سراج ادیب

 

فرا خوان جهاني براي صلح، عدالت و هم زيستي انساني

 

به قلم يک انسان عاشق صلح : سراج اديب

در  جهاني که هر روز از رگبار گلوله ها، فرياد کودکان، و نگاه هاي بي پناه مادران رنگ مي گيرد، آيا هنوز وجدان ها بيدار نشده اند ؟آيا هنوز چشم ها خواب مانده اند وگوش ها ازصداي درد محرومان ک

من از سرزميني می نويسم که استخوان هاي خسته اش قرن هاست زير بار جنگ و بي عدالتي شکسته اند . از افغانستان، از خاور ميانه، از افريقا، از آسيا،از هر جايي که نام انسان بر آن نهاده اند،اما انسانيت را از آن ربوده اند.

 

اي انسان قرن بيست ويکم !

تو که در عصر دانايي وعلم، در دوران رسانه و فضا، عنوز نمي داني که هيچ بمبي، هيچ تانکي، هيچ لشکري، نمي توانند آرامش، آزادی و کرامت را به کسي هديه دهد. تو که هنوز به نام دين، نژاد، زبان، مرز، و نفت مي کشي و کشته مي شوي، بدان :

هيچ قدرتي در جهان نمي تواند صلح را جايگزين کند، جز خود ما( مردم ).

·        آناني که جنگ را مي خواهند، منافع شان در تاريکي است .

·        آناني که دروغ مي گويند، از بيداري ما مي ترسند .

·        آناني که خاموش مانده اند، اگر چه شريک جنايت نيستند، اما ابزار بقاي آن اند.

من اين سخن را نه از خشم،بلکه از عشق مي نويسم. از عشق به کودکان که هنوز روياي بازي دارند، به مادراني که نمي خواهند پيکر فرزندان شان را در گورستان بدرقه کنند، به مرداني که به جاي تفنگ، بيل زراعت به دست مي گيرند و جهاني را مي سازند.

اي وجدان هاي زنده !

اي صداي خاموش صلح !

بيايد از قلم هاي مان، فرياد بسازيم، از اشک هاي‌مان، اميد برويانيم، و از قطره هاي تنها، دريايي از آگاهي پديد آوريم.

بيايد جنگ را رسوا کنيم

نه با نفرت،

بلي با حقيقت

نه با گلوله

بلي با کلمه

نه براي انتقام

بلي براي نجات نسل هاي بعدي

امضا = يک انسان، از ميان رنج، با اميد به صلح « سراج اديب »

دوشنبه ۱۶ سرطان ۱۴۰۴مطابق2025/ July/7

 

 

 

  


بالا
 
بازگشت