۳۷۱ : هراتیان با بوت بردهان گلبدین کفتند
برنامه های قبلی شفيع عيار

تلويزيون های افغانی
انجمن حقوقدانان افغان در اروپا





عطاالله عنایت رادمرد
موقف روشنفکران دگر اندیش در حیات سیاسی / اجتماعی و تحکیم ثبات کشور


نجیب الله عظیمی
دولت وحدت ملی یا دولت وحشت ملی ؟


 بصیرهمت
امریکا و افغانستان


محمدامين فروتن
ازتعویذات وفکاهیات اشرف غنی


 محمد علی مهرزاد
عوامل بازدارنده تحولات واصلاحات درافغا نستان!؟


سنجر غفاری
 دیدارداکترعبدالله از مزارشریف


محمد الله وطندوست
یادداشت های روزانه


خوشه چین
خلاف خواست


 شجاع الحق نوری
تغییر معادله جنگ  افغانستان


 مهرالدین مشید
باهنجار شکنی های دینی و اخلاقی نباید شهدا  را توهین کرد


 دکتر حمیدالله مفید
کور گره بند تنبان


محمد عالم افتخار
پرواز با پری آرزوها؛ بر بلندای ابر ها و آسمانها


میر عبدالواحد سادات
ذهنیت تکفیری و تداوم کشتار، سلاخی ارزشهای مدنی و


پوهندوی دوکتور سیدحسام مل
مردم ا فغا نستا ن بحد کا فی وحشیگری امپریا لیست های غربی را با خود دارند


 مهرالدین مشید
شبکه هاچگونه شماری ها را زیر نام کارشناس استخدام میکنند


محمد ضیا ضیا
نسل کُشی وکوچاندن مسلمانان توسط بودائیان در میانمار


الحاج عبدالواحد سیدی
مذاهب منسوب به دین اسلام_ابو حنیفه  و ابو یوسف


کریم پوپل
چگونگی ازدواج در افغانستان


غلام سخی ارزگانی
آزادی منشای عدالت و آبادی


الحاج عبدالواحد سیدی
 رقابت بر سر حالمیت  های خانوادگی در فرمانروایی


 عبدالرووف لیوال
روزی که نفرت میزاید


 کریم پوپل
قره قل


 خواجه محمد نعیم قادری
فـراخـوان همـکاری برای مجمـوعـه لـوگـر شـناسی




 

شنبه اول میزان ۱۳۹۶ خورشیدی برابر با ۲۳ سپتمبر ۲۰۱۷ میلادی

 

