


ترجمه متن کامل توافقنامه خط دیورند
افغانستان انترنیشنل : به تازگی پس از سخنان یک رهبر سیاسی افغانستان، مسئله خط دیورند بالا گرفته است و بسیاری به اصل توافقنامه دیورند بین امیر عبدالرحمان خان و مارتیمور دیورند، وزیر خارجه هند بریتانیایی اشاره دارند. برخی در این میان به نسخه نامعتبر پیمان دیورند اتکا میکنند.
حالا نسخه اصلی توافقنامه دیورند برای دقت بیشتر ترجمه و منتشر میشود:
توافقنامه خط دیورند (امضا شده در ۱۲ نوامبر ۱۸۹۳ در کابل)
متن کامل:
توافقنامه میان اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان، دارنده نشان جیسی،اسآی، امیر افغانستان و متعلقات آن، از یک سو، و مورتیمر دیورند، دارنده نشانهای کیسیآیای. سیاسآی، وزیر امور خارجه حکومت هند، از سوی دیگر.
از آنجا که برخی مسائل در مورد مرز افغانستان در سمت هند مطرح شده است، و از آنجا که هم اعلیحضرت امیر و هم حکومت هند مایلاند این مسائل را از طریق تفاهم دوستانه حلوفصل کرده و حدود حوزههای نفوذ خود را تعیین نمایند، بهگونهای که در آینده هیچ اختلاف نظری میان دولتهای متحد در این زمینه باقی نماند، بدینوسیله توافق میشود:
(۱) مرز شرقی و جنوبی قلمرو اعلیحضرت، از واخان تا مرز ایران، مطابق خطی خواهد بود که در نقشه ضمیمه این توافقنامه نشان داده شده است.
(۲) حکومت هند در هیچ زمانی در سرزمینهای آنسوی این خط در سمت افغانستان مداخله نخواهد کرد، و اعلیحضرت امیر نیز در هیچ زمانی در سرزمینهای آنسوی این خط در سمت هند مداخله نخواهد کرد.
(۳) دولت بریتانیا بدینوسیله موافقت میکند که اسمار و دره بالادست آن تا چانک در اختیار اعلیحضرت امیر باقی بماند. در مقابل، اعلیحضرت موافقت میکند که در هیچ زمانی در سوات، باجور یا چترال، از جمله دره ارنوی یا باشگل، مداخله نکند. همچنین دولت بریتانیا موافقت میکند که منطقه برمل را، مطابق نقشه تفصیلی ارائهشده، به اعلیحضرت واگذار کند؛ در حالی که اعلیحضرت از ادعای خود نسبت به باقی مناطق وزیرستان و داور صرفنظر میکند. اعلیحضرت همچنین از ادعای خود نسبت به چاغه صرفنظر مینماید.
(۴) خط مرزی در آینده، هرجا که ممکن و مطلوب باشد، بهصورت دقیق توسط کمیسیونهای مشترک بریتانیایی و افغان تعیین و علامتگذاری خواهد شد؛ بهگونهای که این خط تا حد امکان دقیقاً با خط نشاندادهشده در نقشه ضمیمه منطبق باشد و در عین حال حقوق محلی روستاهای مجاور مرز نیز در نظر گرفته شود.
(۵) در مورد مسئله چمن، امیر اعتراض خود را نسبت به پادگان جدید بریتانیا پس میگیرد و حقوقی را که در آب سیرکای تیلرای خریداری کرده بود به دولت بریتانیا واگذار میکند. در این بخش از مرز، خط به این صورت ترسیم خواهد شد:
از خطالرأس رشتهکوه خواجهعمران در نزدیکی پها کوتل (که در قلمرو بریتانیا باقی میماند)، خط بهگونهای امتداد مییابد که مرغۀ چمن و چشمه شاروبو در افغانستان باقی بماند و از میانه قلعه جدید چمن و پاسگاه افغان موسوم به لشکر دند عبور کند. سپس خط از میانه ایستگاه راهآهن و تپهای به نام میانبلدک گذشته و با چرخش به سمت جنوب، دوباره به رشتهکوه خواجهعمران میپیوندد، بهطوری که پاسگاه گواشه در قلمرو بریتانیا باقی مانده و جاده شوروک در غرب و جنوب گواشه در افغانستان قرار گیرد. دولت بریتانیا در فاصله نیم مایلی از این جاده هیچگونه مداخلهای نخواهد داشت.
