» نمی‌تواند یک فکر سیاسی در جامعه امروز ما باشد. حزب اسلامی به عنوان یک حزب سازمانی از هم گسیخته است و به شاخه‌های یاغی تبدیل شده که از منطقه تاثیر حکمتیار گریخته‌اند.

نسل جوان این حزب به‌کلی ناشناخته هستند. اگر این حزب را با حریف‌های دیرینه‌اش به‌سان جمعیت اسلامی، وحدت اسلامی و اتحاد اسلامی مقایسه کنیم، نسل جوان این گروه‌ها با گرایش‌های تازه رو آورده اند و به نقد باورمندتر هستند. در حالی‌که نسل جوان حزب اسلامی به‌سان رهبرش کهنه‌اندیشانه و خیلی آهسته می‌جنبد.

مهره‌های اساسی حزب اسلامی، قدرت‌مدار شده‌اند تا شخصیت محور. آن‌ها به منابع سیاسی قدرت چشم دوخته‌اند و در کنار و به دور ارگ و سایر گروه‌های فعال سیاسی می‌چرخند تا حاشیه رهبر فرسوده خود. آن‌ها به دسپلین و قدرت رهبری حکمت‌یار کم‌باور شده‌اند.

مردم اعتماد خود را نسبت به شعار «جهادیزم» که برگرفته از تاکتیک‌های دوران جنگ سرد است از دست داده‌اند. از سوی دیگر این روش را جهادیان داعش و طالب به بدنام‌ترین تاکتیک در جهان تبدیل کرده اند. این اصل مشروعیت حضور حکمت‌یار را در برگشت به صفر ضرب می‌زند.

بازیگران اصلی جامعه‌ جهانی، آمریکا، اروپا و روسیه از حکمتیار دل خوشی ندارند. از این‌رو به او به عنوان شخصیت آینده‌ساز نگاه نخواهند کرد. جامعه افغانستان که سخت وابسته به جامعه جهانی است به فعالیت‌های حکمت‌یار جواب نخواهد داد و وی به عنوان سیاست‌مدار منزوی و منفعل حفظ خواهد شد.

پاکستان، ایران و هند نیز حکمتیار را مهره به‌دردخور نمی‌پندارند. گسست رابطه با ایران، هماهنگی آتشین پاکستان با طالبان و نفرت هند از اسلامیسم سیاسی این شانس را از حکمتیار ربوده است. حکمتیار بدون اسلام سیاسی که فلسفه سیاسی او را می‌سازد، سقوط خواهد کرد.

نبود 6 مولفه بالایی قدرت مانور را از حکمتیار گرفته و برگشت وی هیچ تاثیر بر وضعیت سیاسی و امنیتی افغانستان به‌بار نخواهد آورد.

به باور من برگشت حکمتیار را باید یک «شکست» تلقی کرد. من با این تحلیلم همیشه با رهبران و سخن‌گویان حزب اسلامی مشکل داشته‌ام.

آن‌ها در بحث‌هایی‌که در رسانه‌ها داشته‌ایم می‌پندارند که با برگشت «رهبر» میلیون‌ها شهروند به‌ جاده‌ها می‌ریزند، امنیت تحکیم می‌شود و برنده انتخابات می‌شوند. اما من با ‌این ادعا به‌شدت مشکوک هستیم.

 

رد پای آمریکا در تاجیکستان؛ سیاست نفوذ در آسیای میانه

واشنگتن سیاست‌های خارجی جدید خود را آغاز کرده تا حضور در مناطق مختلف جهان را فعال نشان دهد و به نظر می‌رسد بخشی از این سیاست‌ها در تاجیکستان یعنی نزدیکی مرزهای روسیه برای شروع نبردی استراتژیک یا تاکتیکی است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، حضور ایالات متحده آمریکا در حیاط خلوت روسیه یعنی آسیای مرکزی و قفقاز همواره به عنوان تهدیدی برای مسکو محسوب می‌شده است. در اصل، یکی از مؤلفه‌های موازنه نرم روسیه و چین علیه واشنگتن برای شکستن هژمونی آمریکا، خارج کردن نیروهای نظامی و عدم حضور این کشور در مناطق نزدیک به روسیه و چین است.

پس از حادثه 11 سپتامبر مسکو و پکن از حضور آمریکا برای مقابله با تروریسم در افغانستان خشنود بودند، اما ادامه آن را به ضرر منافع خود می‌دیدند. در اینجاست که افزایش مشارکت روسیه و چین با کشورهای منطقه آسیای میانه برای نابودی تروریسم و جلوگیری از اشاعه آن اهمیت پیدا می‌کند.

