درود پُر شور به روان پاک شهــــــدای ســـوم عقــــرب

تهیه و ترتیب:

 ماستر علوم سیاسی، ع . ق . فضلی 

مردم و به خصوص جوانان افغانستان امروز ((خاطره شهیدان و قهرمانی جوانان وطنپزستی)) را که پنجاه سال قبل ((با مشت های خالی، با قلم و کتابچه در برابر تانک و ماشیندار و نیروهای خشن استبداد)) سلطنتی محمد ظاهر شاه مردانه قد علم کرده و به ویژه علیه آتش و خون ریزی نیروهای بیرحم زیر فرمان سردار عبدلولی، این قاتل مردم افغانستان متهورانه ایستادگی نشان دادند، گرامی میدارند و به روان تابناک قربانیان حماسه سه عـقـــرب ۱۳۴۴ و سایر شهدا و قهرمانان ادامه دهنده راه آنان درودهای پرشور نثار میکنند.

حادثه خونین سه عقرب در تاریخ مشحون از مبارزات، کارنامه های حماسی، قربانیها و قهرمانی های مردم ما جایگاه خاصی دارد و در تاریخ معاصر و روند تکامل نهضت انقلابی و آزادیبخش ملی و اجتماعی کشور ما نقطه عطف مهمی است.

ارزیابی علمی اهمیت و ارج این رویداد تاریخی را زنده یاد ببرک کارمل رهبر زحمتکشان افغانستان در مقاله معروف ((درسهایی از جنبش ۳ عقرب)) منتشره در شماره (۳۳) مورخ ۶ عقرب ۱۳۴۷ جریده تابناک پرچم دومین ارگان کمیته مرکزی ح.د.خ.ا.، بدست میدهد. زنده یاد ببرک کارمل مینویسد: ((جنبش خونین سه عقرب یکی از شور انگیز ترین و هیجان انگیز ترین تجلیات دوران نهضت و خاطره تابناک است که خلق ما دژ استبداد را به لرزه درآورد و در آن رخنه ایجاد کرد و برای نخستین بار و به شکل نوین از یکسو باعث سقوط حکومت وخت شد و از سوی دیگر شورا را از جا تکان داد و هیات حاکمه ارتجاعی کشور را متوجه اعمال سیاهش گردانید.

واقعه خونین سه عقرب این مظهر خشم خلق افغانستان این انفجار عقده سالها تحمل ظلم و ستمگری که انگیزه خود را از مبارزه پارلمانی گرفت، ملت افغانستان را از خواب دیرین بیدار ساخت و صدای نیرومند اعتراض آنرا بر ضد این همه بیعدالتی ها به گوش مردم جهان رسانید . . .))*

واقعیت تاریخ گواه است که سلطنت مستبد نادرشاه در افغانستان به دنبال شورشها و اغتشاشات ضد دولت امانی به وسیله توطئه های ریشه دار و انتقام جویانه استعمارگران انگلیسی بهمدستی فئودال های داخلی مشتی روحانی نمایان مرتجع و غالباً صادر شده از خارج از قبیل حضرت ها، گیلانی (افندی) و غیره به قدرت رسید. این سلطنت جبار به حمایت آنها و بعد ها در زد و بند های مختلف با امپریالیزم امریکا طی بیش از چهار دهه کشور و مردم ما را به اختناق و عقب ماندگی وحشتناکی محکوم کرد. مبارزات دامنه دار و گوناگون مردم افغانستان علیه غارتگران و ستمگران نادری با اینکه با قساوت و وحشت سرکوب میگردید از یکطرف و رشد پرتوان پروسه انقلابی جهانی و جنبش های آزادی بخش ملی و اجتماعی در جهان از طرف دیگر بالاخره سلطنت مطلقه ظاهر شاه را برای ادامه بقایش به عقب نشینی های تاکتیکی عوامفریبانه مجبور کرد که در نتیجه قانون اساسی ۱۳۴۳ اعلام گردید، بر اساس آن ((انتخاباتی)) انجام و ((شورای ملی)) بوجود آمد که باید حکومت (کابینه) از آن رای اعتماد میگرفت. گویا در کشور ((دموکراسی)) اعلام شده بود.

ولی ترکیب کابینه، داعیه هایی که عرضه میداشت و نحوه عملکرد "دموکراسی شاهانه" به هیچ وجه نه تنها پاسخگوی آرمانها و خواست های مردم نبود بلکه آنانرا تحقیر میکرد و به خشم می آورد.

