

عبدالواحد خرم
راه های بیرون رفت از خطر مواد مخدر
از صفحات ۲۳۱ تا ۲۴۰ کتاب با ارزش « چالش عمده ی دولت داری در افغانستان »
نوشته ای : جنرال عبدالواحد خرم
اراده ی هدفمنـد بـرای از بین بـردن اعتیـاد در هرجامعـه، نیازمنـد افـراد کارشـناس وحرفه یـی، برنامه هـای منظـم، ایجـاد دادگاه هـا، بیمارسـتان ها، زندان هـا و هزینه های رفاهی،اجتماعـی، تجهیـزات و هزینه هـای توان بخشـی معتـادان در طـول دوره ی درمـان اسـت.
همانگونـه کـه همـه ی ایـن هزینه هـا در میـزان مصـرف مبالـغ هنگفتـی اسـت، امـا می توانـدبـرای بالابـردن تولیـد جامعـه و نیرومنـدی منابـع انسـانی بـه منظـور ترقـی و پیشـرفت جامعـه
مـورد بهره بـردار ی قـرار گیـرد.ا گـر بـه اینکـه چگونـه اعتیـاد بـه یـک جریـان سازماندهی شـده تبدیل شـده اسـت، دقیق و منطقـی بنگریـم بـه ایـن نتیجـه می رسـیم کـه کشـانیدن ملت های فقیـر به سـوی اعتیاد (ازهرنـوع آن) هدفـی اسـت کـه با انگیزه ی سـازمان یافته، مسـبب ایجاد سـازمان های تبه کار ی،زیرزمینـی و زیـر نظـارت ابرقدرت هـا و مبالـغ هنگفـت در ایـن رابطه، برای کشـورهای ز یادی
خـط و نشـان کشـیدند تـا آنجـا کـه تجربـه ی روند معتاد سـاز ی به جریـان افتاد.تقاضـای روبـه رشـد بـرای ایـن مـواد کشـنده، باعـث شـد تـا بسـیار ی از کشـورهای تولید کننـده ایـن مـواد، محصـولات خـود را افزایش دهند و آن را تقویت کنند تا پول بیشـتریبـه دسـت بیاورنـد و از سـوی دیگـر ، بـر سرنوشـت ملت هـای دیگـر حکومـت کننـد.ا کنـون کـه اطلاع رسـانی بـه بلندتریـن حـد خـود رسـیده اسـت و اطلاعـات همه چیـز دردسـترس همه کـس اسـت، برهمـه هویـدا اسـت که رقابـت شـدید در تولید مواد مخـدر ( البتهظاهـراً زیـر پـرده) بـه هـدف بلندبـردن ارزش مـواد، بهـای خـود را کاهـش داد انـد کـه در بازارهابه طور گسـترده در دسـترس اسـت و در میان کارگران، دانشـجویان، دانش آموزان، بیکاران وآنانـی کـه بـه مخـدرات گرایـش دارنـد، گسـترش یافتـه اسـت. افزون بـر پیشـرفت های فناور ی مـدرن در راسـتای جلوگیـری از قاچـاق مـواد مخـدر (از هرنـوع آن) ارتقـا و توسـعه ی عملیاتقاچـاق بـرای باندهـای تجـارت مافیایی، آسـان شـده و بسـیار پرسـود بوده اسـت.بـه همیـن ترتیـب، تنهـا وقایـه و پیشـگیری از ایـن پدیـده ی شـوم، حمایـت از نجـات
جـان معتادشـدگان در ایـن پدیـده ی مرگبـار اسـت کـه تضمیـن صحـت خانـواده، صحـتنسـل های آینـده را در قبـال دارد. جلوگیـری ایـن پدیـده از سـوی تطبیـق قانـون امکان پذیـراسـت کـه صلاحیـت طـرح و تطبیـق آن در اختیـار مسـئولان بلندرتبـه ی حکومتـی قـرار داردو از سـوی دیگـر ، بیـدار ی والدیـن در مـورد آینـده ی کودکان شـان و اینکـه آنـان را آ گاهانـه تربیـت کننـد، همچنـان نقـش مؤثـری در پیشـگیری از اعتیـاد بـه مـواد مخـدر از هـر نـوع آن خواهـد داشـت.آیا می توان از این بلای(مواد مخدر ) خانمانسوز رهایی یافت؟
————————————
