محمد عالم افتخار
«معلوم است که در مورد شخصیت هایی مانند داکتر عبدالله؛ سوال های متعدد دیگری هم وجود دارد که بر واقعیت ها و متغییر های دشوار فهمی مبتنی میباشد؛ منجمله تعلق به تنظیم جنگی مانند جمعیت اسلامی و گروه «شورای نظار» که در گیر منازعات دوران «جهاد و مقاومت» بود و در ایام به اصطلاح «پیروزی مجاهدین» و «حکومت اسلامی» ساخت پیشاور؛ طرفی از «جنگ های کابل» واقع گردید.
بر علاوه؛ از آنجا که در این برهه ها به لحاظ تاریخی و جنگی؛ عمدتاً عناصر لومپن جامعه بودند که بیشترینه فرصت عمل و مانور پیدا میکردند؛ به انگیزه خصایص اجتماعی و روانی خود؛ فاجعه ها هم می آفریدند و ارزش های محترم و محبوب مردمی را به تیر و تباهی می بستند. امروزه انبوه بی پایان خاطرات درد انگیز و عقده ها از این آدرس ها نزد مردمان وجود دارد و چه بسا هنوز تولید و باز تولید میگردد....
معهذا در یک تجزیه و تحلیل و ارزیابی و مقایسه کلان ملی و منطقوی؛ در می یابیم که همین صف و سنگر؛ جایگاه و پایگاه تاریخی و ستراتیژیک دفاع میهنی در برابر تجاوزات تباهکن خارجی داشته است که به انگیزه «عمق ستراتیژیک» پاکستان و «عمق ایدیالوژیک» ارتجاع منطقوی و فرامنطقوی علیه افغانستان و مردم آن؛ همانند سیل و توفان بنیانکن جاری بود و هم اکنون نیز ادامه دارد.
منجمله همین ایستادگی و مقاومت؛ سهم بلند تاریخی در عقیم و خنثی کردن ماستر پلان های شوم «کنفدراسیون افغانستان ـ پاکستان» ، صوبه پنجم پاکستان شدن افغانستان و خیلی دسایس راهبردی دیگر علیه وطن و مردم ما ایفا نموده است و مبارزان لایق و صادق فراوانی درین راستا سر داده و جام شهادت نوشیده اند که هرگز نمیتوان در صدر آنها قربان شدن های لرزاننده احمدشاه مسعود و استاد برهان الدین ربانی را نادیده گرفت.
چه بخواهیم و چه نه؛ تبارز برجسته داکتر عبدالله؛ هم در انتخابات ریاست جمهوری 2008 و هم در انتخابات کنونی و بخصوص در انتخابات کنونی؛ به این جایگاه و پایگاه صف و سنگر مربوطه اش؛ نیز قویاً ربط دارد و اگر تلاش ها درین جهت واقعیت داشته باشد که «کس اجازه نمیدهد داکتر عبدالله رئیس جمهور شود!»؛ این «کس» دقیقاً سمبول آن دشمنی تاریخی با افغانستان و مردم آن به علاوه ملاحظات و انگیزه های روشن شده در ابتدای این مقال میباشد.»
افزون بر اینها؛ صحت مطلوب جسمانی و آرامش و صفا و استواری دل انگیز روانی این شخصیت؛ امتیاز فوق العاده ای است که در دهه های اخیر کشور ما؛ از نادرات میباشد. بزرگی روحی و توانایی بلند عصبی داکتر عبدالله؛ خاصتاً در آزمون سنگین اخیر به طرز سخت درخشان متبارز گردید. او در حالیکه موتر حاملش توسط انفجار پرانده شده و از سوراخ شیشه های شکسته آن؛ بیرون جهیده بود؛ بلافاصله از محل حادثه به هوتل انترکانتی نینتال آمد که در آن محفل انتخاباتی دیگری برپا بود.
اینجانب تصادفاً در همان لحظه روی امواج ستلایت؛ تلویزیون های افغانی را مرور میکردم که در یکی از آنها به پخش جریانات انترکانتی نینتال مواجه شدم و داکتر عبدالله را دیدم که عقب ستیژ قرار گرفته سخت خونسردانه به روایت سانحه؛ تباه شدن موتر و مصدوم و مجروح شدن محافظانش پرداخت و سپس هم بیانیه نسبتاً مفصلی به حضار ارائه نمود.
بنده نیز مانند محترمه فاطمه گیلانی؛ می انگارم که برای سایر اشخاص قرار گرفته در معرض همچو انفجار سهمگین و سنگین؛ روز ها و شبانی ضرورت بود تا به خود آمده حالت نورمال روانی کسب نمایند.
