

اکادمیسین شرعی جوزجانی
به سلسلهٔ خاطرات سیاسی من
قسمت چهاردهم

مضامین آخرین شمارهٔ جریدهٔ«خلق»قبل از مصادره
محتوای اساسی این شماره راکه آخرین شمارهٔ جریدهٔ «خلق»قبل از توقیف است، دو مقالهٔ مهم تحت عناوین «خّرنگه دموکراسی؟» به قلم صاحب امتیازجریده نور محمد ترهکی و قالهٔ مفصلی با عنوان «خلق از خود دفاع میکند» از طرف هیئت تحریرآغاز میشود.
سرمقاله جریان دراز مدت مبارزات عناصرملی وطنپرست در جهت تأمین عداات اجتماعی و دموکراسی را به سود توده های زحمتکش کشور و تإثیر ان بر اذهان جامعه ارزیابی واقعبینانه میکند. چون این مبارزات با منافع گروههای وابسته به استعمار خارجی، استبداد فیودالی و حلقات حاکمه در تضاد بود، این جنبشها به نسبت عدم وجود شرایط مناسب ملی و بین المللی تحت پیگرد و تعقیب قرار گرفت وپیشاهنگان آن در نتیجه دسایس دشمنان طبقاتی تحت ضربات قرار گرفتند و تعداد زیادی از هموطنان از نعمت حیات محروم ساخته شدند و یا محکوم به حبس طولانی شدند.
چون به مرور زمان در شرایط عینی و ذهنی جامعه تغییرات رونماگردید ومطالبات مردم برای آزادی عمل و بیان افزایش یافت و ادامهٔ حیات بر طبق شرایط گذشته مورد انتقاد قرارگرفت، مطابق به آن قانون اساسی جدید تدوین و نشر گردید.
ما باورداریم که اگر ارزشهای این قانون اساسی صادقانه مورد عمل قرارداده شود، راه در جهت لغو مناسبات فیودالی و رشد نیروهای اجتماعی نوین هموار میشود و طوریکه در مقدمهٔ قانون اساسی ذکر شده برای «تطبیق دموکراسی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی» به خلق زحمتکش افغانستان موقع داده میشود تا در جهت بهبود شرایط زندگی مادی و فرهنگی خود بهکار و پیکار ادامه دهند.
در مقاله ضمن ارزیابی شرایط دشوارزندگی اکثریت جامعهٔ تحت استثمارکشور،دسایس محافل حاکم و نیروهای فیودالییادآوری میشود که مانند گذشته با تحریف معیارهای دین مقدس اسلام وسوء استفاده از ارزشهای قانون اساسی ادعا میکنند که گویا نشرات ما مخالف دین مقدس اسلام است و با افشای ستمهای طبقات ستمگر در بین جامعه وسیلهٔ نفاق میشود. اینگونه ادعاها کاملا بی اساس و ضد واقعیت است و ما در نشرات خود این را به اثبات رسانده ایم.
در خاتمه به مردم هوشدارباش داده میشود که خلق نجیب کشور فریب این همه دسایس دشمنان را نخورند، هوشیاری و همبستگی خود را در برابراینگونه اتهامات ناروا حفظ کنند.
در مقالهٔمفصلی که تحت عنوان «خلق از خود دفاع میکند»در صفحات جریده نشر شده،به سوالات یک هموطن دررابطه به شایعاتی که پیرامون نشرات جریدهٔ خلق به راه انداخته شده، پاسخهای مدلل و دقیق داده میشود. ما خلاصهٔ این مصاحبه را به خوانندگان محترم تقدیم میکنیم:
سوال: آیا در نشرات خلق دچار اشتباهاتی نشده اید؟
جواب: طرح سوال بسیار کلی است.لطفا نظر تانرا مشخصتر بیان کنید. ما معتقدیم که «مرام دموکراتیک خلق» و تمام مضامین منتشرهٔ جریدهٔ خلق بصورت کاملا علمی و ملی و بر اساس «مقتضیات عصر» تشریح گردیده است.
سوال: من اصطلاح مرام «دموکراتیک خلق» را مطرح بحث قرارمیدهم.
(1) : مرام دموکراتیک خلق ماهیت نام یک حزب را دارد، در حالیکه تا کنون مسودهٔ قانون احزاب مراحل قانونی را طی نکرده است.
(2) : شما چه در «مرام» و چه در مقالهٔ «راهها و وسایل...» و سایرمضامین جریده به صورت ضمنی از سازمان، جریان و نیروهای دموکراتیک نام برده اید. آیا تمام این مطالب خلاف قانون نیست؟
جواب:شما سخت در اشتباه هستید. هیچ قانون و حتی هیچ یکی ازمنابع حقوقی و آثار کلاسیک تاکنون بین مرام یک جریدهٔ سیاسی و مرام یک سازمان سیاسی از نظر متن بکدام فرق و تمایزی قایل نشده است.
صاحب امتیاز جریده صریحا در بیاننامهٔ خود طبق قانون مطبوعات نوشته که جریدهٔ خلق نشرات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... مینماید و بر اساس آن در مرام بصورت کلی این تصنیف مراعات شده است.
راجع به سازمان؛ حق قانونی و وظیفهٔ ملی یک جریدهٔ سیاسی است که درین شرایط طبق قانون اساسی کشور به تبلیغات سیاسی بخصوص در بارهٔ تهیهٔ مقدمات سازمان سیاسی بپردازد.
در پاسخ، ضمن اشاره به مادهٔ (32) قانون اساسی که اجتماعات، تأسیس جمعیت و تشکیل احزاب سیاسی را کاملا بحیث حق اساسی افراد اعلان کرده است و نیزبا اشاره به مادهٔ (126) فقرهٔ (2) که مسودهٔ قوانین احزاب سیاسی را پیش بینی کرده، می پرسد پس چرا باید یک جریدهٔ سیاسی حق نداشته باشدراجع به «تهیهٔ مقدمات سازمان» و تنویر خلقهای کشور در زمینهٔ احیای روحیهٔ تشکیلاتیو سازمانی اقدامات و نشرات کند؟ و یادآور میشود علاوه برین از لحاظ تعامل که یکی از منابع حقوقی بشمار میرود، عملا فعالیتهای سازمانی و جمعیتی چه در دورهٔ هفت شورای ملی به نام احزاب خلق، وطن، ویش زلمیان و دموکرات ملی و چه به اصطلاح در «دورهٔ تحول» در همان بدو مرحلهٔ حکومت شاغلی دوکتور محمد یوسف تا کنون عملا فعالیتها و محفلبازیهای سیاسی به مقصد تهیهٔ مقدمات سازمانهای سیاسی و و جمعیتها به نامهای ... و... و... موجود میباشد که اینک بعضی از مرامنامه های آنها که چه در گستدنر و چه به شکل مرامجراید مربوط به آنها نشر شده به شما تقدیم میگردد.
همچنان درجریان پاسخ به سوالات، با اتکا بر احکام مادهٔ (26) و (32) قانون اساسی فعالیت نشراتی کارکنان معدود جریدهٔ خلق کاملا مطابق به ارزشهای قانونی دانسته شده، با دلایل منطقی و معیارهای اصولی این تبلیغات ناروا ناشی از دسایس حلقات ارتجاعی به حمایت محافل حاکم ازیابی میشود.
سوال: چرا با وصف داشتن چنین دلایل مستند قانونی باز هم دست به تشکیل سازمان نزده اید؟
جواب: سوال خوبیست. طوریکه دهها مرتبه در انتشارات جریدهٔ خلق تذکر رفته، ما بنا بر تجربهٔ تاریخی و منابع علمی و مساعدت شرایط ملی و بین المللی جدا طرفدار اصول مبارزات سیاسی مسالمت آمیز ، کاملا قانونی ، علنی و پارلمانی هستیم که بصورت کلی منطق آن در مرام و دیگر مضامین جریدهٔ خلق توضیح گردیده است.
سوال : ممکن است باردیگر اصول مذکور را مختصرا توضیح بفرمایید؟
جواب : در پاسخ به این سوال به صورت فرمولبندی شده پیرامون ضرورت مبارزاتمسالمت آمیز با اتکا بر تجارب ملی گفته میشود که شرایط سیاسی و جغرافی افغانستان محبوب دراوضاع و احوال کنونی بصورت قطع حکم مینماید که هم دولت و هم جریانات ترقیخواهدموکراتیک و ملی ازعمل تشدد آمیز اجتناب کنند تا زمینهٔ مساعد برای پیشرفت مملکت مهیا گردد. هر وطنپرست که عشق به وطن، ملت و افغانستان داشته باشد، به انقلابیگری، انارشیگری و اخلال اوضاع دست نخواهد زد و در تمام اعمال سیاسی خود «مادهٔ چهلم و نود و چهارم» قانون اساسی را مطمح نظر قرار خواهد داد.
سوال: ببخشید اگر حکومت و یا بعضی اشخاص و محافل مفتن به کدام توطئه و عمل تشدد آمیز در برابر شما یا به نام شمادست بزند، تکلیف شما چه خواهد بود؟
جواب: اصول مبارزهٔ ما برجا خواهد بود. طوری که قبلا گفته شد هرکس و هر قدرتی که دست به توطئهٔ تشددآمیزخلاف قانون بزند، ارتجاع را علیه تنور تشویق کند، دین اسلام را وسیلهٔ اغراض شوم سیاسی خود سازد و بدین وسیله مردم افغانستان را بفریبد و برعلیه منورین مترقی وطنپرست با ایمان برانگیزاند، بصورت قطع عمال استعمارو دشمنان استقلال ملی و ضد قانون اساسی و ضد دموکراسی خواهد بود.
طی مقاله در سوالات بعدی راجع به اصل دوم مبارزهٔ علنی و قانونی مسالمت آمیزو اصل سوم یعنی مبارزهٔ پارلمانی منحیث پرنسیپ بنابر حکم قانون اساسیروشنی انداخته میشود.
در جواب این سوال که میگویند مرام دموکراتیک خلق شکل و متن خارجی دارد و شیوهٔ تحلیلات آن موافق به مصالح کشور نیست و بعضی کلمات و اصطلاحات خارجی مشکوک در آن گنجانیده شده و این که منافع طبقاتی را طرح کرده، موجب نفاق ملی میگردد؟در مقاله چنین توضیح داده میشود که اکثریت کلمات و اصطلاحات و مفاهیم مرام دموکراتیک خلق در اعلامیه های رسمی دولت، سنن ملی و دینی و در بیش از چهل اعلامیهٔ مشترک افغانستان و کشورهای دوست در کنفرانسهای باندونگ، بلگراد و قاهره که در خط مشی شاغلی میوندوال نیز تأیید گردیده است،در بیانیه ها و خط مشی سه حکومت که پیهم به وجود آمده، بخصوص در قانون اساسی کشور و منابعی که کمیتهٔ تسوید قانون اساسی از آنها استفاده کرده و در جراید و مجلات رسمی دولت وغیره بارها تکرار شده است.