دو رییس‌جمهوری و دو دنیــا

ماندگار : مهم‌ترین ویژه‌گی هفتاد و دومین نشست سازمان ملل متحد این بود که در آن برای نخستین‌بار دونالد ترامپ رییس‌جمهوری امریکا سخنرانی می‌کرد. آقای ترامپ به‌دلیلِ حرف‌ها و سخنرانی‌های عجیبش همواره خبرساز بوده است. او خلافِ رییس جمهوری قبلی امریکا، سخنانِ خود را رُک و بی‌پرده بر زبان می‌آورد. آن‌چه را هم که آقای ترامپ در نشست سازمان ملل متحد مطرح کرد، در همین راستا باید فهمید.
سخنرانی آقای ترامپ در سازمان ملل، کاملاً «ترامپی» بود و به گمانم اگر چیزی غیر از این می‌بود، جای تعجب داشت. خلاف آن‌چه که برخی از تحلیل‌گران به ابعاد جهانیِ سخنرانی آقای ترامپ توجه نشان دادند، فکر می‌کنم که این سخنرانی بیشتر برای افکار عمومی در امریکا تهیه شده بود.
امریکایی‌ها دوست دارند که خود را برتر بدانند و آقای ترامپ واقعاً چنین حسی را به آن‌ها القا می‌کنـد. آقای ترامپ به برخی کشورها و سرانِ آن‌ها از تربیون سازمان ملل متحد حمله کرد و حتا در مورد کوریای شمالی گفت که مجبور خواهد شد این کشور را از نقشۀ جهان محو کند. او در مورد ایران، کوبا، ونزویلا و نظام‌های کمونیستی نیز حرف‌های انتقادی زد و این نوع حکومت‌ها را حکومت‌های زشت خطاب کرد.
پیش از این نیز رؤسای جمهور امریکا حرف‌هایی بهتر از این در بابِ این کشورها و نظام‌ها نگفته بودند. حتا بارک اوباما رییس‌جمهوری پیشینِ امریکا هم که به فرهیخته بودن مشهور بود، هر وقت در مورد این کشورها صحبت می‌کرد، لحنی شبیه لحنِ ترامپ داشت. پس تا این جای کار آقای ترامپ حرف و سخنی در نشست سازمان ملل نگفته که خلافِ عرف معمولِ سخنرانی‌های روسای جمهوری امریکا در چنین نشست‌هایی باشد.
او حتا در مورد افغانستان که به زخم ناسورِ امریکا تبدیل شده نیز حرفِ تازه‌یی نگفت؛ حرف‌های آقای ترامپ در مورد افغانستان تکرار همان چیزهایی بود که در استراتژیِ اخیرش بیان شده است. اما وقتی می‌گویم که مخاطب اصلیِ او در این سخنرانی بیشتر از این‌که کشورهای جهان و یا مردم جهان باشد، مردم و کشور خودش بود، به این دلیل است که او تلاش کرد به همان شعار اصلی انتخاباتیِ خود برگردد که وعده داده بود غرور امریکایی‌ها را دوباره به آن‌ها برمی‌گرداند.
در تمام سخنرانی خود، آقای ترامپ تلاش کرد که به این هدف نزدیک شود و به مردم امریکا بفهماند که در انتخابِ خود در مورد او اشتباه نکرده‌اند.
آقای ترامپ در ماه‌های اخیر به‌شدت افتِ محبوبیت داشته و حتا سخن از آن می‌رفت که باید از ریاست جمهوری قبل از موعد کنار برود. سخنرانی آقای ترامپ نشان داد که او تا آخر دورۀ کاری‌اش در این مقام خواهد بود و حتا آماده است که یک دورۀ دیگر هم در کاخ سفید باقی بماند.
آقای ترامپ در کُلِ سخنرانی‌اش به مردم امریکا این احساسِ برتری‌یی را که دوست دارند، القا کرد. او از سخاوت، دست و دلبازی، نوع‌دوستی و توجه امریکا به دیگر کشورهای جهان تمجید کرد و تأکید ورزید که امریکا هزینه‌های بزرگی را برای رفاه انسان‌ها به مصرف رسانده است. او از ساختار بیروکراتیک سازمان ملل متحد نیز انتقاد کرد و گفت که با وجود این‌که
۲۵ درصد مصارف این سازمان را امریکا با سخاوتِ خود متحمل می‌شود، ولی این سازمان هنوز نتوانسـته به یک سازمان فعال در سطح جهان تبدیل شود.
اشارۀ آقای ترامپ ظاهراً به این بود که سازمان ملل باید بیشتر در خدمتِ هدف‌های امریکایی قرار بگیرد.
یک روز پس از آقای ترامپ، محمد اشرف‌غنی رییس‌جمهوری افغانستان نیز در این نشست سخنرانی کرد. متأسفانه شاید بدترین سخنرانی ممکن در چنین نشستی، همین سخنرانی آقای غنی باشد. آنانی که سخنرانی آقای غنی را تهیه کرده بودند، خیلی به زیر و بم‌هایِ چنین سخنرانی‌یی توجه نشان نداده بودند.
زمانی که آقای غنی سخنرانی می‌کرد، اکثر شرکت‌کننده‌گان نشست را ترک کردند. البته این مسأله چندان امر غیرمعمولی در این‌گونه نشست‌ها نیست. همیشه سخنرانی‌های رؤسای جمهوریِ امریکا در سازمان ملل بیشترین مخاطب را به خود داشته و دیگر کشورها به میزان اهمیت‌شان در مناسبات جهانی، از شمار کمترِ شرکت‌کننده برخوردار بوده اند، اما نه به اندازه‌یی که در سخنرانی آقای غنی حضور داشتند.
تعداد بسیار کمی از شرکت کننده‌گان در سخنرانیِ آقای غنی در سالون باقی ماندند و همان‌ها نیز به شمول هیأتِ افغانستان هیچ توجهی به سخنرانی آقای غنی نداشتند. اما نادر نادری رییس اصلاحات اداری که معلوم نیست بنا به کدام موقعیتِ دیپلماتیک در تمام نشست‌های بین‌المللی حضور دارد، مشتاقانه با موبایلش سخنرانی رییس‌جمهوری را ضبط می‌کرد.
آقای غنی در حالی در نشست سازمان ملل سخنرانی می‌کرد که در کشورش و زیر اداره و رهبری خودش، اصطلاح جدیدِ «مخکشیسم» تولید شده است. نمی‌دانم در آن لحظه اگر همان تعداد محدود مخاطبانِ آقای غنی که در نشست حضور داشتند، خبر می‌شدند که فاشیسمِ ایشان چقدر به بار و بر نشسته، آیا بازهم به نشستن و شنیدنِ چرندیاتِ او ادامه می‌دادند؟
بگذار که دستمال به دستان بگویند که آقای غنی از آن‌چه که در ادارۀ امور می‌گذرد، خبر ندارد و راهنمای قوم‌گرایانۀ آقای مخکش هیچ ربطی به او ندارد؛ ولی من و میلیون‌ها انسانِ این سرزمین هرگز باور نمی‌کنیم که آقای غنی با مخکش هماهنگ نبوده است. این دو، دو رویِ یک سکه اند و در مکتب فکریِ مشترک قدم می‌زنند. شاید روزی روزگاری سند‌های خیلی مهم‌ترِ دیگری نیز از جایی درز کند و پرده از خیلی رازهای قوم‌گرایانۀ ارگ بردارد.
دید و بازدیدهای آقای غنی در امریکا نیز چندان حساب‌شده و منسجم نمی‌نمود. من به اندازه‌یی که آقای غنی را مورد انتقاد قرار می‌دهم، به همان اندازه آقای کرزی را نیز انتقاد می‌کنم، اما از برخی حرکت‌های آقای کرزی در مقایسه با آقای غنی خوشم می‌آید. آقای غنی در کشورهای خارج و در برابر رؤسای جمهورِ آن‌ها ژستِ نوکر و گدا را به خود می‌گیرد، در حالی که آقای کرزی حتا در برابر بوش رییس جمهوری سابقِ امریکا کاملاً عادی برخورد می‌کرد.
شاید ما در سطح جهانی چندان موقفِ خوبی نداشته باشیم و کشوری نباشیم که محلی از اعراب در مناسبات بین‌المللی داشته باشیم، ولی این‌قدر هم نباید خود را خوار بسازیم که دیگران حس کننـد ما واقعاً گدازاده هستیم.

 

نگاه ترامپ به منابع معدنی کمیاب افغانستان

بر اساس اعلام کاخ سفید، روسای جمهور افغانستان و آمریکا در نشستی در شهر نیویورک توافق کردند شرکت‌های آمریکایی در استخراج منابع معدنی کمیاب افغانستان مشارکت کنند.

به گزارش ایسنا، به نقل از خبرگزاری رویترز، کاخ سفید تصریح کرد: اشرف غنی، رئیس جمهور افغانستان و دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در این دیدار توافق کردند که یک چنین ابتکار عمل‌هایی هم به شرکتهای آمریکایی کمک خواهد کرد تا به ساخت موادی که با امنیت ملی آمریکا مربوط هستند، بپردازند و هم باعث رشد اقتصاد افغانستان شده و شغلهای جدیدی را در هر دو کشور ایجاد خواهد کرد و بنابراین میزانی از هزینه‌های کمک‌های آمریکا را در حالی که افغان‌ها خودکفاتر می‌شوند، تسویه خواهد کرد.

بر طبق بیانیه کاخ سفید، این دو رهبر در عین حال تعهدشان را به اجرای کامل راهبرد جدید دولت دونالد ترامپ برای جنوب آسیا با هدف شکست دادن تروریسم ابراز کردند.

