بصیرهمت

 

گرچه اوضاع هرلحظه  در این  جنگدر حال تغیر است ،بخشی

از گفته های تحلیلگران روزنامه گاردین را ارایه میدارم

 

امریکا و اسراییل جنگی را اغاز کرده اندکه به سرعت در حال تشدید هست و پیامد های ان فراتر از منطقه خواهد بود

هیچ پیروزی سریع یا آسانی وجود نخواهد داشت - حتی با شرایط آمریکا و اسرائیل. آنها ترور رهبر مذهبی  ایران را جشن گرفته‌اند؛ به گفته یک گروه حقوق بشری مستقر در آمریکا، حملات آنها تاکنون بیش از ۱۰۰۰ غیرنظامی، از جمله ده‌ها کودک را کشته است. ایران در حالی که به تلافی می‌پردازد، به امید اینکه متحدان آمریکا سعی در مهار آن داشته باشند، پایگاه‌ها و اماکن غیرنظامی ایالات متحده را در سراسر منطقه - حتی در عمان، که در خط مقدم تلاش‌ها برای جلوگیری از جنگ بود - هدف قرار می‌دهد. قدرت‌های خلیج فارس به طور فزاینده‌ای خشمگین هستند، هرچند که در اقدام به تهدیدها فراتر از اقدامات دفاعی محتاط هستند.

حزبالاه در  انتقام قتل خامنه ی  حملاتی را بر اسراییل انجام داده است و اسرائیل به صدها هزار غیرنظامی دستور داده است که بخش وسیعی از جنوب لبنان را ترک کنند.

تحلیلگران و نظامیان  که هشدار داده بودند ،حمله آمریکا و اسرائیل به ایران منجر به جنگی خواهد شد که سراسر  خاورمیانه را فرا خواهد گرفت، در پیش‌بینی‌های خود، اگر نگوییم محافظه‌کارانه ،برحق بوده اند.پهپاد ها عمدی یا غیر عمدی، کورکورانه یا اگاهانه ، به هر کشوری پرتاب میشوند . یک پهپاد فیر شده  توسط حزب‌الله در آخر هفته به یک پایگاه هوایی نیروی هوایی سلطنتی در قبرس اصابت کرد. روز چهارشنبه، آذربایجان از حمله به یک پایگاه هوایی خبر داد (اگرچه ایران مسئولیت آن را انکار کرد، همانطور که در مورد موشکی که به سمت ترکیه شلیک شد، این کار را کرد). روز قبل، ایالات متحده یک کشتی جنگی ایرانی را در فاصله ۲۰۰۰ مایلی، در آب‌های نزدیک سریلانکا، هنگام بازگشت از رزمایش‌های چندجانبه با هند ،غرق کرد - که منجر به کشته شدن حداقل ۸۷ نفر شد. و دولت‌های سراسر جهان به لطف تسلط ایران بر تنگه هرمز، با افزایش شدید قیمت انرژی و آشفتگی بازارها روبرو هستند.

اسرائیل و آمریکا، به جای تلاش برای کاهش تنش، از هفته‌ها درگیری بیشتر صحبت می‌کنند و پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، وعده «مرگ و ویرانی از آسمان در تمام طول روز» را می‌دهد. اسرائیل معتقد است که فرصتی بی‌نظیر برای نابودی دشمن دارد و تنها مزایای آن را در تداوم جنگ، تا زمانی که ایران در هرج و مرج فرو رود، می‌بیند. طبق گزارش‌ها، ایالات متحده به دنبال حمایت از جنگجویان کرد برای عبور از مرز عراق است.