در فرجام شایان یاد دهانی است که بنیاد «گوهر اصیل آدمی» هیچگونه تعهد و التزام انتخاباتی و کامپاینی به داکتر عبدالله و رقیب انتخاباتی او ندارد. و با در نظر داشت اینکه در چوکات قواعد بازی دموکراسی لیبرال؛ ممکن شده است و میتواند ممکن شود که حتی همانند هیتلر؛ فاشیست های عالمسوز با اکثریت آرای مردمان؛ انتخاب گردیده و به قدرت برسند؛ این بنیاد؛ به آنچه پس از 24 جوزا؛ واقع خواهد شد؛ تعلق خاطر چندان نداشته و قرار نیست از پیروزی یکی بشگفد و از ناکامی دیگری؛ بمیرد.
معهذا برای این بنیاد روشنگری؛ مطلقاً مهم؛ خواستنی و شاد کننده است که دشمنان مردم افغانستان و ستون پنجم شان در داخل کشور؛ به یمن تکنولوژی، به مدد خداوند یا به برکت آه مظلومان... قادر نگردیدند؛ طی بزرگترین حمله و سوءقصد شان؛ حیات شخصیت و ثروت ملی مردم افغانستان داکتر عبدالله را بگیرند.
زنده و سالم ماندن داکتر عبدالله؛ قبل از همه یعنی اینکه پروسه گران تمام شده انتخابات افغانستان؛ متوقف و ابطال نمیگردد؛ یکسال و چند سال دیگر به عمر ادارهِ مصیبت بار کنونی به ریاست حامد خان کرزی تمدید نمیشود و چه با پیروزی داکتر عبدالله و چه به غیر آن؛ در افغانستان؛ انتقال قدرت سیاسی متحقق میگردد و در هرحال؛ چه بسا عقل و محاسبه ملی و رواداری میهنی منجر به آن میگردد که بهترین های هردو تیم انتخاباتی عجالتاً رقیب؛ به ساخت یک دولت نوین و مبتنی بر علم و ساینس و الکترونیک؛ همیاری و همجوشی نمایند و روز بهی ها نصیب مردمان افغانستان گردد!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رویکرد ها و توضیحات:
2 ـ چنانکه افشا شده است؛ در بدل استخاره و سایر خدمات جناب حضرت؛ ارقام پولی هزار ها دالری به حساب بانکی ایشان در دنمارک واریز گردیده است تا جاییکه مورد سوء ظن مقامات بانک قرار گرفته ولی بالاخره با پا در میانی جناب خلیلزاد؛ مشکل حل شده است. با اینهم جالب بود که جناب حضرت؛ در آخرین بیانات شان در جمع علمای دین؛ فرمودند که به سادگی؛ از اشرف غنی احمد زی؛ اعلام حمایت نکرده اند؛ بلکه در مقابل از ایشان؛ محکم «خط» گرفته اند!
3 ـ برای حضور ذهن بهتر در موضوع؛ لطفاً گزارش و تحلیل زیر را مرور نمائید:
«دیروز در یک حمله انتحاری به کاروان انتخاباتی عبدالله عبدالله، موتر حامل او
منهدم شد؛ اما به خود او آسیبی نرسید.
این انفجار حوالی ظهر روز جمعه در کابل اتفاق افتاد.
وزارت امور داخله در خبرنامهای گفت که رویداد زمانی اتفاق افتاد که یک حمله
کننده انتحاری خود را در مسیر موتر حامل عبدالله عبدالله منفجر کرد.
اشرف غنی احمدزی رقیب انتخاباتی آقای عبدالله در دور دوم اولین نفری بود که
حمله به جان آقای عبدالله را محکوم کرد.
هم کرزی، هم اشرف غنی و هم وزارت داخله گفته اند که حمله به جان آقای عبدالله
کار دشمنان افغانستان بوده است.
ناظران هم می گویند که در این شکی نیست که این حمله در درجه اول کار «دشمنان
افغانستان» بوده است؛ همان هایی که منافع شان را با برگزاری انتخابات، استقرار
دموکراسی، روی کار آمدن یک دولت مقتدر، مردمی و مشروع و شکل گیری ثبات و آرامش
و توسعه اقتصادی در افغانستان در خطر می بینند و در صدد اند؛ تا با ایجاد رعب و
وحشت و خشونت و خون ریزی و ترور و بمب گذاری و مرگ آفرینی، فضای پیش از
انتخابات را ناامن کنند و زمینه ساز بروز بحران و ناامنی و هرج و مرج و بی
ثباتی شوند؛ تا به این ترتیب به اهداف شان دست یابند. با این حال، این حمله،
مشخصا کار دشمنان آقای عبدالله و راه و آرمان و بستر سیاسی، اجتماعی و فرهنگی
ای که او از آن برخاسته نیز بود.