معادن عناصر کمیاب عبارتند از پگماتیت لیتیم، نیوبیوم، سزیم، روبیدیم، بریلیم، تانتالیم و کادمیوم.

این عناصر در گسترده پگماتیت به مقادیر کم و زیاد وجود دارد. معادن لیتیم، بریلم، تانتالیوم و نیوبیوم در افغانستان نسبتا بیشتر از دیگر عناصر کم‌یاب است.

به طور کلی ۴۹ معدن از این عناصر در میان سنگهای پگماتیتیک وجود دارد.

 

کیها درآمد معادن افغانستان را بدست می آورند؟

حضور غیرقابل کنترول امریکایی ها از طرف افغانها در آنوقت در هلمند مورد سؤظن قرار داشت.

در حاشیه نشست سازمان ملل متحد سران حکومت افغانستان و امریکا، بر سر استخراج منابع معدنی کمیاب افغانستان توسط شرکت های امریکایی به توافق رسیدند.
بنابراین با این کارامریکا هم به دنبال بدست آوردن هزینه های خود که در افغانستان به مصرف می رساند هست و هم می خواهد که مردم افغانستان خودکفا شوند.
حاجی محمد عبدو وکیل پارلمان افغانستان به آژانس خبرری اسپوتنیک گفت که امروز معادن افغانستان زیر کنترول گروهای دهشت افگن است. آنها تعداد زیاد از این معادن را استخراج نموده و به پاکستان قاچاق می کنند، تا بتوانند پول انگفت را برای خود بدست بیاورند. 

او می گوید که دولت افغانستان برای جلوگیری از استخراج غیر قانونی معادن افغانستان تلاش دارد، اما تا به حال به نتیجه نرسیده است.
چندی قبل آژانس اسپوتنیک خبری در مورد نگرانی شماری از نمایندگان مردم هلمند در شورای ملی درمورد استخراج معادن یورانیم توسط خارجی‌ها در این ولایت منتشر کرده بود، و مدتی پس از نشر این خبر شماری از باشندگان محل و مقامات آگاه از این موضوع با ابراز نظر، این موضوع را تائید کردند.
یک عضو شورای ولایتی هلمند که نخواست اسمش ذکر شود، با تائید وجود معادن یورانیم در ولسوالی خانشین ولایت هلمند گفت که قبلاً این مناطق به نام مناطق بلایی یاد می‌شدند، چون اشخاص و حیواناتی که به کوه‌های خانشین می‌رفتند، فلج می‌شدند. اما پس از تشخیص وجود معادن یورانیم در این مناطق دلیل اصلی این مشکلات معلوم شد.
نسیمه نیازی، نماینده مردم هلمند در مجلس نمایندگان به آژانس اسپوتنیک گفت که ولایت هلمند دارای معادن زیادی است و اکثر مناطقی که معادن در آن‌جاها قرار دارد، خارج از حاکمیت دولت افغانستان است. 

به گفته این نماینده مجلس، معدن یورانیم در ولسوالی خانشین هلمند قرار دارد و این ولسوالی همواره در تصرف طالبان بوده است.
از سوی دیگر دوکتور سمیع الله پویا مبصر سیاسی در گفتگوی به آژانس خبری اسپوتنیک گفت: امریکایی‌ها از اواسط قرن بیست در هلمند حضور یافتند، هنگامی که با سردار شاه محمود خان صدراعظم قرارداد احداث کانال هلمند را امضا نمودند. بعداً محمد داود خان در سال ۱۹۵۳ که رهبری کابینه را در دست گرفت از احداث این کانال که برای افغانستان پر مصرف بود می خواست این قرار داد را فسخ کند.
همچنین حضور غیرقابل کنترول امریکایی ها از طرف افغانها در آنوقت در هلمند مورد سؤظن قرار داشت.
دوکتور پویا می گوید اینکه طیاره های امریکایی همواره بدون کنترول دولت افغانستان در این ساحه نشست و پرواز میکنند، از سالها تا به حال مورد سوال قرار دارد و همواره شک و حتی مورد انزجار افغانها قرار گرفته است.
امروز نظر به عدم امکانات و بررسی، افغانها تا به حال اسنادی در دست ندارند تا بتوان امریکا و انگلیس را در امر انتقال غنایم افغانستان و همچنین ترانزیت مواد مخدر از ولایت هلمند محکوم نماید. 

و با دجود حضور نیرو های امریکایی و انگلیس در این ولایت، هیچ دست آوردی در تامین امنیت ندارند که خود قابل سوال است.
به نظر این کارشناس استراتژی جدید اداره ترامپ که متکی بر علایق اقتصادی شان در این کشور است، حضور امریکایی ها در ولایت هلمند باز هم بیشتر از سایر مناطق افغانستان خواهد بود.
او می گوید که بررسی ادعای نمایندگان مجلس افغانستان صرف با همکاری های فنی کشور های که علاقمندی در مورد دارند میتواند نتایج مطلوب داشته باشد. اینکه حاکمیت در مورد چنین همکاری‌ها اقدامات عملی را روی دست خواهد گرفت برای شخص خودم سوال است.
از سوی دیگر سیف الدین سیحون استاد پوهنځی اقتصاد دانشگاه کابل طی مصاحبه با آژانس اسپوتنیک گفت جنگ که نزدیک به چهار دهه کشور درگیر ان است، معادن افغانستان سرویی درست نشده است، اما با آن هم کشور های خارجی بخصوص امریکا تلاش دارند تا با بدست آوردن تندرهای ارزان معادن افغانستان را استخراج کنند.

چند قبل عبدالقدیر مطفی سخنگوی وزارت معادن و پترولیم در گفتگوی با آژانس خبری اسپوتنیک در مورد ارزشی تقریبی معادن افغانستان گفته بود که سند معتبری که بیانگر ارزش مجموعی معادن افغانستان باشد، بدسترس نیست. اما به این نظر هستیم که ارزش معادن افغانستان به اساس سروی های متعددیکه از طرف ایالات متحده امریکا صورت گرفته، می توان گفت معادن های افغانستان درحدود سه هزار میلیارد دالر تخمین گردیده، اما ما باورمند هستیم که ارزش معادن افغانستان بالاتر از تخمین های داده شده میباشد.