همچنان دررد اتهامات برمبارزهٔ طبقاتی با آوردن مثال اعتراض گرگ بر گوسفندی که پایینترازآن آب مینوشید و گوسفند را به آلوده کردن آب متهم میکرد، دلایل قانع کننده، بی اساس بودن ادعای نمایندگان نظام فیودالی را بی پایه میداند.
سوال: شایع است که حکومت بشما مجال داده تا از طریق نشر جریدهٔ خلق ایدیالوژی، عناصر و جریان دمکراتیک خلق را بشناسد و سپس از طریق تحریک شورا یخصوص مشرانو جرگهو فرستادن مبلغین در بین مردم حریان دموکراتیک را در افکارعامهبزند وبعد به اتحاد قضااز طریق وزارت عدلیه عناصروطنپرست را به محاکمهٔ دستوری بکشاند و صدای دموکراتیک و ملی خلق را در نطفه خاموش سازد.
جواب: سبحان الله، چه توطئهٔ وحشتناکی! البته در صورت واقعیت این شایعات ابراز تشویش میگردد که قانون اساسی جدید افغانستان نیز به سرنوشت قانون اساسی گذشته دچار خواهد شد.
استغفرالله، در مادهٔ هفتم قانون اساسی تصریح میشود که «پادشاه ... نگهبان قانون اساسی میاشد» و در مادهٔ پانزدهم «پادشاه از قانون اساسی حراست و ... حقوق مردم را حفاظت مینماید».ما هنوز به این نصوص قانون اساسی اعتماد داریم.
در مقاله ضمن اشاره به بیداری ملت و جوانان منور افغانستان تأکید میشود که ما باور نمیکنیم چنین توطئه ای در کار باشد و می پرسد با آنکه این شیوهٔ پولیسی بما معلوم است، چرابه نشر جریدهٔ خلق اقدام شد و دلایل آنرا بیان میکند:
- ایمان کامل داریم که شرایط فرق کرده است؛
- متیقنیم که عقیده و ایدئولوژی ما کاملا ماهیت ملی وعلمی دارد؛
- ما به قانوناساسی کشور اعتماد داریم؛
- ما به شیوهٔ مبارزهٔ خود که مسالمت آمیز، قانونی، علنی و پارلمانی است، پاببندی داریم.
- ما هنوز درک خود را درست میدانیم و اعتماد خود را از دست نداده ایم.
- با تمام شک و تردیدی که داشتیم؛ بازهم اعلامیه ها و بیانیه های دوحکومت شاغلو دوکتور محمد یوسفو میوندوال را با علاقه میشنیدیم که داد از تطبیق ًقانون اساسی، نظام نوین، مرحلهٔ تحول و حیات دموکراسی افغانی و ملی ... میزدند.
و پاسخ چنین ادامه می یابد:
به فرض محال از نظر شما جریدهٔ خلق اشتباه کرده و شایعات طبق سوال شما صحیح باشد؛ در آن صورت باز هم یک ادعای بزرگ میتوان کرد که ما کاری بس عظیم و پرافتخاری را در حیات جنبش دموکراتیک و ملی و مترقی مردم خود ایفاکرده ایم. یعنی عدهٔ معدود همکاران جریدهٔ خلق توانستندماهیت طبقهٔ حاکمهٔ فیودالی افغانستان و شرایط ناگوار حیات مردم را افشا نمایند و راه صحیح مبارزه را برای نیروهای ترقیخواه دموکراتیک خلق افغانستان نشان بدهند که بالقوه در سراسر کشور موجوداند.
و علاوه میشود که:هرگاه حکومت چنیننیاتی داشته باشد، اشتباه جبران ناپذیری را در حق خود مرتکب خواهد شد و ماهیت ارتجاعی ، فیودالی، استبدادی استعماری و ضد قانون اساسی و ضد دموکراسی، ضد مشروطیت و ضد ترقی اجتماعی را در برابر تاریخ و افکار عامهٔ خلق وطن و جهان نشان خواهد داد.
بر اساس شایعاتی که شما یادآوری کردید، اگرحکومت، شورا، قضا، اعیان و اشراف، فیودالها و سودخواران بزرگ ومامورین عالیریبهٔ بزرگ در یک صف واحد علیه خلق و شبح جریان دموکراتیک خلق «اتحادٔ مقددس!» تشکیل داده اند، اگر این امر واقعیت داشته باشد به ملت افغانستان مژده بدهیم که دیگر نجات یافته اند.
بگذار تمام نیروهای ارتجاعی با محکوم کردن ما، به فجیعترین اقدامات ضد انسانی دست بزنند، قربانی ما عملا برای ملت زحمتکش افغانسستان خواهد آموخت که دیگر فریب نخورند. با وجود این ما به این توطئه باورنداریم، زیرا حکومتهای افغانستان اینقدرمآل اندیش خواهند بود که ملیترین،وطنپرستترین،قانونیترین و پاکترین فرزندان صدیق وطن را مورد ضربهٔ ناجوانمردانهٔمرتجعین قرار بدهند. همچنان اگر مسئلهٔ جریدهٔ خلق و «شبح جریان دموکراتیک خلق» در ولسی جرگه مثل مشرانو جرگه مورد توطئه قرار گیرد، در جواب این موضوع میگوییم که بالنسبه ماهیت مشرانو جرگه با ولسی جرگه فرق دارد. مع هذا بر طبق این قول معروف«چوکفرازکعبه برخیزد، کجا ماند مسلمانی» اگر ولسی جرگه در موقف عمل ضد قانون اساسی قرار گیرد، این درس عظیم دیگری خواهد بود که برای ملت و مبارزین ترقیخواه داده خواهد شد.
آخرین سوال: چرا کلمهٔ خلق و رنگ سرخ را استعمال کرده اید؟
جواب: رنگ سرخ یکی ازرنگهای عنعنوی مبارزات ملی ضد اسعماری افغانستان به شمار میرود. قسمت رنگ سرخ پرچم افغانستان، همچنان پرچم سرخ شاهی و... بهترین مثالهای ملی میباشند که گمان میکنیم چشم دشمنان ملت شجاع افغامنستان را کور خواهد کرد.
اما کلمهٔ خلق صرف نظر از مفهوم علمی آن مترادف با کلمهٔ«مردم» در زبان دری است و در محاوره به شکل خلق الله وسیعا استعمال میشود. همچنان در متن پشتوی قانون اساسی افغانستان به شکل «خلک» (خلق) مکررا به کار رفته است. همچنان این شعر شیخ سعدی دلیل روشن استعمال بجای این کلمه است:
طریقت بجز خدمت خلق نیست ***** به تسبیح و سجاده و دلق نیست.
همچنان در صفحهٔ اخیر این شماره یک شعر از سلیمان لایق با عنوان «خورو خلکو...!» بزبان پشتو و یک قطعه شعر بزبان تورکمنی باعنوان «آغلاشر» از یک شاعراندخویی با تخلص مستعار «فر» از اندخوی نشر شده است.
.................................................................................
خوانندگان محترم! طوری که ملاحظه فرمودید، مرامنامهٔ دموکراتیک خلق وتمام نشرات جریدهٔ خلق مطابق به احکام اصلی قانون اساسی افغانستان و ارزشهای دین مقدس اسلام صورت گرفته،همچنان هیچگونه ضدیت با عرف و عنعنات ملی پسندیدهٔ مردم افغانستان ندارد. درمقالهٔ «خلق از خود دفاع میکند» که توسط هیئت تحریرجریده تهیه شده نقش ببرک کارمل در تکمیل آن مشهود است.
.................................................................................
خوانندگان محترم، از تشکیل کشور افغانستان از زمان احمد شاه درانی 276 سال و از زمان امیرعبدالرحمان خان با حدود فعلی درست 133 میگذرد. در طی این مدت طولانی خلقهای اوزبیک و تورکمن که یکی از چهار قوم بزرگ کشوررا تشکیل میدهند و علاوه بر سهم چشمگیرشان در تولید نعمات مادی و اقتصادی، در مبارزات استقلال طلبانه و جنبش مشروطه خواهی نیز نقش برجسته وتاریخی داشته اند، در نتیجهٔ سیاست سرکوبگرانه و فرهنگ ستیزانهٔ دولتهای قبیلوی، پیوسته تحت ستم ملی و تبعیض قومی قرار داشته و محروم از حقوق فرهنگی خویش توآم با توهین و وتحقیرحیات بسربرده اند.
بعد از آن کهدر اثر مراجعات وکلای اوزبیک و تورکمن در پارلمان افغانستان به ظاهر شاه، اجازهٔ نشر برنامه مختصرهفته واری به این دوزبان داده شد و مدتی دوام آورد و وسیلهٔ دلخوشی مردم گردید، اما بعد از کودتای داود این نشریهٔ مختصرهم متوقف ساخته شد، همچنان نشر ترجمهٔ رمان تاریخی «نوایی» اثرنویسندهٔ بزرگ اوزبیکستان ت. آی بیک که ازمدت دوسال بدینسو در مجلهٔ «ژوندون» طور مسسل نشر میگردید با خشونت از نشر بازداشته شد.
اما اولین بار در تاریخ چند صد سالهٔ افغانستان دربخش کلتوری مرامنامهٔ حزب دموکراتیک خلق به حقوق فرهنگی تمام ملیتهای افغانستان اعتراف صورت گرفت و عملا دو قطعه شعر بزبان اوزبیکی در شماره های 3 و 4 و یک قطعه شعر بزبان تورکمنی در شمارهٔ 6 جریدهٔ خلق صورت وبعداز انقلاب ثورحقوق فرهنگی ملیتهای افغانستان توسط فرمان شماره چهارم نخستین بار به رسمیت شناخته شد و بر طبق آن بعد ار تأسیس دپارتمنتهای زبانهای اوزبیکی و تورکمنی در ترکیب وزارت معارف و اکادمی علوم، تدریس در مکاتب دولتی و نشر جراید و کتب به این دو زبان آغاز گردید و دپارتمنت زبانهای اوزبیکی و تورکمنی در فاکولتهٔ ادبیات پوهنتون کابل نیز تأسیس گردید و انسامبل ظفر(گروه هنری ظفر) در ترکیب وزارت اطلاعات و کلتوربه کار آغاز کرد و چند سال بعد این دو زبان در قطار زبانهای دیگربه همت مارشال عبدالرشید یکباردیگر توسط قانون اساسی به رسمیت شناخته شد و بعدا روز 29 میزان به صفت روز ملی زبانهای اوزبیکی و تورکمنی از طرف اشرف غنی اعلان گردید.
