

جمشید کوهستانی
خاطرات اوپراتیفی در مورد سقوط ولایتی !
ولایت نیمروز در ۱۵ اسد ۱۴۰۰ از اثر فساد ساختاری فرمانده هان وکم توجهی مقامات مرکزی وتشویق شورای امنیت به عقب نشین سقوط نمود
چکیده .
سقوط یا فروپاشی نظام جمهوریت اسلامی افغانستان یکی از مهم ترین تحولات سیاسی وامنیتی تاریخ معاصر کشور به شمار می رود در این میان سقوط ولایت نیمروز اهمیت ویژه ای داشت زیرا این ولایت نخستین مرکزی ولایتی بود که در مرحله پیشروی های مخالفین آن زمان از کنترول حکومت وقت خارج گردید .
این رویداد نه تنها از نظر نظامی اهمیت داشت بلکه تاثیر روانی گسترده بر نیروهایی امنیتی ، مسئولان حکومتی ومردم سایر ولایت ها گذاشت .
هدف این مقاله بررسی مختصر عوامل موثر در سقوط ولایت نیمروز وتحلیل نقش تصمیم های مدیریتی ، ضعف نیروهای امنیتی ، امکانات نظامی وشرایط سیاسی را مورد بحث قرار میدهیم اگر حیات باقی بود در آینده بخیر مفصل پیرامون چگونگی سقوط نیمروز بحث می نمایم .
مقدمه .
ولایت نیمروز به دلیل موقعیت جغرافیای خود همواره از اهمیت راهبردی برخوردار میباشد .
که با کشور های ایران وپاکستان دارای مرز باز بسته بوده ، این ولایت در جنوب غرب افغانستان واقع است .
دارای ۴۳ هزار کیلومتر مربع مساحت دارد شامل پنج واحد اداری وچهار حوزه امنیتی شامل است عبارت از ولسوالی های کنگ ، چهار برجک ، خاشرود ، چخانسور دلارام میباشد .
که قبل از سقوط جمهوریت دارای ( ۱۶۷۸۶۳) هزار نفوس بوده مجموعآ نفوس ذکور ( ۸۵۸۴۲) مرد ( 82021) اناث ( ۵۹۳۰۸) مرکز زرنج ( ۲۳۲۹۷) ولسوالی کنگ ( ۲۴۶۳۸۲) ولسوالی چهاربرجک ( ۲۷۴۴۴) ولسوالی خاشرود (۲۶۳۴۶) ولسوالی چخانسور ( ۶۸۳۰) ولسوالی دلارام قلم داد گردیده بود .
کارکنان خدمات ملکی ( ۱۸۲) مرد ( ۱۴۰) اناث نیروی کار باسواد ۱۱۲۶ تن میرسید .
به تعداد ۱۰۰ باب مکاتب داشت ۷۰ باب ابتدایه ۳۴ باب متوسطه ۳۵ باب لیسه ، حضور شاگردان ابتدایه پسران ۳۵ فیصد دختران ۶۵ فیصد تخمین گردیده بود
متن !
اینجانب نگارنده آن زمان مسئولیت آمریت پلان تحلیل وارزیابی واطلاعات مبارزه با جرایم جنایی فرماندهی نیمروز را به عهده داشتم تقریبآ مدت ۹ سال طبق معمول در روز های تابستان ساعت ۶ صبح روز های زمستان ۷ صبح نسبت به دیگر آمرین بخش به دفتر کاری خویش رفته جهت ارایه گزارشات به مرکز وغیره امورات کاری شروع به کار می نمودم طبق لایحه وظایف حجم کاری بیشتر متوجه من بود از پروسس اطلاعات خام بررسی وضعیت کلی اخذ گزارشات از قدمه های تحت اثر که بعد از تحلیل وتجزیه وطبقه بندی نمودند به مرکز ارایه می نمودیم که البته اجراات صورت گرفته دارای سه کتگوری بود .
اول . ارایه گزارشات به مقام ریاست تحقیقات جنایی وزارت امورداخله .
دوم ارایه گزارشات به شخص قوماندان امنیه در بعضی موارد به والی ولایت
سوم ثبت اطلاعات در سیستم الکترونیکی نیمز ملی
در ادامه اجراات یومیه اداری ترتیب پلان های هفته وار ، ماهوار ، ربع وار ، سالانه جهت اجرا به پرسونل ارسال میگردید
چون مضمون جنایی شامل صنف استخبارات به حساب می آید تحلیل وارزیابی واطلاعات جنایی فرماندهی امنیه ولایات بخشی از اتاق فکری مرتبط به چگونگی امنیت میباشد وهمچنان دستگاه اوپراتیفی جنایی بوده ودر بعضی مورد با تشریکی مساعی مدیریت های کشفی ، اوپراسیون طرحه کننده عملیات های کشفی واوپراتیفی را شامل میشود .
تحلیل وارزیابی دستگاه جمع آوری اطلاعات اگنتوری بوده این بخش به عنوان دستگاه اساسی اوپراتیفی اگنتوری پیرامون جمع آوری اطلاعات از شبکه های کاندید ، اگنت ، اعتمادی ، ریزنت ، تعقیب اوپراتیفی ، تخنیک اوپراتیفی ، ترتیب وضعیت سیاسی ، نظامی ، فرهنگی ، اجتماعی ولایت را به دوش داشت .
