توصیه‌هایی به دولت‌های افغانستان و ایالات متحده امریکا

 

8 صبح : در آستانه طرح سیاست استراتژیک اداره جدید ایالات متحده امریکا برای رسیده‌گی به وضعیت بحرانی افغانستان است، انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان به هدف ترسیم چشم‌اندازی روشن برای سیاست‌گذاران هر دوکشور، دومین نشست «گفتگوی ملی» را تحت عنوان “رابطه افغانستان و ایالات متحده امریکا” به روز پنج‌شنبه برابر با ۳۱ حمل ۱۳۹۶، در کابل برگزار کرد. این مقاله گزارش مختصری از بحث‌ها و پیشنهادهای مطرح شده در دور دوم گفتگوی ملی«رابطه افغانستان با ایالات متحده امریکا» است که توصیه‌هایی را در زمینه به دولت‌های واشنگتن و کابل ارائه می‌دارد.
همایش گفتگوی ملی پیرامون رابطه‌ی افغانستان و ایالات متحده امریکا با شرکت شماری از کارشناسان عرصه روابط بین‌الملل، اعضای پارلمان، اعضای جامعه مدنی، رسانه‌ها و دانشگاهیان بر دو محور: الف، ترسیم روابط میان دو کشور و ب،- شناسایی چالش‌ها و فرصت‌ها تمرکز داشت.

تغییر استراتژی “بازنده” به استراتژی “پیروز”

برای این که استراتژی فعلی ” بازنده” را به استراتژی” پیروز”، تغییر دهیم، هر دو دولت باید استراتژی جدیدی را بر چهار محور جلوگیری/ دفاع، دیپلماسی، دموکراسی و انکشاف تهیه کنند.

 جلوگیری/ دفاع: در افغانستان جنگی که جریان دارد صرفاً می‌تواند دو سرانجام داشته باشد: شکست یا پیروزی. صلح نتیجه‌ی منطقی پیروزی است. بنا بر این، ضروری است که ایالات متحده امریکا متحد اصلی خود (افغان‌ها) و دشمنانش (پاکستان/ طالبان و مداخله‌گران منطقه‌ای) را از عزم خود برای غلبه بر وضعیت و پیروزی اطمینان دهد. البته، پیروزی به معنای نابودکردن دشمنان نیست، بلکه به معنای غلبه سیاسی و استراتژیک و وادارساختن دشمنان به قبول خواست‌های شما می‌تواند باشد. محور نظامی یک استراتژی جامع، باید بر نقاط ذیل تمرکز داشته باشد:

اول: تقویت و بالا بردن ظرفیت نیروهای ملی دفاعی و امنیتی افغانستان

دوم: تحکیم و تداوم همکاری‌های امنیتی و دفاعی میان افغانستان و ایالات متحده امریکا/ ناتو در چارچوب موافقت‌نامه دو جانبه امنیتی و موافقت‌نامه‌های درازمدت با سایر اعضای ناتو.

سوم: رسیده‌گی و حل معضل فساد در نهاد‌های ملی دفاعی و امنیتی افغانستان، به ویژه تأمین شفافیت در عقد قراردادهای این نهادها با مقاطعه‌کاران (قراردادی‌های داخلی و خارجی)؛ در عین حال باید اطمینان داده شود که مبارزه با فساد زمینه‌ای برای تعقیب برنامه‌های سیاسی و قومی نمی‌گردد.

چهارم: تقویت روایت ضد طالبان در میان همه‌ی مردم افغانستان، مخصوصاً در بین علمای دینی و مناطق پشتون‌نشین کشور که از جمله قربانیان اصلی تروریسم طالبانی می‌باشند.

پنجم: بازتعریف و شناسایی طالبان به حیث یک سازمان تروریستی توسط وزارت خارجه ایالات متحده امریکا.

ششم: اتخاذ تدابیر استخباراتی موثر برای مهار نفوذ هم‌فکران طالبان از نهادهای دولتی به ویژه دفاعی و امنیتی و تضعیف تفکر طالبانی.

هفتم: بازنگری ساختاری، طرح دکترین نظامی و پالیسی‌های مشخص دفاعی و امنیتی، سکتور دفاعی و امنیتی افغانستان برای هم‌آهنگ و هم‌گام‌سازی آن‌ها در مقایسه با نیازمندی‌های در حال تغییر امنیتی افغانستان.

هشتم: ایجاد فرصت‌های مشروع و مرتبط به کشورهای منطقه برای پشتی‌بانی از نیروهای ملی دفاعی و امنیتی افغانستان.

نهم: مختل‌کردن منابع مالی تروریستان، مخصوصاً مثلث مواد مخدر، جرایم سازمان یافته و تمویل مخفی از جانب کشورهای منطقه‌ی خلیج.

