توردیقل میمنگی

 

ژاژخایی ورجز خوانی های جاهلانۀ گلبدین حکمتیار یا صدای کریه

تمامی فاشیستی اندیشان در تاریخ معاصرافغانستان

 

فاشیسم یک مکتب سیاسی شده وکاملاً آشنا در جهان  وافغانستان است، که پیروان این مکتب سیاسی را هیچ چیز ی به اندازۀ پیوند های خونی ونژادی با اعتقادات عمیق خود برتر بینانه بخود علاقمند نمیسازد . ایشان در هر چهره ولباس دینی وغیر دینی  که ظاهر شوند، آرمانی غیر از حاکمیت انحصاری قوم وقبیلۀ هم نژاد خود ندارند، وهر آن مرجعی راهم که مخل این انحصار قدرت شود وحریم حضوراستبدادی انحصار گران فاشیستی اندیش را در ظلمتکدۀ  حاکمیت فاشیستی ، خدشه دارنماید، سخت ترین دشمن بخود ارزیابی واز اعمال هیچ نوع جنایتی هم بر علیه آن مرجع خودداری نمی نمایند.

    این سخنرانی جنون آمیزآغای حکمتیار وحملات بی پردۀ او بر علیه خلق هزاره ودیگرملیت های ساکن افغانستان تحت عنوان اقلیتها هم، در واقعییت امرهوشدارهای انتقام وحشیانه ودورازمعیارهای هموطنی وانسانی حکمتیاروپیروان مکتب فاشیسم قبیله پرستی دراین سرزمین است که ، با هراس از بیداری های حق طلبانۀ خلق های محکوم  ازبیک، هزاره تاجیک، تورکمن، پشه ای، بلوچ، نورستانی، ایماق، سکه، هندو وغیره که، اکنون حریم استبداد انحصاری قبیله سالاران فاشیستی اندیش را شکسته وروز تا روز ، به سرمنزل خاکسپاری ابدی فاشیسم وقبیله پرستی نزدیک ترمیشوند، صورت گرفته است که، بعداً هم ادامه خواهد یافت.

   هم خلق پشتون وهم دیگر باشندگان کشورایمان کامل دارند که، دیگر دوران این وحشت آفرینی وددمنشی ها گذشته، وبا گذشت هر لحظه طول عمراستبداد کوتاه تر ولحظات موعود عدالت نزدیک تر میشود، ومردم غیر پشتون باورمند آن اند که نجات ایشان، ورسیدن همه بیک فضای همزیستی عادلانه، بدون نجات همیشگی خود وبرادران پشتون شان از چنگ هیولای منحوس پشتون سالاری درین مرزوبوم بعنوان وطن مشترک تمامی باشندگان آن نا ممکن است.

   پس این هزیانات جناب حکمتیار بیشتر ازآن که از ترس بیداری وعدالتخواهی خلق های محکوم باشد، ازبیم بیداری خود خلق پشتون است که ، با بیداری خود تمامی حکمتیار ها وملا عمر ها وکرزی هارا ازپیکرجامعۀ پشتون پاک خواهند کرد.

    دشمن درجه یک خلق پشتون ودیگر اقوام وملیت های ساکن افغانستان،  نه استعمارامریکا وروس است ونه هم پاکستان وایران، ونه هم دزدان ودجالان مافیایی، بلکه همین پشتون سالاران اند که، از یک طرف با استعمار معامله مینمایند واز جانب دیگر همین باند ها ورهزنان جان ومال ومردم را پرورش داده ودر صحنه گسیل میدارند.

   ولی آقای حکمتیار وهمفکران او آگاه باشندکه، با این یاوه  سرایی های جاهلانه وعنودانه، هیچگاهی حقیقت های عریان تاریخ راکه ،سلطۀ فاشیسم قبیله درین سرزمین، تحفۀ استعمار وقدرت های استعماری، در ادوار مختلف وبه شیوه های مختلف، به قبایل حاکم وسردمداران خاک فروش آنهاست ، هیچگاه وبا هیچ عنوانی پنهان نمیشود وتغیر نمیخورد.

 این خلق های در بند افغانستان منجمله هزاره ها وازبیک ها نیستند که، از لطف استعمار به احقاق حقوق از دست رفتۀ خود نایل میشوند، بلکه این پشتونسالاران وشرکای ابدی استعماریون اند که، بکمک توپ وتانک ، طیاره وداتسون انگلیس ها، روسها، پاکستانی ها، عربها، امریکایی ها وغیره،  حاکمیت های استبدادی وانحصاری این مرز وبوم را تصرف وعرصۀ این خاک را به جولانگاه سپاهیان اشغالگر اجنبی مبدل نموده اند.

