

عبدالواحد خرم
بحث مان بالای یکی از چهره های اساسی یا بهتر بگوییم مهره اصلی جهان…
بحث مان بالای یکی از چهره های اساسی یا بهتر بگوییم مهره اصلی جهان غرب و بویژه سی ای ای و امریکا است که توانست نظام افغانستان را در سال ۱۹۹۲ سر نگون سازد و مردم ما را آواره و پریشان نمود که تاحال سر حال نمی آیند این شخص بینن سیوان نام داشت و حالا مختصری از این قاچاق بر طلا باید داشت :
بینن سیوان در سال ۱۹۳۷ در نیکوزیا پایتخت قبرس در یک خانواده ارمنی آمریکایی به دنیا آمده و تحصیلات عالیاش را در پوهنتون کلمبیای امریکا در رشته امور بینالمللی به پایان رسانید و در سال ۱۹۶۵ در سن ۲۸ سالگی مأمور سازمان ملل شد. وی در سکرتریت شورای اقتصادی و اجتماعی ملل متحد کار میکرد. بینن سیوان قبل از امضای موافقتنامههای ژنیو، ابتدا بهحیث مشاور سیاسی کوردویز و بعد هماهنگ کنندهٔ کمکهای بشری برای افغانستان، بهجای صدرالدین آغاخان تعیین گردید.
سرانجام در سال ۱۹۸۹ بهجای دیگو کوردویز، به حیث نمایندهٔ خاص سرمنشی در مسئلهٔ افغانستان تعیین گردید. بینن سیوان، پس از آن که در سال ۱۹۹۲ با زمینهسازیهای پشت پرده، دولت جمهوری افغانستان را سقوط داد، به حیث معاون سکرتر جنرال ملل متحد در امور سیاسی برای اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد و شورای امنیت آن سازمان تعیین شد که پاداش بزرگی برایش بود. وی پس از چندین مأموریت دیگر، در ۱۵ اکتوبر سال ۱۹۹۷ به حیث رئیس اجرائیوی دفتر ملل متحد برای «پروگرام نفت برای غذا» در عراق توسط کوفی عنان، سرمنشی سازمان ملل متحد توظیف گردید که پس از هشت سال کار در این عرصه، به رسوایی بزرگ مواجه شد.
زمانیکه از جانب ملل متحد، برای بررسی «پروگرام نفت برای غذا» کمیتۀ سه نفری به اشتراک پال ولکر، یک شخصیت معتبر امریکایی و قاضی ریچارد گلدستون افریقای جنوبی و یک حقوقدان سوئیسی توظیف شد، بعد از بررسیهای همهجانبه، معلوم شد که سیوان از رژیم صدام حسین رشوه اخذ نموده و برای رژیم صدام اجازه داده ۱۱ میلیارد دالر را غرض مقاصد نظامی و غیره مصرف نماید و تخطی آشکار را از تعزیرات که سازمان ملل متحد علیه رژیم صدام اتخاذ نموده بود مرتکب شده است. در بررسی معلوم شد که بینن سیوان حتی شورای امنیت ملل متحد را تشویق نموده تا امتیازات در این زمینه به رژیم صدام بدهد.
در ۱۸ آگست ۲۰۰۵ کمیتۀ سه نفری به سرمنشی سازمان ملل متحد سفارش نمودند که مصونیت سیاسی بینن سیوان را ملغا اعلام کرده و اجازه بدهد که بازجویی جنایی از وی آغاز گردد.
سیوان درست به تاریخ ۱۷ آگست ۲۰۰۵ یک روز قبل از نشر گزارش از وظیفهاش استعفا داد و در اکتوبر ۲۰۰۵، مطبوعات جهان گزارش داد که بینن سیوان از ایالات متحده به قبرس قبل از گرفتاریاش، به طور پنهانی از نیویارک فرار نموده و به قبرس رفته است. به گمان اغلب ناظران ملل متحد، سیوان با حمایت سرمنشی ملل متحد که پسر وی هم در همین رابطه متهم به استفادهجوییهای بزرگ بود، در عقب فرار وی قرار داشت، تا از بازجویی جنایی و زندانی شدن وی جلوگیری به عمل آید. همچنان حمایت پنهانی مقامات معین امریکایی از بینن سیوان را نیز نمیتوان نادیده گرفت؛ زیرا وی سالها در همکاری نزدیک با آنها قرار داشت. به دلیل عدم قرارداد استرداد مجرمین میان دولت قبرس و ایالات متحده، دولت قبرس نمیتوانست که بینن سیوان را به ایالات متحده غرض تعقیب جنایی تسلیم نماید؛ ولی سایر افرادی که در این رسوایی شریک وی بودند هم از کار برکنار شدند و هم به حبسهای طولانی محکوم شدند
کفر اگر ز کعبه خیزد - پس کجا ماند مسلمانی
طرح صلح سازمان غیر حکومتی مرکز بینالمللی واشنگتن دی.سی. امریکا
این طرح بخاطر حمایت امریکا از مجاهدین و تصمیم قاطع آن کشور برای سر نگونی حکومت داکتر نجیب الله و از بین رفتن حزب وطن که آرزو شان بود جنبه عملی نیافت چون نیات صادقانه برای تشکیل اداره انتقالی موقت در جانب مقابل حکومت کابل وجود نداشت و ان طرح طوریکه در کتاب محترم وکیل وزیر خارجه افغانستان آمده است چنین بوده است :
« به شار دافیر سفارت جمهوری افغانستان عبدالغفور جوشن، طرح مقدماتی صلح یک سازمان غیر حکومتی امریکا بنام (مرکز بینالمللی واشنگتن دی.سی.) را طی مکتوب مؤرخ ۲۷/۸/۱۳۷۰ مطابق ۱۸/۱۱/۹۱ به وزارت امور خارجه ارسال نمود. طرح مذکور، به ابتکار آقای «مارک سلیوان» مسئول بخش مربوط به افغانستان این سازمان ترتیب گردیده بود. در مکتوب تذکر به عمل آمده بود که قرار است مارک سلیوان، جهت مذاکره پیرامون طرح یاد شده، بزودی به کابل مسافرت و در مورد با مقامات جمهوری افغانستان صحبت نماید. در مکتوب تذکر بهعمل آمده بود که سلیوان روی نظریات فوق به استیفان سولارز، رئیس کمیته خارجی مجلس نمایندگان امریکا در امور آسیا و اقیانوسیه نیز تبادل نظر نموده است.
