قاسم خدري : تبصره اي بر فرمايشات "قبيله محوري" روستار تره كی
فریدجاغوری : رهبران محـــــــــترم نهضت ما و مردم را نا امید نکنید

توردیقل میمنگی
   طرح تجزیۀ افغانستان از تئوری تا عمل


لطف الله راشد
آیاامریکاازافغانستان خارج میشود؟


عبدالرووف لېوال حسين خيل
مرز بین دوستان ودشمنان ما مشخص است


بصیردهزاد
تجارب سیاسی - سازمانی و شیوه برخورد با معضلات مقطعی


عبدالحلیم معرفت الماس
آیا دولت امریکا درپالیسی خروج از افغانستان مرتکب خطانیست؟


خوشه چين
جنبش«عیاران»  گزینۀ یگانه


م. نبی هيكل
در حاشیه ی انتخابات مجلس نمایندگان


محمدعوض نبی زاده
افغانستا ن یکی ازممالک اقلیتهای قومی درجهان قسمت دوم  


هدایت حبیب
مار های درونِ آستینِ " نهضت " را که مانعِ وحدت اند باید بیرون راند _ قسمت سوم


دکتورامان الله زیوری
پاکستان در کام غضب های زمینی و آسمانی


سيدعظيم
پيرامون رهبر اسماعيليان


عبدالباری جهانی
نگاهی به انتقاد دشمنانۀ سیاه سنگ


ظهیر برلاس
دلِ بیمار


جمعه خان عابد
چند سروده نغز و دلنشين


 قادرمرادی
اژدهایی در آینه


فضل الرحیم رحیم
او واسکتی ها


محمدبشیربغلانی
غوغای تجزیۀ افغانستان  طوفان وتراژدی می آفریند


پوهنیار بشیر مومن
اعراب بیابانگرد یا «روشنفکران» سازمانگرد


  محمدامین فروتن
مکثی بر پرامتر های صلح  و گفتمان مصالحه با مخالفین مسلح


عزیزآریانفر
گام های گمشده در سمفونی گوشخراش بحران خونبار افغانستان


ایمل عشرتی امرخیل
د بشر حقوق یعنی څه ؟


درمحمد رادمرد
آنانکه میخرد ارزان نیز میفروشد


یحی منگل
کمیسیون مستقل انتخابات پاسخگو است


مهرالدین مشید
برای آشتی دهی شناخت علمی و شناخت باطنی “الگوی زبانی نیاز” است بخش دوم 


دستگیر نایل
تجارت هیرویین،و حکومت مجاهدان


داکتر خلیل وداد
ترجمهء یک سلسله اسناد اشد محرم کمیته مرکزی ح.ک.ا.ش. سابق


فضل الرحمن فاضل یار
نقش اطلاعات در دیپلوماسی نوین


عبدالحمید بیتا
نامه به ســـــیاه ســنگ و جهـــانی


فضل الرحمن فاضل یار
ورسج تفریحگاه طبیعی امروز و بهترین محل توریستی فردا


فضل الله زرکوب
این دل صاف سُکّه رو


عبدالوکيل کوچی
سروده های تازه


عبدالواحد سيدی
سلسله شاهان غزنه

خارکش : سروده های تازه
م.جمشید : هم پول ازامریکا وهم خون ازامریکا
سيدموسی عثمان هستی :بجواب چوکره های سفارت کرزی در واشنگتن قسمت اول ++++++++++++++ قسمت دوم

Avesta Aria : The Creation of Afghanistan

عالم افتخار
معنای قرآن


Mohammad Aleem Eftekhar
Meaning of the Holly Book ( qoran)

 


پنجشنبه 11 سنبله 1389 خورشيدی برابر با 2 سپتمبر2010 ميلادی

 

تمام فتنه ها از جانب شبه نظامیان پاکستان است

دولت حامد کرزی به طور روزافزون در روزهای اخیر درباره لزوم نابودی پناهگاه‌های طالبان و القاعده در پاکستان صحبت کرده است.

فرمانده ارشد نیروهای آمریکایی و ناتو در افغانستان گفت: شکایت‌های اخیر رئیس جمهور افغانستان مبنی بر این که جنگ باید روی رهبران شبه نظامی مخفی شده در پاکستان متمرکز باشد نه روستا‌های افغانستان به این معنی نیست که دولت افغانستان دیگر از استراتژی جنگی آمریکا حمایت نمی‌کند.

به گزارش ایسنا، ژنرال دیوید پترائوس، فرمانده نیروهای آمریکایی در افغانستان، اظهار کرد که وی نیز همانند حامد کرزی، رئیس جمهور افغانستان، نگران تهدید‌های موجود در سراسر مرز با پاکستان است اما گفت که پاکستان سزاوار کسب اعتماد به خاطر اقدامی است که وی آن را یک مبارزه تاثیرگذار با شبه نظامیان طی 18 ماه گذشته خواند.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، دولت حامد کرزی به طور روزافزون در روزهای اخیر درباره لزوم نابودی پناهگاه‌های طالبان و القاعده در پاکستان صحبت کرده است.

رنگین دادفر اسپنتا، مشاور امنیت ملی افغانستان، گفته است که حمایت آمریکا از پاکستان معادل تغذیه تروریست‌ها است و این که مردم افغانستان دیگر آماده پرداخت تاوان اقدامات نسنجیده و ناشیانه جامعه بین‌المللی نیستند.

پترائوس اظهار کرد: با توجه به ارتباط روشن بین حملات در خاک افغانستان از سوی افرادی که از پاکستان می‌آیند یا از آنجا کنترل و فرماندهی می‌شوند، فکر می‌کنم پرزیدنت کرزای و اسپنتا نگرانی‌های بسیار مشروعی دارند.