  بهترین ثبوت امروزی این ادعا هم خود آقای حکمتیار ، ملا عمروکرزی اند که، از ده ها سال بدینسو بکمک پاکستانی ها، اعراب، ایرانی ها، امریکایی ها، انگلیس ها ودیگر قدرتهای غربی، مصروف ویران سازی وبخاک وخون کشیدن مردم این سرزمین اند، وخلق با غرور پشتون را یکجا بادیگراقوام وملیت های ساکن این سرزمین به بازیچۀ دست خود واستعماریون مبدل نموده اند.

   آقای حکمتیار ! شما ابر خاک فروش این آب وخاک هستید که حتی امیر عبدالرحمان هم به گرد تان نمیرسد، زیرا او اگر بخشی را فروخت بخش دیگر را محافظت کرد.

ولی شما هم میفروشید وهم ویران میسازید وهم مدعی آن هستید که، تا حکومت را تصاحب نه نمایید دست از کشتار وخاک فروشی برنخواهیداشت!

   رجز خوانی عیدانۀ  جناب حکمتیار ، در حقیقت ژاژخایی های سفاکانۀ یک فاشیست شکست  خورده ، در راستای دستیابی به حاکمیت انحصاری وحفظ حاکمیت  قبیله سالاری، بشیوۀاسلاف فاشیست پرور اوست که، با اعمال اینگونه سیاست ها، این سرزمین را به بدترین وکثیفترین مزرع نفاق و باشندگان آنرا اعم از پشتون، تاجیک، هزاره ازبیک، تورکمن ، پشه ای، نورستانی، بلوچ، قرغیز، قزاق، ایماق، قزلباش وغیره به سیه روز ترین مردم دنیا مبدل نموده اند.

 ولی این عالی جناب وفرزند دست پروردۀ جنرال ضیاء الحق، نوکرگوش بفرمان استخبارات پاکستان، یکجا باتمامی همفکران خود،  بیاد داشته باشند که، این دست آورد های خلق های محکوم ، محصول لطف اشغالگران نه، بلکه ثمرۀ بیداری وقوام جنبش حق طلبی خلق های محکوم دراین سرزمین است که، هیچ راه بر گشتی را بخود نمیشناسد.

  زیرااین حکم، حکم یزدان است که حق بر باطل پیروز میشود وستمگاران از کاخ های جبروتی استبدا دبه زیر انداخته میشوند وخلق از بردگی وارمیرهند.

 پس آن کسانیکه به ایران، پاکستان ویا دیگر کشور های جهان ، سرگردان گدایی قدرت وحاکمیت های از دست رفته ودر حال زوال هستند وخواهند بود، شما هستید نه مردم عدالتخواه ووحدت طلب افغانستان که، همیشه برادری را در عدالت وبرابری جستجو نموده اند ومینمایند.

 ایجاد ولایات مختلف  دایکندی وپنجشیر وامثالهم به همان اندازه از مشروعیت برخورداراست که ایجاد ولایات پکتیکا، خوست وغیره!

اگر نفوس را معیار این امر یعنی ایجاد ولایتها قراردهیم ، به یقین نفوس ولایت خوست به مراتب کمتر است از هر یکی از ولسوالی های درواز، اندخوی، قیصار، بوینه قره،  وامام صاحب که شما پرورده ونان نمک خوردۀ مردم آن هستید!

اگر واقعاً به معیار نفوس اعتقاد دارید پس بیایید درین کشور با دردر نظر داشت تمامی معیار های نفوس شماری ، احصائیه گیری صورت گیرد ، تا شما هم داعیۀ اکثریت بودن خودرا ثایت سازید ودیگران هم به اکثریت بودن برادران پشتون خود قانع شده، وشیوۀ جاهلیت اکثریت بودن شمارا پذیرا شوند.

 زیرا در اسلام بدعت اکثریت واقلیت کاملاً مردود است وسورة مبارکۀ : التکاثر(الهُاکم التکاثر.....) بدین مناسبت نازل گردیده است!!!!! که، شما تیکه داران اسلام باید است بهتر از هر کسی واقف این حقیقت باشید

   نمیدانم جناب حکمتیاری که روزی از ایجاد کنفدریشن با دولت پاکستان حرف میزد، وبا اشتیاق وایمانی  که به نظام صوبه ای آن کشور پیدا کرده بود، میخواست افغانستان را به صوبۀ پنجم پاکستان تبدیل نماید، امروز فدرالیسم وتمرکز زدایی را معادل با تجزیه وپیروان این اندیشه را که وحدت واقعی ودایمی خلق وسرزمین افغانستان را در گرو ایجاد یک نظام فدرالی ارزیابی مینمایند این چنین بی رحمانه تکفیر مینماید!

