مهرالدین مشید

 

 

نگرانی ملاهبت الله از به صدا درآمدن آجیر فروریزی کاخ اقتدار گروه ی طالبان

پیام امیر الغایبین و فرار او از مرگ؛ نمادی از دو رویی و ریاکاری او

 

رسانه ها روز شنبه ۱۸ حمل برابر به ۲۷ رمضان پیامی را به مناسبت فرارسیدن عید از سوی رهبر غایب طالبان به نشر سپردند که در قسمتی از این پیام عیدی منسوب به رهبر طالبان، چنین آمده است : «روزی‌دهنده و حفاظت‌کننده ما الله تعالی است، قدرت‌های دنیا نه روزی شما را گرفته و نه آنرا قطع می‌توانند.» رهبر طالبان در بخش دیگری از پیام خود بدون اشاره به میلیون‌ها دالر کمک نقدی ایالات متحده امریکا و سازمان ملل که به عنوان «کمک بشردوستانه» وارد افغانستان می‌شود؛ گفته است،  قدرت‌های بزرگ دنیا «زندگی» اعضای طالبان را «گرفته نمی‌توانند.» شگفت آور اینکه رهبر طالبان در حالی این سخنان را گفت که روز سه‌شنبه گذشته ۲۳ رمضان به دلیل پرواز هواپیمای بی‌سرنشین بر فراز دفتر اش مجبور شد تا اقامتگاه خود را تغییر دهد. رسانه ها به نقل از مولوی عبدالاحد طالب، فرمانده نیروهای ویژه امنیتی رهبر طالبان نوشته اند که او این موضوع را یک «خطر فوری» برای امنیت هبت‌الله آخندزاده تلقی کرده و اقدام برای تغییر مکان او نمود. بنابر اطلاعات منابع، طالبان رهبر خود را به «پایگاه نظامی تلوکان» در ولسوالی پنجوایی قندهار منتقل کردند.

هرچند رهبر طالبان خواسته تا در این پیام با عنوان کردن مسایل دیگر از اصل موضوع که همانا موجودیت اختلاف عمیق و گسترده در میان این گروه است، طفره برود؛ اما از متن پیام فهمیده می شود که اختلاف درون‌گروهی طالبان در محور انحصار گرایی ها و خودخواهی های ملاهبت الله هر روز بالاتر  میگیرد و چون کابوسی بر روان او سنگینی میکند‌. این نگرانی ها چنان بالا گرفته که رهبر طالبان از کتمان آن عاجز مانده و افشای آن ها به خطبه های روزمره ی او بدل شده است. 
چنانکه او در پیام عیدی خود به مسایلی چون امنیت، آموزش، اقتصاد، ارتباط با کشورهای جهان، فلسطین، و همکاری با نیازمندان، اشاره کرد؛ اما اختلافات داخلی طالبان در آن برجسته تر بازتاب یافته است. بجای اینکه امیرالغایبین به مسائل مهم ملی بپردازد، سخن از اصلاحات بزرگ کوتاه مدت و میان مدت و دراز مدت بزند و برای گشودن بن بست کنونی اشاره ای به تشکیل حکومت همه شمول و طرح های راهبردی برای کاهش فقر و تنگدستی های جانکاه ی مردم نماید یا برای رفع نگرانی ها در مورد آموزش دختران، محدودیت های دیگر برضد زنان و دختران و مسایل حقوق بشری نماید و از اقدام هایی در این موارد سخن بگوید، برعکس او به اجرای شریعت تاکید کرده و شلاق زدن زنان را در محضر عام بدون دسترسی به وکیل مدافع: «تامین عدالت و دفاع از مظلوم » به همکاری علما و شوری های متنفذین یکجا با مسئولین خوانده است.

