'

چالش راهبردی «داعش‌ خراسان»

«داعش خراسان»؛ تحلیلی بر شبکه‌های تروریستی نوین

شاخۀ «داعش‌ خراسان» یکی از پیچیده‌ترین و خطرناک‌ترین بازیگران تروریستی فعال در منطقۀ آسیای جنوبی و مرکزی به‌شمار می‌رود. این گروه، با وجود تضعیف ساختاری و از دست دادن توان کنترل سرزمینی، همچنان تهدیدی جدی برای امنیت ملی کشورهای منطقه، به‌ویژه ایران، محسوب می‌شود.

 نویسنده: نوذر شفیعی؛ استادیار روابط بین‌الملل و تحلیلگر مسائل منطقه

مقدمه

مطالعات شرق | شاخۀ «داعش‌ خراسان» یکی از پیچیده‌ترین و خطرناک‌ترین بازیگران تروریستی فعال در منطقۀ آسیای جنوبی و مرکزی به‌شمار می‌رود. این گروه، با وجود تضعیف ساختاری و از دست دادن توان کنترل سرزمینی، همچنان تهدیدی جدی برای امنیت ملی کشورهای منطقه، به‌ویژه ایران، محسوب می‌شود. نوشتار حاضر با رویکردی تحلیلی، ابتدا به معرفی کلی «داعش‌ خراسان» با مختصات جدید آن می‌پردازد و در ادامه، راهبرد «خشکاندن مرداب» به‌عنوان یکی از چارچوب‌های کلاسیک مقابله با تروریسم را معرفی و میزان کارآمدی آن را در مواجهه با «داعش‌ خراسان»، تحلیل می‌کند. در نهایت، با توجه به ویژگی‌های شبکه‌ای، غیرمتمرکز و فرامرزی این گروه، ضرورت گذار از راهبردهای صرفاً نظامی به رویکردهای ترکیبی امنیتی، ایدئولوژیک و منطقه‌ای (مدل تکامل  یافتۀ راهبرد خشکاندن مرداب) را مورد تأکید قرار می‌دهد.

معرفی «داعش‌ خراسان»

گروه موسوم به «داعش خراسان»، شاخۀ رسمی دولت اسلامی است که فعالیت اصلی آن در افغانستان متمرکز شده است. این گروه از سوی رهبری مرکزی داعش در عراق و سوریه به رسمیت شناخته شده و در مقاطعی، طبق شاخص تروریسم جهانی، در زمرۀ مرگبارترین سازمان‌های تروریستی جهان قرار داشته است. برآوردها دربارۀ تعداد نیروهای داعش‌ خراسان متفاوت است.

گزارش‌های سازمان ملل در سال ۲۰۲۵ از حضور حدود ۲۰۰۰ جنگجو در افغانستان حکایت دارند، درحالی‌که برخی منابع، تعداد کل اعضا و وابستگان را بین ۴۰۰۰ تا ۶۰۰۰ نفر تخمین می‌زنند. این گروه توانسته است از میان نیروهای سرخوردۀ سایر جریان‌های جهادی، از جمله طالبان ناراضی، جنبش اسلامی ازبکستان، جنبش اسلامی ترکستان شرقی و برخی شبکه‌های افراطی دیگر، نیرو جذب کند. کانون اصلی فعالیت داعش‌ خراسان، در ولایت‌های شرقی افغانستان مانند ننگرهار و کنر بوده، اما این گروه حملات متعددی را در کابل و سایر مناطق نیز انجام داده است. افزون بر این، حضور سلول‌های وابسته در پاکستان و تلاش برای نفوذ در آسیای مرکزی، بُعد فرامنطقه‌ای تهدید این گروه را برجسته می‌کند.

ایدئولوژی و راهبردهای عملیاتی «داعش‌ خراسان»

ایدئولوژی «داعش‌ خراسان» مبتنی بر فرقه‌گرایی افراطی و تکفیر است؛ در این دیدگاه، جهان به دوگانۀ «ما» در برابر «دیگران» تقسیم می‌شود و شیعیان، اهل‌سنت مخالف و غرب به‌عنوان دشمنان اصلی معرفی می‌شوند. این گروه با بهره‌گیری گسترده از ابزارهای رسانه‌ای، از جمله انتشار مجله «صدای خراسان» به زبان انگلیسی و تاجیکی و استفاده از شبکه‌هایی مانند تلگرام، به‌طور هدفمند در پی جذب نیرو و انجام جنگ روانی است. از منظر راهبردی، «داعش‌ خراسان» بر ایجاد آشوب، فرسایش دولت‌ها و بی‌ثبات‌سازی محیط امنیتی تمرکز دارد.

