

عبدالواحد خرم
گفتنی های از سفر کوتاه به اروپای مرکزی
از بوداپست تا زاگرب؛ روایت یک سفر دلانگیز
سفر عصرگاهی من با فلیکسبس (FlixBus) از بوداپست، پایتخت هنگری، به سوی زاگرب، پایتخت کرواسی، یکی از سفرهای آرام، دلانگیز و بهیادماندنی این روزهاست.
با فرارسیدن شامگاه، هوای بیرون اندکاندک سرد میشد؛ اما فضای گرم و آرام بس، همراه با امکانات مناسب، آسایش خاصی برای مسافران فراهم کرده بود. در چنین لحظاتی، انسان درمییابد که زیبایی سفر تنها در مقصد خلاصه نمیشود؛ گاهی خودِ مسیر، بخشی از خاطره و لذت سفر است.
در دو سوی جاده، دشتهای سرسبز و مزارع گسترده هنگری چشماندازهایی پدید آورده بودند که تماشای آنها روح انسان را تازه میکرد. گلها و گلبرگهای رنگارنگ در حاشیه و میان مسیر، همچون نقاشیهای ظریف طبیعت، بر زیبایی جاده میافزودند. این هماهنگی میان طبیعت، جاده و فضای آرام سفر، لحظاتی پدید میآورد که ارزش دیدن و به یاد سپردن دارد.
قرار است این سفر حدود پنج ساعت ادامه یابد. هنوز به زاگرب نرسیدهام تا از بناهای تاریخی، خیابانها و جلوههای فرهنگی این شهر زیبا تصاویری با دوستان شریک سازم؛ بنابراین فعلاً به چند تصویر از فضای داخل فلیکسباس و حالوهوای سفر بسنده میکنم.
در طول مسیر، راننده در دو محل برای استراحت، رفع نیازهای ضروری و خرید غذای سبک توقف کرد. در یکی از این توقفها، مردی اهل زاگرب در کنارم نشسته بود. از او درباره غذاهای موجود پرسیدم و پس از آگاهی از اینکه برخی از آنها با گوشت خوک تهیه شدهاند، از خرید آنها صرفنظر کردم.
در حالی که مسافران دیگر غذای مورد نظرشان را خریدند، من نیز انتخاب ساده و متناسب با نیاز خود را داشتم: چند قطعه نان سیاه، دو قوطی نوشابه با عنوان Zero Sugar و یک بوتل آب معدنی ساده.
شاید این انتخاب در نگاه نخست بسیار ساده باشد، اما در زندگی، همیشه رفاه در فراوانی و تجمل خلاصه نمیشود. گاهی قناعت به یک غذای ساده، در کنار آرامش خاطر و سلامت، لذتی عمیقتر از یک سفره رنگین به انسان میبخشد.
قناعت، نه نشانه محرومیت، بلکه یکی از جلوههای خردمندی و آرامش انسان است.
و چه زیبا گفتهاند:
«صبر تلخ است، ولیکن برِ شیرین دارد.»
سفر همچنان ادامه دارد و جاده مرا به سوی زاگرب میبرد؛ شهری که هنوز چهره تاریخی و فرهنگی آن را از نزدیک ندیدهام. اما همین مسیر، با دشتهای سبز، گلهای رنگارنگ، هوای شامگاهی و لحظات ساده زندگی، بخشی از زیبایی این سفر شده است.
شاید معنای واقعی سفر همین باشد:
دیدن جهان، شناختن انسانها، تجربه تفاوتها، آموختن از مسیر و قدر دانستن لحظههایی که در بازگشت به خاطره تبدیل میشوند.
از بوداپست تا زاگرب، من تنها مسافری در یک جاده نیستم؛ بلکه شاهد بخشی از زیباییهای طبیعت، فرهنگ و زندگی اروپای مرکزیام و این خاطره را با چند تصویر ساده از مسیر، با دوستان و عزیزانم شریک میسازم.
به امید رسیدن به زاگرب و آغاز روایت دیگری از این سفر
در بلنداها و نشیبهای زاگرب؛ تماشای تاریخ، طبیعت و زندگی در کرواسی
سفر به شهرهای تاریخی اروپا، تنها جابهجایی از یک جغرافیا به جغرافیای دیگر نیست؛ گاهی سفری است از امروز به گذشته، از معماری به تاریخ، و از طبیعت به فرهنگ و هویت مردمانی که قرنها در این سرزمینها زیستهاند. زاگرب، پایتخت جمهوری کرواسی، از آن شهرهایی است که در هر کوچه و پسکوچهاش میتوان نشانهای از پیوند تاریخ، فرهنگ، مذهب و زندگی مدرن را مشاهده کرد.