000
قسمت سیزدهم
مضامین شمارهٔ پنجم جریدهٔ «خلق»
o سر مقالهٔ شمارهٔ پنجم جریدهٔ «خلق» تحت عنوان «ناروا خپرونی» به زبان پشتو نشر شده و در آن گفته میشود به روز 14 ثور از نشرات رادیو شنیدیم که عده ای از مشرانو جرگه این اتهام را بر جریده خلق بسته اند که گویا این جریده «برخلاف دین اسلام و قانون اساسی» نشرات میکند و نشرات این جریده «تشویش ونگرانی » در شهر به وجود آورده است.
مقاله ضمن رد قاطع اینگونه تهمت های ناروا به ملت دلیر و باشهامت افغانستان اعلام میدارد که نشرات جریدهٔ خلق برضد «دین و قانون اساسی»نه، بلکه بر علیه «استعمار و استبداد» است. جریدهٔ خلق در تمام شهر نه ، بلکه درخانه های ظالمان، مستبدان و دار و دستهٔ وابسته به استعمار تشویش به بار آورده است و علاوه میکند: ما به وضاحت میگوییم به مادهٔ دوم قانون اساسی که میگوید«دین افغانستان دین مقدس اسلام است»، همچنان به مادهٔ اول که میگوید «افغانستان یک شاهی مشروطه، مستقل و... دولت است» احترام کامل داریم.
نویسنده ضمنا اشاره به تاریخ کشور یادآورمیشود که این اولین بار نیست اینگونه اتهامات بر وطنپرستان و دوستان خلق بسته میشود.
در مقاله بعد از تحلیل اوضاع اجتماعی و اقتصادی کشور و شرایط دشوارزندگی اکثریت جامعه که بعضا امکان تأمین حد اقل زندگی خود راندارند و برعکس فیودالان و طبقات حاکم برخوردار ازتمام نعمات مادی و معنوی حیات بسر میبرند، خلاصهٔ اهداف مرامنامهٔ دموکراتیک خلق را که متن ان در جریدهٔ خلق نشر شده یادآور میشود که هیچکدام آن با ارزشهای دین اسلام و احکام قانون اساسی مغایرت ندارد و مقاله را با این جملات ختنم میکند:
ما از تمام وطنپرستان، روشنفکران و عناصر ترقیخواه انتظار داریم اجازه ندهند یکبار دیگر با استف
اده از دین مقدس اسلام آواز رسای مردم خاموش ساخته شود و از حیله های قرون وسطایی بر ضد سعادت مردم استفاده صورت گیرد.
o «دین اسلام، قانون اساسی و شاهی مشروطه»
این مقالهٔ نسبتا مفصل که از طرف هیئت تحریر نوشته شده و
حیثیت دفاعیهٔ جریدهٔ خلق ورد اتهامات مخالفان را دارد، در مقدمه ای کوچک یادآور میشود: در کشورهایی که تحت شرایط بی نظمی عمومی فیودالی و ارتجاعی بسر میبرند، سلطنت مشروطه یک عنصر ترقی و پیشرفت به شمار میرود.
نظام فیودالی از نظر ماهیت خود همیشه با نظام «دولت شاهی مشروطه مستقل و واحد غیر قابل تجزیه»(مادهٔ اول قانون اساسی) در تضاد بوده و همواره باهم تصادم کرده اند. عناصر ملی ومترقی ایکه در قشر و شرایط فیودالیته ایجادمیشوند، مجبوراند که بر سلطنت مشروطه تکیه کنند، چنانکه سلطنت نیز ناگزیر است بر آنها متکی باشد (تا طرز تولید فیودالی) و فیودالهای ضد مشروطیت و ضد نظم دموکراسی بزانو در آورده شوند.
مقاله ضمن یک نظر اجمالی به سیر تکامل تاریخی مشروطیت افغانستان بعد از استقلال سیاسی، یادآور میشود که طی یک و نیم قرن استعمار بریتانیا و استبداد طبقهٔ حاکمهٔ داخلی یعنی فیودالهای حاکم محلی، متحدانه سعی نموده اند تا مانع یک سلطنت مرکزی ملی و مشروطه در افغانستان گردند و با در نظرداشت دهها اغتشاش و تحریکات و توطئه های استعماری فیودالهای محلی زیر عنوان مذهب وغیره گویای این حقیقت است که دشمنان شاهی مشروطه نیروهای فیودالی بوده اند نه جنبشهای ملی و مبارزات مشروطه خواهان، آزادی خوهان و ترقیخواهان کشور که «به منظور حیات ملی افغانستان مطابق مقتضیات عصر و بر اساسواقعیات تاریخ و فرهنگ ملی، تأمین عدالت و مساوات، تطبیق دموکراسی سیاسی، اقتصادی و اجتماع، تنظیم شئون وارکان دولت برای تأمین آزادی و رفاه افراد و حفظ نظم عمومی، انکشاف متوازن تمام امور حیاتی افغانستان» (مقدمهٔ قانون اساسی) مجاهده کرده اند.
در دوام مقاله گفته میشود که ارزشهای دموکراتیک قانون اساسی و اصل «دولت پادشاهی مشروطه» وثیقه و خونبهای فرزندان صدیق وطن درین مرحلهٔ تاریخ است و می افزاید: بی نیاز از اثبات است که جریدهٔ خلق نیز به مردم افغانستان تعلق دارد... لهذا بر اساس قانون اساسی کشورو مادهٔ (31) آن که میگوید «آزادی فکرو بیان از تعرض مصون است. هر افغان حق دارد فکر خود را بوسیلهٔ گفتار، نوشته، تصویر و امثال آن مطابق به احکام قانون اظهار کند...».
مقاله با اشاره بر واقعیتهای تاریخی قبل الذکر میگوید طلایهٔ نامیمون چنین جریانات که د زمان نهضت امانی به صورت وحشت انگیز ظهور کرده بود در فیصلهٔ 14 ثور مشرانو جرگه از رادیو افغانستان توسط حکومت شاغلی میوندوال علیه جریدهٔ خلق انعکاس کرد و یکبار دیگر وجدان تمام وطنپرستان،نیروهای ملی و ترقیخواهان دموکراتیک و خلقهای افغانستان را تکان داد.
ما با کمال جرئت ملی، قانونی و علمی و بر مبنای مصالح عالیهٔ ملت خودتمام دعاوی نادرست محافل ارتجاعی و ادعای بعضی از اعضای مشرانو جرگه را از ریشه ضد قانون اساسی مملکت و بخصوص ضد حقوق اساسی مردم (فصل سوم قانون اساسی) اعلان و تمام ادعاهای غیر قانونی آنانرا از ریشه رد میکنیم و این اتهام را ضد اصول دین و سعادت جامعهٔ افغانستان تلقی مینماییم و آنهارا به پیشگاه قضاوت ملت که حاکمیت ملی به ان تعلق دارد(مادهٔ اول قانون اساسی)میگذاریم.
در پایان مقاله از ملت نجیب و زحمتکش کشور تقاضا میشود که تحت تآثیر تبلیغات سوء قرار نگیرند و به تمام نیروهای ترقیخواه و ودموکراتیک هشدار میدهد که یگانه راه سعادت و پیروزی ملت در برابر دشمنان سعادت مردم وحدت و همبستگی در مبارزات ملی و دموکراتیک است.
o در دوام مقالهٔ «اصطلاحات و مقولات اجتماعی» پیرامون کلمهٔ خلق، تعریف خلق و اهمیت خلق به صفت نیروی تعیین کنندهٔ تکامل اجتماعی و نقش آنها در سرنوشت انقلابهای اجتماعی روشنی انداخته میشود.
خلق به صورت کلی عبارت از تمام زحمتکشان است. اما در جامعهٔ طبقاتی تمام توده های استثمار شونده را خلق مینامند. البته در دوره های تاریخی جامعه و زمانهای مختلف اجزای این مفهوم کلی وسیع و یا محدود میشود. خلقهای جامعه نیروی تعیین کنندهٔ تکامل اجتماعی آن میباشند، زیرا تولید مادی که اساس زندگی است، به همین نیروی عمدهٔ تولید یعنی زحمتکشان تعلق دارد. اهمیت خلق در تاریخ به تناسب تکامل مترقی جامعه افزایش می یابد و سرنوشت انقلابها بدست آنهاست.
و بعدا مولف مقاله در بارهٔ جبههٔ خلق معلومات میدهد.
o در دوام مقالهٔ «علم و فلسفهٔ نو» اقسام اسلوب در فلسفه - دو نوع اسلوب تحقیق درآن (دیالکتیک و میتافزیک) و مقولات فلسفی بحث و تحلیل صورت میگیرد.
در مورد دیالکتیک : لفظ دیالکتیک از لسان یونانی گرفته شده است که در زمان سابق مفهوم هنر مباحثه را میرسانید و دو طرف مباحثه با بکاربستن این هنر، حقیقت را از روی تناقضات در گفتار حریف خود آشکار میکردند.
اما امروز دیالکتیک اسلوب علمی مخصوص شناخت واقعیت میباشد که عمومیترین قوانین حرکت ، تغییر و تکامل طبیعت، اجتماعع و تفکر را طرازبندی نموده، بر اساس آن قوانین عینی جهان را در حرکت، تکامل و تغییر مداوم یعنی همانطوریکه هست مطالعه میکند.
اما میتافزیک اسلوبی است که در نقطهٔ مقابل دیالکتیک قرار دارد. در ابتدا این متود درعلوم طبیعی به کار میرفت، اما در قرنهای 17 و 18 وارد فلسفه شد.
میتا فزیک امروزی ازتکامل و ظهور نو انکار میکند، حرکت را تغییر مکان ساده میداند و اشیا و پدیده هارا جدا از هم مطالعه میکند، تغییر کیفی را که نتیجهٔ تغییرات کمی است قبول ندارد و تضادهای داخلی را منشأ تکامل نمیداند.
سپس در مقاله پیرامون مقولات فلسفی معلومات داده میشود.
o مقالهٔ دیگری به زبان پشتو تحت عنوان «شاغلی بیتنی دخلک دموکراتیکه کرِنلاره تاییدکرِه» مکتوبی که حاجی محمد بیتنی از ژورنالستان پشتونستان عنوانی نورمحمد تره کی به او تقدیم داشته و در آن خط مشی جمعیت دموکراتیک خلق را تایید کرده استدر ص 4 نشرگردیده است.
o همچنان یک شعر از شرعی جوزجانی به زبان اوزبیکی تحت عنوان «ینگی زمان ترانه سی» (سرود زمان نو) و قطعه شعری
o پشتواز سلیمان لایق با عنوان «پلی» در شمارهٔ پنجم به نشر رسیده است.
