

بصیرهمت
گوردون براون،که از سال ۲۰۰۷ تا۲۰۱۰
نخست وزیر بریتانیا بود و اکنون فرستاده
ویژه سازمان بلل متحد در امور اموزش
بینالمللی است ،در روزنامه گاردین
مضمونی در مورد دختران افغان دارد
سه شنبه:۴ – اگست -۲۰۲۶
دختران افغان
پس از پنج سال حکومت وحشیانه طالبان،زنان و دختران افغان به کمک ما نیاز دارند و من برنامهای دارم
هفته آینده پنجمین سالگرد تصرف افغانستان توسط طالبان است، زمانی که نیروهای ائتلاف آمریکایی از کشور خارج شدند. این پنج سال، پنج سالی است که تروریستها توانستند سلطه خود را تثبیت کنند، بنابراین اکنون زمان مناسبی برای تأمل در مورد آنچه «ائتلاف مشتاقان»،منظورش ایتلاف ناتواست، از خود به جا گذاشته است، میباشد.
طی پنج سال،صدور فرمانهای پی در پی انتقامجویانه، سرکوب فزایندهای را علیه دختران و زنان افغان به همراه داشته است - و هیچ مقام خارجی برای صحبت یا ایستادگی در برابر فاحشترین انکار حقوق دختران در جهان امروز،کاری انجام ندادهویا اگر کار ی انجام شده اندک بوده است.
قتل عام تکاندهنده در ماه جون توسط سربازانی که به گروهی از معترضان حقوق زنان که علیه محرومیت دختران از تحصیل و اجرای قوانین سختگیرانه تظاهرات میکردند، شلیک کردند، به ندرت گزارش شد. آنها زیر پرچم «آزادی» راهپیمایی میکردند. دو نفر، از جمله یک پسر جوان، به ضرب گلوله کشته و چندین نفر زخمی شدند.
طالبان به قرون وسطاییترین شکل ممکن، قوانین سختگیرانهتری را نیز برای مشروعیت بخشیدن به ازدواج کودکان و معافیت قانونی برای خشونت خانگی اعمال شده توسط شوهران، از جمله علیه دختران در سن مکتب ، وضع میکنند.
به گفته ناظران سازمان ملل، این دختران که اغلب در برابر پول به ازدواج داده میشوند یا مجبور به ازدواج اجباری در کودکی میگردند ، قربانی نوع جدیدی از جرم ،آپارتاید جنسیتی، اند. مورخان به گذشته نگاه خواهند کرد و خواهند پرسید که چرا پس از اعزام بیش از ۱ میلیون سربازنیروهای ائتلاف، تحمل بیش از ۳۵۰۰ کشته و ۲۳۰۰۰ زخمی و مصرف بیش از ۱ تریلیون دالر ، ما نتوانستهایم مانع از نابودی اساسیترین حقوق انسانی توسط طالبان شویم. اما شاید مهمتر از آن، و با توجه به اینکه طالبان در کابل مستقر هستند و رهبران مذهبی مرتباً از قندهار دستور میدهند، سوال فعلی این است: چه کاری میتوانیم فوراً برای بهبود زندگی دختران و زنان انجام دهیم؟ آیا میتوانیم به آنها کمک کنیم تا پتانسیل خود را رشد دهند ؟
در سطح جهان،رقم زنان ۲۰ تا ۲۴ ساله که قبل از ۱۸ سالگی ازدواج کردهاند، در طول دهه گذشته کاهش یافته است و یونیسف میگوید که حداقل از ۲۵ میلیون ازدواج کودکان که میتوانست شامل عروسی های سن مدرسه باشد، جلوگیری شده است. با این حال، تخمین زده میشود که ۱۲ میلیون دختر زیر ۱۸ سال هنوز هر ساله در حالی که میتوانند در مدرسه باشند، ازدواج میکنند.
این مسئله در افغانستانی که نیروهای ائتلاف انها را پشت سر گذاشته، حاد است، جایی که دختران از تحصیل در دوره متوسطه منع شدهاند و زنان افغان از دانشگاه، اشتغال در بخش دولتی و حتی کار با سازمانهای غیردولتی و خیریهها محروم گردیده اند . آنها از سفر یا ورود به بسیاری از اماکن عمومی، از پارکها گرفته تا رستورانها، مگر با همراهی محرم شان ، منع شدهاند. و با اطمینان ،طالبان میتوانند با مصونیت از مجازات عمل کنند، صدور دوازده حکم اخیر ضد دختر و ضد زن، سلطه آنها رابیشتر می سازد . در یک مورد اخیر، گزارش شده است که یک دختر ۱۵ ساله افغان به همراه مادرش توسط یک مقام طالبان پس از تلاش برای ربودن او به دلیل ازدواج اجباری، کشته شده است.
