

انجنیر فضل احمد افغان
معمای ناگشودهٔ۱۱سپتمبر ۲۰۰۱م
برای ملتهای امریکاو جهان
واقعیتِ مبرهن و شرمآورِ خروج امریکا
از افغانستان در ۱۵اگست۲۰۲۱م
بیست وپنج سال از حادثهٔ تکاندهندهٔ۱۱سپتامبر۲۰۰۱م میگذرد؛ حادثه ایکه نه تنهاتاریخ امریکا، بلکهمسیر تحولات سیاسیو امنیتی جهان را دگرگون ساخت. بااین حال، هنوزپرسشهای مهم وبحث برانگیزی دربارهٔ ابعاد، زمینه ها و پیامدهای آن در میان ملتها و پژوهشگران مطرح است؛ پرسشهای یکه برای بسیاری همچنان پاسخی قانع کنندهو همه جانبه نیافته اند.
اما در سوی دیگراین معادله، افغانستان قرار دارد؛ کشوریکه پس از دو دهه جنگو حضورنظامی امریکاو متحدانش، در ۱۵اگست۲۰۲۱م شاهد خروج شتابزده و آشفتهٔ نیروهای امریکایی و فروپاشی نظام جمهوری بود. تصاویر آن روز از میدان هوایی کابل و سرگردانی هزاران انسان، برای همیشه در حافظهٔ تاریخ معاصر افغانستان وجهان باقی خواهد ماند.
اگر درد و رنج مردم امریکا در ۱۱سپتامبر را نمیتوانفراموشکرد، به همان اندازه نیزنمیتوان درد ورنج ملت مظلوم افغانستان را در ۱۵اگست۲۰۲۱م نادیدهگرفت. تفاوت در این است که قربانیان۱۱سپتامبر در یک رویدادناگهانی و هولناک جان باختند؛ اما ملت افغانستان دهه ها در آتشجنگ، خشونت، آوارگی، فقر، بی ثباتی و مداخلات خارجی سوخت و سرانجام در برابر چشمان جهان، شاهد فروپاشی دستاوردهای دو دههٔ گذشته شد.
برایدرک بهتر عمق این فاجعه، کافی است به تصویریک مادر افغان بنگریم که در کناردخترمعصومش بر بالکن خانه ایستاده وبه آیندهای نامعلوم چشم دوخته است. او شاید در آن لحظه تنها به سرنوشت دخترش نمی اندیشد؛ نگاهش میتواندبازتاب نگرانی میلیونها مادر وپدر افغان باشد که نمیدانستندفردای فرزندان شان چگونه خواهد بود.
آن مادر، در سکوت، گویی از تاریخ مادر وطنش می پرسد: چراپس از این همه سال جنگو قربانی، دوباره به این نقطه رسیدیم؟ چراسرنوشتیک ملت بار دیگرچنین آسان در برابر چشمان جهان تغییرکرد؟ و مسؤولیت تاریخی این فاجعه بر دوش چه کسانی است؟
اینتصویربرای من تنها تصویریک مادر و یک کودک نیست؛ نمادی از افغانستان و نسلهای سرگردان آن است؛ نمادی از ملتی که بارها قربانی رقابت قدرتهای بزرگ شده و هر بار مصارف سنگین تصمیم هایی را پرداخته است کهگاه بدون حضور و رضایت خود افغانهاگرفته شدهاند.
از همینجاست که پرسش اصلی این مقاله شکل میگیرد: آیامیان حوادث و تصمیم هاییکه از ۱۱سپتامبر۲۰۰۱م تا ۱۵اگست۲۰۲۱م جهان وافغانستان را دگرگون ساخت، پیوندی تاریخی وجود دارد که هنوز به درستی بررسی نشده است؟
این مقاله در پی آن است که بانگاهی تاریخی و انتقادی، این دو تاریخ سرنوشت ساز را در کناریکدیگر قرار دهد؛ نه برای نادیده گرفتن رنج هیچ ملتی، بلکه برای یافتن حقیقت، بررسی مسؤولیت هاوپاسخ به پرسش هایی که هنوز در ذهن میلیونها انسان در امریکا، مخصوصآ افغانستان و سراسر جهان باقی مانده است
مادر درماندهو آیندهاینامعلوم
مادریدرمانده، همراه بادخترمعصومش، بر بالکن خانه ایستاده و باچشمانی نگران به افقی نامعلوم مینگرد. این تصویر، تنها روایت اندوه یک مادر ویکدخترنیست؛ بلکه بازتاب درد و نگرانی میلیونها زن، مادر ودختر افغان است که امروز در برابر آیندهای مبهم ایستادهاند وجز سایههای تاریک، چشماندازروشنی در پیشروی خود نمیبینند.