 

ضارب حکمتیار در هرات را بشناسید

افغان پیپر : گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی که از روز سه شنبه در هرات بسر می برد، روز جمعه به مسجد جامع هرات رفته و خطیب جمعه مسجد جامع هرات که قبلا از اعضای حزب اسلامی بوده ، امامت جمعه نماز را به حکمتیار وا می گذارد.
در این میان یکتن از شهروندان هرات در یک حرکت اعتراضی بسوی حکمتیار کفش پرتاب می کند که مردم هراسان شده گمان می برند که حمله انتحاری است و فرار می کنند و نماز جمعه مختل می گردد.
در خبرها ذکر شده بود که ضارب کفش فرار کرده است اما ویدیویی که از صحنه به این شبکه رسیده حکایت دارد که ضارب کفش توسط محافظان حکمتیار دستگیر و تا سرحد مرگ مورد لت و کوب قرار گرفته تا حدی که از هوش رفته است.
فرد ضارب به نیروهای امنیت ملی هرات سپرده می شود و پس از گذشت چهار ساعت بهوش می آید و اذعان می دارد که از جانب هیچکسی تحریک نشده و یک خصومت شخصی با حکمتیار داشته است.
پس از بررسی مشخص شد که وی سید عبدالواحد دادشانی دانشجوی دانشگاه خواجه عبدالله انصاری است.
این فرد پسر سید جلیل دادشانی از فرماندهان سابق حزب اسلامی می از قریه دادشان هرات می باشد.
در سال های گذشته سید جلیل دادشانی در مخالفت با حکمتیار قرار می گیرد و توسط افراد حزب اسلامی به دستور شخص حکمتیار مورد لت و کوب قرار گرفته که از همان زمان قطع نخاع گردیده و در خانه بستری می باشد.
ضارب اذعان داشته است که از هیچ کشور و یا حزب و یا فرد خاصی دستور نگرفته و این اقدام وی یک تصمیم آنی بوده است.

 

سید عبدالواحد آه تاریخ است؛ از شکنجه اش دست نگهدارید!

افغانستان ما مرکز رنج های جهانی است و سرنوشت جهان نیز در همین جا رقم می خورد. رنج های انسان افغانستان نوبت به نوبت منفجر می شود. 

گزارشنامه افغانستان : آقای معصوم «استانکزی»! تا دیر نشده، از شکنجۀ سید عبدالواحد دادشانی، جوان تحصیل کردۀ هرات، آن نماد صدیق مقاومت برحق نسل جوان افغانستان دست بردارید. پس از جاودانه یاد (عبدالخالق هزاره) واحد دادشانی با ظرفیتی سرشار از شگفتی، صفحه جدیدی در دفتر مقاومت افغانستان باز کرد. 

به هوش باشید که افغانستان تنها گذرگاه نبرد میان خیر وشر نیست، صحنۀ غافلگیری های محاسبه ناشده هم برای خارجی ها و هم برای گمراهان «افغانی» است. حکمتیار سه ماه تمام پایتخت نشینان و فرهنگ شان را پیش چشم خود شان تازیانه زد مگر از کابلی ها صدایی بلند نشد.  درمقام نمایش های رسانه ای و لفظی، حدیث کشتار هفتاد هزار کابلی وویرانی شهر و... از هر دهانی بیرون می پرید؛ مگر تقدیر چنان آورده بود که هرات- آن خطه فرهنگ و همزیستی- تعیین تکلیف کند.

افغانستان ما مرکز رنج های جهانی است و سرنوشت جهان نیز در همین جا رقم می خورد. رنج های انسان افغانستان نوبت به نوبت منفجر می شود. 

حمله سید عبدالواحد دادشانی  یکی از مصادیق تابو شکنی در تاریخ بیداری نسل جوان است که یاد گرفته است تا دیگر مثل پدران خویش طعمه وخام طمع نشود.

آقای استانکزی، بیش ازین خود را شریک این پرونده نسازید. امنیت ملی یک کشور، حافظ شرافت و عزت مردم همان کشور است. شما در برابر آزمایش تاریخ، وجدان جمعی و وجدان فردی خود تان قرار گرفته اید. ازین امتحان سرافگنده بیرون نشوید که چنین سرافگنده گی را نه پول جبران تواند کرد، نه مقام. ارتجاع قومی- مذهبی هرگز مالک آینده نسل جوان و افغانستان نخواهد بود. 

در رابطه به کشتار جمعی نمازگزاران مسجد جوادیه ولایت هرات که با محکومیت گسترده بین‌المللی ازجمله اتحادیه اروپا و سفارت امریکا روبه رو شد، درصف ارتجاع مذهبی- قومی به رهبری مولوی خداداد هیجان دادخواهی برنیانگیخت. حمله برمسجد جوادیه از چندین جهت معادل معاصی کبیره بود. حالا دولت نباید جوگیر عربده کشی های ارتجاع شود.

 

شکریه بارکزی: طالبان شیفته قدرت نیستند!

روزنامه دی نیشن چاپ اسلام آباد نوشته است که در شانزده سال گذشته، حکمروایی سه رئیس جمهور در امریکا و استعفای چندین جنرال اردوی امریکا در جنگ افغانستان یاد آور موتر سایکل سوارانی است که به شکل پایان ناپذیری به دور یک میدان مدور چرخیده اند. دی نیشن با اشاره به یک آماردهی مشکوک از سوی امریکایی ها نوشته است که بعد از اعلام خروج ارتش امریکا از افغانستان در دوره اوباما درسال 2014 شمار نیروهای امریکا مستقر درافغانستان 8400 نفر ذکر می شد اما به تازه گی فاش شده است که شمار سرباز حدود 12000 نفر است.

دی نیشن به نقل از شکریه بارکزی سفیر افغانستان در اسلو نوشته است که کارطالبان یکسره شده است و آن ها مایل اند به خانه های شان برگردند اما امریکایی ها نمی گذارند که آن ها میدان های جنگ را خالی کنند.

شکریه بارکزی درگفت وگو با دی نیشن گفتهاست، طالبان یک نیروی اشغالگر نیست، آنها شهروندان افغانستان اند که به خاطر روحیات مذهبی مفرط ومحافظه کارانه، زن ستیزی و رویکرد های افراطی شان

در میان مردم افغانستان منفور گشته اند.

