سراج الدین اديب

آرشیف نمبر (۳۲)

دوشنبه ۳۰ سنبله ۱۳۸۳ خورشیدی مطابق ۲۰ اگست  ۲۰۰۴ میلادی

در محور حوادث سپتمبر 2001

          بخش سوم

 

شامل مطالب زیر میشود:

1.     تشکیلات تحریک طالبان

2.     نابودی مرکزيت القاعده در افغانستان 

3.     کرنولوژی حوادت ظهور و شکست طالبان قسمت

الف : ازسال ۱۳۷۳  تا  ۱۳۷۷  خورشیدی مطابق ( 1994  تا  1998 میلادی )

 

 تشکیلات تحریک طالبان :

شماره

نام

مقام

خاستگاه

قبیله

(طایفه )

مشخصات

۱

ملا محمد عمر

رهبر

میوند

هوتک

تحصیل در مدرسه علوم دینی قندهار رئیس حکومت

۲

ملا محمد ربانی

رئيس شورای کابل

قندهار

کاکر

 

۳

ملا محمد حسن

وزير خارجه بعدازسال۱۹۹۷

قندهار

هوتک

تحصيل در مدرسه علوم دينی در کويته از بستگان ملاعمر

۴

ملا محمد غوث

 

وزير خارجه تاسال ۱۹۹۷

خوشاب قندهار

نورزی

در سال ۱۹۹۷ در مزاردستگير شد/ يک چشم نا بينا

۵

ملا عبدالرزاق

وزير گمرکات

قندهار

پوپلزی

 

۶

ملاسيدغياث الدين

وزير تحصيلات

فارياب

 

فاقد تحصيلات رسمی، تاجر، گشواره در گوش دارد

۷

ملاخيرالله خيرخواه

وزير داخله

قندهار

پوپلزی

فارغ التحصيل، مدرسه حقانيه

۸

احسان الله احسان

رئيس بانک دولتی

پنجوی قندهار

 

والی خوست درسال۱۹۹۷ که در مزار کشته شد

۹

مولوی عبدالستار سنايی

رئيس داد گاه عالی قندهار

قندهار

اسحاق زی

تحصيلکرده مدرسه علوم دينی قندهار

۱۰

ملا محمد عباس

 

وزير صحت عامه

ارزگان

هوتک

فارع التحصيل مدرسه علوم دينی زابل و بعدأ حقانيه 

۱۱

ملا عبيدالله

وزير دفاع

    قندهار

هوتک

فارغ التحصيل مدرسه علوم دينی کويته  وروابط بين  آی اس ای پاکستان و طالبان

۱۲

ملا داد الله

وزير اعمار

 

 

 

۱۳

محمد الله آخوند

وزير ماليه

قندهار

الکزای

تحصيلکرده در مدرسه علوم دينی کويته

۱۴

امير خان متقی

وزيراطلاعات و کلتور

   لوگر

کوچی

تحصيل در مدرسه حقانيه و قوماندان نيرو های بغلان

۱۵

عبدالطيف منصور

وزير زراعت

پکتيا

 

تحصيلکرده مدرسه حقانيه

۱۶

محمد عيسی

وزير آب و نيرو

قندهار

هوتک

 

۱۷

الله داد آخوند

وزير ارتباطات

قندهار

هوتک

صاحب مدرسه علوم دينی در ايالات شمالغربی پاکستان

۱۸

نورالدين ترابی

وزير عدليه

ارزگان

هوتک

يک چشم

۱۹

حميد الله نمانی

وزير تحصيلات عالی        

زابل

دفتانی

فاقد تحصيلات رسمی

۲۰

احمد جان

وزير معدن و صنعت

پکتيا

حدران

تحصيلکرده حقانيه / مذاکره کننده با کمپنی های نفتی

۲۱

جلال الدين حقانی

وزير امور سرحدات

    پکتيا

حدران

درسال ۱۹۷۴ جنبش اسلامی را عليه داود خان رهبری کرد به پاکستان مهاجر شد ، تحصِل در پکتيا و ۶ سال تحصيل درمدرسه حقانيه، قوماندان، در ۱۹۹۱خوست را تسخير کرد،سال۱۹۹۵ به طالبان پيوست  

۲۲

صادق آخوند

وزير تجارت

قندهار

هوتک

فاقد تحصيلات، در تسخير مزار شرکت داشت

۲۳

قاری دين محمد

وزير پلان ( برنامه)

   بدخشان

 

عضو برجسته تاجک در شورا

۲۴

مولوی قلم الدين

رئيس امر به معروف

لوگر/ برکی برک

 

تحصيلکرده لوگر و حقانيه، منشی مولوی نبی محمدی درحکومت ربانی به طالبان پيوست

۲۵

مولوی جليل الله

رياست عدليه

   هرات

خوجه

تحصيلکرده مدرسه ديوبندی در هند، مشاور دولت موقت مجاهدين در۱۹۹۱، وزير تعليم و تربيه در زمان ربانی   

۲۶

محمد حسن

والی ولايت قندهار

   ارزگان

اچکزی

تحصيلکرده مدرسه دينی در کويته جنگ عليه نيروهای شوروی در ارزگان يک  لنگ 

۲۷

وکيل احمد

وزير خارجه

    قندهار

کاکر

منشی  و دستيار اصلی ملا عمر، سخنگوی طالبان

۲۸

شير محمد استانکزی

معاون وزير خارجه

لوگر

اسانکزی

افسر سابق پليس ، آموزش ديده در هند

۲۹

عارف الله عارف

معاون وزير ماليه

   زمرود/ پکتيا سليمان

 

تحصيل تا صنف ۶، و ۱۴ سال تحصيل در حقانيه 

 