این در حالی است که وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان، به صورت گسترده متهم به برخورد تبعیض آمیز، قومی و مذهبی شده است و علمای اهل تشیع و بسياری رهبران شیعه برخورد نیروهای امر به معروف طالبان در برابر دختران هزاره را تبعیض آمیز خوانده اند. افزون بر آن بسیاری از کارشناسان دینی این رویکرد طالبان را سوء استفاده از دین و اجرای سیاست های قومی عنوان می کنند. هرچند رهبر طالبان به مسایل گوناگون اشاره کرده و اما مضمون اصلی صحبت های او در محور اختلاف های درونی طالبان می چرخد.

پیش از این آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد به شورای امنیت این سازمان گزارش داده بود که طالبان با گذشت نزدیک به سال، دچار اختلاف شدید داخلی برسر حکومت داری هستند. همچنان انیستیتوت مطالعات جنگ نیز در گزارشی گفته بود که بسیاری از نیروهای طالبان اکنون فرمان ها و دستورات هبت الله آخندزاده پیروی نمی کند و این دستورات را نادیده می گیرد. این انیستیتوت از جمله گفته بود که نیروهای طالبان فرمان عفو عمومی هبت الله آخندزاده و دستورات او در مورد چند همسری و اجتناب از تقرر بستگان خود در پست های دولتی را نادیده می گیرند.

پیام عیدی رهبر طالبان در واقع بیانگر دغدغه ی اصلی او را تشکیل می دهد که بیانگر  شکسته شدن احتمالی اقتدار مطلق و انحصار گرایی او است. او در گوشه ی دیگری از این پیام خود گفته است: «دشمنان ما در انتظار اند مانند مجاهدین که پس از پیروزی جهاد بر ضد کمونیزم میان شان اختلاف پیدا شد، میان مسئولین امارت اسلامی (حکومت طالبان) نیز اختلاف رونما گردد.» وی از افراد خود خواست تا «از اختلاف و خودخواهی اجتناب ورزند» و «از چهره‌ های بدنام دوره‌های گذشته عبرت بگیرید.» او تاکید کرد که «خودخواهی» رهبران مجاهدین سبب شد که «ثمره جهاد به دست نیامد، نظام اسلامی برپا نشد و افغانستان به نابسامانی‌ های زیادی مواجه گردید.» این پیام عیدی بیانگر این است که تدوین کننده گان آن خواسته اند تا سیاست گذاری راهبردی گروه ی طالبان را در قالب این پیام ارایه نمایند تا او برای همه رهبران، فرماندهان، مقام ها، اعضای عادی و جنگجویان طالبان، واجب الاطاعت تلقی شود. نقطه ی مهم این پیام را همین نکته تشکیل می دهد و از این واقعیت پرده بر می دارد که اختلاف ویرانگر و خطرناکی در درون طالبان رخنه کرده و در حال زبانه کشیدن است. ملاهبت الله این اختلاف را درک و ده و می ترسد که مبادا این اختلاف چنان شعله ور شود و کانون مرکزی قدرت طالبان در قندهار را درنوردد و او را به قربانی بگیرد.

اینکه در این روز ها رهبر طالبان بجای نامعلومی نقل مکان کرده و خود را مخفی ساخته است. هرچند علت وضع تدابیر بیشتر و پنهان شدن رهبر طالبان گشت زنی طیاره های بدون سرنشین ذکر شده؛ اما واقعیت این است که او نشانه های آشکار اختلاف از یک‌سو میان جناح های طالبان هزاره و طالبان ازبیک و طالبان تاجیک با بدنه ی اصلی طالبان و از سویی هم میان طآلبان قندهاری و هلمندی و جناح ملا برادر و و شبکه ی حقانی و ملایعقوب را با خود به گونه ی نیرومندی احساس کرده است. در این میان سخنان ستانکزی معاون وزارت خارجه ی رژیم طالبان مبنی بر اینکه حکومتی که رهبرش در خفا باشد، پایدار نیست. این سخن در واقع حیثیت به صدا درآمدن ناقوس اعتراض بر ضد او را دارد. او خواسته تا با صدور این پیام به نحوی بر رقبای داخلی خود بفهماند که او نفاق درون‌گروهی را درک کرده است و خواسته با این پیام آنان را به نحوی تهدید کند. ملاهبت الله در این پیام رقبای داخلی خود را متهم به خودخواهی کرده و آنان را برای اطاعت از خود فراخوانده است. این خودخواهی را با خودخواهی رهبران جهادی پیشین پیوند داده و توضیح کرده که چگونه آنان قربانی خودخواهی های خود شدند و فرصت های خوب را از دست دادند. مردمی که با اشک های خوشی با جهانی از آرزو های پاک انسانی از آنان استقبال کردند؛ جهادیان پیشین بجای اینکه آنان را در آغوش می گرفتند، برعکس آنان را به گلوله ها و راکت های مرگبار بستند.