پیشـگیری از اعتیـاد بـه مـواد مخـدر ، بیشـتر از طریـق آ گاهی دهـی بـرای عمـوم درزمینـه ی ز یانبـار ی و پیامد هـای بـد آن و اینکـه کـدام اهـداف شـوم در پشـت ایـن تجـارت
سـیاه و کشـنده قـراردارد، از سـوی رسـانه های همگانـی، سـیمینارها، برنامه هـای تلویزیونـی،فیلم هـای آموزشـی و از راه هـای دیگـر کـه ممکـن باشـد، کوتاه تریـن راه بـوده و ایـن موضـوع بایـد در اولویـت برنامه هـای حکومـت قـرار گیـرد. همچنـان، آمادگـی مـردم برای رهایی از شـراعتیـاد بـه مـواد مخـدر (از هـر نـوع آن) و اینکـه از مبـارزه بـا آن اسـتقبال می کننـد، می تواند دربیدارسـاز ی اذهان عامه نقش برجسـته داشـته باشـد، زیرا این امر اعتماد مردم را نسـبت به بازداشـتن آنـان از شـر اعتیـاد بـه دامـن اجتمـاع بـاز می گردانـد.تأمیـن امنیـت، فراهم نمـودن خصوصـی رشـد اقتصـاد در خانواده هـا از طریـق کسـب وکار و اشـتغال، فراهم نمـودن خصوصـی نشـر برنامه هـای گسـترده و هدفمنـد از سـوی دولـت و هشـدار بـرای عمـوم از ز یان هـا و پیامد هـای نا گـوار مـواد مخـدر ، شامل سـاختن آ گاهـی ازاضرارهـای مـواد مخـدر در برنامه هـای درسـی دانشـگاه ها و مکاتـب، اطلاع رسـانی عمومـی و سراسـری از طریـق علمـای دیـن از جملـه مـوارد مهمـی اسـت کـه می توانـد سـلامت را بـه جامعـه بازگرداند . همچنـان، آنانـی کـه در جامعـه نفـوذ دارنـد و مـردم رو ی سخن های شـان حسـابمی کننـد، در ترو یـج آ گاهی هـا در رابطـه بـه اضـرار خانمانسـوز مـواد مخـدر عملاً اقـدامنماینـد. مـردم در یافتـه انـد کـه مـواد مخـدر ، تعـداد بسـیار ز یـادی از انسـان ها را بـه دام اعتیادکشـانده و بـار سـنگین افتصـادی را بـر آنـان تحمیـل کـرد و از سـویی هـم، نـا امنـی و فقـر را درجامعـه حا کـم سـاخت.مـردم نسـبت بـه گذشـته بیـدار شـده انـد؛ هرگاه حکومـت ا گر واقعـاً قصد نابـودی اعتیادو مـواد مخـدر را داشـته باشـد، آنـان بـرای رو یارویـی حاضـر هسـتند. بـه همیـن منظـور ، همـهدر یافتـه انـد کـه تنهـا راه نجـات و امیـد بسـتن بـه آینـده، توجـه بـه صحـت نسـل جـوان ایـنسـرزمین می باشـد. امـا ا گـر اراده، تصمیـم و انگیـزه بـرای مبـارزه بـا پیدیـده ی شـوم مـوادمخـدر ، قاچـاق و ترافیـک در نظـام و حکومـت بـه گونـه ی جـدی وجود نداشـته باشـد به اینمعناسـت کـه تلاش هـای مردمـی و جامعـه ی مدنـی کارسـاز نخواهـد بـود و دقیقـاً حکومـتدر نقطـه ی مقابـل مـردم ایسـتاده اسـت.
از همین روسـت کـه گسـترش نابرابری هـای سیاسـی، اقتصـادی، اجتماعـی، فرهنگـیو انسـانی، وضعیـت را تشـدید می کنـد، زیـرا ایـن پدیـده همچنـان دارای ابعـاد آموزشـی،اجتماعـی، فرهنگـی، روانـی و اجتماعـی اسـت کـه بایـد رو ی آن دقـت صـورت گیـرد. ا گـر بـهفرامیـن دیـن در زمینـه ی مخـدرات نگریسـته شـود، نتیجه اش این خواهد بـود که الله متعالانسـان را مأمـور سـاخته اسـت تـا در محافظـت از خـود و محیطـش تـلاش نمایـد و از آنچـه اورا به سـوی هلا کـت می کشـاند خـوددار ی ورزد.
