محمدعوض نبی زاده

 

پیامد هاو اثرات مرگ ملا محمدعمرآخوند

ظهور پدیده ی منفورطالبان درعرصه ی  سیاسی ونظامی افغانستان در دهه ی نودقرن بیستم، فصل سیاهی را در تاریخ پرفراز و فرود این کشوررقم زد، که این  گروه از جنگ میان گروه های تنظیمی جهادی بیرون برامد واستخبارات نظامی پاکستان نقش اساسی در شکل گیری آن داشت .افکار طالبی، از مرزهای مجاور به افغانستان، رخنه کرد که؛خانه نشین کردن زنان، تعمیم « بچه بازی» ، سنگسار و بریدن دست اهالی ، آدم ربايی و اختطاف مسافران و تقویت کشت تریاک مشخصات اسلام طالبی،به حساب میرود .ساختار سازمانی این گروه از شورای رهبری، قوه قضاییه و 9 کمیسیون اجرایی، و یک شورای فرماندهان نظامی، تشکیل شده است. بعد از تسلط طالبان بر کابل، طالبان یک شورای موقت 6 نفری برای اداره امور و اِعمال قوانین شریعت تشکیل وعمدتا زنان و مردانی که از سوی حکومت طالبان  به عنوان زناکار شناخته ودر استادیوم ورزشی کابل با شلیک کلاشینکف از پشت سر اعدام و یا سنگسارمیشدند. رهبری این گروه را شخصی به نام «ملامحمدعمر» به عهده داشت که این چهره معمایی در جمع از اعضای رهبری طالبان با نقاب بر چهره بدون کمترین تکلم با مخاطبان حضور می یافت ملا عمر در زمان قدرت خود از سایه بیرون نیامد، و هیچ گاه سوژه عکسها و فیلم های خبری نشد.

.ملامحمدعمر، متولد سال 1960 در ولایت قندهار و از طایفه تومزی از قبیله هوتک از قبایل غلجائی قوم پشتون بود.در بهار 1996، با فراخوان ملاعمر، یک شورا از حدود 1200 ملا از قوم پشتون تشکیل شد که بعد از حدود دو هفته بحث ، او را به عنوان امیرالمؤمنین انتخاب کرد. ملا عمر به اتکای خوابی دروغین، ، خود را به‌عنوان امیر‌المومنین بر مردم جامعه‌اش تحمیل وواقعیتی جز یک خرافه نداشت و در واقع یک دروغ  وتقلبی بزرگ بود که با خود نیستی و نابودی را در افغانستان  به همراه آورد.خشونت و تصفیه ی قومی در دوران امارت اسلامی طالبان, مردم افغانستان ومردم جهان را به وحشت انداختند. طالبان کشتار جمعی و جنایات بی شمار ی ، در مزار شریف , بامیان , یکاولنگ , هرات ,شمال کابل و خواجه غار تخار  برمبنای میراث شؤنیستی عبدالرحمن خانی وستراتژی تصفیه نژادی را با وحشت و درنده خویی عملی کردند.

 پس از عصر خونین امیرعبدالرحمن خان؛ تا حال بزرگ ترین جنایات ضد بشری در حق مردم افغانستان و بخصوص اقوام هزاره  از سوی طالبان تحت امر ملا محمد عمر صورت گرفته  که برخورد این گروه با اقوام هزاره به اندازه ی خصمانه و توهین آمیزبود که ملا منان  نیازی» والی گروه طالبان در مزارشریف  اعلام کرد که هزاره ها سه راه در پیش دارند: سنی شوند یا به ایران بروند و یا کشته شوند.  یکی از فتواهای ملاعمر رهبر طالبان این است که کشتن شیعه گناه نیست، زیرا آنها به تعبیر ملاعمر کافر هستند.  درضمن توسط طالبان ازمدت چهارده سال  تا هنوزجوی خون در تمام ولایات کشور از شمال به جنوب، از شرق به غرب و از کابل تا مناطق هزاره جات جریان داشته که طالبان به صورت منظم جنگ را علیه ، نیروهای امنیتی و مردم افغانستان ادامه دادند.چنانچه حملات انتحاری فاجعه بار چند روز قبل  در شاه شهید کابل که منجر به کشته و زخمی شدن بیش از چهار صد تن غیر نظامی ودردو حمله ای انتحاری جداگانه ی دیگر در اکادمی پولیس در افشار ودرقصبه کارگری  همجوار با میدان هوائی کابل نیز ده ها تن غیر نظامی کشته و زخمی شدند.