 ريچارد كلارك و مايكل شيهان در جولاى ۱۹۹۹ميلادی مطابق ۱۳۷۸خورشيدی به خواسته خود رسيدند و پيروز شدند، كلينتون طى فرمانى، رژيم طالبان را به عنوان حامى تروريسم شناخت، در اكتبر همان سال، طی يك قطعنامه، سازمان ملل متحد تحريم هاى اقتصادى و مسافرتى عليه طالبان وضع كرد، با وضع تحريم ها به نظر مى آمد تلاشها به نتيجه مى رسد  در نوامبر، كلارك در نامهء به سندى برگر نوشت كه به نظر مى رسد طالبان آماده اقداماتى هستند، ملامحمدعمر درجلسه دولت خود از احتمال عزيمت بن لادن اشاره كرده بود، حدس و گمان ها بر آن بود كه مقصد بعدى بن لادن، سومالى است، البته چچن هم مدنظر بود، اما با حملات روسها، اين احتمال دوم بسيار كم بود. كلارك گفت: عراق و ليبى هم از گزينه هاى ديگر بودند اما گمان نمى رفت كه بن لادن به ديكتاتورهاى سكولار عرب مانند صدام و قذافى اطمينان كند، كلارك همچنين از يمن به عنوان يك گزينه ديگر نام برد، اما هيچ كدام از فشارهاى خارجى برروى ملا محمدعمر تأثيرى نداشت چون نسبت به تجارت با جهان خارج بى علاقه بود، او در واقع هيچ ارتباط ديپلماتيكى با غرب نداشت، چون از ملاقات با غير مسلمانان امتناع مى ورزيد .

    شوراى وزيران طالبان ** با اكثريت آرا، رأى به اين داد كه آنها با بن لادن خواهند ماند و او را تحويل نمى دهند وايالات متحده به همكارى با روسيه پرداخت؛ كشورى كه درحال مبارزه با جدايى طالبان چچن بود كه از حمايت و پشتيبانى اسامه بن لادن بهره مند بودند، آمريكا توانست سازمان ملل متحد را قانع كند تا قطعنامه ۱۳۳۳ شوراى امنيت را صادر كند، طبق اين قطعنامه، طالبان تحريم تسليحاتى مى شدند، هدف قطعنامه ضربه زدن به طالبان در حساس ترين نقطه بود، يعنى صحنه نبرد با اتحاد شمال و ممانعت كردن از تحويل سلاح به آنها، يعنى كارى كه پاكستان آن را انجام مى داد، البته قطعنامه نه اثرى برملا محمدعمر گذاشت و نه جريان همكارى نظامى پاكستان را با طالبان متوقف كرد مقامات آمريكايى مجدداً براى ترغيب پاكستان به همكارى تلاش كردند، رئيس جمهور كلينتون درجون ۱۹۹۹ميلادی مجدداً با نواز شريف تماس برقرار كرد و با او درباره بحران با هند به گفت وگو پرداخت اما در مهمترين امر از او به شديد ترين وجه خواست تا طالبان را به اخراج بن لادن قانع كند، كلينتون پيشنهاد داد كه پاكستان از كنترل خود بر تأمين نفت طالبان و صادرات افغانستان از طريق بندر كراچى براى وارد آوردن فشار استفاده كند، نواز شريف در مقابل، پيشنهاد داد كه نيروهاى پاكستانى راساً به دستگيرى بن لادن اقدام كنند، اگر چه كمتركسى درواشنگتن به انجام اين كاراعتقاد داشت، اما رئيس جمهوركلينتون با اين ايده موافقت كرد، رئيس جمهوركلينتون دراوايل جولاى مجدداً با نوازشريف در واشنگتن ملاقات كرد، در اين ديدار، كلينتون از شكست پاكستان در انجام اقدام مؤثر در رابطه با طالبان و بن لادن شكايت كرد، شريف مجدداً بر برنامه خود تأكيد كرد او توانست موافقت كلينتون را براى آموزش نيروهاى ويژه پاكستانى براى دستگيرى بن لادن كسب كند، دراكتبر۱۹۹۹ميلادی نواز شريف توسط جنرال پرويز مشرف خلع و آن برنامه نيز لغو شد، در ابتدا دولت كلينتون اميدوار بود كه كودتاى پرويزمشرف ممكن است راه را براى اقدام عليه بن لادن بازكند، اما اينگونه نشد و در پايان سال ۱۹۹۹ميلادی يكسال پس از بمب گذارى سفارتخانه ها، ديپلماسى با پاكستان به مانند تلاش ها با طالبان به ثمر نرسيد به عنوان پاسخى به بمبگذارى سفارتخانه، كلينتون به سيا اين اجازه را داد تا از طريق برنامه قبلى خود به دستگيرى بن لادن و يارانش بپردازد، كلينتون همچنين اجازه حمله به بن لادن از راههاى ديگر را هم داد. طبق فرمان ويژه اى هم تمامى منابع مالى مرتبط با بن لادن ضبط شد، سيا از دانش خود براى مختل كردن هسته هاى القاعده استفاده كرد، با همكارى مقامات آلبانى، سيا موفق شد تا عمليات القاعده را در تيرانا، خنثى كند و چند سلول تروريستى را از بين ببرد، پس از بمب گذارى هاى سفارتخانه، افراد مرتبط با القاعده در جمهورى آذربايجان، ايتاليا و بريتانيا دستگير شدند. سيا با همكارى اف.بى.آى توانست از حمله به سفارت آمريكا در اوگاندا ممانعت به عمل آورد و مظنونان را دستگير كند، بتاريخ ۴ نومبر ۱۹۹۸ميلادی مطابق۱۳ عقرب ۱۳۷۷ خورشيدی قاضی نيويورك جنوبى عليه بن لادن اقامه دعوى كرد، اسامه محمد بن لادن متهم شده بود كه با سودان، ايران و حزب الله متحد شده است.