اگرچه دونالد ترامپ از ارائه برنامه‌های خود به کنگره اجتناب کرد، اما هیچ نشانه‌ای از مهار او دیده نمی‌شود. اما شش سرباز آمریکایی پیش از این کشته شده‌اند؛ ارتش در حال استفاده از انبار گران‌قیمت هواپیماهای رهگیر خود است .سرمایه‌گذاری‌های آمریکا (و خانواده ترامپ) در منطقه در معرض خطر است، و قیمت انرژی پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبرامریکا، در حال افزایش است. رژیم ایران اعتماد کمی به مذاکره با دشمنی خواهد داشت که در طول یک سال دو بار در طول مذاکرات به آن ضربه زده است. این رژیم صرفاً بقای خود را یک پیروزی خواهد دانست. اما بدون هیچ معیار مشخصی برای پیروزی ایالات متحده،که بلاخره  رئیس جمهور ممکن است خودسرانه موفقیت خود را ، حتی بدون یک توافق، اعلام کند.

منطق‌های ارائه شده توسط ایالات متحده برای این درگیری به سرعت گسترش و مرزهای آن تغییر کرده است:منطق حمله نظامی بر ایران ،با  تغییر رژیم، جلوگیری از توسعه سلاح‌های هسته‌ای توسط ایران، از بین بردن قابلیت موشک‌های بالستیک آن،انجام شد .و اینکه فشار نظامی کافی باعث می‌شود نظام ایران به طرق قابل پیش‌بینی تسلیم، متلاشی یا فروبپاشد . شاید این اتفاق بیفتد، اما به سختی از پیش مقدر شده است. بقای رژیم ،برای رهبران ایران  محدودترین - و قابل اعتمادترین  تعریف رژیم از پیروزی است. جنگ ۱۲ روزه سال گذشته آسیب جدی به قابلیت‌های ایران وارد کرد، با این حال تهران نتیجه را به عنوان یک موفقیت مطرح کرد ،زیرا دوام آوردو سقوط نکرد.

ربودن نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، آقای ترامپ را متقاعد کرد که می‌تواند با هزینه کم، پیروزی‌های چشمگیری کسب کند. به نظر می‌رسد او امیدوار بوده که این یک پیروزی سریع دیگر باشد؛ مگر این پیروزی در حال حاضر پرهزینه‌تر شده است. با این حال، هیچ‌کس نباید روی این درگیری حساب کند که اشتهای تازه او را برای اقدامات نظامی بی‌ملاحظه و غیرقانونی مهار کند. اوحالا مجبور است  به دفاع از استانداردها ی تعریف شده خویش ادامه دهد .

 

عنصر سر بریدن رهبران و حذف انها ، یک مفهوم نظامی آشنا را منعکس می‌کند:

و ان اینکه ، وارد حلقه تصمیم‌گیری دشمن شوید. اگر رهبران باتجربه دائماً «از کار برکنار شوند»، سیستم توسط جانشینی، سوءظن و هماهنگی داخلی به  تحلیل می‌رود. کیفیت تصمیم‌گیری کاهش می‌یابد، زمان پاسخ دادن کند می‌شود، انسجام از بین می‌رودو آشفتگی در رأس قدرت، خود به یک سلاح تبدیل می‌شود.

هنگامی که ایالات متحده و اسرائیل در ۲۸ فوریه حملات هماهنگ علیه ایران را آغاز کردند، این کمپین مانند ساختار  یک جنگ هوایی کلاسیک اغاز گردید : نابودی پدافندها، تضعیف قابلیت‌های تلافی‌جویانه و از بین بردن رهبری و تخریب پدافند هوایی ایران - که قبلاً در جنگ تابستان گذشته آسیب دیده بود - تا آسمان‌های بی‌رقیب را تضمین کند. کارخانه‌های موشکی، زیرساخت‌های پهپادی و دارایی‌های دریایی مورد حمله قرار گرفتند تا توانایی ایران برای تلافی‌جویی را تضعیف سازند ،مگر تا کنون ایران در دفاع ایستاده  است و دونالد ترامپ بقای سیاسی خود را در گرو جنگی گذاشته است که از ابتدای کمپاین انتخاباتی اش تا اخر مخالف با جنگ های امریکا در خارج بوده و شعار نخست امریکا ورد زبانش بود ،مگر حالا جنگی را اغاز نموده که نه در داخل ایالات متحده و نه در عرصه جهانی از پشتیبانی برخوردار است  .پایان

 

 

 

 

 

 


بالا
 
بازگشت