دستگاه قضایی و دادستانی غرق در فساد
—————————————-
یـک اصـل در همـه نظام هـای جهـان وجـود دارد مبنـی بـر اینکـه هـرگاه ا گـر کسـی آلـودهبـه فسـاد باشـد یـا اتهامـی بـر و ی وارد شـود تـا هنـگام تبرئـه نشـود، نمی تواند به کرسـی دیگریوارد خدمـت شـود و ا گـر جرمـش ثابـت شـد، مـی رود کـه سـزای اعمالـش را جبـران کنـد و درزنـدان آب یـخ بخـورد و توبـه کنـد، اما در افغانسـتان ایـن فرمول برعکس بود. یک شـمار افرادکـه وابسـته بـه دوسـه حلقـه ی محـدود و مـورد اعتمـاد امریـکا و شـرکای منطقه یـی آن بودنـد،همیشـه در موقف هـای بلنـد نظـام کـرز ی و غنـی درگـردش بودنـد کیـف می کردنـد.
آنـان از یـک وزارت کـه برکنـار می شـدند، فردایـش می دیـدی کـه جنـاب بـه وزارت دیگـرمنصـوب شـده اسـت و قحـط الرجالـی را بیـداد می کـرد. کمتریـن فـردی را کـه در مقام هـایبلنـد حکومتـی کـرز ی و غنـی کار کـرده انـد، می تـوان یافـت کـه به نحـوی در فسـاد آلـودهنبوده انـد. کاش آن هـا هرکـدام تنهـا می بودنـد، امـا هرکـدام آن هـا شـبکه های خودشـانرا داشـتند و جانـب دیگـر قضیـه ایـن اسـت کـه آب از بـالا گل آلـود بـود و شـخص غنـیاحمدز ی پشـت پرده و شـفاهی به فسـاد گوشـه ی چشـم نشـان داده بود و ظاهراً خود را پا کجلـوه مـی داد و عربـده می کشـید.
اشـرف غنی هنگامـی کـه بـه کرسـی ر یاسـت جمهور ی تکیـه زد، امـر و نهـی را آغـاز کـرد،گفتـه شـد کـه بـا بـرادرش حشـمت غنی احمـدز ی بـه خاطـر بدکارگی هایـش روابـط خـوبنـدارد و اصلاً بـا آن روبـه رو نمی شـود، امـا پـس از برافتـادن جمهور یـت، دیده شـد کـه دو برادررفتنـد و در غربـت، یـار و همـدم یکدیگـر شـدند. سـخن از فسـاد در دسـتگاه دادسـتانی وقضـای افغانسـتان بـه ویـژه در زمـان حکومـت غنی احمدز ی اسـت. بیایید یـک قضیه زندهرا مـرور کنیـم، ببنیـم کـه زیرپـرده دادگاه یـا قضـای افغانسـتان چـه چیزهـای درجریـان بـودهاسـت کـه از چشـم حقیقـت بیـن و بیـان حقیقـت پنهـان مانـده اسـت:
"بانـد سـه نفـره ی دادگاه عالـی کشـور در برابـر رشـوت های کلان، احـکام دادگاه هـایسـه گانه(مقننه، قضاییئـه و اجراییـه) را به نـام رونـد تجدیـد نظـر به سـود رشـوه دهنده تغییـر واحـکام محا کـم را بـا فریـب، نیرنـگ و جعل اسـناد در دوسـیه و گزارش به شـورای عالی، مانعتطبیـق احـکام نهایی شـده و سـر انجـام باعـث لغـو حکـم یـاد شـده می گشـتند. کار را رئیسبانـد آقـای عابـد، رئیـس ادار ی دادگاه عالـی بـا تحریـر حکـم و گرفتـن امضـای رئیـس دادگاهعالـی آغـاز و پـول خـود را نقـداً اخـذ و امـر را بـه عـارض می سـپرد.
عـارض امـر را بـه رئیـس دارالانشـاء آقـای رؤفـی می بـرد، رؤفـی همـه کاره ی بانـد (مدیـرتجدیـد نظـر دارلانشـای دادگاه عالـی) راجـع نمـوده و خـود را بی طـرف و بی غـرض معرفـیمی نمـود. مدیـر تجدیـد نظـر ، عصـر همـان روز یـا روز بعـد بـا عـارض در ولسـوالی قره بـاغولایـت کابـل (محـل اصلـی زندگـی خـود و دور از کابـل تـا مـورد پیگـرد و شناسـایی قـرارنگیـرد) وعـده ی دیـدار مـی داد. در آن جـا مدیـر تجدیـد نظـر ، فیصلـه ی محکمـه ی ابتدایـیو اسـتیناف را مطالعـه و راه هـای نقـض آن را بـا عـارض بررسـی و نظـر بـه اینکـه نقض فیصلهچـه انـدازه سـهل یـا دشـوار اسـت، توافـق می کننـد کـه پـول رشـوه ی آن در سـه مرحلـه بایـدپرداخـت گـردد.