(۶) مواد فوق از سوی حکومت هند و اعلیحضرت امیر افغانستان بهعنوان حلوفصل کامل و رضایتبخش تمامی اختلافات اصلی مربوط به مرز تلقی میشود، و هر دو طرف متعهد میشوند که اختلافات جزئی - از جمله مواردی که بعداً توسط مأموران تعیین مرز بررسی خواهد شد - را با روحیهای دوستانه حل کنند تا در آینده تا حد امکان از هرگونه ابهام و سوءتفاهم میان دو دولت جلوگیری شود.
(۷) با توجه به اطمینان کامل از حسن نیت اعلیحضرت نسبت به دولت بریتانیا و با تمایل به دیدن افغانستانی مستقل و نیرومند، حکومت هند هیچگونه اعتراضی به خرید و واردات مهمات جنگی توسط اعلیحضرت نخواهد داشت و خود نیز در این زمینه به او کمک خواهد کرد. افزون بر این، برای نشان دادن قدردانی از روحیه دوستانهای که اعلیحضرت در این مذاکرات از خود نشان داده است، حکومت هند تعهد میکند که کمک مالی سالانه به اعلیحضرت را به میزان شش لک روپیه افزایش دهد و آن را به دوازده لک روپیه برساند.
امضا:
هـ. م. دیورند
عبدالرحمن خان
کابل، ۱۲ نوامبر ۱۸۹۳
مورتیمر دیورند که بود
افغانستان انترنیشنل : نام دیورند سالهاست در بحثهای سیاسی افغانستان تکرار میشود، اما خود او برای بسیاری هنوز چهرهای ناشناخته است. این نوشته با تکیه بر کتاب «زندگینامه سر مورتیمر دیورند» نوشته پرسی سایکس، به معرفی او میپردازد و اینکه چرا نامش با مرزی گره خورد که تا امروز هم محل منازعه است.
در کتابی که پرسی سایکس در سال ۱۹۲۶ درباره مورتیمر دیورند نوشت نشان میدهد افغانستان در مرکز ثقل زندگی سیاسی و اداری او قرار داشته است.
سایکس میگوید پیشروی روسیه به سمت افغانستان مهمترین رویداد آسیای مرکزی در قرن نوزدهم بود و دیورند مهمترین دیپلوماتی بود که مانع تکمیل این پیشروی شد.
زندگینامه دیورند
دیورند در سال ۱۸۵۰ در سیهور هند در ایالت مادیا پرادش کنونی به دنیا آمد، در جوانی وارد خدمات ملکی بنگال شد، در سالهای جنگ دوم افغانستان - انگلیس بهعنوان منشی سیاسی در کنار فردریک رابرتس یکی از مهمترین فرماندهان نظامی هند قرار گرفت.
در دورهای وزیر مختار سفارت بریتانیا در تهران بود و سپس به مقام معاون وزیر و بعد وزیر امور خارجی هند رسید و در ۱۸۹۳ ماموریت کابل و مذاکره بر سر «خط دیورند» را به عهده گرفت.
افغانستان و مورتیمر دیورند
پدر او، سر هنری ماریون دیورند، دههها در هند و افغانستان نقش داشت.
افزون بر این، برادرش ادوارد دیورند نیز در کمیسیون مرز افغانستان خدمت کرد و به افغانستان و آسیای مرکزی سفر داشت. در واقع، مورتیمر دیورند در خانوادهای رشد کرده بود که تجربه، حافظه و حتی اعتبار آن با افغانستان آمیخته بود.
در زمان جوانی دیورند، افغانستان به صحنه رقابت بریتانیا، روسیه و ایران بدل شده بود.
نویسنده کتاب میگوید که افغانستان در آن زمان از درون دچار رقابتهای شدید خاندانها و سرداران از بیرون زیر فشار ایران، روسیه، پنجاب و بریتانیا بود. به باور او، دیورند در ذهن خود با کشوری روبهرو بود که هم مهمترین همسایه هند بود و هم مهمترین میدان کشاکش قدرتهای منطقهای و امپراتوریها.