نابودی مرکزيت القاعده در افغانستان :

    با دخالت نظامی امريكا درافغانستان در اكتبر ۲۰۰۱، بن لادن رهبرا لقاعده تمام تلاش خود را براي همكاري با طالبان، ملاعمر و حزب اسلامي گلبدين حكمتيار در افغانستان انجام ميدهد، همچنين القاعده به همكاري خود با سپاه صحابه، لشكر جنگوي، لشكر طوبي، جيش محمد، حركت المجاهدين و گروه‌هاي ديگر پاكستاني ادامه ميدهد، با حضورنيروهاي آمريكا و گروه‌هاي امنيتي واطلاعاتي درافغانستان و پاكستان كه مركز القاعده را مورد هدف قرار دادند، القاعده بيش ازپيش مركزيت خود را از دست داد، درحالي كه گروه عملياتي القاعده به نقاط مختلف سفرميکنند و اين حملات را با هسته مركزي در جنوب هماهنگ ميسازند، اعضاي القاعده به همان اندازه كه راغب است حضورش در دنيا را اثبات كند، روي شبكه جهاني همفكران خود در جنوب شرقي آسيا، جنوب آسيا، شاخ آفريقا، خاورميانه و قفقاز تكيه دارد تا به وسيله آنها به دشمنان ضربه بزند حملات در كنيا، اندونزي، هندوستان، پاكستان، كويت و يمن به دليل جبران از دست دادن و نبود فضا و فرصت مناسب در افغانستان انجام  ميپذيرد .

    پس از اينكه نيروهاي آمريكا و متحدان آن در ۷ اكتبر سال ۲۰۰۱ در امور افغانستان مداخله كردند، عراق به يك پايگاه مناسب براي القاعده تبديل شد گروه‌ها ی آنها با نااميدي نياز به يك نمايش جديد دارند تا از نظر روانشناسي و فيزيكي، افرادي را كه به فنون جنگي آشنايي دارند، تربيت كنندالقاعده جهت ايجاد مشكل براي دشمنانش، به طور مداوم تاكتيك‌هاي نظامي، متد حمايت مالي و تكنيك شايعه‌پراكني جديدي را در سال گذشته ابداع كرده است، به رغم اينکه غرب ۱۵۰ ميليون دالر، دارايي القاعده را در چهار ماه اول پس از ۱۱ سپتمبر،ضبط كرد، اما القاعده برنامه مالي خود را تغيير داد، براي مقابله با هر تهديدي، پنتاگون توانايي نظاميي  و سيا توانايي اطلاعاتي خودشان را افزايش داده‌اند، در حال حاضر،۲ تا ۴ عضو القاعده و طالبان دستگير و كشته شدند،

براي اينكه از موفقيت اين مبارزه مطمئن شويم، جامعه بين‌المللي بايد، در بازسازي افغانستان بكوشد. ملل غربي بايد به جاي حرف زدن عمل كنند، بايد، با گروه‌هاي كه از نظر سياسي و اقتصادي مسائل حاشيه‌اي ايجاد مي‌كنند، ويا( مانع نفوذ عناصر روشنگر و دموکرات در سهيم ساختن قدرت در افغانستان اند ) به مبارزه پرداخته شود، مبارزه عليه اسلام تندرو نبايد با مسلمانان دنيا كه يك ‌‌پنجم جمعيت دنيا يعني ۴۴/۱ بيليون مردم را تشكيل مي‌دهند، آميخته شود/.پایان بخش سوم

  در مطالب فوق از برگه های اسناد ذيل بهره گرفته شده است

ـ    کتاب ( طالبان ـ اسلام، نفت و بازی بزرگ جديد ) نويسنده : محترم احمد رشيد/

     مترجمان: محترم اسد الله شفايی و محترم صادق باقر/ چاپ اول سال ۱۳۷۹

ـ    هفته نامه اميد چاپ امريکا شماره مسلسل ۲۳۵صفحه ۷

ـ     بيانيه شورای مرکزی سازمان فدائيان خلی ايران ( اکثريت ) مورخ ۷ مهر ۱۳۷۵

ـ    منبع : روزنامه ايران۱۳۸۳/۶/۳ گزارش کميسيون ۱۱ سپتمبر فصل پنجم.

ـ    منبع : سايت بازتاب۱۳۸۳/۶/۵   کلبد شکافی .. مترجم محترم امير حسين کريمپور

* عربستان سعودی ( حجاز ) :- دربين خليج فارس و دريای سرخ واقع است / همسايه های اين کشور عبارتند از ( عراق ـ کويت ـ اردن ـ قطر ـ امارات متحده عربی ـ يمن )  وسعت     خاک آن ۲۱۴۹۶۷۷ کيلو متر مربع ميباشد / جمعيت آن بالغ بر ۱۳۵ميليون نفر است / مرکز کشور رياض نام دارد / سيستم حکومت در آنجا شاهی است و در سال  ۱۹۳۲ ميلادی از انگلستان استقلال کسب کرد .*  پاکستان :ـ  در قاره آسيا واقع است / همسايه های آن عبارتند از ( افغانستان ـ ايران ـ هند ـ چين و دريای عمان در جنوب ) وسعت خاک آن۸۴۰۰۰۰ کيلو متر مربع بوده / جمعيت آن بيشتر از ۱۰۲۰۰۰۰۰۰نفر است /  مرکز کشور ، اسلام آباد نام دارد / سيستم حکومتی آن جمهوری اسلامی است / و درسال ۱۹۴۷ ميلادی آزادی خود را از انگلستان کسب کردند.

