سراج الدین اديب

 

آرشیف نمبر (۱۸)

           سراج الدین ادیب

خاطره استقلال کشور را گرامی بداریم


از آنجائیکه کارنامه های قهر مانان و دلیران کشور ما را بسیاری از دانشمندان و پژوهشگران و محققین و قلم بدستان همه وقته در نامه ها ، مقالات نشرات ستوده اند ، که مطالعه مقالات ایشان تأثيری چون آب و هوا، برای بقای حیات در

زمین تاریخ و فرهنگ ما داشته ، زیرا در چنین شرایطی که ما غربت نشینان از وطن عزیز مان افغانستان جبرأ بدیار و کشور های خارجی اینطرف و آنطرف سرگردان هستیم و جز ( سر ، تنه و اسم ) چیزی دیگر با خود نیاوردیم و از سوای فرهنگ و دانش آنچه که از زبان بزرگان خود شنیده و یا در مکاتب ودانشگاه ها خوانده ایم به نسبت گذشت آیام و تأثر و تألم غربتزدگی یا تاریخ و سرگذشت پیشینیان ما و کشور ما بفراموشی گذاشته شده یا هم کتب ها و رساله و آثار پربار ازبین رفته و فعلأ به دسترس نیست و یا اینکه در کشور مقیم آشنایی کامل به لسان خارجی نیست تا از کتابخانه ها مطالب مفید و قابل حصول بر داشت گردد . بناأ آنچه که امروز جوانان و همه خوانندگان را زیب و آرایش فرهنگی می بخشد، همانا نشراتیست که در برون مرزی با قلم دانشمندان و پژوهشگران به زبان اصیل خود مان نقش بسته اند .

چنانچه نویسندگان با تمام زحمات مطالب مفید، جالب و خواندنی را از زاویه های مختلف تاریخ پیشکش صاحبان خوانش میدارند و ما نسل دور شده ها را دو باره به آنچه که فراموش شده نزدیک میسازد ویا، پند و اندرز و طرح های صلح آمیز شان ،آنانی را که به بیراهه گام بر داشته اند بصراط مستقیم هدایت میکند ونیز آنانی را که مصروف جنگ و برادرکشی به عناوین مختلف هستند، از جنگ باز میدارد تا صلح پیشه کنند.

آسیا یک پیکر آب و گل است ملت افغان در آن پیکر دل است

ازبقای او بقای آسیاست وز فنای او فنای آسیاست

چه مقبول گفته بود علامه اقبال لاهوری آن مرد بزرگ تیز هوش ، سخنان آن سخنور شرین تا اکنون در قالب تغییرات جهانی تجسم میابد، زیرا افغانستان به نسبت موقعیت جیوپولیتیک و جیواستراتیژیک خویش اهمیت شایانی را در اسیا دارد و همیش مورد توجه جهان کشایان قرار گرفته ، چنانچه اسکندر مقدونی، اعراب، چنگیز، تیمور لنگ ، بابر ( مغول ) به منظور بدست آوردن ثروت افسانوی هندوستان از همین سر زمین ( افغانستان ) می خواستند استفاده برند.

از جانب دیگر افغانستان نسبت نقطه تقاطع و تبادل اموال تجارتی بین شرق و غرب و شمال و جنوب تحت اسم ( راه ابریشم ) الی کشف قوه بخار در جهان از شهرت زیادی برخوردار بود و افغانستان نسبت کلتور های مختلف و اثار باستانی و قدامت تاریخی آنطوریکه در کتاب های اوستا Avesa و ریکویدا ذکر است بنام آریانا و یا ویجو vijo ( مملکت اشراف ) یاد شده است.

تاریخ ۱۷ اگست سالجاری مصادف است با هفتادو نهمین سالگرد استقلال وطن عزیز مان افغانستان که بی مناسبت نخواهد بود تا ین روز فرخنده را به هموطنان عزیز تبریک و تهنیت عرض بدارم، روزیکه مردم قهرمان ووطنپرست شجاع و آزادی دوست با یک اقدام مدبرانه توأم با یک تدبیر عاقلانه زنجیر های اسارت و بیگانه افسانوی آن عصر را که آفتاب در قلمرو آن غروب نمیکرد وادار بقبول آزادی و استقلال بدون قید و شرط کشور خود گردانیدند. اقدام شجاعانه افغانها در برابر ابر قدرت وقت نه تنها عامل ملی و افغانی داشت بلکه عوامل بین المللی آن باعث شد تا ملتهای اسیر آسیا و افریقا علیه بزرگترین قدرت بریتانیا سر دستهء استعماری جهان قیام بر پا کنند ، چنانچه در طی یک ربع قرن عراق در سال ۱۹۳۱ ، مصر در سال ۱۹۳۶ و نیم قاره هند در سال ۱۹۴۷ به آزادی نایل گردیدند.