سایکس، با تکیه بر نوشتههای پدر دیورند میکوشد نشان دهد که از اوایل قرن نوزدهم، بریتانیا افغانستان را بهعنوان «دالان» یا راهی میان ایران و هند میدید. از این نگاه، خطر اصلی این بود که روسیه یا فرانسه از مسیر افغانستان و ایران به سوی هند نزدیک شوند.
به باور نویسنده، افغانستان «کلید امنیت هند» بود و همین نگاه راهبردی بود که بعدتر در ذهن و کار دیورند به اوج رسید.
پدر دیورند در جنگ اول افغان - انگلیس، نظامی بود و از افغانها شکست خورده بود. نویسنده میگوید از همین رو، مورتیمر دیورند، وارث یک تجربه تلخ بود. یعنی در ذهن او و در روایت خانوادگیاش، افغانستان کشوری نبود که بتوان به آسانی آن را در مشت گرفت.
ورود مستقیم به افغانستان
نخستین حضور مستقیم مورتیمر دیورند در افغانستان در جنگ دوم افغان - انگلیس بود. سایکس مینویسد که در سپتامبر ۱۸۷۹، فردریک رابرتس فرمانده جنگ، خواست که دیورند او را در لشکرکشی به کابل همراهی کند و دیورند برای نخستین بار به افغانستان رفت.
پس از پیشروی رابرتس تا چهارآسیاب و نزدیکشدن بریتانیا به کابل، دیورند مداخله کرد. سایکس مینویسد که پس از این پیشروی، قرار بود اعلامیهای صادر شود، اما دیورند به آن اعتراض کرد. به گفته نویسنده، دیورند آن متن را از نظر لحن و مضمون نادرست میدانست و معتقد بود زبان آن، هم امیر را کنار میزند و هم از موضعی متکبرانه برای افغانها درس تاریخ میدهد، در حالیکه به گفته او خود بریتانیا نیز در گذشته نسبت به آنان بیعدالتی کرده بود.
دیورند با رابرتس بحث کرد و سرانجام مامور شد متن دیگری بنویسد.
پس از جنگ دوم افغان - انگلیس، نقش دیورند در اداره امور خارجی هند گسترش یافت و افغانستان هرچه بیشتر به کانون کار او بدل شد.
سایکس، دیورند را مردی میداند که پیچیدهترین مسائل را به آسانی میفهمید، به چند زبان از جمله فارسی کار میکرد و از همان آغاز شیفته مسائل بزرگ مرزی بود. او برای آنکه در اداره امور خارجی بهتر کار کند، فارسی را با شتابی کمنظیر آموخت و از این رهگذر، خود را برای ورود به پروندههای ایران و افغانستان آماده ساخت.
در دهه ۱۸۸۰، با نزدیکشدن روسیه به مرو و پنجده، خطر درگیری بر سر مرزهای شمالی افغانستان شدت گرفت.
سایکس این دوره را نقطه اصلی بحران و نیز اوج نشان دادن توانایی دیورند میداند.
نگاه دیورند به همه مرزهای افغانستان
یکی از فصلهای مهم این کتاب، «دروازه شمالی هند» نام دارد.
در این فصل، سایکس میکوشد نشان دهد که دیورند افغانستان را تنها از منظر کابل و قندهار نمیدید. او به گلگت، چترال، واخان، بدخشان و گذرگاههای شمالی نیز به چشم حلقههای دفاعی هند مینگریست.
از خود دیورند در این فصل نقلوقول شده که مرز کشمیر، اگر درست شناخته و نگهداری شود، یکی از نیرومندترین خطوط دفاعی جهان است.
در نگاه او، افغانستان مجموعهای از راهها، تنگهها، قبایل و فضاهای کوهستانی بود که باید در برابر روسیه مهار میشد.
عبدالرحمن خان و دیورند
پس از جنگ دوم افغان - انگلیس، هند بریتانیوی میکوشید افغانستان را به خود نزدیک کند. در همین فضا، دیورند در ۳۵ سالگی به مقام وزیر امور خارجی هند رسید.
سایکس، با تکیه بر یادداشتهای شخصی دیورند، از عبدالرحمن خان چهرهای ارایه میکند که بر کشوری پر از قبایل یاغی، بیاعتماد و جنگجو حکومت میکند و ناچار است با خشونت نظم را نگه دارد. در این روایت، شورش غلزاییها، ناآرامیهای هرات، دشواری فرمانبرداری قبایل و بیماری خود امیر، همگی بخشی از فضایی است که دیورند باید آن را میفهمید.