جالب ترین سخن شکریه بارکزی این است که وی مدعی است که تروریستان طالب درصورت برقراری صلح روانۀ مناطق وخانه های شان شده و همانند افراد عادی کسب اجدادی خویش را در کشت زار ها و دکاکین از سر خواهند گرفت.

نکته دیگر در فتوای ساده لوحانۀ شکریه بارکزی بنا به گزارش دی نیشن این است که ممکن است طالبان بی آن که دغدغه گرفتن قدرت درکابل در سر داشته باشند به نظام زنده گی محلی قناعت خواهند کرد.
اشاره: مثل این که قتل عام ها وحمام های خون در مزار، کابل، قندهار، خوست و غور بخشی از تصادفات آسمانی است.

 

سیگار خواهان به دادگاه کشانیدن فرماندهان فاسد نظامی افغانستان شد

بازرس ویژه امریکا برای بازسازی افغانستان "سیگار" تاکید کرده است که فرماندهان فاسد نیروهای امنیتی و دفاعی افغان باید به دادگاه کشانیده شوند.
به گزارش خبرگزاری جمهور؛ سیگار در گزارش تازه خود گفته است که سران حکومت افغانستان باید مسوولیت بزرگ
تری را بپذیرند و مقامهای فاسد نیروهای امنیتی و دفاعی را تحریم کنند.
جان ساپکو، بارزس ویژه امریکا برای بازسازی افغانستان که در نشستی این گزارش را پخش کرد، بخش‌های ملکی نهادهای امنیتی را انتقاد کرد.
طلوع نوشت که سیگار همچنان تاکید کرده که امریکا در بدل کمک
هایش به نیروهای افغان، خواستار اصلاحات و مبارزه با فساد اداری شود.
جان ساپکو، با اشاره به یک وزیر پیشین امور داخله می ‏گوید که بسیاری از این کمک ‏ها حیف و میل می
شوند.
وی افزود:"ما، میلیون
ها دالر را برای ساختن دفتر یک وزیر و مبدل کردن آن به یک قصر به مصرف رسانیده ایم. اگر کمکهای ما مشروط می‏بودند، به این وزیر گوش زد میشد که در بدل این دفتر، باید در برابر فساد مبارزه کنی. این دفتر، دفتر وزیر امور داخله بود. بار آخر که با رییس جمهور غنی دیدم به من گفت که وزارت امور داخله فاسد ترین نهاد در حکومت او است".
با این همه، سیگار امیدوار است که با رهبری تازه امریکا و پایبندی حکومت افغانستان، تغییراتی در نیروهای امنیتی به میان خواهند آمد.
وزارت دفاع و امور داخله کشور تاکنون به این گزارش سیگار واکنشی نشان نداده اند.

 

حکومت خود را بر شهروندانش یک هیولا ساخته است/ اطاعت مطلق از سفارتخانه ها، زیبنده حاکمیت ملی نیست

مسعود ترشتوال سخنگوی شورای حراست و ثبات افغانستان است. آقای ترشتوال علاوه بر سخنگویی شورای حراست، به حیث استاد دانشگاه نیز ایفای وظیفه می کند.
آقای ترشتوال، در حکومت قبلی، سمت ریاست مؤسسات تحصیلات عالی خصوصی را در وزارت تحصیلات عالی برعهده داشت. وی با شکل گیری حکومت وحدت ملی، به حیث سخنگوی این شورا به فعالیت آغاز کرد.
جناب ترشتوال، تشکر که فرصت تان را در اختیار خبرگزاری جمهور قرار دادید؛ شورای حراست و ثبات افغانستان در یک ونیم سال گذشته، چه دستاوردی داشته است؟
شورای حراست و ثبات افغانستان به عنوان بزرگترین جهت و جریان سیاسی اصلاح طلب که در ترکیب این شورا، شخصیت های مستقل سیاسی و مطرح افغانستان، احزاب سیاسی، تعدادی از نهادهای مدنی و همینطور شخصیت های با نفوذ ولایات، عضویت دارند. این شورا از ابتدا خطوط اساسی و کاری خودش را تبیین کرد که به چند عنصر تاکید داشته است:
اینکه ما به دنبال فروپاشی حکومت موجود افغانستان نبودیم و نخواهیم بود. خب در این رابطه دلایل زیادی داریم. موضع ما اصلاح طلبانه است. تجربه ای که داریم بی ثباتی و بی نظامی قابل تحمل نیست. وضعیت موجود قناعت بخش نیست. نیاز به ریفورم بسیار جدی ساختاری، شکلی و محتوایی همه جانبه دارد.
 به همین دلیل بود که سیاست خود را بر اساس اصل اصلاحات در پیش گرفتیم؛ در شش حوزه، طرح های بسیار مشخص خود را با حکومت و با جمعی از نمایندگی های سیاسی بیرونی که در قضایای افغانستان دیدگاه دارند و به نحوی از آن دخیل هستند، مطرح کردیم.
اصلاحات در نظام انتخاباتی که شامل انتخابات می شود، اصلاحات در ساختار نیز شامل اصلاحات، تغییرات، تبدیلی ها و نیز در کارگزاران و مدیران اجرایی و در تمام سطوح شامل می شود، همچنین طرح نظارتی برای برگزاری انتخابات شفاف و به موقع را مطرح کردیم، بنابراین طرح انتخاباتی شامل چهار مرحله بود. قبل از انتخابات، حین برگزاری انتخابات، اعلام نتایج و واگذاری قدرت؛ در چهار مرحله زمانی مشخص برنامه دقیق خود را داشته ایم.
طرح دوم، طرحی اصلاح و بهبود نظام اقتصادی بود. امروز متاسفانه مدیریت اقتصادی کشور انحصار شده است. با تصمیم گیری هایی روی معادن، روی ثروت کشور، قراردادهای اقتصادی افغانستان و روی دخل و خرچ مردم، درآمد مردم، سرمایه ملی و... تصمیم گیری آن در دبی می شود؛ در میان تیم مربوطه ای که به حلقه خاصی وصل است. اینها یک رابطه انتفاعی با یکدیگر دارند.