دوام دارد
+++++++

قسمت دوازدهم
مقالات جریدهٔ «خلق»
در شماره چهارم جریده
سرمقالهٔ شمارهٔ چهارم «خلق» که به قلم «ن» (شاید نورمحمد تره کی باشد)تحت
o - «عنوان معارف متوازن(!)» نوشته شده،استیضاح ولسی جرگه از حکومت در اطراف تعمیم معارف متوازن را که طبق مادهٔ (34) قانون اساسی در جلسهٔ 30 حمل صورت گرفته، مورد ارزیابی قرار میدهد و بعد از توضیح مختصر ماهیت طبقاتی شورا یادآور میشود: برخی از وکلای بادرک، معایب و نقایص دستگاه حکومت را در مورد تعمیم معارف متوازن همه جانبه و نسبتا به صراحت انتقاد کردند و بطور کلی روی یک سلسله موضوعات مهم از حکومت استیضاح شد از آن جمله:
ü - مصرف قسمت اعظم بودجهٔ معارف در کابل و تخصیص ناچیز آن به ولایات؛
ü - به صورت عمومی علل پایین بودن سویهٔ تعلیمی و تربیتی معارف در افغانستان؛
ü - وچند موضوع مهم دیگر.
نویسنده بعد از ارزیابی عوامل این کمبودیها میگوید با وجود آنکه مصارف معارف از دسترنج و کار95٪ طبقات مولد و زحمتکش کشور پرداخته میشود، با آن هم توده های وسیع مردم از تسهیلات معارف عمومی و مجانی مستفید شده نمیتوانند. به صورت کلی در افغانستان (403285) شاگرد ذکور و اناث وجود دارند، اما اکثریت قاطع آنهامنحصر به طبقات حاکم میباشد. در ختم مقاله چند پیشنهاد اصلاحی در زمینه ارائه میشود.
o - مقالهٔ دیگری با عنوان «د ولسی جرگی استیضاح ته یوه کتنه» به قلم نور احمد (وکیل پنجوایی در ولسی جرگه) به زبان پشتو در عین موضوع اما مفصلتراز آن با دلایل بیشتر نشر شده.
o ادامهٔ مقالهٔ «اصطلاحات و مقولات اجتماعی» به قلم م. طاهر بدخشی
– طبقات اجتماعی:.. علمای واقعی، اساس و منشأ طبقات را اقتصادی دانسته و اینگونه تعریف مینمایند «طبقات گروههای بزرگ انسانها هستند که ازجهت مقام خود درنظام معین اجتماعی، از جهت رابطهٔ خود با وسایل تولید، از جهت رول خود در تشکیل اجتماعی کار و بنا براین از جهت طرق دریافت اندازهٔ آن سهم ازثروت اجتماعی که آنها در اختیار میگیرند، از یکدیگر متمایز میشوند».درین تعریف مهمتر از همه رابطه با وسایل تولید است که بالای دیگر عناصر تآثیر دارد.
اقسام طبقات : در در جوامع طبقاتی به صورت کلی دوقسم طبقه،
طبقهٔ اصلی و طبقهٔ فرعی موجود است. طبقات اولی آنهایی اند که بدون آنان طرز تولید متداول جامعه نمیتواند بوجود بیاید. آنها با طرز تولید مسلط جامعه در ارتباط مستقیم اند مانند ملاک ودهقان در جامعهٔ زمینداری و سرمایه و کارگر درجامعهٔ سرمایه داری.
درین مقاله بعد از ارائهٔ معلوما ت در بارهٔ اقشارطبقات، تناقضات طبقاتی و شبه طبقه در باره حزب طبقه روشنی انداخته میشود.
ناتمام
o - مقالهٔ مفصل «وسایل و راههاییکه ...» ادامه می یابد.
o - «علم و فلسسفهٔ نو»
مقالهٔ مهم دیگر این شماره به قلم داکتر شاه ولی نظریه پرداز حزب با عنوان «علم و فلسسفهٔ نو» میباشد. مولف مقاله بعد از یک مقدمهٔ کوتاه مینویسد: قدرت رزمندهٔ سیانس و فلسفهٔ نوین در این است که قوانین حاکم بر طبیعت و اجتماع را آشگار ساخت و راه استفاده از این قوانین را به سود بشریت نشان داد و با نور دانش اصیلبر تیره گی جهالت چیره گشت.
برای این که بر اساس علم نو دگرگونی در اذهان مردم خود ایجاد کنیم، وسایل زیادی را باید بکار بندیم. اما آنچه مربوط به شخص وطنپرست و مترقی است باید تا حد توان بکوشیم که هرچه زودتر خود را با دانش نو آشنا سازیم و تعصب و کوتاه نظری را به دور افگنیم.
جریدهٔ «خلق» که ناشر اندیشه های دموکراتیک خلق است وظیفهٔ خود میداند که هموطنان عزیز و جوانان روشنفکر را تاحد امکان کمک کند ودرین سلسله اصطلاحات، مقولات و مباحث علمی و فلسفی نوین را نشر نماید.
سپس نویسنده روی برخی از اصطلاحات علمی و فلسفهٔ نوین توقف مبکند و مابرخی از آنهارا به اختصار تذکر میدهیم.
فلسفه: به قول یکی از فلاسفه ، فلسفه قابل تشبیه به تنهٔ درخت بزرگیست که شاخه های آن را علوم دیگر تشکیل مدهند. سانس و فلسفه را نمتوان جدا از یکدیگر درک کرد.
علم(سیانس): سیستمی است از دانش انسانی دربارهٔ طبیعت، اجتماع و تفکر که جهان را درمفاهیم، موازین مقولات و قوانین انعکاس میدهد و راستی و درستی آنراتجربهٔ عملی به اثبات میرساند.
ایدیالوژی: شامل مجموعهٔنظرات و افکار سیاسی، حقوقی، اخلاقی ، هنری و دیگر اندیشه های یک جامعه است.
اسلوب (میتود): مجموع موازین مشخص و طرق مطالعهٔ تیوریک و شیوه های فعالیتهای عملی است که در فلسفه و علوم دیگرراه رسیدن به هدف را نشان میدهد. هر علم و فلسفه اسلوب خاص خود را دارد......
دوام دارد
o - در صفحهٔ اول این شماره مقالهٔ مختصری تحت عنوان« قیام حسینی» نشر شده و در آن پیرامون شخصیت و مبارزات عدالتخواهانهٔ امام حسین بن علی و منشأ طبقاتی آن روشنی انداخته میشود و در خاتمه اظهار امید میشود که در شرایط نوین جهان دوستداران حسین و جد بزرگوار شان درمبارزات ضد استبداد و ارتجاع دلیرانه اشتراک ورزند.
o شعرفارسی بارق شفیعی با عنوان«داغم از بگذشته ها»در صفحهٔ وشعرسلیمان لایق به زبان پشتودر صفحهٔ 2 شمارهٔ سوم با عنوان «یه خلکو!» و شعرشرعی جوزجانی با عنوان «ینگی ییل»(سال نو) به زبان اوزبیکی در صفحهٔ سوم همین شماره
نشرشده است و ما در پایان این مقاله دررابطه با آن حرفهایی برای گفتن داریم.
o «خبر قربانیان ویرانه ها» که مرگ وحشتناک 13 مرد، زن واطفال سیه روزبینوا را دراثر انهدام سقف یک خانه در «نخاس» شهر کابل بازگویی میکند، حادثهٔ غم انگیزی است که صحنه ای از شرایط دشوارزندگی طبقات محروم کشوررا نشان میدهد. «خلق» ضمن اظهار همدردی عمیق به بازماندگان این حادثه میگوید که بدون حل تضادهای عمیق طبقاتی جلو گیری از همچو حوادث مشکل است.
o – تحت عنوان «لغات و اصطلاحات مرام دموکراتیک خلق» در اطراف اصطلاحات سیاسی و اقتصادی «امپریالیزم»، «ستراتیژی»، «بورو کراتیزم و بوروکرات»، «سکتور دولتی» و «کمپرادور یا دلال»روشنی انداخته میشود.
o –دستگیرپنجشیری عضو کمیتهٔ مرکزی حزب تحت عنوان مقالهٔ خود«دخدایی خدمتگار ستر مشر پاچاخان دخلکوددموکراتیکوحُوانانو په مینحُ کشی» که در صفحهٔ 4 شمارهٔ 4جریده نشر شده مینویسد:خان عبدالغفارخان رهبر بزرگ جنبش ضد استعماری پشتونستان در روز اول ثور به منزل آقای نورمحمد تره کی شخصیت ترقیخواه جریان دموکراتیک خلق و نویسندهٔ ریالیست پشتوتشریف آورده،از طرف عده ای از جوانان و منورین مورد استقبال قرار گرفت.
پنجشیری طی مقالهٔ مفصل خود در اطراف شخصیت پاچاخان و اسلوب مبارزاتی اوروشنی انداخته، نظر اورا در بارهٔ فلسفهٔ «خدایی خدمتگار» و فعالیتهای این جنبش با استفاده ازصحبتهای او بیان میکند ودر خاتمه مینویسد: پس از صحبت مفصل پاچاخان آقای نورمحمد (تره کی) صاحب امتیازجریدهٔ خلق به نمایندگی از جوانان مترقی مناطق مختلف افغانستان وچند تن ازوکلا یکبار دیگر حق خودارادیت ملت پشتونستان را بر طبق مرام دموکراتیک خلق تأیید کرد.
دوام دارد
قسمت یازدهم

جریدهٔ «خلق» نخستین ارگان نشراتی حزب دموکراتیک خلق افغانستان بانشر برنامهٔ حزب به زبانهای پشتو و فارسی در دو شمارهٔ اول و دوم خود در 8 صفحه به تیراژ بی سابقهٔ 2000 نسخه در مطبعهٔ دولتی کابل و توزیع سریع آن در سراسرافغانستان و استقبال بی سابقه ای که مردم از آن به عمل آوردند، خشم و غضب دشمنان خلق را برانگیخت وهدف حملات حلقه های ارتجاعی و عناصر وابسته به امپریالیزم درکشورقرار گرفت. آنها تبلیغات زهر اگین وسیعی را علیه آن به راه انداخته، خواستند ذهنیت عامه را مغشوش بسازند و به آن برچسب ضد دینی و ناشر اندیشه های ضد عنعنات ملی زده، زمینهٔ مصادرهٔ آنرا مساعد بسازند. اما جریدهٔ خلق که نشرات آن بر حقایق و اساسات علمی استوار بود، توانست در برابر این تیلیغات خصمانه مقاومت کند و با رد اتهامات ناروا حقانیت خود را به اثبات برساند.
