بصیرهمت

روزنامه گاردین چاپ لندن

چهارشنبه -۴- مارچ

 

تحلیلگران می‌گویند ، جنگ خاورمیانه می‌تواندتوسط کسی که ابتدا موشک ها و یا ذخیره دفاع هوایی خود را تمام می‌کند، تعیین شود

چهار سناریو: پیامدهای احتمالی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران چیست؟

 

با کنار هم گذاشتن آنچه مقامات آمریکایی و اسرائیلی در مورد حمله به ایران گفته‌اند، به نظر می‌رسد اهداف آنها وارد کردن حداکثر آسیب به ارکان قدرت این کشور، به ویژه برنامه‌های هسته‌ای و موشکی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.

با این حال، همانطور که حداقل بارها توسط دونالد ترامپ بیان شده است، هدف نهایی هموار کردن راه برای یک قیام مردمی است که رژیم تحت رهبری روحانیون را که ۴۷ سال بر کشور حکومت کرده است، از بین ببرد. ترامپ این حمله ویرانگر را به عنوان فرصتی بی‌نظیر برای مردم ایران برای "بازپس‌گیری دولت خود" ارائه کرده است.

کارشناسان، چهار سناریوی کلی در این جنگ را پیشبینی می نمایند که این سناریو ها نه بر اساس احتمال، بلکه به ترتیب نزولی صلح‌آمیز بودنشان، از یک گذار منظم و بی‌خطر به هرج و مرج خونین، درجه ‌بندی شده‌اند.

 

سناریوی گذار سریع با تغیر رژیم

گرچه به نظر می‌رسد تغییر رژیم یک آرمان است نه یک برنامه، این سناریوی رویایی رهبران ایالات متحده و اسرائیل است که حمله غافلگیرانه صبح شنبه را آغاز کردند،بر طبق خواست ترامپ ،نیروهای مسلح ایران و سپاه پاسداران، باید سلاح‌های خود را زمین گذارند، جناح‌های مختلف مخالف متحد ‌شوند و برای تشکیل یک دولت موقت، شاید به رهبری رضا پهلوی، پسر تبعیدی شاه که از سال ۱۹۴۱ تا زمان برکناری‌اش توسط انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ بر کشور حکومت می‌کرد، توافق نمایند .همزمان با آماده‌سازی برای انتخابات، دولت موقت آنچه از برنامه هسته‌ای ایران باقی مانده است، به ویژه سانتریفیوژهای رژیم و ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده را به ایالات متحده تحویل دهند ، واز موشک‌های دوربرد صرف نظر نمایند . همچنین به شرکت‌های نفتی آمریکایی سهم عمده‌ای از دسترسی به بازار انرژی ایران را اعطا خواهد کرد.اما، تحلیلگران می‌گویند این سناریو کمترین احتمال را دارد. تاریخ نشان می‌دهد که وقتی دیکتاتوری‌ها سقوط می‌کنند، معمولاً جای آنها را یک رژیم استبدادی جدید می‌گیرد. وقتی گذارها با خشونت انجام می‌شوند، شانس یک نتیجه دموکراتیک حتی کمتر است .

بسیار بعید است که سپاه پاسداران سلاح‌های خود را به جمعیتی متخاصم یا دولتی به رهبری سلطنت‌طلبان جدید تسلیم کند، زیرا اعضای سپاه پاسداران میدانند که بعد از تسلیم شدن جان سالم بدر نخواهند برد.شهزاده پهلوی ، شهرت گسترده‌ای دارد و محبوب‌ترین چهره اپوزیسیون است، اما بسیاری از ایرانیان با یادآوری وحشیگری‌های دیکتاتوری پدرش، به او بی‌اعتمادند و به اعتبار دموکراتیک او شک دارند. آنها حاضر نیستند رهبری او را با میل و رغبت بپذیرند.

 

سناریوی مدل مادورو، رییس جمهور ربوده شده ونزویلا

در حمله ایالات متحده به ونزوئلا در اوایل ژانویه، نیکلاس مادورو، حاکم سرسخت این کشور، به سرعت برکنار شد و معاون او قدرت را به دست گرفت و قول داد که با واشنگتن همکاری بسیار بیشتری داشته باشد. رژیم پابرجا ماند، اما ایالات متحده سهم بزرگی از نفت را به دست آورد.

همین نتیجه پس از ترور آیت‌الله علی خامنه‌ای در روز شنبه، احتمالاً برای ترامپ که اعلام کرده است مایل به گفتگو با جانشینان رهبر فقید در درون رژیم است، بیش از حد قابل قبول خواهد بود.سناریوی مادورو در مورد ایران مستلزم انتخاب یک فرد نسبتاً میانه‌رو برای جایگزینی خامنه‌ای، مانند حسن روحانی، رئیس‌جمهور سابق، یا ظهور یک تندرو عملگرا در رهبری یا سپاه پاسداران است.