گفتنی است که‌ هرچند اختلاف گروه‌های جهادی پیشین تنها خودخواهی و انحصار کرایی گروهی و قومی نبود؛ بلکه وابستگی های استخباراتی و دخالت های دوامدار کشور های همسایه، بویژه سرویس استخباراتی پاکستان و ایران بود که هر کدام گروه‌های رقیب را از لحاظ نظامی و مالی و سیاسی حمایت می کردند. درراین میان یک دولت اسلامی نیرومند و برخاسته از متن جهاد مردم افغانستان برای قدرت های استعماری جهان قابل پذیرش نبود. با تاسف که رهبران جهادی هر یک چنان خصمانه بر روی یکدیگر تیغ کشیدند که بالاخره استخبارات پاکستان به کمک امریکا و عربستان سعودی طالبان را در دور نخست بر آنان مسلط ساخت. ستم رهبران جهادی بر سر  مردم افغانستان حالتی را به بار آورد که بخشی از آنان از طالبان حمایت کنند.

رهبر طالبان با عنوان کردن خودخواهی و برحذر داشتن رهبران این گروه از جنگ داخلی به گونه ای خواسته، بر روی اقتدارگرایی، انحصار قدرت، تبعیض و تعصب، جاه طلبی و نفی تنوع سیاسی، قومی و مذهبی خود پرده بکشد. از فحوای پیام طالبان فهمیده می شود که میزان بلند رفتن انزجار و نفرت درون گروهی طالبان نسبت به ملاهبت الله کمتر از خشم و انزجار مردم افغانستان نیست. این در حالی است که او به مشروعیت مردمی و ملی نیاز دارد و این مشروعیت فراتر از مشروعیت بخشی درون گروهی با رهبر طالبان است. بنابراین تمکین کردن بی قید و شرط رهبران، مقام ها و جنگجویان طالبان به رهبر شان که حالا در حال فروپاشیدن است، برای ملاهبت الله بسنده نیست؛ بلکه او به حمایت های مردمی بیشتر نیاز دارد که او حالا هر دو را در حال از دست دادن می بیند. بنابراین او با یاسی اضطراب انگیز دست و پنجه نرم میکند و پس از گشت زنی طیاره های بدون سرنشین در فضای قندهار، ناگزیر شده تا خود را پنهان کند. نه تنها این او برای مقابله با رقبای درون گروهی و گستره ی دامن نفوذ و قدرت خود یک نیروی نظامی ۴۰ هزار نفری را بوجود آورده است.