تجاوز انگلیس منجر به سه جنگ که بنام ( جنگ افغان و انگلیس ) معروف است با مردم ما شد، و در هر سه بار انگلیس ها مفتضحانه از کشور خارج ساخته شدند که در هر بارصدمات ناشی از جنگ را مردم ما با خون و گوشت جبران نا پذیر و خسارات بیشمار مالی متحمل و در نتیجه سر زمینهای وسیع در شرق از کشمیر تا دهنه خیبر از پیکر کشور جدا شد و قضیه ( پشتونستان ) از جمله این تجاوزات و صدمات جبران نا پذیر تا امروز بطور لاینحل ومتشنج باقی ماند .

وقتا که انگلیسها تازه هند را به نسبت انبار مواد خام و بازار پر رونق فرآورده های صنعتی خویش به تصرف آورده بودند و کشور های مقتدر آنوقت مثل افغانستان، چین و ایران موجودیت انگلیس را در هند مورد تهدید قرار میداد، و از جانب دیگر امپراتوری تزاری روسیه در حال توسعه بود و بطرف جنوب تمایل داشت ، در داخل اروپا فرانسه باانقلاب خود سلطنت های اروپائی را متزلزل میساخت که توسعه جویان انگلیس را به این امر واداشت تا استقرار پایه هایش در هند ، باید مخالفین را از سر راه بر دارد ، چونکه هندیها خاطره فتح پانی پت را فراموش ننموده بودند و افغانان را حامی و ناجی خود میپنداشتند و همه دشمنان انگلیس در آنوقت چشم براه افغانستان داشتند .

پس از جنگ دوم افغان و انگلیس و اشغال کشور از طرف قوای برتانیه بود که در اثر معاهده ننگین ( گندمک ) استقلال سیاسی کشور با محدود شدن روابط خارجی آن بطور دوامدار تحت سایه دولت برتانیه قرار گرفت ولی مردم با غیرت افغانستان مانند گذشته با این وضع شرف شکن، تن نداده و برای رهایی از این حالت ناگوار به قیامهای مسلحانه و دستجمعی پرداختند و در طی مبارزات متواتر که جنگهای افتخار آمیز ( شیرپور ) و ( میوند ) ماندگار است و چنانچه نقاط کلیدی آنرا تشکیل میدا ، این رویداد و کشمکش مدت چهل سال دوام کرد.

افغانستان بعد از سال ۱۸۸۰ میلادی با اینکه در امور داخلی از استقلال بر خوردار بود، اما در مناسبات بین المللی حالت تحت الحمایگی داشت ولی بعد از استرداد استقلال خارجی در سال ۱۹۱۹میلادی و عقد معاهده ۱۹۲۱ میلادی با دولت برتانیه ( خط دیورند ) منحیث سرحد افغانستان مستقل و هند برتانوی شناخته شد، این معاهده بین دو دولت مستقل و متساوی الحقوق به امضاء رسید و از طرف مقامات ذیصلاح طرفین تصویب شد .

با اینکه در یاد داشت منضمه معاهده مذکور بجواب درخواست وزیر خارجه افغانستان مرحوم محمود طرزی، سرهاندی دابس سکرتر امور خارجی هند برتانوی رسمأ منافع افغانستان را به نسبت علاقه های قبایلی تائید کرد و پادشاه وقت مرحوم اعلحضرت امان الله خان این معاهده را صرفأ ( همسایگی ) وانمود کرد نه ( دوستانه ) اما از آن وقت تا سالهای جنگ دوم جهانی محتویات آن هرچند که بعضأ تشنجاتی را بار میآورد مرعی الاجرا بود .

مرحوم اعلحضرت امان الله بعد از مرگ پدرش ( حبیب الله خان که در شکارگاه کله گوش ) ولایت لغمان بوقوع پیوست ، بقدرت رسیدن وسلطنت خود را با اعلام استقلال افغانستان آغاز کرد و بیانیه تاریخی آن به مردم چنین بود .. ( .. ای ملت معظم افغانستان ! من هنگام شهادت پدر وکالت سلطنت را در کابل داشتم و اکنون با اصالت آن بار سنگین امانت را متوکلأ ومعتصمأ الله به عهده گرفتم وقتیکه ملت بزرگ من تاج پادشاهی را بر سر من نهاد من عهد بستم که بایست دولت افغانستان در داخل کشور آزادی کامل داشته و از هر گونه تجاوز و ظلم محفوظ و مردم فقط باید معطل یک قانون باشند و بس ، کار اجباری و بیگاری در تمام رشته ها ممنوع و ملغی است حکومت ما در افغانستان اصلاحات خواهد نمود که ملت و مملکت ما بتواند در بین ملل متمدن جهان جای مناسب خود را حاصل نماید .)