اینجانب بعد از حصول طرح و مطالعه آن، موضوع را با رئیس جمهور نجیبالله در میان گذاشتم. پس از مطالعه طرح، رئیس جمهور علاقهمندی نشان داد که بعد از مواصلت وی به کابل، با وی ملاقات نماید. طرح صلح مرکز بینالمللی واشنگتن دی.سی. امریکا مطالب ذیل را در بر داشت:
طرح پیشنهادی مرکز بینالمللی، انتقال قدرت را از رئیس جمهور نجیبالله به یک رئیس جمهور موقت پیشبینی مینماید. این رئیس جمهور موقت توسط یک شورای انتقالی به مجمع ملی افغانستان که توسط رهبران افغانی ایجاد میشود تعیین میگردد. این مجمع مرکب از نمایندگان حکومت کنونی افغانستان، گروپهای اپوزیسیون، پادشاه سابق و دیگران که از مهاجرین افغانی در پاکستان، ایران و سایر جاها نمایندگی مینمایند، تشکیل خواهد شد. مگر اکثریت اشخاص شامل در این مجمع را رهبران توأم با مشخصات روشن از نواحی داخل افغانستان تشکیل خواهد داد؛ یعنی آماده از شخصیتهایی که صلاحیت آنان از منابع عنعنوی قدرت در جامعه افغانی ناشی شده باشد.
یکی از خصوصیات اساسی دیگری برنامه همانا فراهمآوری زمینه برای تدویر انتخابات تحت نظر ملل متحد به حیث یک بخشی از پروسه صلح میباشد.
پروسه انتخابات برای افغانها این امکان را میسر میسازد تا نمایندگان خود را هم از ولایات و هم از مجامع ملی انتخاب نمایند. همین که این انتخابات تکمیل گردید، رئیس جمهور موقت قدرت خویش را به یک رهبری جدید انتخابی افغانستان واگذار میکند. در طرح گفته شده که ما نمیتوانیم اجازه دهیم تا جنگ در افغانستان ادامه یابد؛ زیرا این امر به نفع عام و تام یک تعداد محدود از رهبران اپوزیسیون و یا شرکای غیر افغانی آنان باشد. تحلیلهای ما میرساند که برنامهای را که ما پیشنهاد مینماییم شاید برای رئیس جمهور نجیبالله و سایر مأموران ارشد حکومت افغانستان نیز قابل قبول باشد. دکتر نجیبالله در بسیاری از مناسبتها اشاره نموده است که وی کنار خواهد رفت؛ اما صرفاً به حیث بخشی از یک پروسه واقعی صلح، وی در برابر یک آنارشی اجتنابناپذیر که منتهی به غضب قدرت توسط رهبران کنونی اپوزیسیون می گردید، کنار نمیرود. وی ممکن علاقهمند به کنار رفتن باشد، در صورتیکه کنار رفتن وی منتج به بازگشت صلح و تأمین خود ارادیت به مردم افغانستان گردد.
حین تدوین این برنامه، ما سعی بعمل آوردهایم تا از توصل به چنان راه حل که اخیراً جهت ختم جنگ در اتیوپیا تدوین شده بود اجتناب ورزیم؛ پروسه صلح افغانی باید تمام گروههایی را که ادعای دستیابی به یک قدرت قانونی را در افغانستان دارند، در خود شامل داشته باشد.
بعد از اینکه سلیمان لایق مدت چند روزی رییس هیت اجراییوی حزب وطن بعد از پناهنده گی داکتر نجیب به دفتر ملل متحد می شود و در مورد داکتر نجیب در گفتگو با بینن سیوان چنین جرو بحث می دارد :
رئیس جمهور ما را اغفال نمود. این که دیشب میخواستید نجیبالله را از کشور فرار دهید، حادثه بینهایت تأسفآور است. مخصوصاً این که پای ملل متحد در این حادثه دخیل بود. عملی را که نجیبالله مرتکب شد تأسفآور است، زیرا مانند یک دزد کشور را خواست در نیم شب ترک گوید. وی قبلاً در زمینه نه با رهبری حزب و نه با رهبری دولت مشوره کرده بود و نه پلانش را با ما در میان گذاشته بود؛ لذا بازهم تا زمانیکه در مورد رفتنش تصمیم اتخاذ شود، لازم میدانیم که وی دوباره به اقامتگاهش انتقال داده شود و ما مصونیت و حفاظت وی را ۱۰۰٪ تضمین مینماییم و هیچ گروهی و هیچ کس نمیتواند علیه وی دست به خشونت بزند.
بیننسیوان در پاسخ گفت : شما میدانید که حالا نجیبالله از ملل متحد تقاضای پناهندگی نموده و استعفای خود را از مقام ریاست جمهوری و رهبری و عضویت حزب وطن تقدیم نموده است و ما نمیتوانیم تقاضای وی را رد نماییم.
(در آن هنگام بینسیون متن یادداشتهای هردو استعفانامه نجیبالله را از دولت و حزب به سلیمانلایق سپرد. نویسنده)