وی در عین حال افزود که دولت پاکستان به اعمال فشار روی مناطقی که در آن این افراد پناه گرفته‌اند ادامه داده و معتقد است کار بیشتری باید صورت بگیرد.

پترائوس در یک مصاحبه جامع با خبرگزاری آسوشیتدپرس و دو خبرگزاری دیگر اظهار کرد که طبیعی است دولت افغانستان بخواهد نقش محوری‌تری در رسیدگی به امور داخلی خود داشته باشد.

فرمانده نیروهای آمریکایی در افغانستان گفت که به دنبال شفاف شدن انتقادات صریح مقامات دولت افغانستان است، اما فکر نمی‌کند که این اظهارات بیانگر کاهش حمایت افغانستان از استراتژی وی در مبارزه با شبه نظامیان باشد؛ استراتژی که هدف آن تامین امنیت مردم افغانستان و کسب اعتماد بیشتر آنها است.

ژنرال پترائوس گفت: نیروهای بین‌المللی به جای این که مسئولیت‌ تمام استان‌ها را به طور یکجا واگذار کنند، تا جایی که شرایط امنیتی اجازه بدهد به طور تدریجی مسئولیت‌های امنیتی را به نیروهای افغان در مناطق کوچک این کشور واگذار خواهند کرد.

فرمانده نیروهای آمریکایی در افغانستان در ادامه گفت که پیش نویس یک دستور العمل عملیاتی برای اجرای هدف کرزای مبنی بر این که نیروهای پلیس و سربازان افغان تا سال 2014 مسئولیت امنیتی 34 استان این کشور را بر عهده بگیرند، نوشته است.

 

اوباما در افغانستان خودکشی می کند

سناتور مک کین رویکرد باراک اوباما را در افغانستان اشتباه توصیف کرد. به گزارش شبکه تلویزیونی فاکس نیوز، جان مک کین سناتور جمهوری خواه از ایالت اریزونا و نامزد سابق انتخابات ریاست جمهوری امریکا گفت:"درحالی باراک اوباما رئیس جمهور امریکا هم اکنون از موفقیت امریکا در عراق سخن می گوید که در زمان حضورش در سنا با اعزام نیروی بیشتر نظامی به عراق و تامین مالی انها مخالف بود.

اوباما می گفت که خروج نیروهای نظامی امریکایی از عراق براساس شرایط موجود در این کشور خواهد بود اما به یکباره شاهد تغییر موضع او بودیم بطوریکه تصریح کرد نظامیان امریکایی تا پایان سال دو هزار و یازده و بدون توجه به شرایط عراق از این کشور خارج خواهند شد.

این مواضع اوباما قابل درک نیست.

وی همین رویکرد را درباره افغانستان در پیش گرفته است.

چنین اظهارنظرهایی سبب جرات پیدا کردن دشمن می شود.

تشدید حملات طالبان در هفته های اخیر دقیقا موید همین مساله است.

رفتار حامد کرزی،رئیس جمهور افغانستان، به خوبی نشان می دهد کابل درباره التزام امریکا به مسائل کشورش اطمینان خاطر ندارد.

همین وضع در موضع گیری های پاکستان مشهود است." سناتور مک کین در ادامه افزود:"امریکا با تعیین تاریخ برای خروج نیروهایش از افغانستان به طالبان می گوید که درحال ترک کردن این کشور است.

بهترین موضع گیری در این زمینه ان است که مقامات کاخ سفید بگویند خروج انها از افغانستان مبتنی بر شرایط موجود در این کشور خواهد بود.

وقتی از خروج نظامیان امریکایی از افغانستان سخن گفته می شود این پیام به دولتمردان افغانستان و پاکستان منتقل می شود که بهتر است انها به نوعی با طالبان کنار بیایند و سازش کنند.

رئیس جمهور امریکاباید بجای اینگونه سخن گفتن، تصریح کند که امریکا در افغانستان به پیروزی خواهد رسید و سپس این کشور را ترک خواهد کرد

 

