صالحه رشیدی
میتوان موافق بود ؟؟؟
که ما زنان را نیمی زیبای از بشریت میخوانند ، آیا عقاید مروج مبنی بر اینکه ما زنان (جسمی ضعیف ) هستیم واقعیت دارد ؟
از نظر قوای جسمانی واقعاً به مراتب از مردان ضعیف تریم . اما اینکه از هر ناحیه نسبت به مردان کمتر اند فقط اظهار نظر کسانی است که علاقمند به حفظ گمراهی سده های گذشته اند و نفع بردن از عدم حضور و مقام زن در جامعه و نقش فعال آن است . مگر نیروی عظیم تأثیر اخلاقی و معنوی زنان و مردان را فرا نمیگیرد ؟ آخر نیروی دلکش زنان و مردان را در آفرینیش شاهکاری هنری و قهرمانی فداکارانه تشویق نمیکنند و حرارت قلبی نمی بخشد برای رضایت و خشنودی ما همسران ، مادران و دلبران به کارنمی برند ، و مَحبت زنان این تلاشها ی مردان را در امور روزانه و غمخواری های برای زندگی مشترک توانایئ نمی بخشد ؟
میگویند : ما زنان از جهت انکشاف عقلی هم نسبت به مردان کمتریم ، آیا دختر جوان ملالی نیروی عقلی و جسمی کمتر داشت که با دستتان رنگین به حنا بیرق میوند را شجاعانه بلند نگهداشت و با اشعار حماسی جنگجویان را به استقامت و پایداری در برابر نیروی قوی دشمن تشویق مینمود ؟ رزغونه انا مشوره دهنده و مادر قهرمان برای احمد شاه بابا و ملت خود در آن عصر تاریک نبود ؟ قهرمانی و فدا کاری زنان در بحران جنگهای تنظمی قابل محسوس نبود که مکلف به وظیفه مادر و پدری شدند ، و هزاران زن گم نام افغان که حماسه آ فریده اند درج تاریخ است . تکرار آن ممکن برای خواننده گان عزیز جالب نباشد . نمیتوان همه پدیدههای طبیعی را یکسان و یک چیز تصور کرد . به هر صورت ضرور نیست غرور مردان را بر انگیخت . بگذار مردان فعلا هم در این دنیا بزرگ اما کوچک از نگاه تخنیک و نکنالوژی به عقیده خود پا بر جا بمانند .
در مسایل حادتر یعنی تساوی حقوق زن و مرد بحث و نوشتههای داشته باشیم . لحظه به عمق قرون فرو میرویم سؤال در باره تساوی حقوقی و امکانات زن و مرد از ظهور طایفه بشری عرض اندام نموده است . کشفیات باستان شناسی و حفظ آثار قدیمی به صورت انکارناپزیر ثابت گردانیده که با ظهور اجتماع بشری نقش پیشتاز در دوره های دور از ما ، به زنان تعلق داشت در نخستین مرحله زندگی طایفه انسانی وقتی که مردم به صورت گروپی در یک خانواده واحد زیست مینمود اطفال از طریق مادران تعیین می گردیدند اگر چه ناممکن بود که پدر واقعی طفل معلوم گردد این نوع مناسبات انسانی در آن زمان از موازین اخلاقی محسوب میگردید کاملاً مطابق مالکیت اشتراکی و عملکرد مجموعی اقتصادی بود زن_ مادر از احترام همگانی بر خوردار بود
به عنوان رهبر طایفه خیر خواه و قاضی بود ، اما زندگی انسانی متوقف نمیماند بلکه به صورت متواتر انکشاف مییابد و همراه با این انکشافات تصورات ما راجع به زیبایئ مفکوره های نوین ، نیکی ، خوبی و شر و خیر هویدا میگردد و مناسبات نوین بین طبقات اجتماع ظهور مییابد همچنان مناسبات بین زن و مرد نیز تغییر می نماید قرنها و هزاران سال سپری گردید و به مقیاس انکشاف ابراز و وسایل کار مردان به کرسی رهبری قرار میگیرد چون نقش شکاریان مولدان خوراک ، جنگجویان و مدافعین را داشتند به این ترتیب با انکشاف بغرنج فعالیتهای اقتصادی به صورت عینی ضرورت وظایف زن و مرد ظهور می نماید مسوولیت های ولادت و امور خانه داری باعث محدودیت های بیشتر زن گردیده اما مالک ثروت خانواده از قبیل ابزار شکار ماهیگیری و پیشه واری مردان قرار گرفتند چون از نظر جسمانی زیادتر نسبت به زنان قویتر بودند زنان سهم گیری در تولید اجتماعی از نظر اقتصادی و اخلاقی به مردان وابسته گردیدند و نیروی شان در امور خانه داری به شکل مالکیت مرد در آمد صلاحیت داران مالکیت از نظر اقتصادی علاقمند به وراثت آن بودند و بعد از آن اطفال از طریق پدر تعیین شدند اما در طول سده ها متواتر فقط دو موضوع تغییر نا پذیر باقی ماند یعنی قدرت نا محدود ثروتمندان و موقف اطاعت گرانه زنان و این ارتباط تصادفی نبود تصاحب مالکیت خصوصی واقعاً اساس آن تغییر گردید که عده به عدهای دیگر آقایئ نماید فقط فورم و طرز آقایئ تغییر یافت ، اما اصل نا برابر مناسبات بین مردم حفظ گردید . اساس پرانسیب اخلاقی مناسبات با زنان مانند مالکیت مردان حتا در عصر تاریک برده گی پذیری گردید زمانی که یک نفر مانند شی به صورت وابسته و فرمانبردار و ضعیف مجبور میگردد ، زیبایئ دلربایی زنان مانند مهر بروی اموال نقش بست .
