سراج الدین اديب

 

آرشیف نمبر (۱۱۸)

سخنان و زندگی نامه آبراهام لينكلن

سخنان آبراهام لينكلن:

همه مردم از تعارف خوششان می آید.آبراهام لينكلن

 هرکس برای دفاع از حقش برخواست ،تو هم برخیز. اگر بنشینی ،حق را تنها رهاکرده ای نه بپاخواسته را آبراهام لينكلن

 به اين نكته پي برده ام كه بيشتر مردم آنقدر شاد هستند كه ذهن شان را نيز وادار مي سازند اين گونه باشد.آبراهام لينكلن

آزادي يعني اينكه مي خواهم نه برده باشم و نه برده دار.آبراهام لينكلن

من ديده ام كه درجه سعادت اشخاص بستگي به اراده و ميل خود آنها دارد. آبراهام لينكلن

مرد بي شهامت كسي است كه در جايي كه بايد اعتراف كند، خاموش بنشيند.آبراهام لينكلن

اگر نمي خواهي در حق تو داوري شود، درباره ديگران داوري نكن.آبراهام لينكلن

ازدواج نه بهشت است و نه جهنم، تنها يك برزخ است.آبراهام لينكلن

زمين خوردن، شكست خوردن نيست؛ از زمين بلند نشدن، شكست خوردن است.آبراهام لينكلن

همانطور كه مايل نيستم بنده كسي باشم، حاضر نيستم آقاي كسي باشم. كساني كه مخالف آزادي ديگرانند، خود لياقت آزادي را ندارند.آبراهام لينكلن

كشتن گنجشك ها، كركس ها را ادب نمي كند.آبراهام لينكلن

لبخند، بيش از چند لحظه دوام ندارد، اما خاطره ي آن جاوداني است.آبراهام لينكلن

هرگاه بتوانيم بعد از شكست لبخند بزنيم شجاع هستيم.آبراهام لینکلن

رنج و غصه را براي خودت بپذير و رفاه و آسايش را براي همه .آبراهام لينكلن

پدرم به من كار كردن را آموخت، نه عشق و علاقه به كار را.آبراهام لينكلن

من مايلم امور دولت را به نحوي اداره كنم كه اگر در پايان فرمانروايي خود همه دوستانم را از دست دادم، دست كم يكي از دوستانم باقي بماند و آن، وجدان و قلب من است.آبراهام لينكلن

به همه اعتماد داشتن خطرناك است، به هيچ كس اعتماد نداشتن خطرناكترين است.آبراهام لينكلن

گامهاي من رو به جلو همواره آرام بوده اند. اين را خودم مي دانم، اما هرگز هيچ گامي را رو به عقب برنداشته ام.آبراهام لینکلن

كسي كه امروز از ديروز آگاهتر نباشد، انسان خردمندي نيست.آبراهام لينكلن

 

 

زندگینامه آبراهام لینکلن

آبراهام لینکلن در ۱۲ فبروری ۱۸۰۹ (یکشنبه ۲۳ دلو / بهمن ۱۱۸۷ خورشیدی) بدنیا آمد. وی به عنوان نخستین رئیس جمهور از حزب جمهوری خواه آمریکا انجام وظیفه نمود و شانزدهمین رئیس‌جمهور آمریکا شد. امروز او بدین جهت مشهور است که به تاریخ برده داری در آمریکا خاتمه داد و ایالات متحده آمریکا را با نظارت بر مسائل مربوط به جنگ در طی جنگ داخلی آمریکا پا برجا نگه داشت. لینکلن توسط یک بازیگر تئاتر به نام جان ویلکس بوث مورد اصابت گلوله قرار گرفت و در صبح روز ۱۴اپریل / آوریل ۱۸۶۵ (جمعه ۲۶حمل / فروردین ۱۲۴۴ خورشیدی) درگذشت.