سایکس مینویسد که در مقطعی، عبدالرحمن خان چنان بدگمان شده بود که دیورند را دشمن شخصی خود میپنداشت. این سوءظن از راه شخصی به نام پاین به کلکته منتقل شد. پاین به اداره امور خارجی گفت که امیر باور دارد دیورند نسبت به او خصومت دارد و سیاست هند بریتانوی نیز از همین خصومت رنگ میگیرد. اما او میانجیگری کرد و سوءتفاهم را کاهش داد. سپس امیر به این نتیجه رسید که دیورند در اصل خیرخواه او است.
اوج کار دیورند در افغانستان، بیتردید ماموریت کابل در ۱۸۹۳ است. یک پژوهش دانشگاهی که در سال ۲۰۱۳ منتشر شده، این ماموریت را نقطه عطف او میداند.
پیش از آن، در هند بریتانوی بحث بر سر این بود که مرز جنوب شرقی افغانستان کجا باید باشد، تا چه حد باید به کوهها و گذرگاهها نزدیک شد و چگونه میتوان هم پیشروی روسیه را مهار کرد و هم از قبایل مرزی و یورشهای آنان جلوگیری کرد.
سایکس میگوید که دیورند سالها درباره این موضوع مطالعه و حتی بررسی میدانی کرده بود.
مذاکرات کابل در ۲ اکتبر ۱۸۹۳ آغاز شد و در ۱۲ نوامبر همان سال به امضای توافق انجامید.
در نتیجه این توافق، بخش بزرگی از نواحی قبایلی مانند سوات، باجور، چترال، کرم، بخشی از وزیرستان و گذرگاه خیبر در سمت هند بریتانوی قرار گرفت و افغانستان کریدور واخان را نگه داشت.
در این کتاب به نقل از خود دیورند آمده است که بریتانیا وعده داد با خرید و واردات جنگافزار برای امیر مخالفت نکند و کمکهایی نیز فراهم شود.
سایکس این توافق را یکی از دو دستاورد اصلی مورتیمر دیورند میخواند.
نویسنده میگوید که دیورند قصد نداشت مرز اداری هند را جلو ببرد و بیشتر به «کنترول سیاسی» فکر میکرد.
خط پر تنش مرزی در افغانستان به این ترتیب به نام دیورند معمار این خط مسما شد.
اسناد نقلوقول شده از مورتیمر دیورند نشان میدهد که او گفته بود: «توازن تا حد زیادی به سود ما است و عملا در برخورد با قبایل مرزی دست ما را باز میگذارد.»
مورتیمر دیورند در سال ۱۹۲۴ درگذشت و در انگلستان دفن شد. اما پدرش، سر هنری ماریون دیورند، در محوطه کلیسای سنت توماس در دیره اسماعیل خان در پاکستان امروزی دفن است.
جدال بیپایان دیورند؛ تنش تازه پاکستان و افغانستان بر سر مرز و تاریخ
اندپندنت فارسی : سخنان محمد محقق، رهبر حزب وحدت و از بنیانگذاران شورای عالی مقاومت برای نجات افغانستان، در مورد خط دیورند که از سال ۱۸۹۳ تاکنون، مرز افغانستان و هند تحتاستعمار بریتانیا و پاکستان امروزی است، در فضای سیاسی افغانستان و پاکستان بازتاب گستردهای داشت.
محقق در مصاحبهای با تلویزیون آمو، گفت که به جغرافیای امروز افغانستان متعهد است، به مرزها و تقسیمبندیهایی که سازمان ملل متحد به رسمیت میشناسد، احترام میگذارد و به باور او، دیورند نیز مرز رسمی افغانستان با پاکستان است.
خط دیورند سال ۱۸۹۳ و در چارچوب رقابتهای استعماری در قرن نوزدهم میان امپراتوری بریتانیا و روسیه تزاری ترسیم شد. این خط مرزی بر اساس توافقی میان عبدالرحمان خان، امیر افغانستان، و سر هنری مورتیمر دیورند، نماینده دولت بریتانیا در هند، مشخص شد و هدف آن تعیین «حدود حوزههای نفوذ» میان افغانستان و هند بریتانیایی بود.