2010 خونين‌ترين سال براي نظاميان آمريكايي در افغانستان است

به گزارش فارس، طبق آمار خبرگزاري فرانسه مجموع 323 نظامي آمريكايي از آغاز سال جاري ميلادي تاكنون در افغانستان كشته شده‌اند و اين در حالي است كه در تمامي سال 2009 ميلادي 317 نظامي آمريكايي در سراسر افغانستان كشته شدند.
بر اساس اين گزارش، با افزايش و تشديد خشونت‌هاي مرتبط با طالبان، نيروهاي خارجي با افزايش تلفات نظاميان خود مواجه شدند به طوري‌كه ناتو امروز چهارشنبه تأييد كرد كه 6 نظامي آمريكايي در يكي از روزهاي خونين سال جاري ميلادي در افغانستان كشته شدند.
اين آمار نشان مي‌دهد كه از آغاز سال ميلادي 2010 تاكنون مجموع 490 نظامي خارجي در سراسر افغانستان كشته‌ شدند كه اين در حالي است كه در تمامي سال 2009 ميلادي مجموع 521 نظامي خارجي در سراسر افغانستان كشته شدند.
بر اساس اين گزارش، مجموع 80 نظامي بين‌المللي در ماه گذشته در جنگ افغانستان جان خود را از دست دادند كه 56 تن از آنها را نظاميان آمريكايي تشكيل مي‌دادند.
به طور كلي، يكهزار و 270 نظامي آمريكايي از آغاز حمله آمريكا به افغانستان در سال 2001 تاكنون، جان خود را در سراسر افغانستان از دست داده‌اند.
باراك اوباما  رئيس‌جمهوري آمريكا روز گذشته هشدار داد كه آمريكا با مبارزه بسيار سخت و دشواري در افغانستان روبرو است و انتظار مي رود كه تلفات بسيار بيشتري در اين جنگ برجاي بماند.
وي به نيروهاي نظامي در تگزاس اعلام كرد: ما به طور قطع جنگ بسيار سختي در افغانستان داريم. ما شاهد افزايش تلفات خواهيم بود زيرا ما در حال مبارزه با طالبان و القاعده هستيم. تلاش بسيار سختي در پيش روي خود خواهيم داشت.
روز سه‌شنبه هفته جاري نيز 5 نظامي آمريكايي در افغانستان كشته شدند كه 4 تن از آنها در يك حمله بمب كنارجاده‌اي جان خود را از دست دادند و از روز جمعه هفته گذشته تاكنون نيز 25 نظامي آمريكايي در سراسر افغانستان كشته شدند.
فرماندهان نظامي مي‌گويند كه افزايش تلفات نظاميان آمريكايي در افغانستان نمايانگر تزريق ارتش بيشتر به صحنه تئاتر افغانستان است كه اين امر منجر به افزايش شمار درگيري‌هاي نظامي با طالبان مي‌شود.
ژنرال ديويد پترائوس  فرمانده نيروهاي آمريكايي و ناتو در افغانستان روز گذشته اعلام كرد كه استقرار نظاميان در افغانستان طي چند روزه آينده به 150 هزار نيرو مي‌رسد.
بر اساس اين گزارش، روز دوشنبه هفته جاري، 8 نظامي ناتو كه 7 تن از آنها را نظاميان آمريكايي و يك نفر ديگر را نظامي استوني تشكيل مي‌دادند در حملات بمب‌گذاري در جنوب افغانستان كشته شدند.

 

ايجاد تغييرات گسترده در وزارت كشور

وزارت كشور روز چهارشنبه در بيانيه‌اي از ايجاد تغييرات در ۲۱ بخش اين وزارتخانه با هدف بهبود امور و تامين بهتر امنيت در اين كشور خبر داد.

به گزارش ايرنا، در اين بيانيه آمده است كه محمد داوود داوود معاون مبارزه با مواد مخدر اين وزارتخانه به عنوان فرمانده حوزه ۳۰۳ پامير در استان بلخ، باز محمد احمدي به عنوان جانشين وي و غلام مجتبي پتنگ فرمانده حوزه ۳۰۳ پليس به عنوان رييس آموزش و پرورش وزارت كشور تعيين شده اند.

همچنين غلام علي وحدت به عنوان معاون تداركاتي وزارت كشور، محمد نيسم عظيمي به عنوان رييس عمومي برنامه ريزي و عمليات، وكيل اكبري به عنوان رييس استخدام و عبدالرحيم شجاع به عنوان رييس حقوق اين وزارتخانه انتخاب شده اند.

بر اساس اين بيانيه، سيد عبدالغفار سيدزاده مدير تحقيقات جنايي فرماندهي پليس كابل به عنوان رييس مبارزه با تروريسم، بهرام به عنوان رييس امور پارلماني، محمد نجيب به عنوان رييس دفتر وزير، اكرام‌الدين ياور به عنوان رييس تشكيلات و عبدالفتاح فروغ به عنوان رييس بخش آتش نشاني تعيين شدند.

بيانيه مي‌افزايد: خان محمد به عنوان رييس بخش تازه ايجاد شده پليس محلي، فضل‌الدين عيار به عنوان فرمانده حوزه ۲۰۲ شمشاد، گل نبي احمدزي به عنوان فرمانده حوزه ‪ ۵۰۵اسپين غر، عبدالمجيد روزي به عنوان فرمانده حوزه ۶۰۶ انصار و سيد احمد سامع به عنوان فرمانده حوزه شرق انتخاب شدند.

همچنين محمد جمعه عديل به عنوان پليس مرزي در فرودگاه بين‌المللي كابل، سيد محمد قدوسي به عنوان مشاور وزير در امور اداري و عبدالمنان فراهي به عنوان مشاور ارشد وزير كشور تعيين شدند.

در اين بيانيه آمده است كه اين تغييرات از سوي وزارت كشور به منظور ايجاد اصلاح و بهبود پيشنهاد شده و حامد كرزي رييس جمهوري افغانستان با آن موافقت كرده است.

ايجاد تغييرات در چارچوب وزارت كشور پس از تعيين بسم الله محمدي به عنوان وزير، اقدامي براي تامين بهتر امنيت افغانستان خوانده مي‌شود.

 