این حوادث غم انگیز وجانکاه بدون تردید از یک طرف نشانه ی از قساوت، بیرحمی و مردم ستیزی گروه های تروریستی ودشمنان قسم خورده ای مردم افغانستان است که به دستور بیگانگان  افراد ملکی را بخاک وخون میکشند.  جنایات بشری، قتل عام‌ها، آوارگی‌ها و خشونت‌های طالبان و پیروان ملا عمر آنقدر سبوعانه و غیر‌قابل تصور است که میتوان  از جنایات فرهنگی چون تخریب بت‌های بامیان و تاراج سرمایه‌های فرهنگی و ملی این کشور یادنمود و همان عبارت که  «بودا از شرم فرو ریخت» شاید بهترین بیان برای آنچه ملا عمر انجام دادباشد.پاکستان وگروه طالبان افغاستان چند روز پیش اعلام کرد ندکه ملاعمر دو سال و سه ماه  قبل به خاطر یک بیماری که سال‌ها با آن دست و پنجه نرم کرده بود، درگذشت. چون پاکستان بهترپیامد هاو اثرات مرگ ملا محمدعمرآخوند را می داند که ملاعمر چگونه مرده ویا چه کسی او رادر داخل خاک پاکستان باشکنجه و عذاب کشته است و از سوی دیگر مرگ ملاعمر پایان یافتن بازی استخباراتی پاکستان و حضور فزیکی و تجهیز فعالیتهای نظامی گروه طالبان در خاک پاکستان را افشا و برملا میسازد وحالا بر همگان واضح شده است که پاکستان با پشت پازدن به تمام قوانین جهانی با تربیت و تجهیز افرادی بنام طالب؛ مرتکب جنایات بشری در افغانستان و منطقه شده است،که  علنی شدن جلسات سری طالبان در کویته و پیشاور چشم دریدگی نظامیان پاکستان را نشان می دهد که پاکستان حامی تروریزم بین المللی است و از طالبان بعنوان ابزاری در جهت تحقق اهداف شوم خود استفاده می نماید.

رسانه ای شدن مرگ ملا عمراحتمالا سبب بروز اختلاف و انشعاب، در میان این گروه خواهدشد  زیرا هشت گروه اصلی عبارت از-گروه محاذ فدایی به رهبری نجیب الله وردک.-شورای جهادی مجاهدین برای اتحاد و تفاهم.-گروه معتصم آغاجان.-شورای کویته.-دسته کُنر شامل عبدالوهاب، عبدالستار، علیشاه و آقای احمدی.گروه اکبرآغا وشبکه حقانی در درون طالبان وجود دارند. پاکستان پس از افشای خبر راز آلود مرگ ملامحمدعمر« ملا اختر محمد منصور» که در پنج سال اخیر سمت معاونت ملا عمر را داشته است، به عنوان جانشین ملا عمر و رهبر جدید گروه طالبان اعلام کرده اند ملااختر محمد منصور، جا نشین ملا عمر متولد سالهای 1960 میلادی در قندهار واز طایفه «درّانی» قوم پشتون و تحصیل کرده ی مدرسه «دارالعلوم حقانی» در پیشاور پاکستان است.  تاکنون نام سراج الدین حقانی و هیبت الله آخوند به عنوان معاونان او اعلام شده است. انتصاب ملا اختر منصور به عنوان جانشین ملاعمر باعث بروز اختلافات اساسی میان اعضای اصلی طالبان افغانستان شده است ، اما پاکستان  میخواهدبا برداشتن ملا اختر منصور بجای ملاعمر چنین چالش را به حداقل تقلیل بدهد؛

بنابرین ملا عمر و حقانی، همان پیام هیتلر را به زبان‌های افراد تحت امرِ خود ترجمه می‌کردندکه حالا ملا منصور تلاش دارد گروه‌های بیشتری را با خود همراه کند، ولی به هیچ صورت به ادغام و عملکرد واحدِ این گروه‌ها نخواهد انجامید.زیرا بیشتر اعضای شورای کویته با نصب ملااختر به عنوان رهبر طالبان مخالفند. درحالیکه گروهی از طالبان مولوی اختر منصور معاون ملاعمر را بحیث رهبر می پذیرند  و گروهی هم خواهان ملا یعقوب بیست ساله فرزند ملاعمر بحیث رهبر تحریک طالبان هستند و شاید هم جدا از شورای کویته و پشاور شورا های جدید طالبانرا تشکیل دهند.در شرایط کنونی مشروعیت بخشیدن به جانشین ملاعمر که بتواند بحیث رقیب خوب در برابر بغدادی باشد، امری چندان ساده نیست؛ از سویی هم پاکستان خواسته است تا با افشای مرگ رهبر طالبان، فصل تازه یی از جنگ را در موازات ظهور داعش به پیش ببرد. پس از اعلام مرگ ملاعمر ، راه نفوذ گروه تروریستی داعش به سرکردگی ابوبکر البغدادی به مناطق قبایلی افغانستان و پاکستان هموار و به تازگی تصاویری از اردوگاه های های آموزشی داعش موسوم به خراسان در مناطق قبایلی شمال غرب پاکستان (نزدیک مرز افغانستان)  مشاهده گردیده است .

