

اسد کشتمند
سخنرانی در کنگره فدائیان
در هم شکستن نظام حکومتی در ایران خواست امریکاست
در سالگرد بنیانگذاری سازمان فدائیان خلق، این سازمان یک کنگره آنلاین برگزار
کرد. در این کنگره شماری مهمان برای سخنرانی نیز دعوت شده بودند. از جمله
اسدالله کشتمند فعال با سابقه سیاسی افغانستان. تا آنجا که ما سخنرانی های این
کنگره را گوش کرده ایم، سخنرانی اسدالله کشتمند، محمود کرد و سهراب مبشری را
نزدیک تر به اوضاع امروز ایران یافتیم. لینک یوتیوب این کنگره در پایان متن
سخنرانی اسدالله کشتمند قرار دارد که در صورت تمایل می توانید به آن مراجعه
کنید.
اسدالله کشتمند در سخنرانی خود گفت:
در حوادث 18و19 دی ماه ایران، جهان شاهد یکی از وحشتناک ترین رودرروئی های
حاکمیت جمهوری اسلامی و بخشی از مردمان کشور بود. هر نوع رودرروئی به طور مسلم
دارای مختصات معین می باشد که درجه و شدت و نوع درگیری تعیین کننده مسئولیت های
طرف های درگیرمی باشد. کمتر نمونه ای را در جهان می توان یافت که به اندازه
رودرروئی اخیر دست خارج؛ دست مداخله گر سازمان های استخباراتی و تبلیغاتی
بیگانه در آن دخیل باشد. حتی کودتای پرماجرای سی آی ای در اوکرائین در سال 2014
به اندازه حوادث اخیر ایران رنگ حضور بیگانگان در نقاب اهالی بومی را نداشت.
جنگ دوازده روزه ماه ژوئن گذشته نشان داد که هم در شکلدهی حوادث و هم در اداره
آن، اسرائیل و امریکا و متحدین شان نقش اساسی را داشته اند. درست است که در
حوادث اخیر، ارگان های امنیتی ایران ناکارآمدی حیرت انگیزی از خود نشان دادند
ولی این نمی تواندگناه همه جنایاتی را که صورت گرفت به گردن آن ها انداخت. باید
کمیسیون حقیقت یاب حد و حدود مسئولیت ها را تعیین کند. در این حوادث از اوباش
سازمان یافته گرفته تا جواسیس و گماشتگان بیگانه، از مردم عاصی گرفته تا نفوذی
ها درون حاکمیت و تا کسانیکه صرفاً اعتراض داشتند سهم گرفتند. ویدوئوها نشان
دادند که عمال بیگانه با چه قساوت و با چه وسعتی به کشتار کارمندان امنیتی و
انتظامی و مردم پرداخته و دارائی های مردم رانابود کردند. در چنین اوضاعی مسئله
کشوری ، مسئله امنیت مردم و حفظ نظم اجتماعی گاهی ارگان های امنیتی را به سوی
خشونت حداکثری می کشاند. هنگام ارزیابی چنین وضعی با دقت و با درنظر داشت حدود
معین، مسئولیت ها را با حداکثر واقع بینی باید تعیین کرد. ما به مثابه
وطنپرستان ترقی خواه و عدالت پسند حق نداریم عامل اصلی راکه مداخله خارجی است
که به نیت براندازی راه اقتیده است با مسئولیت مدافعین وطن و مردم علیرغم
اشتباه و زیاده روی آن ها در یک سطح قرار بدهیم و بدتر از آن از جنایت بیگانگان
با تذکری گذرا بگذریم و تمام مسئولیت را به گردن طرف مقابل بیاندازیم. مردم این
واقعیت را خوب درک کرده اند؛ حضور 22 ملیون نفر در جاده های ایران به تاریخ 22
دی ماه به خاطر دفاع از ایران بود که از نیروگیری و ویرانگری بیشتر بیگانگان
ترس داشتند. بناً من معتقدم که در بند اول پیس نویس خشم بر حقی که بر علیه
سیاست های ضدمردمی و سرکوبگرانه حاکمیت جمهوری اسلامی در وجود هر ایرانی آزاده
و آزادی خواه موج می زند بر واقعیت وحشتناک مداخله و جنگ خونین اسرائیل و
امریکا بر علیه ایران و حاکمیت امروزی آن غلبه کرده است. به نظر من ما سیاست
ضدیت با اعمال و کردار و سیاست حاکمیت کنونی ایران را در سطح دیگری؛ در کادر
مبارزه روزمره مردم ایران مطرح بسازیم نه در مقطع کنونی که سرنوشت مجموع مردم
ایران با سرنوشت حاکمیت جمهوری اسلامی پیوند خورده است و به گفته آقای بیژن
عبدالکریمی اگر در شرایط کنونی جمهوری اسلامی سقوط بکند، ایران سقوط خواهد کرد.
این هیچ دلیلی بر دفاع از جمهوری اسلامی فرسوده ایران نیست بلکه گوش فرادادن به
حکم تاریخ در لحظه کنونی است.