اعلام استقلال از طرف موصوف موجبات جنگ سوم افغان انگلیس ( ۱۹۱۹ May ) را ببار اورد ، انگلیسها که تازه از زد وخورد و همچنان خونریزی های جنگ اول جهانی در مانده شده بودند ، با در نظر داشت دو جنگ قبلی که با افغانها داشتند و در هر دو شکست خوردند اینبار کوشیدند تا به مخاصمات خاتمه دهند باوصف سوقیات آنها در سر حدات افغان ( پکتیا ، ننگرهار و قندهار ) قوای دو طرف به زد و خورد پرداختند اما انگلیسها به زودی جنگ را خاموش نمودند چونکه نا آرامی نیز در هندوستان موجود بود و ترسی از آن داشتند که جنگ افغانها بداخل هند نفوذ کند . بعد از مذاکرات بین هیئات های افغانی و هند بریتانوی بتاریخ ۱۷ اگست ۱۹۱۹ میلادی افغانستان استقلال خود را بدست آورد و متعاقبأ یک معاهده دوستی و عدم تعرض در سال ۱۹۲۱ میلادی با روسیه شوروی به امضأ رسید و مناسبات سیاسی و تبادله سفرا با المان، ایتالیا، انگلستان، فرانسه، ترکیه، ایران و شوروی تأسیس شد.

آنطوریکه مبرهن است اولین قدم در جهت ارتباط افغانستان با جهان خارج و ترک عذلت و انزوا، را شاه امان الله خان مرحوم بر داشت ، ظواهر و نشانه های از ازادی که درسال ۱۹۱۹ پدید آمد گسترش یافت و اصلاحات اساسی صورت پذیرفت ، توجه زیاد به پیش رفت معارف و علم و دانش فرستادن یک عده پسران و دختران به اروپا و ترکیه افتتاح مکاتب امانیه ( امانی )، غازی ، مستورات و مکاتب مسلکی مانند: تلگراف ، محاسبه ، حکام ، قضات و غیره .

الغای غلامی و کنیزی، ازبین بردن بیکاری ، قوانین برای اداره کشور ، نشر و تعمیم تعداد بیشماری از روزنامه ها جراید و مجلات برای قشر با سواد کشور و مساعی برای سواد آموزی طبقات عوام اجتماعی و فراهم آوری تحصیل و کار برای نسوان.

افکار و نیات شاه امان الله خان پسندیده بود ولی تجدد گرائی موصوف همراه با آماده نبودن مردم برای تغییرات بنیادی و از همه مهمتر عجله و بدون درک پذیرش مردم از اصلاحات بوجود آمده که مردم آنرا مغایر عنعنات و عادات مذهبی و اعتقادات خود تصور نمودند که نارضایتی در بین رهبران محافظه کار مذهبی و قبایل بیسواد و عقب مانده افغانی خلق نمود و همچنان در سر نگونی رژیم امانی حکومت هند برتانوی دست داشت، انگلیسها قشر متعصب مذهبی و روحانیون ناراضی را بر آن با پخش شایعات تحریک آمیز و اعطای اسلحه کمک نموده سد راه ترقی و پیشرفت افغانستان گردید و از طرف دیگر مرحوم امان الله خان در داخل هندوستان به تحریک آزادی خواهی دست زد، و عناصر ازادیخواه هندی را در کابل جا داد و تبلیغات و سیعی را برای آزادی هندوستان براه انداخته بود همین امر باعث شد تا حکومت هند بریتانوی برای سرنگونی اش جدأ اقدام ورزد ، لذا تمام این مسایل دست بهم داد و موجب شد که امان الله خان بالاجبار و از اثر توطئه و دسیسه کشور را ترک کند و افغانستان بجامانده دوباره سر نزولی خود را ادامه دهد .

امان الله خان تا آخر عمر به تبعید در شهر روم پایتخت کشور ایتالیا بسر برد و در سال ۱۹۶۰ وفات نمود که روحش با جمیع از وطن پرستان شاد باد . جنازه اش به افغانستان انتقال داده شد و در جوار پدرش در جلال اباد با مراسم نظامی بخاک سپرده شد.