 در سنجش گروه های تروریستی موجود، ترکیب چند ملیتی گروه داعش و حضور صدها نفر از تندروان اروپایی، عرب، پاکستانی، روسی، چینی، چچنی، ازبکستانی، تاجیکستانی در ساختار این گروه، مهمترین اولویت آن بر طالبان است که قدرت و قلمرو مانور این گروه را توسعه می بخشد. تجربه موفق داعش و عملکرد ، این گروه در سوریه، عراق، یمن، لیبی،و اهداف جهان وطنی داعش بسترساز استراتژی جنگی او است، ولی درین اواخیر گفته میشود که  افشایماهیت واقعی داعش موجب بازگشت ده‌ها شبه‌نظامی تاجیک از سوریه و عراق به وطنشان شده  که احساس ندامت و پشیمانی برخی از آن‌ها بدلیل دروغین بودن ادعاهای داعش و دیگر گروه‌های تروریستی، وانمود گردیده است  برخی ازشبه‌نظامیان نادم تاجیک میگویند که رهبران داعش ، مشتی زورگو و وحشی هستند، آنها حتی روزه نمی‌گیرند، نماز نمی‌خوانند و با زن‌هایی که شوهرانشان کشته می‌شوند، بدون عقد همخوابگی می‌کنند.اما  بیشتر شبه‌نظامیان داعش ، از عضویت در داعش پشیمانند، ولی راه بازگشت ندارند.     

با تعجب متاسفانه که تعدادی از افراد دولت، اعضای شورای عالی صلح، شورای انسجام علمای افغانستان و بعضی از احزاب نسبت مرگ ملا عمر، در کابل مراسم سوگواری برگزار کردند.که  فاتحه گیری ملا محمد عمر در ظاهر به رسم سنتی بود؛ ولی در واقعیت امر سرپوش گذاشتن بالای خون ده ها هزار تن شهدای آزادی کشور که از سال 1994م. تا کنون به وسیله طالبان به دستور ملا محمد عمر شهید شده اند، می باشد. این اقدام بی اعتنایی به خون هزاران شهید و دشمنی با مردم افغانستان و نشانه ی ازحضور ستون پنجم دشمن در درون نظام کنونی است. مردم افغانستان ازکشتارجمعی، آزار و مشقت های را از دوران سیاه حاکمیت طالبان و در دوره جدید نیز از انتحار، انفجار، اختطاف، گروگان گیری و انواع خشونت های این گروه آسیب دیده اند، این سوگواری برای عاملان جنایت و کشتار از جانب هر طرفی که باشد؛ حمایت از طالبان بوده و بیعت به عاملان کشتار های یک و نیم دهۀ گذشته است.

 تبلیغ ملا عمر پس از مرگ به عنوان امیر المومنین و برگزاری مراسم ترحیم وحمایت اراکین دولتی از آن به معنای پاگذاشتن روی خون شهدای ، اردوی ملی، پولیس ملی وامنیت ملی وخیانت به شهدای وطن است .امید است که حاکمان وحدت ملی، از برگزارکنندگان مراسم فاتحه خوانی ملا محمد عمر قاتل بازخواست نموده و آنان را مجازات نمایند. اگر مجازات آن ها صورت نگیرند، معلوم است که سازمان دهندگان اصلی مراسم فاتحه خوانی ملا عمر از دورن دولت خواهند بود. چون سردرگمی وبی برنامه گی وبی کفایتی متصدیان امور امنیتی وفقدان یک استراتژی کار آمد در تمامی عرصه های نظامی، سیاسی، امنیتی و فرهنگی و تبلیغی به حدی است که این امر همچون موریانه پایه های حکومت وحدت ملی را در حال نابود کردن است. بخاطر‌ نداشتن سیاست گذاری ملی در برابر شگردهای تروریسم وحامیان منطقه ای آن دولت افغانستان دوسال تمام با ملا عمرفوت شده  مذاکره  و ازاو خواستار صلح بوده است بناء اتخاذ یک سیاست مستقل کار آمد مبتنی بر مصالح ومنافع ملی از جانب حکومت فعلی ایجاب میکند که باید دولت افغانستان از این موقعیت و فرصت پیش آمده  بخاطر مرگ ملاعمر  و انشعاب در میان گروه طالبان میتواندبهره برداری مناسب در جهت استقرار صلح و امنیت داشته باشد.

نهم - ما ه- اگوست – سال 2015-

 


بالا
 
بازگشت