3
  

 

 عبدالواحد خرم

 

 

رباطک

انجنیر محمد عالم جمال دانشمند معاصر کشور در رشته ی تاریخ دو جلد کتاب خود را برایم تحفه نمود یکی آن « نقدی بر روایت های تاجیک ستیزانه » عنوان دارد و در سال ۲۰۲۵ میلادی در کشور هالند اقبال چاپ یافته است 

در صفحات ۸۳ و ۸۴ آن تحت عنوان ذیل در مورد نقش تاریخی و سه هزار ساله دیارم سمنگان باستان چنین نوشته است که بدون کم وکاست انرا اینجا نقل و قول می دارم : 

«اهمیت کتیبه رباطک در اثبات هویت کوشانیان » 

کتیبه رباطک مانند سرخ‌کوتل به زبان باختری یا همان «آریو» نوشته شده است. این کتیبه به زبان یونانی و آریو یا باختری نوشته شده است. کنیشکا خود فرمان نوشتن آن را داده است. «کنیشکا» فرمان نوشتن آن را (کار روایی هایشرا ) به  زبان یونانی صادر کرد، پس از آن به زبان آریایی نگارش شد. پس در سال یکم سلطنت این فرمان تا هند اعلام شد» 

اگر کوشانی‌ها زبان آریو یا آریایی را به جای یونانی به دیوان و دفتر و هنر و فرهنگ برنمی‌گرداندند، مسلماً امروز این نویسندگان از زبان «دری هزارگی» چیزی به خاطر نمی‌داشتند. همان‌طور که اگر یعقوب صفاری، خلف کوشانی، زبان فارسی دری را به دیوان و دفتر برنمی‌گرداند، شاید «دری هزارگی» وجود نمی‌داشت. نه تنها «دری هزارگی»، بلکه بسیاری از گویش‌ها و زبان عوام که مکتوب نبودند و در یک گوشه کشور رایج بودند، به برکت زبان فارسی دری زنده ماندند و در غیر آن همه عرب‌زبان می‌شدند. تأثیر بزرگ زبان فارسی دری بود که بسیاری از گویش‌ها امروز به زبان مستقل تبدیل شده است. زبان فارسی دری در تکامل تمام زبان‌ها و تبدیل شدن‌شان به زبان مستقل کمک کرده است.

به قول سید محمدباقر مصباح‌زاده، اغلب منابع و از جمله تاریخ‌نویسان نامدار کشورمان مانند: غبار، کهزاد، حبیبی، کوشانی‌ها را همان تخارهای آریایی می‌دانند (۱۵۶). حبیبی آن‌ها را مربوط به قبایل سکایی آریایی می‌داند که در اثر شکست از اقوام مهاجم از شمال به جنوب سرازیر شدند (۱۵۷). نجیب‌الله توروایانا، کوشانی‌ها را از تخارها و آریایی‌های شرقی می‌داند. یونشی‌ها از اقوام و قبایل زرد شکست خوردند و به جنوب آمدند و در باختر حکومت تشکیل دادند (۱۵۸).

احمدعلی کهزاد می‌گوید، کوشانی‌ها سکاهای آریایی‌تبارند و شاخه شرقی از آریایی‌ها هستند که بین سیردریا و آمودریا پراکنده شدند و تا بلخ رسیدند. کهزاد به استناد مجسمه‌های کشف‌شده و نوشته‌های دوره کوشانی و مسکوکات کشف‌شده از دوره کوشانی می‌گوید که آن‌ها کلاه بلند، نوک‌تیز به سر می‌کردند، جمجمه طویل، دماغ بزرگ و طویل و آلاشه های پهن داشتند که نمایانگر روشن آریایی بودن آنان است (۱۵۹). داشتن کلاه نوک‌تیز وجه مشخصه سکاهای آریایی است که با نماد همان کلاه امروز خلفشان تاجیک به شمار می‌آید و سلف تاجیکان همان سکاهای آریایی دارای کلاه نوک‌تیز و تاج‌مانند بوده‌اند

ترجمه کتیبه رباطک؛ سندی بر هویت آریایی کوشانیان

به قول مصباح و عزیز آریانفر ، ترجمه کتیبه رباطک توسط نیکلای س. سیمز ویلیامز، متخصص زبان‌های سغدی و باختری، انجام شد. همچنین استاد غلام جیلانی داوری، باستان‌شناس برجسته کشور، کتیبه رباطک را در سال ۱۳۷۹ به فارسی دری ترجمه کرد. دکتر رضا غیاث‌آبادی نیز گزارش جامعی در رابطه با سنگ‌نوشته رباطک نوشته که چکیده آن در اینجا ارائه می‌شود.