پرداخـت نخسـتین پـول بایـد همـان روز یـا فـردای آن صـورت می گرفـت که مدیـر تجدیدنظـر ، بایـد عاجـل مکتـوب ارایـه ی گـزارش را بـه محکمـه ی مربوطـه تحریـر و خواهـان گـزارشدر بـاره می گردیـد. پـس از رسـیدن گـزارش کـه بـه طـور غیـر معمـول در طـول ۳-۴ روز صورتمی گرفـت، دیـدار دومـی صـورت می گرفـت و ایـن بـار در کابـل. در ایـن دیـدار کـه عـار
´نخسـتین بخـش پـول را داده و در دام ایـن مدیـر مـکار افتـاده بـود و تقاضـای مدیـر مـکارچندین بـار بلندتـر از بـار نخسـت اسـت و نظـر بـه اینکـه آیـا حکـم محکمـه تنفیـذ گردیـده یاخیـر ، پـول رشـوه کـم و ز یـاد می شـد. در صـورت توافق بـالای پول رشـوه، مدیر مربوطه دوسـیهرا از مرجـع مربوطـه خواسـته و بـه کمسـیونی بـرای گـزارش می فرسـتاد.همچنـان ا گـر بـه اسـناد جعلـی نیـاز می شـد، از سـوی عـارض یـا مدیـر تهیـه می گردیـد.در صـورت شـکایت یـا اطـلاع مقامـات دادگاه عالـی، این جـا دیگـر وظیفـه آقـای رؤفـی بـودکـه همچـون آدمـی کـه بـه سـوء اسـتفاده شـهرت نداشـت، بـه سـادگی بـه قناعـت مقامـامی پرداخـت کـه هیـچ کار غیـر قانونـی در جریـان نیسـت و همـه چیـز طبـق قانـون پیـشمی رود. آخرین دیدار و آخرین مبلغ که پول بسـیار کلان بود و مدیر متذکره این بار از برخیاعضـای شـورای عالـی نیـز نـام بـرده و بـه نـام ایـن اعضـای شـورای عالـی، پـول می خواسـت.معمـولاً ایـن پـول نـزد یـک صـراف طـرف اعتمـاد مدیـر مربوطه تـا روز جلسـه ی شـورای عالی،امانـت گذاشـته می شـد.
از طـرف دیگـر در صـورت نقـض حکـم، سـاعت ۴ همـان ۳ شـنبه کـه جلسـه ی شـورایعالـی برگـزار گردیـده بـود، پـول مربـوط مدیـر تجدیـد نظـر می شـد و در غیـر آن، عـارض پـولخـود را از صرافـی پـس می گرفـت. حـال کـه دو عضـو بانـد در صحنـه نیسـتند (روؤفـی کشـتهشـد و عابـد در انجـام همیـن عمـل افشـا و برکنار گردیـد) مدیر تجدید نظر از کسـانی که پولگرفتـه، در جنجـال و سـرگردانی قـرار گرفتـه اسـت1."جـان سـخن اینکـه همـه ایـن مـوارد واقعیـت دارد و در نهـاد قضایـی ممکـن اسـت،انسـان های پا ک نفـس و پرهیـزگار وجـود داشـته باشـند، امـا ایـن واقعیت هـا بیانگـر اینسـتکـه ا کثریـت آلـوده بـه فسـاد و رشوه سـتانی در نهادهـای قضایـی جاخـوش کرده انـد. مثـلگـوش آشـنایی اسـت کـه می گوینـد" ا گر پدر دزد نباشـد، فرزند دزد بـار نمی آید" حتما رهبریاشـرف غنی و حلقـه ی کـه بـه دور آن دایـره زده انـد، چنـدان بی میـل و علاقمنـد بـه فسـادنیسـتند و حتمـن در این همـه سـتمگری و تعـدی کـه بـه مـردم روا می دارنـد، سـهم بزرگـیدارنـد و بـه جیب های شـان واریـز می شـود.
