

عبدالواحد خرم
به مناسبت سی وپنج ومین سالگرد استقلال جمهوری تاجیکستان
نویسنده : جنرال عبدالواحد خرم
———————————-

پس از فروپاشی شوروی به سال۱۹۹۱، تاجیکستان در میان کشورهای آسیای میانه (ازجمله ازُبیکستان، کزاخستان، قرغیزستان و ترکمنستان) مسیری متفاوت و پیچیدهتر راطی کرد. برخلاف کزاخستان و ازُبیکستان که انتقال قدرت نسبتاً باثباتتری
داشتند،تاجیکستان در همان سالهای نخست استقلال گرفتار خانه جنگی شد که زیرساختها،اقتصاد و انسجام اجتماعی آن را به شدت تضعیف کرد.
با این حال، اگر مسیر ۳۰ سالاخیر را بهصورت یکجا و در مقایسه با دیگر کشورهای منطقه بررسی کنیم، میتوانتصویری متوازن از پیشرفتهای نسبی ارائه داد.
از نگاه ثبات سیاسی و دولتسازی، تاجیکستان پس از پایان جنگ داخلی در ۱۹۹۷توانست آهسته آهسته ثبات را برقرار کندو ساختار دولتی خود را تثبیت نماید. این رونددر مقایسه با قرغیزستان که چندین انقلاب و بیثباتی سیاسی را تجربه کرده،
یکدستاورد بسیار مهم به شمار می رود. اما در مقایسه با کزاخستان و ترکمنستان که ازابتدا دولتهای متمرکز وباثباتتری داشتند، تاجیکستان دیرتر به این مرحله رسید وهمچنان با محدودیتهایی در زمینه مشارکت سیاسی و آزادیهای مدنی رو به رو بود.
در حوزه اقتصاد، تاجیکستان رشد شایان توجهی را تجربه کرد، مگر همچنان یکی ازکوچکترین اقتصادهای منطقه به شمار میرود. کزاخستان با بهرهگیری از منابع عظیمنفت و گاز توانسته به بزرگترین اقتصاد آسیای میانه تبدیل شود و ازُبیکستان
نیز باساماندهی های اقتصادی اخیر رشد سریعی را تجربه میکند. در مقابل، اقتصادتاجیکستان هنوز بیشتر رو به رشد بوده، تا جایی به درآمدهای کارگران مهاجر (بهویژهدر روسیه) وابسته است. با این حال، کاهش نرخ ناداری نسبت به دهه ۹۰ و رشد
سالانهاقتصادی نشاندهنده پیشرفت خوبی است.
قرغیزستان نیز وضعیتی همانند دارد، اما تاجیکستان در برخی شاخصها حتا وابستگیبیشتری به منابع خارجی دارد.
در زمینه انرژی و زیرساختها، تاجیکستان یکی از مزیتهای مهم منطقه را در اختیاردارد: منابع عظیم آب ، این کشور در تولید برقآبی ظرفیت بسیار بالایی دارد وپروژههایی مانند سد راغون نماد تلاش برای تبدیل شدن به صادرکننده انرژی در
منطقهاست. در حالی که کزاخستان و ترکمنستان بر سوختهای فسیلی تکیه دارند،تاجیکستان میتواند در حوزه انرژی پاک جایگاه ویژهیی پیدا کند. با این حال،زیرساختهای حملونقل و صنعتی آن هنوز نسبت به کزاخستان و حتی ازُبیکستانکمتر
توسعهیافته است.
در حوزه آموزش و فرهنگ، تاجیکستان میراث نیرومند نظام آموزشی شوروی را حفظکرده و نرخ سواد بالایی دارد که قابل مقایسه با دیگر کشورهای منطقه است. اما ازنگاه کیفیت آموزش عالی و سرمایهگذاری در پژوهش، کزاخستان پیشتاز است
ودانشگاههای بینالمللی جایگاه برتری دارد. تاجیکستان در عوض در زمینه احیای هویتفرهنگی و زبان پارسی تاجیکی پیرورمندانه عمل کرده و توانسته عناصر فرهنگی خود راپس از استقلال تقویت کند، در حالی که برخی کشورهای دیگر بیشتر
بر هویتهایمدرن ملی تمرکز کردهاند.