** شورای عالی متشکل از بنيانگذاران جنبش طالبان ( قندهار۹۴-۱۹۹۷ميلادی) :ـ عبارت بودند از ( ۱ـ محمد عمر امير المومنين رهبر جنبش، ۲ ـ ملا محمد ربانی رئيس شورای حکومتی و معاون رهبر، ۳ـ ملا محمد غوث آخوند وزير امورخارجه تا جوزا سال۱۳۷۶خورشيدی ، ۴ ـ ملا محمد حسن آخوند رئيس قوای نظامی ، ۵ ـ ملا محمد فاضل آخوند رئيس قوای زمينی، ۶ـ ملا عبدالرزاق رديس اداره گمرکات، ۷ـ ملا سيد غياث الدين آقا وزير اطلاعات ، ۸ ـ ملا خير الله خير خواه وزير داخله، ۹ ـ مولوی عبدالستار سنايی رئيس دادگاه عالی، ۱۰ ـ مولوی احسان الله احسان رئيس بانک دولتی، ۱۱ـ ملا عبدالجليل وزير امورخارجه پس ازجون ۱۹۹۷ ميلادی ) قوماندانان شورای نظامی:ـ ( ملا محمد عمر قوماندان کل قوا ، ملامحمد حسن رئيس قوای نظامی، رحمت الله آخوند رديس ارکان، ملا محمد فاضل رئيس نيروی زمينی، قوماندانان لشکر عبارتند از : ـ  ملا جمعه خان ـ ملا محمد يونس ـ ملا محمد گل ـ ملا محمد عزيز ـ و ملا محمد ظاهر قوماندان لشکر زرهی .)

 

کرنولوژی حوادت ظهور و شکست طالبان 

قسمت الف: سال 1994ميلادی مطابق(1373 خورشيدی)

4    نومبر (13 /8 / 1373) : يک کاروان تجاری پاکستانی متشکل از 30 موتر، لاری ( کاميون ) به مقصد آسيای مرکزی توسط گروهی از جنکجويان در نزديکی  قندهارتوقيف  وجنگ بين آنها و گروهی بنام طالبان که قصد آزاد کردن کاروان را داشتند 20 کشته برجای گذاشت .

 5    نومبر (14 /8 / 1373) : طالبان کنترول قندهار را به دست گرفتند وکاروان را آزاد کردند، طی پنج روز جنگ 50 نفر کشته شدند .

 25 نومبر ( 4   /9 / 1373 ) : طالبان دو ولايت جنوبی لشکر گاه و هلمند را به دست آوردند.

سال 1995 ميلادی مطابق ( 11/10/1773 ) تا ( 5/9/1374) خورشيدی   

اول جنوری ( 11/10/1373خورشيدی : سه صد نفر طالب پاکستانی پشاور را به مقصد افغانستان ترک کردند.

2  فبروری (13/11/  1373 ): طالبان بسوی ولايت وردک در 40 کيلو متری کابل حرکت کردند.

11 فبروری (22/11/ 1373 ): طالبان ولايت لوگر را تسخير کردند تا اکنون 9 ولايت از 30 ولايت افغانستان در دست طالبان قرار داشت ،ربانی هيئتی را برای ديدار با طالبان فرستاد.

14 فبروری (25/11/ 1373): طالبان بسوی چهار آسياب يورش بردند و نيرو های حکمتيار بدون جنگ عقب نشينی کردند.

18 فبروری (29/11/ 1373  ): طالبان برای پيوستن به دولت موقت سه شرط گذاشتند : 1ـ نيروهای بی طرف از طالبان تشکيل شود . 2 ـ تنهامسلمانان فاقد پيشينه سوء در آن شرکت نمايند. 3 ـ کليه سی ولايت افغانستان نمايندگی داشته باشند .

7  مارچ (16/12/ 1373 ):  طالبان در ولايت نيمروز و فراه پيشرفت کرده و تلاش نمودند تا هرات را تسخير نمايند، طالبان بعد از اينکه نيروهای هزاره موقعيتهای خود را ترک کردند، بسوی جنوب ( غرب ) کابل پيشروی نمودند .

11 مارچ ( 20/12/ 1373): مسعود به نيروی طالبان در نزديکی کابل حمله کرد، طالبان به سوی چهار آسياب عقب نشينی کردند .

13 مارچ ( 22/12/  1373): رهبرحزب وحدت عبدالعلی مزاری هنگام انتقال به سوی قندهار در داخل هليکوپتر توسط طالبان کشته شد، طالبان ولايت فراه را تسخير کردند .

29 مارچ   ( 9/1/1374):   نيروهای دولتی، طالبان را 130 کيلومتر از شندند دور کردند.

4  اپريل    ( 15/1/ 1374 ):  طالبان بخشی از پايگاه هوايی شيندند را در جنوب هرات تسخير کردند.

12 می     (22/2/  1374)  طالبان از فراه عقب رانده شدند.

31 می     ( 10/3/ 1374)  شاهزاده ترکی رئيس سازمان اطلاعاتی عربستان سعودی از کابل و قندهار ديدار کرد .

10 جولای( 19/4/ 1374)  معاون سازمان اطلاعاتی عربستان سعودی به عنوان ماموريت صلح از شهر های افغانستان ديدار و با طالبان گفتگو کرد .

2 سپتمبر  (11/6/ 1374) طالبان مجددأ به فراه حمله کردند و جنگ شديدی در نزديکی شيندند در گرفت .

3 سپتمبر  (12/6/ 1374) طالبان شيندند را تسخير کردند، کابل در فرماندهی نظامی تغيير و تحولاتی ايجاد کرد ، اسماعيل خان را تنزل درجه داد و از طريق هوا نيرو به هرات اعزام نمود .

5 سپتمبر ( 14/6/ 1374)  طالبان هرات را تسخير کردند، اسماعيل خان بدون درگيری به ايران فرار کرد .

6 سپتمبر (15/6/ 1374 )  سفارت پاکستان در کابل تاراج و سپس به آتش کشيده شد، ايران به طالبان درباره احترام به مرز های خود هشدار داد.

10، اکتوبر(18/7 / 1374) طالبان چهارصد عراده تانک از قندهار به سوی کابل فرستاده و آماده حمله به پايتخت شدند.

11، اکتوبر(19/7 / 1374 )  طالبان حمله بزرگ خود را شروع کرده و چهار آسياب را به تسخير در آوردند.

11 نومبر  (20/8 / 1374) کابل در معرض حمله موشکی طالبان قرار گرفت، در بدترين روز موشک باران 36 نفر کشته و 52 تن مجروح شدند .

26 نومبر (5 /9 / 1374 ) در اثر شديد ترين بمباران کابل توسط طالبان 390 نفر غير نظامی کشته و 140 تن مجروح شدند، نيروهای دولت طالبان را از کابل عقب زدند.