هدف نهایی، پر کردن خلأ قدرت با نوعی «ادارۀ خشن اما کارآمد» و سپس استفاده از این فضا برای گسترش عملیات است. به عبارت دیگر، راهبرد این گروه در چند گزارۀ اصلی خلاصه می‌شود: منطقه را بی‌ثبات و نیروهای امنیتی دولتی را فرسوده کن، خلاء را با ایجاد اداره‌ای خشن اما کارآمد پر کن تا رضایت نسبی محلی جلب شود، از قلمرو امن‌شده به‌عنوان پایگاهی برای حملات بیشتر و گسترش استفاده کن، از رسانه‌ها به‌عنوان ابزاری برای جنگ روانی برای ترساندن دشمنان، الهام بخشیدن به پیروان و ایجاد هاله‌ای از قدرت و قطعیت استفاده کن

ساختار این گروه به‌رغم تضعیف شدید، به‌شدت غیرمتمرکز شده و عمدتاً از طریق سلول‌های کوچک و عملیات‌های نمادین و پرسر و صدا فعالیت می‌کند.

راهبرد «خشکاندن مرداب» در مقابله با تروریسم

راهبرد «خشکاندن مرداب» یکی از چارچوب‌های کلاسیک/سنتی مقابله با تروریسم است که بر از بین بردن پناهگاه‌های امن و بسترهای رشد گروه‌های تروریستی تأکید دارد. بر اساس این راهبرد، مناطق بی‌دولت یا ضعیف همان نقشی را برای تروریسم ایفا می‌کنند که مرداب برای پشه‌های ناقل بیماری.

این راهبرد، شامل سه مرحلۀ اصلی است: محروم‌سازی گروه از قلمرو، قطع منابع مالی و لجستیکی و در نهایت بازسازی حکمرانی و ارائۀ خدمات عمومی. تجربۀ مقابله با داعش در عراق و سوریه نشان داد که این رویکرد در تضعیف قدرت سرزمینی گروه موفق بوده است. با این حال، به نظر می‌رسد این راهبرد در مقابله با داعش خراسان ناکافی باشد.

چالش‌های کاربرد راهبرد «خشکاندن مرداب» در افغانستان

کاربرد راهبرد خشکاندن مرداب در افغانستان با دو مانع جدی مواجه است. اول تغییر ماهیت داعش از یک گروه تروریستی سنتی به یک شبکۀ تروریستی فرامرزی انعطاف‌پذیر و دوم استفاده ابزاری کشورها، به جای مقابلۀ هماهنگ با این گروه.

الف) شبکه‌های تروریستی فرامرزی «انعطاف‌پذیر»

«داعش خراسان»، برخلاف ساختارهای سرزمینی سنتی طراحی شده‌ است. آنها معمولاً بدون نیاز به کنترل جغرافیای وسیع، توانایی اجرای حملات و ادامۀ حیات سازمانی خود را حفظ می‌کنند. مشخصات کلیدی این شبکه‌های مدرن تروریستی عبارتند از:

1.     ساختار غیرمتمرکز و سلولی: تشکیلات داعش خراسان از سلول‌های مستقل یا نیمه مستقل تشکیل شده که به‌صورت افقی و پراکنده فعالیت می‌کنند. این ساختار، امنیت بالایی دارد و نابودی یک سلول، کل شبکه را از کار نمی‌اندازد.

2.     پویایی و تحرک فرامرزی: اعضا، منابع مالی، اسلحه و ایده‌ها به‌آسانی از مرزها عبور می‌کنند. فعالیت در چندین کشور انجام می‌شود و مبدأ و مقصد مشخصی ندارد. نیروهای داعش خراسان در افغانستان، پاکستان، ایران و آسیای مرکزی فعال هستند و این مهم کار رصد آنها را دشوار می‌کند.

3.     اتکا به فناوری و فضای مجازی: داعش خراسان از فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی برای جذب نیرو، تبلیغات، آموزش (حتی ساخت بمب)، جمع‌آوری کمک‌های مالی و هماهنگی عملیات استفاده می‌کند.

