


چهارشنبه 30 اسد 1387 خورشيدی برابر با 20 اگست2008 ميلادی
سارکوزی در راه سفر به کابل
نیکلا سارکوزی رئیس جمهور فرانسه سه شنبه شب عازم افغانستان شد که در آنجا ديروز در برخورد با جنگجویان طالبان 10 سرباز فرانسوی از نیروهای ناتو کشته شدند. این مطلب در اطلاعیه کاخ الیزه گفته شده است.
برخورد با جنگجویان طی روزهای دوشنبه و سه شنبه در 50 کیلومتری شرق کابل رخ داد که طی آن 21 نظامی فرانسوی زخمی شدند. این اولین تلفات فرانسه پس از افزایش نیروهای این کشور در افغانستان تا 3 هزار نفر است.
نيکلا سارکوزي رييس جمهوري فرانسه در اظهاراتي بطور غير مستقيم بر ادامه حضور نيروهاي فرانسوي در افغانستان تاکيد کرد.
وي در واکنش به کشته شدن ده تن ازنيروهاي چترباز اين کشور در
افغانستان بر آنچه که آن را "ادامه مقابله با تروريسم در افغانستان " خواند، تاکيد
کرد.
براساس بيانيه کاخ رياست جمهوري فرانسه (اليزه ) سارکوزي گفته است که کشورش "مصمم
است تا به مقابله با تروريسم ، براي تحقق دمکراسي وآزادي ادامه دهد".
وي همچنين به نام مردم فرانسه به خانواده قربانيان و مجروحان تسليت گفته و اعلام
کرده است که "براي اطمينان بخشيدن به نيروهاي فرانسوي " به کابل سفر ميکند.
به دنبال انتشار خبر کشته شدن ده سرباز فرانسوي در افغانستان ، مقام هاي فرانسوي به موضعگيري در اين مورد پرداختند.
نخست وزير فرانسه در بيانيه اي اعلام کرد فرانسه که از سال 2002
ميلادي نيروهايش را وارد افغانستان کرده ، بهاي سنگيني را در دفاع از آزادي پرداخته
است .
فرانسوا فيون با تسليت گفتن به خانواده هاي سربازان کشته شده فرانسوي اعلام کرد که
اين نيروها نبرد سنگين ، شجاعانه و عادلانه اي انجام دادند و ارزش آن را دارد که
تمامي ملت همبستگي خود را با آنان اعلام کنند.
وزير خارجه فرانسه نيز اعلام کرد اين 10 سرباز فرانسوي براي دفاع از حقوق مردم
افغان در نبرد سختي با نيروهاي طالبان کشته شده اند.
برنار کوشنر افزود: فرانسه همچنان به آنچه که وي آن را "مسئوليت هاي خود براي
افغانستان دمکراتيک در مقابل تروريسم " توصيف کرد، ادامه مي دهد.
کوشنر همچنين مراتب تسليت خود را به خانواده ها و نزديکان اين نيروهاي فرانسوي
اعلام کرده است .
از ميان احزاب فرانسه ، حزب کمونيست نيز مراتب اندوه زياد خود از کشته شدن 10 نيروي
فرانسوي و مجروح شدن 21 نفر ديگر را اعلام کرد.
حزب سوسياليست فرانسه تا کنون موضعي منتشر نکرده اما بدون ترديد يکي از موضعگيري
هاي تند را نسبت به سياست هاي دولت که باعث کشته شدن سربازان فرانسوي شده است ،
خواهد داشت .
پس از آن که در ماه اپريل سارکوزي اعلام کرد نيروهاي بيشتري به افغانستان اعزام
خواهد کرد، حزب سوسياليست به وي درباره دنباله روي از آمريکا و فرو رفتن در باتلاق
افغانستان هشدار داده بود.
اين نيروها که در اول ماه جاري ميلادي عازم افغانستان شدند در زمره 500 نيروي
پرتجربه چترباز فرانسوي از هشتمين يگان چتربازان اين کشور بودند.
فرماندهان ارتش هاي پاکستان، افغانستان و نيروي ايساف گردهم آمدند
فرماندهان ارتش افغانستان ، پاکستان و نيروي بين المللي حافظ صلح در افغانستان (ايساف) روز سه شنبه در نشستي سه جانبه وضعيت امنيتي را در مرزهاي افغانستان و پاکستان مورد بررسي قرار دادند.