توافقنامهٔ موسوم به «صلح» که در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپبا طالبان مذاکره شد و سپس خروج شتابزدهٔنیروهایامریکایی در ۱۵ماه آگست۲۰۲۱ در زمان ریاستجمهوری جو بایدن، افغانستان را باواقعیتیروبرو ساخت کهبرایبسیاری از مردم اینکشورباورکردنینبود. دستاوردها، امیدهاو وعدههای دو دهه، در مدت کوتاهی فرو ریختو حقوق، آرزوهاو آیندهٔیک نسل کامل از زنان و دختران افغان، در پاییک توافق سیاسیشتابزده قربانی شد.
افغانستان در طول تاریخطولانیو پرآشوب خود، فاجعههایبیشماری را از سر گذرانده است؛ جنگها، اشغالها، ویرانیها، مهاجرتهاو دورههایطولانیبیثباتی، بارها زندگی مردم اینسرزمین را دگرگونساخته است. بااین همه، رها کردنملیونهازن و دختر افغان در آغاز قرن بیستویکم، یکی از دردناکترینفصلهایتاریخ معاصر افغانستان به شمار میرود.
این تنها یکتصمیمسیاسینبود؛ برایمیلیونها انسان، یکتراژدیانسانیو یکشکستعمیق اخلاقی بود؛ شکستیکهنباید از حافظهٔتاریخ محوه شود و داوریدربارهٔ آن، نسلهایآینده را نیز به خود مشغول خواهدکرد.
بلی تاریخ افغانستان شاهد یکواقعیتتلخدیگرنیز بوده است: اینسرزمین بارها به میدان و سرانجام به گورستانبلندپروازیهایقدرتهایبزرگتبدیل شده است.
امپراتوریبریتانیاچندین بار وارد افغانستان شد و پس از تحمل تلفاتسنگینانسانی، نظامیو اقتصادی، سرانجامناگزیر به عقبنشینیگردید. اتحاد شوروینیز افغانستان را نزدیک به یک دهه اشغال کردو پس از تحمل خسارات عظیمانسانیو مادی، نیروهای خود را از کشوربیرونکشید. سپس، در پیرویدادهای فاجعهبار یازدهمسپتامبر۲۰۰۱، ایالاتمتحدهو متحدان ناتو وارد افغانستان شدندو بیست سال در اینکشور حضور داشتند. اما در ۱۵ماه آگست۲۰۲۱، خروج آنان باچنانشتابی صورت گرفتکهکشوریباآیندهٔسیاسینامعلومو ملتیباسرنوشتناپایدار از خود بر جایگذاشت.
آنچهپس از آن رخ داد، برای مردم افغانستان دردناکتر بود.
طالبان که در سال ۲۰۰۱مبنام تروریست از قدرت برکنار شده بودندو بازگشتدوبارهٔ آنان برایبسیاری از افغانهاتقریباًتصورناپذیر به نظر میرسید، بار دیگر از طریقیک روند سیاسی به قدرت بازگشتند؛ اما مصارف و پیامدهایاینتصمیم را نه طراحان و تصمیمگیرندگان توافق، بلکه مردم افغانستان پرداختند و در میان آنان، زنان و دخترانبیش از همه آسیبدیدند.
کشوریکهطی دو دهه برایایجادنهادهایدولتی، آموزش نسل جوان، گسترشآزادیهایمدنیو افزایش حضور زنان در عرصههایاجتماعیو عمومی تلاش کرده بود، ناگهان در مسیری قرار گرفتکهبسیاری آن را بازگشت به گذشتهمیدانستند؛ دورهایهمراهبامحدودیتهایشدید، محرومیت وترس.
برایبسیاری از افغانها، اینبازگشت، دردناکوباورناکردنی است. آنان به گذشته مینگرند واز خود میپرسند: چگونهکشوریکه نسل جوان آن باامید به آینده رشد کرده بود، بار دیگر به شرایطیبازگشتکه مردم گمانمیکردند متعلق به تاریخگذشته است؟
مردم افغانستان پیش از ایننیزدهههاجنگ، آوارگی، فقر، مهاجرتو آشفتگیسیاسی را تحمل کردهبودند؛ اما یک بار دیگرناگزیرشدندبهایتصمیمهایی را بپردازندکه در بسیاری موارد، خارج از اراده و اختیار آنان اتخاذ شده بود.
۱-درس تاریخ
درس تاریخ معاصر افغانستان بایدروشن باشد.
سه قدرت بزرگامپراتوریبریتانیا، اتحاد شورویو ایالاتمتحدهبا متحدان ناتوی آن هر یکباپرداختمصارفسنگینانسانی، نظامیو اقتصادی، به اینواقعیتپیبردهاندکه افغانستان را نمیتوانبرایهمیشه صرفاً بانیروینظامی مطابق خواستقدرتهایخارجیدگرگون ساخت.