حلقات حاکم کشور که در عقب این دسایس قرارداشتند و ادامهٔ نشر آنرا به صفت وسیلهٔ مؤثردر رشد اگاهی سیاسی مردم، خلاف مصالح حاکمیت خود میدانستند، برخلاف ارزشهای قانون اساسی خود که مبلغین شان آنرا به نام سند رسمی دههٔ دموکراسی و اعلان مشروطیت جا میزدند، در صدد مصادرهٔ آن برآمدند و صدر اعظم جدید میوندوال نور محمد تره کی را نزد خود خواسته از او تقاضا کرد که به صفت صاحب امتیاز، نشر جریده را بنا به برخی معاذیرمتوقف بسازد. اما تره کی بنا به فیصلهٔ کمیتهٔ مرکزی این در خواست اورا قبول نکرد و پرسید به کدام دلیل باید نشریه متوقف شود؟ میوندوالگفته بود که محتویات آنرا خلاف عنعنات و سنن ملی میدانند. تره کی گفته بود نشریات ما کاملا مطابق قانون اساسی است، اگر خلاف آن است، در آن صورت خود شما مصادره کنید. میوندوال گفته بود که این تصمیم با موقف حکومت نوتأسیس مناسب نیست.
سرانجام اوبا نمایندگان مشرانو جرگه که ثلث اعضای آن از طرف شاه تعیین میشد، به توافق رسید و براساس فیصلهٔ اکثریت مشرانو جرگه جریدهٔ «خلق» مصادره گردید و مضامین شمارهٔ هفتم آن که زیر چاپ قرارداشت، از ماشین کشیده شد. اما برخی از سناتوران روشنفکر و وطنپرست سنا از جمله شهید مولوی عبدالحکیم حفیظی سناتور ولایت جوزجان و چند تن دیگر از سناتوران که نشرات جریده را مخالف عنعنات ملی و ارزشهای اسلامی نمیدانستند، بر خلاف این تصمیم مجلس رأی داده بودند.
ما درقسمتهای پیشین مقاله پیرامون «مرامنامهٔ دموکراتیک خلق» به صفت برنامهٔ نخستین حزب طراز نوین طبقهٔ کارگردر کشور که در شماره های اول و دوم جریده نشر شده بود روشنی انداختیم، اکنون محتویات چهار شمارهٔ نشرشدهٔ جریده را به خوانندگان محترم طور مختصرمعرفی میکنیم.
شمارهٔ سوم حاوی مقالات ذیل بود:
Ø - «یوه بله ازموینه»، سرمقاله بدون امضا، شاید نویسندهٔ أن صاحب امتیاز نورمحمد تره کی باشد.
درمتن مقاله پس ازبررسی شرایط موجود داخلی، منطقوی و بین المللی و یادآوری از دسایسی که حلقات استعماری برای ضربه زدن به استقلال افغانستان و جلوگیری از رشد دانش و فرهنگ خلق کشوربه کاربرده اند گفته میشود: با درنظرداشت واقعیتهای مذکورخلق آگاه افغانستان اجازه ندهند یکبار دیگر دشمنان وطن از مذهب به خاطراغراض سیاسی خود سوء استفاده کنند و جلورشد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی افغانستان را بگیرند.
حکومت هم باید عملا به اثبات برساند که از این گونه حرکات ارتجاعی جلوگیری میکند.
Ø - طی یک نوشتهٔ دیگر از سالگرد لینن یادآوری میشود.
Ø - مقالهٔ مفصلی که در 3 شماره پیهم تحت عنوان«وسایل و راههایی که آرمانهای خلقهای ستمدیدهٔ افغانستان و مرام
دموکراتیک خلق را به پیروزی میرساند» توسط ببرک عضو کمیتهٔ مرکزی وعضو ولسی جرگه نوشته شده، در حقیقت تشریح اهداف برنامهٔ حزب و توضیح وکاربستن طرق و شیوه هایی است که برای رسیدن به این اهداف وجود دارد.
. قسمت اول مقاله با عنوان فرعی«چرا جریان دموکراتیک خلق اقدام به تأسیس جریدهٔ خلق برای سراسرافغانستان کرد؟»، قسمت دوم تحت عنوان «ضرورت تاریخی سازمان سیاسی نوع جدید» می یابد و بقیهٔ آن با توقیف جریده از نشر بازماند.
Ø - «انتظارات دموکراتیک خلق از ولسی جرگه»
این مقاله به قلم میر مسئول جریده بارق شفیعی نوشته شده و در آن پس ازارزیابی شرایط دشوار زندگی طبقات محروم کشور گفته میشود: شورا «در دموکراسی ملی عالیترین مقام قانونگذاری و مظهر ارادهٔ خلقها» ست، ولی در جوامع طبقاتی فیودالی فقط از منافع طبقات حاکم نمایندگی میکند. او بعد از تحلیل وضع اجتماعی و اقتصادی افغانستان می گوید پارلمان باید قوانینی را به وجود آورد که با تطبیق آن اصول دموکراسی در زندگی جامعه تعمیم یابد، مجال تعلیم برای همگان میسر گردد و امکان انتخاب شدن هر یک از اتباع کشور در تمام ارگانهای دولتی بدون تبعیض و امتیازات نژادی، لسانی، ایالتی وغیره به وجود آید.
Ø - «اصطلاحات و مقولات اجتماعی»
این مقاله که تحت عنوان عمومی ـــ مقدماتی بر جامعه شناسی علمی ـــ توسط م.طاهر بدخشی عضو کمیتهٔ مرکزی نوشته شده، پس از یک مقدمهٔ عالمانه مینویسد: (تاریخ بشر از تشکیلات اجتماعی ـ اقتصادی متوالی به وجود آمده) و حرکت، تغییر و تکامل ناموس مطلق جهان و زندگی است. وقتیکه انسان برای رفع احتیاجات وبقای خویش تپید و وسایل تولیدایجاد کرد، اقتصا دانکشاف میکند و به تعقیب ان ترقی اجتماعی هم میرسد و این خود بخود بدون ازبین رفتن نظام سابق وکهنهٔ جامعه محال است.
آنگاه به تعریف یک عده مقولات اجتماعی میپردازد و مینویسد جریدهٔ خلق در سلسلهٔ آغاز مبارزات و مجاهدات همه جانبهٔ خویش به موازات طرح (پرابلمهای اجتماعی) و بیان تضادهای اساسی و تذکرآرایش طبقاتی قبل از طرح مباحٍث اکادمیک جامعه شناسی علمی، میخواهد اصطلاحات ومقولات اجتماعی را تعریف دقیق وتشریح مختصر نماید تا اولا بین ادبیات این علم بسیار مهم و ضروری و ادبیات مغلوب و شاعرانهٔ جامعه شناسی معموله مرز بندی کرده و لیتریچر (ادبیات) خاص خویش را تثبیت کند و آنگاه بپردازد به بیان کلیات نظری (علم اجتماع) و جزئیات تطبیقی آن در جامعهٔ افغانی که در حقیقت وظیفهٔ اساسی و رسالت تاریخی فرزندان خلق آنست (بقیه در شماره های 4 و5).
در آغازصفحهٔ 4 شماره 3 این شعاراز لورو آ اقتباس شده است:
بسوی دانشی که درخشندگی آن عیانست،
بسوی فنای رنجها و غمها،
بسوی فراموشیهای آسایش بخش،
بسوی فراوانی و برکت،
بسوی آسایش، بسوی لبخند،
بسوی مردم خوشبخت، کشتی پر افتخارما شنا میکند.
Ø - «تجاوز و خونریزی در ویتنام قطع گردد!»
نویسندهٔ این مقاله با نام مستعار«ملو» پس از روشنی انداختن بر جریان طویل المدت جنگ بیست و پنج سالهٔ خلق ویتنام که پیروزمندانه و بلا انحراف برعلیه استعمار خارجی و ارتجاع داخلی به پیش میرود، اظهار اطمینان مینماید که مبارزات دلیرانهٔ ضد استعماری خلق ویتنام سرانجام به پیروزی میرسد.
- نویسنده بعد از توقف مختصرروی عوامل داخلی و خارجی این جنگ خانمانسوز به خاطر دفاع از صلح جهانی و ختم جنگ و خونریزی در ویتنام، موارد ذیل را پیشنهاد میکند:
- عملیات زمینی و هوایی علیه خلق ویتنام بدون قدو شرط متوقف گردد،
- تمام قوای خارجی از ویتنام بیرون شوند،
- پایگاههای نظامی خارجی از سرزمین ویتنام جنوبی برچیده شود،
- معاهدهٔ1954ژنیو صادقانه تحقق یابد!
دوام دارد
+++++++++++++++

................................................................................
نویسنده: اکادمیسین شرعی جوزجانی
به سلسلهٔ خاطرات سیاسی من
قسمت دهم
دوام محتویات «مرامنامه» و «خلق»
2- امور اقتصادی:
در بخش دوم مرامنامه برای عبور از مرحلهٔ عقبماندهٔ مناسبات فیوالی که قرنهاست بردوش خلقهای کشور سنگینی میکند، ضرورت اتحاد تمام نیروهای ترقیخواه و دموکراتیک : طبقهٔ کارگر، دهقانان، پیشه وران، منورین مترقی، مالکین خورد و متوسط با اتحاد سرمایه داران ملی در یک جبههٔ متحد ملی، حکومت دموکراسی ملی را تشکیل بدهند و بر اساس راه رشد غیر سرمایه داری سیاست آتی را تطبیق نمایند:
1 – در افغانستان که مناسبات و روابط کپیتالیستی (سرمایه داری)در نطفه میباشد، تحکیم و توسعهٔ سکتور دولتی اقتصاد کاملا به سود خلق بوده و از تعقیب راه طولانی پر از رنج و عذاب سرمایه داری جلوگیری میکند.
در زمینهٔ انکشاف صنایع ملی، ایجاد صنایع ملی(ثقیل وسبک) و صنعتی ساختن مملکت، کلید حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی کشور میباشد.
2 – در ساحهٔ صنایع ثقیل ا ز صایع فلز سازی و ذوب آهن، استخراج معادن، راه آهن و توسعه خطوط مواصلاتی با استفاده از سرمایه گذاری دولت و استفاده از قروض و کمکهای خارجی و تمرکز آن بدست دولت اهمیت حیاتی دارد.