خانه تکانی در وزارت داخله؛ گام‌ نخست برای اصلاحات در پولیس ملی

8 صبح : در حالی که مقام‌های وزارت داخله افغانستان با تغییر و تعیین 21 مقام مهم این وزارت انتظار اصلاح نیروهای پولیس را دارند، شماری از تحلیل‌گران مسایل نظامی با آن که از تغییرات استقبال می‌کنند ولی تاکید دارند به دلیل فشار‌های سیاسی، وزیر داخله نتوانسته است چهره‌های جدید را در ساختار پولیس جابه‌جا کند.
بسم‌الله خان محمدی، وزیر داخله کشور که اصلاح تشکیل اداره‌های وابسته به پولیس را نخستین اولویت کاری‌اش عنوان کرده بود، روز گذشته به شمول دو معاون این وزارت شماری از رییسان و فرماندهان ارشد این وزارت را تغییر و در مقام‌های جدید تعیین کرد.
عبدالهادی خالد، معین پیشین وزارت داخله افغانستان می‌گوید با آن که تعداد نیروهای پولیس در حال افزایش می‌باشد ولی کمبود جنگ‌افزار و تجهیزات در کنار پایین بودن سطح آموزش پولیس از چالش‌ها فراراه اصلاحات پولیس به شمار می‌روند.
خالد با آن که از تغییرات در مقام‌های پولیس استقبال می‌کند ولی تاکید می‌کند که اصلاحات در پولیس به اراده ملی و بین‌المللی نیاز دارد.
خالد گفت شماری از جنرال‌های پولیس به دلیل وابستگی به تنظیم‌ها بر وزارت داخله تحمیل شده‌اند. جنرال خالد می‌گوید: «اصلاح ساختن پولیس وظیفه بسیار سختی است. محمدی صاحب کوشش کرد اصلاحات را از بالا شروع کند و این تغییراتی را که آورده قسما خوب است. افراد خوبی در موقعیت‌هایی خوب قرار گرفته‌اند ولی افراد بسیار خرابی هم که سابقه خوبی ندارند و من فکر می‌کنم تحمیل شده‌اند بالای محمدی صاحب که آن‌ها را حذف نکند و یک جایی آن‌ها را جابه جا کند.»
بر بنیاد تغییرات جدید 1- بازمحمد احمدی، در بست لوی‌پاسوال به عنوان معین مبارزه با مواد مخدر، 2- غلام نبی وحدت، در بست لوی‌پاسوال در سمت معاون اداری وتامیناتی، 3- لوی پاسوال محمد داوود داوود، فرمانده زون ساحوی 303 پامیر، 4- غلام مجتبا پتنگ، در بست لوی‌پاسوال به عنوان فرمانده تعلیم وتربیه وزارت داخله، 5- محمد وسیم عظیمی، در بست پاسوال رییس پلان و اوپراسیون، 6- محمد وکیل اکبری، در بست پاسوال به حیث رییس عمومی پیژنتون، 7- عبدالمسعود راغب، در بست پاسوال رییس عمومی تفتیش، 8- عبدالرحیم شجاع، رییس حقوق، 9- عبدالغفار سیدزاده، در بست پاسوال به حیث رییس مبارزه با تروریزم،10-بهرام، رییس امور پارلمانی مقام وزارت، 11-محمد نجیب، در بست مل‌پاسوال معاون ریاست دفتر، 12- اکرام‌الدین یاور، رییس تشکیلات، 13- پاسوال عبدالفتاح فروغ، رییس اطفاییه،14- پاسوال خان محمد، رییس پولیس محلی، 15- فضل‌الدین عیار،  در بست پاسوال به عنوان فرمانده زون ساحوی 202 شمشاد، 16-پاسوال گل نبی احمدزی، در بست پاسوال به حیث فرمانده زون ساحوی 505 اسپین‌غر، 17- پاسوال عبدالمجید روزی، دربست پاسوال به سمت فرمانده زون ساحوی 606 انصار، 18- پاسوال سید احمد سامع، فرمانده ساحوی شرق، 19- مل پاسوال محمد جمعه عدیل، دربست پاسوال به عنوان فرمانده سرحدی میدان هوایی کابل، 20- لوی‌پاسوال سید محمد قدوسی، در بست مل‌پاسوال به حیث مشاور اداری و تامیناتی، و 21- پاسوال عبدالمنان فراهی، به حیث مشاور وزیر امورداخله تعیین شده‌اند.
در تغییرات به وجود آمده در وزارت داخله به نظر می‌رسد که تنها به تبدیل یک مقام به مقام دیگر اکتفا شده و بسیاری از مقام‌هایی که سمت‌های جدید را عهده‌دار شده‌اند، پیش از این نیز در بخش‌های مختلف این وزارت کار کرده‌اند.
خالد پشتون، عضو کمیسیون امنیت داخلی و نماینده قندهار در مجلس  نمایندگان با آن که از کارکرد‌های بسم‌الله‌خان در وزارت دفاع تقدیر می‌کند و تغییرات جدید را سرآغاز اصلاحات در پولیس می‌داند ولی بر تغییرات بنیادی تاکید می‌کند.
به گفته وی وزیر داخله تعهد کرده بود که تغییرات بنیادی در سطح وزارت داخله و فرماندهان پولیس در ولایت‌ها را عملی خواهد کرد.
پشتون گفت: «توقع ما این بودند که وزیر صاحب داخله نو، آقای محمدی واقعا در چوکات وزارت داخله یک تغییر بنیادی به وجود بیاورند و این چهره‌های تکرار شده و امتحان شده را دور کنند، به جای‌شان اشخاص نو و با تجربه‌تر و قاطع‌تر تعیین کنند. من فکر می‌کنم این کار‌ها جزیی هستند و شروع کار‌شان باشد و وعده‌هایی که داده‌اند را عملی بکنند.» پشتون می‌افزاید: «از یک چیز من می‌ترسم که وزیر صاحب مثل وزیر‌های گذشته زیر فشار قرار داشته‌ و نتوانسته‌ تغییرات بنیادی را عملی کند. مشکلی که وجود دارد (این است که) بازهم چهره‌های تکراری را از یک جا به جای دیگر انتقال می‌دهند. به باورمن آقای محمدی زیر نفوذ و فشارهای سیاسی مجبور شده‌اند تا تغییرات بنیادی با چهره‌های جدید را در وزارت داخله به وجود نیاورند.»
پیش از این وزیر داخله کشور در مجلس سنا گفته بود که بیش از 50 درصد سربازان پولیس آموزش مسلکی ندیده‌اند.
به باور آگاهان مسایل نظامی، آموزش، تجهیز و سپردن مسوولیت تامین امنیت کشور در شرایط دشوار افغانستان به زمان نیاز دارد.
هر چند آگاهان مسایل نظامی از تغییرات به میان آمده در وزارت داخله استقبال می‌کنند ولی نبود چهره‌های جدید از پرسش‌هایی است که نیاز به بررسی بیشتر دارد.
عبدالهادی خالد، معین پیشین وزارت داخله هر چند تغییرات در سطح بالا را برای اصلاحات در پولیس مضر می‌داند ولی از قاطع بودن وزیر داخله در تغییر مقام‌هایی که وزیران گذشته توان تبدیل آن‌ها را نداشته‌اند، ستایش می‌کند.
به گفته خالد عدم شناخت وزیر داخله از نیروهای پولیس، نفوذ حلقات سیاسی شریک در حکومت و واکنش‌های شدید در برابر اصلاحات از موانع عمده فراراه فعالیت بسم الله خان است.
خالد گفت: «مشکل اول این است که محمدی صاحب که نو آمده‌اند، قوای پولیس را نمی‌شناسند و همین قسم هم مجال‌آن را پیدا نمی‌کنند تا با نیروهای فعال و مسلکی پولیس وصل شوند و از آن جا نفرگیری کنند. دوم، شبکه‌ها و حلقات سیاسی که در قدرت شریک هستند، آن‌ها با این جنرال‌ها وصل هستند و مانع  اصلاحات و حذف کردن جنرال‌ها از صحنه می‌شوند و سوم، خود محمدی صاحب هم طرفدار تغییرات تدریجی است تا خاموشانه اصلاحات را بیاورد.»
اصلاحات در وزارت داخله افغانستان در حالی به میان می‌آید که رییس جمهور کرزی سال 2014 میلادی را سال واگذاری مسوولیت تامین امنیت به نیروهای امنیتی افغان خوانده است و از جامعه جهانی خواهان افزایش کمک‌ها برای رشد نیروهای امنیتی کشور شده است.