طالبان پشتون نه تنها به جناح های قندهاری و هلمندی و پکتیایی در شبکه های گوناگون تقسیم شده اند؛ بلکه به جناح های قومی پشتون، هزاره، تاجیک و ازبیک نیز تقسیم شده اند. نخستین بار جرقه ی اختلاف میان طالبان و طالبان هزاره پس از نافرمانی مولوی مهدی بوجود آمد. مهدی، معروف به مولوی مهدی، تنها فرمانده سرشناس هزاره و شیعه بود که در بیش از یک دهه گذشته در صفوف طالبان جنگیده بود. او پس از روی کارآمدن دوباره طالبان، به فرماندهی امنیت در بامیان گماشته و سپس برکنار شد. مولوی مهدی سپس از دستور طالبان برای رفتن به کابل سرپیچی کرد و به زادگاه خود، بلخاب رفت و خواستار تامین حقوق هزاره‌ها و شیعیان در حکومت طالبان شد. مولوی مهدی مخفی گردید و مدتی بعد وزارت دفاع طالبان اعلان کرد که نیروهای مرزی فرمانده مهدی را در حالی که «می‌خواست به طرف ایران فرار کند، کشتند.» سخنگوی طالبان، مولوی مهدی را «سرکرده بغاوتگران» در بلخاب ولایت سرپل خواند.

پس از آن اختلاف میان طالبان ازبیک تبار چون؛صلاح‌الدین ایوبی، مخدوم محمدعالم ربانی، مولوی عبدالرحمان راشد و داملا اسدالله مرادی چهار نفر از فرماندهان مشهور ازبیک تبار اند که برای طالبان جنگیده اند؛ اما اکنون به حاشیه رانده شده اند. نخستین اختلاف میان طالبان ازبیک تبار و طالبان زمانی بوجود آمد که طالبان مخدوم عالم را به اتهام «آدم‌ربایی» بازداشت کردند، چندین روز زیر شکنجه و تحقیقات این گروه قرار گرفت و نهایتا به زندانی در کابل انتقال داده شد. طالبان نه تنها به اعتراض های ازبیک ها توجه نکردند؛ بلکه با شغال خواندن آنان را تحقیر هم کردند. سرنوشت مخدوم عالم تا هنوز روشن نیست.
صلاح‌الدین ایوبی در روزهای سقوط نظام جمهوریت از پاکستان وارد ولایت لوگر شد و بعد به‌سوی کابل حرکت کرد. او در سقوط کابل، به‌ویژه تصرف ارگ ریاست‌جمهوری نقش اساسی داشت و از همین رو او به نام «فاتح ارگ» مشهور شده است. او در حال حاضر فرمانده امنیه‌ی طالبان در ولایت زابل است. ازبیک ها در اوایل به قدرت رسیدن گروه طالبان از ایوبی استقبال کردند؛ اما زمانیکه طالبان برای او صلاحیت لازم ندادند، به تدریج از وی فاصله گرفتند‌. او تا کنون دو بار به‌دلیل آنچه رویکرد انحصارطلبانه‌ی قومی خوانده، به فاریاب برگشته است؛ اما در هر دو بار با وساطت «مولوی عبدالسلام حنفی»، معاون ازبیک‌تبار نخست‌وزیر طالبان به قندهار برگشته و پس از دیدار با ملاهبت‌الله دوباره به وظیفه‌اش در پست‌های متعدد ادامه داده است.
مخدوم محمدعالم ربانی نیز، مثل ایوبی، پس از تصرف افغانستان از سوی گروه طالبان، به‌تاریخ
۲۲ جدی ۱۴۰۰ از سوی استخبارات این گروه به اتهام آدم‌ربایی بازداشت و پس از چند ماه دوباره آزاد گردید. بازداشت او تنش میان ازبیک‌ها و پشتون‌های فاریاب را افزایش داد و ازبیک‌ها در یک مظاهره‌ی گسترده کنترل شهر میمنه را در دست گرفتند. اما طالبان با اعزام نیرو به شهر میمنه دوباره کنترل شهر را بدست گرفته و مظاهره‌های مردمی را فرونشاندند. وی پس از حاکم شدن طالبان در افغانستان ابتدا به‌عنوان معاون والی سرپل مقرر شد و بعدا به‌حیث فرمانده امنیه ولایت غزنی از سوی رهبر طالبان انتخاب شد که تا اکنون در فرماندهی امنیه‌ی غزنی ایفای وظیفه می‌کند.

