

م. نبی هیکل
در مورد زعیم و زعامت
در آغاز باید ناگفته نگذاشت که در این رابطه بحث هایی صورت گرفته و مقاله [1]ای نیز به نام یک دکتور در سایت آریایی به نشر رسیده است.
این موضوع یکبار (در اولین جلسه انتخاب رهبر برای رهبری افغانستان از طرف "سیاست بین المللی افغانستان" به گرداننده گی جناب محترم حامد ضراب در حضور ۳۸ نفر شرکت کننده گان بشمول سه خانم از ساعت ۱۰:۱۵صبح تا ۱:۱۶بعد از ظهر مورد بحث قرار گرفت.) و یکبار آقای دکتور غلام محمد دستگیر پیرامون آن بحث کرد.
چند نکته ضروری و مهم را باید در این رابطه در نظر داشت که باتاسف نادیده گرفته شده است.
نکته نظر نخستی
۱.به گواهی تاریخ باید پذیرفت که اقلیت انسجام یافته و با برنامه همواره بر اکثریت غیر منسجم و فاقد بر نامه حکومت کرده است. در حالیکه ۳۸ متفکر یا نابغه اقلیت را میسازند ، اکثریت را نباید فراموش نمایند.
یک مشابهت مستمر و متداول نخستی را با اندک دقت میتوان دریافت. موضوع ملی مانند رهبر و رهبری میتواند از از نظر علمی میان دانشمندان مود بحث قرار داده شود اما این دانشمندان باید دارای تخصص باشند. مشابهت دومی در شیوه متداول کار است که میان دوستان و آشنایان و بدون، آگاهی سایرین موضوعات مطرح میگردند. سوم ما هنوز نمیدانیم مشترکان بحث به کدام نتیجه گیریها دست یافته اند. این موضوع در مقاله آقای دستگیر نیز ذکر نشده است.
از نظر منطقی با در نظرداشت اهمیت موضوع موضوع و تاریخ تدویر باید از قبل از راه های مختلف به اطلاع هموطنان رسانیده میشد. داوطلبان شرکت در بحث از راه های مختلف فرصت ابراز نظر میافتند. و نتایج بحث منتشر میگردید.
خلاصه سخن این است که همواره یک اقلیت در مورد اکثریت بدون آگاهی آن تصمیم میگیرد.
نقیصه ی جدی این است که روشنفکر افغان اغلب فاقد توانایی (تفکر انتقادی) است و به شیوه متداول که میان مذهبی و سیکولار و ... معمول و در اصول مشاهبت دارند، میاندیشند و عمل مینمایند واضح است که ما همه و همه ی انسانها از صفر و از ماحول نزدیک دوستان و فامیل میآغازند اما این شیوه طبیعی است که سیستم ۱ تفکر یعنی سیستم ذاتی ما انسانها بصورت طبیعی و خود کار فعالیت مینماید. پس روشنفکری ما در چیست وقتی ما از کودکی تا کهن سالگی به کمک سیستم ذاتی فعالیت مینماییم، سیستمی که حیوانات وحشی نیز از آن در زندگی روزانه استفاده مینمایند؟
نکته نظر دومی
تعصب گروپی و فکری در سیسم ذاتی انسانها وجود دارد زیرا برای دفاع و انکشاف ضروری اند. حیوانات نیز از کودکان خود حمایت میکنند . آنها نیز در گله ها زندگی مینمایند. آنها تفکرات و زبان خود را دارند. اما باید ما نیز مانند حیوانات بر اساس تعصب رفتار نماییم؟ آنچه طبیعی و نارمل است به معنای آن نیست که بی عیب است یا خوب است.
تعصب را بر اساس مقاله آقای غلام محمد دستگیر در بحث دانشنمندانه د عوت شده بوسیله آقای ضراب نیز شاهدید و در مقاله دکتور غلام محمد دستگیر نیز.
ما خود را هرچه فکر میکنیم یا هویت خود را هرچه میپسندیم کار خود ما است، کافی است سه انتخاب اساسی را انجام دهیم:
۱.کدام هویت ملی رسمی را برای خود شایسته میدانیم؟ اما، ما برای فعالیتهای فرامرزی به یک هویت ملی نیاز داریم.