 

پاكسازي بانك كابل از فساد و سوءمديريت

بانك مركزي افغانستان درباره آينده بزرگترين موسسه مالي اين كشور به مردم اين كشور اطمينان داد.

به گزارش ايسنا، بعد از اين‌كه مقامات ارشد بانك كابل به اتهام سومديريت و فساد از سمت خود استعفا كردند، نگراني مردم افغانستان از آينده بزرگترين موسسه مالي اين كشور افزايش يافت.

با اين وجود بانك مركزي افغانستان به مردم اين كشور اطمينان داد كه بانك كابل به فعاليت‌هاي خود ادامه خواهد داد.

عبدالغدير فطرت، رييس بانك مركزي افغانستان به خبرنگاران گفت: ‌بانك كابل پاك‌سازي شده و اميدواريم فعاليت‌هاي خود را از سر بگيرد.

به گفته فطرت دو مقام ارشد بانك كابل به اتهام ارتكاب فعاليت‌هاي اقتصادي از سمت خود استعفا كردند.

دولت افغانستان براي كاهش فساد اقتصادي در اين كشور به شدت از سوي مجامع تحت فشار قرار گرفته است.

در همين حال روزنامه نيويورك تايمز و وال استريت ژورنال از زيان 300 ميليون دلاري بانك كابل خبر داد كه ممكن است باعث ورشكستگي كامل اين بانك شود.

بانك كابل در سال 2004 كار خود را آغاز كرد و داراي 68 شعبه در 34 استان افغانستان است.

 

مبارزه با فساد به روندی پیچیدهتر از فساد تبدیل شده است

دويچه ويله : مبارزه با فساد در افغانستان به روندی پیچیدهتر از فساد تبدیل شده است. این پیچیدگی اعتماد عمومی به این روند را به شدت ضربه زده است و کمتر کسی به اجرایی شدن روند مبارزه با فساد باور دارد.

برعلاوه انتقادهایی که در مورد فساد گسترده در ادارات دولتی وجود دارد، نشانههای مشخصی در روند مبارزه با فساد اداری وجود دارد که بر تردیدهای مرم میافزاید.  

شهردار پیشین کابل به فساد متهم شد، اما رییس جمهور شخصا از او حمایت کرد. صدیق چکری، وزیر پیشین حج و اوقاف به فساد متهم شد، حالا در انگلستان زندگی میکند.  امر بازداشت محمد ضیا صالحی، یک مقام بلند پایه ریاست جمهوری صادر شد، اما براساس گزارشها، ریاست جمهوری در این قضیه مداخله کرد و مانع این کار شد. 

 در آخرین مورد، فضل احمد فقیر یار، معاون قبلی دادستانی کل در مصاحبه با نیویارک تایمز گفت به این دلیل به تقاعد سوق داده شد که از مسدود کردن دوسیه مقامهای ارشد متهم به فساد، خودداری کرد. اما دو روز بعد، در مصاحبه با آژانس خبری فرانس پرس گفت نیویارک تایمز دروغ میگوید و هیچ مقامی او را مجبور به استعفا نکرده است.  

برای مردم فرقی نمیکند؛ چه این افراد آلوده به فساد باشند یا این که براساس غرضهای سیاسی متهم شده باشند، در هر دو صورت، فساد وجود دارد.  

شماری از تحلیلگران به این نظر اند که فضل احمد فقیریار زیر فشار مقامهای دولتی، سخنان خود را پس گرفته است.  