متأسفانه پس از مرور شصت سال یعنی از ۱۹۱۹به بعد ابر قدرت ( همسایه شمالی / اتحاد جماهیر شوروی ) در سال ۱۹۷۹ میلادی با یک تهاجم بر هنه بر کشور عزیز ما مداخله نمود که با مقاومت شدید مواجه گشت، در جریان ۹ سال موجودیت قوای شوروی در افغانستان کشش و کوشش بی سود و تحمل صدها هزار کشته و زخمی و میلیونها انسان بی خانه و آواره و بلاخره با یک یصله تحت اسم مذاکرات ژنیو قوای خود را از خاک افغانستان در سال ۱۹۸۹ بیرون کشید و مردم عذاب دیده ما بار دیگر تنفس به راحتی کشید که تحلیل آن فعلأ به این برگه نمی گنجد، اما حیف و صد افسوس که ملت رنجدیده وبلاکشیده بار دیگر از اثر خود خواهی ها، جاه طلبی ها و کوتاه نظری های سران جهادی و دیگر عناصر فرصت طلب و هنگامه جو تا امروز نتوانسته صلح و آشتی ملی را در بین خود احساس کنند و پاکستان که از رهگذر شیوع و تسلط فساد در میان تمام کشور های جهان مقام دوم را بدست آورده ، با تأسف و دریغ دیدیم و شنیدیم که دست پروردگان آن چسان زمینه مساعدی را فراهم ساخت تا پاکستان در مرزو بوم ما نفوذ کند و خصلتها وويژگی های شوم و نا خجسته از طریق احزاب و تنظیم های باصطلاح اسلامی ، به کشور ما نیز سرایت کند و مملکت و مردم ما را مقهور و لگدمال کانونهای مذهبی بسیار بسمانده و حلقه های نظامی زورگوی پاکستان سازند و ما این رویداد تکان دهنده را بزرگترین فاجعه تاریخ کشور مان میدانیم و به یقین میتوان گفت که آن افاده معروف مردم ما اکنون دقیقأ تحقق یافته که میگویند : ( همه گان را مار گزید و ما را بقه کور ) .

امروز در جهان اعجوبه تخنیک ساخت بشر بنام Rover پس از طی میلیونها مایل در یک سفر فضائی هفت ماهه به روی کره مریخ می نشیند و عملیات پیچیده آن از زمین رهبری میشود و فکر و اندیشه میلیونها انسان را برای تسخیر ماه و ستاره گان محقق میگرداند، همچنان مهارتهای تخنیکی و انکشافات عواید و تولیدات ملی کشور ها را هر روز بصورت سرسام آور بالا میبرد و نیز صحراهای بی آب و علف و دریا های خروشان و مهار ناپذیر و کوه های بلند به کمک اختراعات در دست بشر رام میشود و در عمق ابحار کاوشها وپژوهشهای علمی ادامه دارد ، اما متاسفانه که سر خط اخبار کشور مان با خون نبشته میشود و با ویرانی و نابودی ادامه می یابد و بسوی آینده موهومی به پیش میرود.

در کشور های متمدن جهان دانشمندان برای آسایش و آرامش بشر در تلاش اند و میکوشند گره مشکل اقتصادی و اجتماعی و سیاسی را تحقیق و تشخیص نموده، با مشور و تفاهم همکاری باز نمایند ولی صد افسوس که دروطن عزیزمان بااتهام و تردید و دشنام و تعصب و جنگ بر مشکلات می افزایند، در دنیای متمدن از رادیو ، تلویزیون ، مجله ، روزنامه ، تیلفون ، فاکس و انترنیت برای نزدیک ساختن ابنای بشر استفاده میشود ولی در میان کشور مان افغانستان متأسفانه از تخنیک و صنعت به جز رادیوی محلی چیز دیگری نمانده ولی با آنهم از آن برای پاشیدن تخم نفاق کار گرفته میشود .

بااستفاده از فرصت از عموم افغانهای که صاحب نفوذ هستند ، از ریش سفیدان ، محققان ، دانشمندان ، روشنفکران، مادران و خواهران و سایر برادران، عاجزانه تمنا میدارم تا بسوی مصالحه ملی گامهای استوار بر دارند ، نگذارید که اقوام برادر وهم کیش و برابر مان بنام های مختلف در مقابل هم قرار گیرند و برای ( مصالحه ) اولین گام آنست تا دلهای مان را از کدورت پاک سازیم و بجای اتهام به این و یا آن و بجای گوش دادن به پیغام بیگانگان ، بهتر است تا پیغام نیک هموطن خود را دریابیم و بنام افغان و افغانستان واحد متشکل و یک پارچه شویم و تمام خرابی های وطن را که متأسفانه همه مسئول آن هستیم از میان برداریم ، افغانستان بدون اشتراک و قربانی و سهم گیری تمام اقوام آن اباد و آزاد نخواهد شد. / پایان

19 ماهنامه اطلاعاتی، فرهنگی افغانها در دنمارک

شماره اول، سال دوم نمبر مسلسل ۱۳ ، اسد ۱۳۷۷ مطابق اگست ۱۹۸۸ صفحات ۱۶ تا

 

 

 

 


بالا
 
بازگشت