سازمان همکاری شانگهای و افزایش اقدامات آن در دهه اخیر نمونه بارز این تلاش‌ها است. چراکه حضور و نفوذ آمریکا در این منطقه تهدید بزرگی برای مسکو محسوب می‌شود و در صورت تکمیل، یک نوع پیروزی استراتژیک را برای واشنگتن رقم خواهد زد.

بنابراین کنترل کشورهای آسیای میانه و ضرورت جلب اعتماد آنها برای عدم مراجعه به قدرت دیگر سرلوحه سیاست‌های منطقه‌ای فدراسیون روسیه است. در صورت حضور آمریکا در منطقه آسیای مرکزی به یقین اهرم فشاری علیه مسکو به وجود می‌آید که قدرت چانه‌زنی واشنگتن را افزایش خواهد داد.

علاوه بر آن، چین هم تمایلی به حضور آمریکا در این منطقه ندارد، پکن در حمله ایالات متحده به افغانستان حاضر به عبور نیروهای نظامی آمریکا از کشور خود نشد و در برابر آن مقاومت می‌کرد.

با این حال شواهد نشان می‌دهد که آمریکا سیاست‌های جدیدی را برای حضور خود در آسیای میانه در نظر گرفته است. بر اساس گزارش آژانس ملی اطلاعات تاجیکستان (خاور)، امامعلی رحمان، رئیس جمهوری تاجیکستان در ملاقات با ژنرال جوزف وتیل، رئیس فرماندهی مرکزی آمریکا، شرایط و دورنمای مناسبات دوشنبه و واشنگتن در عرصه‌های نظامی برای تامین امنیت و ثبات منطقه آسیای میانه را بررسی کردند.

گفته می‌شود که در این دیدار بر تقویت برنامه‌های حمایت مالی بین‌المللی، مبارزه با تروریسم و قاچاق مواد مخدر تاکید شده است.

ژنرال جوزف وتیل در اوایل سال جاری میلادی طی یک نشست خبری در رابطه با مسائل سوریه گفته بود که "من برای حفظ حرکت پیشروانه بسیار نگران هستم و در سوریه برای مقابله با داعش نیاز به نیروهای بیشتر آمریکایی داریم، ما باید نیروهای خود را بیشتر کنیم و این یک گزینه است".

با این حال به نظر می‌رسد که آمریکایی‌ها سیاست‌های جدیدی را برای حضور بیشتر خود در منطقه آسیای میانه اتخاذ کرده‌‌اند. سیاست‌هایی که اوج خود را با انفجار "مادر بمب‌ها" در افغانستان نشان داد. سفرهای ماتیس، وزیر دفاع آمریکا به کشورهای خاورمیانه و مناطق مناقشه برانگیز جهان نشان از این وضعیت دارد که "واشنگتن به دنبال ثابت کردن موضع فعال خود در برابر مسائل و نقاط راهبردی جهان است".

البته توجه کاخ سفید و دولت جدید آمریکا به این نقطه محدود نمی‌شود؛ شاید خبر پیام تبریک ترامپ به رئیس جمهور تاجیکستان در اواخر سال 95 که به مناسبت سالگرد روابط دوشنبه و واشنگتن منتشر شده بود، جلوه‌هایی از برنامه آمریکا برای حضور بیشتر در آسیای میانه بود.

بر اساس گزارش آژانس ملی اطلاعات تاجیکستان در این پیام تبریک آمده است: «من به شما و تمام مردم تاجیکستان 25-مین سالگرد استقلال دولتی را تبریک می‌گویم. ایالات متحده آمریکا از استقلال و یکپارچگی تاجیکستان و کشورهای همسایه آن و نیز از تلاش‌های تاجیکستان برای شکوفایی و اتحاد آسیای مرکزی حمایت می‌کند. در آغاز ماموریتم امیدوارم که احترام متقابل بین دو کشور و صداقت در پیشبرد اهداف مشترک در زمینه امنیت و ثبات منطقه‌ای ادامه‌ یابد».

در ادامه باید دید که برنامه واشنگتن برای حضور و نفوذ در منطقه چیست و این آغاز رویکرد جدید که در مقطعی به ظاهر مسکوت مانده با چه پایانی روبرو می‌شود؟ این ماجرا را نمی‌شود به تغییر جدید در سیاست خارجی واشنگتن تعبیر کرد، زیرا این سیاست بسیار تکرار شده و کهنگی آن از ساختار داخلی کاخ سفید خود را نمایان می‌کند فقط کهنه‌سازی رؤسای جمهور آمریکا کمی طول می‌کشد!

 

 

 


Copyright ©ariaye 2002_2017
استفاده از مطالب آريايی با ذکر ماخذ آزاد است

بالا
آرشيف * صفحة دری
بازگشت