نجیب داوری

 

دولت آخوندی ایران و روپوشی برای شکست

اخراج  اجباری پناهندگان افغان از ایران آنهم در حالیکه بسیاری از آنها نسل دوم مهاجرینی هستند که از کودکی در این کشورزندگی کرده‌ اند، نه تنها یک عمل غیرانسانی است؛ بلکه بخشی از یک سناریوی تبلیغاتی و سیاسی عمیق ‌تری است که هدف آن انحراف افکار عمومی از بحران‌های داخلی جمهوری اسلامی و پوشاندن شکست‌های خفت بار حاکمیت آخوندی ایران  در برابر اسرائیل میباشد.

اتهام مضحک جاسوسی افغان‌ها برای اسرائیل جز یک دروغ شاخدار چیزی بیش نیست. واقعاً باید پرسید که آیا کدام افغان در کدام جایگاه مهم نظامی، امنیتی یا علمی جمهوری اسلامی حضور داشته که بتواند اطلاعاتی را  از محل اقامت و اتاق های خواب افسران سپاه یا محل کار فیزیک‌دانان اتمی ایران به اسرائیل مخابره کند؟

واقعیت اینست که افغان‌ها، حتی پس از ده‌ها سال زندگی در ایران از ابتدایی‌ترین حقوق محروم بوده‌، نه دسترسی برابر به شغل آزاد دارند، نه مالکیت زمین و خانه، و نه هم حق سفر و سیاحت. گذشته از آن افغانها در حالی به  سخت‌ترین و شاقه ترین کار های فیزیکی با دستمزد اندک در ایران مصروف اند که فرزندان‌ شان فقط در چارچوب بسیار محدود حق تحصیل دارند. بناً از خود باید پرسید که آیا چنین قشر محروم، دست و پا بسته و به حاشیه‌رانده‌ شده‌ واقعاً توانایی ایجاد شبکه جاسوسی برای اسرائیل را دارد؟

در حالیکه همه می‌دانند نفوذ اسرائیل در سطوح بالای نظام امنیتی و اداری ایران از طریق چهره‌هایی چون کاترین شکدم ها (1) و غیره عوامل داخلی به روشنی قابل اثبات است.  حاکمیت آخوندی ایران بجای پاسخ‌گویی به ملت خود، انگشت اتهام را به سمت مهاجران بی‌ پناه افغان نشانه گرفته، که تلاشی است  برای تحریف حقایقِ تاریخی و تطهیر خودی ها از اتهام جاسوسی؛  تا فردا ها در ادامه تحریر تاریخ شوونیستی و اغراق آمیز به نسل های آینده بگویند که نفوذی های موساد افغانها بود- نه ایرانی ها.

بناً حاکمیت ایران به جای شجاعت در پذیرش ضعف‌هایش در جنگ استخباراتی و نظامی با اسرائیل، با اخراج  دسته جمعی افغانها در سطح صدها هزار نفر و بی‌حرمتی به هویت انسانی و اخوت اسلامی در حال ایجاد یک بحران بزرگ انسانی در سطح اسلام، منطقه و جهان است.

زیرا افغان‌های که در سطح صدها هزار و احتمالاً ملیون نفر امروز با زور از ایران اخراج میشوند، به کشوری باز میگردند که هیچ پناه گاه برای اعاشه و اباته نداشته و افزون برآن و با حاکمیتی با مشخصات ذیل مواجه خواهند شد.

·                                         حاکمیت بی‌کفایت، افراطی و استبدادی.

·                                         هیچ فرصت‌ شغلی وجود نداشته و فرصتهای شغلی در آن تقریباً به صفر رسیده است.

·                                         برخلاف حاکمیت به اصطلاح اشغالی گذشته، در افغانستان آزاد فعلی و تحت حاکمیت طالبان، مردم نه‌تنها آزادی‌های مدنی ندارند، بلکه از ابتدایی‌ترین آزادی‌های شخصی مانند پوشیدن لباس و اصلاح ریش نیز محروم اند.

·                                         در حالیکه حکومت طالبان ماهوار ده‌ها میلیون افغانی پول را صرف مدارس افراطی دینی وطالب ‌سازی برای طلاب یا محصلین داخلی و خارجی می‌کند، از پرداخت حقوق حقه یا معاش تقاعدی متقاعدین  که از مستحق‌ترین قشر جامعه‌اند- طفره میرود.

·                                         هیچ پاسخ‌گویی شفاف در مورد عواید ملی از جمله فروش معادن و عواید گمرکات وجود ندارد و شایعات گسترده‌ درباره‌ مصرف این منابع در مسیرهای شخصی و گروهی به گوش می‌رسد، که چیزی کم از فساد رژیم پوشالی و فساد پیشه گذشته نیست.

·                                         مکاتب دخترانه همچنان تعطیل‌ و آینده‌ نیمی از نسل جوان کشور در تاریکی مطلق فرو رفته است.

·                                         هیچ نهاد مستقل و قانونی برای نظارت و دفاع از حقوق اتباع کشور وجود ندارد.

·                                         و همچنان...

در چنین شرایطی اخراج اجباری افغان‌ها از ایران، فقط یک بی‌عدالتی انسانی نیست، بلکه مشارکت مستقیم در ایجاد موجی از فقر، تحقیر و ناامیدی در میان امت اسلامی در افغانستان است.

افزون بر این ثروتمندترین کشورهای اسلامی مانند ایران و عربستان سعودی که مدعی "امت اسلامی" و "اخوت دینی" در جهان اسلام هستند، باید از کشورهای غیراسلامی (یا به اصطلاح خود شان کشورهای کفری)  چون کانادا، آلمان، استرالیا، بریتانیا و غیره بیاموزند. کشورهای که با ملیونها پناهنده صرف نظر از دین، مذهب، نژاد، ملیت و غیره، نه‌ تنها با ایشان رفتار انسانی دارند، بلکه به آنها فرصت‌های واقعی برای زندگی، تحصیل، کار و حتی شهروندی کامل نیز اعطا میکنند. بناً با این عملکردهای ناشایستی که ارباب آخوندی  ایران با پناهندگان افغان در پیش  گرفته اند آیا سرکردگان حاکمیت ها در ایران و کشور های عربی هنوز جرأت خواهند داشت تا از برتری تمدن اسلامی و گفتگوی تمدن ها در برابر دنیای غرب سخن بگویند؟

 بناً حاکمیت جمهوری اسلامی ایران باید بداند که ظلم به پناهندگان بیدفاع افغان - نشانه‌ اقتدار نه، بلکه لکه‌ ننگی خواهد بود بر جبین تاریخ و حیثیت ایران در سطح اسلام، منطقه و جهان. پس اگر اندک خرد و آینده‌ نگری در دستگاه حاکم ایران باقی‌ مانده باشد، باید فوراً از این روند غیراخلاقی و غیرانسانی در اخراج پناهندگان افغان  دست کشیده و قبل از آنکه دیر شود حاکمیت مذکور به اصول اولیه‌ همزیستی اسلامی، انسانی و همسایگی نیک بازگردد. پایان

 

(1)  کاترین شکدم: جاسوسه یهودی مذهب اسرائیلی که در ظاهر به گرویدن به اسلام به دم و دستگاه بالایی دولت و حکومت ایران راه یافته و سالها برای اسرائیل جاسوسی کرد.

 

  


بالا
 
بازگشت