4.     منابع مالی سیال و چندگانه: درآمد داعش خراسان از راه‌های متنوع و غیرمتمرکز مانند کمک‌های شبکۀ جهانی، قاچاق، اخاذی و استفاده از حواله‌های مالی بین‌المللی تأمین می‌شود. به‌طور مشخص‌تر، داعش خراسان از کمک داعش مرکزی، کمک‌های مالی از ترکیه و آسیای مرکزی و نیز قاچاق مواد مخدر استفاده می‌کند.

5.     راهبرد عملیاتی فرصت‌طلبانه: داعش خراسان بر حملات پرتلفات و نمادین با هزینۀ نسبتاً پایین برای ایجاد رعب و وحشت و جلب توجه رسانه‌ای جهانی تمرکز دارد.

6.     هویت ایدئولوژیک جهانی اما جذب محلی: «داعش خراسان» یک ایدئولوژی فراگیر (مانند ایجاد خلافت) ارائه می‌دهد، اما برای جذب نیرو بر گره‌زدن به مشکلات محلی (فقر، تبعیض، نارضایتی) تکیه می‌کند

ب) استفاده ابزاری کشورها از «داعش خراسان»

کشورها به طور مستقیم یا غیرمستقیم ممکن است تلاش کنند از «داعش خراسان» به‌عنوان ابزار استفاده کنند. شواهد مستقیم دربارۀ چنین استفاده‌ای محدود است، اما تحلیل رفتارهای منطقه‌ای نشان می‌دهد برخی کشورها ممکن است به دنبال دستیابی غیرمستقیم به اهداف راهبردی خود با استفاده از وجود این گروه باشند. به‌عنوان‌ مثال داعش خراسان خود را مدافع «خلافت جهانی» معرفی می‌کند و طالبان افغانستان را به‌دلیل تمرکز بر مرزهای ملی، «ملی‌گرایان فاسد» می‌خواند.

با این حال، ممکن است طالبان از داعش استفاده ابزاری کند. طالبان ممکن است با مطرح کردن خود به‌عنوان نیرویی مقابله کننده با داعش، از خود چهرۀ «مبارز با تروریسم» معرفی کند و در پوشش مبارزه با داعش، فعالان مدنی، نیروهای دولت پیشین و برخی اقلیت‌های قومی را هدف قرار دهد. علاوه براین، ممکن است طالبان با برجسته‌کردن خطر داعش‌ خراسان، خود را به‌عنوان «شر کمتر» به کشورهای منطقه معرفی‌کند و به آمریکا، چین، روسیه، ایران و پاکستان هشدار ‌دهد که تضعیف طالبان به گسترش داعش منجر می‌شود و از این راه، حمایت سیاسی و مالی کسب کند

مورد بعدی پاکستان است. پاکستان به صورت علنی، «داعش خراسان» را تهدیدی می‌داند که از خاک افغانستان علیه این کشور فعالیت می‌کند. با این حال، وجود این گروه می‌تواند به پاکستان بهانه‌ دهد تا «فشار خود بر طالبان را برای مهار گروه‌های شورشی مخالف اسلام‌آباد (مانند تحریک طالبان پاکستان و ارتش آزادی‌بخش بلوچ) افزایش دهد»، «عملیات‌های مرزی خود در افغانستان» را توجیه کند، بهانه‌ای برای «فرار از مسئولیت خود در مقابله با گروه تروریستی جیش‌العدل» پیدا کند، آمریکا را به همکاری با خود تشویق کند و در روابط ایران با طالبان اختلال ایجاد کند.

به نظر می‌رسد، آمریکا نیز از «داعش خراسان» استفاده ابزاری می‌کند. این کشور پس از خروج از افغانستان، می‌توانند تهدید «داعش خراسان» را دستاویزی برای «حفظ یا توجیه حضور اطلاعاتی و عملیات‌های فراافق (Over-the-Horizon) خود در منطقه» قرار دهد، «طالبان را تحت فشار دیپلماتیک بگذارد» تا طالبان تضمین کند که افغانستان به پناهگاهی برای تروریسم بین‌المللی تبدیل نمی‌شود، بازگشت احتمالی خود به بگرام را توجیه کند، برای ایران، روسیه و چین ناامنی ایجاد (آشوب هدایت شده) و در روابط ایران و طالبان نیز اختلال ایجاد کند.