مولوی عبدالرحمان راشد پس از سقوط جمهوریت در آگست سال ۲۰۲۱ میلادی، راشد به‌عنوان وزیر زراعت طالبان در کشور تعیین شد. اما پس از چندی از مسند وزارت برداشته شد و به‌حیث معین وزارت مهاجرین این گروه تعیین شد که تا اکنون در همین پست باقی مانده است. مردم ازبیک ظاهرا برای او قدرتی قایل نیستند و توقعی از او ندارند.
داملا اسدالله مرادی پیش از سقوط حکومت جمهوریت با
۸۰ نفر مجهز با سلاح‌های پیشرفته در جنگ‌ها حضور می‌یافت و طرفداران زیادی در میان مردم و فرماندهان طالبان داشت. بیشتر ولسوالی‌های فاریاب در حمله‌های طالبانِ تحت فرماندهی او سقوط کردند.
مرادی پس از تصرف افغانستان توسط این گروه، به‌حیث والی فاریاب و یا به یک پست بالاتر مقرر شود؛ اما حکومت طالبان تا اکنون وی را در هیچ پستی مقرر نکرده است. طالبان ازبیک تباراز فرماندهان ازبیک‌تبار شان مأیوس شده‌اند. آنان به این نتیجه رسیده اند که حکومت طالبان بنابر تعصبات قومی برای این فرماندهان ازبیک‌تبار و دیگر نظامیان رده‌پایین‌تر همراه‌شان پست‌های بسیار عادی و خالی از قدرت در نظر گرفته‌ و هیچ یک از این فرماندهان را در پست‌های مهم و معنادار دولتی نمی گمارد.
از پیام ملاهبت الله طوری فهمیده می شود که تنها طالبان هزاره، ازببک و تاجیک از رهبری طالبان ناراض نیستند؛ بلکه این نارضایتی بصورت گسترده و ژرف در درون طالبان پشتون تبار نیز رخنه کرده است. این درز به حدی است که رهبر طالبان از کتمان آن عاجز گردیده و به گونه ی آشکارا به آن اعتراف کرده است.

هرچند مضمون اصلی پیام ظهور اختلاف خانه برانداز در میان طالبان است؛ اما در ضمن از بی تفاوتی و مسؤولیت ناپذیری رهبر طالبان نسبت به وضعیت اقتصادی تاسفبار مردم افغانستان پرده بر می دارد و فقر و تنگدستی میلیون ها انسان را در کشور فلاکت زده ی افغانستان دست کم گرفته است؛ بلکه از دو رویی و فریبکاری و ترفند او زیر نام اسلام نیز پرده بر می‌دارد که با این گونه اظهارات ترفند آلود دشواری های  دست و پاگیر مردم افغانستان را نادیده گرفته و بر  بیکاره گی و ناتوانی حکومت استبدادی خود پرده بکشد.

