عبدالاحمد فيض

 

 

آيانقدسياسي، دشمني قومي است؟

درافغانستان، یکی ازخطرناک‌ترین اشتباهات رایج این است که هرگاه کسی عملکردیک سیاستمدار، حکومت یاجریان سیاسی رانقدکند، فوراًبه «تعصب قومی» متهم می‌شود، اين موضوع باتاسف بيشترينه سوژه خوب براي يكعده كاربران رسانه هاي اجتماعي ميشود، كه دركمين نشسته تانقدسياسي ومسؤولانه رابه اختلافات اتنيكي وقومي نسبت داده و درهمچو فضاي ملتهب سياسي واجتماعي به دوري ها واختلافات دامن زده ودرغايت تلاش مينمايد تاخودرازیرنام «آزادی بیان» پنهان كند. به پندارم اگریک سیاستمدارازقوم خاصی باشدوعملکرداو موردانتقادقرارگیرد، این به‌خودی‌خود وبي ترديد، دشمنی باآن قوم نیست، زيرااين امربديهي است كه يكفردنمایندهٔ تمام قوم خودنیست؛ همان‌گونه که شکست یاخیانت یک سیاستمداررانمی‌توان به حساب تمام مردم هم‌تباراوگذاشت.

به گونه مثال اگرکسی بگوید:این مقام به دلیل فساد،ناکارآمدی، استبدادیاتصمیم‌های نادرست باید

پاسخ‌گوباشد»این نقد سیاسی است.اما اگرگفته شود:

« تمام افراد فلان قوم فاسد، خائن یادشمن افغانستان هستند»این دیگرنقد سیاسی نیست؛ بلکه دشمنی قومی و نفرت‌پراکنی است. متأسفانه برخی افراد، برای فرارازپاسخ‌گویی، هرانتقادی راقومی جلوه می‌دهند. اگرازعملکردآنان انتقاد شود، می‌گویند: «به قوم ماتوهین شد!» درحالی که نقدیک فرد، نقدتمام قوم اونیست. ازسوی دیگر، عده‌ای نیزبااستفاده ازرفتاریک فردیایک گروه سیاسی، تمام یک قوم رامتهم می‌کنند. این نیز بی‌عدالتی وتعصب است. بايست اذعان داشت كه هیچ قومی معصوم نیست و هیچ قومی ذاتاً خائن یادشمن نیست.

در واقع مشکل ازجایی آغازمی‌شودکه قوم جای حقیقت رابگیردوافرادبه‌جای دفاع ازعدالت، تنها به دلیل هم‌ تباري ازهرعملکردی دفاع کنند؛ یابه‌جای نقدیک فرد، تمام یک قوم رامحکوم نمایند.

افغانستان به نقدنیازدارد؛ نقدحکومت، نقدرهبران، نقداحزاب، نقدسیاست‌های نادرست، نقد فرهنگ وسنن متحجروناپسند، نقد گذشته هاي تأريخيّ ونظامهاي سياسي كه باعث مصايب وآلام كشورشدنداماافغانستان به نفرت‌پراکنی، توهین قومی ودشمن‌سازی نيازندارد واين به سودهيچ گروه قومي وسياسي نبوده ونخواهدبود./

  

 


بالا
 
بازگشت