به گزارش ايرنا به نقل از خبرگزاري فرانسه از کابل، ژنرال اشفق
کياني رئيس ستاد مشترک ارتش پاکستان روز سه شنبه به منظور مذاکره با مقامات افغان و
نيروي ايساف حاضر در اين کشور و شرکت در يک نشست سه جانبه وارد کابل شد.
در اين نشست، کياني با ژنرال ديويد مک کرنان فرمانده نيروي ايساف و بسم الله خان
فرمانده ستاد مشترک ارتش افغانستان ديدار کرد.
در اين نشست، طرفين حاضر نسبت به سطح همکاري ها ابراز خرسندي کرده و خواستار ارتقاء
سطح همکاري هاي سه جانبه براي کنترل تروريسم در مناطق مرزي افغانستان و پاکستان
شدند.
انگليس نيروهاي نظامي خود را در افغانستان افزايش مي دهد
ايرنا : همزمان با برنامه ريزي دولت انگليس براي اعزام نظاميان بيشتر به افغانستان ، نيروهاي مخصوص ارتش انگليس نيز قرار است حملات جديدي را عليه طالبان آغاز کنند.
به گزارش روزنامه ديلي تلگراف ، چاپ لندن ، نيروهاي مخصوص ارتش
انگليس قرار است به عنوان بخشي از راهبرد موسوم به "قطع کردن سر گروه طالبان " که
براي از کار انداختن فرماندهي شبه نظاميان طالبان طراحي شده است ، به کار گرفته
شوند.
گفته مي شود افزايش تعداد نيروهاي نظامي در افغانستان به دليل بي ثباتي روزافزون آن
کشور صورت مي گيرد.
روزنامه ديلي تلگراف در شماره سه شنبه خود نوشت : تعداد نيروهاي نظامي انگليس در
افغانستان از زمان اولين اعزام آنان به ولايت هلمند در جنوب افغانستان تاکنون
تقريبا دو برابر شده است و در حال حاضر بيش از 8 هزار نيروي نظامي انگليس در آن
کشور مستقر هستند.
اين گزارش مي افزيد که حضور نيروهاي انگليسي در دو جبهه افغانستان و عراق به شدت به
ارتش انگليس فشار وارد کرده است .
به نوشته ديلي تلگراف ، تعداد نيروهاي نظامي انگليس در عراق ، جايي که نيروهاي
مخصوص انگليس نيز همچنان در آنجا حضور دارند، قرار است تا پايان سال جاري ميلادي از
4200 هزار نفر به دو هزار نفر کاهش يابد و برخي از اين نيروها نيز ممکن است به
افغانستان اعزام شوند.
علاوه بر اين ، گفته مي شود که آمريکا نيز قصد دارد با اعزام دو تيپ جنگي ديگر به
افغانستان در اوايل سال آينده ميلادي تعداد نيروهاي خود را در آن کشور افزايش دهد.
بر اساس اين گزارش آمريکا قرار است با اعزام 12 هزار نيروي نظامي تازه نفس به
افغانستان ، تعداد نيروهاي خود را از 34 هزار نفر کنوني به 46 هزار نفر افزايش دهد.
گزارش ديلي تلگراف همچنين حاکي از برنامه ريزي براي افزاش نيروهاي نظامي ارتش
افغانستان تا مرز 120 هزار نفر است که در صورت اجراي چنين طرحي تعداد نيروهاي نظامي
آن کشور دو برابر خواهد شدند.
اين گزارش مي افزايد: بر اساس طرح راهبردي جديد، قرار است نيروهاي ايساف که تحت
فرماندهي پيمان آتلانتيک شمالي (ناتو) قرار دارند و نيروهاي آمريکايي که در عمليات
موسوم به "آزادي پايدار" شرکت دارند تحت يک فرماندهي واحد زير نظر ژنرال "ديويد مک
کرنان " در آيند.
به نوشته اين روزنامه ، بر اساس اين طرح تعداد کل نيروهاي تحت فرماندهي اين ژنرال
آمريکايي به 65 هزار تن خواهد رسيد.
همچنين يکي ديگر از عواملي که اين روزنامه آن را در افزايش تعداد نيروهاي نظامي
افغانستان دخيل مي داند استعفاي پرويز مشرف و احتمال افزايش بي ثباتي در آن کشور
است که مي تواند به افزايش حملات نيروهاي طالبان در افغانستان نيز منجر شود.