او در حالی با بی تفاوتی تمام بر رزاقیت کورکورانه ی خداوند تاکید کرد و فقر جانکاه ی مردم افغانستان را نادیده گرفت که مردم این کشور با انبوهی از دشواری های اقتصادی روبرو اند و هر روز بیشتر از روز دیگر گراف فقر و تنگدستی و بیکاری در افغانستان بلند می رود. چنانکه دفتر هماهنگ‌ کننده ی کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل متحد (اوچا) در آخرین گزارش خود در ۱۸ جدی سال روان گفته است که: «نزدیک به نیمی از تمام مردم افغانستان در فقر زنده‌گی می‌کنند که این نرخ به‌ویژه در میان زنان بالا است. به‌رغم ثبات اقتصادی در سطح پایین در سال ۲۰۲۳ ، ۶۵ درصد از خانواده‌ها همچنان شوک اقتصادی را تجربه کردند.»
در این گزارش زنان آسیب پذیر ترین قشر جامعه ی افغانستان ذکر شده است. بربنیاد این گزارش، از میان
۲۳.۷ میلیون تن در افغانستان که به کمک‌های نجات‌دهنده نیاز دارند، شرکای بشردوستانه ۱۷.۳ میلیون تن را برای دریافت کمک‌های چند بخشی در سال ۲۰۲۴ در اولویت قرار داده‌اند که برای آن ۳.۶ میلیارد دالر امریکایی نیاز است. این سازمان بین‌المللی از ماه دسمبر سال ۲۰۲۱ تا جنوری ۲۰۲۳ میلادی ۱.۸ میلیارد دالر پول نقد را به افغانستان انتقال داده است. بر اساس این گزارش، از سال ۲۰۲۱ تا کنون ۳۰ درصد از درآمد افغان‌ها کاسته شده و ۸۵ درصد افغان ها زیر خط فقر زندگی می‌کنند. بر اساس آمار دفتر هماهنگی امور بشردوستانۀ ملل متحد (اوچا) بیش از ۲۹ میلیون افغان در سال ۲۰۲۳ به کمک‌های بشردوستانه نیاز داشتند که گفته می‌شود با اخراج صدها هزار مهاجر از پاکستان و ایران، به این رقم افزوده شد.

پیش از این برنامهٔ انکشافی ملل متحد (UNDP) در ارزیابی اش در سال ۲۰۲۲ تخمین زده بود که ۳۴ میلیون افغان زیر خط فقر زندگی می‌کردند. این رقم افزایش ۱۵ میلیونی را در مقایسه با سال ۲۰۲۰ پیش از سقوط جمهوریت نشان می‌دهد. هرچند احصاییهٔ تازه در مورد افغانستان وجود ندارد، اما ملل متحد تخمین نفوس ۴۰ میلیونی در این کشور را به کار برده است که بر اساس آن سنجش شده است که ۸۵ در صد جمعیت این کشور اکنون زیر خط فقر زندگی می‌کنند. بر بنیاد این گزارش شهروندان افغانستان مجبور شده اند خانه‌ها، زمین‌ یا دیگر دارایی‌های شان را بفروشند تا پول به دست بیاورند و شماری دیگر از روی مجبوریت کودکان شان را به کار گماشته یا دختران کم‌سن شان را به ازدواج داده اند.

رهبر غایب طالبان بجای پرداختن به مشکل اقتصادی مردم و پیش گیری از اخاذی های طالبان از کسبه کاران و پیشه وران و بویژه کشاورزان، برعکس می خواهد با پیام های تقدیری افکار مردم را به بازی بگیرد. این در حالی است که اخاذی های طالبان کمر مردم را شکستند و رژیم طالبان پس از قطع شدن کمک های بین المللی به افغانستان بودجه ی حکومت خود را از منابعی چون؛ اخاذی‌های بی‌رویه از مردم، تصدی‌ها و سازمان‌های مختلف بین‌المللی از جمله سازمان‌های خیریه موجود در افغانستان؛ مصادره تملکات مردم، مقامات حکومت پیشین و سازمان‌های مرتبط با دولت پیشین؛ تاراج و غارت کمک‌های بشردوستانه به مردم افغانستان؛ از طریق کشت و فروش مواد مخدر به‌گونه پنهان و استخراج معادن تامین می کنند.