کبیر رنجبر، نماینده کابل در پارلمان میگوید دلایل آشکاری وجود دارد که نشان میدهد فقیریار در اثر فشار، از سخنان خود پشیمان شده است. رنجبر میافزاید: "زمانی که آقای فقیریار لحن شان را تغییر دادند بیانگر حالتی است که نظام در آن قرار دارد. یقینا فشار در اینجا مطرح بوده و خود این موضوع فساد است".  

صدای آلمان تلاش کرد نظر آقای فقیریار را در این مورد بگیرد ولی او حاضر به ابراز نظر در این رابطه نشد. 

واقعیت هرچه باشد، پیامد ملموس چنین مواردی این است که روند مبارزه با فساد اعتماد خود را در افکار عمومی از دست میدهد.

دادستانی افغانستان می گوید آقای فقیریار 73 ساله است و براساس قانون کار باید بازنشسته شود. محمد عالم امینی، تحلیلگر مسایل سیاسی افغانستان معتقد است که فقیریار در اثر فشارها از سخنان خود پشیمان شده است، زیرا کبر سن نمیتواند بهانهای برای کنار رفتن او از پست معاونت دادستانی باشد. او میافزاید: "ما کسانی را داشتیم که به مراتب پیرتر از فقیریار بودند و آقای فضل هادی شینواری نمونه آن است".  

فقیریار در مصاحبه با نیورک تایمز گفته بود که 25 تن از مقامهای کنونی و پیشین حکومت به شمول 17 تن از اعضای کابینه، پنج والی و سه سفیر، متهم به اختلاس و فساد هستند ولی مقامهای دولت افغانستان اجازه تحقیق و رسیدگی به این دوسیهها را نمی دهند و حتا برخی از دوسیهها کاملا مسدود شده اند.

تحلیلگران معتقد اند که فساد در افغانستان به حدی پیچیده است که اقدام به مبارزه با آن، منجر به استعفا میشود.

امینی به علی احمد جلالی، وزیر داخله پیشین افغانستان اشاره میکند. او میگوید جلالی نیز میخواست نام مقامهایی را که در تولید و قاچاق مواد مخدر دست دارند، افشا کند ولی به دلیل فشارها از این تصمیم صرف نظر کرد.

دادستانی کل افغانستان تایید میکند که شماری از وزیران و مقامهای بلندرتبه دولتی دوسیههای فساد دارند و پس از تشکیل محکمه اختصاصی برای محاکمه شخصیتهای بلندپایه دولتی، دوسیههای شان بررسی میشوند.

رحمت الله نظری، معاون دادستانی کل میگوید: "در مجموع 15-20 دوسیه مقامات دولتی در لوی سارنوالی وجود دارد که در آن نه تنها وزیران بلکه قوماندانها، والیان و سفیران نیز شامل هستند".  

 

ترکمنستان میخواهد لوله گاز را از طریق افغانستان و پاکستان اعمار نماید

ریا نووستی : الکساندر گابویف در مقاله تحلیلی خود در روزنامه «کمیرسانت» می نویسد:ترکمنستان و افغانستان در روز دوشنبه موافقت نامه کلی راجع به اعمار خط لوله بزرگ گاز از طریق افغانستان  امضاء نمودند که به پاکستان و هند تمدید خواهد شد.

مولف میگوید، که این موافقت نامه به اولین سند مشخص در تاریخ 15 ساله پروژه مبدل گشت. مطابق پلان های عشق اباد و کابل خط لوله به طول 1680 کیلومتر معدن دولت اباد ترکمنستان را با محله مسکونی فاضلیک در سرحد هند و پاکستان از طریق خاک افغانستان وصل خواهد کرد. طوریکه پلان شده، کار ساختمان لوله شاید امسال اغاز گردد. در این صورت اولین گاز از طریق خط لوله (TAPI) در سال 2015 جریان پیدا خواهد کرد. هیات ترکمنستان در اینده نزدیک قصد دارد از اسلام اباد و دهلی بازدید نماید و در انجا نیز موافقت نامه های مشابه امضاء کند.

به عقیده مولف، از این مسیر امریکا فعالانه حمایت می نمود. مانع عمده بر سر راه اعمار خط لوله گاز جنگ داخلی در افغانستان محسوب میشد، ولی بعد از تصرف کابل از طرف طالبان در سال 1996 تمام بخش افغانی مسیر لوله گاز در یک دست قرار گرفت و مذاکرات در باره ان تحرک یافت. ولی بعد از 11 سپتمبر سال 2001 مذاکرات دوباره نسبت اغاز عملیات " ازادی شکست ناپذیر" نیروهای ایتلافی و ناتو قطع شدند و فقط در سال 2005 بعد از ان دوباره زمان تحرک یافت، وقتیکه بانک اسیایی انکشاف مبلغ را به ان تخصیص داد.

الکساندر گابویف می افزاید، در سال 2008 هر چهار شرکت کننده پروژه موافقت نامه کلی راجع به امادگی جهت شرکت در پروژه TAPI امضاء نمودند، ولی انها فقط امسال شدیداً فعال شدند. حالا ترکمنستان به نیروی محرکه پروژه مبدل گشته است: در تاریخ 13 اگست رئیس جمهور قربان قلی بیردی محمیدوف به کابینه وزرای خود در باره عقد تمام توافقات لازم تا پایان سال وظیفه داد.

به عقیده مولف، کارشناسان به موفقیت این پروژه باور دارند. به عقیده میخائیل کروتیخین کارشناس RusEnergy، مانع عمده بر سر راه تحقق ان خطرات سیاسی محسوب میشود: مسیر خط لوله از طریق اراضی در ولایت قندهار افغانستان عبور میکند که قسماً از طرف طالبان کنترول میشوند و همچنان از طریق منطقه بی ثبات قبایل ازاد پشتون در پاکستان می گذرد. برعلاوه، مناسبات بین دهلی و اسلام اباد متشنج باقی مانده است.