بهره کشي اسپانيا از مهاجران خارجي در پايگاه هاي نظامي افغانستان
ايرنا : منابع خبري، وزارت دفاع اسپانيا را متهم کردند که مهاجران خارجي را بدون انعقاد هيچگونه قرارداد کاري در پايگاه هاي نظامي خود در افغانستان به کار گماشته است .
روزنامه ال موندو روز سه شنبه ضمن اعلام اين مطلب گزارش داد:
وزارت دفاع اسپانيا براي انجام امور پخت و پز و توزيع غذا و نگهداري پايگاه هاي
هرات و قلعه نو در افغانستان با دو شرکت قرارداد منعقد کرده و اين شرکت مهاجران را
بدون انعقاد قرارداد کاري و برخورداري از مزاياي بيمه تامين اجتماعي با 10 ساعت کار
روزانه و حقوقي بين 400 تا 670 يورو در ماه به کار گرفته اند.
گزارش ايرنا به نقل از منابع خبري حاکيست که مهاجران مذکور از اتباع روماني،
ازبکستان، کشورهاي آمريکاي لاتين، مولداوي و همچنين فيليپين هستند.
بنابراين گزارش، مشخصات اين مهاجران که براي يافتن کار بطور مستقيم از کشورهاي خود
به افغانستان سفر مي کنند، در هيچ مرکزي در اسپانيا به ثبت نرسيده است.
روزنامه ال موندو در اين باره مي نويسد: اتباع فيليپيني توسط شرکت "کار موقت" به
کار گرفته مي شوند که براساس قوانين کاري، استخدام افراد براي نهادهاي دولتي
اسپانيا از طريق اين شرکتها ممنوع است .
منابع آگاه در وزارت دفاع اسپانيا در اين مورد اعلام کرده اند که مسووليت افراد
استخدام شده مذکور بر عهده شرکتهاي طرف قرارداد بوده و اين وزارت خانه فقط از نظر
امنيتي محدوديتهايي را براي آنها قايل شده است .
اين منابع درعين حال اعلام کردند که ارتش اسپانيا اين شرکتها را براي اجراي
قوانين،تحت نظارت دارد و افرادي که در پايگاه هاي اسپانيا اشتغال دارند داراي
قرارداد کاري و بيمه اجتماعي هستند.
با اين حال روزنامه ال موندو نوشته است: مدارکي در دست دارد که تمام اظهارات اين
منابع دولتي را زير سووال مي برد.
حمله مرگبار نظامی و پیام نهفته در آن
8صبح : در حالی که استعفای مشرف و پیامدهای احتمالی آن، افکار عمومی در منطقه و جهان را وسیعا متوجه پاکستان نموده است، حملات طالبان بر پایگاه نیروهای خارجی نیز افزایش چشمگیری یافته است. طی یکی دو روز گذشته، طالبان توانسته اند با سازماندهی چند عملیات انتحاری، حضور هراس آور خویش را به نمایش بگذارند. چنانچه روز دوشنبه 28 اسد طی یک حمله انتحاری بر یکی از پایگاه های نظامی در ولایت خوست حدود 10 نفر را که همه کارگران نظامی بودند کشتند. یک روز بعد از این حمله خبر رسید که حداقل شش نفر انتحاری همین پایگاه را مورد حمله قرار دادند. در عین حال شهر کابل نیز با پرتاب دو راکت که خوش بختانه تلفاتی به بار نیاورد، هدف قرار گرفت و همزمان با آن یک کاروان گشت امنیتی متعلق به سربازان فرانسوی مربوط به نیروهای بین المللی یاری امنیتی ایساف در منطقه سروبی که 50 کیلومتر با کابل فاصله دارد، هدف حمله طالبان مسلح قرار گرفت و طی درگیری هایی که چند ساعت را در برگرفت 10 سرباز فرانسوی کشته و ه تعداد21 تن از آنان زخمی شدند. این درگیری تا دیر زمانی ادامه داشت و سخنگوی وزارت دفاع، تازه از به کنترول در آوردن این درگیری خبر داده است. هرچند ممکن است این عملیات زنجیره ای و پیوسته در روزهایی که مردم افغانستان سالروز استقلال شان را جشن می گیرند، خوار شمردن این جشن را هدف گرفته باشد، ولی نمی توان قضیه را به همین