

اکادمیسین شرعی جوزجانی
انشعاب در حزب دموکراتیک خلق افغانستان

نور محمد تره کی و ببرک کارمل در فوتوی دستجمعی کنگرهٔ مؤسس
نــویــســنــده: اکــادمــیــســیــن شــرعــی جــوزجــانــی
بــه ســلســلــهٔ خــاطــرات ســیــاســی مــن
قسمت هشتم
در سال 1966 بعد از آن که موتسی تونگ رهبر حزب کمونیست چین با کیش شخصیت تبارز کرد و با آغاز انقلاب فرهنگی خود، تبلیغات شدید بر ضد حزب کمونیست و رهبران دولت شوروی براه انداخت، مناسبات هردو کشور بهم خورد و بعد ازآن که سفارت و سفیرشوروی در پیکن مورد تحقیر و اهانت قرار گرفت، احزاب کمونیست جهان به طررفداری حزب کمونیست شوروی موضعگیری کردند. حزب دموکراتیک خلق هم که با شعار دوستی با شوروی تشکیل شده بود، باید موضع خود رامشخص میساخت. بنا برآن نورمحمدتره کی دسته ای از اعضای مود اعتماد خود را موظف ساخته بود تا قبل از آغاز وقت کار رسمی برتکسیها نشسته پیشروی سفارت چین پیاده شوند و باتشکیل یک اجتماع کوچک برخورد ناشایستهٔ رهبری چین در برابر سفارت شوروی را محکوم کنند. آنها طی چند دقیقه پیش روی سفارت چین تجمع نموده ضمن شعارهایی موقف رهبران چین را تقبیح کرده و با استفاده از تکسیها پراگنده شده بودند.
این اقدام تره کی که در منابع خارجی انعکاس یافته بود و کارمل از آن اطلاع نداشت، مورد مناقشهٔ طرفین قرار گرفت و به تشنچ وضع در رهبری حزب افزود و عدم اعتماد متقابل را شدت بخشید. تره کی با استفاده ازین موقع چنین وانمود میکرد که کارمل مورد اعتماد منابع بین المللی نیست، تنها خود او مورد اعتماد قرار دارد. این وضع موقف کارمل را تا حدی ضعیف ساخت.
طوریکه قبلا یادآور شده بودم، در جریان کشمکشهای درون حزبیتره کی از چند پراگراف بیانیهٔ ببرک کارمل که در پارلمان ایراد کرده و در آن از شاه توصیف کرده بود استفادهٔ تبلیغاتی وسیع میکرد. در بیانیهٔ مذکور که بتاریخ 17 اسد سال 1345 در شمارهٔ 18 نشریهٔ ولسی جرگه به طبع رسیده بودچنین گفته میشد:«... درین شکی نیست که به استناد مادهٔ پانزده (مادهٔ پانزدهٔ قانون اساسی)پادشاه غیر مسئول و واجب الاحترام است. وظیفهٔ هر فرد از اتباع افغانستان استکه در برابر چنین پادشاهی که به جرئت میتوان گفت که در تمام کشورهای آسیایی، مترقیترین پادشاه به شمار میرود، باید احترام بگذاریم. ما به این حقیقت از صمیم قلب اعتقاد داریم و هیچ کسنمیتواند چنین حق و احترامی را که به این پادشاه داریم از ما بگیرد.از نقطهٔ نظر بودجهٔ وزارت دربار، درتمام دنیا بودجهٔ دولت بر اساس یک تناسب منطقی استوار است وحتی ما میتوانیماز صدر خلفای راشدین اسلام تا اکنونبودجه ای که برای مقامات عالیهٔ دولت قایلند به یک تناسب و عدالت استوار است. بودجهٔ وزارت دربار حتما از حضور اعلی حضرت همایونی پادشاه بزرگ ما میگذرد.برای اینکه ما باید خود معتقد باشیم تا اعلیحضرت پادشاه افغانستان درین مطلب وقتگرانمایهٔ خود را مصرف نمیکند، بلکه مسئول آن وزارت در بار و وزارت مالیه خواهدبود» ونیز در بیانیٔهٔ مذکور در مورد اصطلاحات معمول در بار سلطنتی گفته شده بود:«این اصطلاحات همه کهنه شده اند. بهتر است که به انجمن محترم سپرده شود که با تماس با وزارت دربار و وزارت مالیه اصطلاحات را جدید بسازند تا مقام و حیثیت پادشاهی ما حفظ و برقرار شود».