در این میان، اخاذی‌های بی‌رویه و بی‌رحمانه ی اداره طالبان از مردم افغانستان، بیش‌ترین نقش را در تامین بودجه رژیم این گروه دارد. در میان این اخاذی ها، اخاذی های طالبان از کشاورزان رقم درشتی از عواید این گروه را تشکیل می دهد. طالبان با تحمیل فشارهای گوناگون حجم بزرگی از عواید کشاورزان را تحت عناوین عشر، زکات، مالیات، جریمه و … اخذ می‌کند. این اخاذی‌های بی‌رویه و بی‌رحمانه از کشاورزان افغانستان نه تنها خانواده‌های فقیر دهقانی را تنگدست تر می کند؛ بلکه چالش‌های اقتصادی و انواعی از ناهنجاری‌های اجتماعی را نیز بوجود آورده است. از جمله چالش‌های یاد شده افزایش خط فقر در میان خانواده‌هایی است که در روستا ها زنده گی می کنند. حالا فقر روستایی جدی‌ترین چالش اقتصادی برای مردم افغانستان است. چنانکه در یک گزارش تحقیقی دویچه وله کشاورزان از جمع‌آوری مالیات، عشر، باج گیری و سایر اخاذی‌های بی‌رویه رژیم طالبان از مردم به ویژه قشر کشاورز که در روستاهای دورافتاده زنده‌گی می‌کنند، شکایت کرده اند.

طالبان نه تنها از کشاورزان؛ بلکه از تمام ملکیت‌ها اعم از اراضی کشاورزی، ماشین‌آلات، سالون‌های نگهداری محصولات، فارم‌های دام‌داری، سولرهای آفتابی، مراکز فروشات محصولات کشاورزی و غیره مالیات جداگانه و متعدد و در ضمن جریمه اخذ می‌کنند. بر بنیاد گزارش های موثق طالبان بخش بزرگی از کمک های بشری به مردم افغانستان را نیز تاراج می نمایند.
طالبان به این هم بسنده نکرده و در ولایت هایی مانند، غور، تخار، پنجشیر و غیره با اتهام وارد کردن بر دهقانان، آنان را وادار به کوچ اجباری کرده اند.

با تاسف که چشم رهبر طالبان کور است و بجای اینکه در پیام عیدی افراد خود را برای مدارا با مردم دعوت کند و مانع اخاذی های بی رویه ی آنان شود و در جست و جوی راه حل های سياسی و اقتصادی برای بیرون رفت از حالت دشوار کنونی بویژه محدودیت های کاری زنان و آموزشی دختران شود، برعکس با پیام های کلیشه ای دندان های افراد خود را تیزتر می کند تا هرچه بیشتر گلو های مردم افغانستان را بدرند. شگفت آور اینکه رهبر طالبان حتا به اعتقاد های دگم و تقدیری خود باور هم ندارد که از تفاوت فاحش نظر و عمل او پرده بر می‌دارد و به این حقیقت مهر تایید می گذارد که او رهبر یک شبکه ی تروریستی وابسته به استخبارات پاکستان و سایر شبکه های جهنمی است که دستار اسلامی را بسر نهاده و بر سر عده ای ساده لوح کلاه گذاشته است.

هرچه باشد، در پشت پیام ملاهبت الله توفانی خفته و همراه با جرقه های آتش پنهان است. بعید به نظر می رسد که این پیام، بتواند، خلای بزرگ ایجاد شده ی نفاق میان طالبان را پر کند و عطش انحصار کرایی و قدرت طلبی ملاهبت را سیراب نماید؛ اما این پیام این حقیقت را آشکارا می کند که اختلاف و چند دستگی در میان طالبان در بالاترین ترین سطح رسیده است و حالا چنان لرزه بر اندام ناجور طالبان افگنده و شانه های ملاهبت الله را به لرزه درآورده است. این بیانگر این است که ملاهبت الله خود را در حال از دست دادن آخرین متکای اقتدار می بیند که هر لحظه برج و باروی آن را در حال فروپاشی می بیند. آنهم فروپاشی ژرف و گسترده و بسیار جدی و عمیق که هم ملا هبت الله و هم منتقدان قدرتمند او مانند عباس استانکزی درباره بقای رژيم، نگران ساخته است. این نگرانی چنان دامن پهن کرده و فراتر از نگرانی به حال انفجار رسیده که پیام ملاهبت الله و انتقاد های ستانکزی نمی تواند، از فروپاشی درونی طالبان پیشگیری کند. یاهو

 

 

 

 

 

 


بالا
 
بازگشت