جا خاتمه داد. زیرا این حملات با استعفای جنرال مشرف و انتظارات ناشی از آن به ویژه در افغانستان بی رابطه نیست. این گمانه زمانی قوت بیشتر می گیرد که خبر می رسد آقای اشفاق کیانی، فرمانده کل ارتش پاکستان به صورت غیر منتظره وپیش بینی ناشده وارد کابل شده است. این که ظاهرا پس از برکناری مشرف و پیروزی ایتلاف غیر نظامی حزب مردم ومسلم لیگ نواز شریف، ارشدترین مقام نظامی پاکستان آن هم به صورت غیر مترقبه به افغانستان می آید تا در مورد مسایلی که اعلام نشده است، گفتگو کند، قبل از هرچیز دیگری حاکی از آن است که نظامیان هنوز هم ابتکار عمل را حداقل در رابطه با افغانستان در دست دارند. هنوز گفته نشده است که این مقام نظامی حامل پیامی از جانب رهبری ایتلاف مخالف مشرف نیز هست یا نه؟ مسلما اگر یکی از رهبران غیر نظامی پاکستان، حامل پیام حسن نیت برای زعمای افغانستان می بود، یا حداقل به بهانه تبریک جشن استقلال افغانستان به این کشور سفر می کرد، قضیه رنگ دیگری به خود می گرفت و می توانست تفسیر و تعبیر خوش بینانه تری بیابد. سفر آقای اشفاق کیانی آن هم همزمان با اوجگیری یورش های تروریستی توسط طالبان که نظامیان پاکستان متهم به حمایت و هدایت آنان هستند، به ذات خود و بدون در نظر داشت هر آن چیزی که در گفتگوهایش با مقام های افغان وجود خواهد داشت، پیام خوش آیندی نخواهد داشت. می شود تصور کرد که اشفاق کیانی طبق معمول از حسن همجواری و ضرورت همکاری در مبارزه علیه تروریزم و نظایر آن سخن گوید و یا همچون سلف خویش مشرف به نصیحت و اندرز و حتا ملامت افغان ها بپردازد، اما مهمتر از همه پیام نا گفته او خواهد بود، پیامی که در نفس مسافرت بی موقع او نهفته است. آقای حامد کرزی در صحبت با سید یوسف رضا گیلانی از او وعده گرفته بود که مذاکرات میان دوطرف افغانستان و پاکستان ادامه یابد. اما این که آغازگر این مذاکرات نظامیان باشند، اشاره ای نشده بود. قرار بود وزیر خارجه پاکستان برای تنظیم و تجدید این مذاکرات به افغانستان بیاید و با همتای افغانی خود در این رابطه به گفتگو بنشید. امیدواری این بود که در این مذاکرات، حکومت غیر نظامی پاکستان که توسط نظامیان، در گذشته مورد تعقیب و اذیت بوده است در این مذاکرات ابتکار عمل را در دست داشته باشد. حملات تروریستی چند روز اخیر تروریست ها، به آقای کیانی امکان می دهد که بدون هیچ گفتگویی، به اشاره قدرت و نفوذ آنان را به رخ مقام های افغان بکشد و به صورت ضمنی به آنان بفهماند که بر همان پاشنه ای می چرخد که قبل بر این و از سال ها بدین سو می چرخید.
٤٢ فيصد مردم در کشور به وضعیت فقر بسر می برند
وخت : 42فیصد مردم در افغانستان در حالت فقر بسر می برند که عایدات روزانه آنان 25 افغانی می باشد.
کا ی آیده نماینده سر منشی سازمان ملل در افغانستان امروز در کنفرانس مطبو عاتی خویش که در( WFP) سازمان خوراکه جهان بر گزار گردیده بود ضمن ابراز مطلب فوق افزود:(( سازمان ملل با در نظر داشت بالارفتن قیم و خشک سالی در افغانستان 404 میلیون دالر برای کمک به مردم افغانستان از کشورها ی عضو جامعه جهانی تقاضا نموده است .))
وی افزود، جوامع تمویل کننده باید هر چه عاجل تر به این درخواست تعهد نمایند تا این مبلغ هر چه سریعتر در دسترس نیازمندان قرار گیرد و از فاجعه های انسانی در فصل زمستان جلوگیری گردد .
