دکتر عارف پژمان

 

دلیرو مردِ میدان است ، نوروز!

  

نمودِ روزگاران است، نوروز

سرودِ سبزِ دوران است ، نوروز

پرستو، زان ، به آغوشِ سحر رفت

که پیشاهنگِ باران است ، نوروز

سرِ خود داد و آیین را نگهداشت:

نمادِ سر بداران است، نوروز

پلشت و دیو را از خانه،تا راند

نیایشگاهِ یاران است، نوروز

صف «جمهوری اعدام»٭  بشکست

گذر کرده زهفت خوان است، نوروز

«وحوش طالبی»را منفعل کرد

دلیرو مردِ میدان است ، نوروز

وطن دور، و چمن دور و دلم تنگ

صدایِ جویباران است، نوروز

خموشی، در کویرِ غربتم ، کُشت

دف وتارِ خراسان است، نوروز

 

پانویس :

٭۱ - منظور جمهوری اسلامی  ایران است.

 

 

 


بالا
 
بازگشت