 ما روی این مسئله طرح داریم که چگونه یک تدارکات ملی خوب داشته باشیم، سیاست اقتصادی روشن داشته باشیم، در تمام سطوح و هم در سطح مراودات تجارتی مان و هم ترانزیتی مان، واردات، صادرات، تولیدات و محصولات؛ سر این مسایل طرح مشخص داشته ایم، تمام مسایل و حتی معادن لاجورد و سنگهای قیمتی که مربوط به سرمایه ملی می شود. طرح روشنی داشته ایم که چگونه می توانیم اقتصاد مدیریت شود، به بهبود زندگی مردم اثر داشته باشد و نهایتا تصویر سرمایه ملی در سفره های مردم دیده شود. این انحصار ثروت، از کام یک حلقه ای که تعدادشان به ده نفر نمی رسد، از حلقوم شان باید خارج شود.
در باب اصلاحات آموزش و پرورش؛ اصلاحات صحی و آموزش های فنی و حتی کاریابی، طرح روشن و مشخص را در چارچوب آن وجود داشته که هم در حوزه کمیت چطور بتوانیم مدیریت داشته باشم و در هموزه کیفیت تحصیلی و آموزشی؛ که این طرح ما از سطح مهد کودک تا سطح دوره لیسانس، ماستری و دکترا در بر میگرفت، طرح جامع، روشن و روشنایی در قوانین نافذه کشور.
در باب اصلاحات در سکتور امنیتی؛ متاسفانه در کشوری که اولویت آن امنیت باشد، اما امنیت نیست و شما هر روز شاهد افزایش گراف ناامنی در کشور هستید؛ شاید جزء معدود پایتخت دنیا باشیم که این مشکل ناامنی را تجربه می کند. در باب امنیت، مشخص عنوان کردیم که اصلاحات در ساختار مدیریتی و سیاست های کادری امنیتی به وجود آید. ظرفیت های واقعی از تمام اقوام ساکن در کشور داریم، نیاز دیده نمی شود که بیاییم افرادی را که یک روز هم تجربه مدیریتی را ندارند، بگماریم؛ یا افرادی که در خود کشور است و ما از خارج همفکران خود را بیاوریم و در سکتور امنیتی بگنجانیم.
بنابراین، یک جمعی که در سکتور امنیتی از بیرون آورده  و وارد ساختار امنیتی کرده اند، این ها مردمانی بی ریشه در تاریخ کشور هستند. چون بی ریشه گی، یک چالشاست و حرف شان تاثیرگذار نیست، شناختی از جغفرافیای کشور، جنگ و صلح ندارند. یکی از نکاتی مهم و اساسی بود که در ساختار امنیتی طرح اساسی را داشته ایم.
تقویت حکومتداری محلی؛طرح ما چنان طرح قوی بود که تا علاقه دار و ولسوال را تعریف کردیم که چگونه باشند اما اخیرا حتی همین موارد هم انحصار شده اند، از ولسوالی گرفته تا کارمندان دیپلوماتیک، این ها نشان می دهد که ما نه تنها به تفویض صلاحیت به تقسیم وظایف و به اعتماد متقابل، نظام مدیریتی کشور اعتقاد نداریم بلکه گریز از قانون می کنیم، بلکه انحصار گری را به یک اصل پذیرفته ایم. در کشورهایی که انقلاب می شود، حکومت آن سیاست موجود را میداشته باشد، این حکومت که فکر کند در نتیجه انتخابات بسیار معیوب آمده است، بلکه به اثر یک متن سیاسی آمده است نه یک راه کار حقوقی و قانونی. بر مبنای توافق سیاسی آمده است ولی عملکرد آن به نظام کودتای می ماند، یعنی بعد از این که، به کودتا به قدرت برسیم، کوشش کنیم که همه چیز را انحصار کنیم، اقتصاد و سیاست، استخدام و همه چیز را گرفته و تخم اختلافات فکری، فرهنگی و هویتی را هر روز بکاریم.
بنابراین طرح حکومت داری محلی را داشته ایم که چگونه بتوانیم واحدهای دومی و سومی تقویت شود، پیوندمیان حکومت مرکزی و حکومت محلی از این زنجیره برقرار شود که نهایتا استحکام این زنجیره وظیفوی، مبتنی بر مکلفیت در برابر تاریخ، مردم و وطن است که  بتوان آینده افغانستان را به سمت سوی آرمانی که آرزویش را داریم، رقم بزند.
طرح پایانی ما، طرح مدیریت صلح و جنگ بود. ما به این باور هستیم که همین اکنون، حکومت افغانستان قابلیت مدیریت جنگ و صلح ندارد. چرا؟  دلیل داریم؛ در تاریخ افغانستان از این کرده حکومت مطیع به خارجی ها، نیامده است.
 در بحث وابستگی های متقابل که در حوزه روابط بین الملل است، وابستگی متقابل تعریف دارد، ما به وابستگی یک جانبه هم نیستیم، رییس جمهور و رییس اجرائیه خود را مکلف به گزارشدهی در برابر یک مامور درجه چهارم سفارتخانه ها میدانند، این اوج ذلت را نشان می دهد.