سال 1996 ميلادی مطابق ( 12/12/1774 ) تا ( 10/8/1375) خورشيدی   

3   مارچ ( 12/12/1374 خورشيدی :   ربانی رهبر جمعيت اسلامی افغانستان سفر به ايران، ترکمنستان و ازبکستان را آغاز کرد.

20 مارچ (29/12/ 1374) شورای طالبان با شرکت يکهزار نفر از علما و بزرگان قبيله ای برای بحث در مورد خط مشی گروه در قندهار بر گزار شد .

4 ، اپريل (16/1/1375) شورای طالبان در پايان نشست خود عليه دولت ربانی رئيس جمهور اعلام جهاد کرد، ملاعمر امير المومنين عنوان يافت .

19، اپريل (31/1/ 1375 ) ديپلوماتهای ارشد امريکايی با رهبران افغان در کابل و قندهار ديدار کردند.

23   می   (3/3/ 1375  )  فرستادهء ويژهء سازمان ملل، محمود مستيری به دلايل صحی استعفا داد.

26   جون (6/4/ 1375 ) حکمتيار به عنوان نخست وزير( صدراعظم ) به دولت ربانی پيوست، طالبان کابل را موشکباران کردند که در اثر آن 52 نفر کشته شدندو

11جولای(21/4/ 1375 ) ديپلومات المانی ( نوربرت هول ) به عنوان فرستاده سازمان ملل در امور افغانستان منصوب شد.

4 سپتمبر (14/6/ 1375 )  زنان افغان در کابل عليه افراط کاريهای طالبان اعتراض کردند.

10 سپتمبر ( 20/6/ 1375 ) طالبان 2 ناحيه را در ننگرهار به تصرف خود در آوردند، حاجی قديد به پاکستان گريخت و جنگ شديدی در نزديکی جلال آباد رخ داد.

11 سپتمبر (21/6/ 1375 ) طالبان جلال آباد را به تصرف خود در آوردند.

25 سپتمبر (4/7 / 1375 )  طالبان سروبی و اسدآباد را تصرف کردند.

26 سپتمبر (5/7 / 1375 ) طالبان ظرف يک شب خود را از سروبی به کابل رساندند، جنگ در خارج از شهر در گرفت، کابل به دست طالبان آفتاد.

27 سپتمبر(6/ 7 / 1375 ) طالبان داکتر نجيب الله را به دار آويختند، مسعود به سمت شمال عقب نشينی کرد، ملا عمر عفو عمومی اعلام نمود، شورای 6 نفره به رياست ملامحمد ربانی اداره قدرت را درکابل به دست گرفت، ايران ، روسيه، هند و دولتهای اسيای مرکزی فتوحات طالبان را محکوم کردند، پاکستان هيئاتی را به کابل فرستاد.

11، اکتوبر(10/ 7 / 1375 ) طالبان به مسعود در پنجشير گفتند که يا تسليم شود و يا آماده مرگ باشد، در حالی که طالبان به سمت شمال پيشروی می کردند، مسعود جاده های منتهی به پنجشير را منفجر کرد، طالبان به تونل سالنگ رسيدند و در مقابل نيروهای دوستم موضع گرفتند.

4، اکتوبر (13/ 7 / 1375) اجلاس کشورهای مشترک المنافع در الماتی طالبان را از نزديک شدن به مرز های اسيای مرکزی بر حذر داشت .

8، اکتوبر( 17/ 7 /  1375 ) تلاش طالبان برای تسخير پنجشير و بروز جنگ شديد بين طرفين پاکستان برای ميانجيگری رفت و برگشت بين دو طرف در گير را شروع کرد.

10، اکتوبر(19/ 7 / 1375 )  دوستم، مسعود و خليلی در خنجان با يکديگر ملاقات کردند و ( شورای عالی دفاع از وطن ) را تشکيل دادند، مسعود با پنجاه نفر بگرام را مورد حمله قرار داد و به ضد حمله های طالبان در جاده سالنگ پاسخ داد.

12، اکتوبر(21 / 7 / 1375 )  مسعود جبل السراج را باز پس گرفت .

13، اکتوبر(22 / 7 / 1375) مسعود چاريکار را دوباره به چنگ آورد، جنگ درست در 16 کيلومتری کابل صدها زخمی بر جای گذاشت .

18، اکتوبر(28/ 7 / 1375 )  بگرام به دست مسعود افتاد و طالبان از آنجا گريختند، دوستم نيروی زرهی خود را به کمک مسعود فرستاد.

24، اکتوبر(3 / 8 / 1375) ملا عمر گفت ما تادم مرگ خواهيم جنگيد و آخرين قطره خون خود را برای کابل خواهيم داد) مسعود خواهان غير نظامی کردن کابل شد ، طالبان طی جنگ شديد بانيروهای دوستم، ولايت بادغيس را به چنگ آوردند .

31، اکتوبر(10/ 8/ 1375)  نيرو های اسماعيل خان از ايران به ميمنه انتقال يافتند تا در غرب عليه طالبان مقاومت کنند .

 سال 1997 ميلادی مطابق ( 12/10/1775 ) تا ( 26/9/1376) خورشيدی   

اول جنوری ( 12/10/1375خورشيدی:طالبان دوباره بگرام و چاريکار را به تصرف خود آوردند و مسعود شکست سختی را متحمل شد .

23 جنوری ( 14/11/ 1375 ) طالبان گلبهار را در دهانه سالنگ به چنگ آوردند.

2 فبروری ( 14/11/ 1375 )  در حالی که طالبان در امتداد دره گلبهار به پيشروی خود ادامه می دادند، هزاره ها دفاع باميان را تحکيم کردند، هيئتی از طالبان از امريکا ديدار کرد .

12 مارچ   (22/12/ 1375) تلاش برای ترور ملاعبدالرزاق والی هرات .