موارد فوق بسی کار دشوار بود
تهدیدات نظامی علیه نیروهای امنیتی در جمهوریت :
مخالفین آن وقت با توجه به ارزیابی از نیرو های نظامی جمهوریت وتوان عملیات هوایی نیرو های دولتی داشته تاکتیک جنگی متناسب را در اختیار قرار دادند از اینکه جنگ به دراز ها کشیده شده بود مقامات جمهوریت در سردر گمی قرار گفته بود استراتیژیک جنگی نداشتن عدی از دورن جمهوریت خواهان ادامه جنگ نبوده اکمالات از یک سال بیشتر از سقوط به جزوتام ها صورت نگرفته ، تسلسل زنجیری قدمه ها با آمرین ومافوق ها از بین رفته بود در برابر جنگ منظم مخالفین نیروهای عادی جمهوریت کارایی چندان نداشتن جمهوریت تکیه به دو گزینه داشت یکی نیروهای ویژه ارتش ودیگر قوایی هوایی در حین زمان مخالفین حملات خود را بالای ولایات شمالی تمرکز نموند دامنه جنگ را وسع ساختن در کمتر از دوماه ۷۷ ولسوالی در شمال ۴۱ ولسوالی در جنوب ۳ ولسوالی در شرق ۱۳ ولسوالی در غرب ۵ ولسوالی در مرکز را تصرف نمودند .
به اساس تحقیقات جان سیکو بازرسی ویژه آمریکا در امورات افغانستان طی سخنرانی نیرو های مخالفین جمهوریت را ۶۰ هزار تمام وقت ۹۰ هزار جنگجو فصلی عنوان کرده بود با استفاده از نبود یک استراتیژیک جنگی واضع تعریف شده مخالفین تمرکز به جمعیت وجغرافیای که از مولفه های مهم قدرت بوده نمودند از جمع ۳۸۸ ولسوالی ۸۸ آن را تحت کنترول خود گرفتن ۲۲ درصد که سهم نیم پنج میلیون نفر از جمعیت ۳۳ میلیون نفر را در خود جای داده بعد اینکه درک کردند چند دسته گی در مقامات جمهوریت وجود آمده
سیاست دیگری در فاز جدید جنگی خویش اختیار کرده تسلط بر شاهراه ها گمرکات وغیره نقاط استراتیژیک را تصرف کردند .
نقش فساد ساختاری در سقوط ولایت نیمروز .
همین فساد باعث کردید که سایت های دولتی در تضاد با منافع اکثریت قرار دهد همین فساد ساختاری توسط فرماندهان امنیه مدیران ارشد باعث گردید که اعتماد مردم به دستگاه دولتی کاهش چشم گیر پیدا کند بی تفاوتی ، تنبلی وبی کفایتی افزایش پیدا کرد
فساد اداری سیاه ، فساد اداری خاکستری ، فساد اداری سفید
به طور مثال زمانیکه ولسوالی خاشرود ولایت نیمروز سقوط نمود قوماندانی تولی شاهراه ، قوماندانی کندک ریزرف حوزه جات ۴ گانه ماموریت های سمت پوسته جات شهری با اندکی اسلحه ومهمات پابر جا بود هیچ توجه به منسجم نمودند توجه صورت نگرفت همه دارو ندار جزوتام های فوق به یغما رفت چون در داخل شهر اطراف شهر جنگی صورت نگرفت از سرنوشت اسلحه ومهمات باقی مانده اثری نبود همه توسط فرمانده هان حیف میل گردید
مدیر عمومی مبارزه با جرایم جنایی کمره های مدیریت را خنثا کرده راه حیف میل امکانات دولتی را به خود اختیار کرد مدیران قبلی که تقاعد یا تبدیل گردیده بودند حاضر به تسلیمی اسلحه خویش ومحافظین خود نگردیدن همه خواهان سقوط نیمروز بودند تا از پاسخگویی مبراشوند وغیره مشکلات های دیگر وجود داشت .
عوامل که باعث سقوط ولایت نیمروز گردید .
یکی از مهم ترین عوامل سقوط نیمروز ضعف ارتباط وهماهنگی میان حکومت مرکزی ومسئولان محلی بود مقام های امنیتی وغیره مدیران ارشد بار ها از تحرکات مخالفین وکمبود تجهیزات ، اسلحه ، مهمات ثقیله ومواد لوژستیکی کمبود نیرو جنگی از احتمال سقوط ولایت هشدار داده بودند هشدار ها به تصمیم های عملی منجر نگردید بر عکس وزارت امورداخله ، شورای امنیت ، یکی از معینان وزارت داخله تشویق به عقب نشینی نمود تحرکات اوپراسیون حمایه هوایی نگردید زخمان نبرد به مراکز درمانی انتقال نه میگردید زخمیان از اثر خون ریزی در کاغوش های عسکری ازبین می رفت
در ماه های اخیر سقوط چندین فرمانده امنیه ، امر امنیت مدیران کشفی یکی پی دیگر در بدل پول تغیر تبدیل گردید هیچ یکی از افراد مسلکی نبوده حتی از سواد ابتدایی برخوردار نبود
سر انجام در ۱۵ اسد ۱۴۰۰ شهرزرنج ولایت نیمروز به روز جمعه ساعت ۱ بچه ظهر بدون کدام درگیری به دست مخالفین سقوط کرد فرمانده های جزوتام های کندک ریزرف ، حوزه جات چهارگانه ، ماموریت های سمت ، پوسته جات امنیتی یک ماه قبل از سقوط وظایف را رها نموده بودند
تبصره کوتاه
نقش اساسی در سقوط جمهوریت انگیزه قومی
تشویق شورای امنیت ، وزارت امورداخله ابتدا به عقب نشین وبعد به تسلیم انجام گردید
نبود رهبری منظم جنگی در مقر فرماندهی تشویق ،عدی از مقامات درجه یک مرکزی ومحلی وادار به تسلیمی
با احترام
جمشید (کوهستانی)
نظامی سابق جمهوریت
فرستنده:
محمد عثمان نجیب
نمایندهی مبان