مجموعۀ دو عامل فوق یعنی «پویایی داعش خراسان» و «استفادۀ ابزاری کشورها از این گروه» سه خطر ذیل را به همراه دارد

·                                         اول خطر بازگشت تهدید داعش را به دنبال دارد. زیرا داعش خراسان با ماهیت جدید ذاتاً غیرقابل کنترل است و در عین حال حمایت یا نادیده‌گیری موقت آن برای تضعیف رقبا، می‌تواند در بلندمدت به قدرتمند شدن این شبکۀ تروریستی بینجامد که در نهایت علیه همه، از جمله حامیان بالقوه آن، اقدام کند

·                                         دوم اینکه منطقه‌ای که داعش خراسان در آن عمل می‌کند دارای پویایی پیچیده‌ای است و ممکن است استفاده ابزاری کشورها از این گروه به‌ جای هماهنگی در مبارزه با آن، باعث بروز سوء‌ظن و در نهایت تنش بین کشورهای منطقه شود و سایر فرصت‌های همکاری را از کشورهای منطقه سلب کند

راهبرد تکامل یافتۀ «خشکاندن مرداب»

با توجه به چالش‌های فوق، راهکار جایگزین راهبرد کلاسیک «خشکاندن مرداب»، می‌تواند «راهبرد انطباق‌یافته» باشد. این راهبرد، بر سه فرض بنیادین زیر استوار است که کشورهای منطقه باید آن را مورد توجه قرار دهند

اول اینکه کشورهای منطقه باید قاطعانه به این نتیجه برسند که «داعش خراسان» یک بازیگر مستقل با ایدئولوژی خاص خود است. هدف اصلی آن نه خدمت به منافع ملی کشورهای منطقه بلکه «براندازی دولت‌های موجود و ایجاد یک خلافت در «خراسان تاریخی» (شامل بخش‌هایی از افغانستان، ایران، آسیای مرکزی و پاکستان) است. بنابراین، هر کشوری را در این منطقه در نهایت دشمن خود می‌داند

دوم اینکه کشورهای منطقه باید از حکومت طالبان بخواهند تا به مقابلۀ واقعی علیه عناصر «داعش خراسان» بپردازد و برخورد دائمی طالبان با داعش را شرط همکاری با این حکومت قرار دهند.

سوم و در گام بعدی و یا به‌طور هم‌زمان کشورهایی که داعش خراسان را تهدیدی علیه خود می‌دانند در حوزه‌های زیر وارد همکاری علیه این گروه شوند:

1.      مقابلۀ امنیتی- اطلاعاتی: این مهم، هستۀ اقدام‌های فوری و عملیاتی برای مختل کردن ساختار شبکه و جلوگیری از حملات است. این بخش، مستلزم همکاری‌های پیچیدۀ بین‌المللی است.

2.     مقابلۀ مالی: هدف آن قطع شریان حیاتی شبکه، یعنی منابع مالی، از طریق اقدام‌های هدفمند و هماهنگی بین‌المللی است.

3.     مقابله در فضای مجازی: روی جبهۀ نرم تمرکز دارد و می‌کوشد قدرت جذب و تبلیغات گروه را در فضای آنلاین خنثی کند.

4.     مقابلۀ سیاسی- اجتماعی: به درمان ریشه‌های اجتماعی- اقتصادی می‌پردازد که بستر رشد این شبکه‌ها را فراهم می‌کند. این بخش معمولاً کندترین اما پایدارترین اثر را دارد.

نتیجه‌گیری

«داعش‌ خراسان»، نمونه‌ای بارز از تحول تروریسم معاصر از یک پدیدۀ سرزمینی به شبکه‌ای غیرمتمرکز و فرامرزی است. این گروه، علی‌رغم تضعیف شدید، همچنان تهدیدی جدی برای امنیت و ثبات منطقه‌ای محسوب می‌شود. تجربه نشان می‌دهد که راهبرد کلاسیک «خشکاندن مرداب» اگرچه برای تضعیف کوتاه‌مدت گروه‌های تروریستی ضروری است، اما به‌تنهایی قادر به تضمین امنیت پایدار نیست.

در شرایط کنونی افغانستان، راهبرد مؤثر باید ترکیبی از مطالبات سیاسی و امنیتی از طالبان، همکاری اطلاعاتی منطقه‌ای، مقابله مالی و سایبری و مهم‌تر از همه «خشکاندن مرداب ایدئولوژیک» باشد؛ یعنی پرداختن به ریشه‌های فکری، اجتماعی و اقتصادی جذب نیرو. تنها از طریق چنین رویکرد ترکیبی و چندلایه‌ای می‌توان از بازتولید تهدید «داعش‌ خراسان» در سطوح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی جلوگیری کرد.

 

 

 

  


بالا
 
بازگشت