در بخش بهداشت و رفاه اجتماعی، تاجیکستان پیشرفتهایی مانند کاهش مرگومیرکودکان و افزایش امید به زندگی داشته، اما همچنان از نگر کیفیت خدمات درمانیهنوز به کزاخستان و ازُبیکستان نرسیده است. کمبود منابع مالی و زیرساختی
از عواملاصلی این فاصله است. قرغیزستان در این زمینه وضعیت کم و بیش همانندی دارد وهر دو کشور هنوز هم با چالشهای ساختاری در سامانه سلامت روبه رواند.
از دید روابط بینالملل و جایگاه منطقه یی، تاجیکستان توانسته حضور پویایی درسازمانهایی مانند سازمان ملل متحد و سازمان همکاری شانگهای و دیگر سازمان هایبین المللی داشته باشد و بهویژه در موضوع آب به یک بازیگر مهم منطقه یی تبدیلشود.
در حالی که کزاخستان نقش پررنگتری در دیپلماسی بینالمللی دارد و ازُبیکستاننیز در سالهای اخیر فعالتر شده، تاجیکستان بیشتر بر همکاریهای منطقه یی ومسائل امنیتی (بهویژه در مرز با افغانستان) تمرکز دارد.
در مجموع، اگر بخواهیم یک جمعبندی مقایسه یی ارائه دهیم، تاجیکستان نسبت بهنقطه آغاز خود که با جنگ داخلی و فروپاشی اقتصادی همراه بودً، پیشرفت شایانتوجهی و سزاواز ستایشی داشته و توانسته ثبات، رشد اقتصادی نسبی و توسعهزیرساختی را
تجربه کند.اما در مقایسه با کشورهای ثروتمندتر مانند کزاخستان وازُبیکستان، همچنان در تراز یکسان از توسعه قرار دارد.
جایگاه آن بیشتر قابل مقایسه باقرغیزستان است، با این تفاوت که تاجیکستان در حوزه انرژی آبی مزیت بالقوه بیشتریدارد، در حالی که قرغیزستان در برخی شاخصهای آزادی سیاسی وضعیت بازتریداشته است.
بهطور کلی، مسیر تاجیکستان را میتوان «پیشرفت تدریجی از یک نقطه بسیار بحرانی» توصیف کرد؛ کشوری که با وجود محدودیت منابع و چالشهای تاریخی، توانستهپایههای یک دولت باثبات و اقتصاد رو به رشد را ایجاد کند، اما هنوز فاصله
شایانتوجهی با پیشرفتهترین کشورهای آسیای میانه دارد.
از منظر تحلیل ساختاری اقتصاد، تاجیکستان در یک «دام وابستگی» قرار دارد. برخلاف کزاخستان و ترکمنستان که بر منابع هیدروکربنی (نفت و گاز) تکیه دارند وتوانستهاند سرمایهگذاری خارجی جذب کنند، یا ازُبیکستان که با اصلاحات تدریجیاقتصادی
در حال متنوعسازی اقتصاد خود است، تاجیکستان عمدتاً به چند کالایمحدود مانند آلومینیوم وابسته مانده است. این یعنی اقتصاد آن در برابر شوکهایخارجیمثلاً رکود در روسیهبسیار آسیبپذیر است.
در عین حال، اگر نگاه «پویایی رشد» داشته باشیم، تاجیکستان یک ویژگی مهم دارد: رشد از تراز پایین. این کشور در دو دهه اخیر رشد نسبتاً بالایی را تجربه کرده، اما اینرشد بیشتر «جبرانی» بوده تا «تحولی». یعنی هنوز به رغم تلاش هاس
خستگی ناپذیررهبری به مرحله یی نرسیده است که ساختار تولیدیاش تغییر بنیادین کند، در حالی کهازُبیکستان در حال حرکت به سوی صنعتیسازی بیشتر و کزاخستان به سویه اقتصاد خدمات و سرمایهگذاری خارجی پیش رفته است.
