م. نبی هیکل

 

 

پیشنهاد ملی

 

پیشنهاد کنونی تازه نیست زیرا  طی حدود یک دهه هر سال  حد اقل یکبار به، به اصطلاح روشنفکران خردگرا   از راه های مختلف پیشهاد شده است.

هفته قبل مقاله ای از  (سنجر غفاری) زیر عنوان (ائتلاف روشنفکران با روشنگران ملی وسیاسی[1]) خواندم و  انگیزه ای برای نشر مجدد پیشنهاد متذکره گردید.

نخست بر نکاتی از  مقاله آقای سنجر مکث میشود  و پس از آن  خردگرایی و  مردم دوستی  روشنفکران افغان  ر ا با این پیشنهاد  روبرو میسازیم.

سنجرغفاری در عنوان خود  میان (ایتلاف، روشنفکر، ر وشنگر ملی و سیاسی) تمیز   قایل گردیده و در پایان متن مینگارد:

(روشنفکران وروحانیون مترقی متمدن افغانستان کثیرالملیتی تظمین صلح وسعادت خانوادگی ملی وبین المللی در افغانستان بوده و می باشد. )

 وی در این بیان  از  روشنفکران و روحانیون مترقی سخن میگوید و با این کار  ماموریت  و مسوولیتهای بعدی را بر  عهده آن دو دسته مینهد .  نه تنها سایرین را نادیده میگیرد بلکه چگونه باید  این دو دسته چنان کنند که  صلح و سعادت را تضمین نماید، بی پاسخ میماند. 

سنجر غفاری  که با نیت نیک کار نیک را بر  دوش دیگران گذاشته،  خود میتوانست راه حل پیشنهاد نماید و  ابتکار به دست گیرد.

به باور من ما به  د کترین واحد ملی یا به عبارت  ساده یک ذهنیت واحد ملی نیاز داریم. به گونه مثال ذهنیت واحد غرب را  که هر روشنفکر و روغنفکر خوب میشناسد در نظر گیرید که بر  تفکر آقایی و   سلطه -گر ایی  و (ما و دیگران )  استوار است.

از نظر  تاریخی روشنفکر و روحانی افغان و اعضای جامعه ملی  بیشتر  به دور شخصیتها متحد شده اند، حتی زمانی که سازمانهای سیاسی  آغاز به شکلگیری نمودند افراد  دارای افکار مشابه به دور شخصیتها متحد گردیده اند:  تا زه ترین مثالها عبارت اند، محمودی ، منهاج،ربانی، مسعود، تره کی، کارمل  و بزرگان قومی و  ...

این خط اعتیاد - سیاسی ادامه دارد.

 در این خط اصول ایدیولوژیک و اعتقادی مرز میان ما و دیگر ان را  ترسیم مینماید. این شیوه کار تعصب آمیز  و غیر انسانی است و باید از آن عدول کرد، زیرا بر حذف دیگران  اتکا دارد. ز یرا تنها ما در یک قلمرو جغرافیایی  و یا در  روی زمین زندگی نداریم. دیگران ر ا باید نادیده گرفت.

حماقت چنین   شیوه تفکر- هر چند طبیعی هست- آشکار است.  از این  جهت  طبیعی است که  من و ما در  سیستم ذ اتی که هر انسان و حیوان  با  آن سیستم متولد  میگردد وجود دارد.  این سیستم  برای  بقا و انکشاف انسان و حیوان   از یکسو ضروری و از یکسو بسنده است تا انکشاف نماید.  ماموریت هر انسان انکشاف این  سیستم ذاتی است. به  سیستم ذاتی  موبایل و کمپیوتر خود وقتی آن را  تازه خریداری مینمایید،  به گونه مثال توجه نمایید.

راه حل اساسی

ما همه   شاهد ناکامی ر اه های حل بوده ایم و هستیمکه تجربه کرده ایم. ما نه تنها  سودمندی  ٰرژیمهای  اسلامی و دموکراتیک و   شاهی مشروطه و مطلقه و امارت ر ا بلکه  سود و زیان  دیدگاه ها و  ایزم ها را  نیز تجربه کردیم . همبستگی های بین المللیی – مانند  همبستگی، پرولیتاریایی، همبستگی عدم- انسلاک، اخوت اسلامی و  همبستگی لیبرال را  نیز تجربه کردیم، و  نتیجه آن  دیاسپورا  و جامعه قهقرایی و فلاکتباری است که میان  قدرتهای  هستوی قرار دارد. این تجارب در محلات دیگر نمونه های مثبت نیز د ارند.