۲. آیا انسانیم و متعهد به انسانیت هستیم؟
۳.آیا قوانین کشوری را که در آن زیست داریم رعایت مینماییم؟
ادعای دکتور علام محمد دیستگیر در مورد (تحمیل هویت) اساس منطقی ندارد. زیرا :
۱.انسانها در مرکز ی زندگی دارند که با هویتهای مختلف احاطه شده اند. دایره نخستی هویت فردی است که حتی برادر را از برادر تمیز و تفکیک مینماید. دایره بیرونی هویت ملی است. به هویت د کتر غلام دستگیر به گونه مثال فکر کنید :او نه تنها فرد است با ویژگیهایی که برادر و خواهرش ممکن است دارا نباشند، به یک قوم تعلق دارد، به یک یا چند گروپ تعلق دارد مانند مسلمان است، عضو کلب ورزشی یا حزب است یا مجاهد است یا کمونیست است یا لیبرال و ... وی هم امریکایی است و هم وی را دولت امریکا افغان میشمارد اگر ترک تابعیت نکرده باشد.
۲.روشنفکر افغان حتی در سطح پی. اچ. دی. تا تکک متعصب است.
بخصوص تعصب فکری و گروپی روشنفکر افغان هر گام عملی آنها را لکه دار ساخته است. آنان در هر امر زندگی رابطه های فکری و گروپی و علایق رابر قواعد و اصول ترجیح میدهند. از خود بپرسید چرا احزاب و گروپها با هم متحد نمیشوند حتی ایتلافهای آنان دیر پا نیست؟
نکته نظر سومی
رهبری بیشتر کار سازماندهی و بسیج افکار عامه در شرایط مشخص است، زیرا بدون حمایت عامه مردم دانش تیوریتیکی با دشواریهای عملی برمیخورد. نسخه ای از مقاله دکتور علام محمد دستگیر را زیر عنوان ( کمیته شناخت و معرفی کاندید ها) مرور کنید:
1- متشکل از فرزندان اصیل افغانستانی داخل و خارج مرز است که اصول انتخابات را قبلا طرح کرده بعد از رای مردم تایید شده است به سمع مردم افغانستان از "الف" ازبک تا "ﻫ " هزاره به زبان های رایج منطقه ای شان رسانده شده کاپی را در دسترس همه گذاشته شود.
2- چون در اسلام کس خود را کاندید نمیکند بلکه باید از طرف جامعه کاندید ها معرفی شده و کمیته شناخت و معرفی به استفاده از شرایط بخش نظری، فعالیت های اجتماعی و اکادمیک نفر مطلوب را انتخاب میکند.
در اینجا دکتور ما از مدل امریکایی پیروی مینماید و آن را بصورت ضمنی اسلامی معرفی مینماید. اصل اساسی اسلامی عبارت است از: (امرهم شوری بینهم)
3- بعد ازینکه کاندید نوت انتخاب مشروط برای وظایف و مسؤولیت کدر های مختلف دریافت نمود باید پلان مطروحه ای تخصصی خود را برای تایید تعیین وظیفه تقدیم کند.
4- بعد از ارزیابی پیشنهاد پلانی که هنگام ملاقات با اعضای کمیته شناخت و معرفی کاندید ها تقدیم نموده اند، انتخاب میشوند و یا معذرت خواسته میشود.
5- تعداد اعضای کمیته و موضوعات مربوطه به زودی در نشست های آینده صورت گیرد تا توطئه دشمنان مردم افغانستان که قبلا جرمنی سر زبان هایشان است زیر پاشود.
متن فوق خلاصه قانون نامزدی پنداشته میشود، اما با این شیوه کار رهبر و زعیم در نتیجه انتخابات تعیین میگردد که به گمان اغلب مانند بلیر، ترمپ، کرزی و غنی و عبدالله خواهد بود.
در حالیکه عنوان و موضوع بحث ( آیا میتوانیم برای افغانستان بحران زده، خود ما، زعیم یا زعما پیدا کنیم؟) تعیین گردیده و بحث خود در مورد مشخصات و توانایی های رهبری و زعامت و اینکه (آیا ما میتوانیم زعیم پیداکنیم) میچرخید.
مامیدانیم که رهبری جامعه افغانی در دهه های اخیر عمدتآ به دست رهبران ابرقدرتها، مشاوران و دانشمندان آن رهبران بود. مساله زعامت خوب را از راه دریافت پاسخ به این پرسش میتوان مورد بحث قرار داد: چرا اینهمه زعامتها در افغانستان ناکام گردیدند؟
پایان سخن