'

سهیلا کابلی

 

خاک‌سپاری دوبارهٔ امیر حبیب‌الله کلکانی

امروز، سال‌روز خاک‌سپاری دوبارهٔ امیر حبیب‌الله کلکانی است؛ روزی برای یادآوری یک پرسش ساده دربارهٔ عدالت تاریخی.

امیر عبدالرحمن خان در پارک زرنگار کابل آرامگاه دارد؛ مقبرهٔ تیمورشاه درانی در قلب کابل قرار گرفته است؛ اعضای خانوادهٔ نادرشاه و ظاهرشاه در تپهٔ مرنجان دفن شده‌اند و آرامگاه سردار محمدداوود خان در تپهٔ دارالامان موقعیت دارد. احمدشاه درانی و میرویس‌خان نیکه در قندهار و شاه امان‌الله خان در جلال‌آباد مقبره دارند. حتی پیکر خان عبدالغفار خان، رهبر پشتون‌های آن‌سوی خط دیورند، با احترام به جلال‌آباد انتقال یافت و در آنجا به خاک سپرده شد.

اما هنگامی که جوانان شجاع شمالی و کوهدامن خواستند استخوان‌های حبیب‌الله کلکانی را در تپهٔ شهرآرا دوباره به خاک بسپارند و برایش آرامگاهی تعیین کنند، چنان جنجالی برپا شد که گویا آسمان فروریخته است. شماری از سیاست‌مداران، از جمله اشرف غنی و حامد کرزی، با این اقدام مخالفت کردند.

پرسش این است: آیا حبیب‌الله کلکانی، صرف‌نظر از داوری‌های موافق و مخالف دربارهٔ دورهٔ کوتاه حکومتش، بخشی از تاریخ افغانستان نیست؟ آیا کسی که زمانی بر این کشور حکومت کرده، حق ندارد در زادگاهش، ولایت کابل، قبر و نشانی مشخص داشته باشد؟

داشتن آرامگاه به معنای تأیید تمام کارنامهٔ یک شخصیت تاریخی نیست؛ همان‌گونه که وجود مقبره برای دیگر پادشاهان و زمامداران، به معنای بی‌نقص‌دانستن آنان نیست. آرامگاه، پیش از هر چیز، نشانی از پذیرش واقعیت تاریخ و احترام به حق مردگان است. تاریخ را نمی‌توان با بی‌قبرساختن یک انسان پاک کرد و با حذف نام او نیز نمی‌توان واقعیت‌های گذشته را تغییر داد.

حبیب‌الله کلکانی مردی برخاسته از میان مردم عادی بود؛ مردی ساده، جسور و بیگانه‌ستیز که برخلاف سنت مسلط زمان خود، از بیرون خاندان‌های حاکم به قدرت رسید. ظهور او—با هر قضاوتی که درباره‌اش داشته باشیم—یک تابوشکنی تاریخی بود: نشان داد که حکومت‌کردن میراث انحصاری یک خاندان یا یک قوم نیست و فرزندان دیگر اقوام این سرزمین نیز می‌توانند مدعی قدرت سیاسی باشند.

انصاف حکم می‌کند همان حقی را که برای بزرگان و زمامداران مورد احترام خود می‌خواهیم، برای شخصیت‌های تاریخی دیگران نیز بپذیریم. مخالفت سیاسی با یک چهره، مجوز توهین به استخوان‌ها، قبر و حق دفن او نیست.

مخاطب این سخن تمام مردم شریف پشتون نیست؛ زیرا بی‌عدالتی قوم ندارد. سخن با سیاست‌مداران و کسانی است که برای یک شخصیت تاریخی مقبره را حق طبیعی می‌دانند، اما همان حق را از شخصیت دیگری دریغ می‌کنند.

اعتراض به چنین معیار دوگانه‌ای «فاشیسم» و «قوم‌گرایی» نیست؛ مطالبهٔ برابری در حافظهٔ تاریخی کشور است. اگر عدالت را فقط برای قهرمانان قوم خود بخواهیم، نامش عدالت نیست؛ امتیازطلبی است.

افغانستان زمانی خانهٔ مشترک همه خواهد شد که تاریخ، قبرستان و افتخاراتش نیز در انحصار هیچ قوم و خاندان نباشد.

 

نویسنده:

سهیلا کابلی

فرستنده!

محمدعثمان نجیب 

 

 

  


بالا
 
بازگشت