خالق صائم

 

واقعات اخیر در پنجشیر و بدخشان چه را ثابت کرد؟ 

واقعات اخیر میدانی در پنجشیر و بدخشان ثابت کرد که پشت مخالفان مسلح طالبان خالی است و حمایت بیرونی وجود ندارد در حالی که شماری از کشورها و همچنان طالبان و لابیگران داخلی آنان همیشه تاکید بر آین دارند که بعضی از کشورهای خارجی بخصوص پاکستان و تاجیکستان در عقب این‌نیروها قرار دارند مگر واقعات اخیر میدانی در پنجشیر و بدخشان نشان داد که حمایتی وجود ندارد ورنه حسیب پنجشیری و جمعه خان فاتح امروز به جای کشته شدن و یا تسلیم شدن به طالبان، مانند رهبران این‌گروه و خانواده های شان یا در کراچی می بودند و یا هم دراسلام اباد و یا لاهور و کویته.

جنگ رویاروی حسیب پنجشیری وکشته شدن وی ودر قضیه دیگر تسلیم شدن جمعه خان فاتح به. طالبان این ادعا را که مخالفان طالبان، از سوی پاکستان حمایت می شوند غلط ثابت کرد، .

حسیب پنجشیری در سالنگ ها باطالبان حنگید و با جمعی از هم سنگرانش جان باخت و جمعه خان فاتح فرمانده تاجیک تبار طالبان بعد از شش روز درگیری خونین میان گروهی سرانجام به طالبان تسلیم شد چون او دریافته بود که در هاي پاکستان به رویش بسته است واین کشور همچنان از آنانی حمایت می‌کند که isi ایجاد کرد و دهه ها برای این کشور وفادار باقی مانده اند.

با آنکه فاتح در جریان درگيري همیشه تاکید داشت که عضو امارت است و تنها دلیل که باعث تنش میان افراد او و طالبان غیر بومی در نسی بدخشان شده است‌ موجوديت یک قطعه خاص گروه طالبان در زادگاه او است که قابل قبول نیست به هرترتيب او درگیر شد و سرانجام به طالبان تسلیم شد .

در جریان تنش های چندماهه‌ او با رهبری طالبان، باور ها به این بود که فاتح از جانب‌ سازمان های اطلاعاتی منطقه بخصوص پاکستان حمایت می،شود همچنان این اتهام به سایر مخالفان مسلح طالبان وارد شده است مگر انجام‌ تنش‌های چیزی دیگری را ثابت ساخت حسیب پنجشیری در جنگ مستقیم با طالبان جان باخت و فاتح تسلیمی به طالبان را ترجیح داد زیرا درک کرده بود که پاکستان همچنان بر رهبری طالبان که برای پنجابی ها شناخته شده اند اتکا دارد نه بر هرچهره از این گروه، بخصوص آن طالبان مورد اعتماد نیستند که از لحاظ قومی وابسته به رهبری طالبان نمی باشند

از طرف ديگر طالبان در جریان درگیری این فرمانده ناراضی هیچ سند و مدرکی منتشر نکردند که نشان دهد فاتح از سوی استخبارات پاکستان و یا کدام‌ کشوردیگر حمایت شده باشد در کل در میان کشورهای منطقه منجمله پاکستان، برنامه‌ برای حمایت از مخالفان طالبان وجود ندارد زیرا طالبان خود نزد سازمان‌های استخباراتی ابن کشور ها معتبر تر، بااعتماد تر و کارایی تر نسبت‌ به‌ مخالفان شان اند و پاکستان که بیشتر ار همه بر طالبان نفوذ دارد برای تثبیت بیشتر جایگاه و موقف سیاسی و اجتماعی آنان يگان جنگ های زرگری را سازماندهی کرده است تا ذهنیت ها نسبت‌ به‌ طالبان شکل ملی گیرد.

