محمد قاسم آسمایی

 

ظهور مشروطیت و قربانیان استبداد

سیدمسعود پوهنیار

 

دربارۀ بازپخش کتاب

ظهور مشروطیت و قربانیان استبداد

تاریخ جنبش مشروطیت وطن اگر از یک طرف صفحاتی درخشانی از کارنامه های مبارزین پیشگام و نترس و فداکار مبارز است، از جانب دگر اوراق خونینی است که شکنجه ها، دردها ،مصیبت ها و بیچاره گی های این پیشگامان عاشق استقلال وطن، عدالت و ترقی و تأمین عدالت اجتماعی را بیان می نماید.

دربارۀ جنبش مشروطیت از جمله مشروطیت اول و دوم کتاب های انگشت شماری و آنهم دهه ها بعد از ایجاد و کار و پیکار آن مبارزان پاک نهاد و جانباز نوشته و چاپ شده است و علت این تعلل و خودسانسوری، تسلط عام و تام نظامی بوده که برهمه شئون زندگی مردم از طریق شبکه های وسیع خبرچینی نظارت می کرد و کوچکترین حرکت مخالف نظام و حتی یادآوری از نام و کارنامه های مشروطه خواهان با شدت و سبعیت بی مانند سرکوب می شد.

بنابر موجودیت چنین فضای خفقان آور دشوار بود که قربانیان دربند در زندان های رژیم و اعضای خانواده های آنها و همفکران و مشروطه خواهان بیرون از زندان کوچک، اما دربند در زندان بزرگ (وطن) چیزی را دربارۀ آن دوران مبارزه، بنویسند و یا آنرا در اختیار دیگران قرار دهند.

در مطبوعات سرکاری (روزنامه ها، مجلات و سایر نشرات چاپ و تکثیر شده از جانب دولت) از سقوط دولت امانیه تا اواسط دهۀ چهل خورشیدی یک کلمه و جمله را نمی توان یافت که در آن اشاره به زندانی های شده باشد که تنها بنابر داشتن آزاداندیشی و تلاش برای نجات مردم و آنهم با حفظ نظام سلطنتی در زندان های سلطنت می پوسیدند و سربه نیست می شدند و یا شرایط زندان ها را بگونه یی بیان نمایند.

 تنها در اواسط دهه چهل خورشیدی و بعد ازآن و با موجودیت فضای نسبتاً آزاد، قلم های به حرکت افتاد و مطالبی در مورد مشروطه خواهان اول و دوم و کار و پیکار آنها به نشر رسید. باتأسف آن زمان برای کاوش و نگارش تاریخ آن دوره بسیار دیر بود؛ زیرا شماری زیادی از مشروطه خواهان از زندان و شکنجه های آن جان بسلامت نبرده بودند و یادداشت ها و نوشته ها و حتی خاطراتی شفاهی از آنها نیز باقی نمانده بود.

باآنهمه محدودیت ها، مطالبی دربارۀ مشروطیت اول و دوم و تشکیلات، فعالیت ها و اقدامات آنها در مطبوعات کشور چاپ شد و کتاب های نگارش یافت (اگرچه شماری از این کتاب ها برای سال های دگر "زندانی" تحویلخانه ها و گدام های سرکاری شدند) و تا اندازۀ گرد و غبار فروافتاده بر یک بخش از تاریخ وطن زدوده شد و زمینه برای کاوش بیشتر برای مورخین متعهد و مشتاق تاریخ وطن فراهم گردید.

بازهم سالیان زیادی گذشت تا اینکه شماری از نوشته های تحقیقی و کتاب های مستند و معتبر درباره کارنامه های آن مبارزین که تا حال بازهم شماری از آنها گمنام مانده اند، اقبال چاپ و نشر یافت. در جمله این کتاب ها، کتاب حاضر «ظهور مشروطیت و قربانیان استبداد» سهمی بسیار بزرگ و با ارزشی برای روشن ساختن یک دورۀ خونبار وطن و قربانیان مشروطه خواهی دارد. زیرا کتاب بر اساس یادداشت ها و خاطرات یکی از بانیان مشروطه (میرصاحب) نگاشته شده و توسط فرزند برومندش سیدمسعود پوهنیار با مراجعه با اشخاص خبیر و آگاه از کارنامه های مشروطه خواهان غنای بیشترییافته است.

در این کتاب در مورد شماری از مشروطه خواهان برای بار اول مطالبی را می خوانیم که اگر چه کوتاه و مختصر است، بازهم در شناخت و تکمیل شهرت مشروطه خواهان و کارنامه های آنان کمکی زیادی می نماید و زمینۀ می شود برای دریافت معلومات بیشتر در مورد آنها.