امـروز قضـات افغانسـتان رشـوه یی را کـه از مـردم بـه زور اخـذ می نماینـد، دالـر اسـت.آن هـا بـه نـام اینکـه یـک ارگان مسـتقل هسـتند و کسـی حـق نـدارد حتـا رئیس جمهـور کـهبـر حکـم آن هـا ایـرادی بگیـرد، هرنـوع فشـار و سـتمگری را بـر مـردم تحمیـل نمـوده و مـردم راوادار بـه دادن رشـوه نموده انـد. در سیسـتم قضایـی، انسـان هایی بودنـد کـه همـه وقت شـانبـه گرفتـن رشـوه و سـپس هـم پـول بدسـت آمـده را صـرف تجـارت، سـفرهای خارجـی وخانواده های شـان می کردنـد.
رشـوت و سـوء اسـتفاده از صلاحيـت وظیفـه و ی نـزد پوليـس (بارهـا بيشـتر از اردو ) وکارمنـدان قـوه ی قضائيـه بسـیار روشـن قابـل مشـاهد اسـت. "بـر پایـه اظهـارات اشـخاصسـرو ی شـده، آنانـی کـه مسـئول تنفيـذ قانـون هسـتند، خـود بدتريـن اعمـال غيـر اخلاقـی راانجـام می دهنـد. چنـان که یادآور شـدیم، طی سـال گذشـته، مردم افغانسـتان نا گزیر شـدندبـه پوليـس رشـوت بپردازنـد. 18 فيصـد نا گزیـر گرديدنـد به قضـات و 13 فيصد به داسـتان هارشـوت دهنـد. در بسـا مـوارد رشوه سـتانی، ممکـن بـه اسـاس نیـاز بـوده باشـد.
بدبختانـه پوليـس افغانسـتان بـا تنگدسـتی روبـه رو اسـت، امـا حـرص نيـز نقـش کليـدیرا در ايـن راسـتا بـاز ی می کنـد. بيشـتر از نيـم قضايـای بـزرگ رشـوت (1000 دالـر يـا بيشـتر ازآن) از سـوی مسـئولان تنفيـذ قانـون (بـه ويـژه قضـات و دادسـتان ها) و همچنـان کارمنـدانپوليـس، کارمنـدان گمـرکات و مقامـات محلـی صـورت گرفتـه اسـت. بـه سـخن روشـن تر ،حـد اوسـط افغان هـا بايـد بيشـتر از دو سـال کار کننـد تـا توانایـی فراهم نمـودن و پرداخـتچنيـن مبلـغ را بـه دسـت آرنـد. کارمنـدان دولـت (بيشـتر از نماينـدگان پارلمـان) نيـز افـرادآلـوده بـا فسـاد ادار ی بودنـد. در سـال گذشـته، فسـاد ادار ی در ادارات دولتـی خيلـی وسـيعبـود. ۴٠ فيصـد افغان هـا کـه بـا مقامـات سياسـی در تمـاس شـدند بـا تقاضـای رشـوت روبـهرو گرديدنـد. سـاختار سياسـی بـا موجوديـت هم چـو وضعيـت آلـوده بـا فسـاد ادار ی، ادامـهنخواهـد یافـت.1"
مردم از نظام و حکومت فاصله گرفته اند
—————————
حکومـت پسـا بن در افغانسـتان کـم از کـم ایـن امیـدوار ی را بـه مـردم داد که گذشـته تلختکـرار نخواهـد شـد. دامنـه ی جنـگ ِ مشـت و یخـن از کوچه هـا برچیـده شـد، حزب بـاز ی وفرقه بـاز ی کـه بـه خـون یکدیگـر تشـنه بودنـد و باهـم همیشـه درگیـر و به خاطـر سـود خـود،مـردم را سـلاخی می کردنـد و جنایت هـای بی شـمار ی را روا می داشـتند.مرحله یـی بـود و سـپری شـد و در ظاهـر بـه ایـن سـرزمین آرامـی آمـد، امـا حکومتـی کـه دوسـه مرحلـه بـه ابـزاری انتخابـات ر یاسـت جمهور ی و پارلمانـی جعلـی، بـلای دیگـری را بـهنـام فسـاد، (زیـر پـرده) مشـروعیت داد کـه جیب هـای مـردم را تهـی کـرد. مـردم در گذشـته درجنگ، تنها جان شـان را از دسـت می دادند، اما در این بلای وحشـی که لگام آن در دسـتنظـام و حا کمـان بـر سـر قـدرت بـود، مـردم هـر روز پیـدا و پناه شـان را تسـلیم فسـاد و رشـوهسـتانی می کردنـد. انزجـار مـردم از حکومـت روز بـه روز افزایـش یافـت و مـردم از حکومـتفاصلـه گرفتنـد
فاصلـه ی مـردم بـا حکومـت را عملا می شـد دیـد، یک نفرت عجیبی در مـردم موج می زد،چـرا کـه هـر روز فتنـه ی تازه یـی بـروز می کـرد و غایلـه ی از نـو بنـا می شـد. واقعیـت امـر اینسـت،یگانـه مرجعـی کـه بـه داد مـردم می رسـد، نظام شـان اسـت و در جامعـه همیشـه نابسـامانی هاوجـود دارد، امـا نظام هـا هسـتند که وضعیـت را کنترل می کنند و متخلفان را به پنجه ی قانونمی سپارند. مردمی که در افغانستان به نظام و قانون چشم امید بسته بودند در بیست و پنجسـال پسـین با گذشـت هرروز ، مردم از نظام و حکومت دلسـرد شـدند.