19  می  ( 29/2/1376  ) جنرال عبدالملک پهلوان عليه دوستم شوريد، فارياب را به چنگ آورد و گفت که به طالبان پيوسته است .

20  می   (30/2/ 1376 )  ولايت بادغيس، فارياب و سرپل پس ازجنگ شديدی به دست جنرال عبدالملک افتاد، ملک اسماعيل خان را همراه با 700 تن از نيرو هايش به طالبان تحويل داد .

24  می  (3/3/  1376 ) طالبان مزار شريف را به چنگ آوردند قانون شريعت را تحميل کردند و مدارس دخترانه را بستند .

26  می  (5/3/ 1376 ) پاکستان حکومت طالبان را به رسميت شناخت ، مذاکره بين طالبان و جنرال عبدالملک به شکست انجاميد، جنگ شروع شد.

28  می    (7/3/  1376 )  طالبان پس از 18 ساعت جنگ و دادن بيش از 300 کشته از مزارشريف بيرون رانده شدند، هزاران تن از نيرو های طالبان به اسارت در آمدند، مسعود در جنوب به ضد حمله دست زد .

2  جون   (12/3/ 1376) طالبان سفارت ايران را در کابل بستند، هزاران طلبه پاکستانی به طالبان پيوستند، نيرو های مختلف ائتلاف جديدی در مزار شريف به وجود آوردند.

12 جون  ( 22/3/ 1376 ) حدود 3000 تن از نيروهای طالبان در بغلان خلع سلاح شدند، مسعود جبل السراج را باز پس گرفت، ربانی با ملک در مزارشريف ديدار کرد، مخالفان طالبان جبهه متحد ملی اسلامی برای نجات افغانستان را تشکيل دادند.

19 جولای (28/4/ 1376 ) مسعود بگرام و چاريکار را باز پس گرفت، طالبان فراری شده و تسليحات زيادی بر جای گذاشتند.

21  جولای ( 3/4/ 1376 ) جنرال عبدالملک برای گفتگو به ايران رفت .

28 جولای  ( 6/5/ 1376)  سازمان ملل ، اخضر ابراهيمی را مامور تهيه گزارش در مورد افغانستان کرد، جنگ شديد در اطراف کابل ادامه يافت .

7، اگست ( 16/5 /1376 ) کميته بين المللی صليب سرخ اعلام کرد که طی، جنگ 3 ماه گذشته 6800 نفر در افغانستان مجروح شده اند.

12 ، اگست ( 21/ 5/1376) طی نشست مخالفين در مزارشريف، ربانی به رياست جمهوری ابقا شد .

15، اگست ( 24/ 5/ 1376)  اخضر ابراهيمی به قصد سفر طولانی در منطقه وارد اسلام آباد شد .

19، اگست ( 28/ 5/ 1376 ) ابراهيمی از قندهار ديدار کرد، طالبان به رسانه های خارجی هشدار دادند که صادقانه گزارش دهند، و گرنه اخراج خواهند شد .

4 سپتمبر    (13/ 6/ 1376) ملاربانی باشاه فهد در جده ديدار کرد و به دنبال آن گفت که سعوديها در مسائل آموزشی و  صحی به طالبان کمک خواهند نمود، طالبان ايران، روسيه و فرانسه را متهم کردند که به مسعود کمک می رسانند .

8 سپتمبر   ( 17/ 6/ 1376) طالبان ميدان هوايی مزارشريف را پس از حمله مجدد از سمت قندوز بار ديگر تصرف کردند، ازبکها اکنون به دو گروه طرفدار دوستم وجنرال ملک تقسيم شده بودند .

9 سپتمبر   (18/ 6/ 1376)  ملک مزار شريف را ترک کرد و خانه اش توسط نيرو های حزب وحدت به آتش کشيده شد، در حاليکه آژانسهای کمک رسانی ملل متحد شهر را ترک می کردند، غارت وسيعی در آن صورت گرفت، طالبان ازميدان هوايی عقب زده شدند.

12 سپتمبر (21/6/ 1376) جنرال عبدالرشيد دوستم از ترکيه به مزار شريف باز گشت، طالبان 70 قريه ازانسان هزاره را در قزل آباد در حومه مزار قتل عام کردند، به دنبال عقب نشينی طالبان و آرايش نيرو های دوستم، سه روز غارت و چپاول در مزارشريف به پايان رسيد و آرامش به آن جا بازگشت .               

18 سپتمبر ( 27/6/ 1376 ) جنگ شديد  دوباره در نزديکی مزارشريف آغاز شد ، طالبان گفتند که : شاه فهد از آنها حمايت مالی و سياسی  کامل خواهد کرد .

23 سپتمبر ( 1/7 / 1376) طالبان با ميان را به شدت بمباران کردند، جنگ در 10 کيلو متری مزارشريف ادامه داشت .

28 سپتمبر ( 6/ 7 / 1376 )  امابنينو همراه با 19 نماينده ديگر جامعه اروپا در کابل توسط طالبان دستگير و سه روز نگهداری شدند .

30 سپتمبر ( 8 / 7 / 1376)  سه کارمند سازمان ملل  توسط طالبان از قندهار اخراج شدند .

اول اکتوبر ( 10/ 7 / 1376) اخضرابراهيمی پس از ديدار از 13 کشور به ماموريت خود پايان داد، جنگ شديد در اطراف مزار شريف جريان داشت .

8  اکتوبر  ( 16/ 7 / 1376) عبدالرشيد دوستم،  طالبان را وادار به عقب نشينی به سمت قندوز نمود، کابل توافقنامه تجارت ترانزيت با پاکستان را  رد  کرد .

21  اکتوبر (29/ 7 / 1376 )  جنرال عبدالرشيد دوستم شبرغان را به تصرف خود در آورد وجنرال عبدالملک به ايران گريخت .

16 نومبر ( 25/ 8 /1376 )دوستم 2000 تن از اجساد طالبان را در 30 گور جمعی در نزديکی شبرغان کشف کرد و به طالبان پيشنهاد تحويل آنها را داد، تبادل زندانيان صورت گرفت .