موصوف افزود 35 فیصد مردم افغانستان حداقل مواد غذایی مورد نیاز شان را تهیه نمی توانند و 85 فیصد مردم عایدات خویش را صرف تهیه مواد غذایی می نمایند.
منبع افزود آنها یکه کاروانهای غذایی را مورد هدف یا چپاول قرار می دهند در حقیقت دزدانی اند که سهمیه ی مردمان نیازمند را به غارت می برند که عمل شان هیچ گونه توجیه ای ندارد.
وی همچنان از کسانی که دست به این کار میزنند تقاضا نمود تا به این عمل خود خاتمه دهند و مانع رسیدن مواد غذایی به افراد نیازمند نشوند.
سوزان رییس سازمان غذایی جهان در افغانستان نیز از کمک 100 هزار تن مواد غذایی به افغانستان خبر داده افزود:
((قرار است تا 100 هزار تن مواد غذایی با کمک سازمان ملل متحد تا 6 ماه آینده وارد افغانستان شود و بیش از 5 میلیون افغان نیازمند قادرخواهند بود تا از این کمک ها مستفید گردند.))
وی افزود، در حال حاضر مساله امنیت و وقوع حوادث امنیتی ،باعث نگرانی مردم و کشورهای کمک کننده گردیده است ولی با وجود این هم سازمان غذایی جهان قصد دارد تا با تطبیق پروژه های کمک رسانی، ضرورت های مردمی را در افغانستان مرفوع سازد.
این در حالی است که سازمان غذایی جهان از جنوری تا جون سال روان 103300 تن مواد خوراکه را برای 5/4 میلیون افغان کمک نموده است.
برابري اقوام واديان درهندوستان وافغانستان؟!!!
دويچه ويله : گفتگوبا داکترمحی الدین مهدی استاد دانشگاه کابل وتحلیلگرمسایل افغانستان درباره ی چگونه برخورد کردن با تبعیض نژادی درهندوستان که یکی از رازهای موفقیت این کشوراست چرا درافغانستان از آن نمی شود استفاده کرد.
دويچه وله:آقاي مهدي ، شصت و يکسال پيش از امروز هندوستان جديد تأسيس گرديد، امروز هندوستان از جمله قدرت هاي اقتصادي و هسته يي جهان به شمار مي رود، به نظر شما راز مؤفقيت اين کشور در چيست؟
داکتر مهدي: در آغاز سده ي گذشته ، در آغاز قرن بيست که حزب کنگره بوجود آمد؛ در رهبري کنگره نوابغي ظهور کردند، که در رأس همه ي آنها مهاتما گاندي بود، پيشواي هندوستان و رهبر حزب کنگره .
در کنار وي نابغه هاي ديگري هم وجود داشت ، مثل جواهر لعل نهرو ، به همين ترتيب البته بيرون تر از صف کنگره شاعر بزرگ رانبدرناتـهـ تاگور ...
دويچه وله : بله ، يعني به نظر شما چند شخصيت فوق العاده کافي هستند ، تا يک جامعه ي چند ميليوني را که در آنزمان پارچه پارچه بود، به اين شکل منسجم بسازند و نيز بتوانند که بسوي ترقي و انکشاف سوق بدهند؟
داکتر مهدي : تاريخ نشان مي دهد که، چند شخصيت گاهي زياد نيز است، حتي يک شخصيت کافيست؛ شخصيتي که اخلاص ِ به تمام معني داشته باشد، سر تا پاي وجودش صداقت باشد، خدمت گذار باشد.
گاندي با توجه به آگاهي و دانش عميقي که داشت ، شناخت کافي اي که از جامعه ي هندوستان آنزمان داشت ، قانوني را مطرح کرد که تمايز و تبعيض ميان اقوام مختلف که در جامعه هندوستان زندگي مي کند، مذاهب و اديان مختلف که در آن کشور هست ، زبان هاي متعددي که در آن کشور رايج است، همه ي آنها را در نظرگرفته جامعه اي را ايجاد کرد که امروز در آيينه ي دولت هندوستان، تمام اقوام ساکن در آن کشور خودرا مي بينند.