متن کتیبه رباطک

«کنیشکا کوشانی، رهایی‌بخش بزرگ، نیکوکار، فرمانروای بزرگ، شایسته نیایش یزدان که پادشاهی را به خواست ننه و به خواست همه دیگر ایزدان به دست آورد. او نخستین سال را به خشنودی خدایان آغاز می‌کند. او فرمانی به یونانی صادر می‌کند و سپس بیان می‌دارد به زبان آریو…

«فرمان می‌دهد نیایشگاه بزرگی به نام ایزدان در سرزمین… برای ایزدان بسازند و در آن تندیس‌های ایزد بانو مه، در برترین جا، خدای آرموز، آفریننده خوشی‌ها، اردوخش، سروشرد ، نریسه، مهر، مهشان، وینگ، تراشیده و گذاشته شوند. همچنین فرمان می‌دهد که تندیس این شاهان و نیاکان در نیایشگاه بگذارند: شاه کوجوله کدفیز، پدربزرگ؛ شاه ویما تکتو، پدربزرگ؛ شاه ویما کدفیز، پدر؛ و خود کنیشکا… باشد تا آن ایزدان یاری‌رسان شاه شاهان کنیشکا باشند…»

شواهد باستان‌شناختی و زبان‌شناسی

آثار فراوانی از دوره کوشانی در جلال‌آباد، سرخ‌کوتل بغلان، بگرام، بامیان، وردک، قندهار و دیگر مناطق کشور یافت شده است. به روایت پروفسور دکتر سرگئی کلاشتورنی، هون‌ها و کوشانی‌ها آریایی و گوینده زبان مشترک ایرانی بودند. او ادامه می‌دهد که منابع چینی، نامبو آگامی و کنزو انوکی، به‌گونه‌ای قاطع بر این دیدگاه تأکید کرده‌اند. زبان آنها از زبان‌های هند و اروپایی (تخاری) بود و به این زبان خط می‌نوشتند (۶۳). پولینینگ، تخارها و یوئه‌چی‌ها را یکی می‌داند (۶۴). کوشانی‌ها به سه زبان از خود آثاری به جا گذاشته‌اند: یونانی، سانسکریت (عمدتاً در هند) و زبان ایرانی شرقی باختری (۶۵).

به گفته دکتر عزیز آریافر، از قول پروفسور دکتر غوزل محی الدینوف، دولت کوشانی در باهم‌آمیزی فرهنگ‌های آسیای میانه نقش اساسی داشت. فرهنگ دوره کوشانی (گرپاند ) نقش مهمی در حفظ و نگهداری سنت‌ها، تاریخ و فرهنگ تاجیک دارد. سکه‌ها، تندیس‌ها و سنگ‌نبشته‌ها از کوشانیان کمترین تردیدی در آریایی بودن آنها نمی‌گذارد (۶۶). کوشانی، یفتلی، کیداری، غوری‌ها، شارها، شیرها، افشین ها از بازماندگان سکاهای آریایی و ایرانی‌زبان بودند و هیچ اشتراکات خونی و نژادی با ترک و مغول نداشتند (۶۷).

کوشانی‌های آریایی با قبایل «هوانگ‌نوها» در زد و خورد بودند و همین سبب شد که آنها از حوزه تاریم و ایلی به حوزه میان سیردریا و آمودریا کوچ کنند. مسکن اصلی آنها گوشن هوانگ‌کاشغرستان بود و با چینی‌ها همسایه بودند و در حوزه بحیره سیاه و حوزه خزر نیز زندگی می‌کردند. کوشانی از پنج طایفه یوئه‌چی تشکیل شده بود و این مسئله در زبان چینی ثبت شده است. قبایل آنها اتحادیه‌ای از اقوام آریایی تخاری بودند که با کیداری‌ها و خیونیان خویشاوند بودند. قبایل کوشانی، یفتلی و کیداری در برابر پارت‌ها و ساسانیان با هم متحد بودند (۱۶۸).

پس از مهاجرت کوشانی‌ها به جنوب آمودریا، آنها با تاهیا (تاجیکان) آمیخته شدند و قبایل نخستین‌شان با نام «تایه چی » شناخته می‌شدند. آخرین شاه کوشانی، واسودوا، در سال ۲۲۰ میلادی به دست شاپور ساسانی سقوط کرد. سپس در سال ۲۵۸ هجری قمری، کوشانیان کوچک توسط یعقوب لیث صفاری سرنگون شدند. با این حال، رتبیل شاهان تا دوره غزنویان به حیات سیاسی خود ادامه دادند. (غبار، میر غلام محمد، جغرافیه تاریخی با حواشی و تعلیقات فرید بیژند ۱۳۶۸، مطبعه دولتی، کابل، ص ۲۰۱).

 

 

 

 


بالا
 
بازگشت