عثمان نجیب

 

هشت مارچ در زندانی به نام افغان‌ستان

 

هشت مارچ در زندانی به نام افغان‌ستان چه تبریک گویی و شادباش دارد.‌ ما مردنماهایی که همه را به دست هیولای وحشت سپردیم و فرار کردیم

عرض دل‌‌آسایی من به خواهران و مادران گرامی سرزمینم. آن لاله‌های سرخ، مگر سوزانده شده‌ی سیاهی ظلمت قبیله‌ی وحشت.

 

 

بزرگی و قداست زن، ماندگارتر از روزِ زن است.

هر سالی فقط یک روزی در جاجایی مجلس‌ها آراستند و گاهی سفره های رنگین برپا کردند، قلم‌ها را برداشتند و دهن‌ها را گشودند و زبان‌ها را پیچ و‌ تاب دادند، انگار این همه، زن و وجود سنگین سایه‌ی صلابت زن را‌ گرامی داشته اند. اما هیچ‌ چ‌گاه حقوق زن را آن‌گونه که اسلام عزیز و سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است برایش نه داده اند، از محکمه‌ی صحرایی‌اش، از ستردنِ اشک و آه و ناله فریادش نه کاستند و در بهترین حالت هم اجازه‌ی گفتنِ حرف د‌وم و سوم را به زن داده اند.

چی دروغ‌های بزرگی، چی روی‌های دو رویی در پشت این پنجره‌های پنهان شخصیتی که ففط با نقاب تظاهر تفلای بزرگ‌داشت زن می‌کنند.

حسرتا که این‌ها بزرگی شأن زن را قرائتِ بی پیرایه‌یی از سیاست‌های بگو و بگذر خود

می‌دانند، که حتا از جملات شان در تحسینِ زن رنگ و بوی دروغ را احساس می‌کنی.

مادامی که این روز و این ساعت به تاریخ پیوست، دیگر این زن یعنی مادر من، خواهر من، فرزند من است که در لایه‌های زیرین فراموشی قرار می‌گیرند و بار ملال جبر روزگار را به شانه های ستبرش حمل می‌کنند، اما از همت و‌ مناعت و متانت و وقار شان هرگز چیزی کم نه

می‌شود. و با استواری با معنای خود قامت هر چی ریاکار دنیای سیاست است را دوتا

می‌سازند و خودِ شان ققنوس‌وار سر بر می‌افرازند و‌ تابنده‌گی را فرزندان و خانه‌واده‌های شان ارمغان می‌آورند.

زن‌ می‌‌داند که او‌ موجودِ فراخورِ ستایش و آفریده‌ی خاصِ خدایی است که خودش قداست خاصی به او داده است.

بزرگی زن، ماندگاری زن، پای‌داری و شجاعت زن برای هر زن و خواهرِ هم وطنِ من و همه زنانِ جهان مبارک.

 

 

 

 

 


بالا
 
بازگشت