نکتۀ دیگری که در لابلای اوراق کتاب برجسته می گردد این است که نادرشاه و سردارهاشم کینه و نفرتی عجیبی و بی پایانی با مشروطه خواهان که هم زمان هواخواهان شاه امان الله و دورۀ درخشان او بودند، داشتند. طوری که تنها وارد شدن یک اتهام کوچک و گرفتن یک اطلاع از مخبر و آنهم مغرض، سبب زندانی شدن و سر به نیست شدن شخص می شده است.

نکتۀ مهمی دیگری که از این کتاب به دست می آید این است که ترکیب مشروطه خواهان بیانگر وحدت قومی و زبانی و مذهبی روشنفکران متعهد به آرمان های ملی بوده و  مشت کوبندۀ بر دهن شماری از مدعیان "روشنگری" کنونی است که همه چیز را از موضع تعصب و دشمنی بین مردم می نگرند و بر طبل دشمنی بین مردم می کوبند.

از لابلای اوراق و زندگی نامه شماری از قربانیان استبداد می توان دریافت که شماری زیادی ازین قربانیان، تنها بخاطر اینکه زمانی در لیست مخالفین دولت قرار گرفته، با وقوع واقعۀ دیگر که آنها عملاً هیچگونه نقشی و دخالتی در آن نداشتند، به زندان کشانیده شده و یا اشخاصی که مدت ها قبل در زندان بوده، و حتی خبری از وقوع حادثه نداشته و عملاً نمی توانستند نقشی در آن داشته باشند، اعدام شده اند تا دولت جبار و عمال آن بدانگونه زهر چشمی برای مخالفین نشان داده باشند. طور مثال میر علی اصغر شعاع را در واقعه کودتای منسوب به ملك خان عبدالرحیم زی (١٩٥٧م) دخیل دانسته او را محبوس نمودند تا بعد از کشیدن رنج های ممتد در زندان دهمزنگ پدرود حیات گفت. (ص 170 جلد دوم)

ولی محمدخان دروازی در حالی که بر اساس حکم محکمه محکوم به 8 سال حبس بود؛ اما بعد از حمله محمدعظیم منشی زاده بر سفارت برتانیه او با پنج زندانی قبلی دگر غلام جیلانی خان چرخی، فرقه مشر شیرمحمدخان چرخی، میرزا فقیراحمدخان رئیس جنگلات، خواجه هدایت الله خان جنرال قنسل سابق در دهلی و میرزا محمدمهدی خان چنداولی اعدام نمودند. (ص62 جلد اول)

موارد بیشتری از این نوع برخورد با مشروطه خواهان در این کتاب ذکر شده است.

همچنان با مرور کتاب درمی یابیم که اکثریت مشروطه خواهان و قربانیان استبداد، گل های سرسبد وطن و نخبه گان دوران خود بودند که همه تحصیل کرده و شماری زیادی از آنان دارای تحصیلات عالی در خارج از کشور بودند. رژیم استبدادی با زندانی ساختن و اعدام کردن آنها ثروت معنوی وطن را محو و نابود ساخته و بدانگونه دلالت و دشمنی خویش را با ترقی و پیشرفت وطن ثابت کرده اند.

آن طوری که در آغاز اشاره شد، بنابر عللی متعددی طور شاید و باید تا هنوز بصورت مشخص در مورد مشروطیت اول و دوم و تا جایی مشروطیت سوم کاوش های صورت نگرفته و تا هنوز معلومات بیشتر و دقیقتر در مورد قربانیان استبداد در دسترس قرار ندارد، لذا این کتاب به شکل دیجیتال همگانی می گردد تا از یک طرف منبع سهل قابل دسترسی باشد برای مطالعه کنندگان تاریخ وطن و از طرف دیگر زمینه ساز این گردد تا اعضای خانواده ها و بازماندگان مشروطه خواهان با نشر عکس ها، اسناد، مدارک و نوشته های از اسلاف خویش برای وضاحت و شناخت بیشتر کارنامه های آنها و روشنی ساختن تاریخ وطن کمک نمایند. به آرزوی تحقق این آرزو!

از آنجایی که در این کتاب در مورد آثار و نوشته های شماری از پیشگامان مشروطیت و قربانیان استبداد ذکری شده است، برای سهولت کار خوانندۀ کتاب، شماری از این کتاب ها و جراید که توسط انتشارات راه پرچم به شکل دیجیتال تدوین و همگانی شده، لینک دسترسی به آن در آخر کتاب آورده شده است.

قاسم آسمایی فبروری2025

  

جهت مطالعه این اثر اینجا کلیک کنید

 

 


بالا
 
بازگشت