میخائیل کروتیخین میگوید: " چند بار پروژه به ان نقطه رسیده بود که فکر میشد که این شاید بیزنس باشد. ولی سرمایه گذاران جدی، قبل از همه امریکایان، از مذاکرات برامدند، به خاطریکه خطرات سیاسی بیش از حد بزرگ می باشند. و حالا نیز اوضاع به هیچ صورت بهتر نمی باشد". به عقیده کارشناس، تحرک پروژه TAPI قبل از همه عمل سیاسی محسوب میشود.

کارشناس میگوید: " شرکت کنندگان پروژه با تحرک بخشیدن پروژه سعی میکنند امریکا را به اعاده هرچه فعالتر نظم در افغانستان وادار سازند".

مانع دیگر بر سر راه انکشاف TAPI ناروشن بودن مساله تامین منابع شمرده میشود. در سال 2004 کمپنی امریکایی DeGolyer & MacNaughton بازرسی ذخایر معادن گاز ترکمنستان را انجام داده بود. راپور کمپنی هیچگاهی نشر نشد، ولی نمایندگان کمپنی و مقامات ترکمنستان از ان زمان به بعد بارها اعلام داشته که منابع برای صدور به بازارهای مختلف کفایت میکنند. اگر گازپروم در سال های اینده نزدیک خریداری را افزایش ندهد ( ولی فعلاً این کمپنی انحصاری نسبت بی ثباتی تقاضاء در اروپا قصد انجام این کار را ندارد)، پس عشق اباد میتواند گاز اضافی خود را از طریق لوله های اعمارشده به چین و ایران صادر نماید. و چنان به نظر میرسد که گاز ترکمنستان برای هند نیز کفایت خواهد کرد.

 

روسیه از ناتو مبارزه واقعی با مواد مخدره افغانستان توقع دارد

ریا نووستی :   مسکو به ضرورت دستیابی بر پیشرفت واقعی ناتو در مبارزه با ترافیک مواد مخدره افغانستان اشاره میکند، این مطلب را سرگی لوروف وزیر خارجه روسیه طی سخنرانی در انستیتوت دولتی روابط بین المللی مسکو اعلام داشته است.

سرگی لوروف هنگام اظهار نظر در باره روابط دو جانبه با پیمان ناتو گفت: " نقطه بسیار مهم در مناسبات متقابل ما با ناتو - ضرورت دستیابی بر پیشرفت واقعی در مبارزه با ترافیک مواد مخدره افغانستان محسوب میشود".

به گفته وزیر خارجه روسیه، موجودیت این پرابلم " به تهدید واقعی برای امنیت بین المللی مبدل گشته که بصورت مستقیم با تمویل افراطیت و تروریزم مربوط می باشد و این همه در بسیاری کشورهای دیگر، و تا اندازه زیاد، در کشور ما تبارز میکنند".

لوروف ضمن اظهار نظر در باره مناسبات با پیمان ناتو بصورت کل اظهار داشت که به شکل امروزی در ناتو " موجودیت دوگانه بین گذشته و اینده" مشاهده میشود. و این موجودیت، به عقیده لوروف، " بیش از حد طولانی شده است".

وزیر خارجه روسیه عقیده دارد که جروبحث ها پیرامون امده نمودن نظریه سترا تیژیک ناتو ثبوت این امر محسوب میشود.

 