امـا دورتـر از پایتخـت، مـردم بـه جرگه هـای تبـار ی، مداخلـه ی موی سـفیدان محـلرو ی آوردنـد تـا بـه مشکلات شـان رسـیدگی شـود. مـردم از حکومـت و نظام به خاطری دلسـردشـدند کـه تجربـه کردنـد، حکومـت بـه هیـچ درد شـان نخورد و گذشـته از آن، بار ی سـنگینیبـه رو ی دوش شـان اسـت. در ادارات، کار بـدون رشـوت پیـش نمی رفـت و حکومـت دردعواهـا، همیشـه سـوی اشـراف، وکیـل، قاچاقبـر ، قلـدر و پولـدار را می گرفـت.
تبعیض و شبکه های قلدر درون حکومتی
——————————
هنگامی کـه بحـث دولـت مؤقـت در زمامـدار ی اشـرف غنی وارد میـدان شـد، در حالـیبـود کـه گفتگوهـای صلـح روان بـود و تیـم بـه رهبـری اشـرف غنی، بیشـتر بـر جمهور یـت وحکومـت مردمـی پـا فشـار ی کردنـد. همیشـه غنی عربـده می کشـید و حکومت را مردم سـالارعنـوان می کـرد، امـا همـه می دانسـتند کـه تشـت رسـوایی غنـی بـا آنکـه تلاش هایـی صـورتگرفتـه بـود تـا رسوایی شـان بـه بیـرون درز نکنـد، از بـام افتـاد. نظـام جمهـور ی بـه معنـایراسـتین، امـر خردورزانـه ی اسـت چـرا کـه مـردم در آن خـود را مـی بیننـد و نقش شـان همیشـهپررنـگ و تعیین کننـده اسـت.
جمهور یتـی کـه غنـی آن را تمثیـل نمـود، سراسـر دروغ بـاد می کـرد و شـکم مـردم را از گـپمفـت پ ُ ـر می سـاخت. تجربـه ی حکومتـدار ی غنـی بـا دار و دسـته اش، نشـان داده بـود کـهاینـان پشـت پـرده، کارهایـی می کننـد کـه روز ی همـه دار و نـدار ایـن کشـور را بـه بـاد خواهندداد. در زمـان زمامـدار ی غنـی، بیش تریـن قانـون تنفیـذ و توضیـح شـد، امـا در عمـل هیـچزورمنـد و قلـدر ی بـه چنـگ قانـون نیفتـاد.همـان قـول معـروف بـه یـادم آمـد کـه گفتـه شـده بـود: "در کشـور ی کـه بیش تریـن قانـونسـاخته شـو د معنی اش اینست کـه برپایـه آرای مـردم برگزیـده شـده اند و خـود را در برابـر سرنوشـت فـردی شـهروندانو حا کمیـت ملـی مسـئول می داننـد، تحقـق می یابـد. جمهور یـت در قالـب شـعار و دروغ ورفتارهـای تبارگرایانـه بـا اعمـال زشـت و بی تفاوتـی در برابـر خواسـته های مشـروع مـردم، هـرروز بـه زوال و شکسـت نزدیکتـر می گردیـد.