18 نومبر  (27/ 8 / 1376)  مادلين البرايت وزير امور خارجه امريکا در پاکستان وضعيت حقوق بشر طالبان را نفرت انگيز خواند.

26 نومبر( 5 /  8 / 1376) کوفی عنان سر منشی سازمان ملل گزارش جدی ملل متحد را در مورد مداخلات خارجی در افغانستان انتشار داد .

17 دسمبر( 26/9 / 1376 ) شورای امنيت سازمان ملل  تدارک تسليحات خارجی به گروههای افغان را محکوم کرد و خواستار آتش بس شد

 سال1998 ميلادی مطابق ( 16/10/1776 ) تا ( 8/10/1377) خورشيدی   

6 جنوری (16/10/1376 خورشيدی : رئيس جمهور ؟ ربانی از ايران، پاکستان و تاجکستان ديدار کرد تا حمايت آنها را در بر گزاری يک کنفرانس منطقه ای در مورد افغانستان تحت نظارت سازمان ملل به دست آورد، طالبان به قتل عام 600 غير نظامی ازبک ولايت فارياب متهم شدند، محاصره باميان توسط طالبان با اتمام مواد غذايی شدت يافت .

7 جنوری  (17/ 10 / 1376) کوفی عنان از طالبان خواست که مانع انتقال مواد غذايی به باميان نشوند.

13جنوری (23/10/  1376) طيارات طالبان در نزديکی کويته دچار سانحه شد و 80 سرباز کشته شدند، در گيری بين طالبان و قريه جات مخالف سربازگيری در نزديکی قندهار.

27 جنوری (7 /11/ 1376  )  250 زندانی از طرفين در گير به مناسبت عيد ( فطر ) آزاد شدند . 

4 فبروری  (15/11/ 1376 )  در زلزله شمال شرق افغانستان 4000 نفر کشته و 15000 نفر بی خانمان شدند، برف مانع کمک رسانی سازمانهای خيريه شد .

20 فبروری ( 1 /12/ 1376 )  دومين زمين لرزه در شمال شرق روی داد .

8 مارچ (17/12/ 1376 )  روز بين المللی زن در سراسر جهان به ياد زنان افغان گرامی داشته شد.

14 مارچ    (23/12/ 1376 )  جنگ شديد در مزار بين ازبکها و هزاره ها رخ داد .

22 مارچ    (2 / 1 /1377):  اخضر ابراهيمی برای ميانجيگری ميان طالبان و مخالفين بازگشت.

اول اپريل   (12/1 / 1377 )  طالبان گروهی را برای مذاکره با مخالفين به منظور تشکيل کميسيون علما تعيين کردند .

17 اپريل  (28/1  / 1377 )  فرستادهء امريکا بيل ريچاردسون از کابل و مزارشريف ديدار کرد .

26 اپريل   ( 6  /2 / 1377)  کميسيون علما تحت نظارت سازمان ملل در اسلام آباد تشکيل جلسه داد.

4   می ( 14/2 / 1377 )  گفتگوی های کميسيون علما به نتيجه نرسيد .

17 می (27/2 /  1377) طی بمباران طالبان توسط جت های جنگی طالبان 31 نفر کشته و 100 نفر زخمی شدند، جنگ شديدی در اطراف کابل و در شمال جريان يافت .

30  می ( 9 /3 / 1377 ) زمين لرزه شديدی شمال شرق افغانستان را دوباره تکان داد و 5000 نفر کشته بر جای گذاشت .

18 جون   (28/3 / 1377 ) شاهزاده ترکی رئيس سازمان اطلاعات عربستان سعودی به قندهار سفر کرد .

30 جون   (9 /4 / 1377 )  طالبان از کليه سازمانهای کمک رسانی مستقر در کابل خواستند که دفاتر خود را به ساختمان تخريب شده پلی تخنيک منتقل سازند، سازمانها از قبول اين کار خود داری کردند .

3 جولای  (13/4/ 1377 )  پنج کشور آسيای مرکزی در الماآتی خواستار پايان جنگ در افغانستان شدند.

9 جولای  (18 / 4/ 1377 ) طيارهء سازمان ملل در کابل مورد اصابت موشک قرار گرفت، ملا عمرفرمانهايی در مورد دور ريختن تلويزيونها، اخراج کليه مسيحيان و مجازات کمونيستها صادر کرد. 

12 جولای (21/ 4 /1377) طالبان ميمنه را تسخير کردند، 800 نفر ازبک را زندانی نمودند و 100 تانک به چنگ آوردند .

18 جولای (27/ 4 /1377 ) اتحاديه اروپايی کليه کمکهای بشر دوستانه را به کابل به دليل اعمال محدوديتهای غير قابل قبول از سوی طالبان به حالت تعليق دراورد.

20 جولای  (29/ 4 / 1377)  سازمانهای کمک رسانی کابل را ترک کردند، اتحاديه اروپايی دفترش را بست .

21 جولای ( 30/ 4 / 1377 ) دو کارمند افغان ( سازمانهای کمک رسانی ) در جلال آباد ربوده شد و به قتل رسيدند .

31 جولای (9 / 5 / 1377 ) رهبران طالبان از مدرسه دارالعلوم حقانيه در پاکستان ديدار کرده و خواستار نيروی جنگجو شدند، 5000 پاکستانی کشور خود را برای شرکت در جنگ افغانستان ترک کردند.

1ول، اگست (10/ 5 /1377 ) طالبان شبرغان را به چنگ آوردند و دوستم با نيرو هايش به حيرتان در مرز ازبکستان گريخت .

7، اگست   (16/5 / 1377 ) در انفجار های بمب در سفارتخانه های امريکا در کنيا و تانزانيا، اسامه بن لادن مسئول شناخته شد .

8، اگست (17/ 5 / 1377 ) طالبان مزار شريف را تسخير کردند، 11 نفر ديپلمات و روزنامه نگار ايرانی را کشتند، طالبان هزاران نفر ازمليت هزاره را در مزار قتل عا م کردند و هزاران تن ديگر از شهر گريختند .

