دربارۀ بازپخش دیجیتال کتاب و فشردۀ زندگی صوفی غلامنبی عشقری
انتشارات راه پرچم افتخار دارد که با پیروی از این اصل که بهترین تکریم، تبجیل و احترام به شخصیتها، پخش آثار آنها است؛ کلیات صوفی غلامنبی عشقری یکی از مردمی ترین شعرای وطن «از خاک تا افلاک عشق» را بمناسبت سال نو 1304 خورشیدی به شکل دیجیتال تدوین و آنرا در اختیار علاقمندان سرودههای او قرار میدهد.
بنابر نوشته نیلاب رحیمی صوفی عشقری در دهه اخیر جوازی ۱۳۵۸ه.ش درست پانزده روز پیش از مرگش حیدری وجودی (یکی از دوستان بسیار نزدیک و صمیمی اش که باربار در اشعار خود از او نام برده است) را وصیت کرد و اورا به انجام کارهای در زمینه اشعارش موظف ساخت.
زنده یاد حیدری وجودی بعد از مرگ عشقری وصیت را بجا و کتاب بار نخست بعد از نبود او اقبال چاپ یافت. چون متن تدوین شده از جانب زنده یاد حیدری دستیاب نشد، لاجرم از روی متن چاپـی که به همت عبدالحمید وهابزاده در سال 1377 بار دوم اقبال چاپ یافته بود، با امانتداری کامل بازنویسی و تدوین و در شبکه جهانی انترنیت همگانی شد.
اکنون که خوشبختانه متن تدوین و تصحیح شده توسط حیدری وجودی دستیاب شده، متن کامل آن باردگر به شکل دیجیتال تدوین و در دسترس دوستداران شعر و ادب گذاشته میشود.
در مورد زندگی غلامنبی عشقری زندهیاد نیلاب رحیمی که از دوستان شباروزی وی بود کتاب مفصل و مستندی با عنوان «شرح حال و تحلیل اشعار صوفی عشقری» نوشته و آنرا از نظر وی نیز گذشتانده است که مراجعه به آن برای پیبردن به سیر زندگی عشقری و درک اشعار موصوف امری ضرور است.
غلامنبی در سال 1271ه.ش در خانوادۀ تاجری بنام عبدالرحیم در قریه چهلتن پغمان (منزل تابستانی) تولد شده است.
بزرگ این خانواده شیرمحمد مشهور به «داده شیر» از جمله تاجرانی بزرگی بود که بین بخارا، بلخ، کابل و هند تجارت او گسترده بود و خانوادۀ او در این شهرها مراکز تجارتی داشتند. داده شیر در زمان حکمروایی امیر عبدالرحمن خان وکیل تجار در پیشاور نیز بود.
اجداد عبدالرحیم از قوقند بخارا و خودش در بارانه کابل اقامت دایمی داشت و مصروف صدور و ورود اموال تجارتی بین هند و بخارا بود.
غلامنبی در پنج سالگی پدر را از دست داد و در هفت سالگی از نعمت داشتن مادر محروم گشت و بعد از مدتی برادرش فوت شد و سرپرستی موصوف را مامایش غلامقادر به عهده گرفت.
مامایش اورا نزد ملا به مسجد برد تا سوادی بیاموزد، لیک مصروفیت غلامنبی در امور داد و گرفت تجارت و علاقه وافر به سپورت و پهلوانی سبب شد که از معارف عارضی زمان خود دور بماند و تنها در سرحد سیاهی خوان صاحب سواد شود.
غلامنبی در هنگام نوجوانی با داشتن چهارخانه پدری در کابل و یک خانه در مزارشریف، بعلاوه دارایی نقد و جنس بسیاری، زندگی مرفه داشت. این همه سبب شد که روزها با جوانان دل خوش کند و شبها بزم عیش و طرب بیاراید.
غلامنبی با کاکهها و جوانمردهای زمان حشر و نشری داشت و به تدریج علاقه به عرفان پیدا کرد و استعداد شعری او شگفته شد.
نخستین شعر او در بیست و دو سالگی (1290) تقدیم حلقههای ادبی زمان گردید و به تدریج از جمله ستارگان تابناک شعر معاصر وطن شد.
غرق شدن صوفی عشقری در بحر بیکران عشق و داشتن طبع سخاوت و جوانمردی سبب شد که همه داراییها را از دست دهد و مجبور به گشایش دکان نصوار فروشی در چوک سنگتراشی شوربازار شود (1309) که با حسرت آن را چنین بیان نموده است:
ادیبم ليك نصوار دهن را
ز بيقدری بکابل میفروشم
عشقری در سال 1335 از نصوار فروشی دست کشیده و شغل صحافی را برگزید و تا سال 1352 مصروف این شغل بود. با زیاد شدن سن و مصیبتهای روزگار و با پیدا شدن رعشه در دستها از آن مصروفیت مجبور به کناره گیری شد.