توانمندیهای او را در امر رهبری می‌توان به وضوح در موارد زیر مشاهده کرد: در نخستین عملکرد دیپلماتیک وی در کنترل و اداره ایالتهای مرزی گرفتار برده داری در اوایل جنگ، در ناکام ساختن تلاش پارلمان برای سازمان دهی کابینه وی در سال ۱۸۶۲، در گفته‌ها و نوشته‌های بسیارش که به بسیج کردن و انگیزه دادن به ناحیه شمال کمک شایانی کردند و در فرونشاندن جنجال صلح در انتخابات ریاست جمهوری ۱۸۶۴ آمریکا. کوپرهدز او را به خاطر نقض قانون اساسی، پا را فراتر از قدرت اجرایی خود گذاشتن، اجتناب از سازش و مصالحه در امر برده داری، اعلام قانون ازدواج، معوق گذاشتن حکم احضار به دادگاه، دستور بازداشت ۱۸ هزار مخالف من جمله مقامات دولتی و ناشران روزنامه‌ها و کشتار صدها هزار مردان جوانی که به عنوان سرباز در جنگ خدمت می‌کردند، مورد انتقاد قرار داد. جمهوری خواهان تندرو نیز او را به دلیل عملکرد کندش در خاتمه دادن به برده داری و عدم اعمال خشونت کافی نسبت به مناطق اشغال شده جنوبی به باد انتقاد گرفتند.

تاریخ نویسان بر این باورند که لینکلن بر نهادهای سیاسی و اجتماعی آمریکا تأثیری ماندگار بر جای نهاد به ویژه اینکه این روال را در پیش گرفت که تمرکز قدرت را در دولت فدرال افزایش دهد و از قدرت دولتهای ایالتی بکاهد. اعتبار او مدیون نقش در تعریف مسائل بزرگ و مهم، سازمان دهی جنگ داخلی و پیروزی در آن، از بین بردن برده داری، تجدید نظر در ارزشهای ملی، تشکیل حزب سیاسی نوین و حفظ آمریکا است. ترور او در نگاه میلیونها تن از مردم آمریکا شهادت محسوب شد.

نامه ابراهام لینكل به آموزگار فرزندش: او باید بداند كه همه مردم عادل و صادق نیستند. اما به فرزندم بیاموزید كه به ازای هر شیاد، انسانهای صدیق هم وجود دارند. به او بگویید در مقابل هر سیاست‌مدار خودخواه، رهبر با همتی هم وجود دارد. به او بیاموزید كه در برابر هر دشمن، دوستی هم هست. میدانم كه وقت می‌گیرد اما بیاموزید اگر با كار و زحمت خویش یك دالر بدست آورد بهتر از آن است كه جایی در زمین پنج دالر پیدا كند. به او بیاموزید كه از باختن پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن برحذر دارید. به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یاد آور شوید. اگر می‌توانید به او نقش مهم كتاب را در زندگی بیاموزید. به او بگویید تعمق كند، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان، به گلهای درون باغچه، به زنبورهای كه در هوا پرواز میكنند دقیق شود. به فرزندم بیاموزید كه در مدرسه بهتر این است كه مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد. به او یاد دهید كه با ملایم ها ملایم و با گردن كشها، گردن كش باشد. به عقایدش ایمان داشته باشد حتی اگر همه خلاف او حرف بزنند(و او را مسخره كنند). به او یاد دهید كه همه حرف ها را بشنود و سخنی را كه به نظرش درست می‌رسد انتخاب كند. ارزشهای زندگی را به فرزندم آموزش دهید. به او یاد دهید در اوج اندوه تبسم كند. به او بیاموزید كه در اشك ریختن خجالتی وجود ندارد. به او بیاموزید كه می‌تواند برای فكر و شعورش مبلغی تعیین كند اما قیمت گذاری برای دل بی معنا است. به او بگویید كه تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را برحق می‌داند پای سخنش مقاومت کند و استاد شود و با تمام قوا بجنگد. در كار تدریس به فرزندم ملایمت به خرج دهید اما از او یك ناز پرورده نسازید، بگذارید شجاع باشد. به او بیاموزید كه به مردم اعتقاد داشته باشد. توقع زیادی است اما ببینید كه می‌توانید چه كار كنید./

 

 


بالا
 
بازگشت