10، اگست ( 19/ 5 / 1377 )  طالقان به دست طالبان افتاد .

11، اگست (20/ 5 / 1377 ) روسيه به پاکستان هشدار داد که به طالبان کمک نکند، دولتهای آسيای مرکزی به حالت آماده باش در آمدند.

12، اگست (21/ 5 / 1377 ) پلخمری و حيرتان به دست طالبان افتاد.

18، اگست (27/ 5 / 1377 )  آيت الله علی خامنه ای امريکا و پاکستان را متهم کرد که از طالبان برای توطئه عليه ايران استفاده می کنند، تنش بين ايران و طالبان شدت گرفت، ملاعمر گفت که طالبان از بن لادن محافظت خواهند کرد .

20, اگست ( 29/ 5 /1377) امريکا 75 موشک کروز به سوی پايگاهای بن لادن در خوست و جلال آباد شليک کرد که در اثر آن 21 نفر کشته و 30 نفر مجروح شدند.

21، اگست ( 30/ 5 /1377 )  طالبان حملات امريکا را محکوم و تعهد نمودند که از بن لادن حمايت کنند، کليه خارجيها(سازمانهای کمک رسانی ) افغانستان و همچنين پشاور و کويته را ترک کردند.

26، اگست (4 / 6 / 1377 )  دادگاه نيويورک کيفر خواستی عليه بن لادن تنظيم و او را به تروريسم متهم کرد .

اول سپتمبر( 10/ 6 /1377 ) ايران بازی جنگ را در مرز های افغانستان با 70000 نيرو آغاز کرد .

6 سپتمبر   (15/ 6 / 1377 )   با اين اظهارات ايران که بر اساس مقررات بين المللی حق دارد از شهروندان خود دفاع کند، خطر اشغال جنگ افزايش يافت، امريکا توصيه به خويشتنداری کرد، طالبان مجددأ از سازمان ملل خواستار شناسايی شدند.

10سپتمبر  (19/ 6 / 1377) طالبان گفتند که اجساد 9 ديپلمات ايرانی را در مزارشريف يافته اند.

13 سپتمبر (22/6 / 1377 )   باميان پس از درگيری به دست طالبان افتاد، ملاعمر از نيرو ها خواست که خويشتنداری خود را حفظ کنند .

20 سپتمبر ( 29 / 6 /1377)  طی موشک باران شديد توسط مسعود 66 نفر کشته و 2150 تن زخمی شدند.

22 سپتمبر (31/ 6 / 1377) عربستان سعودی به دنبال ديدار شاهزاده ترکی از قندهار، نماينده طالبان را اخراج کرد و از امتناع طلبان در واگذاری بن لادن اظهارخشم نمود.

27 سپتمبر ( 5/ 7 / 1377 ) طالبان 30000 نيرو به مرزهای ايران اعزام کردند تا در برابر اقدامات ايران مقابله نمايند.

2 ، اکتوبر (10/ 7 / 1377 ) طيارات و هليکوپترهای جنگی ايران حريم هوايی هرات را نقض کردند، ارتش ايران تمرينهای نظامی خود را در مرز های شرقی با 200000 نيرو آغاز کرد.

14، اکتوبر (22/7 / 1377 )  اخضر ابراهيمی در قندهار با ملاعمر گفتگو کرد، اين اولين ديدار ملاعمر با يک ديپلومات خارجی بود، طالبان موافقت کردند کليه زندانيان ايرانی را آزاد سازند.

21، اکتوبر ( 29/ 7 /1377 ) بنياد حمايت ازآزادی زنان در امريکا که از 129 سازمان زنان نمايندگی می کند، خواستار فشار اقتصادی و اجتماعی بيشتری برطالبان شد ماويس لنو همسر جی لنو مبلغ 100000 دالر برای مبارزه عليه سياستهای جنسيتی طالبان اهدا کرد.

23، اکتوبر( 1 / 8 / 1377)  مسعود تهاجم موفقيت آميزی در شمال شرق انجام داد و وارد ولايت قندوز شد، طالبان 60 نفر از طرفداران جنرال تنی را به اتهام تلاش برای کودتا دستگير کردند.

25، اکتوبر (3 / 8 / 1377) طالبان استفاده از مين های زمينی ممنوع اعلام کردند، مسعود امام صاحب را واقع در مرز تا جکستان به تصرف خود آورد.

7 نومبر (16/ 8 / 1377) سازمان ملل اظهار داشت که طالبان مسئول قتل 4000 نفر طی جنگهای چندي پيش در مزارشريف هستند، ملاعمر سازمان ملل را متهم به غرض ورزی کرد و گفت که 3500 نفر از طالبان کشته شده اند، وی بارديگر با تشکيل يک حکومت فراگير مخالفت نمود.

13 نومبر (22/ 8 / 1377) محمد اگبری رهبر يکی از جناحهای حزب وحدت در با ميان به طالبان تسليم شد .

23 نومبر ( 2 / 9 / 1377 )  فردريکومايور رئيس يونسکو کشور های جهان را تحريک کرد که مانع تجاوز به حقوق بشر توسط طالبان شوند.

اول دسمبر(10/ 9 / 1377) طالبان به سوی دانشجويان در خارج از دانشگاه جلال آباد تير اندازی کردند که در اثر آن 4 تن کشته و 6 تن مجروح شدند.

9 دسمبر ( 18/9 /1377) مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامه شديدالحنی در مورد افغانستان صادر کرد.

29 دسمبر( 8 /10/1377)   يونيسف ادعا کرد که سيستم آموزشی در افغانستان متلاشی شده است

سال 1999 ميلادی مطابق ( 20/10/1377 ) تا ( 10/10/1378) خورشيدی 

پیوند ها :   

بخش اول  /   بخش دوم  /   بخش چهارم  /  بخش پنجم

 

 

 


بالا
 
بازگشت