کرواسی ،که در زبان کرواتی «Hrvatska» نامیده میشود
کشوری در جنوب مرکزی اروپا و در حوزه بالکان و دریای آدریاتیک است. این سرزمین پس از فروپاشی جمهوری فدرال سوسیالیستی یوگوسلاوی، در سال ۱۹۹۱ استقلال خود را اعلام کرد؛ اما استقلال برای مردم کرواسی با یک دوره دشوار جنگ و بحران همراه شد و جنگ استقلال کرواسی تا سال ۱۹۹۵ ادامه یافت. بنابراین، سیمای امروزی این کشور را نمیتوان بدون درک آن تحولات تاریخی و سیاسی شناخت.
زبان رسمی این کشور کرواتی است؛ زبانی از شاخه اسلاوی جنوبی خانواده بزرگ زبانهای هندواروپایی که با زبانهایی مانند صربی، بوسنیایی و اسلوونیایی خویشاوندی تاریخی دارد. با این حال، همانند هر زبان زنده دیگر، کرواتی هویت، ساختار و پیشینه مستقل خود را دارد و نباید آن را با زبان روسی یا دیگر زبانهای اروپایی یکسان پنداشت.
گاهی گفته میشود که شهرهای اروپا شبیه یکدیگرند و گویی بناها، خیابانها و شیوه ساختوساز آنها از یکدیگر نسخهبرداری شده است. اما مشاهده نزدیک، این تصور را اصلاح میکند. اروپا، با وجود میراث مشترک تاریخی و تمدنی، مجموعهای از فرهنگها و جغرافیاهای متفاوت است. هر کشور و هر شهر، روح و سیمای خاص خود را دارد. زاگرب نیز با وجود شباهتهایی که در معماری شهری با برخی پایتختهای اروپایی دارد، هویت ویژهای دارد که آن را از بوداپست، وین و دیگر شهرهای تاریخی اروپا متمایز میسازد.
در زاگرب، گذشته و حال در کنار یکدیگر زندگی میکنند. ساختمانهای مدرن، مراکز تجاری، خیابانهای منظم و وسایل نقلیه شهری در کنار بناهای تاریخی، کلیساهای کهن، میدانهای قدیمی و کوچههای سنگفرش قرار گرفتهاند. همین همزیستی میان سنت و مدرنیته است که به شهر شخصیت میبخشد.
کرواسی، با جمعیتی نزدیک به چهار میلیون نفر، از نظر جغرافیایی کشوری کوچک، اما از لحاظ تنوع طبیعی بسیار غنی است. دشتهای حاصلخیز، تپهها، دامنههای کوهستانی، جنگلهای گسترده، رودخانهها و جزایر متعدد دریای آدریاتیک، مجموعهای کمنظیر از چشماندازهای طبیعی را پدید آوردهاند. همین تنوع جغرافیایی، در کنار میراث تاریخی و فرهنگی، کرواسی را به یکی از مقصدهای مهم گردشگری اروپا تبدیل کرده است.
زاگرب نیز در میان همین طبیعت متنوع، شهری است که انسان میتواند در فاصلهای کوتاه از خیابانهای پرجنبوجوش و ساختمانهای شهری، خود را در میان پارکها، درختان، چمنزارها و دامنههای سرسبز بیابد. قدمزدن در میان این فضاهای سبز، بهویژه در روزهای تابستان، تجربهای است که سیمای دیگری از شهر را آشکار میکند؛ سیمایی آرامتر، طبیعیتر و انسانیتر.
از نظر تاریخی نیز زاگرب شهری با پیشینهای دیرینه است. بخش تاریخی شهر، بهویژه منطقه «گرادِتس» و «کاپتول»، یادگار دورههایی است که شهر به تدریج به مرکز سیاسی، مذهبی و فرهنگی منطقه تبدیل شد. در این بخشها هنوز میتوان آثار معماری تاریخی، کلیساها، میدانها و بناهایی را مشاهده کرد که گذر قرنها را بر چهره خود دارند.
در میان جاذبههای تاریخی شهر، «دروازه سنگی» یا Stone Gate (Kamenita vrata)جایگاه ویژهای دارد. این دروازه از بقایای استحکامات تاریخی شهر قدیم است و امروز نه تنها یک اثر معماری، بلکه مکانی با اهمیت مذهبی و فرهنگی نیز به شمار میرود. عبور از این دروازه، انسان را از فضای شهری امروز به بخشی از تاریخ کهن زاگرب پیوند میدهد؛ جایی که سنگهای قدیمی، دیوارهای تاریخی و بناهای پیرامون، زبان خاموش قرنها تاریخاند.
