سراج الدین اديب

 

آرشیف نمبر (۴۳)

سراج الدین ادیب 

به مناسبت سه سالگی سایت آریایی

امروز27 دلو 1383 مطابق 15 فبروری 2005  سايت وزین آریایی سومین سالش را جشن می گیرد، حقیقتأ سايت وزين آريايی در اندک مدت وبا سه سال کار خستگی ناپذير نویسنده گان ، گرداننده گان توانسته است درپهلوی ساير سايتهای هموطنان عزيزم  خوب بدرخشد و برجستگی آن در عدم تعصب و فرا، اندیشی فرهنگی محترم عزیزجرئت و تشویق های مکررخوانندگانش است که توانسته بيشترين نويسندگان و خوانندگان را بخود جذب بدارد، و برای بیننده در قلب آريايی مطالب بکر و مفيد و دلچسپ  را با زحمات زیاد پيشکش کند.

   هموطنان عزيزم نيک ميدانند که  درعرصه مطبوعات سالياني است که شب کور و عبوس سانسور و اختناق جهل و خرافه باعث شده  آواز گيرای آزاد آنديشان را مرتجعان خفه، و دستهای توانای بسياری از نويسنده گان را حاکمان متعصب به غل و زنجير بسته و بسياری سرها بخاطر نيک انديشيدن در زير ساتور و ريسمان دار حلق آويز شده و سينه های پر از عشق وطن دوستی با مرمی سوراخ، سوراخ شده است ، که تاريخ افغانستان اسم بسياری از اين قهرمانان را به ياد، دارد .

   امروز با وصف فضای خفقان و دلگير مهاجرت، اينترنت مهمترين وسیلهء ابزار آزادی بيان از زمان ابداع زبان است اول اينکه: اينترنت آزادترين سيستم توزيعی است كه تاكنون اختراع شده است و به عنوان محمل توزيع خبر به مراتب قويتر از روزنامه‌های مكتوبی است، زيرا به همه جا می ‌رود وبه دشوار می ‌توان آن را متوقف كرد.

دوم : اينترنت از لحاظ خواننده خيلی بهتر از روزنامه است.

 سوم : اينترنت اطلاعات ديجيتال را بدون توجه به شكلش حمل می ‌كند.

 چهارم : محدوديتهای شكلی و مصارف روزنامه‌های مكتوبی را ندارد، که اينهاهمه در اين غربت سرای  نعمت بزرگی است که نسبی برای آزاد انديشيدن مجال و فرصت ميدهد و ما ميتوانيم صدای لرزان و حقيقت ياب را ذريعه نوشته و از طريق سايتها که يکی آن همين سايت وزين آريايی است به خوانش هموطنان برسانيم تا لااقل صبری باشد بر آنانی که از دست متعصبين گفتنی ها را در سینه حبس داشته اند و نیز خود از ترس جباران تاریخ چیزی نوشته نمی توانند ولی خواست دلشان ازخارج کشور( که نسبی آزادی بیان و نوشتار دارند) ریشه یاب می گردد، همه مايان ميدانيم که دشمنی و کينه چرکين ( استبداد، جهل و خرافه) نخست از هرکس ديگر با ( نويسندگان آزاد، متفکرين و گردانندگان نوانديش ) سابقه ای ديرنه دارد زیرا آنان با قلم های شان و با عملکرد فرهنگی شان بر شب سياه استبداد همچنان زخم می زنند و خونچرک عفن آن را زير گام های فرآيندهء روز آزادی می ریزند، بلی کينه ورزان به انديشه و هنر والای انسانی شماافشا شدگان توسط حقيقت هنرمندانه شما، انتقام حماسه های آزاديخواهان را از شما ميخواهند بستانند.

   شما( نويسندگان، شاعران ،هنرمندان، خوانندگان ، محقيقين و گردانندگان فرهنگ) را می ستائيم که باتجمع فرهنگی و آفرينش يک داستان، يک شعر، يک قطعه موسيقی، يک پرده نقاشی، يک عکس و يک صحنهء از زندگی چه برروی فلم یا روی صحنه تئاتر و چه برروی سایت ها، مجلات و جراید، يک تنديس خواب اين جهانخوارهء آزمند فرتوت را بر می آشوبيد، شما را می ستائيم که چراغ انديشه، زيبايی و عشق را بر افروخته ايد تا روشنايی راه تيره و سنگلاخ آگاهی و بهروزی مردم زجر کشيده ما باشد، زيرا تکرار ميدارم اينکه چه بسياری از شما که برای کلام  و انديشه  خود تان از هستی وزيست در ميهن تلخ و پريشان و فقر زده زير رژيم های ديکتاتور های زمان بسياری شکنجه و زندان و مرگ و دسيسه به تن خويش آزموده ايد ویا نو اندیشان داخل کشورم در طول مدت با آماج تبهکاری گزمه گان سرکوب گیر مانده اند، زيرا کنج خانه های شان کاويده شده است، دست نوشته های شان به يغما رفته است، کتابهای شان پاره پاره شده است، کتابخانه های شان سوزانيده شده است ، قلم های شان شکسته شده است ، سازهای شان از نوا، افتاده است، فلم های شان قيچی شده است، نقاشی های شان دريده شده است، تالارهای نمايش به روي شان بسته مانده است تا تصويری ، نغمه ای، قصه ای و واژه ای به گوش، چشم و دل هنر پذيران شان نرسد  تا این ملت رنجور، و محروم از ابتدايی ترين حقوق انسانی خود  به حقوق واقعی خود نرسد  ونوای آزادی و خود کفایی را لمس ندارد، شما عزیزان ( نويسندگان، شاعران ،هنرمندان، خوانندگان ، محقيقين و گردانندگان فرهنگ) در این غربت سرای هرحکايت تان چشم اندازی ست، هرشعرتان آفتابی ست، هرنغمه تان نسيم بهاری ست، هر فلم تان ديدگان بصيرتی ست از برای مردم ميهن ما.

 مردم مااز دست گروپ های متعصب و متحجر به رنج و محنت در افتاده ، از اين کلبه غريبانه با احترام به  شما فرهنگ سازان، آفرينش گران آثار هنری و انديشه ورزان و بشما سازندگان فرهنگ جامعه بشری  که درتيره ناک ترين دوران حيات ملت ما  و در يکی از اختناق آميز ترين و ضعيت های فرهنکی و هنری جامعه، با مايهء از هستی و روح خويش و تحمل طاقت فرسا ترين شکنجه های روانی ، اقتصادی و اجتماعی کار خلاق و روشنگرانه خويش را پی می گيريد، درود و سلام گرم می فرستم، زمان بکام تان باد، ای قافله سالاران فرهنگی وطن عزيز و دوست داشتنی مان افغانستان.

در پایان بار دیگر برای محترم عزیز جرئت در پیشبرد مسایل مهم و سرنوشت ساز فرهنگی تمنای موفقیت دارم .

                       سراج الدين اديب

          27دلو 1383 خورشیدی (15  فبروری 2005 )

 

 


بالا
 
بازگشت