دويچه ويله : بله، شما به موضوع بسيار حساسي اشاره کرديد ، بسياري از کارشناسان هم همين موضوع را مطرح مي کنند، که از بين بردن تبعيض در جامعه ي هندوستان تا حد زيادي يکي از راه هاي مؤفقيت اين کشور است. ما و شما بايد فراموش نکنيم که هندوستان زماني در آتش جنگ داخلي بين مسلمانان و هندوها مي سوخت ، اما چندي پيش رييس جمهور هندوستان يک شخص مسلمان بود، امروز صدراعظم اين کشور يک سکهـ است و رييس حزب حاکم در پارلمان ( مجلس نمايندگان) يک خانم عيسويست ، با وجود ي که اکثريت در جامعه ، هندو هستند، از ديد افغاني چطور همچو همکاريي امکان دارد؟
داکتر مهدي : وقتي ما از يک ملت صحبت مي کنيم ، از يک کشور صحبت مي کنيم، بايد مؤلفه هايي که اين پديده ها را مي سازد ناديده نگيريم، يعني اين که مؤلف هايي وجود دارد که يک ملت و يک کشور را مي سازد.
با توجه به فرصت کمي که داريم ، مي توانم به سه تا چهار تا از چنين مؤلفه ها اشاره نمايم .
يکي از مهمترين مؤلفه ها تاريخ است؛ تاريخ مشترکي که براي ساختن يک کشور و براي شدن يک ملت لازم است.
دوم فرهنگ مشترک است . اما مهمتر از اين هردو پديده ، دو فاکتور يا عامل ديگريست ، که يکي جغرافياي مشترک است و سرانجام مهمترين فاکتور يا عامل در ساختن يک ملت ، در ساختن يک کشور دولت است .
دولت يک قرارداد است، در حالي که سه مؤلفه را ياد کردم ، هر کدام آن جبر است، اختيار نيست . اما در برابر دولت يک اختيار است ، يک قرارداد است .
وقتي اقوام متعدد ساکن در يک سرزمين با اختيار همديگر مي نشينند، قراردادي را امضاء مي کنند، و در خطوط آن سيماي خودرا مي بينند، يا سيماي خودرا ترسيم مي کنند، اين مؤلفه قوي ترين مؤلفه براي حضور و ظهور يک کشور و يک دولت است .
در هندوستان در همان زمان چنين کاري تحت رهبري مهاتما گاندي ، در گام نخست انجام شد، که امروز ما مي بينيم ، ساختار دولت هندوستان به گونه ايست که هيچ نگرانيي وجود ندارد، اين که کسي که به حساب قومي نمايندگي از اقليت 5 ـ 6 در صد نمايد، صدراعظم هندوستان باشد.
يعني هيچ فرقي نمي کند که اين شخصيت که در مقام صدارت يا رياست جمهوري آمده به کدام زبان حرف مي زند، به کدام مذهب گرايش دارد، به کدام قوم تعلق دارد، يعني اين که فرد مي داند، به هرگروه و قومي که تعلق داشته باشد مکلف به اجراي قانون اساسي هندوستان است، ودرساختار موجود دولت هندوستان که به مثابه همان آيينه ايست که پيشتر عرض کردم ، هيچ کار غلطي را انجام داده نمي تواند.
دويچه وله : بله، اين موضوع را اگر ما و شما به افغانستان انتقال بدهيم، چرا در افغانستان همچو موضوعي ممکن نبوده ، و همچو همکاريي ممکن نبوده ، با وجود اين که بعد از سقوط رژيم طالبان- اگر به تاريخ چند سال گذشته توجه نمايي- تلاش صورت گرفت که به تمام اقوام در جامعه حق داده شود و حکومتي تشکيل گردد که نمايندگي از تمام اقوام در افغانستان بکند. منتها اگر امروز شما با نماينده هاي اقوام مختلف صحبت کنيد، همه ناراض هستند، چرا همچو همکاريي در افغانستان ممکن نبود؟
داکتر مهدي : با کمال تأسف خدمت شما به عرض برسانم؛ در عين حالي که فرمايش شما را تأييد مي کنم ، شش ـ شش و نيم سالي که گذشت فرصت بي نظيري بود که در اختيار مردم افغانستان گذاشته شد،ولي در طي اين فرصت يک تيمي از طرف جامعه ي جهاني تحميل شد بر مردم افغانستان ، که خواهشات نفساني ايشان قويتر بود، گرايش هاي قومي ايشان قوي تر از گرايش هاي ملي ايشان بود، و شما مي دانيد که براي ساختن يک کشور ، براي آوردن ثبات دريک کشور بعضي مقوله هاييست که بايد حل شده باشد ، تعريف شده باشد، يکي از آن مقوله ها ، به گونه اي که پيشتر اشاره کردم ، ساختار نظام سياسي يک کشور است. منجمله مثلأ وقتي ما مي بينيم که در انگلستان رقابت بين دوحزب محافظه کار و کارگر برسر احراز قدرت است، دغدغه در ساختار نظام سلطنتي هندوستان بين آنها وجود ندارد، يعني هيچکدام آنها در صدد آن نيست که وقتي به قدرت برسد ، ساختار نظام را دگرگون نمايد.