در حوزه انرژی و ژئوپلیتیک منابع، تاجیکستان یک مزیت استراتیژیک دارد که میتواندآینده آن را تغییر دهد: آب ، پروژههایی مانند سد راغون تنها پروژههای اقتصادینیستند، بلکه ابزار قدرت منطقه یی هستند. در آسیای میانه، آب به اندازه
نفت اهمیتژئوپلیتیکی دارد.
تاجیکستان و قرغیزستان در بالادست رودها قرار دارند، در حالی کهازُبیکستان و ترکمنستان در پاییندست هستند. این موضوع باعث میشود تاجیکستانبتواند در آینده نقش مهمتری در معادلات منطقه یی بازی کند، البته به شرطی کهبتواند زیرساختها و
دیپلماسی خود را تقویت کند. در حال حاضر، این ظرفیت به رغممساعی پیوسته دولت هنوز بهطور کامل بالفعل نشده است.
از نگاه تحلیل سیاسی-نهادی، تاجیکستان از یک نظام متمرکز و نسبتاً اقتدارگرا با گامهای استوار و متین به تدریج به سوی مردمسالاری حرکت کرده که در کوتاهمدت ثباتایجاد کرده است.این الگو همانند ترکمنستان است، اما با شدت کمتر. در مقابل،
قرغیزستان مدل بازتری را تجربه کرده اما با بیثباتی سیاسی. کزاخستان و ازُبیکستاننوعی «اقتدارگرایی توسعهگرا» را دنبال کردهاند که توانسته رشد اقتصادی بیشتریایجاد کند. بنابراین، میتوان گفت تاجیکستان به رغم دشواری های بسیار ثبات را
بهدست آورده، اما هنوز نتوانسته آن را به توسعه اقتصادی باکیفیت بالا تبدیل کند.
در حوزه سرمایه انسانی، تاجیکستان از دید نرخ سواد و آموزش پایه وضعیت نوبی دارد(میراث شوروی)، اما مشکل اصلی «گریز نیروی کار» است. بخش بزرگی از نیروی کارفعال در خارج از کشور است. این موضوع دو اثر متناقض دارد:
از یک سو سرازیری ارزبه اقتصاد کمک میکنند، اما از سوی دیگر مانع شکلگیری یک اقتصاد داخلی پویامیشوند.
در مقایسه، کزاخستان توانسته نیروی کار را جذب کند و ازُبیکستان در حالبازگرداندن نیروی کار خود است. در تاجیکستان کار در این راستا ادامه دارد.
از منظر تحلیل توسعه کلان، میتوان کشورهای آسیای میانه را به سه گروه تقسیم کرد:
• منابعمحور: کزاخستان، ترکمنستان
• در حال گذار و اصلاح: ازُبیکستان
• اقتصادهای کوچک و رو به رشد: تاجیکستان و قرغیزستان
در این میان، تاجیکستان هنوز در پایینترین تراز است، اما نکته مهم این است که شکافآن ناشی از شرایط ناگوار گذشته،ضعف اولیه و شوک جنگ داخلی است، نه نبود کاملظرفیت.در نهایت، اگر بخواهیم یک جمعبندی تحلیلی ارائه دهیم:
تاجیکستان کشوری است که توانسته از یک بحران عمیق عبور کند و ثبات نسبی ایجادنماید، اما هنوز وارد مرحله «توسعه ساختاری» نشده است.
مزیت اصلی آن در آینده،منابع آب و موقعیت ژئوپلیتیکی است، در حالی که بزرگترین ضعف آن هنوزوابستگیاقتصادی و محدودیت شرایط برای اصلاحات نهادی است. در مقایسه با دیگرکشورهای آسیای میانه، این کشور نه عقبمانده مطلق است
و نه پیشرو؛ بلکه دروضعیتی «میانی» قرار دارد که مسیر آیندهاش به تصمیمات اقتصادی و سیاسیدهههای آینده بستگی زیادی خواهد داشت
به گفته استاد عزیز آریانفر، از کارشناسان شناخته شده آسیای میانه «تلاش های پویا،پرتکاپو و خستگی ناپذیر فزاینده رهبریت تاجیکستان به رغم دشواری های بسیار واوضاع پیچیده نوید بخش آینده های روشن، بهروزی و مایه امیدواری بسیار است».