ازدواجهای به شکل معامله گرانه و حساب گرانه تبدیل گردید و زن به شکل ماشین تولید اولاد و پاسبان وفا دار کانون خانواده در آمد درواقع امر حق دوست داشتن و دوست بودن به انتخاب خود زن سلب گردیده بود زنانی که از وفاداری زنا شوهری تخلف میکردند بی رحمانه محکوم میشدند این عوامل هرگز به خاطر موازین اخلاقی تحمیل نمیشد بلکه به واسطه علاقمندی های حفظ مالکیت صورت می پذیرفت در ردیف عوامل فوق الذکر فحشا شکل قانونی را گرفت فقر و تنگدستی اکثریت زنان را در این ورطه غرق گردانید آنان مجبور بودند خود را بفروشند تا وسیله برای حفظ بقای خود پیدا نماید .
همراه با انکشاف پایههای تولیدی جامعه ، ساختار اجتماعی آن نیز تغییر کرد به عوض بردهداری فیودالیزم قد بر افراشت زن دهقان مساویانه با شوهرش زحمت میکشید زنان کاسب هم اکثراً به کار های پیشه وری مصروف بودند . زنان همراه با مردان در قیام ها به پا خاسته در انقلابها سهم گرفتهاند مانند در زمان انقلاب کبیر فرانسه ( 1794-1789 ) که منجر به واژگونی مطلق العنانی و پاک کاری تهداب برای انکشاف جامعه مترقی در آن عصر یعنی نظام سرمایه داری گردید سیمائئ دختر زیبا که مردم را به ویرانی جهان کهنه دعوت نمود سمبول آزادی قرار گرفت وقتی که در اثر حملات انقلاب بورژوازی ، فیودالیزم به صورت نهایئ جایش را برای سرمایه دارایی خالی نمود زنان قسمت قابل ملاحظه کارگران مؤسسات صنعتی رو به افزایش را تشکیل میدادند . برای زنان این کار جلب فعالانه در ساحات تولیدی و زندگی اجتماعی محسوب میگردید ولی بازهم موقف واقعی زنان در خانواده و جامعه به آن سرعت که آرزو داشتند تغییر ننمود ، آرایش مو و صورت لباس زنان در این عصر تغییر کرد در کشور های پیش قدیم صنعتی ساحات مختلف صنایع الباس و سایل مورد ضرورت خانه ، مایشن های کالا شویی و و سایل ظرف شویی را در خدمت زنان قرار دادند اما اکثر کشور ها زنان مانند سابق انسان درجه دو و با حقارت بیشتر به سر میبرند . و ما زنان در گذشته نیز نقش درجه دو را نپذیرفته بودیم در دوران های گذشته مبارزه زنان به خاطر دفاع از حقوق اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی شان وقتی شدت ویژه کسب نمود که بعضا مجبور بودند به خاطر انکشاف صلح آمیز وطن خویش مبارزه بی امان را غلیه دشمننان صلح و ترقی به راه اندازند . با درک مسوولیت به خاطر سرنوشت جهان ، زنان در سازمان های ملی و بینالمللی متحد میگردیدند.
در سال 1945 فدراسیون بینالمللی دموکراتیک زنان تآیس گردید که منظور آن تقویه اتحاد زنان در مبارزه به خاطر تساوی حقوق بود اکنون تعداد زیادی از اعضای سازمان ملی زنان از کشور های مختلف شامل این فدرسیون اند و به اشکال مختلفی فعالیت دارند اما تأسف آور بر ملت ما است که با روند ها و بحران های سیاسی پی در پی بیشترین آسیب را زنان دیدند و هنوز هم در حقارت نا بجا قرار دارند اگر تصمیم بگیرند و مصمم شوند هر چه بیشتر فعالانه نیروی خود را برای نیل به این اهداف زیر فشرده تر گردانند ، زنان موفق خواهند شد اهدافی را که زنان میتوانند در نظر داشته باشند قرار ذیل است :
کسب برابری واقعی با مردان ، تقویه نقش زنان در انکشاف اقتصادی و سیاسی کشور مان و جنبش به خاطر دموکراسی و صلح مستحکم و پایدار نه تنها برای افغانستان برای تمام مردمان روی زمین . نتایج کار زنان در کنفراس ها با ارزیابئ دقیق میگردد ولی با تأسف همه در قید و بند یک کلتور تاریک و حقارتی بنام ننگ و ناموس از حق کار و تحصیل محروم میشوند با وجودیکه قانون اساسی حقون زن و مرد را مساوی اعلان کرده البته از لحاظ حق مدنی و حق مشارکت سیاسی انتخاب کردن و کاندید شدن را اما دین و مذهب و عنعننات دریچه ها را برایشان مسدود میسازد و پذیرفتن آن در جامعه ما به مشکل است .