این حمله نشان داد که ریاست جمهوری آقای عبدالله نیازمند هزینه های سنگین و
بزرگی است. او دشمنانی خطرناک و جدی در کمین دارد و برای رییس جمهور شدن،
نیازمند یک دوره طولانی ستیز و مقابله با عناصری است که از اساس با او و
خاستگاه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی اش مشکل دارند.
پاکستان یکی از نیرومندترین و جدی ترین دشمنان و مخالفان ریاست جمهوری آقای
عبدالله و هر عبدالله نوعی دیگر است.
منظور از عبدالله نوعی کسانی است که همسو و همسنگر آقای عبدالله اند و در پی
تشکیل حاکمیتی اند که در آن نه اراده پاکستان و نه هیچ کشور تروریست پرور دیگری
دخالت داشته باشد.
چرا این حمله را به پاکستان نسبت می دهیم؟
ممکن است کسی که خود را در مسیر کاروان انتخاباتی آقای عبدالله منفجر کرد
شناسنامه پاکستانی نداشته باشد؛ اما در منطقه ای که افغانستان در آن قرار دارد
این تنها پاکستان است که توان تربیت نسلی از انتحاری های مخوف را دارد که در
صورت لزوم، آنها را با کلید یکی از کلبه های بهشت، راهی سرزمین مرگ می کند.
آقای عبدالله فرزند نسلی از مجاهدینی است که از قدیم الایام با سلطه تروریزم
پاکستانی در افغانستان مشکل داشته است. تروریزم پاکستانی نیز ضربات سخت و
کمرشکنی از هم نسلان مجاهد داکتر عبدالله خورده و با وجود این، نمی تواند به او
به مثابه بخت اول انتخابات
۲۴
جوزا نگاه کند یا تلخ تر از آن، شاهد روزی باشد که داکتر عبدالله قدرت را از
رییس جمهور کرزی تحویل می گیرد و برای پنج سال آینده بر سریر ریاست جمهوری تکیه
می زند. این بدترین و تکان دهنده ترین کابوسی است که تروریست ها و باداران و
بنیانگذاران آنها می توانند ببینند.
ریاست جمهوری داکتر عبدالله، شکست مرگباری برای پاکستان و عوامل تروریست آن
کشور در افغانستان خواهد بود؛ به همین دلیل، حمله دیروز، تلاشی پیشگیرانه برای
مقابله با این کابوس ترسناک بود.
آقای عبدالله از حمله دیروز جان به سلامت برد؛ اگرچه تعدادی از هموطنان عزیز
مان در آن قربانی شدند و به ابدیت پیوستند؛ اما این نه پایان ماجرا که تکانه و
تلنگری جدی به رییس جمهور آینده بود؛ تا بداند که دشمن در کمین است و از هیچ
تلاشی برای هدف قرار دادن رییس جمهور آینده، حذر و پرهیز نخواهد کرد.
او همچنین باید بداند که برای مقابله یا معامله با دشمنان قدرتمندش، راه سخت و
دشواری در پیش دارد. عبدالله بدون شک کرزی نیست و نمی تواند باشد. رای دهندگان
او هم انتظار دارند او به تروریست هایی که در کمین جان او هستند، به چشم
«برادران ناراضی» نگاه نکند؛ زیرا مردم می خواهند او با آقای کرزی فرق داشته
باشد.
آقای عبدالله از هم اکنون باید به دنبال طرح و تدوین یک استراتژی و راهبرد
شفاف، مشخص و دوگزینه ای جنگ و صلح باشد و در همان
۱۰۰
روز نخست ریاست جمهوری، آن را فراراه مخالفانش قرار دهد؛ تا از دو گزینه جنگ یا
صلح، کدامیک را برمی گزینند و او نیز مسئول است؛ تا براساس پاسخ مخالفانش با
آنها وارد مقابله یا معامله ای جدی و قاطع شود.
رویکرد منفعلانه آقای کرزی و شورای صلح اش دیگر نمی تواند قابل ادامه باشد. این
رویکرد، در شأن ملت بزرگ افغانستان و مورد انتظار رای دهندگان عبدالله نیست.
مردم صلح می خواهند؛ اما صلحی مقتدرانه و از موضع عزت و قدرت؛ نه خفت و ذلت.
نرگس اعتماد- خبرگزاری جمهور