برای من، واژه «دروازه سنگ» معنای دیگری نیز دارد. در زادگاه و دیار اصلیام، در خرم و سارباغ، نیز با مفهوم دروازه و نقطه ورودی و خروجی شهر و منطقه از گذشته آشنایی داشتهام. اما دیدن «دروازه سنگی» زاگرب در یک شهر مدرن اروپایی، این فرصت را فراهم کرد که میان دو جغرافیا و دو تجربه تاریخی مقایسهای ذهنی داشته باشم. نامی مشابه، اما در دو محیط تاریخی و فرهنگی متفاوت؛ و همین تفاوت، زیبایی تاریخ را بیشتر آشکار میکند.
در بخشهای مختلف زاگرب، فروشگاهها، کافهها، بازارها و مراکز تجاری در کنار بناهای تاریخی فعالیت دارند. گردشگر در یک لحظه میتواند در برابر ساختمانی چندصدساله ایستاده باشد و چند قدم بعد، در میان یک فضای کاملاً مدرن اروپایی قرار گیرد. این همنشینی گذشته و حال، یکی از ویژگیهای مهم شهرهای تاریخی اروپا است.
از سوی دیگر، نقش دین در جامعه کرواسی نیز در سیمای شهر بهوضوح دیده میشود. اکثریت مردم این کشور مسیحی و بخش بزرگی از آنان پیرو کلیسای کاتولیک هستند. کلیساهای تاریخی و جدید در شهرها و روستاها همچنان بخشی از زندگی فرهنگی و اجتماعی مردم را تشکیل میدهند. در عین حال، کرواسی کشوری با نظام سکولار است و قانون اساسی آن آزادی دین و مذهب را تضمین میکند.
در عرصه سیاسی معاصر نیز کرواسی شاهد تحولات قابل توجهی بوده است. «کولیندا گرابار-کیتاروویچ» از ۱۹ فوریه ۲۰۱۵ تا ۱۹ فوریه ۲۰۲۰ ریاست جمهوری کشور را بر عهده داشت و نخستین زن رئیسجمهور کرواسی بود. پس از او، «زوران میلانویچ» به ریاست جمهوری رسید. این تحولات نشان میدهد که کرواسی، در کنار حفظ میراث تاریخی خود، در مسیر تحولات سیاسی و اجتماعی اروپای معاصر نیز حرکت کرده است.
اما آنچه بیش از همه در سفر به زاگرب برای من چشمگیر بود، ترکیب طبیعت و شهر بود؛ باغهای پرمیوه، درختان سرسبز، تپهها، دامنههای کوهستانی، خیابانهای طولانی، کوچههای آرام و بناهای تاریخی که در کنار زندگی مدرن شهری قرار گرفتهاند. اینجا طبیعت از شهر جدا نیست؛ بلکه بخشی از هویت آن را تشکیل میدهد.
هوا در آن روزهای تابستانی، مانند بوداپست، بسیار گرم و سوزان بود؛ اما گرمای هوا نتوانست مرا از گشتوگذار در شهر بازدارد. برای ادامه پیادهروی و دیدن گوشههای مختلف زاگرب، لباس سبک تابستانی را انتخاب کردم و راهی کوچهها، خیابانها و محلههای تاریخی شدم.
در نهایت، زاگرب را نمیتوان تنها با ساختمانها، خیابانها و مراکز گردشگری آن شناخت. این شهر را باید در پیوند با تاریخ کرواسی، جغرافیای ویژه آن، فرهنگ مردم، میراث مسیحیت کاتولیکی، تجربه جنگ و استقلال و حرکت آن به سوی اروپای معاصر دید.
زاگرب برای من تصویری بود از شهری که گذشته را فراموش نکرده، اما در گذشته نیز متوقف نمانده است؛ شهری که سنگهای تاریخیاش روایت قرنها را در خود حفظ کردهاند و خیابانهای مدرنش رو به آینده گشوده شدهاند. شاید راز زیبایی شهرهای تاریخی نیز همین باشد: گذشته را نگه میدارند، اما زندگی را در زمان حال ادامه میدهند
خوش آیندی سفر زاگریب در آن بود که مرا پنج نواسه با والدین شان همراهی کرده و زمینه های لازم را مساعد ساختند و با بازی ها و لبخند هایشان خوشی ها مرا زیاد ساختند