 ما با وابستگی متقابل اعتقاد داریم، باور مان این است که جنگ آسیب میرساند و صلح به کشور بیاید که نتیجه ملموس برای زندگی مردمان داشته باشد. بنا بر این، هر حرکتی که منتهی به پایان جنگ، به قطع جنگ، و آوردن ثبات در کشور شود، استقبال می کنیم، اما سیاستی که صلح عزتمندانه باشد، آبرومندانه روی کار آید. مبتنی بر امتیاز دهی یک جانبه نباشد اما  در بازی صلح امتیاز دهیم که نتیجه آن حملات تروریستی شاه شهید، قول اردوی 209 شاهین در بلخ، پایگاه داعش در جلال آباد، حمله تروریست بر بیمارستان سردار محمدداود خان و... باشد.
 بنابراین نشان می دهد که سیاست حکومت در باب صلح، سیاست مریض است، حکومت دچار پریشان حال شده است اما نمیداند. ما باور داریم که حکومت دچار مریضی نابینایی سازمانی است. نابینا است. در برابر عملکرد خودش نابینا است، کور شده است.
حکومت به یک سلسله سیاست هایی روی آورده است که از سوی ما منتفی است، سیاست تبعیض، سیاست به حاشیه زدن، سیاست عزل، سیاست تهدید و...
اما عرض می کنم که ما یک جهت بزرگ سیاسی هستیم، این نهاد خیریه نیست، یک نهاد تعاونی نیست بلکه یک جهت بزرگ سیاسی است... اما اینکه امتیاز از حکومت بخواهیم، هیچ نوع خواستی از جانب شورا مطرح نشده است. در عین حال، اپوزیسیون حکومت هم نیستیم، به دلیل اینکه کشورها و حکومت هایی که اپوزیسیون میداشته باشند، حکومت های پویا، حکومت های بالنده و حکومت هایی که دارایی مشخص مدیریتی دارند.
حکومت موجود،  نیازی به اپوزیسیون بیرونی ندارد، در این حکومت معاون اول ریاست اجرائیه، والی اش، معاون دوم ریاست اجرائیه، معاون اول رئیس جمهور، وزیر خارجه همه و همه اپوزیسیون است.
 این نشان می دهد که حکومت درمانده و فروپاشیده است. بنابراین تلاش داریم که حکومت بیشتر از این به پوز نخوره و بی نظامی نیاید، تلاش ما این است که تمامی جهت های سیاسی بر محور اصلاحات جمع شوند، برنامه اصلاحات در شورای حراست و ثبات مطرح است، رایزنی ما ادامه دارد.
در آینده نزدیک دو مجلس بزرگ را خواهیم داشت؛ مجلس مهمی که داریم، تمامی چهره های سیاسی افغانستان احزاب سیاسی، نهادهای مردمی و نیروهای فعال سیاسی تاثیرگذار بر محور یک میز جمع می کنیم، آجندای مشخصی را در مورد این وضعیت موجود که چگونه عبور کنیم...
تجربه نشان داده است زعمایی که انحصاری گری کرده و اختلافات را تشدید می کنند و به خارجی ها متکی شده اند، عمر حکومتداری شان کم بوده است.
بنابراین مجموعه محدودی که ادعا دارد همه چیز و همه کاره باشند، این ها در متن افغانستان، تاریخ و مشکلات این کشور ریشه ندارند...
واضح می گویم وقتی که دو سالگی حکومت بر اساس متن سیاسی پایان یافت، هیچ حرکتی نکردیم، دلیل این بود که ثبات و بقای حکومت اصل مبنایی بود، ولی این که انتخابات پیش رو به موقع برگزار شود... فقط انتخابات. حتمیت انتخابات و شفافیت انتخابات مهم و حیاتی است.
شما از سیاست تبعید و سیاست حذف سخن گفتید، دقیقا منظور شما چیست؟ آیا اشاره شما مسئله تقابل میان ریاست جمهوری و معاونیت اول آن است که در این روزها به یک مسئله ملی و داغ مطرح است؟
ببینید، ما در مسایلی که به ما مرتبط نمی شود، زیاد نمی توانیم بحث کنیم، این مسایل جز آجندایی از جلسات ما نبوده است. بنا بر این برمیگردد به آنچه که مربوط دو تا شخص است،مسئله حقوقی مطرح است. شورای حراست و ثبات افغانستان به سلامت و بقای نظام تاکید دارد، برای حفظ ارزش های اسلامی و ملی تاکید داریم، برای این که هیچ کسی فراتر از قانون نیست و هیچ حرکتی مغایر قانون صورت نگیرد، احترام به قانون در تمام سطح، از راس تا ذیل باید مورد توجه قرار گیرد، گریز از قانون برای هیچ کسی شایسته نیست اما به مسایل شخصی جز آجندای شورای حراست و ثبات افغانستان نیست.
در مورد اصلاحات در ساختارهای امنیتی، شما چگونه اصلاحاتی میخواهید؟
شورای حراست و ثبات بر اصلاحات عمومی باور دارد. اعتقاد داریم از تمامی ظرفیت های موجود کشور که تجربه شده اند، می توانند حوزه امنیتی را مدیریت کنند و به واسطه این افراد گراف ناامنی ها کاهش داده شود. باور داریم همه اقوام افغانستان، وفادار به بقای کشور و حراست از مرزها هستند، نیاز است که بالای شان اعتماد شود؛ مثلا ما یک مجموعه ایی که چهل سال در تجربه امنیتی، مدیریت جنگ را دارند، یک بار پشت کردن به این مجموعه، نمی توانند ما را به اصطلاح آینده با ثبات افغانستان کمک کند.
یک بار دیگر تاکید می کنم، ما برای فروپاشی نظام و تضعیف حکومت برنامه نداریم، برای حذف شخصیت ها برنامه نداریم، هیچ فردی را متهم به اخلاق و بداخلاق و به اصطلاح، بیرونی و داخلی اتهام وارد نمی کنیم، باور داریم که حکومت عنصر وحدت ملی را در خود ندارد.