این بیانیه دربین صفوف حزبی و حلقات روشنفکری دست بدست میگشت و موجب کاهش اعتباراو در بین مردم و بی اعتمادی حزب نسبت به او میگردید، اما چند ماه بعد لت و کوب کارمل توسط سدو اصیل با چند تن دیگر از وکلای مربوط به دربارو راه اندازی مظاهرهٔ وسیع برضد این حرکت و دفاع ازاو اعتبارضعیف شدهٔ کارمل را احیا کرد و اعتماد برخی از اعضای رهبری حزب را اعاده نمود.
اما این حوادث نتوانست به اختلافات تره کی با کارمل پایان بدهد، بعضا بگو مگو بین آنها شکل عداوت شخصی را به خود میگرفت و هیچگونه پایهٔ تیوریک و اصول حزبی نداشت.
سرانجام کارمل تصمیم گرفت با استفاده ازین موقع مناسب که به تعداد طرفدارنش در حزب افزوده شده بود، صف خودرا از تره کی جدا کند و در ماه ثور سال 1346 عملا رابطهٔ خود را با کمیتهٔ مرکزی برید و در یک اپارتمان دو منزلهٔ نزدیک به خانهٔ تره کی فعالیت حزبی خود را آغازکرد. اکثریت اعضا و کدرهای حزب از شهر کابل با کارمل رفتند و بیشتر حزبیهایی که از اطراف و ولایات بودند با تره کی ماندندو به این ترتیب انشعابی که بنیهو موقف اجتماعی حزب را تضعیف کرد، بدون هیچگونه مبنای اصولی ومنطقی بر آن تحمیل شد.
در انشعاب اعضای اصلی و علی البدل کمیتهٔ مرکزی به ترکیب ذیل مو ضعگیری کردند.
از اعضای اصلی کمیتهٔ مرکزی اینها با تره کی باقی ماندند:
1. محمد طاهر بدخشی؛
2. صالح محمد زیری؛
3. دوکتور شاه ولی.
و این اشخاص با کارمل رفتند:
1. دستگیر پنجشیری؛
2. شهرالله شهپر؛
3. سلطانعلی کشتمند؛
4. نور احمد نور.
از اعضای علی البدل کمتهٔ مرکزی اینها با کارمل موضعگیری کردند:
1. عبدالحکیم شرعی جوزجانی؛
2. بارق شفیعی؛
3. سلیمان لایق؛
4. عبدالوهاب صافی.
و اینها با تره کی موضعگیری کردند:
1. عبدالکریم میثاق؛
2. محمد اسماعیل دانش؛
3. حفیظ الله امین؛
4. داکتر محمد ظاهر؛
5. داکتر عبدالمحمد درمانگر؛
6. محمد ظاهر افق.
به این ترتیب از اعضای اصلی کمیتهٔ مرکزی 4 نفر در جناح تره کی و 5 نفر در جناح کارمل موضعگیری داشتند و اکثریت به طرف کارمل بود. اما تره کی این را قبول نداشت و میگفت چون کارمل خودش داوطلبانه از عضویت کمیته مرکزی استعفا داده، بنابرآن او عضو کیتهٔ مرکزی نیست. در صورتی که هنگام رأیگیری تعداد آرا در دو طرف مساوی باشد، منشی عمومی حق دو رأی دارد. به این اساس اکثریت به طرف ماست و امین به شدت ازین نظر او دفاع میکرد. اما کارمل میگفت چون کمیتهٔ مرکزی استعفای مرا قبول نکرده و من تا کنون درجلسات آن اشتراک داشته ام، بنابرآن عضو اصلی کمیته مرکزی میباشم.
در نتیجهٔ این انشعاب حزب دموکراتیک خلق افغانستان پس از دوسال و 4 ماه به دو جناح منقسم گردید که بعدا به نام خلق و پرچم یادشد.
