عبدالروف لیوال
سفری از کایل به هرات
ازتاریخ بیست ماه دلوالی اول حوت 1403سفری داشتم به هرات که این سفرنامه کوچک راباچشم دیدم خدمت وطنداران دور از وطن تقدیم میدارم ـ درنخست بایداظهاردارم که این سفردرزمان جمهورت ، نسبت دولت مفسدباعبور لاری های اضافه وزن بکلی خراب واز کابل الی هرات 30ساعت وقت رادربر میگرفت ، ولی حالاالحمدلله بصورت بسیارراحت در12ساعت به هرات میرسید. جهت گرفتن تکت به ترمینل موتر های بنز580 به کمپنی کابل رفتم ، ماشاالله شرکت های ترانسپورتی بنام شخصیت های ملی کشور چون احمدشاه ابدالی ،میرویس نیکه ، رحمن بابا ، روحانی بابا وغیره باسرویس های آخرین مودل ،قیمت تکت vipبرای هرنفرمبلغ1800افغانی وتکت عادی مبلغ1400افغانی الی هرات ، ولی موتر های که به نیمروزعازم بودندباقیمت های متفاوت ،انتقال جوانانی را که جهت کار به ایران سفر مینمودند ، باچهره های رنگ پریده سخت برایم تاثرانگیز بود، ساعت 4عصرباگرفتن بیسکویت وبولانی تندوری ازیک جوان خوش برخورد، حرکت نمودیم ، نمازشام رادریکی از مساجد مرمرین بسیارزیبای تازه اعمار شده در وردک ادانمودیم ، سرک بسیارخوب ،مانند شیشه که تصور می نمودید ، در هواپیمای بوینگ سوار هستید، فاصله طی میشد، ولی سرک جدید بسیارباریک است ، درمنطقه ی سالار وآخرین سرحد ولایت میدان وردک ، درب عبوری به ولایت غزنی به چک ترافیک سیاربرخوردیم که لایسنس ، جواز سیر، چراغهای دیم وفول راچک واز اخذکرایه ی اضافه ومشکلات راه هم پرسان نمودند که خانه ی شان آباد، ضمنا در مسیرراه امبولانس سیار هم موجود بود، درشهرغزنی انواع کشمش های مزه دار جلب توجه مینمود ،نماز خفتن را حوالی ساعت ده ونیم شب در جوار یکی از هوتل هاادا،این منطقه اولین قسمت ولسوالی مقرغزنی بود ،نان شب راهم باگوشت لذیذدر قابلی ازبکی نوش جان نمودیم ، هوتلدار یکی از برادران ترک تبار که برایم خیلی تعجب آور بود، برای مالک ودریور سرویس نان مکلف مجانی آورده شد ، زمانیکه درینمورد پرسان نمودم ؟ گفتند که به پاداش توقف سرویس در مقابل هوتل این عمل انجام شد ،گفتم ، ای ولله . حین عبور ازولسوالی مقربه گند زمان جمهوریت برخوردیم وآن گند سرک خراب به مانند جویچه های کشیده شده بروی سرک اسفالت درولسوالی شاه جوی ولایت زابل بود که خیلی زجر دهنده بود وبرای بعضی ازمسافرین اناث حالت تهوع رخ داد، از مقابل، لاری های مملو ازبوری های کاه واموال التجاره ایرانی که تورید ٱن به سه میلیارد دالر رسیده میٱمدند ،واین اثبات کشور ما به یک مملکت مصرفی است، در ولایت زابل به لب سرک دکانهای بودندباسبد های پرازبادامهای کاغذی لذیذ،ازٱن هم یک پاکت خریدیم ،بعد ازمرور 2 ساعت بالای گند(سرک خراب )جمهوریت به حومه دارالامارت قندهاررسیدیم ،نصف شب ومسافرین اکثریت درخواب بودند ، چوکی من عقب سیت دریور که هم ذوق من بود از چانس خوب من ٱهنگ داکتر ناشناس (زماکندهاره دشازلمووطنه )ودر عقب ٱن (چشمان مرا به بلخ زیبا ببرید)خستگی سفررا کم میساخت ،البته درنزدیک چک پست طالبان ٱنرا خاموش مینمود، میگویند شخصی ٱهنگ (لیلاسه شوه لیلا +لیلا ناجوڔه وه بیگا) رابه صدای بلند زمزمه مینمود که طالب هویدا شد شخص دفعتن تون ، انتره وآستایی را عینن چنین تغییرداد (لااله، الاالله + لااله الاالله)خلاصه به آمدن سپیده داغ در آخر ولسوالی ادرسکن نماز صبح رادرمسجدی صغیری در لب دریاگک ادا نموده ،حوالی ساعت پنج ونیم صبح از دروازه ی دخولی میرداوودبه ولایت هرات داخل شدیم.