بسـیار ی از دسـتاوردهای دو دهه ی گذشـته ی افغانسـتان در حالی که در معرض تهدیدقـرار داشـتند، اشـرف غنی و تیـم و ی بـا مصـرف بی رو یـه ی پـول مـردم، ز یـاد تـلاش کردنـدتـو بـاور داشـتند تـا مـردم در کنارشـان قـرار دارنـد و از آنـان دفـاع خواهنـد کـرد. در کمپایـنانتخاباتـی ایـن دور دوم ر یاسـت جمهور ی کـه غنـی تیـم برسـر اقتـدار در قطـار نامـزدان بـود،هزینه هـای گزافـی مصـرف شـد، هیـچ کسـی در گوشـه و کنـار منطقـه بـزرگ نماند که بـه دربارغنـی نیامـده باشـد و کسـانی بـه ارگ بـه دیـدار و شـنیدن سـخنان غنـی می آمدنـد کـه ارگرا در خـواب هـم ندیـده بودنـد. اینکـه چـه گل هایـی را در مراسـم خـورد و نـوش در کمپایـنانتخاباتـی غنـی احمـدز ی ایـن بـه آب دادنـد بحـث جـدا اسـت، امـا بعدهـا روشـن شـد کـهمـردم ایـن سـرزمین فقیـر هسـتند و همـان دم کـه لقمـه ی نـان چـرب نصیب شـان شـد، دیگـربـه آینـده اندیشـه نمی کننـد.
"در نظام هـای جمهـور ی، حکومـت بایـد در پـی ارائـه ی خدمـات بـه شـهروندان فـارغاز هرنـوع تمایـز تبـار ی، مذهبـی، جغرافیایـی، زبانـی و فرهنگـی باشـد و خـود را همچـونحکومـت در برابـر شـهروندان مسـئول بدانـد. در جمهور یـت تبار ی به رهبـری غنی احمدز یامـا، یکـی از اولویت هـای نظـام جمهور یـت، جعـل هویت هـای تبـار ی به منظـور تحکیـمسـلطه ی یـک قـوم خـاص می باشـد. ویژگـی دیگـر جمهور یـت تبـار ی غنـی احمـدز ی، تمرکـزصلاحیـت و تصمیم گیری هـا در حلقـه ی کوچـک چند نفـری در ارگ بـود. دیگـر برکسـیپوشـیده نیسـت کـه هیـچ تصمیـم مهـم در بیـرون از ایـن حلقـه گرفتـه نمی شـود و وجـودافـراد از اقـوام دیگـر در تـراز رهبـری سیاسـی به شـمول معاونـان رئیس جمهـور ، چیـزی فراتـراز سیاسـت نمایـش نیسـت و وجـود ایـن افـراد در حـد یـک پوسـتر در دفترهـای معاونـتر یاسـت جمهور ی اسـت1."
کسـانی کـه در شـبکه های تبعیـض و جنـگ روانـی تنظیـم شـده بودنـد و از پول هـایدر یا گونـه اوپراتیفـی دخـل و خـرچ داشـتند، بـرای غنی گریبان پاره می کردند و بودند کسـانیکه فرصت را غنیمت دانسـته با دوبار بوسـیدن دسـت غنی و بیعت به آن، به مقام و مسـیرپول هـای بـادآورده راه می یافتنـد. بـا ایـن همـه، قرارگرفتـن مـردم در کنـار نظـام جمهـور ی ومبـارزه بـرای حفـظ نظـام مردم سـالار و دسـتاوردهای دو دهـه ی گذشـته، یـک امـر ناممکـنبـه نظـر می رسـید.
حکومـت کنونـی به دلیـل رفتارهـای غیردیپلوماتیـک کـه آشـکارا مخالفـت بـا حکومـتمردمسـالار بـود، حمایـت بخـش بزرگـی از جامعـه را از دسـت داد. عربده هـای غنـی به خاطـرحفـظ جمهور یـت، پیـش از اینکـه ایسـتادن در کنـار ارزش هـای جمهور یـت باشـد، به خاطـربقـای خـودش در قـدرت بـود کـه سـرانجام بـه شکسـت انجامیـد.