در مورد انتقال اختیارات رهبری باید گفت که حوادث کنونی ایران چنان با مسئله
رهبری پیوند خورده است که انتقال اختیارات رهبری به معنی درهم شکستن سیستمی است
که طی 47 سال شکل گرفته و تمام اجزای سیستم به هم دیگر پیوند خورده است. شکستن
این سیستم دقیقاً همان هدفی است که امریکا و اسرائیل دنبال می کنند. مردم ایران
یک بار که از زیر فشار شکننده و سنگین اسرائیل و امریکا تا حدودی رهائی بیابند،
با اتکاء بر تجاربی که تاکنون به دست آورده اند، به طور یقین این مسئله را مطرح
خواهند ساخت ولی امروز، روز آن نیست. هر نوع تضعیف و یا شکستاندن این سیستم
مستقیماً به نفع امریکا و اسرائیل است که معنی ان چیزی جز بالکانیزاسیون و لیبی
سازی ایران نمی تواند باشد.
امروزه در همه جا سخن از دوران گذار است. امیدوار هستم بالاخره گذار واقعا به
طور مسالمت امیز صورت بگیرد. این یک آرزو است. اما درباره گذار در وضع کنونی
چند تا سئوال اینجا مطرح می شود که عمده ترین آن این است: آیاواقعاً در آستانه
گذار قرار داریم و یا اینکه این شعار را برای خالی نماندن عرصه مبارزه تکرارمی
کنیم؟ اگر چنین است مابه مثابه چپ عدالت خواه و ترقی پسند ها تنهامشوق گذار و
یا نظاره گر آن هستیم و یا اینکه از زمره عاملین این گذار خواهیم بود؟ اگر می
خواهیم نقشی در گذار داشته باشیم تا چه حدی در آماده ساختن این گذار نقش داشته
ایم؟ مسلماً هر نوع گذاری مطلوب نظر ما نیست. بناً باید شرایط گذار را آماده
ساخت ولی برای گذار واقعی از وضع کنونی به شرایطی که توده های مردم حرفی برای
زدن و نقشی برای ایفاء داشته باشند چه باید بکنیم؟.
من معتقدم که در ورای این نمایشات سیاسی که مشخصه آن نشر اعلامیه ها و طرح ها
وکنار آمدن های سازمان ها و افراد و جریان ها بدون شرکت وسیع توده های مردم
است، شرایط ایجاد تناسب نیرو به نفع توده ها را باید فراهم ساخت. نخست باید
شرایط سهم گیری توده های مردم و ایجاد رهبری سیاسی آن ها برای تغییرات در چنین
سطحی را مهیا ساخت. برای این کار باید شرایط فعالیت آزاد احزاب در داخل ایران
فراهم شود تا اندیشه هائی که می توانند برای توده ها رهگشا و روشنگرانه باشند،
بتوانند آزادنه در داخل ایران و در محل کار و زندگی توده ها عمل کنند. در اینجا
یک بار دیگر خدمت رفقا پیشنهادمی کنم که ما باید این توان را پیدا کنیم که روند
جدیدی را بر پایه همکاری نیروهای چپ با جریان عدالت خواه و واقع بین و آلوده
ناشده سیستم بر حاکمیت کنونی ایران تحمیل کنیم. ایران به یک مصالحه تاریخی نیاز
دارد تا جریان عدالت خواه از یکسو و نیروهای چپ از جانب دیگر زمینه ای برای
همکاری بدون عدول از اصول بنیادی خود پیدا کنند. چنین آرزوئی بدون کار جدی
وپیگیر و خستگی ناپذیر ممکن نیست.
در قبال روابط با ایالات متحده امریکا، مسلماً ایرفقای عزیز ده آل خواهد بود
اگر روابط شفاف و مبتنی بر احترام متقابل ایجاد شود. واقعیت این است که
متاسفانه امروز روابط در آن سطحی قرار گرفته است که اگر ایران خواهان هر نوع
تعاملی با امریکا باشد، تنها و تنها باید در برابر تهدیدهای امریکا تمکین داشته
باشد. اضافه ستانی های امریکا پایانی ندارد. در چنین وضعی اگر خواهان استقرار
روابط خوب و بی جنجال با امریکا باشیم، صرفنظر از اینکه در همه عرصه ها تا حد
نهائی کرنش هم داشته باشیم، امریکا و اسرائیل حاضر نخواهند بود ایران به بزرگی
و وسعت کنونی وجود داشته و استقلال عمل داشته باشد. بناً در این مورد به نظر من
بهتر است واقعیت های روی صحنه را ببینیم نه این که بر آرزوهای شیرین غیر عملی
تکیه داشته باشیم. واقعیت امروز این است: یا ایران مستقل باید وجود داشته باشد
و در نتیجه پیامدهای آن را بپذیرد یا اینکه غرق در آرزوهای دست نیافتنی آگاهانه
به زیر یوغ انقیادامریکا برود.
رفقای عزیز! پیروزی در کارهای کنگره برای تک تک رفقا و بهروزی برای خلق بلا
کشیده ایران را آرزو دارم