به همین سلسله بود که روز دوم عقرب ۱۳۴۴ جوانان آگاه شهر کابل اعم از از محصلان معلمان، شاگردان و دیگران تظاهر کنان به طرف ((ولسی جرگه)) وقت که قرار بود در آن جلسه رای اعتماد بر حکومت و مباحثه بر خط مشی آن برگزار شود، سرازیر و داخل آن گردیدند، خواست مشخص آنان علنی شدن جلسات ولسی جرگه بود که در آن عده یی از عناصر ملی و مترقی و مهمتر از همه فراکسیون حزب دموکراتیک خلق افغانستان راه یافته بودند. دم و دستگاه سلطنت مطلقه که عوامفریبی های خود را در معرض افتضاح میدید مقاومت کرد. چون جوانان رزمنده از خواست های خود منصرف نشدند، جلسه شورا به تعویق افتاد. حکام مغرور و جابر سلطنتی و عمدتاً سردار خون آشام عبدلولی که فردا ۳ عقرب نیز با عین وضع روبرو شدند با وحشت و قصاوت بر تظاهرکنندگان امر آتش دادند که در نتیجه عده یی از فرزندان قهرمان وطن بخاک و خون کشیده شدند و در مقابل ماهیت مانور های عوامفریبانه سلطنت مطلقه نیز افشا و رسوا گردید از آنجا که این جنبش مورد حمایت قلبی توده های مردم قرار داشت، تشنج عمومی را حمله قاتلان سلطنتی بر آن تشدید کرد که ظرف ۴ روز منجر به سقوط حکومتی گردید که در همان روز سه عقرب رای اعتماد اکثریت مرتجع نمایندگان ولسی جرگه را بدست آورده بود.

خاطره جنبش خونین سه عقرب در سال های بعد به یکی از درفش های برافراشته نهضت انقلابی و مردم ما از این روز تاریخی تحت شرایط مختلف و به اشکال مختلف تجلیل بعمل آورده و می آورند.

حزب ما، حزب دموکراتیک خلق افغانستان که با وصف جوان بودنش در جنبش سه عقرب ۱۳۴۴ نقش رهبری کننده داشت، در تجلیل از روزهای ۳ عقرب همیشه در صف اول قرار میگرفت. نکته بسیار با اهمیت در جریان برگزاری سالگرد های ۳ عقرب این بود که سلطنت مطلقه ظاهر شاهی و دستگاه اداری فاسد چپاولگر، خودسر و لجام گسیخته آن علاوه بر قوای پولیس . . . عمال اجیر و برده صفت خود را با ماسک های راست و ((چپ)) به جان نیروهای اصیل و راستین انقلابی کشور می انداخت. کشتار وحشیانه رفیق عبدالرحمن شهید عضو حزب دموکراتیک خلق افغانستان در یکی از سالگرد های سه عقرب توسط وابستگان به اصطلاح ((مسلمان)) باندهای گلب الدین و ربانی در لغمان، حمله بر تظاهرات ح.د.خ.ا. و قتل رفیق عبدالقادر شهید عضو ح.د.خ.ا. به وسیله نوکران چپ نما و مائویستی رژیم سلطنتی در هرات ثبوت های قاطع این مدعاست.*

این حقایق سرسختانه نشان میداد که کسانی از قماش گیلانی، صبغت الله مجددی، نبی محمدی، ربانی، گلب الدین، سیاف، خالص و غیره که پدران و ولی نعمتان شان در تحمیل سلطنت مطلقه آل یحیی بر مردم افغانستان دست بدست استعمار کهن انگلیس و درنده ترین فئودال ها و استثمار گران داخلی عمل کرده بودند و یکجا با عمال امپریالیزم بین المللی به خصوص امپریالیزم انگلیس و امریکا در حفظ پایه های اساساً ضد ملی و ضد اسلامی آن می کوشیدند، چگونه علیه مردم افغانستان و جنبش نجات بخش ملی و اجتماعی آن قرار میگرفتند. آری! این حقیقت مدت ها قبل از پیروزی انقلاب ثور و مرحله نوین و تکاملی آن روشن و هویدا بود. بنا برین ضدیت اینان با انقلاب ثور و به خصوص مرحله نوین و تکاملی آن ناشی از همان دشمنی پدری و خصومت طبقاتی آنان با مردم افغانستان و وطن مقدس ما بود.

درود پر شور و بیکران به شهدای سه عقرب، به همه شهدا و قربانیان راه انقلاب ثور و ترقی وطن محبوب مان افغانستان!

۳ عقرب ۱۳۹۴

Helmand100@hotmail.com

 

* با استفاده از مطالب منتشره در جریده تابناک «پرچم» و روزنامه «حقیقت انقلاب ثور»

 


بالا
 
بازگشت