سواد وسیله‌ای برای تحکیم وحدت ملی

8 صبح : یکی از مسایلی که باعث گردیده است وحدت ملی در افغانستان نهادینه نشود و همواره به حیث یک پدیده عارضی محسوب شود، عدم برخورداری یک بخش وسیع از جامعه از نعمت سواد می‌باشد. نبود سواد در نزد مردم باعث گردیده است تا ارتباط ملی به صورت درست تامین نگردد. نبود ارتباط ملی سبب شده تا باور به برادری و هم‌سرنوشتی در میان اعضای جامعه شکل نگیرد و مردم نتوانند از لاک سنت‌های متعدد تقسیم شده بر اساس منطقه و قوم وتبار و ایل و قبیله و محله خارج شده و به یک سنت و باور مشترک و همگانی به عنوان فرهنگ عمومی و ملی دست پیدا کنند.
افغانستان به عنوان یک کشور چندقومی به وحدت ملی ضرورت دارد. یکی از چیزهایی که باعث برهم خوردن ثبات در چهل سال گذشته شده، نبود وحدت ملی بوده است. یکی از مسایلی که می‌تواند به تامین وحدت ملی کمک کند، تامین ارتباط صحیح و مبتنی بر احترام متقابل میان اقوام مختلف و متفاوت ساکن در کشور می‌باشد و این کار زمانی صورت‌پذیر می‌باشد که جامعه از نظر سطح سواد به یک درجه مطلوب برسد و یک درصد بیشتر از افغان‌ها از نعمت سواد برخوردار شوند.
سواد کمک می‌کند تا زمینه مطالعه برای یک بخش وسیع‌تر از مردم فراهم گردد. با فراهم شدن زمینه مطالعه، امکان این فراهم می‌آید که مردم از مشترکات و علاقه‌های مشترکی که می‌توانند باعث تحکیم پیوندهای اقوام با یکدیگر شوند، مطلع شده و به این ترتیب یک گرایش احترام‌آمیز متقابل در میان مردم جامعه به وجود بیاید. در واقع این سواد می‌باشد که مردم را توانمند می‌سازد تا با مطالعه تاریخ و سرگذشت افغانستان، آگاه شوند که در گذر زمان، تمامی افغان‌ها یعنی تمامی اقوام ساکن در کشور، در غم‌ها و درد‌ها به صورت مشترک متاثر شده‌اند و در پناه همکاری و کمک با یکدیگر به مقابله با مشکلات مختلف برآمده‌اند و توانسته‌اند تا حرکت جامعه را در مسیر تاریخ‌سازی هدایت نمایند.
از سوی دیگر با برخورداری از سواد این امکان نیز فراهم می‌آید که مردم بتوانند با مطالعه تاریخ دیگر ملت‌ها، به این مهم دست پیدا کنند که آنچه زمینه‌ساز رشد ملت‌های سعادتمند شده، همکاری‌های مشترک مبتنی بر هم‌پذیری بوده است. اطلاع از رول هم‌پذیری و همکاری مشترک در زمینه ترقی سایر ملت‌ها کمک می‌کند تا این انگیزه در میان افغان‌ها نیز به میان آید که برای سعادت و تامین آرامش و ثبات در جامعه هیچ چیزی نمی‌تواند به اندازه وحدت و هم‌پذیری تاثیرگذار واقع گردد.
در یکی دو ماه اخیر دیده شد که برخی از تحلیلگران سیاسی خارجی، موضوع تجزیه افغانستان را به بحث گرفتند. این مساله باعث گردید تا واکنش‌های منفی وسیعی نسبت به آن در سطح افغانستان به وجود بیاید. اکثر قریب به اتفاق تحلیلگران و رسانه‌های جمعی افغانستان، از مطرح کردن این ایده و تفکر برای افغانستان انتقاد کردند. این نشان می‌دهد که استعداد بالقوه همزیستی آرمانی در میان اکثر قریب به اتفاق افغان‌ها وجود دارد. همین استعداد باعث می‌شود که افغان‌ها از تجزیه و جدایی از هم نفرت داشته باشند. اما آنچه باعث گردیده است تا این استعداد رشد نتواند و به فعلیت نرسد، بلند بودن سطح محرومیت از سواد در جامعه بوده است.
عام نبودن نعمت سواد و عدم برخورداری عمومی از این نعمت باعث به وجود آمدن زمینه سواستفاده برای برخی از افراد و اشخاصی شده است که با ادعای هدایت و رهبری و حرکت مردم در مسیر سعادت، آنان را به جان هم انداخته و از این طریق پایه‌های استبداد شخصی خویش را تحکیم بخشیده‌اند. چنانچه هم اکنون نیز دیده می‌شود که یکی از مراکزی که آماج حملات مخالفان دموکراسی و برابری در افغانستان قرار می‌گیرد، مکاتب می‌باشد. بدون شک برخورداری مردم از نعمت سواد این فرصت‌های سواستفاده را می‌تواند از بین ببرد.
یکی از موانع عمده‌ای که باعث گردیده است تا شیرازه‌های وحدت ملی در افغانستان شکل نگیرد و تحکیم نشود، نبود سواد در میان همگان بوده است. امروزه در افغانستان حد و مرز قومی به عنوان یک حد و مرز شکست‌ناپذیر محسوب می‌شود. این مفکوره که باید در حصار قوم به تفکر پرداخت و در همین حصار زندگی اجتماعی و سیاسی خود را عیار کرد، به حیث یک بخش انکارناپذیر از زندگی اجتماعی و سیاسی افغان‌ها درآمده است. این وضعیت باعث شده تا زمینه اعتماد به پروسه‌های سیاسی ملی شکل نگیرد. یکی از عواملی که می‌تواند این حصار را در کشور شکست دهد، سراسری شدن و عمومی شدن برخورداری از سواد می‌باشد.
سراسری شدن و همگانی شدن برخورداری از سواد باعث می‌گردد تا امکان برخورد منطقی و مبتنی بر مصلحت عامه در مورد هرچیز و و هر موضوع، در میان همگان ایجاد شود. این کار باعث می‌گردد تا همگان در بسیاری از پروسه‌های اجتماعی سیاسی و حتا در همه این پروسه‌ها، به جای تصمیم‌گیری‌های مبتنی بر گرایش‌های محدودکننده چون قوم و منطقه و سمت و زبان، آفت‌شناسانه، خردمندانه و مصلحت‌بینانه، تصمیم‌گیری کرده و وارد عمل شوند.
اگر واقع‌بینانه برخورد و ارزیابی نماییم، برای ما آشکار خواهد بود که یکی از واقعیت‌های غیرقابل انکار و عینی جامعه که محدودیت‌های فکری و عملی را در جامعه ما متبارز کرده انتخابات بوده است. حتا با گذشت نه سال از تغییر وضعیت سیاسی در جامعه و تبلیغاتی که در راستای دموکراتیزه شدن افغانستان صورت گرفته است، باز دیده می‌شود که حصارهایی چون قوم و قبیله و منطقه و سمت، به حیث نقطه تعیین‌کننده در انتخابات محسوب می‌شود. تنها چیزی که می‌تواند بر این مشکل غلبه نماید، ارتقای سطح سواد از نظر کمی و کیفی در افغانستان می‌باشد. زیرا عمومیت برخورداری از سواد باعث می‌گردد تا زمینه تفکر در مورد مسایل سیاسی شکل بگیرد و شرایط برای شکل‌گیری احزاب سیاسی استندرد مهیا شود و در نتیجه آن افغانستان و مردم آن از محدودیت‌های متعددی که با آن روبرواند، خارج می‌شوند.

 

 

 


Copyright ©ariaye 2002_2010
استفاده از مطالب آريايی با ذکر ماخذ آزاد است

بالا
آرشيف * صفحة دری * بازگشت