انشعاب بی سرو صدا صورت نگرفت، هردو طرف برای اثبات حقانیت خود بر ضد یکدیگر قرار گرفتند. چون دلایل منطقی برای توجیه انشعاب وجود نداشت، هردوطرف به وارد کردن اتهامات برعلیه یکدیگرآغاز کردند. خلقیها در تبلیغات خود به ارتباط رهبری آنها (ببرک کارمل) و برخی کدرهای پرچم به داوودخان وسلطنت اتکا میکردند و درین زمینه پیوسته از طرف رهبری دلایل و مواد تبلیغاتی برای شان داده میشد. تبلیغات پرچمیها روی ارتباط برخی از رهبری خلقیها(تره کی و حفیظ الله امین) به سی آی ای امریکا استوار بود و کارمل در رهنمودهای خود پیوسته تأکید میکرد بر ضد آنها تا اندزه ای در رابطهٔ شان با سیا تبلیغ کنید که باشنیدن نام امین و تره کی نام سیا درنظر شنوندهمجسم شود. غوربندی در کتاب خاطرات حزبی خود در ص 20 و 21 مینویسد: «کارمل ... کمیته ای را تعیین نمود تا علیه خلقیها و بخصوص علیه نور محمد تره کی تحت پوشش بیوگرافی نور محمد تره کی مواد پروپاگندی تهیه کنند. کمیته در خانهٔمحمد حسن بارق شفیعی جلسه کرده بیوگرافی نور محمد تره کی راطبق منظورکارمل دستکاری نموده بصورت شبنامه وسیعا پخش نمود. در شبنامه آورده بودند که... تره کی در یک مکتب امریکایی درس خوانده... موقعیکهدیگر اعضای ویش زلمیان به زندان افتیدند، اودر سفارت افغانستان مقیم امریکابحیث آتشهٔ مطبوعاتی مقرر شد. همچنان او دوسیهٔ اختلاس دارد و در نهایت نتیجه گرفته میشد که نورمحمد تره کی عضو سی آی ای و جاسوس امریکا است.
دست آوردهای حزب واحد قبل از انشعاب
حزب دموکراتیک خلق افغانستان از تأسیس خود در سال 1343 تا انشعاب طی دوسال و 4 ماه حیات حزبی خود دستآوردهای زیرین را داشته است :
1– اساسگذاری نخستین حزب طرازنوین طبقهٔ کارگربر اساس جهان بینی علمی و اصول سازماندهی سنترالیزم دموکراتیک؛
2– نشر نخستین جریدهٔ سیاسی به نام «خلق» با مضامین علمی جامعه شناسی وکاربرد مقولات اقتصادی، سیاسی و جامعه شناسی نوین؛
3- نشر برنامهٔ علما تنظیم شدهٔ حزب در دوشماره به تیراژ بی سابقه 2000 نسخه با تعیین اهداف استراتیژیک و غایی حزب؛
4 - نشراشعار اوزبیکی و تورکمنی برای اولین بار در تاریخ افغانستان؛
5 - تشکیل نخستین سازمان دموکراتیک زنان افغانستان به تشبث دوکتوراناهیتا راتبزاد به مقصد تربیهٔ زنان کشوربا روحیهٔ انقلابی به خاطرعضویت در حزب و مبارزه برضد استبداد داخلی و امپریالیزم؛
6 - تشکیل فرکسیون پارلمانی به پیشاهنگی ببرک کارمل و عضویت 3 تن ازوکلا در دورهٔ 12 ولسی جرگه ؛
7 - رهبری مظاهرهٔ وسیع توده ای با مطالبات سیاسی و دموکراتیک به رهبری طاهر بدخشی درآغاز گشایش ولسی جرگه؛
8- راه اندازی مظاهرهٔ وسیع به اشتراک محصلان و اقشار مختلف اهالی، به پیشاهنگی طاهر بدخشی به خاطرتقبیح حملهٔ وحشیانهٔ وکلای پارلمان.
بعد از انشعاب در رهبری جناح پرچم به پیشنهاد ببرک کارمل دونفر میراکبر خیبر و دوکتور اناهیتا به عضویت کمیتهٔ مرکزی انتخاب شدند. هردو عضویت حزب را داشتند. خیبر به نسبت داشتن یونیفورم پولیس به کنگره اشتراک کرده نتوانست و اناهیتا اساسگذار سازمان دموکراتیک زنان بود و جلسات کمیسیون تدوین مرامنامهٔ حزب دموکراتیک خلق در منزل او دایر میشد.
دوام دارد