پرسشی که باید بسیار قبل از امروز  پرسیده میشد این است :

چرا این همه آزمونهای  یاد شده ما را به این حالت   رسانیده که نیم پیکرجامعه ملی در  دیاسپورا و نیم دیگر در قهقرا دست و پا میزند؟

پاسخ  ساده است زیرا  ما فاقد یک دکترین ملی / یک ذهنیت واحد ملی هستیم. این فقدان  به معنای ا ین است که  نیروی ملی ما به دلایل تعصبات فکری و گروپی به دسته ها تقسیم شده است.

ماموریت عاجل کنونی  این است که  این نیرو را باید  به گونه ای متحد  ساخت، که :

۱.هیچ طرفی حذف نگردد.

۲. هر  طرفی متحد  و هسیم گردد

 این هدف را میتوان از راه توافق بر خطوط و اصول کلی انسانی انجام داد زیرا ما انسانیم.

 سوال  بعدی: چرا تا کنون ما روشنفکران با وصف اینکه خردگرا، انسان و مردم دوست و میهن دوست هستیم و اصولگرا نیز هستیم،  توانتسته ایم بر  خطوط   قرمز ایدولوژیک بایستیم اما بر خطوط کلی و قرمز انسانی نتوانستیم توافق نماییم؟

میتوانیم عللی  را  تشخیص نماییم اما هر فرد باید خود به آن پرسش پاسخ گوید. اینجا است که خردگرایی و  صداقت روشنفکر افغان  مورد امتحان قرار میگیرد وقتی  در برابر این پیشنهاد انسانی  مانند گذشته سکوت مینماید یا آن  را با  صراحت رد مینماید.

اکنون  طرح  یک کود مدنی رفتاری را  زیر عنوان  (پیشنهاد)، پیشنهاد مینماییم.  هر عضوی جامعه روشنفکری و جامعه ملی بدون در نظرداشت وابستگی های  سازمانی و ایدیولوژیک میتواند این کود ملی رفتار مدنی را  رهنمای نظری و عملی  قرار دهد و بر اساس آن   سازمانها و واحد های ملی  را ایجاد نمایند. منطورم از  سازمانهای ملی تنها  سازمانهای  سیاسی نیست بلکه  سازمانهای مسلکی، تخصصی و حتی   اردو و  پولیس میتوانند به  این کود ملی رفتار مدنی ابراز تعهد و وفاداری نمایند.

 

پیشنهاد

کود ملی رفتارمدنی

تفاهمنامه

بادرک این حقیقت که

 - انسانها در همه ی جوامع و در همه ادوار تاریخی دور افکار و منافع متفاوت گردهم آمده اند؛

صراحت و دقت در اهداف برای در یافت راه های حل و فرمولبندی راه های رسیدن به آنها دارای اهمیت کلیدی اند؛

- کار مشترک بدون درک مشترک و تفاهم ممکن نیست؛

- تامین حاکمیت مردم بدون اکتویزم فعال سیاسی روشنفکران متعهد که از اعتماد و حمایت مردم برخوردار باشند نا ممکن است؛

جامعه داخلی افغانستان به یک ساختار سیاسی سراسری و ملی به هدف دفاع از حقوق مردم نیاز دارد، و

- با درنظرداشت شرایط و وضعیت های حاکم بر جامعه و ساختارهای سیاسی کنونی مصمم هستیم برای اتحاد روشنفکران متعهد بر اساس اصول آتی مساعی مشترک انجام دهیم.

1.              ما هرنوع تغییر را به تغییر در نفسها مرتبط میدانیم و معتقدیم تغییر را باید از خود بیاغازیم. بدین لحاظ به ار تقای سطح آگاهی و دانش اعضای سازمان و مردم توجه لازم صورت میگیرد.

2.              وداع با شیوه معمول و مروج اندیشه و عمل را شرط ضروری موفقیت مبارزه سیاسی میدانیم،و هر نوع مظاهر تعصبفکری و گروپی را محکوم میکنیم.