مگر نظام صوبه ای کشور پاکستان، قبلۀ حقیقی آقای حکمتیار با فدرالیسم چه تفاوتی دارد که آنرا در پاکستان تقدیس مینمایند ودر افغانستان حرامش میداند. و خلق های هزاره، ازبیک، تورکمن، تاجیک وغیره را که، همچون خلق های پشتون، صوبۀ پشتونخوا، بلوچ های بلوچستان، ویاهم سندی ها وپنجابی ها در چهار چوب دولت پاکستان، خواهان ایالات فدرال برای خود در چوکات یک دولت واحد وتجزیه ناپذیر افغانستان هستند به چها رکتاب کافر و رهبران ایشان را تهدید به مرگ میکند، ولی در پاکستان آنرا می پذیرد.

 بهر حال باید است این واقعییت راقبول کرد وبدان ایمان داشت که، این صدای کریه ، تنها صدای حکمتیار نیست، بلکه صدای تمامی پشتونسالاران فاشیست درسرتاسر این کشور است که، بزرگترین واولین قربانی ایشان خلق بی دفاع واسیر پشتون است که، منحیث سلاح انسانی بر علیه مجموع مردم افغانستان استعمال واز عادی ترین حقوق انسانی واسلامی محروم نگهداری میشوند.

 صدای حکمتیار به هیچ وجهی صدای خلق پشون نیست وخلق پشتون هیچگاهی او ویا دیگر خاک فروشانی را که از نام ایشان بر این مرز وبوم حکمروایی نموده اند ، نمایندۀ خود بر نگزیده اند بلکه این پشتون سالاران اند که خلق پشتون را به گروگان گرفته اند، ودر اتحادبا شرکای همردیف خود از بدنۀ دیگر اقوام وملیت های این کشور، بنای معامله وتصرف برسرنوشت سرتاسری کشور را به پیش میبرند.

بیاد داشته باشید ، همانگونه که پشتون سالاری را باید است از خلق پشتون جدا دانست وآنرا دشمن درجه یک پشتونها، هرنوع دعوا های سالاری خواهی از جانب هر قوم وملیتی که باشد پدیده های شومی اند که قبل از همه خود آن مردم را به بردگی میکشانند.

 ازبک سالاری،  تاجیک سالاری، هزاره سالاری وغیره شکل وشیوه های سالاری گری به همان اندازه منفور ودور از منافع عمومی مردم ماست که پشتون سالاری!!!!!!

 کسانی که ماهیت ومفهوم جنبش های عدالتخواهی خلق های محکوم رابرعلیه استبداد وتمامیت خواهی قبیله سالاران ، درک وتفسیر معکوس نموده وخواهان رقم زدن آن در مسیر تحریک دشمنی ها میان خلق پشتون ودیگر ملیتهای ساکن این کشور اند، گمراه ترین وخائین ترین گروه های سیاسی کشور بشمار میروند که، هیچ هدفی غیر از حکومت کردن ندارند! آنهم بر اساس نابرابری ها وبیعدالتی ها، از نام یک گروه قومی بر علیه دیگران!

  حاکمیت انحصاری وتمامیت خواهی از جانب هر یکی از اقوام وملیت های ساکن این کشور که مطرح شود، بدترین ونا انسانی ترین دشمنی با وحدت، حقوق وآزادی های انسان و کتله های انسانی این کشوراست که ، اصل های همزیستی قانونمدارانه را تابع منافع  وقدرت طلبی های فرعونی قدرت طلبان میسازند.

   هموطن!

این صدا، صدای حکمتیار نیست که من وتو باهم درین روز های پر میمنت عید میشنویم، این صدا صدای شکست زنجیراستبداد وحاکمیت های انحصاری درین کشور، وصدای شکست های افتضاح آمیز آنانی در پیشگاه تاریخ  است که، با آزادی، عدالت ودموکراسی دشمنی ذاتی دارند، وآزادی مجموع مردم افغانستان، با شکست ایشان گره خورده!

! این نیروهای شیطانی حتماً شکست میخورند وهیچ ناجی استعمارهم قدرت نجات ایشان راندارد

 

 


بالا
 
بازگشت