این وحشتناک است و به طور خاص از وحشیگری طالبان حکایت دارد. در مقابل،ایالت سند پاکستان یکی از قویترین چارچوبهای قانونی در جهان در حال توسعه را علیه ازدواج کودکان تصویب کرده است، ازدواج زیر ۱۸ سال را جرمدانسته و مجازاتهایی را برای کسانی که آن را تسهیل میکنند، وضع کرده است.
بنگلادش نیز قوانین جدیدی را تصویب کرده است. یک سیستم ثبت تولد دقیقتر ، پنهان کردن سن دختران را دشوارتر کرده و مسیر نادرست قبلی را برای ازدواج زودهنگام بسته است. در عین حال، برنامههایی که حمایت مالی در مقیاس کوچک را برای خانوادههای فقیر فراهم میکنند، دختران را قادر ساخته است تا به تحصیل ادامه دهند . سازمان نجات کودکان گزارش میدهد که در یک برنامه در بنگلادش، برنامه حمایت مالی به بیش از ۱۰۰۰ دختر کمک کرده است تا در مدرسه بمانند و از ازدواج زودهنگام جلوگیری کنند. ازدواج کودکان، آنطور که اغلب به تصویر کشیده میشود، صرفاً یک رسم فرهنگی نیست. این امر به همان اندازه که ناشی از اجرای ضعیف قانون است، ناشی از فقر نیز هست.
در بخشهایی از پاکستان و بنگلادش «مناطق عاری از ازدواج کودکان» وجود دارد که در آنها جوانان برای حمایت از هر دختر مکتب، همصنفی شان،که برخلاف میلش ازدواج میکند، گرد هم میآیند. در حالیکه چنین جوانان به دلیل تمایلشان به مداخله در چنین امور ، به عنوان «مزاحمان عروسی» شناخته میشوند، مگر با کمک و اراده، خیلی چیزها ممکن میشود.
تصادفی نیست که طالبان نه تنها بر انکار حقوق زنان، بلکه به طور خاص بر انکار آموزش آنها تمرکز کردهاند، زیرا آنها، همانطور که ما میدانیم، میدانند که تحصیل قدرتمندترین عامل توانمندسازی است. در سراسر جهان، این قدرتمندترین محافظت در برابر ازدواج زودهنگام است. سازمانهایی مانند «دختران، نه عروسها» ثابت کردهاند که هر سال اضافی که یک دختر در آموزش متوسطه میگذراند، احتمال ازدواج اورا در کودکی به میزان قابل توجهی کاهش میدهد.
اگر میتوانستیم درهای آموزش با کیفیت را باز کنیم،و اطمینان حاصل کنیم که دختران به فضاهای امن دسترسی دارند و از خانوادههایشان حمایت مالی کنیم، دهها هزار نفر دیگر میتوانستند از این آموزش بهرهمند شوند. حتی در افغانستان، این یک رویا نیست. از طریق یونیسف وشعار «آموزش نمیتواند منتظر بماند» و با حمایت مخفی و حضوری، دختران به روشهای غیرمتعارف یاد میگیرند: اغلب آنلاین، گاهی در مدارس زیرزمینی یا در خانههای خانوادگی، بدون اینکه مقامات آنها را ببینند.
اما کارهای بسیار بیشتری باید انجام شود، به ویژه به این دلیل که هزاران دختر مجبور به ترک کشور برای تحصیل شدهاند و با افزایش تنش بین افغانستان و پاکستان، یکی از مسیرهای مورد علاقه برای خروج از کشور به سرعت در حال بسته شدن است.
شبانه محمود، وزیر داخله بریتانیا، اعلام کرده است که طبق لایحه جدید مهاجرت و پناهندگی، دو مسیر تحت طرح اسکان مجدد پناهندگان برای دانشجویان وجود خواهد داشت که میتواند به دختران کمک کند تا به آموزشی که از آنها دریغ شده است، دست یابند. اولین مسیر از طریق خیریههای شناخته شدهای است که از دخترانی که به بریتانیا میآیند حمایت مالی میکنند. دومی از طریق کالجها و دانشگاههایی است که بورسیه تحصیلی ارائه میدهند.
این خوب است، اما ما باید فراتر برویم. من معتقدم که اکنون باید صندوقی برای حمایت از دختران افغان که تهدید به ازدواج ناخواسته میشوند، تأسیس شود. این صندوق باید به آنها بورسیه تحصیلی برای ادامه تحصیل، در صورت لزوم در خارج از کشورشان، ارائه دهد. و من به عنوان نماینده ویژه سازمان ملل متحد در امور آموزش، خوشحالم که با هر موسسه خیریه یا آموزشی که میخواهد به دختران در دفاع از حقوق بشرکمک کند، همکاری کنم. شاید این یک حرکت کوچک باشد،مگر آیا وقت آن نرسیده است که واقعاً از همه دخترانی که آزادی و زندگی خود را برای تحصیل و امید به یک زندگی معنادار ،به خطر میاندازند، حمایت کنیم؟ آنها آرزوی چیزهایی را دارند که ما آنها را بدیهی میدانیم. وظیفه اخلاقی ماست که به آنها کمک کنیم.پایان