3.              صفوف خود را از آنانی پاک نگهمیداریم که دست و دامن آلوده دارند.

4.              شفافیت درکار، کار تخصصی و رعایت دقیق اخلاق مسلکی مشخصات کار ما را تشکیل میدهند.

5.              تبدیل کار مردمی به مبارزه سیاسی و تبدیل مبارزه سیاسی به کار مردمی ماهیت اساسی مبارزات ما را میسازد.

6.              ما معتقدیم که حمایت مادی و معنوی سازمان سیاسی در جامعه افغانی باید جستجو گردند.

7.              توانایی کار مشترک سیاسی از نظر ما در درایت سیاسی، توانایی مدیریت و بسیج منابع ملی و کسب اعتماد مردم تبارز مینماید.

8.              تشکل ما از نظر علمی منافع ملی را با دقت و بصورت اوپراتیفی/ عملی تعریف مینماید.

9.              کار ما بر احترام به تفاوتها و کار مشترک بر اساس درک مشترک برای تحقق اهداف مشترک و رشد استعدادها و توانایی های فردی استوار میباشد.

10.            ما معتقدیم که تخصصی شدن فعالیت های سیاسی سازمان سیاسی نه تنها تقدیر از استعدادها و  به معنای تقسیم صلاحیت ها بر اساس شایستگی میباشد بلکه این توانایی ها و استعدادها را رشد میدهد و به تربیت نسل جدید مدیران و رهبران سیاسی کمک مینماید

11.             ما از ایدیولوژی خاص پیروی نمیکنیم بلکه از تیوری ها و دانستنی های علمی در مبارزه سیاسی استفاده مینماییم. از نظر ما تیوریها و ایدیولوژیها چراغ رهنما اند و از تقدس برخوردار نیستند.

12.            ما به این باوریم که تعهد و اراده راسخ برای دفاع از حقوق حقه مردم به شمول حق حاکمیت سیاسی مردم هدف اساسی مبارزه ما را تشکیل میدهد.

13.            دفاع از عدالت اجتماعی، برابری در برابر قانون و انکشاف متوازن را ضروریات حیات اجتماعی می پنداریم. ما همچنان از اقتصاد بازار آزاد با تمایلات اجتماعی حمایت میکنیم.

14.            حمایت قاطع از استقلال؛ تمامیت ارضی افغانستان واحد در صدر اهداف ما قرار دارد.

15.            ماحمایت و تشویق مشارکت افراد و سازمانها را در تصمیمگیریها در اشکال مختلف آن وظیفه خویش می پنداریم.

16.            ما معتقدیم که برای تحقق عملی اصول و اهداف سازمان به برنامه عملی نیاز وجود دارد که در آن اصول و اهداف متذکره بصورت عملی و قابل پیمایش تعریف میگردند.

17.            سازمان برای رشد کار و تصمیمگیری های تخصصی دفتر علمی را در ساختار خویش ایجاد مینماید.

18.            ما معتقدیم که حضور احزاب سیاسی  و سایر نهادهای متعهد ملی برای  ایجاد  نهادهای استقلال  سیاسی و اقتصادی ، دفاع  از حقوق  حقه مردم و تامین حاکمیت مردم ضروری میباشد.

 

طرزالعمل کاری /  میکانیزم

۱. شخصیت مستقل یا گروپ تفاهمنامه را موردبحث قرار داده در مورد آن ابراز نظر میکند و سپس آن را اساس فعالیت خویش قرارمیدهد.

۲ با سایر شخصیتها و سازمانها در مورد تفاهمنامه ای که خود آن را پذیرفته بحث و ابراز نظر مینماید.

۳ از شخصیتها ی مستقل و گروپها یی که تفاهمنامه را مورد بحث قرارداده وآن را اساس کار قرارداده اند یک شورا تشکیل میگردد.

۴. مرحله فعالیتهای مشترک آغاز میابد و شورا بر اساس همین شیوه توسعه میابد و کار را برای ایجاد یک ساختار سراسری به تدریج آغاز ممینماید.

۵ فعالیتهای شورا بر اصول دموکراتیک و تخصص مبتنی میگردد.

۶ رهبری شورا دورانی میباشد.

۷. رهبری سازمان انتخابی خواهد بود.

پایان

 


 

 

 

 

 

 


بالا
 
بازگشت