این رهبری جدید ، پس از مذاکرات جدید، همکاری‌نموده و تسلیم خواهد شد و برنامه هسته‌ای ایران را رها می‌ نماید   و محدودیت‌های سختگیرانه‌ای را بر موشک‌های خود می‌پذیرد. این رهبری امتیازات گسترده‌ای در حوزه نفت و گاز به شرکت‌های آمریکایی واگذار می‌نماید . در ازای تسلیم شدن در برابر خواسته‌های آمریکا و اسرائیل، به رژیم اجازه بقا داده می‌شود و دست او برای ادامه سرکوب مخالفان باز گذاشته می‌شود.

این سناریوی دیگری است که به سرعت به جنگ پایان می‌دهد. تصور اینکه رهبری جدید ایران شرایط جدیدی را به نفع بقای رژیم ارائه دهد، دشوار نیست، اما بعید بنظر می‌رسد که رهبر جدیدی با وعده تسلیم کامل به ترامپ ظهور کند.

مذاکرات جدید با دولت ترامپ ممکن است به مصالحه‌ای بین مقاومت و تسلیم منجر شود که هر دو طرف بتوانند برای پایان دادن به جنگ با آن کنار بیایند. ایالات متحده نیروهای خود را عقب می‌کشد و اسرائیل را به عنوان مجری هرگونه توافقی رها می‌کند، تابا دستی باز برای بمباران در ، صورتی که تشخیص دهد دولت جدید ایران از تعهدات خود منحرف شده است ، ادامه دهد.

 

سناریوی رژیم طوفان را پشت سر می‌گذارد

در این نسخه، رهبران ، قوماندانان و بازماندگان بمباران، در جای خود باقی می‌مانند و هر زمان که بتوانند موشک و پهپاد شلیک می‌کنند. یک روحانی تندرو در قالب خامنه‌ای به عنوان رهبر عالی انتخاب می‌شود، یا یک فرد ضعیف سیاسی که به راحتی توسط سپاه پاسداران کنترل گردد ، انتخاب می‌شود.در اینصورت ، رئیس جمهور آمریکا در نهایت پیروزی را اعلام می کند و «کشتی های » خود را خارج می کند و اسرائیل با منابع رو به کاهش به بمباران ادامه می  دهد. بسیاری از تحلیلگران این سناریو را یکی از محتمل‌ترین نتایج می‌دانند.

در این حال، در بدترین حالت، برنامه‌های هسته‌ای و موشکی به اعماق زمین و دور از دید بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی منتقل می‌شوند. فتوای خامنه‌ای علیه ساخت کلاهک هسته‌ای لغو می‌شود و مسابقه‌ای برای ساخت «بمب در زیرزمین» با استفاده از ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا، که برای ساخت حدود ده کلاهک در صورت غنی‌سازی بیشتر کافی است، آغاز می‌شود.

پس از حملات مکرر، رهبران بازمانده به این نتیجه می‌رسند که بمب تنها تضمین بقا است. مخالفان رژیم با وحشیگری فزاینده‌ای سرکوب می‌شوند، زیرا رژیم بازمانده به طور فزاینده‌ای شبیه کره شمالی می‌شود: منزوی، بدبین و مسلح به سلاح هسته‌ای.

 

سناریوی جنگ داخلی و هرج و مرج

در این سناریو، نیروهای رژیم به تدریج و به شدت توسط هفته‌ها بمباران توسط ایالات متحده و اسرائیل که مصمم هستند جمهوری اسلامی نباید پابرجا بماند، به تحلیل می‌روند.

پس از جدایی برخی از رهبران سپاه پاسداران و اعضای عادی، معترضان به طور گسترده به خیابان‌های شهر بازمی‌گردند و احساس می‌کنند که بالاخره لحظه موعود فرا رسیده است. و با استفاده از این حالت هرج و مرج ، جنبش‌های جدایی‌طلب که نماینده اقلیت‌های ایران هستند، از مرزها، سلاح‌های خود را به داخل کشور سرازیر می‌نمایند.

با تشدید درگیری‌های مرزی در ایران پس از جنگ، بی‌ثباتی در امتداد خطوط قومی گسترش می‌یابد، و کشورهای همسایه به دنبال سوءاستفاده از ضعف ایران تلاش خواند نمود . در مرکز، پیروان پهلوی ادعای سلطنت‌طلبی برای قدرت را مطرح می‌کنند، اما توسط سایر گروه‌های مخالف که دهه‌ها در برابر رژیم مقاومت کرده‌اند و از دست کشیدن از چشم‌انداز خود برای آینده ایران برای بازگشت تبعیدیان خودداری می‌کنند،پلان سلطنت طلبان را  مختل میسازند .پایان

 

 

 

 

 

 

 


بالا
 
بازگشت