دهم: پایان‌دادن به استفاده ابزاری ارتش و سازمان استخبارات نظامی پاکستان از تروریسم نیابتی در افغانستان برای دنبال‌کردن اهداف سیاسی، منافع تجارتی و رقابت منطقه‌ای.

دیپلماسی: دیپلماسی ایالات متحده امریکا/ افغاستان باید با اهداف نظامی دفاعی آن‌ها هم‌آهنگ باشد. در حالی که ارتش‌های ایالات متحده امریکا و افغانستان مشغول جنگ با طالبان بوده‌اند، دیپلماسی کابل- واشنگتن، اشتباهاً برای طالبان و حامی خارجی اصلی‌شان پاکستان، فضای سیاسی و مشروعیت فراهم کرده است. محور دیپلوماتیک یک استراتژی جامع باید در برگیرنده نقاط ذیل باشد:

اول: تشویق تقسیم معقولانه‌تر مسوولیت‌ها با اعضای ناتو برای ماموریت افغانستان.

دوم: همکاری و هم‌آهنگی بهتر برای ایجاد یک توافق میان کشورهای اسلامی- منطقه‌ و ترک سیاست‌های گزینشی در برابر تروریست‌ها.

سوم: همکاری با هند به حیث متحد طبیعی منطقه‌ای و جهانی ایالات متحده امریکا و همکار تاریخی و استراتژیک افغانستان در منطقه، برای تامین ثبات و توسعه افغانستان در چوکات همکاری‌های سه‌جانبه افغانستان ـ هند – و ایالات متحده امریکا که هنوز گام‌های عملی در آن زمینه برداشته نشده است.

چهارم: تعامل با بازیگران مشروع منطقه‌ای (ایران، روسیه، چین و کشورهای آسیای میانه) برای جهت‌دادن نگرانی‌های مشروع آن‌ها روی هم‌آهنگی موثر در باره‌ی افغانستان.

پنجم: جلوگیری از ظهور جنگ نیابتی فرقه‌ای میان ایران و عربستان در امتداد مناطق مرزی افغانستان ـ ایران.

ششم: احیای همکاری ناتوـ روسیه در مورد افغانستان.

هفتم: حذف پاکستان به حیث یک متحد اصلی غیر عضو ناتو و اتخاذ تدابیر برای شناسایی پاکستان به حیث یک «کشور حامی تروریسم».

هشتم: تشویق تعامل بیشتر میان گروه‌های جامعه‌ی مدنی، رسانه‌ها، دانشگاهیان، علما، ورزشکاران و بخش خصوصی در منطقه.

نهم: تشویق چین به پذیرفتن مسوولیت بیشتر برای تامین ثبات و توسعه در افغانستان، به شمول ادغام معقولانه افغانستان در پروژه‌ها و ابتکارات اتصال منطقه‌ای.

دهم: تسریع کار پروژه‌ها و ابتکارات اقتصادی منطقه‌ای به شمول تاپی، کاسا یک‌هزار و ریکا.
دموکراسی/ سیاست: در حال حاضر ما با یک پروسه سیاسی به بن‌بست رسیده مواجه‌ایم؛ حکومت غیر قانونی (حکومت وحدت ملی)، که دچار تفرقه روزافزون قومی است. نارضایتی جدی میان رأی‌دهنده‌گان افغان در باره‌ی نظام دموکراتیک مبتنی بر قانون اساسی وجود دارد. ایالات متحده امریکا باید در آینده‌ی نزدیک و در درازمدت به هر دو بخش بحران موجود بپردازد تا یک گفتگوی ملی برای برطرف‌کردن شکاف‌های فعلی در درون ساختار سیاسی و انتخاباتی، به خصوص در رابطه با بحث نظام ریاستی در برابر نظام پارلمانی، ایجاد شود. انتخابات پارلمانی برنامه‌ریزی شده برای سال جاری، یک آزمون مهم برای بازسازی اعتبار مردم، دموکراسی و تزریق انرژی دموکراتیک به نظام سیاسی به بن‌بست رسیده‌ی کنونی است. محور سیاسی/ دیپلماتیک یک استراتژی جامع باید در برگیرنده نقاط ذیل باشد:

اول: تطبیق کامل موافقت‌نامه سیاسی که زمینه ساز ایجاد حکومت وحدت ملی در دسامبر ۲۰۱۴ شد؛ چنان‌که تطبیق کامل آن از سوی ایالات متحده امریکا و سازمان ملل متحد تضمین شده است.

دوم: تعیین یک مقام ارشد امریکایی برای هم‌آهنگ‌سازی تلاش‌های ایالات متحده امریکا جهت تضمین اصلاحات اساسی در نظام انتخاباتی در آستانه انتخاباتِ برنامه‌ریزی شده پارلمانی و ریاست جمهوری.