امیر عبدالرحمانخان با پذیرش این خط، متعهد شد در آنسوی خط مداخله نکند و بریتانیا نیز تعهد مشابهی داد، اما در این فرایند بسیاری از قبایل پشتون که در دو سوی خط زندگی میکردند، نادیده گرفته شدند و این مرز واحدهای قومی و قبیلهای را از هم جدا کرد.
پس از تشکیل کشور پاکستان در سال ۱۹۴۷، دولت پاکستان خط دیورند را بهعنوان مرز بینالمللی به ارث برد، اما دولتهای افغانستان پیوسته از بهرسمیت شناختن آن خودداری کردند. آنها همواره استدلال کردهاند که توافق ۱۸۹۳ موقت بود یا تحت فشار امضا شد و با پایان سلطه بریتانیا، دیگر اعتبار نداشت، در حالی که جامعه بینالمللی و پاکستان خط دیورند را مرز قانونی میدانند.
این اختلاف تاریخی، همراه با رفتوآمد آزادانه قبایل مرزنشین و مسائل امنیتی، خط دیورند را به یکی از مناقشهبرانگیزترین مرزهای جهان تبدیل کرده و همچنان بر روابط افغانستان و پاکستان سایه انداخته است.
در جریان ۲۰ سال حاکمیت دولت پیشین افغانستان، روسایجمهوری و سیاستمداران در این مورد موضع مبهمی داشتند و این بحث را بیشتر به آرای مردم، منافع ملی و مصلحت عمومی واگذار میکردند. رهبران طالبان نیز پس از بازگشت به قدرت، از به رسمیت شناسی این مرز خودداری کردند و از آن به عنوان «خط فرضی دیورند» یاد میکنند.
سخنان محمد محقق اخیر که در دولتهای پیشین افغانستان برعلاوه رهبری حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان، متشکل از هزارهها، در مسندهای مختلفی از جمله معاون ریاست اجرائیه، مشاور رئیسجمهوری و نمایندگی مجلس کار کرده بود، با خشم فعالان سیاسی پشتونتبار افغانستان و البته استقبال برخی فعالان و مقامهای سیاسی پاکستان مواجه شده است.
انوارالحق کاکر، نخستوزیر موقت پیشین پاکستان که پشتونتبار است، محقق را «عاقل و شریف» خطاب کرد و گفت خودداری افغانستان از به رسمیت شناختن مرز کنونی میان دو کشور، «راه به جایی نمیبرد».
کاکر در زمان تصدی کرسی نخستوزیری پاکستان در سال ۲۰۲۳، در سخنانی با اشاره به معامله پادشاهان پیشین افغانستان و واگذاری بخشی از خاک افغانستان به استعمار بریتانیا، گفته بود: «نیاکان ما پشتونهای پاکستان ۱۰۰ سال پیش ما را به چند روپیه فروختند.»
در ویدیو این سخنان کاکر که بازتاب گستردهای در فضای رسانهای افغانستان یافت، او میگوید که بیشترین جمعیت پشتونها نه در کابل و قندهار، بلکه در پیشاور و کراچی زندگی میکند و کویته که امروز از ایالتهای بزرگ پاکستان است، بخشی از خاک افغانستان بود، اما صدها سال پیش «به چند روپیه فروخته شد» و اکنون بخشی از خاک پاکستان است.
شماری از کارشناسان و روزنامهنگاران پاکستانی با استقبال از سخنان محقق، تایید خط دیورند را بهعنوان مرز رسمی افغانستان و پاکستان، یک موضعگیری معقول دانستهاند، اما اغلب رهبران سیاسی پشتونتبار افغانستان، با تاختن به محقق، او را به معامله با پاکستان متهم کردند و گفتند خط دیورند مرز رسمی نیست و باید در این مورد محتاطانه برخورد کرد.
محقق در پاسخ به این انتقادها، توافقنامه عبدالرحمن خان و مور تیمر دیورند را منتشر کرد و گفت عبدالرحمن خان، بخشی از خاک افغانستان را فروخت و باید این حقیقت را پذیرفت که مرز کنونی رسمی است و جغرافیای امروزی افغانستان یک حقیقت تاریخی است.