کشورچین، بهعنوانیکیدیگر از قدرتهایبزرگ جهان، اینتجربهها را با دقت دنبالکرده است. بعید به نظر میرسدکهچینبخواهددقیقاً همان اشتباهات راهبردیقدرتهایپیشین را تکرارکند؛ اشتباهاتیکهبرای آنان مصارفهنگفت به همراه داشت. از این رو، کشورچینو دیگرقدرتهایبزرگ احتمالاً خواهندکوشید منافع اقتصادی، فرصتهایسرمایهگذاری، نفوذ منطقهایو جایگاههایراهبردیو ژئوپولیتیکی خود را از طریقرویکردیمحتاطانهتر، واقعگرایانهتر و عملگرایانه حفظ کنند.
در کنار عوامل خارجی، وضعیتسیاسیداخلی افغانستان نیزمانعیبزرگ در برابر تغییرسریع به شمار میرود.
بسیاری از جنگسالارانو چهرههایسیاسیپیشینکه در سالهایجنگ از قدرت ونفوذ خود بهره بردندو ثروتهایهنگفتیاندوختند، بخش بزرگی از سرمایهو داراییهای خود را به خارج از کشور انتقال دادهاند. آنان کهسالهاواقعیت قدرت، جنگو تبعید را تجربه کردهاند، ممکن است نه انگیزهو نه توان لازم برایبازگشت به افغانستان و وروددوباره به یکرقابتخطرناکبرایدستیابی به قدرت سیاسی را داشته باشند.
از این رو، بازگشتسریع به نظام سیاسیپیشین، در شرایطکنونی، چندان محتمل به نظر نمیرسد.
۲-آیندهایکههنوزنوشته نشده است
با توجه به اینواقعیتها، ممکن است افغانستان در آیندهٔ قابل پیشبینیهمچنان تحت حاکمیت طالبان باقیبماند. اما این به آن معنا نیستکه نظام کنونیبرایهمیشه بدون تغییرخواهد ماند.
قدرتهایبزرگو سازمان ملل متحد همچنان به دنبال راههاییبرایتأثیرگذاری بر طالبان و تشویقتدریجی آنان به تغییر در شیوهٔحکومتداریخواهند بود. تعامل جامعهٔجهانیبا افغانستان احتمالاً در مسیریمحتاطانه، عملگرایانهو گاه متناقض ادامه خواهدیافت؛ از یک سو برایکاهش بحران انسانیو سیاسی واز سویدیگربرایحفاظت از منافع اقتصادی، امنیتی، راهبردیو ژئوپولیتیکی.
خود طالبان نیزممکن است باگذشت زمان دستخوشتغییرشوند. هیچجنبشسیاسینمیتواندبرایهمیشه از تأثیرواقعیتهایجدید، دگرگونینسلها، فشارهایاقتصادی، تعامل با جهان خارج و دشواریهایادارهٔیکجامعهٔپیچیده مصون بماند.
بنابراین، آیندهٔ افغانستان شاید نه بایکرویدادسیاسیناگهانیو سرنوشتساز، بلکه از طریقروندیآهسته، دشوارو پیچیدهشکلگیرد؛ روندیکه در آن تحولات داخلی، فشارهایخارجی، خواست مردم و شرایطمنطقهایوجهانی، همگی نقش خواهند داشت.
اما در میانهمهٔاین تحولات، یکاصلاساسینبایدهرگزفراموش شود:
۳-مردم افغانستان نباید بار دیگربهای محاسبات راهبردیدیگران را بپردازند.
افغانستان متعلق به مردم افغانستان است؛ نه به قدرتهایخارجی، نه به جناحهایسیاسی، نه به جنگسالارانو نه به هیچایدئولوژیایکهکرامتانسانیو حقوقاساسیشهرونداناینسرزمین را انکارکند.
تصویرمادریکه در کناردخترمعصومشایستاده وبه افقینامعلومچشم دوخته است، نباید تنها نمادی از ناامیدی باشد. اینتصویربایدبرای افغانستان و برای جهان، ندایی از وجدان و یادآورییکحقیقتبزرگ باشد:
صلح بدون عدالت، امنیت بدون آزادیو توافقسیاسی بدون حضور و صدای مردم، نمیتواندآیندهایپایدارو ماندگاربسازد.
افغانستان شایستهٔآیندهای بهتر است؛ آیندهایکه در آن پسرانو دختراناینسرزمینبتوانند در صلح زندگیکنند، از آموزشبرخوردارباشند، با عزت و کرامتکارکنند، در سرنوشتکشور خود سهم بگیرندو بهجای ترس، باامید به فردا بنگرند.
نباید اجازه داد تاریخ افغانستان بار دیگر به چرخهایتبدیل شود که در آن یک نسل میسازد، نسل دیگریویرانمیکند، ودر پایان، اینبیگناهاناندکهبهای آن را میپردازند.
آیندهٔ افغانستان بایدآیندهای باشد که مردم افغانستان خود در ساختن آن سهم داشته باشند؛ آیندهای بر بنیاد صلح، عدالت، آموزش، آزادی، وحدت ملیو کرامتانسانی باشد.
و من الله توفیق
افغان خادم افغان
کانادا:-۱۱سپتمبر ۲۰۲۶م