"پـس از یـک دوره ی نـا کام دیگـر در رهبـری حکومـت، آقای غنی در سـال آخر و احتمالادر واپسـین ماه هـای حکومـت اش، همچنـان بـر رفتارهـای تبارگرایانـه پافشـار ی می کـرد.هنگامـی کـه حکومـت بیـش از هرزمـان دیگـر بـه حمایـت مردمـی نیـاز دارد، دسـت زدن بـهرفتارهـای تبارگرایانـه تنهـا می توانـد تثبیت کننـده ی ادعـای دروغیـن جمهور یـت بـه رهبـریآقـای غنـی باشـد. نـه تنهـا مـردم، بلکـه جامعـه ی جهانـی و کشـورهای کمک کننـده بـهافغانسـتان، بایـد در برابـر رفتارهـای غیرمسـئولانه و تبعیض آمیـز اقـدام کنـد و مانع تضعیفپایه هـای یـک نظـام دموکراتیـک در افغانسـتان شـوند. نظامـی کـه بـا قربانی هـای بسـیار ازسـوی مـردم و جامعـه ی جهانـی سـاخته شـد و ا کنـون از سـوی رهبـری سیاسـی حکومـت درمعـرض تهدیـد قـرار دارد2."
در آخریـن ماه هـای زمـام دار ی غنـی، تکسـی های شـهر کابـل محـل بحث هـایسیاسـی و شـکایت های مـردم بـود و هرکسـی از درد خـود می نالیـد. بـه سـخن سـاده تر ،آ گاهـان سیاسـی و مبصر ینـی کـه در تلویزیون هـا گـپ می زدنـد، بـه نحـوی بـه یـک جر یانـیوابسـته و از آن پـول در یافـت می کردنـد. حتـا بودنـد کسـانی کـه از دهن شـان در بحث هـایتلویزیونـی در برابـر غنـی آتـش می بار یـد و هرچـه می دانسـتند می گفتنـد، امـا مـوی ازسرشـان کـم نمی شـد، امـا کسـی کـه بـه جر یانی وابسـته نبـود، تلویزیـون به کنار ، ا گر سـخنییـا موضوعـی را در جایـی مطـرح، تحلیـل و حا کمیـت غنـی را نقـد می کـرد، از سـوی امنیتغنـی دنبـال و شـکنجه می شـد. بودنـد کسـانی کـه واقعیت هـا را گفتنـد، امـا یکـی دو روزپـس مـورد سـوء قصـد قـرار گرفتنـد، آنانـی کـه جـان سـالم بـه در بردنـد، شـانس آوردنـد وکسـانی کـه شـکار شـدند، از میـان رفتنـد.
کمتـر اتفـاق می افتـاد کـه در تکسـی در شـهر کابـل ایـن سـوی و آن سـوی می رفتیـد و درآن بحـث سیاسـی داغ نمی شـد. در آن زمـان هنگامـی بـا تکسـی در شـهر سـفر می کردیـد،خیلـی کـم پیـش می آمـد کـه شـهروندان و سرنشـنیان بـه بحـث و انتقاد از سیاسـت، نحوه یحکومتـدار ی، فسـاد مسـئولان، بی کفایتـی، خویش خـور ی نپردازنـد. امـا ایـن روزهـا پـس ازتسـلط طالبان بر افغانسـتان، قصه چیزی دیگر اسـت. تکسـی های شـهری خیلی سـا کت وخلوت انـد و دیگـر از آن بحث هـای سیاسـی داغ و انتقـاد از وضعیـت و نقـد رفتـار مسـئولانو فسـاد کسـی سـخنی نمی زنـد، زیـرا یـک تـرس کشـنده همـه را در بـر گرفتـه اسـت.با آنکه وضعیت در همه عرصه ها چه حکومت دار ی، وضع اقتصادی مردم، حا کمیتقانـون نسـبت بـه گذشـته بدتـر شـده، امـا دیگـر از آن شـکوه ها و انتقادهـا خبـری نیسـت.
مـردم از بلندرفتـن بهـای کالا، فقـر و بیـکار ی روزافـزون سـخن می گوینـد، در حالیکـه اصـلمطلب شـان نقدهـای سیاسـی اسـت ٍ امـا بـا کنایـه و سـخن را تغییـر می دهنـد. مـردم اینجـااز بیـان نقـش و سـهم رژ یـم حکومـت در به وجـود آوردن ایـن وضعیـت چیـزی نمی گوینـد. درامـارت طالبـان، کسـی نمی توانـد آزادانـه از فسـاد در یـک اداره ی دولتـی و یـا از تبارگرایـی دراسـتخدام های دولتـی، ناامنـی، تبعیـض، سـتم سـخنی بزبان بیاورد