در متن توافقنامه خط دیورند که پای آن امضای عبدالرحمن خان، حاکم وقت افغانستان و سر هنری مورتیمر دیورند، نماینده دولت بریتانیا در هند مشاهده میشود، آمده است: «امضاکنندگان توافق میکنند که مرز میان حکومت بریتانیا در هند و امیر افغانستان بهگونهای که در زیر آمده تعیین شود و اعلام میدارند که به حدودی که اکنون مشخص شد، پایبند خواهند بود.»
این توافق ۱۲ نوامبر ۱۸۹۳ امضا شد. رسانهها و فعالان سیاسی در روزهای اخیر ضمیمههای آن را هم ترجمه و منتشر کردهاند.
جدال لفظی بر سر تمدن گندهارا
بحث دیورند و تنش میان رهبران سیاسی و فعالان رسانهای افغانستان و پاکستان بر سر دیورند، جنگ لفظی میان رهبران سیاسی دو کشور بر سر تمدن گندهارا را هم داغ کرد.
آصفعلی زرداری، رئیسجمهوری پاکستان، ۱۷ آوریل در پیامی به مناسبت روز جهانی میراث فرهنگی، گفت پاکستان چهارراه برخی کهنترین تمدنهای جهان است و این کشور از دوره پارینهسنگی و نوسنگی تا تمدن دره سند در عصر برنز و از غنای فرهنگی مهرگر، موهنجودارو و گندهارا تا دورههای مغول، بازتاب مسیری پیوسته از خلاقیت، نوآوری و تابآوری انسان بوده است.
رئیسجمهوری پاکستان همچنین افزود که «تمدنها میراثی ماندگار از محوطههای باستانی، معماری و سنتهای فرهنگی به جا گذاشتهاند که هویت ملی پاکستان را شکل میدهد».
او گفت میراث فرهنگی ناملموس پاکستان از فولکلور و زبانها تا موسیقی، صنایعدستی و هنرهای نمایشی در داستانهایی مانند «هیر رانجها» و «سوهنی ماهیوال»، اشعار صوفیان و نغمه سازهایی چون رباب و طبله بازتاب یافته است که حافظه و احساسات مردم را زنده نگه میدارد و ارزشهای مشترک را حفظ میکند.
رئیسجمهوری پاکستان با اشاره به تمدن گندهارا، افزود که محوطههای میراث جهانی پاکستان نمایانگر تمدن دره سند، هنر بودایی گندهارا و دژها و بناهای دورههای هندوعربی و مغولاند و اینها اسناد عینی تاریخ و تنوع فرهنگی ما به شمار میروند.
سخنان رئیسجمهوری پاکستان با واکنش حامد کرزی، رئیسجمهوری پیشین افغانستان، مواجه شد و او در پیامی گفت ادعای زرداری در مورد تمدن گندهارا و تعلق آن به پاکستان حقیقت ندارد. در پیام کرزی در این مورد آمده است: «به روایت تاریخ، تمدن گندهارا مربوط آریانای کهن بود که از بامیان تا حوزه سند را در بر میگیرد. در واقعیت تمدن شمال هند و پاکستان کنونی ادامه تمدن افغانستان امروزی به شمار میرود.»
کرزی همچنین افزود که برخلاف ادعای رئیسجمهوری پاکستان، داستان عاشقانه «آدم خان و دُرخانی» و ساز رباب در منابع مختلف از جمله کتاب قدیمی (ملی هینداره)، گزارش سلطنت کابل و وبسایتهای اطلاعاتی معاصر، میراث فرهنگی ناملموس افغانستاناند و رباب در کنار زیربغلی، یکی از دو ساز سنتی موسیقی افغانستان است که با نام مشهور رباب کابلی معرفی شده است و یونسکو در سال ۲۰۲۴، هنر ساخت رباب را به عنوان میراث فرهنگی افغانستان و برخی همسایگان شمالی و غربی آن به رسمیت شناخته است.
تنشهای لفظی در روزهای اخیر میان رهبران و فعالان سیاسی افغان و پاکستانی بر سر مرز دیورند و میراثهای فرهنگی در حالی بالا گرفته است که از ماه اکتبر سال ۲۰۲۵، ارتش پاکستان و طالبان افغانستان درگیری نظامی مرگباری را آغاز کردهاند که حدود یک ماه پیش با پادرمیانی چین با یک آتشبس شکننده متوقف شد.