تحولات اخیر میدانی در افغانستان این مسئله را وضاحت بخشید که، پاکستان به حز از رهبری فعلی طالبان برای هیچ گروه دیگر سینه باز نمی کند و اکر باز هم کند یا تکنیکی است که رهبری طالبان در کندهار و کابل راتحت فشار آورد تا از بعضی سرکشی های،شان کوتاه آیند و یا این که مانند ترکیه آن مخالفان طالبان را که تازه عرض اندام کرده اند در کنترول خود درآورند تا سرکش و درد سر ساز برای کندهار و کابل نباشند،

آنچه را پاکستان در برابر طالبان انجام داده و یا میدهد به جز یک روند تبلیغاتی به هدف جلوه دادن این گروه به عنوان یک گروه ملی گرا و مستقل چیزی دیگری نیست، مشکل عمده پاکستان در افعانستان این است که کینه و کدورت افغانان نسبت به پاکستان اکنون به یک انگیزه ملی مبدل شده است چرا که این‌کشور مصنوعی در طول تاریخچه خود هیچگاهی با هیچ نظامی در افعانستان دوست نبوده است پنجاب بعد از تلاش و برنامه ریزی ها، هسته را بنام طالبان شکل داد که منافع شان در افعانستان در یک خط پایدار در حرکت باشد بدون شک که طالبان زاده استخبارات پاکستان اند و به عنوان عساکر نیابتی پنجاب فعالیت دارند امر که می تواند برای طالبان انجام مثبت نداشته باشد و در یک مرحله از حیات سیاسی شان باعث سقوط این گروه شود اگر به یاد باشد، چنرال پرویز مشرف دیکتاتوری نظامی پاکستان چند بار به صورت واضح بیان داشته بود که طالبان عساکر نیابتی ما در جنگ‌با هند است در وجود این گروه می توان در جنگ‌احتمالی با همسایه شرقی ، به افعانستان به عنوان عقبه جنگ نگاه کرد، شوکت عزیز که زمانی مشاور امنیت ملی پاکستان و باری هم وزیر خارجه این کشور بود، صراحتا دست برداشتن اسلام آباد از طالبان را با جنگ کشمیر مرتبط دانسته بود یعنی این‌گروه از سوی پاکستان با اهدافی خاصی خلق شده و دنبال می شود و برای isi در رسیدن اسلام آباد به اهداف منطقه‌ای ، ابزاري بیش نیستند پاکستان متعهد است که این گروه نباید سقوط کند بل دوام بیاورد تا برای اسلام آباد فرصت ها ايجاد شود

اگر به تنش های اخیر میان پاکستان و طالبان دقیق شویم پاکستان در بمباران بخش های از افعانستان ، همیشه اهداف غیر نظامی را نشانه گرفت هیچ مقامی از طالبان را هدف قرار ندادند و واکنش‌ طالبان هم در برابر این حملات‌ بيشتر تبلیغاتی بود تا عمل صریح.

 این می رساند که میان طالبان و پاکستان راز و نیازی های زیادی وجود دارد و پنجاب هیچگاهی طالبان را با احمد مسعود، محقق، دوستم و یا غنی احمدزی مبادله نمی کند و این‌گروه را ارزان نمی فروشد و هیچ وقت احمق نمی شود گروه را که چهار دهه بالای آن سرمایه گذاری کرده است و تمام هست و بود خود را برای رساندن آنان به قدرت به مصرف رسانده است مفت و مجانی از دست دهد بل میکوشد مخالفان نو ظهور طالبان را به گونه ای مدیریت کند و با شکل دهی جنگ پراگنده و تبلیغاتی طالبان را ملی گرا، غیر وابسته و مخالف با پاکستان معرفی کند.

در روز ها و ماه های اخیر شماری از نظامیان پشین در کویته پشاور... پاکستان، و تهران و مشهد ... ايران ترور شدند بدون شک که در عقب‌ این ترور ها طالبان اند و در این هم جای شک نیست گه طالبان بدون‌ هماهنگی سرویس های مخفی این‌کشور ها نمی توانند کاری انجام دهند

 طالبان برای مردم ما و کشورهای اطراف شناخته شده اند و نمی توان با رنگ کردن این گروه برای آنان هويت تازه ای ساخت.

صائم سپتمبر ،2026

 

 

 

 


بالا
 
بازگشت