3 – احداث صنایع سبک و استهلاکی از طریق سرمایه گذاریهای مشترک انفرادی و دولتی بصورت جداگانه یا مختلط، تشویق و حمایهٔ آن از طرف دولت.
4 – حمایهٔ صنایع دستی و کمک به اهل حرفه.
انکشاف زراعت و اصلاحات ارضی:
حکومت دموکراسی ملی به خاطر تطبیق اصلاحات ارضی اساسی و دموکراتیک اصول عمومی ذیل را عملی میکند:
5 – اجرای اصلاح اساسی ارضی بر مبنای عدالت اجتماعی باشترک همه دهقانان و به نفع دهقانان کم زمین و بی زمین.
6 – حمایت و کمک به زمینداران خورد و متوسط و تضمین مالکیت آنان.
7 – وضع قوانین و مقررات برای خلاصی دهقانان خورد و متوسط از قرضداری، بیگاری و تکالیف دیگر فیودالی.
8 – آبادی زمینهای بایرو توزیع آن به دهقانان مستحق.
9 – ایجاد کوپراتیفهای فروش و خرید و تولید دهقانی در سراسر کشور.
10 – اصلاح شبکه ها و انکشاف آبیاری برای زمینهای کم آب و بایر.
در بخش ساحهٔ مالداری حیات کوچیها، فقرات 11 و 12 به حل مسألهٔ فوری کوچیها و اسکان آنها اختصاص دارد.
در ساحهٔ اصلاح تجارت و مالیه:
13 - برای ایجاد و تقویهٔ صنایع ملی و توسعهٔ تجارت بارتری، تجارت خارجی ملی میگردد.
14 – انکشاف تجارت داخلی به مقصد استقرار بازار، توسعه و افزایش تولیدات داخلی.
15 – اصلاح امور مالی و بودجوی دولت بر طبق اصول دموکراتیک و تخفیف بار سنگین مالیات به نفع مردم.
3 - امور اجتماعی:
1 – تهیه کار برای تمام افراد مستعد به کاربا تعیین حد اقل مزد و ازبین بردن بیگاری.
2 – وضع قوانین به خاطر تأمین مصونیت کارگران و شرایط مساعد کار؛
- راه اندازی بیمهٔ صحی و اجتماعی.
- منع کار اطفال کمتر از 15 سال.
- حق تشکیل اتحادیه های صنفی و حق اعتصاب،
- اعمار منازل صحی ارزان قیمت برای تمام طبقات و قشرهای محروم،
- تأمین تساوی حقوق مرد و زن.
- اصلاحات اداری ارگانهای دولتی.
- مبارزه برعلیه رشوت و فساد.
از ماده 7 تا مادهٔ 10 رهنمودهایی برای اصلاح محاکم و محابس، تعدیل قوانین غیر دموکراتیک، اقدام به توسعهٔ شفاخانه ها و مرکز صحی و مسایل مربوط به آنها داده میشود و برضرورت مبارزه علیه ارتجاع، نشر خرافات، اعتیاد به چرس، تریاک و الکول، فحشا و دیگر مفاسد اجتماعی تأکید صورت میگیرد.
4 - امور کلتوری:
این بخش مرامنامه به امور کلتوری اختصاص دارد و در مقدمهٔ آن گفته میشود: طبقات حاکمهٔ ارتجاعی فیودالی و عوامل استعماری و امپریالیستی کوشیده اند تا در برابر توسعه و ترقی فرهنگ پسندیدهٔ ملی خلقهای کشور وانتشار کلتور مترقی و علمی جهان در داخل مملکت موانع بزرگ ایجاد کنند تا به این وسیله از تکامل اجتماعی و اقتصادی مردم به نفع خود جوگیری به عمل آورند. برای ازبین بردن این موانع به مقصد تجدید حیات فرهنگی و انقلاب فرهنگی کشورتطبیق موارد ذیل از وظایف دولت دموکراتیک ملی محسوب میشود:
1) – تعمیم و اجرای تعلیمات اجباری همگانی و مجانی ابتدایی بزبان مادری فرزندان کشوردر در سرتاسر مملکت بعد از سن 7 سالگی(پسر و دختر) بدون تبعیض.
2) - عملی ساختن تعلیمات اجباری و مجانی متوسط و تعلیمات عملی درساحات صنایع دستی و زراعت.
3) – زمینه سازی تعلیمات مسلکی و ثانوی و عالی و تخصص از طریق مدد معاش و لیلیه ها برای تمام شاگردان تمام مناطق و خلقهای زحمتکش.
4) – جهاد عمومی علیه بیسوادی در سرتاسر کشور.
5) – تهیهٔ زمینه برای تربیت بدنی و ذهنی نسل جوان وتقویهٔ اصول اخلاقی و معنوی.
6) – به مقصد انکشاف زبان و کلتور خلقها و اقوام مختلف مملکت و غنای فرهنگ ملی افغانستان و به منظور ترقی و پیشرفت اقتصادی و اجتماعی خلقهای آن حصص و ولایات مملکت که عقب گذاشته شده اند، تدابیر جدی و عملی اتخاذ میگردد.
هرگاه بعضی از محافل و افراد متنفذ بخواهند این وسایل تربیتی عمومی را به منظور نشر خرافات ، نفاق ملی، تقویهٔ فیودالیزم و بسط نفوذ امپریالیزم استعمال نمایند، بیدرنگ افشا خواهند شد.
«مرامنامهٔ دموکراتیک خلق» که در 8 صفحهٔ شماره های 1 و 2 جریدهٔ «خلق» به تاریخ 22 حمل سال1345 (11اپریل 1966) به زبانهای فارسی و پشتو به تیراژ 20 هزار نسخه به طبع رسیده بود و من محتویات اساسی آنرا طور موجز خدمت تان تقدیم داشتم، با یک خاتمهٔ به پایان میرسد که محتوای آنرا در چند سطر به شما تقدیم میکنم:
در نهایت ما درین مرحلهٔ تاریخی برای ایجاد حکومت دموکراسی ملی و تعقیب راه رشد غیر سرمایه داری براساس جهان بینی علمی به شیوهٔ مساالمت آمیز وعلنی مجدنه مبارزه میکنیم و نظر خود را از غایهٔ نهایی و دورنمای تکامل اجتماع خویش که ساختمان یک جامعهٔ سوسیالیستی است دور نخواهیم داشت.
از تمام عناصر ترقیخواه دموکراتیک دعوت میگردد که به صفوف جریان دموکراتیک خلق بپیوندند و در راه تطبیق این مرام مبارزهٔ پیگیر و پر افتخار نمایند.
مروری بر محتوای جریدهٔ «خلق»
در کشورما افغانستان طی یک ونیم قرن گذشته که مطبوعات به وجود آمده، «خلق»، نخستین جریدهٔ سیاسی با برنامهٔ علما تنظیم شدهٔ یک حزب طراز نوین با شعار«ناشرافکار دموکراتیک خلق» بود که در مطبعهٔ دولتی بار اول با تیراژ بلند 20000 نسخه به نشرات آغاز کرد.
مقالات علمی تحلیلی و ارزیابیهای سیاسی و بررسیهای واقعبینانه از شرایط عینی و ذهنی جامعه ما و حوادث سیاسی جهان که از طرف هیئت تحریرآماده ونشرمیگردید، مورد استقبال بی نظیر هموطنان بخصوص روشنفکران جوان قرار گرفت و به مقیاس سراسر کشورپخش و توزیع گردید، تاحدی که افسران اردو که حق اشتراک در مبارزات سیاسی نداشتند، از فروشندگان خواهش میکردند، جریده را قات کرده به جیب شان بگذارند.
جریده با شماره های محدود خود (6 شماره) حیثیت یک مکتب سیاسی را داشت که هموطنان بخصوص نسل جوان را به مبارزه علیه تبعیض و ستم ملی و طبقاتی و پیکار برضد فساد اجتماعی و راه رسیدن به یک جامعهٔ مرفه مبتنی برعدالت اجتماعی آشنا میکرد و برای وصول باین مقصد، رهنمود های عملی میداد.
«خلق» با نشرمضامین علمی و طرح رهنمودهای انقلابی خود که مورد استقبال بی نظیرخلق وطن قرار گرفته بود، حلقات حاکم ومحافل ارتجاعی را به تشویش انداخت. بنابرآن متحدانه به شیوهٔ خصمانه برعلیه آن تبلیغات زهرآگین به راه انداختند وبرآن برچسبهای ضد دین و ضد ارزشهای ملی زدند تا حدی که یکی ازخانواده های سرشناس سرداران محمد زایی (خانوادهٔ زکریا) به نشر جریده ای به نام «مردم» آغاز کرد و خواست با اتهامات ناروا این صدای واقعی مردم را خاموش بسازد. تا اینکه تعیین سرنوشت آنرا به اتهام واهی مخالفت با ارزشهای ملی و دینی به مجلس سنا(مشرانو جرگه که ثلث اعضای آن از طرف شاه انتصاب میگردید) سپردند و صدراعظم جدید میوند وال که نتوانسته بود رهبری حزب را به متوقف ساختن جریده متقاعد بسازد، منفعلانه با سنا هم آواز شد و با توقیف رسمی جریده از طرف دولت، برخلاف ارزشهای قانون اساسی جدید که آنرا آغاز گر دههٔ دموکراسی میدانستند، در جهت جلوگیری از رشد سیاسی جامعه تلاش کردند.
چون از توقیف «خلق» بیش از نیم قرن(59 سال)میگذرد و نسل جوان کشور از اهداف و محتویات مترقی و انسانی آن اطلاع کافی ندارند و تبلیغات زهرآگین دشمنان آزادی و ترقی وطن هنوزهم برضد آن ادامه دارد، من با استفاده از کلکسیون جریدهٔ «خلق» که توسط محترم قاسم آسمایی تهیه و در سایت وزین «آریایی» نشر گردیده، محتویات اساسی آنرا به صورت موجز بیان میکنم.
دوام دارد
+++++++++++++
پروگرام حزب

به سلسلهٔ خاطرات سیاسی من
قسمت نهم
نگاهی مختصر بر محتویات جریدهٔ «خلق» و «مرام دموکراتیک خلق»
نخستین ارگان نشرتی حزب دموکراتیک خلق افغانستان به نام جریدهٔ «خلق» - ناشر افکار دموکراتیک خلق- به امتیاز نور محمد تره کی و مدیریت مسئول محمد حسن بارق شفیعی به روز 22 حمل 1345 (11 اپریل 1966) درمطبعهٔ دولتی کابل با حروف سربی چاپ شد. متن دری و پشتوی برنامهٔ حزب تحت عنوان «مرام دموکراتیک خلق» یکجا در دو شمارهٔ اول و دوم آن به تیراژ وسیع (2000 نسخه) از طبع برآمد و به سرعت در کابل و ولایات کشورتوزیع گردید. نشر این برنامه با این جریده در تاریخ مطبوعات و مبارزات سیاسی کشورهم از لحاظ کمیت و هم از لحاظ کیفیت یک اقدام جسورانه و بی سابقه بود.