سوم: تشویق گفتگوی ملی و مشورت‌ها برای ترسیم مسیر آینده‌ی اصلاح ساختارهای سیاسی و انتخاباتی افغانستان.

چهارم: دورشدن از سیاست هواداری قومیت/ شخصیت‌محور به طرف سیاست مبتنی بر حزب سیاسی و ملت/مسأله‌محور.

پنجم: در نظر گرفتن مبارزه با فساد به عنوان یک مشکل درازمدت سیاسی و ساختاری، نه یک تهدید فرهنگی.

ششم: دورشدن از رویکرد “شخص محور” ، “بوروکراسی پندیده” و سیاست “بالا به پایین” به حاکمیت نهادها، “حکومت‌داری” و ” جامعه متکثر”.

هفتم: بازگشایی دفترهای قونسلی و سیاسی ایالات متحده امریکا در شهرهای مهم افغانستان و افزایش تعاملات دیپلمات‌های امریکایی با تمام نماینده‌گی‌های سیاسی در افغانستان.

هشتم: تطبیق شرایط و خطوط قرمز در هر گونه مذاکرات صلح، توافقات و تفاهم‌ها.

نهم: تقویت نهاد قضایی و محاکم برای انجام ماموریت قانونی آن‌ها در پرداختن به مشکلات متعدد کشور.

دهم: نظارت دقیق‌تر رسانه‌های داخلی دیداری، شنیداری، چاپی و فضای مجازی، محصلین دانشگاه‌ها و مساجد به هدف حمایت آن‌ها در برابر تبلیغات زهرآلود افراطی‌گرایی، قومی و فرقه‌ای و تقویت آن‌ها در گفتمان‌ها و روایت‌های فعال و جایگزین.

انکشاف: افغانستان به یک استراتژی اصیل انکشاف ملی نیاز دارد تا به مشکلات اجتماعی-و اقتصادی‌اش بپردازد و بتواند از منابع فراوان انسانی، طبیعی و ذخایر معدنی‌اش استفاده کند. مشکلات اجتماعی اقتصادی افغانستان در برگیرنده نیازمندی‌ها برای تامین ثبات، کمک‌های بشری، بازسازی و انکشاف می‌باشد. سرشت مناقشه افغانستان نیازمند یک استراتژی جامع است که از آن با عنوان “ملت/ دولت‌سازی” نیز یاد می‌شود. محور اجتماعی/ اقتصادی یک استراتژی جامع باید در برگیرنده نقاط ذیل باشد:

اول: تهیه یک استراتژی موثر بلندمدت ملی با به رسمیت‌شناختن جنگ جاری و ناامنی در مناطق ناامن و هم‌زمان کار با مناطق و بخش‌های نسبتاً با ثبات.

دوم: جایگزین‌کردن اقتصاد جنگی با اقتصاد ملی با به کارگیری کارگران و شرکت‌های افغان در تأمین تدارکات نیروهای امنیتی افغان و ایتلاف.

سوم: در نظر گرفتن “ایجاد شغل” به عنوان یک اولویت استراتژیک در تمام بخش‌ها و تطبیق برنامه‌هایی نظیر زیربناهای عمومی.

چهارم: تجدید نظر در استراتژی مبارزه با موارد مخدر و پیدا کردن راه‌کارها برای مرتبط‌ساختن آن با اقتصاد ملی.

پنجم: ایجاد پروژه‌های هم‌آهنگ اقتصادی بر مبنای اصل «همکاری سکتورهای دولتی- و خصوصی»، مخصوصاً در بخش انرژی، زیربنا و بخش‌های زراعتی.

ششم: حمایت از افراد و گروه‌های آسیب‌پذیر و به حاشیه رانده شده با افزایش بودجه رفاه اجتماعی و تقویت آن‌ها در امتداد نظام وسیع مالیاتی.

هفتم: کاهش بوروکراسی دولتی افغانستان به شمول سرمایه‌گذاری بر تکنولوژی مدرن و تحصیلات مهارت‌محور.

هشتم: بازکردن بازارهای منطقه‌ای و جهانی برای محصولات و نیروی کار افغانستان.

نهم: برطرف کردن حیف‌ومیل، تعدد و فساد مالی در نهاد‌های افغان و بین‌المللی در زمینه‌های مختلف.

و دهم: تخصیص‌دادن حمایت مالی مورد نیاز برای انکشاف ملی درازمدت افغانستان.
یادداشت: متن اصلی این مقاله به زبان انگلیسی است و در وبسایت انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان در دست‌رس می‌باشد.

 

 

 



بالا

بعدی * صفحة دری * بازگشت