دربارۀ گزینش تخلص «عشقری» و معنی آن زنده یاد نیلاب رحیمی مینویسد: «... صوفی عشقری با این اسم از کودکی مانوس و مشهور بوده در آوانی که وی طفل مکتبروی بیش نبود و در نزد آخوند مسجد الفبا میخواند از آنجا که نسبت به همردیفان خویش تنومند و جسیم بود و گذشته از آن نیرویش بر دیگران غلبه داشت همه اطفال ازو هراسی داشتند و از گفت و شنود با موصوف خودداری میکردند. ملای مسجد که این وضع را درک کرده بود، بدقت روابط وی را با رفقایش کنترول مینمود اما آنگاه که روی ضرورتی میخواست به بیرون مسجد برود اطفال را چنین نصیحت میکرد: «با غلامنبی غرضدار نباشید که او اشقر ديوزاد واریست، شما را افگار میکند. تا آمدن من باو نزدیک نشوید» گفته آخوند همه روزه تکرار میشد تا اینکه در گوشها طنین انداز گردید و در بازار کشانده شد و هرجا اطفال اورا بنام اشقر میخواندند. دیگر غلامنبی بجز نزد بزرگان فامیل، سایر مردمان دور و نزدیک اورا همه جا بنام اشقر میشناختند.
در داستان امیر حمزه صاحب قران اشقر نام اسپی است که همیشه مورد استفاده او در نبردها بوده است. همچنان که رخش رستم و شبدیز خسرو پرویز موقف داستانی و پهلوانی دارند، اشقر ديوزاد نیز در داستان متذکره از آن جمله اسپهای برازنده میباشد که نقش شان در سرنوشت پهلوانان قاطع و تعیین کننده وانمود گردیده است.
مبنی بر تأثیر داستانهای حماسی بود که مردم به اشقر (اسپ امیر حمزه صاحب قرآن) مثل رخش رستم آشنایی کامل داشتند از آنرو کسانی که سرکشی میکردند و تنومند بودند به اشقر تشبيهه میشدند که صوفی مذکور نیز از طفولیت باین تشبيه سرافراز شده بود، و همین شهرت چندین ساله بود که عشقری را واداشت تا با پیوستن (ی) نسبتی در اخیر این اسم آنرا بحیث تخلص شعری خود انتخاب کند.»
ذکر این لطیفه و شوخی صمیمانۀ شاعرانه بین ادیبان آن وقت در مورد تخلص «عشقری» نیز جالب است که از کتاب «شرح حال و تحلیل اشعار صوفی عشقری» به امانت گرفته شده است:
«... روزی صوفی عشقری غزل معروفی که دو بیت ذیل از آن است:
عشق اگر در کار و بار این جهانم میگذاشت
کره مهتاب رفتن پیش من نصوار بود
درد من امروز از دیروز افزونتر شده
دارویم فرمود دکتوری که آن بیطار بود
را در نزد شایق جمال که از مصاحبین قدیمی و دوستان نزدیک او بود، خواند. شایق مرحوم که شاعر ظریفی بود خندید و گفت: «صوفی صاحب گناه داکتر بیچاره نیست زیرا داکتر معمولاً از مریض می پرسد که نام مبارك چیست؟
چون از شما نام تان را پرسید؛ شما گفتید عشقرى. لذا او داروی اسپ را برای جناب شما فرمایش داد»
عشقری تا اخیر زندگی ازدواج نکرد و طفلی یتیمی را از بدخشان به فرزندی گرفت و او را شامل مکتب ساخت تا اینکه صاحب قلم شد و محرر در یکی از دفاتر گردید. با تأسف این پسر نیز در آوان جوانی به مرض توبرکلوز مبتلا و فوت نمود و ضربه دیگری بر روح و روان عشقری وارد شد که در اشعارش به این مصیبت اشارههای کرده است.
ذکر این نکته ضرور است که «از خاک تا افلاک عشق» گنجینۀ از ادبیات عامیانه زبان دری است که میتواند منبع خوبی برای علاقمندان این بخش ادبیات باشد. چنانچه خودش نوشته است:
روش می شد اصطلاحاتی که در شعر من است
بر سر دیوان خود اگر فرهنگ می داشتم
صوفی عشقری روز شنبه ۹ سرطان سال ۱۳۵۸ش بعد از مریضی طولانی و سپری کردن 87 سال زندگی با نشیب و پرفراز و تلاطم بیشمار به دیار جاودانی شتافت و در شهدای صالحین به خاک سپرده شد.
برای بیان صفات و اوصاف صوفی عشقری، نیلاب رحیمی یکی از دوستان و تدوین کنندگان زندگینامه او، مثنوی را در زمان حیات موصوف انشاء و آنرا در محضر صوفی قرائت نموده که برای تکمیل این مجموعه به ادامۀ این نوشته، مثنوی ذکر شده با عنوان «سخن پیرایی اسلوب کهن» نقل شده است.
زندگی معنوی صوفی غلامنبی عشقری در وجود اشعارش جاودان و نامش مورد حرمت ادب دوستان است. روحش شاد و یادش گرامی باد.
قاسم آسمایی
جهت مطالعه این اثر اینجا کلیک کنید