مرامنامه توسط یک کمیتهٔ با صلاحیت که از تاریخ مبارزات سیاسی در کشور وجهان و جهان بینی علمی آگاهی کافی داشتند، به اسلوب روان و ساده به شیوهٔ ادبی معمول در کشورو با اتکا بر اصول علمی تنظیم شده بود و با اهدافی که جریانهای مختلف در اینجا و آنجا نشر میکردند، تفاوت ماهوی داشت و خطوط اساسی ارتقای جامعه را از مراحل عقبماندهٔ فیودالی به سوی یک مرحلهٔ نوین مبتنی بر عدالت اجتماعی و تساوی حقوق تمام اقوام و ملیتهارا ترسیم میکرد، از طرف اقشار و طبقات مختلف به اشکال گوناگون مورد ارزیابی قرار گرفت.
محافل مربوط به طبقات حاکم و عقبگرا آنرا یک برنامهٔ کاملا کمونیستی، ضد دین اسلام و عنعنات ملی معرفی کردند و اصطلاحات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نوین از قبیل امپریالیزم، فیودالیزم، مبارزهٔ طبقاتی، دموکراسی ملی، پرولیتاریا، کومپرادور، استثمارفرد از فرد، بورژوازی، اهداف استراتیژیک و غایی، سوسیالیزم، خلق وغیره را که درمتن آن به کار برده شده بود ودرادبیات جهان موارد استعمال وسیع داشت، اصطلاحات بیگانه دانستند و برنام جریده «خلق» برچسب ضد ملی و ضد دینی زدند و حال آنکه کلمهٔ «خلق» هم در محاورهٔ مردم و هم در ادبیات فارسی با عبارات خلق خدا و خدمت به خلق موارد استعمال عمومی دارد و شاعران بزرگ آنرا در اشعار خود فراوان به کار برده اند. به طور مثال:
طریقت بجز خدمت «خلق» نیست
به تسبیح و جاده و دلق نیست
از شیخ سعدی
کسی نماند ک دیگر به تیغ ناز کشی
مگر که زنده کنی «خلق» را و باز کشی
از صائب تبریزی
رو به سوی خانهٔ دل کن که آنجا جای اوست
ترک «خلق» و روی سوی حق، طریق عاشقی است
از حافظ شیرازی
این خصومت تا حدی پیش رفت که یک فامیل مشهوراز محمد زاییها( خانوادهٔ زکریا) جریده ای به نام «مردم» به خاطر مقابله با آن نشر کردند و تبلیغات خود را با نشر انواع اتهامات و مطالب احساساتی بی پایه تا توقیف جریدهٔ خلق ادامه دادند.
اما روشنفکران و عناصر ترقیخواه بیطرف، جریده و برنامه را صمیمانه استقبال کردند و توانستند در خط مشی اعلان شده، آیندهٔ افغانستان را به صفت یک جامعهٔ انکشاف یافته تصور کنند و به اشکال گوناگون حمایت و همبستگی خود را با آن ابراز داشتند.
هیئت تحریر جریده تحت عنوان «خلق از خود دفاع میکند» تمام اتهامات وارده را پاسخ مدلل و قانع کننده داد، اما مخالفان قناعت پذیرنبودند و همچنان به تبلیغات اتهام أمیز خود ادامه میدادند.
طوری که استاد خلیل الله خلیلی مشاور و مصاحب ادبی ظاهرشاه دربیوگرافی مختصر خود مینویسد او، برای مقابله با کمونیستها، حزبی به نام «جبههٔ ملی» وروزنامه ای به نام «وحدت» تأسیس کرده بود.
رفیق دستگیر پنجشیری در ص 170 کتاب خود بنام «ظهور و زوال حزب دموکراتیک خلق افغانستان» مینویسد:
«... خدمتگذران وفادار دربار، «محمد ظاهرشاه» رابه سرکوب خونین گردانندگان جریدهٔ خلق و خفه کردن بانگ رسای نسل نورسته فراخوانده بود..... اما «اعلیحضرت محمد ظاهر شاه» با وجود این همه خوشخدمتیهای مبلغان مزدور خویش و مشوره های «دلسوزانهٔ» آرایشگران نظام، از آزادیها و ارزشهای مصرحه در قانون اساسی جدید عثب نشینی نکرد. سرانجام جریدهٔ خلق از سوی مشرانو جرگه توقیف و بانگ رسای خلق از سوی مجلس سنا موقتا خاموش گردید».
اشتباه پنجشیری در این است که گویا مشرانوجرگه که یک تلث اعضای آن از طرف پادشاه تعیین میگردید، یک ارگان مستقل بود و میتوانست بر خلاف ارادهٔ «اعلیحضرت» تصمیم بگیرد. اگرذات عالی شان به دموکراسی اعتقاد داشت و ارزشهای مصرحه در قانون اسا سی نمایشی و برای اغفال مردم نبود، پس چرا قانون احزاب را تا آخر توشیح نکرد و چرا به دستور او صدراعظم جدید میوندوال از صاحب امتیاز جریده خواست تا خودش طی یک اعلان شخصی نشر آنرا متوقف بسازد و چون پذیرفته نشد، همنوا با «سنا» آنرا توقیف کرد و بعدا با فرستادن وزیر اطلاعات و کلتور خود به منزل تره کی خواست تا اورا معذور بدارند و پنجشیری صاحب درین جلسه حضورداشت.
اما درمورد مرامنامهٔ حزب باید گفت که ازیک مقدمه و چهار بخش (امور سیاسی، امور اقتصادی، امور اجتماعی و امور فرهنگی) ترکیب یافته بود و ما روی محتوای اساسی هر بخش مختصرا توقف میکنیم.
در مقدمهٔ مرامنامه ازشرایط بین المللی و مبارزات متحدانهٔ خلق وطن که استقلال سیاسی کشوررا بدست آورد و زنجیر امپریالیزم را درمنطقه درهم شکست، اما تا کنون نتوانست از قیود ستم فیودالی نجات یابد، به اختصار یادآوری میگردد، سپس یادآوری میشود که ایجاد حکومت دموکراسی ملی متشکل ازجبههٔ متحد ملی متشکل از کارگران، دهقانان، روشنفکران مترقی، اهل حرفه، مالکین خورد و متوسط یعنی خرده بورژوازی به صفت یک هدف استراتیژیک میتواند در جهت تعمیم دموکراسی و پایان دادن به تسلط نظام فیودالی و ایجاد یک دولت دموکراتیک ملی خدمت نماید. سپس خطوط اساسی ایجاد دولت دموکراسی ملی را طور خلاصه بیان میکند.
دربخش امور سیاسی گفته میشود، خاتمه دادن به فقر و عقبماندگی طولانی که طی قرون متوالی دامنگیر خلقهای افغانستان است، با الغای نظام فیودالی و جلوگیری از بسط و نفوذ امپریالیزم با ایجاد دموکراسی ملی به صورت ذیل تحقق می یابد:
- 1 - دفاع از تمامیت ارضی و استقلال سیاسی افغانستان و تأمین استقلال اقتصادی؛
- 2- تمرکز تمام قوای دولتی در دست خلق؛
- 3 - تشکیل شورا براساس انتحابات مستقیم و آزاد خلق به صورت سری، عمومی و متساوی؛
- 4 - تآمین استقلال قوهٔ قضائیه؛
- 5 - تآمین آزادیهای دموکراتیک - آزادی فکر، قلم، عقیده و تشکیل احزاب سیاسی؛
- 6 - تآمین اصل مساوات برادرانه و مجادلهٔ همه جانبه علیه هرگونه ستم ملی اعم از تفوق طلبی قومی، نژادی، قبیلوی، منطقوی و تمایلات محلی که نفاق ملی را بار می آورد؛
7 - لزوم تجدید نظر بر تشکیلات اساسی مملکت بر اساس اصول دموکراسی از لحاظ رابطهٔ اقتصادی، لسانی وفرهنگی و اقدامات لازم برای حل مسألهٔ زبانهای افغانستان بر مبنای اصول دموکراتیک؛
8 و 9 – دفاع ازاصل «حق تعیین سرنوشت ملل» در مورد ساکنان آن سوی خط دورند، دفاع از صلح جهانی و حمایت از سیاست همزیستی مسالت آمیز، استقرار روابط دوستانه با تمام ملل صلحدوست، همچنان تأیید سازمان ملل و مبارزه علیه استعمار کهنه و نو و پشتیبانی از جنبشهای آزادیبخش ملی.
دوام دارد
++++++++++++
انشعاب در حزب دموکراتیک خلق افغانستان
قسمت هشتم
در سال 1966 بعد از آن که موتسی تونگ رهبر حزب کمونیست چین با کیش شخصیت تبارز کرد و با آغاز انقلاب فرهنگی خود، تبلیغات شدید بر ضد حزب کمونیست و رهبران دولت شوروی براه انداخت، مناسبات هردو کشور بهم خورد و بعد ازآن که سفارت و سفیرشوروی در پیکن مورد تحقیر و اهانت قرار گرفت، احزاب کمونیست جهان به طررفداری حزب کمونیست شوروی موضعگیری کردند. حزب دموکراتیک خلق هم که با شعار دوستی با شوروی تشکیل شده بود، باید موضع خود رامشخص میساخت. بنا برآن نورمحمدتره کی دسته ای از اعضای مود اعتماد خود را موظف ساخته بود تا قبل از آغاز وقت کار رسمی برتکسیها نشسته پیشروی سفارت چین پیاده شوند و باتشکیل یک اجتماع کوچک برخورد ناشایستهٔ رهبری چین در برابر سفارت شوروی را محکوم کنند. آنها طی چند دقیقه پیش روی سفارت چین تجمع نموده ضمن شعارهایی موقف رهبران چین را تقبیح کرده و با استفاده از تکسیها پراگنده شده بودند.
این اقدام تره کی که در منابع خارجی انعکاس یافته بود و کارمل از آن اطلاع نداشت، مورد مناقشهٔ طرفین قرار گرفت و به تشنچ وضع در رهبری حزب افزود و عدم اعتماد متقابل را شدت بخشید. تره کی با استفاده ازین موقع چنین وانمود میکرد که کارمل مورد اعتماد منابع بین المللی نیست، تنها خود او مورد اعتماد قرار دارد. این وضع موقف کارمل را تا حدی ضعیف ساخت.
