م. نبی هیکل

 

 

چراتعدادی از دین برمیگردند و یابه منتقدان دین مبدل میگردند؟

 

این پرسش ممکن است برای هریک  پیش آمده باشد. در این مقاله بصورت خلاصه بر این  پرسش مکث میشود.

علل احتمالی / ممکن میتوانند عبارت باشند از:

۱.اکثریت مسلمانان موروثی اند: ما پس از تحلیل منطقی دین به آن ایمان نیاورده ایم بلکه به یکی یا بیشتر از دلایل آتیک

-والدین مسلمان

-جامعه و فرهنگ  مسلمان

۲. فقدان تفکر انتقادی: تفکر انتقادی این نیست که ما از هر  شی و هر فردی انتقاد نماییم. یک به گونه مثال میپرسید: چرا الله   دنیا را چنین آفریده،  طور دیگر نمیشد؟ آیا این سوال عاقلانه است و  نتیجه تفکر انتقادی است؟ نه  به هیچوجهه نه. طور دیگر  یعنی به کدام  طور، آیا نقصی در این خلقت وجود دارد که فرد  از آن نا ر ا ضی است؟

فقدان تفکر انتقادی را در همه ی عرصه ها شاهدیم بخصوص منتقدان باید در نقد از تفکر انتقادی بهره جویند.

 منتقدان دینی و  غیر دینی معمولآ  از  علم و منطق  سخن میگویند  اما به آنچه هایی استناد مینمایند که علم نیست و منطق آن ر ا نمیپذیرد.

۳.  سیستم تعلیمات  سنتی و رسمی: آیا شما به غیر از قرآن جایی با  تکرار  دیده اید که به سوره الکافرون استناد شد ه باشد؟

این سیستم مانند همه  سیستم های تعلیمی بر اصل  ساده  سازی بنا یافته اند زیرا برای مبتدی باید اساسات را آموخت. اما آیا اساسات تنها  همان است که پنج بنای مسلمانی خوانند؟آنچه پنج بنمای مسلمانی خوانند  پنج  ستون عملی است اما باز هم ( پندار نیک،  گفتار نیک، کردار نیک و کمک به نیازمندان)   را  احتوا نمینماید.  برای مبتدی کود اسلامی رفتار را  باید آموخت.ایک کود  را  از زمره در  سوره های  النور، الاسرا میتوان  یافت.تهیه (کود اسلامی رفتار) به ما چیزهای  خیلی با ارزش را میآموزاند و  یک معیار ارزیابی را نیز به دست میدهد. توام با   این کود، لاز م است لایحه وظایف پیامبران  شامل نصاب درسی گردد.

۴.  آیات قرآن را  یا جدا از قرینه   در نظر میگیریم (  استاد سیاف) و یا  بصورت مستقل در نظر میگیریم نه بحیث موضوعی. به اصطلاح  تناقض در روزهای خلقت آسمانها و زمین.(۴:۹۵)  پرسشی بود که یکی از هموطنان  از من پرسید. او در محاسبه اشتباه کرده بود.

اینهمه حلقه ها و دایره هایی مانند دیوار دور ما  کشیده میشوند در حالیکه  بیرونرفت از آنها نه تنها انگیزه و استدلال میخواهد بلکه نیازمند  تدابیر امنیتی نیز میباشد.

۵. وجود تعصبات خشن دینی: دین  جذاب و کشنده است  و باید در عمل نیز چنان باشد. فرد مسلمان باید  سرمشق  برای دیگران باشد.

( مثال: بحث عیار  با ملای بد زبان). الله متعال حتی جدال دینی با اهل کتاب را به زبان  تخریش کننده منع قرار داده است(۲۹:۴۶).

بصورت خلاصه مراجع دینی  و علمی به اندالزه های متفاوت متعصب و متحجر اند و فرهنگ نیز از این تعصبات متاثر است.دین اسلام  دین توشیه شده  بوسیله الله عز و جل که  نمونه های بیکران  قدرت او تعالی حتی در  هر فرد وجود  دارند، د ارای منطق است. وقتی به منطق دین با دقت  توجه گردد نمیتوان ادعا کرد که  در قرآن تناقض وجود دارد. دین به ما  آنچه را میآموزاند که  قابل درک است و به  نفع ما از نظر  دنیوی و اخروی است. باور من این است که  ا نسان  در محور توجه دین اسلام قرار دارد یعنی برای هدایت انسان به راهی که الله پذیرفته است. مثالها: فکر کنید نماز را ما همه بحیث عبادت میشناسیم. اما نماز تنها عبادت نیست. روزه تنها  اطاعت از امر  الهی نیست و حج و ذکات نیز  به گونه مثال به  سوره  الماعون(۱۰۷) توجه نمایید.  یا به   آیه (۲:۱۷۷) که میفرماید  نیکی یعنی چه؟

نماز یک تدبیر یک  شیوه عبادت  و یک  طرزالعمل است که  چند سودمندی دارد:

پاکی و نظافت:

عبادت: باید توجه کرد که دربرابر خالق کاینات میاستیم.

ورزش: وقتی آن را  با تمکین انجام دهیم نه با عجله به  شخی های  دست و پا و کمر ما نیز کمک مینماید.

تسکین قلب. ( التوبه۹:۱۰۳)

اجتناب از فحشا (۲۹:۴۵)

 درابطه با   قسمت او ل پرسش  مطرح شده  میتوان با اطمنان گفت:

الله هدایت کننده حقیقی است ، بنابرآن ما نمیدانیم ممکن است  تعدادی از آنان به خواست الهی دوباره برگردند. الله میفرماید میان انسان وخواستهای قلب وی مداخله مینماید (۸:۲۴).مبتنی بر همین حقیقت حکم تکفیر  کار نادرست است.

راه حل  ساده و دم دست است.

پرسیدن سوال عیب نیست بلکه این حقیقت که  نزد شما  سوالی ایجاد شده است بیانگر تعقل  شما است. الله در  سوره  الزمر(۳۹:۱۸) به ما  یک  اصل علمی را میآموزاند که ( نتیجه گیری به بهترین توضیح[1] ) نامیده میشود، وبحیث یکنوع استدلال به نام  ابداکتیف[2] نیز

شناخته میشود.

اصلاح سیستم تعلمی کار  دشوار  است نه ناممکن اما  ساده ترین پالیسی  این است که  به هر  پرسشی که پیش آید با دید انتقادی برخورد نماییم .توجه به  کاونترفاکچوال ساده ترین راه است و وفرت منابع معتبر نیز کمک مینماید تا  پاسخ بهتر را  از میان پاسخهای  های مختلف برگزینیم. مساله اساسی این است که هر بیانی را بدون   استدلال نباید  پذیرفت.

از توجه شما تشکر

 

 

 


 

[1]Inferring to the Best Explanation (IBE).

[2]Abductive reasoning

 

 

 

 


بالا
 
بازگشت