 وحدت ملی به این معنی نیست که از اقوام، چند تا چهره داشته باشیم، وحدت ملی این گونه تمثیل نمی شود. باور به تامین عدالت داریم، نکته مهم تامین عدالت است، احترام به قانون شود، جنگ به درستی مدیریت گردیده و صلح تامین شود، از حالت وابستگی به سفارتخانه ها، کارمند درجه چهارم سفارت، این که هر روز گزارش دهیم، اطاعت مطلق از سفارتخانه ها، زیبنده حاکمیت ملی نیست.
بنابراین در این حوزه، هم مدیریت جنگ و هم مدیریت صلح از ابتکار حکومت خارج است، به همین دلیل نگران هستیم و تشویش داریم.این حکومت، ناکارا و ضعیف است، نتوانسته حداقل رضایت عمومی راکسب کند، همین جاست که حکومت از ملت فاصله گرفته و به چند تا سفارتخانه خارجی تکیه کرده است....
آقای ترشتوال، حکومت قادر به کنترول چالش ها نبوده است، دقیقا ریشه این همه مشکلات به کجا بر میگردد؟
موجودیت حکومت وحدت ملی خود یکی از چالش های اصلی است. اگر بخواهیم به دنبال چالش ها بگردیم، خود حکومت چالش است. نوع حکومت، یک مدلی است که بسیار ناکام بود. توافقنامه سیاسی، یک راهکار حقوقی نه بلکه یک راهکار سیاسی است، بالاتر از راهکار حقوقی، بالاتر از قانون اساسی سندی نداریم.
قانون اساسی، رییس جمهور را برآمده از آرای ملت میداند اما چنین چیزی نیست. رییس جمهور برخاسته از انتخابات نیست، ایشان رییس جمهور توافقی و مصلحتی است. این اتفاقا هر ازگاهی در صحبت های رییس جمهور نیز به وضاحت دیده می شود. بنابراین، ما با این وضعیت روبرو هستیم اما حالا مسئله انتخابات به هر صورت گذشتیم، به جهت این که مشروعیت حکومت تقویت شود، مردم سالاری به استهزا گرفته نشود، به دلیل این که، حاکمیت قانون لگد مال نشود، تاکید داریم انتخابات برگزار شود، چاره ای جز برگزاری انتخابات نیست، اما انتخابات زود هنگام نمی خواهیم...
شما طرح های مفصلی را مطرح کردید و آن را با حکومت نیز شریک ساخته اید، آنچه که مهم است حکومت با دشواری ها و چالش های فروانی مواجه است، آیا در شرایط کنونی، حکومت از توانایی های لازم برای آوردن اصلاحات برخوردار است؟
فکر میکنم که حکومت اگر یک حکومت با درایت می بود، همین که در برابر آن، تمام نیروهای فعال سیاسی که خارج از حکومت هستند، یک دید مثبت دارند، باورشان بر این است که نظام اصلاح شود، از همین یک فرصت استفاده می کرد، اما این فرصت و مجالی را که نیروهای سیاسی بیرون از حکومت به حکومت داده است، این را به اصطلاح، برای حکومتی ها سوءتفاهم پیش آمده، فکر کرده اند که دیگران نمی فهمند ما چکار می کنیم، در حالی که کارکردهای حکومت را در تمام حوزه ها رصد می کنیم؛ مثلا پروژه هایی که حکومت افتتاح کرده است، این پروژه ها سابقه است و امثال آن.
در واقع مشکل ما این است که امنیت نیست، مشکل ما جوانانی اند که به دلیل بی عدالتی ها اخراج و تبعید می شوند، مهاجرت یک امر اختیاری نیست بلکه جبری است. در دوره ای که بیشتر از چهل کشور دنیا باشد، شهروندان آن اخراج شوند، این درماندگی حکومت را نشان میدهد که شهرونداش فرار می کنند، حکومت خود را بالای شهروندان اش یک هیولا ساخته است.
در حالی که رابطه حکومت کننده و حکومت شونده، یک رابطه متقابل است، از یک سو حمایت است، از یک سو اطاعت. وقتی که حمایت از ماهیت خود می افتد، اطاعت بی معنی می شود، وقتی که میان اطاعت و حمایت، رابطه حکومت کنند و حکومت شونده، با گسست مواجه می شود و فاصله شکل میگیرد، حکومت به سوی عدم مشروعیت می رود ...
در مورد پیشبرد سیاست خارجی می پرسم، تاکنون اقدامات حکومت در قبال سیاست های خارجی اش چگونه بوده است؟
سیاست خارجی یک منطق دارد، بالاترین عنصری که منطق سیاست خارجی را روشن می کند یا موتور سیاست خارجی را جهت دهی می کند، منافع ملی است. منافع ملی  در حقیقت فرمان سیاست خارجی است. دنده سیاست خارجی که به اصطلاح چرخه اش به حرکت می آید، منافع ملی است. ما فرمان سیاست خارجی را که منافع ملی باشد، به منافع یک مجموعه خاص تقلیل دادیم، یک ظلمی است که به سیاست خارجی کردیم...
نکته دوم، تخصص، فهم و درایت دیپلوماسی و آشنایی با قواعد مذاکرات، از خصوصیات یک دیپلومات است. ما متاسفانه این مسایل را در گزینش ها رعایت نکردیم، ما کارمندان سابقه دار وزارت خارجه را داریم اما فعلا در آرشیف وزارت خارجه هستند، در باغ وزارت خارجه قدم میزنند، از آن ها کسی استفاده نمی کند، شاید تعیینات صورت گیرد، حتی تعییناتی را که هرکسی کرده، متاسفانه غیرعادلانه است و قابل قبول نیست...
نکته بعدی این است، دید خارجی ها برای ما به گونه ای است که صدها بار از آدرس سفرا و دیپلومات های مان سخنان تحقیر آمیز به آدرس ملت افغانستان وارد کرده اند، ده ها بار گفته اند، جنرال های افغانستان دزد هستند،  حکومت افغانستان فاسد هست، تحقیق کردند که موادمخدر تولید می کند، تحقیق کردند که ادارات ناکارامد است و...  چرا این کلمات اهانت بار را تحمل کنیم؟
برای تحمل این اهانت ها، دو تا دلیل است: یک دلیل آن وابستگی حکومت است که کفایت و درایت به صورت مستقل را ندارد. چون حکومت ضعیف است، ملت توهین می شود، همیشه ملت های قوی دارای حکومت قوی باشد، ما ملت قوی هستیم اما حکومت قوی انتخاب نکردیم، با یک ملت قوی و یک حکومت ضعیف مواجه هستیم که از آدرس های مختلف حرف های نامعقول را می شنویم.
متاسفانه منابع سیاسی، اقتصادی و ثروت ملی کشور را به انحصار گرفته اند. نکته آخری این است، حکومت هایی که منزلت ملی را زیر پا میگذارند، عمرشان کم است. زعمایی که عزت شان را در منزلت ملی نبینند، خودش یک زمامدار خوار و ذلیل است....

 

 

 


Copyright ©ariaye 2002_2017
استفاده از مطالب آريايی با ذکر ماخذ آزاد است

بالا
آرشيف * صفحة دری
بازگشت