چون در ساختار نظام خودرا مي بيند،در حالي که دغدغه ما اينست که چراساختار اين نظام متمرکز بوجود آمد،که يک شخص مستبدالرأي مثل آقاي کرزي در رأس آن قرار گرفته و آگاهي و دانش کافي هم براي اداره ي اين کشور ندارد، و با کمال تأسف گرايش هاي بسيار شديد قومي هم دارد ، که به جاي اين که در کشور اداره ملي بوجود بياورد، و جنجنال هايي را که مثلأ در داخل پارلمان ( مجلس نمايندگان) امروز ما مي شنويم که اين واژه را بايد بگويي ، اين واژه را نبايد بگويي، اينها همه منشاء مي گيرد، از اين گرايش هاي ناسالمي که در رأس رهبري افغانستان متأسفانه وجود دارد.
بنابرين مي توان گفت، که مقوله هايي وجود دارد که تا حال برآن تعريفي صورت نگرفته است.
دويچه وله :آقاي مهدي، مي خواهم يک سوال ديگر را مطرح نمايم، با توجه به صحبت هاي شما نظر شما اينست که هيأت رهبري سياسي افغانستان آغشته به قوم گرايي اند، سوال در اينست که آيا اين قوم گرايي در سطوح بزرگتر جامعه موجود نيست؟ بطور مثال؛ ما و شما مي بينيم که وقتي يک خبرنگار واژه ي دانشگاه را که يکي از واژه هاي کهن زبان فارسي است، استفاده مي کند، مجازات مي شود و در برابر مثلأ وقتي موضع اين مطرح مي شود که در مکاتب به اطفال زبان پشتو تدريس شود، بعضي ها "فاشيست هستند، فاشيست هستند" را فرياد مي کنند.
در اينجا ما و شما مي بينيم که روشنفکران هم حاضر به اين نيستند که تا با همديگر همکاري کنند، چه رسد در سطوح بالاي سياسي ، نظر شما در اين رابطه چه است؟
دکترمهدي: من تصور مي کنم که قسمتي از بحث هايي را که ما و شما شاهد آن هستيم، واکنش هاست که فقط نشان داده مي شوند.
در برابر سياست حاکم که به اصطلاح اعمال مي شود، آنچه که مثلأ حساسيت در برابر دانشگاه و دانشکده و يا مثلأ لوايح بعضي از وزارت خانه ها و مؤسسات دولتي مي بينيم. اين دستگاه منظم دولت است که صاحب اختيار و صلاحيت است که اعمال فشار مي کند ، اعمال زور مي کند، واقعيت جامعه ي افغانستان را ناديده مي گيرد،و يا تا حدودي قانون اساسي افغانستان را ناديده مي گيرد.يعني يک جانبه عمل مي کند.
بقيه برخورد ها را من فقط واکنش مي دانم، به اصطلاح عکس العمل مي دانم.
من تصور نمي کنم که غير از تيم حاکم فعلي افغانستان که يک جانبه تصور مي کند، تفکر مي کند، گرايش هاي مفرط قومي دارد، تماميت خواه است در کل ؛ من هيچ گروه قومي را در افغانستان سراغ ندارم که تماميت خواه باشد و بخواهد که فرهنگ و زبان و تاريخ و هويت قومي ديگران را حذف بکند.
Copyright ©ariaye 2002_2008
استفاده از مطالب آريايی با ذکر ماخذ آزاد است
بالا
آرشیف اخبار *
صفحة دری *
بازگشت