طوریکه قبلا یادآور شده بودم، در جریان کشمکشهای درون حزبیتره کی از چند پراگراف بیانیهٔ ببرک کارمل که در پارلمان ایراد کرده و در آن از شاه توصیف کرده بود استفادهٔ تبلیغاتی وسیع میکرد. در بیانیهٔ مذکور که بتاریخ 17 اسد سال 1345 در شمارهٔ 18 نشریهٔ ولسی جرگه به طبع رسیده بودچنین گفته میشد:«... درین شکی نیست که به استناد مادهٔ پانزده (مادهٔ پانزدهٔ قانون اساسی)پادشاه غیر مسئول و واجب الاحترام است. وظیفهٔ هر فرد از اتباع افغانستان استکه در برابر چنین پادشاهی که به جرئت میتوان گفت که در تمام کشورهای آسیایی، مترقیترین پادشاه به شمار میرود، باید احترام بگذاریم. ما به این حقیقت از صمیم قلب اعتقاد داریم و هیچ کسنمیتواند چنین حق و احترامی را که به این پادشاه داریم از ما بگیرد.از نقطهٔ نظر بودجهٔ وزارت دربار، درتمام دنیا بودجهٔ دولت بر اساس یک تناسب منطقی استوار است وحتی ما میتوانیماز صدر خلفای راشدین اسلام تا اکنونبودجه ای که برای مقامات عالیهٔ دولت قایلند به یک تناسب و عدالت استوار است. بودجهٔ وزارت دربار حتما از حضور اعلی حضرت همایونی پادشاه بزرگ ما میگذرد.برای اینکه ما باید خود معتقد باشیم تا اعلیحضرت پادشاه افغانستان درین مطلب وقتگرانمایهٔ خود را مصرف نمیکند، بلکه مسئول آن وزارت در بار و وزارت مالیه خواهدبود» ونیز در بیانیٔهٔ مذکور در مورد اصطلاحات معمول در بار سلطنتی گفته شده بود:«این اصطلاحات همه کهنه شده اند. بهتر است که به انجمن محترم سپرده شود که با تماس با وزارت دربار و وزارت مالیه اصطلاحات را جدید بسازند تا مقام و حیثیت پادشاهی ما حفظ و برقرار شود».
این بیانیه دربین صفوف حزبی و حلقات روشنفکری دست بدست میگشت و موجب کاهش اعتباراو در بین مردم و بی اعتمادی حزب نسبت به او میگردید، اما چند ماه بعد لت و کوب کارمل توسط سدو اصیل با چند تن دیگر از وکلای مربوط به دربارو راه اندازی مظاهرهٔ وسیع برضد این حرکت و دفاع ازاو اعتبارضعیف شدهٔ کارمل را احیا کرد و اعتماد برخی از اعضای رهبری حزب را اعاده نمود.
اما این حوادث نتوانست به اختلافات تره کی با کارمل پایان بدهد، بعضا بگو مگو بین آنها شکل عداوت شخصی را به خود میگرفت و هیچگونه پایهٔ تیوریک و اصول حزبی نداشت.
سرانجام کارمل تصمیم گرفت با استفاده ازین موقع مناسب که به تعداد طرفدارنش در حزب افزوده شده بود، صف خودرا از تره کی جدا کند و در ماه ثور سال 1346 عملا رابطهٔ خود را با کمیتهٔ مرکزی برید و در یک اپارتمان دو منزلهٔ نزدیک به خانهٔ تره کی فعالیت حزبی خود را آغازکرد. اکثریت اعضا و کدرهای حزب از شهر کابل با کارمل رفتند و بیشتر حزبیهایی که از اطراف و ولایات بودند با تره کی ماندندو به این ترتیب انشعابی که بنیهو موقف اجتماعی حزب را تضعیف کرد، بدون هیچگونه مبنای اصولی ومنطقی بر آن تحمیل شد.
در انشعاب اعضای اصلی و علی البدل کمیتهٔ مرکزی به ترکیب ذیل مو ضعگیری کردند.
از اعضای اصلی کمیتهٔ مرکزی اینها با تره کی باقی ماندند:
1. محمد طاهر بدخشی؛
2. صالح محمد زیری؛
3. دوکتور شاه ولی.
و این اشخاص با کارمل رفتند:
1. دستگیر پنجشیری؛
2. شهرالله شهپر؛
3. سلطانعلی کشتمند؛
4. نور احمد نور.
از اعضای علی البدل کمتهٔ مرکزی اینها با کارمل موضعگیری کردند:
1. عبدالحکیم شرعی جوزجانی؛
2. بارق شفیعی؛
3. سلیمان لایق؛
4. عبدالوهاب صافی.
و اینها با تره کی موضعگیری کردند:
1. عبدالکریم میثاق؛
2. محمد اسماعیل دانش؛
3. حفیظ الله امین؛
4. داکتر محمد ظاهر؛
5. داکتر عبدالمحمد درمانگر؛
6. محمد ظاهر افق.
به این ترتیب از اعضای اصلی کمیتهٔ مرکزی 4 نفر در جناح تره کی و 5 نفر در جناح کارمل موضعگیری داشتند و اکثریت به طرف کارمل بود. اما تره کی این را قبول نداشت و میگفت چون کارمل خودش داوطلبانه از عضویت کمیته مرکزی استعفا داده، بنابرآن او عضو کیتهٔ مرکزی نیست. در صورتی که هنگام رأیگیری تعداد آرا در دو طرف مساوی باشد، منشی عمومی حق دو رأی دارد. به این اساس اکثریت به طرف ماست و امین به شدت ازین نظر او دفاع میکرد. اما کارمل میگفت چون کمیتهٔ مرکزی استعفای مرا قبول نکرده و من تا کنون درجلسات آن اشتراک داشته ام، بنابرآن عضو اصلی کمیته مرکزی میباشم.
در نتیجهٔ این انشعاب حزب دموکراتیک خلق افغانستان پس از دوسال و 4 ماه به دو جناح منقسم گردید که بعدا به نام خلق و پرچم یادشد.
انشعاب بی سرو صدا صورت نگرفت، هردو طرف برای اثبات حقانیت خود بر ضد یکدیگر قرار گرفتند. چون دلایل منطقی برای توجیه انشعاب وجود نداشت، هردوطرف به وارد کردن اتهامات برعلیه یکدیگرآغاز کردند. خلقیها در تبلیغات خود به ارتباط رهبری آنها (ببرک کارمل) و برخی کدرهای پرچم به داوودخان وسلطنت اتکا میکردند و درین زمینه پیوسته از طرف رهبری دلایل و مواد تبلیغاتی برای شان داده میشد. تبلیغات پرچمیها روی ارتباط برخی از رهبری خلقیها(تره کی و حفیظ الله امین) به سی آی ای امریکا استوار بود و کارمل در رهنمودهای خود پیوسته تأکید میکرد بر ضد آنها تا اندزه ای در رابطهٔ شان با سیا تبلیغ کنید که باشنیدن نام امین و تره کی نام سیا درنظر شنوندهمجسم شود. غوربندی در کتاب خاطرات حزبی خود در ص 20 و 21 مینویسد: «کارمل ... کمیته ای را تعیین نمود تا علیه خلقیها و بخصوص علیه نور محمد تره کی تحت پوشش بیوگرافی نور محمد تره کی مواد پروپاگندی تهیه کنند. کمیته در خانهٔمحمد حسن بارق شفیعی جلسه کرده بیوگرافی نور محمد تره کی راطبق منظورکارمل دستکاری نموده بصورت شبنامه وسیعا پخش نمود. در شبنامه آورده بودند که... تره کی در یک مکتب امریکایی درس خوانده... موقعیکهدیگر اعضای ویش زلمیان به زندان افتیدند، اودر سفارت افغانستان مقیم امریکابحیث آتشهٔ مطبوعاتی مقرر شد. همچنان او دوسیهٔ اختلاس دارد و در نهایت نتیجه گرفته میشد که نورمحمد تره کی عضو سی آی ای و جاسوس امریکا است.
دست آوردهای حزب واحد قبل از انشعاب
حزب دموکراتیک خلق افغانستان از تأسیس خود در سال 1343 تا انشعاب طی دوسال و 4 ماه حیات حزبی خود دستآوردهای زیرین را داشته است :
1– اساسگذاری نخستین حزب طرازنوین طبقهٔ کارگربر اساس جهان بینی علمی و اصول سازماندهی سنترالیزم دموکراتیک؛
2– نشر نخستین جریدهٔ سیاسی به نام «خلق» با مضامین علمی جامعه شناسی وکاربرد مقولات اقتصادی، سیاسی و جامعه شناسی نوین؛
3- نشر برنامهٔ علما تنظیم شدهٔ حزب در دوشماره به تیراژ بی سابقه 2000 نسخه با تعیین اهداف استراتیژیک و غایی حزب؛
4 - نشراشعار اوزبیکی و تورکمنی برای اولین بار در تاریخ افغانستان؛
5 - تشکیل نخستین سازمان دموکراتیک زنان افغانستان به تشبث دوکتوراناهیتا راتبزاد به مقصد تربیهٔ زنان کشوربا روحیهٔ انقلابی به خاطرعضویت در حزب و مبارزه برضد استبداد داخلی و امپریالیزم؛
6 - تشکیل فرکسیون پارلمانی به پیشاهنگی ببرک کارمل و عضویت 3 تن ازوکلا در دورهٔ 12 ولسی جرگه ؛
7 - رهبری مظاهرهٔ وسیع توده ای با مطالبات سیاسی و دموکراتیک به رهبری طاهر بدخشی درآغاز گشایش ولسی جرگه؛
8- راه اندازی مظاهرهٔ وسیع به اشتراک محصلان و اقشار مختلف اهالی، به پیشاهنگی طاهر بدخشی به خاطرتقبیح حملهٔ وحشیانهٔ وکلای پارلمان.
بعد از انشعاب در رهبری جناح پرچم به پیشنهاد ببرک کارمل دونفر میراکبر خیبر و دوکتور اناهیتا به عضویت کمیتهٔ مرکزی انتخاب شدند. هردو عضویت حزب را داشتند. خیبر به نسبت داشتن یونیفورم پولیس به کنگره اشتراک کرده نتوانست و اناهیتا اساسگذار سازمان دموکراتیک زنان بود و جلسات کمیسیون تدوین مرامنامهٔ حزب دموکراتیک خلق در منزل او دایر میشد.
دوام دارد